tgoop.com/Sohail_Karimi/2211
Last Update:
📰 حرامیها
:: سهیل کریمی
١٧ دی ١۴٠٣
در دوران بچهگی، بارها و بارها فیلمی را تماشا کرده بودم به اسم «پاپیون» که هر بار هم عاشق دیدن سکانس پایانیاش بودم آنجا که پاپیون که قهرمان قصه بود، پس از یک عمر جنگ برای احقاق حقی که ازش ضایع کرده بودند، از جزیرهای که در آن زندانی بود خود را از ارتفاع به داخل دریا انداخته و با شناور سادهای که ساخته بود به سمت آزادی جلو میرود و در همان حال فریاد میزند «حرومزادهها! من هنوز زندهام.»
و اما بعد...
باز چوبی بلند کردیم و باز صدای گربهسیاهها از ١٠٠ جا بلند شد. باز موسم افشاگری رسید و باز مافیای تباهی و سیاهی به تکاپو افتاد. دو سِری از واقعیات موجود در یکی از شرکتهای تابعهی دولت را نوشتم و سعی کردم پروندهاش را با رییس جمهور مرور کنم، از چندین و چند جا یا پیغام دادند، یا زنگ زدند یا تهمت پروژهگیری حوالهمان کردند. خیلیها که به برکت نان و نوای انقلاب در نهادها امنیتی تا توانستند حرام به شکمهاشان چپاندهاند که حتا بچههایشان هم حرامزاده شدند، حالا تهمت پروژهگیری به من میزنند. ٣٠ سال است در رسانه از هیچ حق پایمال شدهای نگذشتهام و هر جا توان داشتم با حنجرهام فریاد زدم بدون آنکه پشیزی حرام به زندهگیام راه بدهم، حالا در کنار این اتهام یک مشت حرامی دیگر، دور افتادهاند با ابزار تهدید و تحدید و تطمیع، جلوی گفتن حق را بگیرند.
آهای حرامخوارها! از دوستان امنیتیتان بخواهید آنالیز ٣٠ سال گذشتهی سهیل کریمی را برایتان ترسیم کنند. از دو نهاد امنیتی اصلی کشور که سالهاست سنگها را بستهاند و سگها را رها کردهاند و هستههای فاسدشان حتا قلادهی سگها را به گردن انداختهاند تا خیلی جاها برای مافیا پارس کنند بخواهید برایتان ماجرای به آب و آتش زدنشان برای لکهدار کردن شأنیت ماها را روایت کنند. برایتان بگویند کدام هستهی فاسد از کدام نهاد امنیتی متوسل به گسیل یک فاحشهی فاحشهزاده با عنوان هنرمند و پرستو شد و دلخوش به سناریوی خیالیشان بود و هستهی فاسد آن نهاد امنیتیِ دیگر نقش کاتالیزور معرکه را به عهده گرفته بود. یک مشت آشغال دو زاری هم به اسم متصدی فلان امور در فلان بنیاد و ارگان و مخبر فلان سرویس امنیتی و فلان دستگاه قضایی که این روزها به بسترگستری و شکمچراندن و زیرشکم یَلاندن مشغولاند، مأموریت ترویج شایعات را به عهده داشتند. نان سفرهمان را میخوردند و حرمتش را به نجاست میکشاندند. همانها که اگر نبود خمینی و انقلابش، شغل اصلیشان فروش ژتون در فلان قلعه بود در محلهی جمشید تهران.
جنابان! حرام چنان در گوشت و خونتان عجین گشته که برای اتهامزنی همه را به کیش خود میپندارید. اگر فسادی صورت گرفت و حقی خورده شد و کسی حقی را فریاد زد، پس حتماً مثل شماها بابت این افشاگریهایش حق الحساب گرفته! وقتی صحبت حق که میشود آسمان ریسمان میبافید که شورای تأمین گفته در این موقعیت نباید به این موضوع دامن زده شود. شورای تأمین آن موقع که صدها میلیارد تومان حقوق بیتالمال خورده میشد کجا بود؟ شورای تأمین اگر دلش برای امنیت این کشور و مردم و انقلاب میسوخت که غیرت به خرج میداد و جلوی تضییع حقوق مردم را میگرفت!
در پاسخ دوستی که واسطه کرده بودید هم گفتم؛ بله. ما هم پروژه میگیریم. منتها با سفارش خمینی. پروژههای ما را خمینی سالها پیش تعریف کرده منتها ما بچههای خمینی این پروژهها را صلواتی به سر منزل مقصود میرسانیم، نه با پول سیاه و کثیف و نجس مافیا.
از جایی دیگر زنگ میزنند میگویند «این چیزها که کریمی مینویسد خواست طرفداران پزشکیان است. آنها هم میخواهند فلانی نباشد.» اولاً که در مثل مناقشه نیست و سگ زرد برادر شغال است. بعد هم من نمیگویم فلانی در رأس امورتان نباشد. باشد. منتها به تخلفاتشان رسیدهگی شود. خودشان را به دستگاه قضا معرفی کنند و بپذیرند حقوق بیتالمال را پایمال کردهاند.
علی ای حال، چه شما باشید یا رقیبتان که همه جا چو انداخته حکم مدیریتش خورده و امروز و فرداست که مراسم معارفهش هم برگزار شود، من به عنوان بچه مسلمان، به عنوان پیرو خمینی، به عنوان حزباللهی فدایی انقلاب، به عنوان یک آرمانگرا و شیعهی امیرالمؤمنین، وظیفه دارم حق را فریاد بزنم و یقهی رییسجمهور را خیلی محترمانه بگیرم که آقای دکتر پزشکیان! این همه فکت و سند و دلیل و برهان، بسمالله! عمل به فرمایش امام حق را از همینجا شروع کن. برو ببین چهار هزار کارگر کرمانی چه میگویند، بعد تصمیم بگیر در این رابطه چه باید بکنی.
⭕️ پایان
www.tgoop.com/Sohail_Karimi
BY سهيل كريمى

Share with your friend now:
tgoop.com/Sohail_Karimi/2211