Telegram Web
تذکرة
گویا برادران خیلی سرشون شلوغه 👆🏼
البته مصر مسیحی هم داره، نمیشه همه‌ی حضار رو مسلمان دونست. ولی بهرحال خدایشان بیامرزد
جمال عبدالناصر همهٔ جنگ‌های خود را باخت ولی در پایان همانند یک اسطوره تشییع جنازه شد و تا سال‌ها از او به عنوان یک قهرمانی ملی تجلیل شد. کار عبدالناصر آسان بود؛ برای مخالفان جدی‌اش زندان و شکنجه و اعدام کنار گذاشت، و برای مردم عادی ام‌کلثوم را. دوگانهٔ رعب و سرگرمی همیشه مؤثر بوده است. در کشورهای ما هرجا کنسرت‌های شلوغ و استادیوم‌ها مالامال از جمعیت دیدید خیالتان راحت باشد که زندان‌ها هم پر است.
دربارهٔ رفاه

چقدر این حقیقت ساده و تلخ است: دشواری‌ها و دردها بیشتر ما را به خداوند نزدیک می‌کند تا رفاه و نعمت. از این رو شاید دردها هم نعمت باشند، اگر باعث نزدیکی شوند. نعمت پس از سختی خوب است؛ آدمی که پس از دشواری‌ها به رفاه و آسایش برسد ترازوی نگاهش به جهان معتدل است. عده‌ای رفاه خودشان را شرایط صفر می‌بینند و کمی اگر زندگی‌شان دچار تنش شود خود را بدبخت می‌دانند. صفر آنان صد دیگری است و نود دیگران، زیر صفر آنان. همه توان تنظیم ترازوی نگاه خود را ندارند. دردها آنان را تنظیم می‌کند. نعمت‌ها نامرئی هستند تا وقتی که موقتا از دست بروند. سختی‌دیده‌ها، نعمت‌ها را بهتر می‌بینند.

www.tgoop.com/akseMahtab
هر کاری که باعث تغییر شود غیر عادی است. اما با عادی زندگی کردن نمی‌شود کار غیر عادی کرد.
عبدالله محمد
هر کاری که باعث تغییر شود غیر عادی است. اما با عادی زندگی کردن نمی‌شود کار غیر عادی کرد.
تو موجود برعکسِ دنیای واژگون آنها بودی. تو غلطِ دنیای سراسر غلط آنها بودی. تو نتیجهٔ ضرب منفی در منفی بودی... و چون به کفرشان کفر ورزیدی از امنیت تو ترسیدند...
به این قناعت تام دارم که هر انسانی به شکل کور به نمونهٔ تمدنی غرب باور داشته باشد در پایان کارش به پذیرش دولت صهیونیستی منجر خواهد شد.

- عبدالوهاب المسیری

در نمونهٔ پاکسازی غربی، داشتن فناوری بالا به شکل ضمنی این حق را به طرف پیشرفته‌تر می‌دهد که طرف کمتر توسعه یافته را حذف فیزیکی یا معنوی کند. حتی کشتار اگر با اسلحهٔ پیشرفته یا روش‌های پیچیده انجام شود ممکن است به جای تقبیح و محکوم سازی، با شگفت‌زدگی و چه بسا تحسین دیگران روبرو شود. من بارها دیده‌ام که کسانی پس از سقوط دقیق یک موشک هواپرتاب بر روی ساختمانی در غزه یا بیروت به جای فکر کردن به تعداد کشته‌های چنین موشکی، از «دقت» آن تعجب کرده‌اند. این را شاید بتوان به «علم‌گرایی» مرتبط دانست. علم‌گرایی و ستایش محض توسعه به پذیرش محض صاحبان فناوری منجر می‌شود. می‌گویند: تروریسم جنگ ضعفاست. ترور حتی اگر تلفات کمتری داشته باشد کارش زشت است چون «بربریت» است. بربریت در دنیای جدید بیش از آنکه به «وحشی‌گری» مربوط باشد، به عقب‌ماندگی از نظر فنی مرتبط است.

این سخن عبدالوهاب المسیری یک معنای دیگر هم شاید داشته باشد: پذیرش برتری و تسلیم شدن در برابر آن. در برابر طرف قوی نباید مقاومت کرد. برای همین خیلی‌ها وقتی عدد ترسناک بالای چهل هزار کشته (غالبا غیر نظامی و تعداد بسیاری کودک) را می‌شنوند همهٔ نکوهش خود را متوجه طرف ضعیف‌تر می‌کنند. قوی در هر صورت نباید نکوهش شود. شاید هم از کلیدواژه‌هایی که توسط رسانه‌های عبری ترویج شده مانند «سپر انسانی» استفاده کنند، اما این‌ها صرفا توجیه است.

هنگامی که حرکت استعمار شروع شد، اسپانیایی‌ها و پرتغالی‌ها تلاش بسیاری را برای مسیحی کردن اقوام دیگر به کار می‌بردند. جالب آن است که برعکس مسلمانان، گرویدن دیگران به دین آنها باعث نمی‌شد از حقوقی مساوی با آنان برخوردار شوند، بلکه اتفاقا برعکس، بر آنان منت نهاده و تحت عنوان «انکومندرو» کار اجباری و خراج بیشتری را بر آنان تحمیل می‌کردند. آن دوران اصل بر مسیحی کردن به همراه استثمار بود، اما اکنون تلاش مهاجمان غربی برای سکولارسازی این مردم آن هم بر اساس الگوی خودشان است. مثلا بسیاری اوقات آنان برای تحقیر دشمنان خود به وضعیت زنان و حقوق آنان طبق تعریف خودشان استناد می‌کنند. وقتی کسی کل این ایده را پذیرفت کم کم با ایدهٔ «اسرائیل» هم صلح خواهد کرد. اسرائیل هم بخشی از غرب است و این «یهودی» بودن نباید باعث حواس پرتی شود. اسرائیل را یهودیان شرقی تشکیل ندادند هرچند بعدا به آن پیوستند. این مستعمره را یهودیان شرق اروپا با پول و حمایت یهودیان و پروتستان‌های غرب شکل دادند. اسرائیل بخشی از غرب است که در شرق کاشته شده است و بیشتر مردمش سکولار و مایل به چپ فرهنگی هستند و اگر احزاب راستگرا در سال‌های اخیر دست بالاتر را داشته‌اند و احزاب ریشه‌دارتری مانند حزب کارگر به عقب رانده شده‌اند به دلیل شرایط جنگی و عوامل دیگر است.

www.tgoop.com/akseMahtab
آیا بشر دورانی داشته که پزشکانش اینطور رسمی و علنی عملیات مرگ خودخواسته اجرا کرده باشند؟ کار پزشک همیشه تلاش برای زنده ماندن بوده اما اکنون در برخی از کشورها، پزشکان و پرستاران مامور اعدام‌های خودخواسته‌ای شده‌اند که روی آن نام زیبایی گذاشته‌اند: اتانازی.

ـ ـ ـ

اگر زندگی دنیا تنها زندگی ما باشد و لذت در این زندگی و دوری از درد بالاترین هدف، مرگ از این جهت که پایان‌بخش این لذت است شر محض است و از این جهت که پایان دردهاست مطلوب است. راز این تضاد در برخورد با مرگ در دوران ما همین است. هم به دلیل بیشتر شدن لذت‌ها ارزش زنده ماندن بالاتر رفته و مردم ترسوتر شده‌اند و هم به دلیل ضعیف شدن در برابر درد‌ها، مرگ خواستنی‌تر شده است.
عبدالله محمد
آیا بشر دورانی داشته که پزشکانش اینطور رسمی و علنی عملیات مرگ خودخواسته اجرا کرده باشند؟ کار پزشک همیشه تلاش برای زنده ماندن بوده اما اکنون در برخی از کشورها، پزشکان و پرستاران مامور اعدام‌های خودخواسته‌ای شده‌اند که روی آن نام زیبایی گذاشته‌اند: اتانازی.…
این حقیقت است که لذت‌ها علیه خودشان عمل می‌کنند. برای لذت بردن باید فاصلهٔ خود را با عوامل لذت حفظ کرد. آدم‌ها بنابر مقدار مصرفشان لذت نمی‌برند بلکه تماس بیش از حد با ملذّات به کمرنگ شدن آن منجر می‌شود. مردم بر اساس دوری از لذت‌ها و فاصله‌گذاری و رعایت حدود، لذت می‌برند. فاصلهٔ خودت را با دنیا حفظ کن... دنیا اینطور مهربان و رام می‌شود. گاهی به «از بین برندهٔ لذت‌ها» فکر کن. فکر مرگ، زندگی را تنظیم می‌کند. فرار از حقایق برای لذت بردن بیشتر از زندگی، اشتباه محض است.
عبدالله محمد
این حقیقت است که لذت‌ها علیه خودشان عمل می‌کنند. برای لذت بردن باید فاصلهٔ خود را با عوامل لذت حفظ کرد. آدم‌ها بنابر مقدار مصرفشان لذت نمی‌برند بلکه تماس بیش از حد با ملذّات به کمرنگ شدن آن منجر می‌شود. مردم بر اساس دوری از لذت‌ها و فاصله‌گذاری و رعایت حدود،…
لذت ادامه دار و بیشتر شدن لذت با پول بیشتر و خرید بیشتر توهم است یا بهتر است بگویم: تله است. شاید بخش مهمی از آن تقصیر تبلیغات باشد که ما را به داشتن رضایت دائم پس از خرید قانع می‌کنند. اما جالب این است که اگر تبلیغات بر قانع کردن ما به رضایت دائم استوار باشد،* تولید و مصرف به خسته شدن ما از چیزی که قبلا خریده‌ایم وابسته است. دو چیز ضد این روند است: علم به اینکه شادی تو الزاما به خرید وابسته نیست و دوم اینکه: خسته شدن از چیزی که داری طبیعی است اما دلیل نمی‌شود که گرفتار تلهٔ خرید بعدی شوی.

* ما می‌دانیم که مثلا گوشی موبایلی که می‌خریم قرار نیست همیشه با ما باشد، اما در لحظهٔ قانع شدن برای خرید ما حس دوام را دوست داریم. حتی توجه به اینکه این گوشی فلزی است از این دوام‌خواهی نشأت می‌گیرد. گوشی‌های قدیمی بیشتر پلاستیکی بودند اما کمپانی‌ها با علم به دوام‌خواهی ما کم‌کم گوشی‌های رده بالا و حتی رده‌متوسط را فلزی کردند و در مدل‌های بالاتر (مثلا مدل‌های پرو و پرومکس آیفون و اولترای سامسونگ) رو به فلزهایی با ماندگاری بالاتر ماننند تیتانیوم آوردند. احساس لوکس بودن هم به همین حس بادوام بودن مرتبط است..
دربارهٔ دل

ای همهٔ کسانی که با دل ضعیف خواهان حمل این امانت هستید... قوی شوید! قوی شدنی که از دل شروع می‌شود. تاوان گران‌بها گران است و ارزش چیزی که پرداخت می‌کنید کار دل است. همه چیز از دل آغاز می‌شود. بهشت جای دل‌های ضعیف و نیت‌های نصفه نیمه نیست. آن کالای خدایی گران است و گران‌بها. گران بر بدن و گران‌بها برای دل. من معتقدم حتی دزدی که برای خالی کردن صندوق امانات یک بانک نقشهٔ دقیقی کشیده و موفق شده به ارزش آن گنج آگاه بوده حتی اگر کارش درست نباشد، اما چه کسی تمنای نشستگان را باور می‌کند؟ دل قوی حتی بازوی شکسته را قوی می‌کند، اما برعکسش درست نیست. بازوهای قوی بسیاری دارند طعمهٔ پیری می‌شوند بی‌آنکه کاری کنند.

www.tgoop.com/akseMahtab
در میانهٔ کشتاری که دارد با اسلحهٔ آمریکایی در غزه صورت می‌گیرد، امروز بایدن در حضور خبرنگاران بابت جنایاتشان در حق بومیان (سرخ‌پوست‌های) آمریکایی عذرخواهی کرد. البته نگفت جنایت. خیلی شیک گفت که من بابت رفتاری که با کودکان آنان داشتیم رسما عذرخواهی می‌کنم.

غرب پس از پایان ماموریتش دربارهٔ کشتارهای صورت گرفته در آن ماموریت حرف می‌زند. غرب با روایت چیزی که تمام شده مشکل چندانی ندارد، اگر این روایت چیزی را تغییر ندهد. مثلا اعتراف به کشتاری که تبعات سیاسی دارد ممکن نیست، مثلا فرانسه دربارهٔ کشتار میلیونی‌اش در الجزایر چیزی نخواهد گفت، اما معذرت‌خواهی دربارهٔ کشتاری که دیگر خون‌خواهی ندارد یا خون‌خواهانش چیز زیادی نمی‌خواهند ایرادی ندارد. وقتی کارت تمام شده و ملتی را تقریبا نابود کرده‌ای اشکالی ندارد که بازماندگان برای کشته شدگانشان مرثیه بگویند. اصلا خود قاتل برایشان مرثیه خواهد سرود یا چه بسا فیلم‌سازان غربی خودشان در این باره فیلم ساختند. ملتی که جمعیت قابل توجه ندارد و در زمین پراکنده شده انگار وجود ندارد.

مرثیه، قدرت قاتلان را به چالش نمی‌کشد و این توهمی است که اهل هنر و مبارزهٔ نرم جا انداخته‌اند. در میان ملت‌های شرق، ملت مسلمان چرکس نمونهٔ دردناکی از پاکسازی و کوچ اجباری است. روس‌ها در عرض صد سال این ملت را بی‌سرزمین و پراکنده کردند. چرکس‌ها در سرزمین‌های دیگر اسلامی پراکنده شدند و به تدریج فراموش شدند. نمونهٔ «اسرائیل» هم عملی کردن همان طرح است. شما به شناسنامهٔ بسیاری از مبارزان فلسطینی که نگاه می‌کنید محل تولدش را فلان «اردوگاه» زده است. توجه کنید که آنها حتی در وطن خودشان هم در اردوگاه به دنیا آمده‌اند. طرحی شبیه به آنچه علیه سرخ‌پوست‌ها اتفاق افتاد. آواره در سرزمین خود.

شاید تصویر «تروریست» امروز فردا روی تی‌شرت‌های بچه‌های آمریکایی چاپ شود. اما فقط یک «تروریست» مرده حق قهرمان شدن دارد. مرثیهٔ دیرهنگام هم بخشی از جنایت است.
عبدالله محمد
در میانهٔ کشتاری که دارد با اسلحهٔ آمریکایی در غزه صورت می‌گیرد، امروز بایدن در حضور خبرنگاران بابت جنایاتشان در حق بومیان (سرخ‌پوست‌های) آمریکایی عذرخواهی کرد. البته نگفت جنایت. خیلی شیک گفت که من بابت رفتاری که با کودکان آنان داشتیم رسما عذرخواهی می‌کنم.…
نام: یحیی السنوار
محل تولد: اردوگاه خان یونس
محل مرگ: اردوگاه تل السلطان در غزه
سرزمین پدری: مجدل عسقلان (بدون حق بازگشت)

نام: بنیامین نتانیاهو
محل تولد: تل آویو (مستعمره)
سرزمین پدری: ورشو، لهستان

داستان مستعمره‌ها و اردوگاه‌ها...
عبدالله محمد
نام: یحیی السنوار محل تولد: اردوگاه خان یونس محل مرگ: اردوگاه تل السلطان در غزه سرزمین پدری: مجدل عسقلان (بدون حق بازگشت) نام: بنیامین نتانیاهو محل تولد: تل آویو (مستعمره) سرزمین پدری: ورشو، لهستان داستان مستعمره‌ها و اردوگاه‌ها...
البته فکر نکنید که مستعمره فقط این شکلی است. وقتی به طرح‌های اسکان در بلوچستان نگاه می‌کنم چیزی شبیه به همین را می‌بینم. آن را گفتم این را هم بگویم. من زندگی بلوچ‌ها را در سرزمین پدری گاه شبیه زندگی در اردوگاه می‌بینم و مستعمره‌هایی آبادتر برای غیر بومی‌ها. اصلا همین کلمهٔ بومی بوی حذف می‌دهد. بگذریم...
Forwarded from بینش
30MajlesTadabbor.pdf
4.3 MB
📗 سی مجلس در تدبر قرآن کریم

📝
نویسنده: کمیسیون علمی هیئت جهانی تدبر

🖊 مترجم: عبدالله شیخ آبادی

📑 تعداد صفحات: ۲۰۹

www.tgoop.com/bineshcc
بینش
30MajlesTadabbor.pdf
این کتاب را ده سال پیش ترجمه کردم اما به دلایلی نتوانستم منتشرش کنم. فایل‌های قدیمی را که بررسی می‌کردم این کتاب و کتاب دیگری را که همان زمان ترجمه کرده بودم دیدم. اگر ممکن است ضمن هم‌رسانی این فایل برای من و پدر و مادرم هم دعای رحمت و مغفرت کنید.
دربارهٔ مانع سبک زندگی

یکی از بزرگترین سدها در برابر پذیرش هدایت لذت‌های مربوط به سبک زندگی است. تقریبا هر کسی که نور آغازین هدایت به دلش می‌تابد در این باره با خود کلنجار خواهد رفت: پس این کار را دیگر نباید بکنم؟ پس آن کار؟ فلان تفریح؟ و این می‌شود که برخی پنجرهٔ دل را می‌بندند تا تابش آن نور اذیتشان نکند. بعضی هم رو به تلفیق می‌آورند و سعی می‌کنند با داشتن لذت‌های سبک زندگی ناسازگار، ایمان را هم داشته باشند. مشکل از آنجایی پیش می‌آید که آن سبک زندگی، آدم‌های خودش و فضای خودش را هم با خودش حفظ می‌کند و آن شخص همواره در معرض برگشت به عقب (انتکاسه) قرار می‌گیرد. ایمان بسیار عزیز* است و باید در صندوقچه‌ای که از بیرون مستحکم و پولادین و از درون مخملین است حفظ شود. بیرونِ پولادین همان تصمیم‌های دشوار و جدیت برای دوری از عوامل ناسازگار است و مخمل درون همان ذکر و دعا و مناجات و اعمال نیک پنهان و دوستان خوب و دیگر عوامل یاری‌رسان است. شاید چون دیگران بیرون پولادین شما را می‌بینند شما را «خشک» و «تندرو» و این دست کلمات خطاب کنند، اما آن‌هایی که پردهٔ عادت را کنار می‌زنند و حاضر می‌شوند از سبک زندگی خود دور شوند و به تو نزدیک شوند خواهند دانست درون تو و رفتارهای نزدیک تو چقدر مخملین و زیباست و خواهان شبیه شدن به تو می‌شوند. از قضاوت‌های سطحی نترس. ایمان عزیز است، هم برای تو و هم برای آنان.

*عزیز: کمیاب. به دست آوردنش آسان نیست و حفظش جدیت و دقت و ظرافت می‌خواهد.

www.tgoop.com/akseMahtab
خیلی وقت‌ها که متنی را می‌نویسم با خودم می‌گویم ترجمهٔ این نوشته به عربی یا زبان دیگری هم قشنگ می‌شود؟ معتقدم متنی که ترجمه‌اش هم قشنگ بشود خیلی قوی است، یعنی معنایش از کلماتش قوی‌تر است. منظورم این است که آن متن بدون هنرنمایی نویسنده در چینش کلمات هم معنایی درخور داشته که در ترجمه هم زیبا مانده است. درست است که همواره متن اصلی چیز دیگری است اما این هم مهم است که معنای اصلی چقدر قوی است. این مقاله را خوانده‌اید؟ ببینید زیبایی معانی قرآن چگونه خود را در آثار شاعری چون گوته نیز حفظ کرده است.
دربارهٔ اپوزیسیون تفریحی و کامنت‌های ضد فلسطین
3
عبدالله محمد
Voice message
البته فقط مخالفت تفریحی نیست؛ شادی اشتباهی هم هست. مخالفان رژیم برای ادامه نیاز به شادی دارند. حتی مخالفان تفریحی هم که در نهادهای خود حکومت کار می‌کنند ولی حکومت را دوست ندارند نیاز به شادی دارند. این شادی باید از کجا بیاید؟ آدمی که خودش را به خطر نمی‌اندازد قطعا پیروز هم نمی‌شود و وقتی پیروز نمی‌شود باید با پیروزی دیگران جشن بگیرد. بله، این فریب است اما بدون شادی که نمی‌شود ادامه داد! حتی برای کامنت گذاشتن هم من باید شاد باشم و چیزی را در چشم مخالفم فرو کنم. تو که نمی‌توانی به این آدم بگویی تو تلاشت رو کردی و اجرت نزد خداوند محفوظ است! او اصلا انتظار اجر اخروی را ندارد و چیزی را - ولو تقلبی - در همین دنیا می‌خواهد. این است که «ایرونی» از کشته شدن فلان آدم توسط رژیم اسرائیل چنان شاد می‌شود که خود نتانیاهو هم نمی‌شود. به این می‌گویند شادی پیرمرد مجرد برای عروسی دیگران.
1
2025/08/29 05:50:01
Back to Top
HTML Embed Code: