tgoop.com/Goftaab/322
Last Update:
چگونه مشتی خاک، بیشتر از توییتر، حس همبستگی ایجاد کرد
https://nkowsar.substack.com/p/how-a-pile-of-dirt-built-more-community?r=cywfv&triedRedirect=true
SuperAdobe: هنر ساخت خانه و پیوندهای اجتماعی
خبرنگاری که از CalEarth بازدید کرد، یکی از خانههای شگفتانگیز آنجا را اینگونه توصیف کرد:
"… نکته قابل توجه در مورد این سازه چیزی است که بازدیدکنندگان نمیتوانند ببینند: این خانه قادر است در برابر یک فاجعه طبیعی عظیم مقاومت کند—خواه گردباد باشد، طوفان، زلزله یا آتشسوزی."
خبرنگار به هدف نادر خلیلی در تأمین سرپناه برای بیخانمانها اشاره کرد، که بدون شک هدفی ارزشمند است. اما آنچه در گزارش لسآنجلس تایمز نیافتم، چیزی حتی قدرتمندتر بود—جنبه اجتماعی و همبستگی در ساخت Superadobe.
تصور کنید: ساکنان پسیفیک پلسیدز و آلتادنا که در آتش سوختند آستینهای خود را بالا زدهاند، کنار یکدیگر خانه میسازند—نه فقط برای خودشان، بلکه برای همسایگانشان. همسایگانی که برای یکبار هم که شده، تصمیم گرفتهاند واقعاً «همسایه» باشند. یا تصور کنید برد پیت که عمارت مجلل هالیوودیاش را با تلی از کیسههای شن عوض کرده، عرق از چهرهاش میچکد، درحالیکه برای بیخانمانهای لسآنجلس، Superadobe کوچک میسازد. حالا این یک تیتر جنجالی خواهد بود!
یا بهتر از آن، هزاران نفر از ساکنان لسآنجلس این روش را یاد بگیرند و یکی از بزرگترین چالشهای کالیفرنیا—مسکن ارزان، مقاوم در برابر آتش و بلایای طبیعی—را حل کنند. بهجای انتظار برای یک پروژه گرانقیمت دیگر یا یک گزارش دولتی دیگر، مردم میتوانند خودشان دستبهکار شوند. چون واقعیت این است که اگر گروهی از شرکتکنندگان در یک کارگاه آموزشی آخر هفته—که بسیاری از آنها حتی یک قفسه IKEA هم نساخته بودند—توانستند این کار را در عرض چند روز یاد بگیرند، شاید راهحل به آن پیچیدگیای که به ما گفتهاند، نباشد.
البته، متقاعد کردن مردم برای اینکه زیرانداز یوگای خود و قهوه روزانه را با بیل و کیسههای شن عوض کنند، شاید سختتر از این باشد که یک کارگزار هالیوودی جواب تماستان را بدهد. اما تصور کنید تأثیر این حرکت را—اگر فقط تعداد کمی از مردم لسآنجلس، فنجانهای نوشیدنی ماچای گرانقیمت خود را کنار بگذارند و یک ماله بردارند، کل محلهها میتوانند متحول شوند. کمپهای بیخانمانها جای خود را به خانههایی محکم و باکرامت خواهند داد. و شاید، فقط شاید، بهجای حل بحران مسکن از طریق توییت کردن درباره آن از یک فضای کار اشتراکی، مردم واقعاً دستهایشان را خاکی کنند—به معنای واقعی کلمه.
در آن روزها، از سایر شرکتکنندگان—چه آمریکایی و چه از سایر کشورها—چیزهای زیادی یاد گرفتم. یکی از آنها دیوید، بازیکن سابق NFL بود که جملهای گفت که در ذهنم ماندگار شد. او که از دوران کودکی در تیمهای ورزشی حضور داشت، گفت که هرگز چنین حس همکاریای را تجربه نکرده بود.
آنجا، در دل بیابان، درحالیکه کیسههای خاک را روی هم میچیدیم، او بدون لحظهای تردید به همتیمیهایش تکیه میکرد. میتوانست روی گنبد بایستد، تعادلش را حفظ کند، کیسهها را مدیریت کند و خاک را درون گونی بریزد، بدون اینکه نگران سقوط باشد. چرا؟ چون او میدانست—بیهیچ شک و تردیدی—که همه پشتش هستند.
نه قراردادی در میان بود، نه کتابچه راهنمای بازی، نه مصاحبههای مطبوعاتی پس از مسابقه—فقط گروهی از آدمها که کنار هم کار میکردند، با تکیه بر اعتماد، یک هدف مشترک، و مقدار زیادی خاک.
BY گفتآب؛ دیالوگهای محیط زیستی درباره آب

Share with your friend now:
tgoop.com/Goftaab/322