tgoop.com/Vakil_Online/1280
Last Update:
او ادامه داد: «چند بار با منیر صحبت کردم و به او گفتم من حتی اگر شبانهروز هم کار کنم، نمیتوانم خواستههایش را برآورده کنم، اما منیر میگفت اگر فلان چیز را نخریم جلوی دوست و آشنا کم میآورد، بارها به او گفتم دوستان و آشنایانت وضع مالی شوهرهایشان خوب است و من به پای آنها نمیرسم
. بارها از او خواستم برای اینکه نزد دوستانش احساس سرشکستگی نکند بهتر است با آنها قطع رابطه کند، اما او قبول نکرد.»
امیر گفت:«به خاطر آنکه خانواده منیر مرفه بودند، کنار آمدن با این وضعیت برای او سخت بود، اما برای من هم، تامین خواستههای او ممکن نبود. به خودم که آمدم دیدم نه تنها پولهایم تمام شده بلکه کلی هم بدهکارم و از آن به بعد بود که درگیریها و دعواهای ما به صورت علنی شروع و کمکم رویمان به روی هم باز شد و منیری که از گل نازکتر نمیشنید از دست من کتک میخورد.»
مرد جوان ادامه داد: «شب حادثه دوباره دعوایمان شد. منیر پول میخواست و من نداشتم که بدهم. از یک طرف خواستههای منیر و از طرفی بدهیهایی که به بار آورده بودم بشدت عصبانیام کرده بود. نمیدانم چه شد که از داخل آشپزخانه، چاقویی برداشتم و وقتی همسرم را مقابلم دیدم، با چاقو چند ضربه به او زدم. وقتی به خودم آمدم که کار از کار گذشته بود. همان موقع از ترس خانه را ترک کردم و رفتم بیرون. مدتها در خیابان راه رفتم و در نهایت وقتی خسته شدم به خانه یکی از دوستانم رفتم. تقریبا یک شبانهروز از جنایت گذشته بود که به مادر منیر زنگ زدم و ماجرا را گفتم. بعد هم از ترس دستگیر شدن به تهران رفتم، اما از آنجا که خون مقتول همیشه دامن قاتل را میگیرد، پلیس مرا دستگیر کرد. من مطمئن بودم اگر به آن طرف دنیا هم فرار کنم باز هم دستگیر میشوم. همسرم زن خوبی بود و هر چند گاهی اوقات به او حق میدادم، اما پولی نداشتم که بخواهم به او بدهم. من قاتل شدم چون پول کافی نداشتم تا خواستههای زنم را برآورده کنم.»
Instagram.com/Ashraf.Sadeghi.Vakil
BY وکیل دادگستری
Share with your friend now:
tgoop.com/Vakil_Online/1280