الفِ آرامش
هیجان واکنش ناخودآگاه ما به احساسات درونجسمی است و احساس، تجربهی آگاهانهی ما از این احساسات درونجسمی. - صفحه ۱۵۸ -
اغلب اوقات هیجانات ما واکنشی به اتفاقاتی که در لحظه رخ میدهند هم نیست.
- صفحه ۱۵۸ -
- صفحه ۱۵۸ -
هیجانات ابتدا در بدن و بهشکل احساسات درونجسمی شکل میگیرند که
ناخودآگاه بعدتر از آنها استفاده میکند و
با توجه به هیجانی که در گذشته هنگام بروز این چنین احساساتی تجربه کردهایم،
تعیین میکند که با بروز احساسات درونجسمی مشابه، الان چه هیجانی باید داشته باشیم.
- صفحه ۱۵۸ -
ناخودآگاه بعدتر از آنها استفاده میکند و
با توجه به هیجانی که در گذشته هنگام بروز این چنین احساساتی تجربه کردهایم،
تعیین میکند که با بروز احساسات درونجسمی مشابه، الان چه هیجانی باید داشته باشیم.
- صفحه ۱۵۸ -
الفِ آرامش
هیجانات ابتدا در بدن و بهشکل احساسات درونجسمی شکل میگیرند که ناخودآگاه بعدتر از آنها استفاده میکند و با توجه به هیجانی که در گذشته هنگام بروز این چنین احساساتی تجربه کردهایم، تعیین میکند که با بروز احساسات درونجسمی مشابه، الان چه هیجانی باید داشته…
🤍 این رو دکتر لیزا فلدمن برِت، استاد روانشناسی دانشگاه نورثایسترن میگه
هیجانات «نتیجهی برداشت و معنابخشی ما به وقایع این جهاناند، نه واکنش ما به آنها.»
- صفحه ۱۵۹ -
- صفحه ۱۵۹ -
بسیاری از ما در همان سالهای ابتدای عمر، ارتباط با جسممان را از دست میدهیم.
- صفحه ۱۶۰ -
- صفحه ۱۶۰ -
سطح بالای هورمون استرس، کورتیزول، در زنان باردار موجب افزایش حجم بادامه در جنین شده و به واکنشهای استرسی ناشی از بدتنظیمی دستگاه عصبی و رفتارهای اضطرابی در او منجر میشود.
- صفحه ۱۶۰ -
- صفحه ۱۶۰ -
میان اینهمه استرس و درد، جایی برای ابراز نیازهای متفاوت یا خواستههای متعدد من نیست.
برای همین کمکم از ابراز نیازهایم دست کشیدم.
- صفحه ۱۶۱ -
برای همین کمکم از ابراز نیازهایم دست کشیدم.
- صفحه ۱۶۱ -
هیچوقت از عشق ما به خودش مطمئن نبود؛ برای همین از غذا برای ابراز عشق درونیاش استفاده میکرد.
- صفحه ۱۶۱ -
- صفحه ۱۶۱ -
هرگز آنها را برهنه ندیدم و همیشه تصور میکردم باید از این کار پرهیز کنم.
این یکی از دلایلی بود که همیشه از پوشیدن لباسهای بدننما احساس ناامنی میکردم.
- صفحه ۱۶۱ -
این یکی از دلایلی بود که همیشه از پوشیدن لباسهای بدننما احساس ناامنی میکردم.
- صفحه ۱۶۱ -
الفِ آرامش
بسیاری از ما در همان سالهای ابتدای عمر، ارتباط با جسممان را از دست میدهیم. - صفحه ۱۶۰ -
قطع ارتباط با بدنم به قطع ارتباطم با هیجاناتم منجر شد.
- صفحه ۱۶۲ -
- صفحه ۱۶۲ -
با گذر زمان، برای پنهانکردن حقیقت دردناک دنیای درونم که سرشار از حس عمیق و ریشهدار رهاشدگی و تنهایی و شرم بود، ظاهری بیخیال و بیاهمیت به خود گرفتم.
- صفحه ۱۶۲ -
- صفحه ۱۶۲ -
من برای تسکین استرس و تنش انباشته در بدنم که هر روز بیشتر میشد، لوازم اتاقم را با وسواس تمام مرتب میکردم.
- صفحه ۱۶۲ -
- صفحه ۱۶۲ -
انجام دادنِ خودکارِ کارها بدون نیاز به توجه فعال، به ما کمک میکند تا بهتر از پس بسیاری از تجربیات پیچیدهای بربیاییم که در طول روز با آنها مواجهیم
- صفحه ۱۶۲ -
- صفحه ۱۶۲ -
اما تمایل ما به انجام خودکار و ناخودآگاهِ کارها موجب میشود لذتهای کوچک زندگی را از دست بدهیم.
غذا بخوریم بیآنکه طعمش را بچشیم،
از عضلات خستهمان بیش از حد کار بکشیم و بدون برقراری رابطهای حقیقی و معنادار با دیگران،
با آنها فقط ارتباطی سطحی داشته باشیم.
- صفحه ۱۶۳ -
غذا بخوریم بیآنکه طعمش را بچشیم،
از عضلات خستهمان بیش از حد کار بکشیم و بدون برقراری رابطهای حقیقی و معنادار با دیگران،
با آنها فقط ارتباطی سطحی داشته باشیم.
- صفحه ۱۶۳ -
ما به معنای واقعی کلمه، دردها و مشکلات را در بندبند وجودمان حس میکنیم.
- صفحه ۱۶۳ -
- صفحه ۱۶۳ -
این احساساتِ درونجسمی حقیقیاند و در لحظهی حال رخ میدهند؛
اما میدانم که اگر روی حضور در جسمم و لحظهی حال متمرکز نباشم،
ممکن است بهجای واکنش به اتفاقی که در لحظهی حال رخ داده،
ناخودآگاه به زخمهای کهنه واکنش نشان دهم.
- صفحه ۱۶۵ -
اما میدانم که اگر روی حضور در جسمم و لحظهی حال متمرکز نباشم،
ممکن است بهجای واکنش به اتفاقی که در لحظهی حال رخ داده،
ناخودآگاه به زخمهای کهنه واکنش نشان دهم.
- صفحه ۱۶۵ -