استاد محمد الهامی بخشی از کتاب «جایی در میان ملتها؛ اسرائیل و جهان» نوشتهٔ بنیامین نتانیاهو را در یکی از پادکستهایش نقل کرد که جالب بود. نتانیاهو در کتاب خود گفتگویش با یک پیرمرد فلسطینی را در اردوگاه جبالیا در غزه نقل میکند. پیرمرد اصالتا اهل «مجدل» بود که اکنون در اشغال صهیونیستهاست. همهٔ ساکنان اصلی مجدل توسط گروه های تروریستی یهودی کشته شده یا از این روستا بیرون رانده شدهاند.
نتانیاهو میگوید: از پیرمرد پرسیدم اهل کجاست؟
گفت: اهل مجدل هستم.
او که ظاهرا از پاسخ پیرمرد خوشحال نشده بود دوباره میپرسد: فرزندانت اهل کجا هستند؟ (اینجا انتظار داشته که بگوید: غزه) اما پیرمرد در پاسخ گفت: اهل مجدل هستند!
نتانیاهو این بار برای آنکه پاسخ دیگری بگیرد میپرسد: نوههایت اهل کجا هستند؟ پیرمرد میگوید: آنها هم اهل مجدل هستند!
نتانیاهو میگوید: تو میگویی آنان اهل مجدل هستند اما مگر مجدل را دیدهاند؟
پیرمرد هم در پاسخ میگوید: ان شاء الله به مجدل برخواهند گشت!
اینجا نتانیاهو برای آنکه فضا را کمی تلطیف کند میگوید: صلح خواهد شد و ما در جبالیا به دیدار شما خواهیم آمد و شما هم مجدل را زیارت خواهید کرد. (خباثت را ببینید، در این صلح هم آواره شدگان در اردوگاهها خواهند ماند و حق سکونت در سرزمین خودشان را نخواهند داشت).
پیرمرد اما آب پاکی روی دست نتانیاهو میریزد و میگوید: نه عزیزم، ان شاء الله صلح حاکم خواهد شد، ما به مجدل برمیگردیم و شما هم به لهستان برمیگردید!
جالب این است که نتانیاهو این کتاب را نوشته تا به غربیها بگوید با فلسطینی جماعت نمیشود کنار آمد و آنها حاضر نیستند یهودیهای بدبخت گوگولی سرزمین خودشان را داشته باشند 🥹 کتاب به عربی ترجمه شده. از ترجمهٔ فارسیاش اطلاعی ندارم.
نتانیاهو میگوید: از پیرمرد پرسیدم اهل کجاست؟
گفت: اهل مجدل هستم.
او که ظاهرا از پاسخ پیرمرد خوشحال نشده بود دوباره میپرسد: فرزندانت اهل کجا هستند؟ (اینجا انتظار داشته که بگوید: غزه) اما پیرمرد در پاسخ گفت: اهل مجدل هستند!
نتانیاهو این بار برای آنکه پاسخ دیگری بگیرد میپرسد: نوههایت اهل کجا هستند؟ پیرمرد میگوید: آنها هم اهل مجدل هستند!
نتانیاهو میگوید: تو میگویی آنان اهل مجدل هستند اما مگر مجدل را دیدهاند؟
پیرمرد هم در پاسخ میگوید: ان شاء الله به مجدل برخواهند گشت!
اینجا نتانیاهو برای آنکه فضا را کمی تلطیف کند میگوید: صلح خواهد شد و ما در جبالیا به دیدار شما خواهیم آمد و شما هم مجدل را زیارت خواهید کرد. (خباثت را ببینید، در این صلح هم آواره شدگان در اردوگاهها خواهند ماند و حق سکونت در سرزمین خودشان را نخواهند داشت).
پیرمرد اما آب پاکی روی دست نتانیاهو میریزد و میگوید: نه عزیزم، ان شاء الله صلح حاکم خواهد شد، ما به مجدل برمیگردیم و شما هم به لهستان برمیگردید!
جالب این است که نتانیاهو این کتاب را نوشته تا به غربیها بگوید با فلسطینی جماعت نمیشود کنار آمد و آنها حاضر نیستند یهودیهای بدبخت گوگولی سرزمین خودشان را داشته باشند 🥹 کتاب به عربی ترجمه شده. از ترجمهٔ فارسیاش اطلاعی ندارم.
Forwarded from زندیقولوژی
آرزو دارم یک روز صبح از خواب بیدار شوم و ببینم دریا غزه را در خود بلعیده است.
- اسحاق رابین، نخست وزیر پیشین رژیم عبری
http://www.tgoop.com/Zendiqology
- اسحاق رابین، نخست وزیر پیشین رژیم عبری
http://www.tgoop.com/Zendiqology
من از حبس ابد گریختم و در هنگام فرار یک پایم را از دست دادم. دوستی به من گفت: اگر در سلول خود مانده بودی دو پا داشتی بدون توانایی رفتن، اکنون یک پا نداری اما راه داری. زخم فرار بهتر از تن سالم محبوس است.
چند نکته دربارهٔ غزه و هزینهٔ انسانی بالا:
- غزه یک محیط ایدهآل برای شکل گیری مقاومت از نظر انسانی است. یک محیط به شدت متراکم که بخش بزرگی از مردمش و بلکه اکثر آنان از مهاجرین رانده شده از مناطق خودشان هستند. برای همین غزه محل چندین اردوگاه مهم پناهندگان است از جمله اردوگاه جبالیا. این اردوگاهها محل مناسبی برای شکلگیری حرکتهای مقاوم است. برعکس آوارگان پراکنده شده در شهرهای بزرگ کرانهٔ باختری که در این محیطها حل میشوند. اما مهاجرانی که در کشورهای دیگر هستند عملا بیتاثیر شدهاند. دلیل اصرار «اسرائیل» به پذیرفته شدن مهاجرین فلسطینی در کشورهای سوم مانند اردن همین است. کنترل جمعیتهای بزرگ به هم پیوسته که دارای روابط نزدیک و یک مسئلهٔ واحد هستند برای دولتها سخت است. از سوی دیگر، در غزه دولت خودش مقاوم بود، برعکس کرانهٔ باختری که دولتش خادم صهیونیستهاست. ولی جالب آن است که در همان کرانه باختری هم اردوگاهها موی دماغ صهیونیستها و محمود عباس شدهاند. دلیل در صدر اخبار بودن اردوگاه جنین همین است.
- هر کسی دیگران را با خود و شرایط خود مقایسه و قضاوت میکند اما برای فهم مردم غزه یا حداقل، بیشتر مردم این منطقه باید تاریخ این مردم را دانست. داستان آنان با داستان ما تفاوت ریشهای دارد. اعضای حماس و دیگر گروههای مبارز از سیارهای دیگر نیامدهاند. همهٔ خانوادههای غزه فرزندی در این گروهها دارند. این حرف صهونیستها که در غزه «همه دشمن هستند» حرف بیرحمانهای است اما بیراه نیست. بیشتر این مردم حسابی صد ساله با این قوم دارند. بیشتر این مردم خود را ساکن شهرها و روستاهایی میدانند که پدر بزرگهایشان با کشتار و حملات گروههای تروریستی یهودی از آنجا بیرون رانده شدند. پس قبل از هر چیزی: خودمان را با دیگری مقایسه نکنیم، مگر آنکه بتوانیم با قدرت تصور بالا، خود را به جای او قرار دهیم.
- مورد دیگر شرایط «طبیعیتر» غزه در مقایسه با ملتهای مسلمان دیگر است. هنگامی که خداوند موسی را برای نجات بنیاسرائیل فرستاد، آنان در برابر نجات مقاومت میکردند. میدانید که تا وقتی موسی در قید حیات بود آنان وارد سرزمین موعود نشدند، چون هنوز آمادگی آن را نداشتند. آنان در برابر یک قدرت سرکوبگر، «اهلی» شده بودند. اهلی شدن این شکلی است که تو با آرزوها به مبارزه با دشمنت میروی و کاری بیشتر از لعن و نفرین و غر زدن و جوک ساختن پنهانی نداری. بنیاسرائیل چهل سال را در «تیه» ماندند. چهل سال سرگردانی همراه با آزادی. آزادی آن چیزی نیست که رسانه به خورد ملت میدهد. آزادی یعنی محدود نبودن تلاش تو در برابر قدرت حاکم. اینکه تو برای اعتراض خودت سقف نداشته باشی. قدرت اعتراض و مبارزه در شرایط آزادی شکل میگیرد. کودکانی که زیر سایهٔ ترس فرعون بزرگ نشده بودند، وارد سرزمین موعود شدند. مردم غزه دشمن خارجی قدرتمندی دارند، اما مستبد داخلیای نیست که آنان را «اهلی» و بیشکل کند. کار دولتها در مناطق ما عموما محدود کردن و اهلی کردن مردم بوده. خروجی این سیاستها، شهرنشینهای بیتفاوتی است که تنها به منافع و لذت شخصی خود فکر میکنند. این تیپ شخصیت هیچگاه مبارزهٔ جدی نمیکند و ته تلاشش فحش دادن در شبکههای اجتماعی با نام مستعار است. بیشترشان حتی از همان فحش هم عاجزند.
- هزینهٔ نبرد در غزه بالا بود، خیلی بالا، آنقدر که اگر دلسوزی بیاید و بگوید این حمله به صلاح نبود نمیشود او را به خیانت متهم کرد حتی اگر بر سر حرفش با او بحث کنیم. در هر صورت باید دید چه کسی چه میگوید. سخن دلسوز و منافق شاید در ظاهر یکی باشد اما دلسوز را نمیشود به محض این سخنش خائن دانست. با این حال بیایید هزینهٔ مقاومت را با هزینهٔ صلح مقایسه کنیم. غزه منطقهای است که به دلیل مبارزه مستمر از سوی اسرائیل تخلیه شد. جنوب لبنان هم به دلیل مبارزهٔ مستمر از اشغال خارج شد. این در حالی که است که صهیونیستها اگر وارد جایی شوند به این راحتی از آنجا بیرون نمیروند. جولان مثلا از نظر بین المللی بخشی از سوریه است ولی عملا بخشی از «اسرائیل» است. هزینهٔ مبارزه برای غزه یک سرزمین غیر اشغالی بود با هزینهٔ انسانی بالا. و هزینهٔ صلح برای کرانهٔ باختری این بود که تنها ۱۸ درصد این منطقه تحت کنترل کامل حکومت خودگردان است و ۶۰ درصد آن کاملا تحت کنترل صهیونیستهاست و در آن مستعمرههای یهودینشین ساختهاند. همهٔ این شهرکها در دوران «صلح» و داشتن روابط خوب شکل گرفته. نبرد حتی برای صحابه هم ناخوش بود (بقره: ۲۱۶). گمان نکنید کسی از جنگیدن و ویران شدن سرزمینش لذت میبرد. گمان نکنید اسیری که بیست سال در زندان بوده و پس از آزادی مستقیما به گروههای مسلح میپیوندد «آزارخواه» است یا خواهان زندگی «معمولی» نیست.
عبدالله
https://www.tgoop.com/akseMahtab
- غزه یک محیط ایدهآل برای شکل گیری مقاومت از نظر انسانی است. یک محیط به شدت متراکم که بخش بزرگی از مردمش و بلکه اکثر آنان از مهاجرین رانده شده از مناطق خودشان هستند. برای همین غزه محل چندین اردوگاه مهم پناهندگان است از جمله اردوگاه جبالیا. این اردوگاهها محل مناسبی برای شکلگیری حرکتهای مقاوم است. برعکس آوارگان پراکنده شده در شهرهای بزرگ کرانهٔ باختری که در این محیطها حل میشوند. اما مهاجرانی که در کشورهای دیگر هستند عملا بیتاثیر شدهاند. دلیل اصرار «اسرائیل» به پذیرفته شدن مهاجرین فلسطینی در کشورهای سوم مانند اردن همین است. کنترل جمعیتهای بزرگ به هم پیوسته که دارای روابط نزدیک و یک مسئلهٔ واحد هستند برای دولتها سخت است. از سوی دیگر، در غزه دولت خودش مقاوم بود، برعکس کرانهٔ باختری که دولتش خادم صهیونیستهاست. ولی جالب آن است که در همان کرانه باختری هم اردوگاهها موی دماغ صهیونیستها و محمود عباس شدهاند. دلیل در صدر اخبار بودن اردوگاه جنین همین است.
- هر کسی دیگران را با خود و شرایط خود مقایسه و قضاوت میکند اما برای فهم مردم غزه یا حداقل، بیشتر مردم این منطقه باید تاریخ این مردم را دانست. داستان آنان با داستان ما تفاوت ریشهای دارد. اعضای حماس و دیگر گروههای مبارز از سیارهای دیگر نیامدهاند. همهٔ خانوادههای غزه فرزندی در این گروهها دارند. این حرف صهونیستها که در غزه «همه دشمن هستند» حرف بیرحمانهای است اما بیراه نیست. بیشتر این مردم حسابی صد ساله با این قوم دارند. بیشتر این مردم خود را ساکن شهرها و روستاهایی میدانند که پدر بزرگهایشان با کشتار و حملات گروههای تروریستی یهودی از آنجا بیرون رانده شدند. پس قبل از هر چیزی: خودمان را با دیگری مقایسه نکنیم، مگر آنکه بتوانیم با قدرت تصور بالا، خود را به جای او قرار دهیم.
- مورد دیگر شرایط «طبیعیتر» غزه در مقایسه با ملتهای مسلمان دیگر است. هنگامی که خداوند موسی را برای نجات بنیاسرائیل فرستاد، آنان در برابر نجات مقاومت میکردند. میدانید که تا وقتی موسی در قید حیات بود آنان وارد سرزمین موعود نشدند، چون هنوز آمادگی آن را نداشتند. آنان در برابر یک قدرت سرکوبگر، «اهلی» شده بودند. اهلی شدن این شکلی است که تو با آرزوها به مبارزه با دشمنت میروی و کاری بیشتر از لعن و نفرین و غر زدن و جوک ساختن پنهانی نداری. بنیاسرائیل چهل سال را در «تیه» ماندند. چهل سال سرگردانی همراه با آزادی. آزادی آن چیزی نیست که رسانه به خورد ملت میدهد. آزادی یعنی محدود نبودن تلاش تو در برابر قدرت حاکم. اینکه تو برای اعتراض خودت سقف نداشته باشی. قدرت اعتراض و مبارزه در شرایط آزادی شکل میگیرد. کودکانی که زیر سایهٔ ترس فرعون بزرگ نشده بودند، وارد سرزمین موعود شدند. مردم غزه دشمن خارجی قدرتمندی دارند، اما مستبد داخلیای نیست که آنان را «اهلی» و بیشکل کند. کار دولتها در مناطق ما عموما محدود کردن و اهلی کردن مردم بوده. خروجی این سیاستها، شهرنشینهای بیتفاوتی است که تنها به منافع و لذت شخصی خود فکر میکنند. این تیپ شخصیت هیچگاه مبارزهٔ جدی نمیکند و ته تلاشش فحش دادن در شبکههای اجتماعی با نام مستعار است. بیشترشان حتی از همان فحش هم عاجزند.
- هزینهٔ نبرد در غزه بالا بود، خیلی بالا، آنقدر که اگر دلسوزی بیاید و بگوید این حمله به صلاح نبود نمیشود او را به خیانت متهم کرد حتی اگر بر سر حرفش با او بحث کنیم. در هر صورت باید دید چه کسی چه میگوید. سخن دلسوز و منافق شاید در ظاهر یکی باشد اما دلسوز را نمیشود به محض این سخنش خائن دانست. با این حال بیایید هزینهٔ مقاومت را با هزینهٔ صلح مقایسه کنیم. غزه منطقهای است که به دلیل مبارزه مستمر از سوی اسرائیل تخلیه شد. جنوب لبنان هم به دلیل مبارزهٔ مستمر از اشغال خارج شد. این در حالی که است که صهیونیستها اگر وارد جایی شوند به این راحتی از آنجا بیرون نمیروند. جولان مثلا از نظر بین المللی بخشی از سوریه است ولی عملا بخشی از «اسرائیل» است. هزینهٔ مبارزه برای غزه یک سرزمین غیر اشغالی بود با هزینهٔ انسانی بالا. و هزینهٔ صلح برای کرانهٔ باختری این بود که تنها ۱۸ درصد این منطقه تحت کنترل کامل حکومت خودگردان است و ۶۰ درصد آن کاملا تحت کنترل صهیونیستهاست و در آن مستعمرههای یهودینشین ساختهاند. همهٔ این شهرکها در دوران «صلح» و داشتن روابط خوب شکل گرفته. نبرد حتی برای صحابه هم ناخوش بود (بقره: ۲۱۶). گمان نکنید کسی از جنگیدن و ویران شدن سرزمینش لذت میبرد. گمان نکنید اسیری که بیست سال در زندان بوده و پس از آزادی مستقیما به گروههای مسلح میپیوندد «آزارخواه» است یا خواهان زندگی «معمولی» نیست.
عبدالله
https://www.tgoop.com/akseMahtab
9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلاصهٔ حرف من این است: هر کدام از ما اگر در آن شرایط بودیم مانند آنها فکر میکردیم و چه بسا مبارز میشدیم. این اصلا عجیب نیست. حتی شبیه این سخن از برخی صهیونیستها نقل شده که اگر فلسطینی بودند قطعا علیه «اسرائیل» مبارزه میکردند!
سخنان آمی آیالون، رئیس پیشین شاباک (سازمان اطلاعات و امنیت داخلی اسرائیل) را بشنوید:
مجری: به عنوان رئیس پیشین «شاباک» آیا میتوانی شرایطی را که فلسطینیها در آن به سر میبرند، توصیف کنی؟
آمی آیالون: آنان آرزوی آزادی را دارند ولی به دستش نمیآورند. بخواهیم یا نخواهیم زندگی چند میلیون انسان تحت کنترل ماست.
مجری: اگر تو یک فلسطینی بودی که در کرانهٔ باختری یا غزه زندگی میکرد، نظرت دربارهٔ اسرائیل چه بود؟
آمی آیالون: برای آزادی خودم علیه اسرائیل میجنگیدم!
مجری: چگونه میجنگیدی؟ تا کجا پیش میرفتی؟
آمی آیالون: هر کاری را که در توانم بود برای به دست آوردن آزادیام انجام میدادم. نه کمتر، نه بیشتر.
مجری: میزان نفوذ بن غفیر و اسموتریچ در چه حد است و نظرت دربارهٔ آن دو چیست؟
آمی آیالون: آن دو تروریست هستند و مسیانیها (یهودیان موعود باور) تنها یک اقلیت کوچک در جامعهٔ اسرائیل هستند اما به سبب سیستم همپیمانی قدرت زیادی دارند.
مجری: فقط میخواهم از یک چیز مطمئن شوم... تو الان وزیر امنیت ملی و وزیر دارایی اسرائیل را تروریست خطاب کردی؟!
آمی آیالون: طبعا! آنها تروریست هستند!
سخنان آمی آیالون، رئیس پیشین شاباک (سازمان اطلاعات و امنیت داخلی اسرائیل) را بشنوید:
مجری: به عنوان رئیس پیشین «شاباک» آیا میتوانی شرایطی را که فلسطینیها در آن به سر میبرند، توصیف کنی؟
آمی آیالون: آنان آرزوی آزادی را دارند ولی به دستش نمیآورند. بخواهیم یا نخواهیم زندگی چند میلیون انسان تحت کنترل ماست.
مجری: اگر تو یک فلسطینی بودی که در کرانهٔ باختری یا غزه زندگی میکرد، نظرت دربارهٔ اسرائیل چه بود؟
آمی آیالون: برای آزادی خودم علیه اسرائیل میجنگیدم!
مجری: چگونه میجنگیدی؟ تا کجا پیش میرفتی؟
آمی آیالون: هر کاری را که در توانم بود برای به دست آوردن آزادیام انجام میدادم. نه کمتر، نه بیشتر.
مجری: میزان نفوذ بن غفیر و اسموتریچ در چه حد است و نظرت دربارهٔ آن دو چیست؟
آمی آیالون: آن دو تروریست هستند و مسیانیها (یهودیان موعود باور) تنها یک اقلیت کوچک در جامعهٔ اسرائیل هستند اما به سبب سیستم همپیمانی قدرت زیادی دارند.
مجری: فقط میخواهم از یک چیز مطمئن شوم... تو الان وزیر امنیت ملی و وزیر دارایی اسرائیل را تروریست خطاب کردی؟!
آمی آیالون: طبعا! آنها تروریست هستند!
Forwarded from برگهایی از تاریخ
ایهود باراک نخست وزیرسابق رژیم یهودی، در پاسخ به سوال جدعون لیفی خبرنگار روزنامهی هاآرتس که از او پرسیده بود اگر فلسطینی به دنیا آمده بودی چکار میکردی؟ گفت: «به یکی از همین سازمانهای «تروریستی» ملحق میشدم».
#نقل_قول
#برگهایی_از_تاریخ
#تاریخ_معاصر
#نقل_قول
#برگهایی_از_تاریخ
#تاریخ_معاصر
3
امیدوارم حوادث جاری بهانهای شود برای ارائهٔ اطلاعات مفید و مطرح کردن بحثهای جدی. بررسی پرشور قضایا لازم است اما اگر از پس این شور، آگاهی جدیدی شکل نگیرد دچار شعار زدگی خواهیم شد. شور بدون آگاهی و عمق در مراحل بعد به زدگی و خستگی منجر میشود. برای معلم خوب، همهٔ دنیا تخته وایت بردی است برای آموزش.
شَعائِر
رنجِ تلاش قابل فهم است، تسکین رنجِ دردهای ناخوانده است. دنیا جای مدافعهای محض نیست. راهی برای گریز از درد نیست مگر با درد. مرگ با دوستان خود مهربانتر است. وقتی به دل تاریکی میزنی، نور چراغ نعمت میشود. آدم منفعل اما با نور صبح هم انس نخواهد گرفت. میخواهی دشمنت تو را نترساند؟ او را بترسان.
عبدالله محمد
مرگ با دوستان خود مهربانتر است
با گروهی آمدهام که مرگ را دوست دارند، چنانکه شما عاشق زنده ماندن هستید.
ـ خالد بن الولید، خطاب به پادشاه ساسانی (البدایة والنهایة)
ـ خالد بن الولید، خطاب به پادشاه ساسانی (البدایة والنهایة)
{إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ} [سُورَةُ القَصَصِ: ٨]
مامور، معذور نیست.
مامور، معذور نیست.
عبدالله محمد
«هنگام شادی چهرهشان روشن میشد، انگار تکهای از ماه بود». کعب بن مالک رضی الله عنه در وصف رسول الله صلی الله علیه وسلم (بخاری)
بعضی وقتها با دوستان مینشستیم و دیدار با پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصور میکردیم. خوبان هوای همه را دارند، اما خاصانی هستند که توجه آنان را جلب میکنند، وصف خاص و لبخند خاص و «صحبت» خاص مییابند. خوبان در برابر جفا اما خیلی اوقات نیازی به «عمل» ندارند، آنان با محروم کردن تو از خود، تنبیه میکنند. داستان کعب بن مالک هم از این دست است؛ او مدتی از روی ماه محروم شد...
عبدالله محمد
این تعداد سالها واقعا از دستم در رفتهاند. مثلا دیروز دوستی را دیدم که او هم دقیقا بعد از شش سال مادرش را دیده بود. بعدش دو تا از دوستانم بعد از پانزده سال همدیگر را دیدند. با این عمر، پانزده سال کم نیست واقعا. ولی این سن، سن پذیرش است. موهبت بزرگ الهی برای…
این سن، سن پذیرش است. موهبت بزرگ الهی برای انسانها که باعث میشود سرشان را به زیر بیندازند و کارشان را بکنند. تقلاهای بیخود بیست و چند سالگی به پایان رسیده و تو میدانی باید روی زمین واقعیت کارت را بکنی. بهترین کتابها با بدترین کاغذها نوشته شدهاند. با خشنودی و پذیرش و سرسختی و صبر. و این را بگویم که خیلی از نویسندههای الان تلگرام، ده سال بعد رفتهاند پی زندگیشان. بگویم که گفته باشم: مسئله قشنگ نوشتن نیست، روح لجوج است، ایمان است و پایداری. ایمان بدون پایداری یک خاطرهٔ خوش است فقط. که بگویی من زمانی اینطور بودم. بودی؟ ده سال بعد - اگر عمری بود - میبینمتان ای نویسندههای خوش ذوق. لطفا سالم به چهل سالگی برسید. انسان هنگام پذیرش قوی میشود. هنگام پذیرش ضعف خود.
عبدالله محمد
امیدوارم این دو نفر هم در توافق اخیر آزاد شوند. فرار فوق سینماییشان را یادتان هست؟
گمانهزنیهایی مبنی بر آزادی زکریا الزبیدی - یکی از آن دو زندانی - در مرحلهٔ دوم تبادل اسرا.
https://www.tgoop.com/Ajarabicnet/25360
https://www.tgoop.com/Ajarabicnet/25360
Telegram
AlJazeera Net | الجزيرة نت
صحيفة يديعوت أحرونوت توقعت إطلاق سراح الأسير الفلسطيني زكريا الزبيدي، خلال المرحلة الثانية من صفقة تبادل الأسرى السبت المقبل، فيما هدد الجيش الإسرائيلي باستهدافه "حال شوهد يحمل سلاحا أو يمارس نشاطا إرهابيا"، وفق الصحيفة
للتفاصيل: https://aja.ws/zicpto
للتفاصيل: https://aja.ws/zicpto
دوستانی که ترجمه میکنید یا میخواهید مترجم شوید حتما در کنار ترجمه مطالعهٔ فارسی (کتاب و مجله و روزنامه) داشته باشید و نوشتن فارسی را هم تمرین کنید. اصلا یک مترجم خوب باید در حدی نویسنده هم باشد چون ترجمه هم نوعی نوشتن است و ترجمهای قوی است که علاوه بر رعایت امانت، ساختار زبان مقصد را به هم نزند. هرچه یک ترجمه کمتر بوی ترجمه دهد بهتر است.
البته یک چالش در ترجمهٔ عربی هست که در ترجمهٔ انگلیسی و فرانسه شاید کمتر باشد. اینکه زبان فارسی به علت ترجمهٔ بسیار از فرانسه و سپس انگلیسی از ساختار این دو زبان تاثیر گرفته و حتی برخی از روشهای بیان ما هم انگلیسی شده است. حتی در گفتگوهای خود ما اگر متوجه شوید مخصوصا در نسلهای جدیدتر تکیه کلامهایی رایج شده که در انگلیسی رایج است. مثل «میدونی، من نظرم اینه که...» این «میدونی» (You know) گفتنهای اول حرف مثلا از انگلیسی آمده. این موضوع در نوشتن فارسی هم اثر گذاشته، برای همین متنهای انگلیسی راحتتر به متن رایج فارسی ترجمه میشوند. دربارهٔ عربی این کمی کار میخواهد.
اگر میخواهید کارتان کند نشود و جملهٔ عربی را بدون تغییر جای کلمات به فارسی ترجمه میکنید، میتوانید اول متن را ترجمه کرده و سپس ساختار جمله را فارسیتر کنید. از هوش مصنوعی هم میشود کمک گرفت ولی اگر خودتان مدتی این را تمرین کنید برای آموختن و عادت کردن بهتر است. البته در استفاده از هوش مصنوعی حتما دقت کنید و متن خروجی را بازبینی کنید.
#نوشتن
البته یک چالش در ترجمهٔ عربی هست که در ترجمهٔ انگلیسی و فرانسه شاید کمتر باشد. اینکه زبان فارسی به علت ترجمهٔ بسیار از فرانسه و سپس انگلیسی از ساختار این دو زبان تاثیر گرفته و حتی برخی از روشهای بیان ما هم انگلیسی شده است. حتی در گفتگوهای خود ما اگر متوجه شوید مخصوصا در نسلهای جدیدتر تکیه کلامهایی رایج شده که در انگلیسی رایج است. مثل «میدونی، من نظرم اینه که...» این «میدونی» (You know) گفتنهای اول حرف مثلا از انگلیسی آمده. این موضوع در نوشتن فارسی هم اثر گذاشته، برای همین متنهای انگلیسی راحتتر به متن رایج فارسی ترجمه میشوند. دربارهٔ عربی این کمی کار میخواهد.
اگر میخواهید کارتان کند نشود و جملهٔ عربی را بدون تغییر جای کلمات به فارسی ترجمه میکنید، میتوانید اول متن را ترجمه کرده و سپس ساختار جمله را فارسیتر کنید. از هوش مصنوعی هم میشود کمک گرفت ولی اگر خودتان مدتی این را تمرین کنید برای آموختن و عادت کردن بهتر است. البته در استفاده از هوش مصنوعی حتما دقت کنید و متن خروجی را بازبینی کنید.
#نوشتن
فانوس
سخنان آراسته💫 •عبدالله شیخ آبادی❤️
یک جا به جای آنکه بگویم «برای آنکه عذر نداشته باشند» گفتهام برای آنکه عذر داشته باشند. مشکلات جلسات آنلاین و این اشتباهات! از برادر فانوس عزیزم هم خیلی متشکرم.
عبدالله محمد
یک جا به جای آنکه بگویم «برای آنکه عذر نداشته باشند» گفتهام برای آنکه عذر داشته باشند. مشکلات جلسات آنلاین و این اشتباهات! از برادر فانوس عزیزم هم خیلی متشکرم.
زیبایی در خدمت معنا یا معنا در خدمت زیبایی؟ (ترجیح میدهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم)