tgoop.com/agahiiiii/19021
Last Update:
آیا رنج بد است؟
درک پارفیت و نیچه درباره رنج
#قسمت_اول
نیچه گاه در آثار خود مدعی است که؛
رنج نیک است...
امری که پذیرفتن آن برای ما سخت مینماید. اما به راستی منظور نیچه از عباراتی که محتوای آنها را میتوان به باور رنج نیک است قابل تفسیر دانست، چیست؟ دستهای از عبارات نیچه صراحتا تفسیری ابزارانگارانه از رنج ارائه میدهند و عباراتی هم هستند که در برابر تفسیر ابزارانگارانه صریح
مقاومت میورزند. بیشتر عبارات نیچه در دسته نخست جای دارند و در آنها نیچه از ارزش ابزاری رنج به عنوان مؤلفه و جزئی ضروری و یا در مقام علت یا معلول، که در
قالب یک کلیت نیک قرار میگیرند سخن میگوید.
مثلا آنجا که نیچه مینویسند، برای
نمونه؛
رنج ژرف، آدمی را والا میسازد، یا آنجا که رنج را سرچشمه
همه دستاوردهای بزرگ میداند. در ایندست عبارات نیچه با این باور که رنج و درد ذاتا بد است مخالفتی ندارد و صرفا آن را دارای نتایج و لوازم نیکی میداند. به این ترتیب بیشتر عبارات نیچه را میتوان با تفسیری از این دست در راستای همداستانی با شهودعمومی ما نسبت به بدی رنج سازگار ساخت.
اما نیچه دعاوی قویتری هم دارد همچون؛
رنج ایرادی علیه زندگی به شمار
نمیرود، یا اینکه درد و رنج نه تنها ضروری هستند، بلکه
فینفسه مطلوبیت دارند.
این دعاوی را ظاهراً نمیتوان بنا به تفسیر ابزارانگارانه توجیه کرد چرا که از چیزی بیشتر سخن میگویند و آن اینکه؛
رنج فینفسه نیک است.
اما، اگر دقت کنیم در واقع در اینجا، نیچه میکوشد تا از موضع شوپنهاوری اولیهاش فاصله بگیرد که بر طبق آن؛
حضور رنج در جهان، مایه ترجیح عدم جهان بر وجودش شده بود. اگر بر اساس آن موضع، وجود جهان امری ناپسند است که نباید میبود، در اینجا جهان امری پسندیده و مطلوب است که همین
مطلوبیت آن سبب میشود تا؛
رنج فینفسه نیک گردد.
به همین دلیل میتوان در اینجا به توجیه دیگری توسل جست و گزاره رنج نیک است را در دل این نظر
وسیعتر نیچه که در آن هر چیزی نیک است و هرچیزی آنگونه اتفاق میافتد که باید جای داد.
به تعبیر دیگر رنج فینفسه نیک است نیچه را میبایست در پرتو
عباراتی از این دست تفسیر کرد:
نایل شدن به یک بلندا و نگریستن از نگاه چشم پرنده، وقتی که آدمی میفهمد که چگونه هرچیزی در واقع به همانگونه که باید در جریان است:
چگونه هرگونه "نقص" و رنجی که ناشی میشود نیز بخشی از این والاترین مطلوبیت هستند،
اگر ما به یک لحظه تنها آری گفته باشیم، به معنای آن است که نه تنها به خودمان بلکه به همه هستی و زندگی آری گفتهایم. چرا که هیچ چیز به تنهایی قرار
ندارد، چه در مورد خودمان و چه در مورد چیزها... و در آن تک لحظه آری گفتنمان، سراسر جاودانگی خوش میآید، بازخریده، توجیه و تأیید میشود.
بر اساس این رویکرد، ما با تأیید و خوشآمد گویی به هر حادثهای، هراندازه هم بد و رنجآور، میتوانیم آن را مطلوب و نیک سازیم و به تبع، نظر به رابطه و پیوستگی علی قویی که میان همه چیزها وجود دارد، وقتی به یک چیز خوشآمد میگوییم، در واقع
به همه چیزها و کل تاریخ جهان هم آری گفتهایم.
نیچه در جایی دیگر مینویسد که فرمول من برای بزرگی در آدمی، عشق به سرنوشت است؛
اینکه آدمی نخواهد چیزی متفاوت باشد، نه در آینده و نه در گذشته، نه در جاودانگی
این بیان محتاطانهتر نیچه در واقع نشان میدهد که او از ما میخواهد بکوشیم تا تنها یک میل داشته باشیم و یک چیز را بخواهیم، و آن اینکه واقعیت دقیقا همان باشد که هست، توصیهای که عملا بیانگر توصیه بودا در تقلیل امیال برای کاستن از رنج و درد است، امری که به هیچوجه نمیتوان مورد تأیید نیچه دانست.
به نظر پارفیت این روایت نیچه از نیکی رنج، مانند روایتهای خداباورانه مشابه که مدعی هستند همه چیز در نهایت رو به سوی نیکی دارد، باور به بدی رنج را با چالشی جدی مواجه نمیسازد و به همین جهت نیز نیچه چنین رویکرد و کوششی را بدبینی از سرتوانایی مینامد یا از کوشش در تن دادن به جهان آنگونه که هست سخن میگوید. به نظر پارفیت یکی از دلایل اصلی تلاش نیچه در این راستا، ریشه در بیماری دهشتناک وی داشته و این تلاش پاسخی عقلانی برای مواجهه با این
👇
BY آگاهی
Share with your friend now:
tgoop.com/agahiiiii/19021