کانال رسمی گنجور
نسخهٔ خطی بسیار نفیسی از دیوان حافظ (دیوان حافظ، قاسم انوار و شمس مغربی به خط میر علی کاتب سلطانی نسخهبرداری شده در سال ۹۲۷ قمری) که اخیراً در گنجینهٔ گنجور در دسترس قرار گرفته به طور کامل بر اساس دیوان حافظ در گنجور فهرستگذاری شد و تقریباً تمام اشعار منتسب…
برای مشاهدهٔ زبانهٔ «فهرست» روی مرورگرهای موبایل باید در قسمت مشخص شده در تصویر به سمت چپ اسکرول کنید:
https://museum.ganjoor.net/items/hafez-magh-anv-bodleian-ms-ouseley-add175
https://museum.ganjoor.net/items/hafez-magh-anv-bodleian-ms-ouseley-add175
شاهنامه در یک نگاه، این بار تلاش شد تا این نمودار در یک قاب گنجانده شود:
نمایش این که چه چیزی در کجاست.
آمار از پارسا یارمحمدلو
بر مبنای تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق.
https://x.com/rasoulipour/status/1897355870062972996
نمایش این که چه چیزی در کجاست.
آمار از پارسا یارمحمدلو
بر مبنای تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق.
https://x.com/rasoulipour/status/1897355870062972996
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقایسهٔ بسامد یک واژه در بین آثار شاعران مختلف
توضیحات بیشتر را در این نشانی بخوانید:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/19/a-word-stats-by-cat/
توضیحات بیشتر را در این نشانی بخوانید:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/19/a-word-stats-by-cat/
نخستین دورهٔ جشنوارهٔ رزمآوا: نقالی و روایتگری شاهنامه، مهلت نامنویسی و ارسال آثار ۱۲ اسفند تا ۲۲ فروردین
https://www.razmavafestival.ir
https://www.razmavafestival.ir
در طراحی امکان مشق شعر تا کنون نقل قولهای دو شاعر مختلف را در نظر داشتهام تا این که به همت استاد و همراه گرامی گنجور آقای حجتالله عباسی چند مشق شعر از بازگوییهای سعدی و فردوسی از شعرهای خودشان در گنجور ثبت شد.
به همین جهت در صفحهٔ معرفی این سخنوران و در قسمت مشق شعر نام خودشان هم اضافه شد. برای سخنوران دیگر هم اگر مواردی پیشنهاد شود صفحات مشابه آنها اضافه خواهد شد.
مطالعهٔ توضیحات بیشتر در این نشانی:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/23/self-quotes/
به همین جهت در صفحهٔ معرفی این سخنوران و در قسمت مشق شعر نام خودشان هم اضافه شد. برای سخنوران دیگر هم اگر مواردی پیشنهاد شود صفحات مشابه آنها اضافه خواهد شد.
مطالعهٔ توضیحات بیشتر در این نشانی:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/23/self-quotes/
گنجورجور: جستجوگر معنایی گنجور
https://ganjoorjoor.net
گنجورجور (در دسترس از طریق نشانی ganjoorjoor.net) یک جستجوگر معنایی برای اشعار گنجور است که کاملاً مستقل از گنجور و به همت آقای آرمان جعفرنژاد طراحی شده است.
مزیت مهم جستجوگر معنایی آن است که به کلیدواژه وابسته نیست و مثلاً میتوانید با جستجوی عبارتی مثل «منظرههای زمستانی» -که قطعاً به این شکل در اشعار شاعران کهن به کار نرفته- اشعاری که چنین معنایی را میرسانند با دقت بیت پیدا کنید.
توضیحات بیشتر را اینجا بخوانید:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/24/ganjoorjoor/
https://ganjoorjoor.net
گنجورجور (در دسترس از طریق نشانی ganjoorjoor.net) یک جستجوگر معنایی برای اشعار گنجور است که کاملاً مستقل از گنجور و به همت آقای آرمان جعفرنژاد طراحی شده است.
مزیت مهم جستجوگر معنایی آن است که به کلیدواژه وابسته نیست و مثلاً میتوانید با جستجوی عبارتی مثل «منظرههای زمستانی» -که قطعاً به این شکل در اشعار شاعران کهن به کار نرفته- اشعاری که چنین معنایی را میرسانند با دقت بیت پیدا کنید.
توضیحات بیشتر را اینجا بخوانید:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/24/ganjoorjoor/
جستجوی معنایی در گنجور به کمک چتجیپیتی به روش آقای علیرضا گلپایگانی
https://x.com/a_golpayegani/status/1900582451274994027
https://x.com/a_golpayegani/status/1900582451274994027
Forwarded from دستنویسها و متون کهن فارسی (علی عشایری)
آن را که غمی بُوَد که بتواند گفت
غم از دلِ خود به گفت نتواند رُفت
این طرفهگلیست کز تو ما را بشکفت
نه رنگ توان نمود و نه بوی نهفت
(رسائل العشاق: گ ۱۳۸ر)
این رباعی در چندین متن کهن (با اختلافاتی) آمده و در اغلب آنها نام گویندهٔ رباعی ذکر نشده است. رباعی در نسخهٔ شمارهٔ ۶۵۱ کتابخانهٔ مجلس سنا (تصحیح محمدرضا ضیاء با عنوان «سفینهٔ شاعران قدیم» در جلد سوم متون ایرانی) نیز نقل شده است. مصحح سفینهٔ مذکور، واژهٔ «نتواند» در مصراع دوم را به «بتواند» تغییر داده و در حاشیه نوشته است: «در نسخهٔ ما «نتواند» آمده بود.» (متون ایرانی، دفتر سوم: ۴۷۶).
گفتنی است که ضبط «نتواند» هیچ خللی در معنای بیت وارد نمیکند و مصحح بدون توجه به نص نسخه و احتمالاً به پیروی از چندین متن مصحَح، آن را به «بتواند» تصحیح کرده است. حال به گواهی دستنویس رسائل العشاق و نظر به قدمت آن، ضبط «نتواند» نیز اعتبار مییابد. «نتواند» معنای رباعی را نهتنها مختل نمیکند، که اغراق شاعرانهای دارد: «آنکس که غمی در دلش هست و توانایی بیان آن را دارد، با ابراز و آشکار ساختن آن، نمیتواند دلش را از غم پاک کند. طرفه آنکه ما از تو غمی داریم (که از بیم رسوایی) ذرهای از آن را نمیتوان بیان کرد؛ هرچند در نهایت پنهان نمیماند و رسوا خواهیم شد.»
بعید نیست که کاتبان یا برخی مصححان دیگر هم «نتواند» را به «بتواند» تغییر داده باشند. باید نسخ تمامی آن متنها را دید که از حوصلهٔ این یادداشت خارج است.
مآخذی که متن آنها «بتواند» است: کلیات شمس، ج ۸، ص ۷۱؛ نزهة المجالس، ص ۵۲۹ (بدون نام گوینده)؛ خلاصة الاشعار فی الرباعیات، ص ۳۸ (به نام کمالالدّین اسماعیل)؛ روضة الناظر، گ ۲۹۸پ (بدون نام گوینده)؛ مکتوبات مولانا، ص ۱۲۵؛ نامههای عینالقضات، ج ۲، ص ۳۲۳؛ جامع الستین، ص ۱۳۵؛ همان، ص ۴۸۲؛ لمعة السراج، ص ۲۱۶؛ رَوح الارواح، ص ۵۹۹. نیز بیت نخست بهتنهایی در سندبادنامه (آتش)، ص ۵۳؛ سندبادنامه (کمالالدینی)، ص ۳۹ آمده است.
مآخذی که متن آنها «نتواند» است: رسائل العشاق: گ ۱۳۸ر (بدون نام گوینده)؛ متون ایرانی، دفتر سوم، «سفینۀ شاعران قدیم»، ص ۴۷۶ (بدون نام گوینده)؛ جُنگ رباعیات سعد الهی، گ ۷۵ر (بدون نام گوینده)؛ راحة الارواح، ص ۱۸۲؛ سفینۀ صائب، گ ۳۶پ (به نام مولوی)؛ همان، گ ۱۹۷ر-۱۹۷پ (بدون نام گوینده).
ضمناً بیت دوم این رباعی بهتنهایی در مرزباننامه، ص ۴۷۳؛ معارف بهاءِ ولد، ج ۱، ص ۱۰ نقل شده است.
https://www.tgoop.com/PersianManuscripts
غم از دلِ خود به گفت نتواند رُفت
این طرفهگلیست کز تو ما را بشکفت
نه رنگ توان نمود و نه بوی نهفت
(رسائل العشاق: گ ۱۳۸ر)
این رباعی در چندین متن کهن (با اختلافاتی) آمده و در اغلب آنها نام گویندهٔ رباعی ذکر نشده است. رباعی در نسخهٔ شمارهٔ ۶۵۱ کتابخانهٔ مجلس سنا (تصحیح محمدرضا ضیاء با عنوان «سفینهٔ شاعران قدیم» در جلد سوم متون ایرانی) نیز نقل شده است. مصحح سفینهٔ مذکور، واژهٔ «نتواند» در مصراع دوم را به «بتواند» تغییر داده و در حاشیه نوشته است: «در نسخهٔ ما «نتواند» آمده بود.» (متون ایرانی، دفتر سوم: ۴۷۶).
گفتنی است که ضبط «نتواند» هیچ خللی در معنای بیت وارد نمیکند و مصحح بدون توجه به نص نسخه و احتمالاً به پیروی از چندین متن مصحَح، آن را به «بتواند» تصحیح کرده است. حال به گواهی دستنویس رسائل العشاق و نظر به قدمت آن، ضبط «نتواند» نیز اعتبار مییابد. «نتواند» معنای رباعی را نهتنها مختل نمیکند، که اغراق شاعرانهای دارد: «آنکس که غمی در دلش هست و توانایی بیان آن را دارد، با ابراز و آشکار ساختن آن، نمیتواند دلش را از غم پاک کند. طرفه آنکه ما از تو غمی داریم (که از بیم رسوایی) ذرهای از آن را نمیتوان بیان کرد؛ هرچند در نهایت پنهان نمیماند و رسوا خواهیم شد.»
بعید نیست که کاتبان یا برخی مصححان دیگر هم «نتواند» را به «بتواند» تغییر داده باشند. باید نسخ تمامی آن متنها را دید که از حوصلهٔ این یادداشت خارج است.
مآخذی که متن آنها «بتواند» است: کلیات شمس، ج ۸، ص ۷۱؛ نزهة المجالس، ص ۵۲۹ (بدون نام گوینده)؛ خلاصة الاشعار فی الرباعیات، ص ۳۸ (به نام کمالالدّین اسماعیل)؛ روضة الناظر، گ ۲۹۸پ (بدون نام گوینده)؛ مکتوبات مولانا، ص ۱۲۵؛ نامههای عینالقضات، ج ۲، ص ۳۲۳؛ جامع الستین، ص ۱۳۵؛ همان، ص ۴۸۲؛ لمعة السراج، ص ۲۱۶؛ رَوح الارواح، ص ۵۹۹. نیز بیت نخست بهتنهایی در سندبادنامه (آتش)، ص ۵۳؛ سندبادنامه (کمالالدینی)، ص ۳۹ آمده است.
مآخذی که متن آنها «نتواند» است: رسائل العشاق: گ ۱۳۸ر (بدون نام گوینده)؛ متون ایرانی، دفتر سوم، «سفینۀ شاعران قدیم»، ص ۴۷۶ (بدون نام گوینده)؛ جُنگ رباعیات سعد الهی، گ ۷۵ر (بدون نام گوینده)؛ راحة الارواح، ص ۱۸۲؛ سفینۀ صائب، گ ۳۶پ (به نام مولوی)؛ همان، گ ۱۹۷ر-۱۹۷پ (بدون نام گوینده).
ضمناً بیت دوم این رباعی بهتنهایی در مرزباننامه، ص ۴۷۳؛ معارف بهاءِ ولد، ج ۱، ص ۱۰ نقل شده است.
https://www.tgoop.com/PersianManuscripts
کانال رسمی گنجور
آن را که غمی بُوَد که بتواند گفت غم از دلِ خود به گفت نتواند رُفت این طرفهگلیست کز تو ما را بشکفت نه رنگ توان نمود و نه بوی نهفت (رسائل العشاق: گ ۱۳۸ر) این رباعی در چندین متن کهن (با اختلافاتی) آمده و در اغلب آنها نام گویندهٔ رباعی ذکر نشده است. رباعی…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توضیحاتی در مورد امکانات مشابهیابی بر اساس وزن و قافیه (همآهنگها) و همینطور نحوهٔ پیشنهاد مشق شعر در گنجور
چندی پیش دوست گرامی آقای حامد اشراقی پیشنهاد کردند که با پیگیری و کسب اجازه از محضر استاد رباعیات اصیل و محتمل خیام را از نظر آقای میرافضلی از روی کتاب ایشان استخراج کنند و آن را در گنجور در دسترس قرار دهند و هماکنون حاصل زحمت آقای اشراقی در گنجور در دسترس است.
توضیحات بیشتر را اینجا بخوانید:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/25/khayyam-mirafzali/
توضیحات بیشتر را اینجا بخوانید:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/25/khayyam-mirafzali/
با گنجورک به نشانی ganjoorak.ir که با تلاش آقای هادی آذرنسب و به طور مستقل از گنجور ساخته شده میتوانید یک شعر تصادفی از گنجور را بخوانید و در صورتی که برای آن روی گنجور خوانشی وجود داشته باشد به خوانشهای آن گوش کنید.
توضیحات بیشتر:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/26/ganjoorak/
توضیحات بیشتر:
https://blog.ganjoor.net/1403/12/26/ganjoorak/
Forwarded from پارسیشناسی | گویشور (Radi)
Forwarded from کتاب و نگاه
#پیشنهاد_مطالعه:
#گنجور
قدرتِ بینهایتْ کوچکها
شناخت اجتماعی وبسایت گنجور
نویسنده: #مهدی_سلیمانیه
#نشر_آرما
۱۸۹ صفحه
@MasoudQorbani7
#گنجور
قدرتِ بینهایتْ کوچکها
شناخت اجتماعی وبسایت گنجور
نویسنده: #مهدی_سلیمانیه
#نشر_آرما
۱۸۹ صفحه
@MasoudQorbani7
Forwarded from کتاب و نگاه
🔅 از سِنِجان تا فلات ایران!
داستان گنجور
مسعود قربانی
#مهدی_سلیمانیه پژوهشی را پیش گرفته که در آن نهادهایِ فرهنگیِ مردمیِ بعد از انقلاب را مورد بررسی قرار میدهد.
در این پژوهش سه ملاک اساسی مورد تأکید است:
• فعالیت نهادی در حوزهی فرهنگ،
• استقلال از ساختار حاکمیتی،
• تداوم فعالیت.
این پژوهش با کتابفروشی امام مشهد و بانیاش، رضا رجبزاده، آغاز و در دومین ایستگاه به وبسایت ادبی گنجور و ایدهپرداز و سازندهاش #حمیدرضا_محمدی رسیده است.
🔅 سلیمانیه کتابش را ادای دینی به کسانی میداند که بیچشمداشت و گمنام چیزی به فرهنگ این دیار افزودهاند. انتخابهای او میتوانند کتابفروشیای در یک شهر کوچک، آموزشگاهی هنری یا جمعی تأثیرگذار که ادب و هنر را محور گفتگوهای خویش قرار دادهاند، باشند. او در دستهبندی هفتگانهای که برای کار پژوهشیاش ارائه داده، در نظر دارد حداقل یک نمونه را برای تحلیل جامعهشناسانه برگزیند.
اما پرداختن به گنجور، همچنان که برای نویسنده و خیلی از ما چنین بوده، از بس که آشنا است، کمی غریب میآید!
سالهاست که سایت گنجور در هر جستجویی در حوزهی ادب و شعر، اولین بازوی کمکی و راهنمای کاوشگر بوده است؛ بدون آنکه کنجکاو شویم داستان شکلگیریاش چه بوده و چگونه متولد و بدینجا رسیده است! حالا سلیمانیه بی هیچ سفارشی و بیآنکه بخواهد تبلیغ کسی را کند، میخواهد داستان این شبه نهاد مؤثر در زندگی روزانهی فارسیزبانان را تعریف کند:
🔅 سلیمانیه در پسرِ ساکتِ سِنِجان به زندگی عجیب حمیدرضا محمدی که از اراک و منطقهای که حالا جزئی از آن شده، به نام سِنجان آغاز میکند.
حمیدرضای ساکتی که قهرمان زندگیاش ناپدریِ دستفروش او است؛ به واسطهی فهم شهودی بالای سیدکمال، خواندنی فراتر از کتاب و درس را در برنامهی زندگی خود میگزیند و با ایثار پدر و مادر و آرامشی که در محیط خانه داشته، دو متضاد را، یکی حمیدرضای خجالتی و گوشهگیر و دیگری حمیدرضای با اعتماد به نفس و جسور، به آشتی یکدیگر میآورد واینچنین سنگبنای کارهای بزرگ آینده را میگذارد!
شعر که تنهایی میطلبد، درفضای دلانگیز سنجان در دل حمیدرضا جوانه میزند و جستجوگری و خلقِ راههای نو در مدرسه و خاطراتی شگرف از رفتارهای برخی معلمان، چراغِ راهش میشود.
جنگ و پایان دلهرهآفرینش در اراک؛ کتابخانهی کوچک سنجان؛ مذهبی که انگار کارکردش تنها برای او تعزیه و تمرین سرایش شعر بود؛ مدرسهی نمونهای که کلاسِ متفاوت کامپیوترش در آن روزها از همه جا برایش عجیب و خواستنیتر بود... همه و همه به دانشگاه و اصفهان و رشتهی نرمافزار میرساندش.
«برنامهنویسی، چیزی بود که او را برمیانگیخت. شور و شوق را در وجودش زنده میکرد» (ص60) و به او قدرت میداد! اما در آن روزگار برنامهنویسی بازاری نداشت و حمیدرضا محمدی نیز آرایشگری نبود که بخواهد تنها به اصلاح سر خود بپردازد! او در دنیای واقعی و چالشهایش پیِ کاری بود؛ کارستان!
ادارهی گاز اراک و چندین کار خلاقانه، ثبت و راهاندازی ناتمام شرکتی خصوصی و نهایتاً عزیمت به تهران، «شهر حبابهای تنهایی» (ص68) در بیست و شش سالگی و کار در شرکتهای مختلف و از همه مهمتر برداشتن قدمهای کوچک در همان حباب تنهایی! که در ابتدا «انگار یک بازیگوشیِ محوِ مبهمِ بلندپروازانه» (ص 73) بیش نبود و تنها میتوانست عطشِ علاقهاش به ادبیات و دانشِ تخصصیاش را به هم برساند؛
گنجور را آفرید.
«حمیدرضا انگار حالا جایی را پیدا کرده بود که تقاطع گذشته و آیندهاش بود. جایی که در حال، پسرک سِنِجانی، در کُنج اتاقش، درازکش، شعرهای فارسی را با صدای درگلو افتاده، روخوانی میکند و آنسوتر، حمیدرضای برنامهنویس، در سکوت، همان اشعار را به کدهایی بدل میکند که میچرخند و بالا میروند...حالا انگار صدای شعرخواندنهایش از گوشهی اتاق خانهی روستاییشان در سنجان داشت بلند و بلندتر میشد..» (ص77)
حمیدرضا جنگجوی هیچ رسالت بزرگی نبود: «گنجور بیش از همه یک سفر دلپذیرشخصی بود..باعث میشد ادامه دهد..باعث میشد نبُرَد» (ص78)
«گنجور پروژهای نبود که حمیدرضا از اول نقشهی آن را چیده باشد.گنجور راه بود.» (ص 86) و ازهمه مهمتر مخاطب اصلیاش خودش بود!
مسابقهای نداشت، کیسهای هم برایش ندوخته بود..
ولی وقتی کار استوارترشد، مخاطبان دیگر همچون خودش علاقمندانه به گنجور رجوع کردند و تعاملی فعالانه را آغازکردند.
«این یک جامعه بود که داشت آرام آرام، یک همسرایی و بازاندیشی جمعی به میراث خود را تمرین میکرد»(ص79)
همانها در کنار روحیهی مسالمتجوی محمدی وقتی گنجور مدتی فیلتر شد، بیسلاح وبسایتشان را آزاد کردند و در جنگیدنی بدون جنگ، رهایش ساختند..
حالا گنجور در آستانهی بیست سالگی، حداقل مهمان یک تن از شش فارسیزبان است و دراو میتوان
قدرت نادیده انگاشته شدهی بینهایتْ کوچکها را حس کرد.
@MasoudQorbani7
داستان گنجور
مسعود قربانی
#مهدی_سلیمانیه پژوهشی را پیش گرفته که در آن نهادهایِ فرهنگیِ مردمیِ بعد از انقلاب را مورد بررسی قرار میدهد.
در این پژوهش سه ملاک اساسی مورد تأکید است:
• فعالیت نهادی در حوزهی فرهنگ،
• استقلال از ساختار حاکمیتی،
• تداوم فعالیت.
این پژوهش با کتابفروشی امام مشهد و بانیاش، رضا رجبزاده، آغاز و در دومین ایستگاه به وبسایت ادبی گنجور و ایدهپرداز و سازندهاش #حمیدرضا_محمدی رسیده است.
🔅 سلیمانیه کتابش را ادای دینی به کسانی میداند که بیچشمداشت و گمنام چیزی به فرهنگ این دیار افزودهاند. انتخابهای او میتوانند کتابفروشیای در یک شهر کوچک، آموزشگاهی هنری یا جمعی تأثیرگذار که ادب و هنر را محور گفتگوهای خویش قرار دادهاند، باشند. او در دستهبندی هفتگانهای که برای کار پژوهشیاش ارائه داده، در نظر دارد حداقل یک نمونه را برای تحلیل جامعهشناسانه برگزیند.
اما پرداختن به گنجور، همچنان که برای نویسنده و خیلی از ما چنین بوده، از بس که آشنا است، کمی غریب میآید!
سالهاست که سایت گنجور در هر جستجویی در حوزهی ادب و شعر، اولین بازوی کمکی و راهنمای کاوشگر بوده است؛ بدون آنکه کنجکاو شویم داستان شکلگیریاش چه بوده و چگونه متولد و بدینجا رسیده است! حالا سلیمانیه بی هیچ سفارشی و بیآنکه بخواهد تبلیغ کسی را کند، میخواهد داستان این شبه نهاد مؤثر در زندگی روزانهی فارسیزبانان را تعریف کند:
🔅 سلیمانیه در پسرِ ساکتِ سِنِجان به زندگی عجیب حمیدرضا محمدی که از اراک و منطقهای که حالا جزئی از آن شده، به نام سِنجان آغاز میکند.
حمیدرضای ساکتی که قهرمان زندگیاش ناپدریِ دستفروش او است؛ به واسطهی فهم شهودی بالای سیدکمال، خواندنی فراتر از کتاب و درس را در برنامهی زندگی خود میگزیند و با ایثار پدر و مادر و آرامشی که در محیط خانه داشته، دو متضاد را، یکی حمیدرضای خجالتی و گوشهگیر و دیگری حمیدرضای با اعتماد به نفس و جسور، به آشتی یکدیگر میآورد واینچنین سنگبنای کارهای بزرگ آینده را میگذارد!
شعر که تنهایی میطلبد، درفضای دلانگیز سنجان در دل حمیدرضا جوانه میزند و جستجوگری و خلقِ راههای نو در مدرسه و خاطراتی شگرف از رفتارهای برخی معلمان، چراغِ راهش میشود.
جنگ و پایان دلهرهآفرینش در اراک؛ کتابخانهی کوچک سنجان؛ مذهبی که انگار کارکردش تنها برای او تعزیه و تمرین سرایش شعر بود؛ مدرسهی نمونهای که کلاسِ متفاوت کامپیوترش در آن روزها از همه جا برایش عجیب و خواستنیتر بود... همه و همه به دانشگاه و اصفهان و رشتهی نرمافزار میرساندش.
«برنامهنویسی، چیزی بود که او را برمیانگیخت. شور و شوق را در وجودش زنده میکرد» (ص60) و به او قدرت میداد! اما در آن روزگار برنامهنویسی بازاری نداشت و حمیدرضا محمدی نیز آرایشگری نبود که بخواهد تنها به اصلاح سر خود بپردازد! او در دنیای واقعی و چالشهایش پیِ کاری بود؛ کارستان!
ادارهی گاز اراک و چندین کار خلاقانه، ثبت و راهاندازی ناتمام شرکتی خصوصی و نهایتاً عزیمت به تهران، «شهر حبابهای تنهایی» (ص68) در بیست و شش سالگی و کار در شرکتهای مختلف و از همه مهمتر برداشتن قدمهای کوچک در همان حباب تنهایی! که در ابتدا «انگار یک بازیگوشیِ محوِ مبهمِ بلندپروازانه» (ص 73) بیش نبود و تنها میتوانست عطشِ علاقهاش به ادبیات و دانشِ تخصصیاش را به هم برساند؛
گنجور را آفرید.
«حمیدرضا انگار حالا جایی را پیدا کرده بود که تقاطع گذشته و آیندهاش بود. جایی که در حال، پسرک سِنِجانی، در کُنج اتاقش، درازکش، شعرهای فارسی را با صدای درگلو افتاده، روخوانی میکند و آنسوتر، حمیدرضای برنامهنویس، در سکوت، همان اشعار را به کدهایی بدل میکند که میچرخند و بالا میروند...حالا انگار صدای شعرخواندنهایش از گوشهی اتاق خانهی روستاییشان در سنجان داشت بلند و بلندتر میشد..» (ص77)
حمیدرضا جنگجوی هیچ رسالت بزرگی نبود: «گنجور بیش از همه یک سفر دلپذیرشخصی بود..باعث میشد ادامه دهد..باعث میشد نبُرَد» (ص78)
«گنجور پروژهای نبود که حمیدرضا از اول نقشهی آن را چیده باشد.گنجور راه بود.» (ص 86) و ازهمه مهمتر مخاطب اصلیاش خودش بود!
مسابقهای نداشت، کیسهای هم برایش ندوخته بود..
ولی وقتی کار استوارترشد، مخاطبان دیگر همچون خودش علاقمندانه به گنجور رجوع کردند و تعاملی فعالانه را آغازکردند.
«این یک جامعه بود که داشت آرام آرام، یک همسرایی و بازاندیشی جمعی به میراث خود را تمرین میکرد»(ص79)
همانها در کنار روحیهی مسالمتجوی محمدی وقتی گنجور مدتی فیلتر شد، بیسلاح وبسایتشان را آزاد کردند و در جنگیدنی بدون جنگ، رهایش ساختند..
حالا گنجور در آستانهی بیست سالگی، حداقل مهمان یک تن از شش فارسیزبان است و دراو میتوان
قدرت نادیده انگاشته شدهی بینهایتْ کوچکها را حس کرد.
@MasoudQorbani7
اساسینز کرید یا کیش قاتلان؟ مصائب ترجمهی نام بازیها به فارسی
https://www.digikala.com/mag/on-the-challenges-of-translating-game-titles-to-persian/
https://www.digikala.com/mag/on-the-challenges-of-translating-game-titles-to-persian/
دیجیکالا مگ
اساسینز کرید یا کیش قاتلان؟ مصائب ترجمهی نام بازیها به فارسی
هرکس که به زبان فارسی دربارهی بازیهای ویدیویی نوشته باشد، احتمالاً سر ترجمهی نام بازیها با چالش روبرو شده. اما ریشهی آن چیست؟
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
این مطلب را در این نشانی مطالعه کنید:
https://blog.ganjoor.net/1404/01/04/ai-complaints/
این مطلب را در این نشانی مطالعه کنید:
https://blog.ganjoor.net/1404/01/04/ai-complaints/
کانال رسمی گنجور
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید! این مطلب را در این نشانی مطالعه کنید: https://blog.ganjoor.net/1404/01/04/ai-complaints/
نظر دوست گرامی گنجور آقای مجتبی:
https://blog.ganjoor.net/1404/01/04/ai-complaints/#comment-653999
با سپاس از محبت ایشان
https://blog.ganjoor.net/1404/01/04/ai-complaints/#comment-653999
با سپاس از محبت ایشان
امکان ویرایش زندگینامهها و توضیحات بخشها
توضیحات بیشتر را اینجا بخوانید:
https://blog.ganjoor.net/1404/01/05/cat-editor/
توضیحات بیشتر را اینجا بخوانید:
https://blog.ganjoor.net/1404/01/05/cat-editor/
کانال رسمی گنجور
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید! این مطلب را در این نشانی مطالعه کنید: https://blog.ganjoor.net/1404/01/04/ai-complaints/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طی روزهای اخیر میزان مشارکت همراهان گنجور در بازبینی خروجیهای هوش مصنوعی افزایش یافته است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از حدود ۴ سال پیش تا به حال بیش از پنجاههزار ویرایش (شامل تصحیح غلطهای تایپی و همینطور معنیها) توسط بیش از ۱۵۰۰ تن از کاربران گنجور انجام شده.
به این ترتیب متن گنجور روز به روز آهسته و با قدمهای کوچک اما به شکل پیوسته در دست بهبود است.
به این ترتیب متن گنجور روز به روز آهسته و با قدمهای کوچک اما به شکل پیوسته در دست بهبود است.