tgoop.com/agahiiiii/18983
Last Update:
#چگونهدربارهسکسبیندیشیم
#قسمت_بیست_ودوم
پس از آنکه جیم از بریستول به خانه برمیگردد، همه چیز مثل سابق ادامه پیدا میکند. او و دِیزی بچهها را خواب میکنند، برای شام بیرون میروند، درباره اینکه باید اجاق گازشان را عوض کنند حرف میزنند، بحث و جدل میکنند و
مثل قبل دیر به دیر تنآمیزی میکنند.
جیم درباره کل ماجرا دروغ میگوید. زمانه ما زمانهای اخلاق مآب است:
پیش از ازدواج، اجازه خیلی کارها را میدهد اما پس از آن هرگز.
روزنامهها همواره گزارشهایی
درباره بیملاحظهگیهای جنسیِ فوتبالیستها و سیاستمداران منتشر میکنند و اظهار نظرهای خوانندگان درباره این گزارشها روشن میکنند که کار جیم چه نوع
واکنشی را از طرف بیشتر اعضای دیگر جامعه به دنبال خواهدداشت: برچسبهایی مثل خیانتکار، کثافت، سگ، یا موش.
این برچسبها جیم را به وحشت میاندازند اما، در عین حال، صدایی در درونش میگوید که اصلا چرا باید به چنین اخلاقمآبی سهلانگارانهای تسلیم شود. شاید بد نباشد با این افکار شکگرایانه او همراه شویم تا ببینیم به کجا
میرسیم. برای چند لحظه، این دیدگاه را بررسی کنیم که آنچه میان جیم و رِیچل اتفاق افتاد چندان نادرست نبود. به
این منظور، بیایید حتی پیشتر برویم و به خودمان جرأت
داده بگوییم که(بر خلاف همه عقاید رایج درباره زنا)شاید عکس این حالت غلط باشد؛ یعنی اینکه شخص هیچ تمایلی به خوابیدن با افرادی غیر از همسرش نداشته باشد. شاید بتوان قائل شد که چنین چیزی نه فقط عجیب و غریب بلکه، به عمیقترین معنای کلمه، نادرست است زیرا نه معقول است نه موافق طبیعت انسان. مخالفتِ بی قید و شرط با بررسی امکان زنا، ظاهراً نوعی نارسایی حاد قوه تخیل است، نوعی بیتشویشیِ ملالآور در برابر فرصت غمگنانه کوتاهی که برای زیستن بر روی زمین به ما داده شده است، نوعی غفلت از واقعیت سترگ و شکوهمند بدنهایمان؛ انکار آن قدرتی که بخش عقلانی وجود ما میتواند از محرکهای شهوانی بگیرد؛ محرکهایی مثل حلقه کردنِ عشوهگرانه انگشتها به دور انگشت دیگری در زیر میز کنفرانس،فشار دادن پنهانیِ زانوها به یکدیگر در
پایان صرف غذا در رستوران، کفشهای پاشنه بلند و پیراهنهای آبیِ اتو کشیده، لباسهای زیرِ نخیِ خاکستری و شلوارکهای چسبانِ لایکر، رانهای صاف و ساقهای
عضلانی که هرکدامشان نقطهای بسیار حساس است که به اندازه کاشیهای کاخ الحمرا یا مَسِ باخ در بی.مینور شایسته تمجید است. آیا رد کردن این وسوسهها خودش، در حکم نوعی خیانت نیست؟
اصلا آیا میتوان به کسی که هیچ وقت هیچ علاقهای به بیوفایی نشان نمیدهد اعتماد کرد؟
جامعه بر این باور است که اگر فرد متأهلی بفهمد همسرش رابطه خارج از ازدواج داشته کاملا محق است که غضب کند و او را از خانه بیرون بیندازد، لباسهایش را پاره پاره کند، و حیثیت او را جلوی دوستانش به لجن بکشد. تصور
بر این است که زنا دلیلی قاطع به طرفِ خیانت دیده میدهد تا احساس کند هتک حرمت شده و از کوره به در برود و، از سوی دیگر، دلیلی کافی است تا فرد خیانت کرده، به خاطر عمل هولناکش، به شدیدترین شکل عذرخواهی کند.
اما در اینجا آیا نباید گفت که هر قدر هم فرد خیانت دیده آسیب دیده باشد، واکنش غضبناک او به بیوفاییِ طرف مقابلش کاملا موجه نیست. واقعیت این است که یک نفر با کسی غیر از همسرش رابطه برقرار کرده و گستاخی را به
آنجا رسانده که نه فقط خیالِ دست بردن به زیر دامن یک زن
دیگر یا شلوار یک مرد دیگر را به ذهنش راه داده بلکه عملا این کار را انجام داده است، اما وقوع چنین اتفاقی پس از گذشت یک دهه، یا بیشتر، از ازدواج نباید بهتآور باشد.
آیا واقعاً لازم است که کسی، به خاطر یک میل که به سختی میتوان میلی عادیتر یا قابل درکتر از آن تصور کرد عذرخواهی کند؟
افراد خیانت دیده به جای آنکه خواستار اظهار تأسف از طرف خیانت کردهها شوند ابتدا باید خودشان اظهار تأسف کنند،
تأسف برای اینکه خودشان بودهاند، تأسف برای اینکه پیر شدهاند، تأسف برای اینکه بعضی وقتها ملالآور
بودهاند، تأسف برای اینکه توقعِ صداقت را به نحو رعبانگیزی بالا برده و با این کار همآمیز خودشان را وادار به دروغگویی کردهاند، تأسف برای اینکه انسان بودهاند.
ممکن است به راحتی گمان کنیم که همسرِ زناکار همه کارهای نادرست را انجام داده و همسرِ پاکدامن هیچ تقصیری نداشته است. اما این فهمی ناقص از واژه نادرست است. بله، شکی نیست که خبر زنا در صدر اخبار قرار میگیرد، اما خیانت انسان به همآمیز خودش به شیوههای دیگری نیز رخ میدهد که گرچه خفیفترند اما کماثرتر نیستند:
برای مثال، اینکه به اندازه کافی با او صحبت نکند، در حضور او حواسش جای دیگری باشد،
بدخلقی کند، یا حتی اینکه از کمک به رشد و شادی اوغفلت کند.
#پایان_قسمت_بیست_ودوم
#آلن_دوباتن
ترجمه:
#مهدی_خسروانی
@agahiiiii
BY آگاهی
Share with your friend now:
tgoop.com/agahiiiii/18983