H.R.A
Novan – Bi To Har Shab
به صحرا رفتم و آنجا کسی در گوش من میگفت
جهان با این همه وسعت شده زندان دلتنگی
جوانی رفت و هستم همچنان دلخوش به این جمله:
که یک روزی به پایان میرسد دوران دلتنگی
#حمیدرضا_آبروان
جهان با این همه وسعت شده زندان دلتنگی
جوانی رفت و هستم همچنان دلخوش به این جمله:
که یک روزی به پایان میرسد دوران دلتنگی
#حمیدرضا_آبروان
اینکه من تشنهی دیدار توام، کافی نیست؟
یا شب و روز گرفتار توام، کافی نیست؟
اینکه با رنج و عذابی که روا میداری
همچنان یار وفادار توام کافی نیست؟
#حمیدرضا_آبروان
یا شب و روز گرفتار توام، کافی نیست؟
اینکه با رنج و عذابی که روا میداری
همچنان یار وفادار توام کافی نیست؟
#حمیدرضا_آبروان
H.R.A
عمری نگرفتی خبر از حال و هوامان دیوانه دل ماست که دائم نگران است #حمیدرضا_آبروان
احساس زلالم به تو هرگز نشود خشک
چون رود جلو میرود و در جریان است
دل زنده به آن است که بیمار تو باشد
بی روی تو چیزی که ندارد ضربان است
#حمیدرضا_آبروان
چون رود جلو میرود و در جریان است
دل زنده به آن است که بیمار تو باشد
بی روی تو چیزی که ندارد ضربان است
#حمیدرضا_آبروان
آمدی و اندک اندک نور تاباندی به دل
ظلمتم پایان گرفت و ماه نامیدم تو را
برق چشمانت ربود از من توانِ اختیار
گر خدا مانع نمیشد میپرستیدم تو را
#حمیدرضا_آبروان
ظلمتم پایان گرفت و ماه نامیدم تو را
برق چشمانت ربود از من توانِ اختیار
گر خدا مانع نمیشد میپرستیدم تو را
#حمیدرضا_آبروان
H.R.A
هزاران زخم را با یک تبسّم میکنم پنهان و هر جایی به صورت میگذارم این نقابم را #حمیدرضا_آبروان
نبودی و همیشه با خیالت زندگی کردم
خوشم با فکر و رویاها، نگیر از من سرابم را
بده ساقی به دستم جام و پیوسته مرا دریاب
که امشب مثل هر شب تلخ مینوشم شرابم را
#حمیدرضا_آبروان
خوشم با فکر و رویاها، نگیر از من سرابم را
بده ساقی به دستم جام و پیوسته مرا دریاب
که امشب مثل هر شب تلخ مینوشم شرابم را
#حمیدرضا_آبروان
H.R.A
امشبم تاریکم و در آسمانم ماه نیست جز خدا از حال و احوالم کسی آگاه نیست #حمیدرضا_آبروان
قید دنیا را زدن یا زندگی با درد و رنج؟
انتخابم هر چه باشد ذرّهای دلخواه نیست
روزگارا پاسخم دِه من نمیدانم چرا
عمر غمها مثل عمر خندهها کوتاه نیست
#حمیدرضا_آبروان
انتخابم هر چه باشد ذرّهای دلخواه نیست
روزگارا پاسخم دِه من نمیدانم چرا
عمر غمها مثل عمر خندهها کوتاه نیست
#حمیدرضا_آبروان
H.R.A
گفته بودی ببر از یاد مرا، هیچ مگو! کی توانم که من از قلب خودم دل بکنم؟ #حمیدرضا_آبروان
آخرِ قصّهی عشّاق چرا تنهایی است؟
باید این قاعده را یک تنه بر هم بزنم
از خدا خواستهام معجزهی عشق تو را
قطرهای کوچکم و در پیِ دریا شدنم
#حمیدرضا_آبروان
باید این قاعده را یک تنه بر هم بزنم
از خدا خواستهام معجزهی عشق تو را
قطرهای کوچکم و در پیِ دریا شدنم
#حمیدرضا_آبروان
خوردهام باده ولی از همه هشیارترم
نیمه شب آمده و از همه بیدارترم
واعظان جمله به بد گفتنِ من مشغولند
گرچه میدانم از این طایفه دیندارترم
#حمیدرضا_آبروان
نیمه شب آمده و از همه بیدارترم
واعظان جمله به بد گفتنِ من مشغولند
گرچه میدانم از این طایفه دیندارترم
#حمیدرضا_آبروان