tgoop.com/bashiriyehins/535
Last Update:
روزنامه اطلاعات شنبه ۲۴آبان
سال صدم.شماره۲۹۰۹۴
🌿 «خوشبختی در عصر پارینه سنگی»
✅ در جستجوی آنچه بیرون از ما و حال ما نیست.
✍️ دکتر #فربد_فدائی - روانپزشک
خوشبختی واژهای است با معانی فراوان و مصادیق بیشمار. اما یک تعریف مختصر و گویا از آن عبارت است از: حالتی پایدار از رضایت، معنا، هماهنگی با خود و دیگران و جهان. در عین حال بسیاری از مردم خوشبختی را در داشتن برخی اشیاء ملموس یا رسیدن به خواستههای مادی میدانند. یک بار به مناسبتی از کسی پرسیدم: در چه صورت خوشبخت خواهی بود؟ پاسخ داد اگر صد میلیارد تومان داشتم خوشبخت بودم. دوباره سؤال کردم: بنابراین اگر دویست میلیارد تومان داشته باشی، دو برابر خوشبختتر خواهی بود؟ پاسخی نداشت.
شما و من مردمان بیشماری را دیدهایم که داشتن خانه مجلل، اتومبیل و لوازم خانگی گرانقیمت و فرشهای ابریشمین را عامل عمده خوشبختی میدانند. در این صورت آیا انسانهای دوران پارینهسنگی که هیچ یک از این امکانات را نداشتند از احساس خوشبختی بیبهره بودند؟
گمان میکنم در آن دوران هم برخی نیاکان عصر حجری، شاد و برخی ناشاد بودهاند.
یکی با داشتن غار وسیع و بلند ارتفاع و جریان دائمی آب از چشمه داخل غار یا داشتن گله ماموت و ماستودون که چند نفر نئاندرتال چوپان او بودهاند، احساس افسردگی میکرده؛ در مقابل نیای پارینهسنگی دیگری با یافتن جایگاهی کوچک در پشت یک صخره که با سرچشمه آب دو فرسنگ فاصله داشته، با رضایت به زندگی لبخند میزدهاست. اگر جلوتر برویم چند نیای پارینه سنگی را میبینیم که حلقهوار در گوشهای نشستهاند و گاهگاه از لیوانهای سنگی نتراشیده و نخراشیدهای که در دست دارند، جرعهای آب باران که با برگهای اوکالیپتوس معطر شده است مینوشند و به صحبتهای دوست خویش گوش فرا میدهند که در میانه نشسته است و از روزگار خوش گذشته میگوید که آدمیان بر شاخههای درختان سکونت داشتند و در بند لیوان و سینی و قفسه سنگی نبودهاند؛ بلکه با آرامش و شادی روزگار میگذرانیدهاند.
در کناری دیگر، فیلسوف عصر حجر تعلیمات خود را به مستمعین عرضه میکند، تعلیماتی که حاصل سالها کوشش او در جذب معلومات و دفع مجهولات بودهاست و از جمله آنها این حکمت است که «اگرگرسنه بودی و در غار خود چیزی برای خوردن نیافتی، همسایه خود را مخور! بلکه همراه او به جستجوی میوهها و دانههای خوراکی برو!»
از سفر به گذشته بازآییم و به سوی آینده رهسپار شویم. بیتردید صدها یا هزاران سال بعد، نوادگان ما نیز با این پرسش مواجه میشوند: «مردمان دوره تاریخی (که ما باشیم!) علیرغم امکانات ناچیزی که داشتند و فقط از اتومبیل و هواپیما و ماشین لباسشویی و تلفن همراه برخوردار بودند، آیا میتوانستند احساس خوشبختی هم بکنند؟ شاید این نوادگان بر حال ما تأسف هم بخورند.
اما ما میدانیم که بر حسب قرینه، حتی بین آنان که با انتقال مولکولی در ثانیهای از جابلقا به جابلصا میروند و کرات آسمانی را مسخر و بیماریها را معدوم میکنند نیز برخی افراد شاد و برخی افسرده خواهند بود؛ زیرا شادی و خوشی در داشتن و بیشتر داشتن نیست.
به گفته مولوی: آب کم جو تشنگیآور به دست/ تا بجوشد آبت از بالا و پست.
هماهنگونه که در ابتدای نوشته آمد، خوشبختی حالتی است پایدار از رضایت، معنا، هماهنگی با خود و دیگران و جهان.
خوب است برای حسن ختام، حکایتی کوتاه را نقل کنم: خبرنگار جوانی از ارسطو اوناسیس، میلیاردر یونانی که به ثروت شهره بود، پرسید: چه باید انجام دهم که مانند شما از محنت دور باشم و خوشبخت و ثروتمند شوم؟ اوناسیس پاسخ داد: ده سال باید مانند خر کار کنی و سپس ده سال مانند سگ زندگی کنی.
خبرنگار دوباره پرسید: آن وقت ثروتمند و خوشبخت میشوم؟
اوناسیس گفت: نه؛ ولی به بدبختی عادت میکنی و ناراحت نخواهی بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#موسسه_مطالعاتی_بشیریه
@bashiriyehins
BY موسسه مطالعاتی بشیریه (BSI)
Share with your friend now:
tgoop.com/bashiriyehins/535
