tgoop.com/Sohail_Karimi/2256
Last Update:
📰 دنیا بدون سید (١٠)
:: سهیل کریمی
💠 روحمان متبرک میشود
پیکرها را در استادیوم میچرخانند. جماعت متبرک میشوند. با نگاه. با مسح. با هر چه در دستشان ساییدن. چفیه، کلاه، شال. با روی هوا زدن گلهای تابوت. ابوعلی هم آن بالاست. رفیق سالهای دور سید. محافظ و بادیگاردش. در ماههای گذشته گفته میشد ابوعلی در کنار سید، شهید شده. ولی امروز آن بالا روی تریلی است. بدون سید! موهاش بلند شده و چهرهاش تکیده و لاغر. چفیه و شالها را میگیرد، متبرک به تابوتها میکند و به مردم باز میگرداند. عباس هم چفیه پرت میکند. چفیه روی تابوت سید هاشم کشیده شده و بر میگردد سمتش. دوباره آن را پرت میکند روی کامیون تا متبرک به تابوت سید حسن شود. متبرک شده ولی به جای برگشتن سمت عباس پرت میشود بین جمعیت. عباس سعی میکند آن را بیابد ولی نمیشود. جمعیت چنان در هم تنیدهاند که نمیشود بینشان رفت. عباس هم بیخیال چفیه شده ولی شاخه گلی را روی هوا میزند.
دوری در استادیوم میزنیم. پیکرها به جای اول رسیدهاند و آمادهی انتقال به بیرون از ورزشگاه. کنار مهدی همت مینشینم. آقای فتاح از حال و احوالم میپرسد. کمی خوش و بش و شوخی میکنیم. میخواهم از آن حال و هوایی که دشمن ایجاد کرد بیرون بیایم. کمی آنورتر، حسین صفار هرندی صدایم میکند که «آقای کریمی! پانورامایی که از ورزشگاه انداختید چهقدر خوب شده بود.» شریعتمداری هم تأیید میکند. لطفشان را جواب داده و اظهار شاگردی میکنم.
با عباس تصمیم میگیریم از استادیوم خارج شویم. موقع سخنرانی شیخ نعیم قاسم رسیده. شیخ تصویری سخنرانیاش را شروع میکند که باز جنگندهها از راه میرسند. شیرجه میزنند و باز جمعیت به خروش در میآید. شعارها تندتر از قبل و فریادها بلندتر. باز هم رجز. رجز و تهدید. که تو را هم میکشیم. با عباس از برکت جمهوری اسلامی میگوبیم. از امنیت. از اقتدار. از عزت. دشمن به هر قصدی و با هر پیامی به راحتی آب خوردن به پایتخت کشور مورد نظرش میتازد. بدون هراس از شلیک گلولهای.
⭕️ ادامه دارد
www.tgoop.com/Sohail_Karimi
BY سهيل كريمى

Share with your friend now:
tgoop.com/Sohail_Karimi/2256