برنامهٔ «بیست و پنج مادهای» که حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان[نازی] در سال ۱۹۲۰ انتشار داد شامل اهداف سوسیالیستی بسیار پرآب و تابی از قبیل ملیکردن شرکتهای بزرگ، الغای درآمدهایی که برای آن کار نشده، ضبط سودهای ناشی از کمبودهای دوران جنگ و ممنوعیت سوداگری روی معاملات زمین بود.
ریک ویلفورد
پ.ن: این درحالی است که فاشیسم کلیدواژه و رمز سوسیالیست هاست. کلیدواژه سرکوب تمامی منتقدان و مخالفان کمونیستها فاشیسم است،حال باید پرسید نسبت این شکل از مناسبات پیچیده چیست.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
ریک ویلفورد
پ.ن: این درحالی است که فاشیسم کلیدواژه و رمز سوسیالیست هاست. کلیدواژه سرکوب تمامی منتقدان و مخالفان کمونیستها فاشیسم است،حال باید پرسید نسبت این شکل از مناسبات پیچیده چیست.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
📃جورچین بلندمدت خاورمیانه
🔸(به بهانه سقوط دولت در سوریه)
✍️ محمدرضا تهمک
از متن:
با سقوط دولت در سوریه و تحولات اخیر «خاورمیانه» چنین پرسشهایی اذهان را به خود مشغول ساخته است: چرا اسد سقوط کرد؟ تحولات سیاسی خاورمیانه به چه سمتی میرود؟ امریکا، روسیه، قدرتهای منطقهای چون ایران، ترکیه و عربستان در این میان چه جایگاهی دارند؟ و ... اینها بهانه بحثی است برای فراتر رفتن از صرف سقوط بعث سوری و پرداختن به دیگر تحولات و قطعات مشابه آن که در جورچین قریب به یک قرنی خاورمیانه رقم زده میشوند.
در نگاه اول، بشار اسد که در ۲۰۱۱ و آغاز جنگ داخلی مشروعیتی اکثریتی نداشت، در شرایط فرسودگی دولتاش و ضعف شدید آن در حکمرانی بر قلمرو سرزمینی سقوطش در ۲۰۲۴ عجیب نیست. تولید ناخالص داخلی سوریه که پیش از جنگ ۲۰۱۱ رقم ۶۷/۵ میلیارد دلار بود در ۲۰۲۳ به حدود ۱۷/۵ میلیارد دلار کاهش یافت و همزمان ۷۱ درصد جمعیت کشور به زیر خط فقر رسید. از طرف دیگر مهمترین ابرقدرت حامیاش روسیه خود درگیر جنگ طولانی فرسایندهای در اوکراین شده و حتی از حفظ حیات خلوتش در قفقاز ناتوان است. برخی گمانه میزنند که روسیهی آچمزشده توسط ناتو وقتی خود را ناتوان از حفظ دولت بعث سوریه دیده و به امید گرفتن امتیازی در اوکراین آن را معامله کرده باشد؛ بعید نیست ثروت خانواده اسد را مصادره و آنها را نیز معامله کند مانند کارهای عجیبی که روسها با پناهجویان چپ ایرانی کردهاند. همچنین، رژیم اسد در سالهای اخیر بهویژه سال گذشته با وعدههای اتحادیه عرب از دولت ایران فاصله گرفت. نیز این مهمترین حامیاش در منطقه خود در چنبره تحریمها و مشکلات اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی گرفتار است و با محاصره زمینی و هوایی سوریه توسط امریکا و اسرائیل نتوانست کمکی به سوریه برساند. به علاوه، دولت ترکیه با سازماندهی نظامی و تقویت گروههای معارض سوری و فرستادن اسلامگرایان اویغور به کمک آنان شتافت. بیتردید چنین عللی در اضمحلال ارتش بیرمق و سقوط دولت در حال احتضار سوریه نقش داشته است. با وجود این، همانگونه که خواهیم دید، سقوط بعث سوری قطعهای در پازل جهانی مناسبات قدرت و پیادهسازی منطقهای آن بوده است و همه اینها را باید در روند تحولات زمانی-مکانی کلانتری دید تا بتوان به مسیرنمای روشنتر و فهمی عمیقتر از وقایع رخداده و محتمل پیشرو دست یافت.
سوریه استثناء نبوده است، چنین جدالی بر سر مصر ناصریست، ایران دوره ملیگرایی تا مذهبگرایی کنونی، عراق بعث، لبنان، افغانستان انقلاب ثور و پس از آن و ملت-دولتهایی دیگر در خاورمیانه نیز به مثابه تکههای این جورچین ژئوپلیتیکی-ژئواکانومیکی مورد کشمکش وجود داشته است. آنگاه که از منظر جامعهشناسی سیاسی نظام بینالملل به چنین جدالهایی بنگریم بهتر رؤیت میشوند.
متن کامل را در اینجا بخوانید
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
🔸(به بهانه سقوط دولت در سوریه)
✍️ محمدرضا تهمک
از متن:
با سقوط دولت در سوریه و تحولات اخیر «خاورمیانه» چنین پرسشهایی اذهان را به خود مشغول ساخته است: چرا اسد سقوط کرد؟ تحولات سیاسی خاورمیانه به چه سمتی میرود؟ امریکا، روسیه، قدرتهای منطقهای چون ایران، ترکیه و عربستان در این میان چه جایگاهی دارند؟ و ... اینها بهانه بحثی است برای فراتر رفتن از صرف سقوط بعث سوری و پرداختن به دیگر تحولات و قطعات مشابه آن که در جورچین قریب به یک قرنی خاورمیانه رقم زده میشوند.
در نگاه اول، بشار اسد که در ۲۰۱۱ و آغاز جنگ داخلی مشروعیتی اکثریتی نداشت، در شرایط فرسودگی دولتاش و ضعف شدید آن در حکمرانی بر قلمرو سرزمینی سقوطش در ۲۰۲۴ عجیب نیست. تولید ناخالص داخلی سوریه که پیش از جنگ ۲۰۱۱ رقم ۶۷/۵ میلیارد دلار بود در ۲۰۲۳ به حدود ۱۷/۵ میلیارد دلار کاهش یافت و همزمان ۷۱ درصد جمعیت کشور به زیر خط فقر رسید. از طرف دیگر مهمترین ابرقدرت حامیاش روسیه خود درگیر جنگ طولانی فرسایندهای در اوکراین شده و حتی از حفظ حیات خلوتش در قفقاز ناتوان است. برخی گمانه میزنند که روسیهی آچمزشده توسط ناتو وقتی خود را ناتوان از حفظ دولت بعث سوریه دیده و به امید گرفتن امتیازی در اوکراین آن را معامله کرده باشد؛ بعید نیست ثروت خانواده اسد را مصادره و آنها را نیز معامله کند مانند کارهای عجیبی که روسها با پناهجویان چپ ایرانی کردهاند. همچنین، رژیم اسد در سالهای اخیر بهویژه سال گذشته با وعدههای اتحادیه عرب از دولت ایران فاصله گرفت. نیز این مهمترین حامیاش در منطقه خود در چنبره تحریمها و مشکلات اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی گرفتار است و با محاصره زمینی و هوایی سوریه توسط امریکا و اسرائیل نتوانست کمکی به سوریه برساند. به علاوه، دولت ترکیه با سازماندهی نظامی و تقویت گروههای معارض سوری و فرستادن اسلامگرایان اویغور به کمک آنان شتافت. بیتردید چنین عللی در اضمحلال ارتش بیرمق و سقوط دولت در حال احتضار سوریه نقش داشته است. با وجود این، همانگونه که خواهیم دید، سقوط بعث سوری قطعهای در پازل جهانی مناسبات قدرت و پیادهسازی منطقهای آن بوده است و همه اینها را باید در روند تحولات زمانی-مکانی کلانتری دید تا بتوان به مسیرنمای روشنتر و فهمی عمیقتر از وقایع رخداده و محتمل پیشرو دست یافت.
سوریه استثناء نبوده است، چنین جدالی بر سر مصر ناصریست، ایران دوره ملیگرایی تا مذهبگرایی کنونی، عراق بعث، لبنان، افغانستان انقلاب ثور و پس از آن و ملت-دولتهایی دیگر در خاورمیانه نیز به مثابه تکههای این جورچین ژئوپلیتیکی-ژئواکانومیکی مورد کشمکش وجود داشته است. آنگاه که از منظر جامعهشناسی سیاسی نظام بینالملل به چنین جدالهایی بنگریم بهتر رؤیت میشوند.
متن کامل را در اینجا بخوانید
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
Telegraph
جورچین بلندمدت خاورمیانه؛ به بهانه سقوط دولت در سوریه
با سقوط دولت در سوریه و تحولات اخیر «خاورمیانه» چنین پرسشهایی اذهان را به خود مشغول ساخته است: چرا اسد سقوط کرد؟ تحولات سیاسی خاورمیانه به چه سمتی میرود؟ امریکا، روسیه، قدرتهای منطقهای چون ایران، ترکیه و عربستان در این میان چه جایگاهی دارند؟ و … اینها…
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت که براساس تحقیقات، ۲۷ درصد مردم ایران با درآمد روزانه دو دلار زندگی میکنند و بیش از ۶.۵ درصد ایرانیها به سوءتغذیه مبتلا هستند.
در این گزارش آمده است: «نشانههای سوءتغذیه مانند کمبود وزن، کوتاهی قد و لاغری شدید در میان جمعیت دیده میشود. این در حالی است که ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است و بر اساس شاخص جهانی گرسنگی (GHI)، وضعیت ایران در کنار کشورهایی مانند لبنان و مراکش قرار دارد.»
در ادامه این گزارش به شاخص جهانی گرسنگی اشاره شده که براساس آن ۱.۲ درصد کودکان زیر ۵ سال به علت سوءتغذیه جان خود را از دست میدهند، ۴.۱ درصد وزن کمی نسبت به قد خود دارند و ۵.۳ درصد به دلیل سوءتغذیه مزمن دچار کوتاهی قد هستند. در ایران ۶ درصد کمبود وزن متوسط، ۲۵ درصد کمبود وزن خفیف، ۳ درصد کوتاهی قد شدید، ۸ درصد کوتاهی قد متوسط و ۱ درصد دچار لاغری شدید هستند.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
در این گزارش آمده است: «نشانههای سوءتغذیه مانند کمبود وزن، کوتاهی قد و لاغری شدید در میان جمعیت دیده میشود. این در حالی است که ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است و بر اساس شاخص جهانی گرسنگی (GHI)، وضعیت ایران در کنار کشورهایی مانند لبنان و مراکش قرار دارد.»
در ادامه این گزارش به شاخص جهانی گرسنگی اشاره شده که براساس آن ۱.۲ درصد کودکان زیر ۵ سال به علت سوءتغذیه جان خود را از دست میدهند، ۴.۱ درصد وزن کمی نسبت به قد خود دارند و ۵.۳ درصد به دلیل سوءتغذیه مزمن دچار کوتاهی قد هستند. در ایران ۶ درصد کمبود وزن متوسط، ۲۵ درصد کمبود وزن خفیف، ۳ درصد کوتاهی قد شدید، ۸ درصد کوتاهی قد متوسط و ۱ درصد دچار لاغری شدید هستند.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
حضراتی که برای مذاکره با ترامپ خود را گرم میکنند در این چند روز باید سبک کار او را فهمیده باشند
او گربه را دم حجله میکشد
او به نقطه ضعف طرف مذاکره اش اشراف دارد. میداند وقتی کانادای بیچاره ۸۷% از صادراتش به آمریکاست در واقع مستعمره آمریکاست، راهی جز اطاعت ندارد. میداند وقتی مکزیک بیچاره ۸۰% صادراتش به آمریکاست، اگر این صادرات قطع شد ۲ سال طول میکشد تا آنها برای خود مشتری جدیدی دست و پا کنند و در این ۲ سال مکزیکیها به خاک سیاه مینشیند در حالیکه اتکای آمریکا به هر یک از این دو کشور برای واردات بیش از ۱۴% نیست قطعا هرآنچه میخواهد انجام میدهند
همه دست به دعا شویم که ترامپ نداند ایران بیشتر از ۹۵% از صادرات نفتش به چین است!
چون با مدل مذاکره ای که از او میشناسیم معلوم است با ما چه خواهد کرد.
کافی است به شی عزیز بگوید نگران نباش عزیزجان، خودم نفت هر چه کم داری تامین می کنم، فعلا با ایران کار دارم!
حالا بیا راجع چیزهای مهمتر مثلا ۵۰۰ میلیارد دلار صادراتت به آمریکا صحبت کنیم!
شما جای "شی" باشی چه پاسخی میدهی؟!
✍️ #حامد_پاک_طینت
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
او گربه را دم حجله میکشد
او به نقطه ضعف طرف مذاکره اش اشراف دارد. میداند وقتی کانادای بیچاره ۸۷% از صادراتش به آمریکاست در واقع مستعمره آمریکاست، راهی جز اطاعت ندارد. میداند وقتی مکزیک بیچاره ۸۰% صادراتش به آمریکاست، اگر این صادرات قطع شد ۲ سال طول میکشد تا آنها برای خود مشتری جدیدی دست و پا کنند و در این ۲ سال مکزیکیها به خاک سیاه مینشیند در حالیکه اتکای آمریکا به هر یک از این دو کشور برای واردات بیش از ۱۴% نیست قطعا هرآنچه میخواهد انجام میدهند
همه دست به دعا شویم که ترامپ نداند ایران بیشتر از ۹۵% از صادرات نفتش به چین است!
چون با مدل مذاکره ای که از او میشناسیم معلوم است با ما چه خواهد کرد.
کافی است به شی عزیز بگوید نگران نباش عزیزجان، خودم نفت هر چه کم داری تامین می کنم، فعلا با ایران کار دارم!
حالا بیا راجع چیزهای مهمتر مثلا ۵۰۰ میلیارد دلار صادراتت به آمریکا صحبت کنیم!
شما جای "شی" باشی چه پاسخی میدهی؟!
✍️ #حامد_پاک_طینت
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
📰سیاستهای پناهندگی آلمان ناکارآمد و پرهزینه شدهاند/ ماه سرنوشت ساز برای آلمان : نشنال اینترست
🔹 ترس از تکرار تاریخ و تأثیر آن بر سیاستهای کنونی آلمان
احزاب چپ و میانهچپ، مانند سبزها و حزب سوسیال دموکرات (SPD)، معتقدند که مهمترین درس تاریخ آلمان جلوگیری از بازگشت فاشیسم است. به همین دلیل، آنها هرگونه همکاری با احزاب راستگرا، بهویژه حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)، را رد میکنند. در مقابل، احزاب محافظهکار مانند اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU/CSU) استدلال میکنند که نادیده گرفتن نگرانیهای مردم باعث افزایش نارضایتی و رادیکالیسم خواهد شد.
🔹 بحران مهاجرت و نگرانی عمومی
طبق نظرسنجیها، مهاجرت و پناهجویان مهمترین دغدغه مردم آلمان هستند و ۶۸٪ خواهان کاهش مهاجران و پناهجویان جدید هستند. بااینحال، پارلمان آلمان اخیراً لایحهای را که برای بهبود مدیریت مهاجرت غیرقانونی ارائه شده بود، رد کرد. علت اصلی این مخالفت، حمایت احتمالی حزب AfD از این لایحه بود، نه محتوای آن.
🔹 چالشهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از مهاجرت
سیاستهای پناهندگی آلمان ناکارآمد و پرهزینه شدهاند. تنها ۲۲٪ از درخواستهای پناهندگی پذیرفته میشوند، اما روند بررسی طولانی و پرهزینه است. در سال ۲۰۲۳، دولت آلمان ۲۹.۷ میلیارد یورو برای مهاجران هزینه کرد. علاوه بر این، ۴۱٪ از جرایم ثبتشده در کشور توسط مهاجران انجام شده است.
🔹 وقایع ناگوار و افزایش جرایم مرتبط با مهاجران
حوادثی مانند حمله به بازار کریسمس ماگدبورگ، قتل وحشیانه یک کودک در آشافنبورگ، و حوادث جنایی مشابه، احساس ناامنی در جامعه آلمان را افزایش داده است. در بسیاری از موارد، مهاجمانی که مرتکب این جرایم شدهاند، قبلاً باید از کشور اخراج میشدند، اما به دلیل ضعف در اجرای قوانین، همچنان در آلمان ماندهاند.
🔹 مشکلات سیاسی و خطرات رد کردن لایحه مهاجرتی
در حالی که CDU/CSU تلاش داشت با تصویب لایحهای برای کنترل بهتر مهاجرت، اعتماد عمومی را جلب کند، SPD و احزاب چپ با رد این لایحه، فرصت را به AfD دادند تا از این نارضایتی به نفع خود استفاده کند. این مسئله ممکن است به رشد بیشتر افراطگرایی منجر شود.
🔹 احتمال ممنوعیت حزب AfD و عواقب آن
برخی از سیاستمداران چپ و میانهرو به دنبال ممنوعیت حزب AfD هستند. اما این اقدام یادآور سیاستهای جمهوری وایمار در دهه ۱۹۲۰ است، زمانی که حزب نازی ممنوع شد اما در نهایت به قدرت رسید. ممنوعیت AfD ممکن است احساسات ملیگرایانه را تشدید کند و نتیجه معکوس داشته باشد.
🔹 انتخابات آتی و چالشهای پیش روی احزاب بزرگ
انتخابات ملی آلمان در ۲۳ فوریه برگزار میشود. نظرسنجیها نشان میدهند که CDU/CSU پیشتاز است و فردریش مرتس احتمالاً صدراعظم آینده خواهد بود. بااینحال، برای تشکیل دولت، او باید با یک حزب دیگر ائتلاف کند. درحالیکه ۳۲٪ از مردم خواهان ائتلاف CDU/CSU با SPD هستند، ۲۶٪ از آنها خواهان ائتلاف این حزب با AfD هستند. این نشان میدهد که احساسات ضد مهاجرتی در حال افزایش است و احزاب سنتی باید برای حفظ موقعیت خود، سیاستهای مهاجرتی واقعبینانهتری ارائه دهند.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
🔹 ترس از تکرار تاریخ و تأثیر آن بر سیاستهای کنونی آلمان
احزاب چپ و میانهچپ، مانند سبزها و حزب سوسیال دموکرات (SPD)، معتقدند که مهمترین درس تاریخ آلمان جلوگیری از بازگشت فاشیسم است. به همین دلیل، آنها هرگونه همکاری با احزاب راستگرا، بهویژه حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)، را رد میکنند. در مقابل، احزاب محافظهکار مانند اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU/CSU) استدلال میکنند که نادیده گرفتن نگرانیهای مردم باعث افزایش نارضایتی و رادیکالیسم خواهد شد.
🔹 بحران مهاجرت و نگرانی عمومی
طبق نظرسنجیها، مهاجرت و پناهجویان مهمترین دغدغه مردم آلمان هستند و ۶۸٪ خواهان کاهش مهاجران و پناهجویان جدید هستند. بااینحال، پارلمان آلمان اخیراً لایحهای را که برای بهبود مدیریت مهاجرت غیرقانونی ارائه شده بود، رد کرد. علت اصلی این مخالفت، حمایت احتمالی حزب AfD از این لایحه بود، نه محتوای آن.
🔹 چالشهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از مهاجرت
سیاستهای پناهندگی آلمان ناکارآمد و پرهزینه شدهاند. تنها ۲۲٪ از درخواستهای پناهندگی پذیرفته میشوند، اما روند بررسی طولانی و پرهزینه است. در سال ۲۰۲۳، دولت آلمان ۲۹.۷ میلیارد یورو برای مهاجران هزینه کرد. علاوه بر این، ۴۱٪ از جرایم ثبتشده در کشور توسط مهاجران انجام شده است.
🔹 وقایع ناگوار و افزایش جرایم مرتبط با مهاجران
حوادثی مانند حمله به بازار کریسمس ماگدبورگ، قتل وحشیانه یک کودک در آشافنبورگ، و حوادث جنایی مشابه، احساس ناامنی در جامعه آلمان را افزایش داده است. در بسیاری از موارد، مهاجمانی که مرتکب این جرایم شدهاند، قبلاً باید از کشور اخراج میشدند، اما به دلیل ضعف در اجرای قوانین، همچنان در آلمان ماندهاند.
🔹 مشکلات سیاسی و خطرات رد کردن لایحه مهاجرتی
در حالی که CDU/CSU تلاش داشت با تصویب لایحهای برای کنترل بهتر مهاجرت، اعتماد عمومی را جلب کند، SPD و احزاب چپ با رد این لایحه، فرصت را به AfD دادند تا از این نارضایتی به نفع خود استفاده کند. این مسئله ممکن است به رشد بیشتر افراطگرایی منجر شود.
🔹 احتمال ممنوعیت حزب AfD و عواقب آن
برخی از سیاستمداران چپ و میانهرو به دنبال ممنوعیت حزب AfD هستند. اما این اقدام یادآور سیاستهای جمهوری وایمار در دهه ۱۹۲۰ است، زمانی که حزب نازی ممنوع شد اما در نهایت به قدرت رسید. ممنوعیت AfD ممکن است احساسات ملیگرایانه را تشدید کند و نتیجه معکوس داشته باشد.
🔹 انتخابات آتی و چالشهای پیش روی احزاب بزرگ
انتخابات ملی آلمان در ۲۳ فوریه برگزار میشود. نظرسنجیها نشان میدهند که CDU/CSU پیشتاز است و فردریش مرتس احتمالاً صدراعظم آینده خواهد بود. بااینحال، برای تشکیل دولت، او باید با یک حزب دیگر ائتلاف کند. درحالیکه ۳۲٪ از مردم خواهان ائتلاف CDU/CSU با SPD هستند، ۲۶٪ از آنها خواهان ائتلاف این حزب با AfD هستند. این نشان میدهد که احساسات ضد مهاجرتی در حال افزایش است و احزاب سنتی باید برای حفظ موقعیت خود، سیاستهای مهاجرتی واقعبینانهتری ارائه دهند.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
The National Interest
A Decisive Month for Germany
In trying to avoid the mistakes of the past, Germany’s liberal politicians are pushing their country right back toward them. One of the most pointless cliches holds that “those who do not learn from history are fated to repeat it.” It sounds profound, for…
⭕️دموکراسی: حاکمیت وجدان
✍️محمدامین سلیمانی
🔻"فرد" به طور استعلایی و به سبب یک پیشفرض غیرقابل تخطی که قابل تقلیل به سایر مفروضات نیست و یا از انها استنتاج نمیشود, شایسته کیفر و پاداش است. شایستگی مورد بحث برخواسته از همبستگی است که فیمابین "اختیار" و "مسئولیت" وجود دارد. به نحوی که یکی دیگری را ایجاب کرده و یکدیگر را به طرزی گسستناپذیر مشروط میکنند. به تعبیری اگر فرد واجد اختیار عمل نباشد, نمیتوانیم مسئولیتی را برای او تعریف کنیم تا او مابهازای عهدهداری از ان مسئولیت از ثمرات حاصله منتفع یا متضرر شود و گنجایش درک نتایجحاصله را داشته باشد. این گنجایش و ظرفیت را میتوان نیروی "وجدان" نامید که تحقق ان, مستلزم همبستگی و ایجابمتقابل بین اختیارعمل و مسئولیتفردی است. از جهتی اختیار و مسئولیت تعریف شده برای فرد هر دو از یک سنخ هستند و هیچکدام نمیبایستی از دایره فردیت خارج شوند.
🔻در سطوحکلان جامعه این پیشفرض بدیهی و استعلایی نه به شکلی فردی که به شکلی جمعی برقرار است; لذا به سبب سنخیت واحدی که بین اختیار و مسئولیت وجود دارد, هر دو محدود به دایره حیاتجمعی خواهند بود. قدرتحاکمه به سبب اختیار ذاتی که دارد میبایست اختیار عمل محوله به او مسئولیتی را برای ان ایجاب کند. حال انکه ظرفیت تحقق اعمال قدرتحاکمه و نتایج حاصله از ان جمعی است, اختیار عمل محوله به ان نیز باید محدود به جمعیت باشد.
قدرتمطلقه تابع این اصول کلی نیست.بلکه گسستی شگرف بین اختیارعمل ان و مسئولیتاش وجود دارد که غالبا به سبب فرادستی در جامعه, هرگز اجزایسازنده ساختارقدرت از نتایج حاصله متاثر نمیگردند.
🔻 بدین جهت قدرتمطلقه و تضعیف دموکراسی حداکثری را میتوان امری غیروجدانی نامید.
دموکراسی فرایندیمداوم است که در ان شووناتجامعه در پی توزیع قوای خود به نحوی حداکثری هستند تا اختیارعمل حاکم بر جامعه به "سرحدات" ذیالنفعان تصمیماتکلان, یعنی "کلیت جامعه" اشاعه یابد. با این حال در بسط "اختیار حداکثری" نباید به "فردیت" به چشم یک امر انتزاعی و کاملا نظری نگریست. بلکه فرد را باید در مقام یک موضوع تاریخی و ملموس مورد بررسی قرار داد که تمایلات, گرایشات,منش و کنش او میتواند از مراجع فرافردی متاثر گردد.
در حاکمیتمطلقه هیچ سنخیتی بین محدوده "اختیار عمل" و "مسئولیت" وجود ندارد. نمیتوان قائل به اختیارعملی"اقلیتی" بود و از سویی انتظار تاثیرپذیری و رواداری "حداکثری" نسبت به رانتقدرت را داشت.
دموکراسیخواهی تلاش برای تحقق حاکمیتوجدان است...
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
✍️محمدامین سلیمانی
🔻"فرد" به طور استعلایی و به سبب یک پیشفرض غیرقابل تخطی که قابل تقلیل به سایر مفروضات نیست و یا از انها استنتاج نمیشود, شایسته کیفر و پاداش است. شایستگی مورد بحث برخواسته از همبستگی است که فیمابین "اختیار" و "مسئولیت" وجود دارد. به نحوی که یکی دیگری را ایجاب کرده و یکدیگر را به طرزی گسستناپذیر مشروط میکنند. به تعبیری اگر فرد واجد اختیار عمل نباشد, نمیتوانیم مسئولیتی را برای او تعریف کنیم تا او مابهازای عهدهداری از ان مسئولیت از ثمرات حاصله منتفع یا متضرر شود و گنجایش درک نتایجحاصله را داشته باشد. این گنجایش و ظرفیت را میتوان نیروی "وجدان" نامید که تحقق ان, مستلزم همبستگی و ایجابمتقابل بین اختیارعمل و مسئولیتفردی است. از جهتی اختیار و مسئولیت تعریف شده برای فرد هر دو از یک سنخ هستند و هیچکدام نمیبایستی از دایره فردیت خارج شوند.
🔻در سطوحکلان جامعه این پیشفرض بدیهی و استعلایی نه به شکلی فردی که به شکلی جمعی برقرار است; لذا به سبب سنخیت واحدی که بین اختیار و مسئولیت وجود دارد, هر دو محدود به دایره حیاتجمعی خواهند بود. قدرتحاکمه به سبب اختیار ذاتی که دارد میبایست اختیار عمل محوله به او مسئولیتی را برای ان ایجاب کند. حال انکه ظرفیت تحقق اعمال قدرتحاکمه و نتایج حاصله از ان جمعی است, اختیار عمل محوله به ان نیز باید محدود به جمعیت باشد.
قدرتمطلقه تابع این اصول کلی نیست.بلکه گسستی شگرف بین اختیارعمل ان و مسئولیتاش وجود دارد که غالبا به سبب فرادستی در جامعه, هرگز اجزایسازنده ساختارقدرت از نتایج حاصله متاثر نمیگردند.
🔻 بدین جهت قدرتمطلقه و تضعیف دموکراسی حداکثری را میتوان امری غیروجدانی نامید.
دموکراسی فرایندیمداوم است که در ان شووناتجامعه در پی توزیع قوای خود به نحوی حداکثری هستند تا اختیارعمل حاکم بر جامعه به "سرحدات" ذیالنفعان تصمیماتکلان, یعنی "کلیت جامعه" اشاعه یابد. با این حال در بسط "اختیار حداکثری" نباید به "فردیت" به چشم یک امر انتزاعی و کاملا نظری نگریست. بلکه فرد را باید در مقام یک موضوع تاریخی و ملموس مورد بررسی قرار داد که تمایلات, گرایشات,منش و کنش او میتواند از مراجع فرافردی متاثر گردد.
در حاکمیتمطلقه هیچ سنخیتی بین محدوده "اختیار عمل" و "مسئولیت" وجود ندارد. نمیتوان قائل به اختیارعملی"اقلیتی" بود و از سویی انتظار تاثیرپذیری و رواداری "حداکثری" نسبت به رانتقدرت را داشت.
دموکراسیخواهی تلاش برای تحقق حاکمیتوجدان است...
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
مجله تایم در اقدامی تحریکآمیز، تصویر ایلان ماسک را در پشت میز ریاستجمهوری در دفتر بیضی کاخ سفید روی جلد آخرین شماره خود منتشر کرده است. این حرکت میتواند تلاشی برای برانگیختن خشم دونالد ترامپ باشد.
این مجله معتبر، در حالی این طرح را انتخاب کرده که ترامپ اختیارات گستردهای را به ماسک و اداره بهینهسازی دولت داده است تا نیروی کار فدرال را دگرگون کند. با این حال، برخی شکایتهای قضایی در روزهای اخیر این روند را تا حدی متوقف کردهاند.
روی جلد مجله، ماسک در حالی دیده میشود که فنجان قهوه در دست دارد و بین میز ریاستجمهوری و پرچمهای آمریکا و ریاستجمهوری نشسته است. مقاله همراه این تصویر که توسط سایمون شاستر و برایان بنت نوشته شده، به سیاستهای سختگیرانه ماسک پرداخته که میلیونها کارمند دولتی را تحت کنترل او قرار داده است.
در این مقاله آمده است که ماسک تنها به ترامپ پاسخگو است و با اختیاراتی که از او دریافت کرده، دولت را مطابق با خواستههای رئیسجمهوری تغییر میدهد. در این میان، اداره بهینهسازی دولت از پاسخ به سوالات تایم خودداری کرده و کاخ سفید نیز نظری ارائه نداده است.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
این مجله معتبر، در حالی این طرح را انتخاب کرده که ترامپ اختیارات گستردهای را به ماسک و اداره بهینهسازی دولت داده است تا نیروی کار فدرال را دگرگون کند. با این حال، برخی شکایتهای قضایی در روزهای اخیر این روند را تا حدی متوقف کردهاند.
روی جلد مجله، ماسک در حالی دیده میشود که فنجان قهوه در دست دارد و بین میز ریاستجمهوری و پرچمهای آمریکا و ریاستجمهوری نشسته است. مقاله همراه این تصویر که توسط سایمون شاستر و برایان بنت نوشته شده، به سیاستهای سختگیرانه ماسک پرداخته که میلیونها کارمند دولتی را تحت کنترل او قرار داده است.
در این مقاله آمده است که ماسک تنها به ترامپ پاسخگو است و با اختیاراتی که از او دریافت کرده، دولت را مطابق با خواستههای رئیسجمهوری تغییر میدهد. در این میان، اداره بهینهسازی دولت از پاسخ به سوالات تایم خودداری کرده و کاخ سفید نیز نظری ارائه نداده است.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
لنین کمی بعد در سال 1923 بیمار شد و مرد، و مرگ او تأثیر عمیقی بر توهم مردم جهان از انقلاب اکتبر داشت. جنبشی که او ایجاد کرده بود، چنان به رهبرش وابسته بود که با مرگ او طبعاً رو بهسوی انحطاط میگذاشت.
او هرگز فکر نمیکرد که انقلاب پرولتری، تنها در کشور عقبماندهی روسیه پیروز شود، یا حتی مدتی به حیات خود ادامه دهد. او معتقد بود انقلاب اکتبر سال 1917 نقطهی آغاز یک رویداد گستردهی بینالمللی خواهد بود، مثل جنگ اول جهانی که زمینهی شکلگیری این انقلاب بود. او تصور میکرد اروپای «متمدن»، دنبالهرو روسیه خواهد شد و آلمان قبل از هر کشور دیگری مسیر روسیه را پیش خواهد گرفت.
گذشتهی یک توهم؛ جستاری درباب اندیشهی کمونیسم در قرن بیستم
فرانسوا فوره
تصویر: سال ۲۰۰۴، کیف، اوکراین
لنین درحال حمل به زبالهدان تاریخ
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
او هرگز فکر نمیکرد که انقلاب پرولتری، تنها در کشور عقبماندهی روسیه پیروز شود، یا حتی مدتی به حیات خود ادامه دهد. او معتقد بود انقلاب اکتبر سال 1917 نقطهی آغاز یک رویداد گستردهی بینالمللی خواهد بود، مثل جنگ اول جهانی که زمینهی شکلگیری این انقلاب بود. او تصور میکرد اروپای «متمدن»، دنبالهرو روسیه خواهد شد و آلمان قبل از هر کشور دیگری مسیر روسیه را پیش خواهد گرفت.
گذشتهی یک توهم؛ جستاری درباب اندیشهی کمونیسم در قرن بیستم
فرانسوا فوره
تصویر: سال ۲۰۰۴، کیف، اوکراین
لنین درحال حمل به زبالهدان تاریخ
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
به بیماران تعرض نشود(؟!)
فرشاد غریبپور
"کاملترین نوع بیعدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، درحالیکه عادل نیستیم." افلاطون
در نظام ناعادلانه درمانی ایران که بیمار را در جایگاه فرودست نسبت به درمانگر فرادست قرار میدهد و هر بلایی بر سر بیمار بیاورند مساله را به بهانه تخصصی بودن به نظام پزشکی که تحت اختیار خود پزشکان است ارجاع داده و جریمهای حداقلی برای آن در نظر میگیرند، اگر اخباری مانند تعرض به بیماران بهگوش نرسد عجیب نیست!؟ حتی در ماجرای مرگ چهرهای بینالمللی چون کیارستمی نیز پزشکان همیشهطلبکار ایرانی بسیار محکم پشت هم ایستادند و پرونده را در نظام پزشکی در بین خودشان فیصله دادند. مقایسه کنید با دادگاههایی که برای پزشکان خاطی در مرگ مایکل جکسون و متیو پری برگزار شد؛ هر دو در دادگاه عمومی و علنی و توسط قاضی غیرپزشک که ذینفع نیست رسیدگی شدهاند.
سیستم سلطهگر حوزه درمان که حتی خود را پاسخگوی مرگ انسانها در صورت سهلانگاری درمانگر نیز نداند، بالطبع فرهنگی را ترویج میدهد که در چنین فضائی کادرهای درمانی اجازه هر نوع آسیب جسمانی، خشونت کلامی و فیزیکی یا جنسی به بیماران را به خود میدهند. چنین تعرضاتی بخشی از واقعیت و برونداد منطقی فرهنگ و سیستم مدیریت بهداشتی و بیمارستانی در ایران است که بهجای کنترل مدرن عقلایی، همه چیز را به وجدان درمانگر واگذار کرده است. تا وقتی که رسیدگی به تخلفات در سیستم درمان در انحصار خود پزشکان و دیگر درمانگران است که در آن ذینفعاند و به این بهانه که موضوعی تخصصی است و مانند آن بی سروصدا به نفع خود رای میدهند، رخ دادن چنین مواردی برای هرکدام از ما و اطرافیانمان نباید دور از انتظار باشد.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
فرشاد غریبپور
"کاملترین نوع بیعدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، درحالیکه عادل نیستیم." افلاطون
در نظام ناعادلانه درمانی ایران که بیمار را در جایگاه فرودست نسبت به درمانگر فرادست قرار میدهد و هر بلایی بر سر بیمار بیاورند مساله را به بهانه تخصصی بودن به نظام پزشکی که تحت اختیار خود پزشکان است ارجاع داده و جریمهای حداقلی برای آن در نظر میگیرند، اگر اخباری مانند تعرض به بیماران بهگوش نرسد عجیب نیست!؟ حتی در ماجرای مرگ چهرهای بینالمللی چون کیارستمی نیز پزشکان همیشهطلبکار ایرانی بسیار محکم پشت هم ایستادند و پرونده را در نظام پزشکی در بین خودشان فیصله دادند. مقایسه کنید با دادگاههایی که برای پزشکان خاطی در مرگ مایکل جکسون و متیو پری برگزار شد؛ هر دو در دادگاه عمومی و علنی و توسط قاضی غیرپزشک که ذینفع نیست رسیدگی شدهاند.
سیستم سلطهگر حوزه درمان که حتی خود را پاسخگوی مرگ انسانها در صورت سهلانگاری درمانگر نیز نداند، بالطبع فرهنگی را ترویج میدهد که در چنین فضائی کادرهای درمانی اجازه هر نوع آسیب جسمانی، خشونت کلامی و فیزیکی یا جنسی به بیماران را به خود میدهند. چنین تعرضاتی بخشی از واقعیت و برونداد منطقی فرهنگ و سیستم مدیریت بهداشتی و بیمارستانی در ایران است که بهجای کنترل مدرن عقلایی، همه چیز را به وجدان درمانگر واگذار کرده است. تا وقتی که رسیدگی به تخلفات در سیستم درمان در انحصار خود پزشکان و دیگر درمانگران است که در آن ذینفعاند و به این بهانه که موضوعی تخصصی است و مانند آن بی سروصدا به نفع خود رای میدهند، رخ دادن چنین مواردی برای هرکدام از ما و اطرافیانمان نباید دور از انتظار باشد.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
قلهای در کار نیست
✍️مجید بابایی
اقتصاد آسیا در 2024 بالغ بر 40 تریلیون دلار است. سه کشور چین، ژاپن و هند 66 درصد اقتصاد را در اختیار دارند. با اضافه شدن کرهجنوبی و اندونزی سهم پنج اقتصاد برتر به 74 درصد میرسد.
ایران در لیست ۱۰ کشور اول آسیا نیست. این ۱۰ کشور 85 درصد اقتصاد را در دست دارند. از خاورمیانه ترکیه، عربستان و امارات بهعلاوه تایوان و سنگاپور در جمع ۱۰ کشور اول هستند. تنها عربستان و امارات دو کشور نفتخیز در بین ۱۰ کشور برتر دیده میشوند. سهم این دو کشور جمعا 4.1 درصد اقتصاد آسیا است. در گروهی که ایران در آن قرار دارد کشورهای مالزی، بنگلادش، ویتنام، فیلیپین، اسرائیل و تایلند اقتصاد بزرگتری از ایران دارند و هنگکنگ، پاکستان، قزاقستان و عراق اقتصادهای کوچکتر هستند.
ایران جزء گروهی است که جمعا 15 درصد اقتصاد را در اختیار دارند. سهم ایران از اقتصاد آسیا 1 درصد است در حالیکه سهم ترکیه 3.2 درصد، عربستان 2.8 درصد و امارات 1.4درصد است.این شفافترین معیار عملکرد دو دهه اخیر است و نتیجه کاملا گویاست. قلهای در کار نیست، پسرفت هم داشتهایم.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
✍️مجید بابایی
اقتصاد آسیا در 2024 بالغ بر 40 تریلیون دلار است. سه کشور چین، ژاپن و هند 66 درصد اقتصاد را در اختیار دارند. با اضافه شدن کرهجنوبی و اندونزی سهم پنج اقتصاد برتر به 74 درصد میرسد.
ایران در لیست ۱۰ کشور اول آسیا نیست. این ۱۰ کشور 85 درصد اقتصاد را در دست دارند. از خاورمیانه ترکیه، عربستان و امارات بهعلاوه تایوان و سنگاپور در جمع ۱۰ کشور اول هستند. تنها عربستان و امارات دو کشور نفتخیز در بین ۱۰ کشور برتر دیده میشوند. سهم این دو کشور جمعا 4.1 درصد اقتصاد آسیا است. در گروهی که ایران در آن قرار دارد کشورهای مالزی، بنگلادش، ویتنام، فیلیپین، اسرائیل و تایلند اقتصاد بزرگتری از ایران دارند و هنگکنگ، پاکستان، قزاقستان و عراق اقتصادهای کوچکتر هستند.
ایران جزء گروهی است که جمعا 15 درصد اقتصاد را در اختیار دارند. سهم ایران از اقتصاد آسیا 1 درصد است در حالیکه سهم ترکیه 3.2 درصد، عربستان 2.8 درصد و امارات 1.4درصد است.این شفافترین معیار عملکرد دو دهه اخیر است و نتیجه کاملا گویاست. قلهای در کار نیست، پسرفت هم داشتهایم.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
📃 تاب آوری باشکوه
✍️حامد پاک طینت
برای نگاشتن این متن چندین روز با خود کلنجار رفتم و از بابت نوشتنش اطمینان نداشتم اما سرانجام اینگونه خود را قانع کردم که شاید انتشار آن به عنوان یک تحلیل از آینده نه تنها برای فعالان اقتصای کشور بلکه بیش از آن برای مسئولین و اولیای ایران که در لحظه تصمیم گیری تاریخی این کشور قرار گرفته اند روشنگر و شاید کمک کننده باشد
این نوشته متمرکز بر محاسبه توان تاب آوری کشور و امکان سنجی اداره امور با فرض استمرار مسیری است که با واژه فشار حداکثری شهرت پیدا کرده و چند روزی است که آغاز شده است.
شاید بد نباشد اول تکلیفمان را با واژه فروپاشی اقتصادی که این روزها زیاد می شنویم و می خوانیم روشن کنیم. چنین واژه ای در مراجع و مقالات دانشگاهی فاقد Definition علمی است لیکن اگر مقصودمان از بکارگیری چنین واژه ای بروز ابَر تورم، عدم امکان خدمات رسانی سیستم بانکی، بحران پول ملی، سقوط آزاد سرمایه گذاری و تولید ناخالص ملی، سونامی بیکاری، ناتوانی دولت از ارائه خدمات عمومی و اختلال جدی در زنجیره تامین باشد، بله چنین چیزی تعاریف دقیق علمی دارد و در کشورهایی بروز کرده است. پرسش میلیون دلاری این است که چقدر امکان بروز چنین جهنمی برای کشور وجود دارد یا پرسش دقیق تر و علمی تر آنکه با فرض استمرار فشار حداکثری و ثابت بودن تمام متغیرها چقدر زمان لازم است تا ایران به چنین جهنمی تبدیل شود
به فرض رسیدن صادرات نفت ایران به زیر ۴۰۰ هزار بشکه در روز و نه رسیدن به عدد صفر یعنی مطابق فرضیه ای که مسئولین وزارت نفت دارند کشور با سقوط درآمد ۳۰ میلیارد دلاری و دولت با از دست دادن ۴۰% از درآمدهایش مواجه خواهد شد. چنین وضعیتی می تواند تا تابستان سال ۱۴۰۴ کشور را با تورم کالایی ۱۰۰% مواجه کند و البته در این شش ماه دولت با استفاده از امکانات و ذخایر بسیار نازل ارزی خود، تامین کالایی مورد نیاز کشور از طرق غیررسمی و شبه قاچاق از مسیر چین و به خصوص روسیه و تبادل محدود با رمزارز و البته کاملا به شکل دولت محور میسر خواهد کرد و ضمن کاهش جدی هزینه ها به شرط عدم مخالفت نهادهای ذینفع شرایط را به شکل تقریبا مشابه دوران جنگ اداره می کند. در بخش خصوصی اما از عید نوروز و آغاز سال جدید عدم تمدید قراردهای کارگری آغاز میشود و در انتهای تابستان ما شاهد سونامی بیکاری خواهیم بود.
با سپری شدن تابستان و تهی شدن امکانات و ذخایر بانک مرکزی دوره ابرتورم آغاز میشود. متاسفانه همزمانی این تاریخ با شروع احتمالی مکانیزم ماشه، کشور را وارد مرحله بحران جدی خواهد کرد.
شش ماهه دوم سال با این شرایط، کشور تورم مشابه آرژانین یعنی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰% را تجربه می کند و بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی از توجیه اقتصادی خارج می شوند.
بروز ناآرامی های اجتماعی بسیار جدی از این زمان آغاز میشود و بخشی از خدمات عمومی به ویژه در حوزه بهداشت و درمان و حمل و نقل مختل خواهد شد. این دو عامل به تنش های اجتماعی خواهد افزود.
پایان شش ماهه دوم زمانی است که فروش غیرنفتی کشور نیز مختل شده، دولت ناتوان از ارائه خدمات عمومی و تامین هزینه ها ناچار به اداره ونزوئلایی کشور می شود و مردم زندگی کاملا کوپنی را تجربه خواهند کرد.
تنش ها و ناآرامی های اجتماعی به ناامنی های اجتماعی توسعه و تسری یافته و در این مرحله با افت ۲۰% تولید ناخالص ملی شاهد دلار بالاتر از ۱.۵ میلیون تومان خواهیم بود!
اگر مقصود از بکارگیری واژه فروپاشی اقتصادی چنین جهنمی است بله در آن مقطع زمانی و البته به شرط ثابت بودن متغیرهای سیاسی چنین سناریویی پیش روی ماست.
نباید تردید کرد که اتاق فکر اقتصادی ترامپ این محاسبات را دقیق و مرحله به مرحله انجام داده و وارد این بازی شده است. پرسش بزرگ این است که آیا ما هم با حساب و کتاب تصمیم به ورود به چنین بازی گرفته ایم یا غیر از این است!
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
✍️حامد پاک طینت
برای نگاشتن این متن چندین روز با خود کلنجار رفتم و از بابت نوشتنش اطمینان نداشتم اما سرانجام اینگونه خود را قانع کردم که شاید انتشار آن به عنوان یک تحلیل از آینده نه تنها برای فعالان اقتصای کشور بلکه بیش از آن برای مسئولین و اولیای ایران که در لحظه تصمیم گیری تاریخی این کشور قرار گرفته اند روشنگر و شاید کمک کننده باشد
این نوشته متمرکز بر محاسبه توان تاب آوری کشور و امکان سنجی اداره امور با فرض استمرار مسیری است که با واژه فشار حداکثری شهرت پیدا کرده و چند روزی است که آغاز شده است.
شاید بد نباشد اول تکلیفمان را با واژه فروپاشی اقتصادی که این روزها زیاد می شنویم و می خوانیم روشن کنیم. چنین واژه ای در مراجع و مقالات دانشگاهی فاقد Definition علمی است لیکن اگر مقصودمان از بکارگیری چنین واژه ای بروز ابَر تورم، عدم امکان خدمات رسانی سیستم بانکی، بحران پول ملی، سقوط آزاد سرمایه گذاری و تولید ناخالص ملی، سونامی بیکاری، ناتوانی دولت از ارائه خدمات عمومی و اختلال جدی در زنجیره تامین باشد، بله چنین چیزی تعاریف دقیق علمی دارد و در کشورهایی بروز کرده است. پرسش میلیون دلاری این است که چقدر امکان بروز چنین جهنمی برای کشور وجود دارد یا پرسش دقیق تر و علمی تر آنکه با فرض استمرار فشار حداکثری و ثابت بودن تمام متغیرها چقدر زمان لازم است تا ایران به چنین جهنمی تبدیل شود
به فرض رسیدن صادرات نفت ایران به زیر ۴۰۰ هزار بشکه در روز و نه رسیدن به عدد صفر یعنی مطابق فرضیه ای که مسئولین وزارت نفت دارند کشور با سقوط درآمد ۳۰ میلیارد دلاری و دولت با از دست دادن ۴۰% از درآمدهایش مواجه خواهد شد. چنین وضعیتی می تواند تا تابستان سال ۱۴۰۴ کشور را با تورم کالایی ۱۰۰% مواجه کند و البته در این شش ماه دولت با استفاده از امکانات و ذخایر بسیار نازل ارزی خود، تامین کالایی مورد نیاز کشور از طرق غیررسمی و شبه قاچاق از مسیر چین و به خصوص روسیه و تبادل محدود با رمزارز و البته کاملا به شکل دولت محور میسر خواهد کرد و ضمن کاهش جدی هزینه ها به شرط عدم مخالفت نهادهای ذینفع شرایط را به شکل تقریبا مشابه دوران جنگ اداره می کند. در بخش خصوصی اما از عید نوروز و آغاز سال جدید عدم تمدید قراردهای کارگری آغاز میشود و در انتهای تابستان ما شاهد سونامی بیکاری خواهیم بود.
با سپری شدن تابستان و تهی شدن امکانات و ذخایر بانک مرکزی دوره ابرتورم آغاز میشود. متاسفانه همزمانی این تاریخ با شروع احتمالی مکانیزم ماشه، کشور را وارد مرحله بحران جدی خواهد کرد.
شش ماهه دوم سال با این شرایط، کشور تورم مشابه آرژانین یعنی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰% را تجربه می کند و بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی از توجیه اقتصادی خارج می شوند.
بروز ناآرامی های اجتماعی بسیار جدی از این زمان آغاز میشود و بخشی از خدمات عمومی به ویژه در حوزه بهداشت و درمان و حمل و نقل مختل خواهد شد. این دو عامل به تنش های اجتماعی خواهد افزود.
پایان شش ماهه دوم زمانی است که فروش غیرنفتی کشور نیز مختل شده، دولت ناتوان از ارائه خدمات عمومی و تامین هزینه ها ناچار به اداره ونزوئلایی کشور می شود و مردم زندگی کاملا کوپنی را تجربه خواهند کرد.
تنش ها و ناآرامی های اجتماعی به ناامنی های اجتماعی توسعه و تسری یافته و در این مرحله با افت ۲۰% تولید ناخالص ملی شاهد دلار بالاتر از ۱.۵ میلیون تومان خواهیم بود!
اگر مقصود از بکارگیری واژه فروپاشی اقتصادی چنین جهنمی است بله در آن مقطع زمانی و البته به شرط ثابت بودن متغیرهای سیاسی چنین سناریویی پیش روی ماست.
نباید تردید کرد که اتاق فکر اقتصادی ترامپ این محاسبات را دقیق و مرحله به مرحله انجام داده و وارد این بازی شده است. پرسش بزرگ این است که آیا ما هم با حساب و کتاب تصمیم به ورود به چنین بازی گرفته ایم یا غیر از این است!
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
چگونه در قرن بیست و یکم در کشوری که هیچ نسبتی با سرمایه داری ندارد ضد سرمایه داری باشیم؟!
پس از ویرانی تمام عیار یککشور و پس از نیم قرن به خاک سیاه نشستن چندین نسل، ناشر و روشنفکر ایرانی هنوز در پی این است که چگونه در قرن بیست و یکم ضدسرمایه داری باشیم... تصورش را بکنید که در بین اینهمه بحران که تماما زاده همین تفکر ضدسرمایه داری است، هنوز عده ای به دنبال این اند که چگونه مردم ضدسرمایه داری باشند؟!
به راستی بورژوازی و سرمایه داری چه نسبتی با این میزان از غارت و چپاول یک ملت دارد؟! چه نسبتی با مسائل و دهشت های جامعه ایران دارد؟!
روشنفکر ایرانی در بین اینهمه ناشی گری و اوتیسم فکری، به دنیال حل کدامین بحران و پاسخ به کدامین کمبود و نیاز پاسخ داده نشده است که در دل سرمایه داری به دنبال ترجمه و چاپ چنین محتوایی است؟!
چگونه طی نیم قرن تجربه ضدیت با سرمایه داری نتوانسه این تجربه را فهم و نقد کند و کوردلانه و کوراندیشانه در پی خودارضایی است؟!
چنین محتوایی چه دردی از سرطان های اقتصاد و فرهنگ و سیاست ایران دوا می کند؟!
✍ #احسان_عزیزی
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
پس از ویرانی تمام عیار یککشور و پس از نیم قرن به خاک سیاه نشستن چندین نسل، ناشر و روشنفکر ایرانی هنوز در پی این است که چگونه در قرن بیست و یکم ضدسرمایه داری باشیم... تصورش را بکنید که در بین اینهمه بحران که تماما زاده همین تفکر ضدسرمایه داری است، هنوز عده ای به دنبال این اند که چگونه مردم ضدسرمایه داری باشند؟!
به راستی بورژوازی و سرمایه داری چه نسبتی با این میزان از غارت و چپاول یک ملت دارد؟! چه نسبتی با مسائل و دهشت های جامعه ایران دارد؟!
روشنفکر ایرانی در بین اینهمه ناشی گری و اوتیسم فکری، به دنیال حل کدامین بحران و پاسخ به کدامین کمبود و نیاز پاسخ داده نشده است که در دل سرمایه داری به دنبال ترجمه و چاپ چنین محتوایی است؟!
چگونه طی نیم قرن تجربه ضدیت با سرمایه داری نتوانسه این تجربه را فهم و نقد کند و کوردلانه و کوراندیشانه در پی خودارضایی است؟!
چنین محتوایی چه دردی از سرطان های اقتصاد و فرهنگ و سیاست ایران دوا می کند؟!
✍ #احسان_عزیزی
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
⁉️اگر در خیابان شما را خفت کنند، تقصیر سیاستگذاران کلان است؟ بله
آمارهای بانک مرکزی و سالنامه آماری، رشد همزمان و شانه به شانه #تورم و سرقت را نشان می دهد.
هیرش سعیدیان
پینوشت:
مطابق نمودار، اُفت شدید تورم و کاهش میزان سرقتها از نیمه سال۹۲ تا پایان سال۹۶ مربوط به دولت اول روحانی و دوره برجام است.
۱۸اردیبهشت۹۷ ترامپ از برجام خارج شد.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
آمارهای بانک مرکزی و سالنامه آماری، رشد همزمان و شانه به شانه #تورم و سرقت را نشان می دهد.
هیرش سعیدیان
پینوشت:
مطابق نمودار، اُفت شدید تورم و کاهش میزان سرقتها از نیمه سال۹۲ تا پایان سال۹۶ مربوط به دولت اول روحانی و دوره برجام است.
۱۸اردیبهشت۹۷ ترامپ از برجام خارج شد.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
🔴 تورم ۵ کشور حوزه خلیج فارس روی هم ۶ درصد و تورم ایـران به تنهایی بالای ۴۲ درصد است
⁉️ اگر تورم به معنای کلاسیک آن همان دست بردن دولتها در جیب مردم باشد، چهار دهـه تورم دو رقمی به چه معناست؟!
✍ محمد پارسی
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
⁉️ اگر تورم به معنای کلاسیک آن همان دست بردن دولتها در جیب مردم باشد، چهار دهـه تورم دو رقمی به چه معناست؟!
✍ محمد پارسی
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
اثر ثروت و توهم پولی
تصور کنید در کشوری زندگی میکنید که تورم صفر درصد است و شرکتی که در آن کار میکنید هم به شما ماهیانه ده میلیون تومان حقوق پرداخت میکند.
حالا اگر شرکت تصمیم بگیرد حقوق شما را ده درصد کاهش دهد این کار را ناعادلانه میدانید و چون معتقدید این کار باعث میشود قدرت خرید شما کم شود پس احتمالا اگر در آن شرکت بمانید در مدل خرج کردنتان وسواس بیشتری به خرج خواهید داد.
حال تصور کنید در کشوری زندگی میکنید که تورم بیست درصدی دارد ولی حقوق شما فقط ده درصد بیشتر میشود، هرچند دیگر حس ناعادلانه بودن حقوق را ندارید.
حقوقتان بیشتر و قدرت خرید هم کمتر شده و نکتهی مهم اینجاست که چون کانال ورودی درآمدتان بیشتر شده به شما اثر ثروت دست میدهد و فکر میکنید اجازه دارید بیشتر خرج کنید.
اثر ثروت میگوید مردم تمایل دارند ثروت و درآمد خود را براساس ارزش اسمی آن ارزیابی کنند و تورم را نادیده بگیرند. مثلا فرض کنید چند سال پیش خانهای را به قیمت پانصد میلیون تومان خریدید و الان قیمت آن خانه پنج میلیارد تومان شده. در ابتدا خوشحال میشوید و فکر میکنید ثروتمندتر شدهاید اما این درحالی است که نه متراژ خانه زیادتر شده و نه قدرت خرید شما، بلکه صرفاً ارزش دارایی شما نسبت به تورم حفظ شده است.
یا مثلاً لندکروز ۱۵ میلیاردی در ذهن مردم از لندکروز ۴۰۰ میلیونی چندسالی پیش ارزش خیلی بیشتری دارد.
نمونهی بارز اثر ثروت را میتوانید فروردین هر سال هنگام افزایش حقوق سالیانهی کارمندان ببینید.
مثلاً فرض کنید که شما در یک شرکت کار میکنید و ماهیانه ۱۰ میلیون تومان حقوق میگیرید، بعد از عید شرکت حقوقتان را به ۱۲ میلیون تومان افزایش میدهد، احتمالاً در روزهای اول بعد از دریافت حقوق احساس ثروتمندی بیشتری کنید و بیشتر تمایل به خرج کردن نسبت به قبل پیدا کنید یا حتی در مواردی قبل از اینکه حقوقتان افزایش یابد زیر اقساط و وام یا خریدهای قسطی و چکی میروید به امید افزایش حقوق بعد از عید. اما باید بدانید که ما تورم ۴۰ درصدی را در جامعه داشتهایم درحالیکه قدرت خرید شما فقط ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده.
علت این احساس نادرست ثروتمندتر شدن این است که ما درگیر اثر ثروت شدهایم.
به اثر ثروت توهمپولی هم میگویند. توهم پولی یعنی تمایل به فراموش کردن ارزش پول در اثر تورم. یک ایراد بزرگ که اکثر مردم ما در سرمایهگذاریها داریم عدم درک درست مفهوم اثر ثروت است. مثلاً ما خوشحالیم که طی یکسال اخیر که بورس زیانده بوده توانستهایم ۲۰ درصد سود کنیم و از بازار جلوتر باشیم ولی این محاسبات ما غلط است چون ما به تورم ۴۰ درصدی توجهی نمیکنیم. نکتهی مهم اینجاست که سود واقعی با سود اسمی تفاوت دارد، سود واقعی سرمایه گذاری از اختلاف تورم.
و بازده ما به دست میآید پس بازده ما باید بالاتر از تورم باشد تا سود از واقعی بهرهمند شویم. / کتابخانه
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
تصور کنید در کشوری زندگی میکنید که تورم صفر درصد است و شرکتی که در آن کار میکنید هم به شما ماهیانه ده میلیون تومان حقوق پرداخت میکند.
حالا اگر شرکت تصمیم بگیرد حقوق شما را ده درصد کاهش دهد این کار را ناعادلانه میدانید و چون معتقدید این کار باعث میشود قدرت خرید شما کم شود پس احتمالا اگر در آن شرکت بمانید در مدل خرج کردنتان وسواس بیشتری به خرج خواهید داد.
حال تصور کنید در کشوری زندگی میکنید که تورم بیست درصدی دارد ولی حقوق شما فقط ده درصد بیشتر میشود، هرچند دیگر حس ناعادلانه بودن حقوق را ندارید.
حقوقتان بیشتر و قدرت خرید هم کمتر شده و نکتهی مهم اینجاست که چون کانال ورودی درآمدتان بیشتر شده به شما اثر ثروت دست میدهد و فکر میکنید اجازه دارید بیشتر خرج کنید.
اثر ثروت میگوید مردم تمایل دارند ثروت و درآمد خود را براساس ارزش اسمی آن ارزیابی کنند و تورم را نادیده بگیرند. مثلا فرض کنید چند سال پیش خانهای را به قیمت پانصد میلیون تومان خریدید و الان قیمت آن خانه پنج میلیارد تومان شده. در ابتدا خوشحال میشوید و فکر میکنید ثروتمندتر شدهاید اما این درحالی است که نه متراژ خانه زیادتر شده و نه قدرت خرید شما، بلکه صرفاً ارزش دارایی شما نسبت به تورم حفظ شده است.
یا مثلاً لندکروز ۱۵ میلیاردی در ذهن مردم از لندکروز ۴۰۰ میلیونی چندسالی پیش ارزش خیلی بیشتری دارد.
نمونهی بارز اثر ثروت را میتوانید فروردین هر سال هنگام افزایش حقوق سالیانهی کارمندان ببینید.
مثلاً فرض کنید که شما در یک شرکت کار میکنید و ماهیانه ۱۰ میلیون تومان حقوق میگیرید، بعد از عید شرکت حقوقتان را به ۱۲ میلیون تومان افزایش میدهد، احتمالاً در روزهای اول بعد از دریافت حقوق احساس ثروتمندی بیشتری کنید و بیشتر تمایل به خرج کردن نسبت به قبل پیدا کنید یا حتی در مواردی قبل از اینکه حقوقتان افزایش یابد زیر اقساط و وام یا خریدهای قسطی و چکی میروید به امید افزایش حقوق بعد از عید. اما باید بدانید که ما تورم ۴۰ درصدی را در جامعه داشتهایم درحالیکه قدرت خرید شما فقط ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده.
علت این احساس نادرست ثروتمندتر شدن این است که ما درگیر اثر ثروت شدهایم.
به اثر ثروت توهمپولی هم میگویند. توهم پولی یعنی تمایل به فراموش کردن ارزش پول در اثر تورم. یک ایراد بزرگ که اکثر مردم ما در سرمایهگذاریها داریم عدم درک درست مفهوم اثر ثروت است. مثلاً ما خوشحالیم که طی یکسال اخیر که بورس زیانده بوده توانستهایم ۲۰ درصد سود کنیم و از بازار جلوتر باشیم ولی این محاسبات ما غلط است چون ما به تورم ۴۰ درصدی توجهی نمیکنیم. نکتهی مهم اینجاست که سود واقعی با سود اسمی تفاوت دارد، سود واقعی سرمایه گذاری از اختلاف تورم.
و بازده ما به دست میآید پس بازده ما باید بالاتر از تورم باشد تا سود از واقعی بهرهمند شویم. / کتابخانه
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
📊 کمبود گاز كشور؛ در عسلویه گاز هدر میرود و سوزانده میشود!
🔸ناکارآمدی یعنی اینکه بیشتر مملکت از نبود گاز خاموش و تعطیل شدهاست ولی در عسلویه گاز را بهعلت عدم توسعه زیرساخت مجبورند در مشعلها (فلرها) بسوزانند و آلودگی هوا تولید کنند!
🔸دادههای ایستگاه کیفیت هوا در منطقه ویژه اقتصادی پارس ۱ در آغاز روز ۲۴بهمن۱۴۰۳ نشان از وجود غلظت بالای دیاکسیدگوگرد (SO2) در منطقه را دارد بهطوریکه کیفیت هوای بسیار ناسالم برای همه با آلاینده شاخص SO2 گزارش شدهاست.
🔸گوگرد ایستگاههای منطقه ویژه اقتصادی پارس ۱ و ۲ حاصل سوزاندن گاز تُرش (گاز با گوگرد بالا) در مشعلهاست (فلرهاست) و نه مازوتسوزی.
🔸در سال ۲۰۲۳ مشعلسوزی ایران به بیش از ۲۰ میلیارد مترمکعب رسیده (رتبه دوم جهان) که نسبت به سال گذشته آن ۱۹ درصد افزایش داشتهاست. این میزان بیشتر از صادرات گاز ایران است.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
🔸ناکارآمدی یعنی اینکه بیشتر مملکت از نبود گاز خاموش و تعطیل شدهاست ولی در عسلویه گاز را بهعلت عدم توسعه زیرساخت مجبورند در مشعلها (فلرها) بسوزانند و آلودگی هوا تولید کنند!
🔸دادههای ایستگاه کیفیت هوا در منطقه ویژه اقتصادی پارس ۱ در آغاز روز ۲۴بهمن۱۴۰۳ نشان از وجود غلظت بالای دیاکسیدگوگرد (SO2) در منطقه را دارد بهطوریکه کیفیت هوای بسیار ناسالم برای همه با آلاینده شاخص SO2 گزارش شدهاست.
🔸گوگرد ایستگاههای منطقه ویژه اقتصادی پارس ۱ و ۲ حاصل سوزاندن گاز تُرش (گاز با گوگرد بالا) در مشعلهاست (فلرهاست) و نه مازوتسوزی.
🔸در سال ۲۰۲۳ مشعلسوزی ایران به بیش از ۲۰ میلیارد مترمکعب رسیده (رتبه دوم جهان) که نسبت به سال گذشته آن ۱۹ درصد افزایش داشتهاست. این میزان بیشتر از صادرات گاز ایران است.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
مارکسیستها تا جایی در راه حق رأی، آزادی مطبوعات و حق تشکیل انجمنها و گردهماییها مبارزه کردند که خودشان حزب حاکم نبودند؛ در عوض هرکجا که به قدرت دستیافتند جز از میان بردن هرچه سریعتر این آزادی ها کار بیشتری انجام ندادند... آنجا که خودش حاکم باشد چیزی از دموکراسی نمیخواهد. تصمیم اکثریت نمیتواند به همان ترتیب که برای لیبرالیسم «عادلانه» است برای مارکسیستها هم عادلانه باشد... نزد مارکسیستها تنها چیرگی پرولتاریا، هدف موقتی و پایان سیر تکامل تاریخی خوب است؛ تمام چیزهای دیگر بدند....
ملت، دولت و اقتصاد؛ مشارکتهایی در سیاست و تاریخ روزگار ما
لودویگ فون میزس
مترجم: مهرپویا علا
کتابستان برخط
+لینک کتاب
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
ملت، دولت و اقتصاد؛ مشارکتهایی در سیاست و تاریخ روزگار ما
لودویگ فون میزس
مترجم: مهرپویا علا
کتابستان برخط
+لینک کتاب
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
📃استبداد متخصصان
رویکرد مرسوم به توسعهی اقتصادی برای ثروتمند کردن کشورهای فقیر، مبتنی بر یک توهّم تکنوکراتیک است: این باور که فقر یک مشکل کاملاً فنّی و تکنولوژیک است که میتواند با راهحلهای فنّی مانند کود، آنتیبیوتیک یا مکمّلهای غذایی برطرف شود. رویکرد تکنوکراتیک علّت واقعی فقر، یعنی قدرت لگامگسیختهی دولت در برابر افراد فقیر و بدون حقوق را نادیده میگیرد.
کارشناسان فنّی ناخواسته با این توهّم تکنوکراتیک، به دولت، بهعنوان نهادی که راهحلهای فنّی را اجرا میکند، اختیارات و مشروعیّت جدیدی اعطا میکنند. اقتصاددانانی که از رویکرد تکنوکراتیک حمایت میکنند، به سادهلوحی وحشتناکی دربارهی قدرت دچارند؛ اینکه با کاهش یا حتّی حذف محدودیّتهای قدرت، دولت به میل خود خیرخواه باقی خواهد ماند.
آنچه قبلاً حقّ الهی پادشاهان نامیده میشد در زمان ما به حقّ توسعهی دیکتاتورها تبدیل شده است. دیدگاه مسلّم در باب توسعه، دیدگاه مستبدّان خوشنیّت است که کارشناسان فنّی توصیه میکنند، و ما آن را توسعهی اقتدارگرا یا آمرانه مینامیم. واژهی تکنوکراسی (مترادف توسعهی اقتدارگرا) خود یک مفهوم ابداعی در اوایل سدهی بیستم است؛ بهمعنای «حکمرانی متخصّصان.»
تراژدی اخلاقی توسعهی امروز، تردستی و شعبدهای است که توجّه را به راهحلهای فنّی معطوف میکند و در عین حال بر نقض حقوق افراد سرپوش میگذارد. حقوق فقرا به خودی خود اهداف اخلاقی هستند. رویکرد اخلاقی خنثی به افراد فقیر وجود ندارد. هر رویکرد توسعهگرایانه یا به حقوق فقرا احترام میگذارد یا آنها را زیر پا مینهد. توسعهی اقتدارگرایانه نیز یک تراژدی عملی است.
تاریخ و تجربهی مدرن نشان میدهد که افرادِ آزادِ دارای حقوق سیاسی و اقتصادی -که آن را توسعهی آزاد مینامیم- نظام حلّ مشکلات بسیار موفّقی را برقرار میکنند. توسعهی آزاد به ما این حق را میدهد که یکی از هزاران مشکلگشای خودجوش را انتخاب کنیم و به کسانیکه مشکلات ما را حل میکنند پاداش دهیم.
توسعهی آزاد به چرخ معیوب پرسروصدا اجازه میدهد تا برای رفع مشکل روغن پیدا کند، در حالیکه توسعهی اقتدارگرایانه چرخ معیوب را ساکت میکند؛ احتمالاً با حملهی پلیس و مجازات زندان.
توهّم تکنوکراتیک این است که فقر ناشی از کمبود تخصّص است، در حالیکه فقر واقعاً به کمبود حق مربوط میشود. تأکید بر مسئلهی تخصّص و کارشناسی مشکل حقوق را بدتر میکند. مشکلات فنّی و تکنولوژیک فقرا، نشانهی فقر است، نه دلیل آن. علّت فقر فقدان حقوق سیاسی و اقتصادی، نبود یک نظام سیاسی و اقتصادی آزاد است که راهحلهای فنّی برای مشکلات فقرا پیدا کند. مستبدّی که کارشناسان انتظار دارند راهحلهای فنّی را اجرا و مشکلات فنّی را برطرف کند، خود بزرگترین مشکل است.
یکی از مفاهیم رایج در میان توسعهگرایان مفهوم «دیکتاتور خیرخواه» است. بر اساس این مفهوم، رهبر ممکن است قدرت و اختیارات نامحدودی داشته باشد، ولی نیّت او در زمینهی استفاده از قدرت، نیّت خیر فرض میشود. او فقط به مشاورهی متخصّصان نیاز دارد تا کارهای خوب انجام دهد.
حمایت از رویکرد توسعهی اقتدارگرایانه گاهی آشکار نیست، بلکه در لفافه است؛ اغلب با لباس نوعدوستی جلوه میکند تا خودخواهی.
✍️ استبداد متخصصان، ویلیام ایسترلی
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
رویکرد مرسوم به توسعهی اقتصادی برای ثروتمند کردن کشورهای فقیر، مبتنی بر یک توهّم تکنوکراتیک است: این باور که فقر یک مشکل کاملاً فنّی و تکنولوژیک است که میتواند با راهحلهای فنّی مانند کود، آنتیبیوتیک یا مکمّلهای غذایی برطرف شود. رویکرد تکنوکراتیک علّت واقعی فقر، یعنی قدرت لگامگسیختهی دولت در برابر افراد فقیر و بدون حقوق را نادیده میگیرد.
کارشناسان فنّی ناخواسته با این توهّم تکنوکراتیک، به دولت، بهعنوان نهادی که راهحلهای فنّی را اجرا میکند، اختیارات و مشروعیّت جدیدی اعطا میکنند. اقتصاددانانی که از رویکرد تکنوکراتیک حمایت میکنند، به سادهلوحی وحشتناکی دربارهی قدرت دچارند؛ اینکه با کاهش یا حتّی حذف محدودیّتهای قدرت، دولت به میل خود خیرخواه باقی خواهد ماند.
آنچه قبلاً حقّ الهی پادشاهان نامیده میشد در زمان ما به حقّ توسعهی دیکتاتورها تبدیل شده است. دیدگاه مسلّم در باب توسعه، دیدگاه مستبدّان خوشنیّت است که کارشناسان فنّی توصیه میکنند، و ما آن را توسعهی اقتدارگرا یا آمرانه مینامیم. واژهی تکنوکراسی (مترادف توسعهی اقتدارگرا) خود یک مفهوم ابداعی در اوایل سدهی بیستم است؛ بهمعنای «حکمرانی متخصّصان.»
تراژدی اخلاقی توسعهی امروز، تردستی و شعبدهای است که توجّه را به راهحلهای فنّی معطوف میکند و در عین حال بر نقض حقوق افراد سرپوش میگذارد. حقوق فقرا به خودی خود اهداف اخلاقی هستند. رویکرد اخلاقی خنثی به افراد فقیر وجود ندارد. هر رویکرد توسعهگرایانه یا به حقوق فقرا احترام میگذارد یا آنها را زیر پا مینهد. توسعهی اقتدارگرایانه نیز یک تراژدی عملی است.
تاریخ و تجربهی مدرن نشان میدهد که افرادِ آزادِ دارای حقوق سیاسی و اقتصادی -که آن را توسعهی آزاد مینامیم- نظام حلّ مشکلات بسیار موفّقی را برقرار میکنند. توسعهی آزاد به ما این حق را میدهد که یکی از هزاران مشکلگشای خودجوش را انتخاب کنیم و به کسانیکه مشکلات ما را حل میکنند پاداش دهیم.
توسعهی آزاد به چرخ معیوب پرسروصدا اجازه میدهد تا برای رفع مشکل روغن پیدا کند، در حالیکه توسعهی اقتدارگرایانه چرخ معیوب را ساکت میکند؛ احتمالاً با حملهی پلیس و مجازات زندان.
توهّم تکنوکراتیک این است که فقر ناشی از کمبود تخصّص است، در حالیکه فقر واقعاً به کمبود حق مربوط میشود. تأکید بر مسئلهی تخصّص و کارشناسی مشکل حقوق را بدتر میکند. مشکلات فنّی و تکنولوژیک فقرا، نشانهی فقر است، نه دلیل آن. علّت فقر فقدان حقوق سیاسی و اقتصادی، نبود یک نظام سیاسی و اقتصادی آزاد است که راهحلهای فنّی برای مشکلات فقرا پیدا کند. مستبدّی که کارشناسان انتظار دارند راهحلهای فنّی را اجرا و مشکلات فنّی را برطرف کند، خود بزرگترین مشکل است.
یکی از مفاهیم رایج در میان توسعهگرایان مفهوم «دیکتاتور خیرخواه» است. بر اساس این مفهوم، رهبر ممکن است قدرت و اختیارات نامحدودی داشته باشد، ولی نیّت او در زمینهی استفاده از قدرت، نیّت خیر فرض میشود. او فقط به مشاورهی متخصّصان نیاز دارد تا کارهای خوب انجام دهد.
حمایت از رویکرد توسعهی اقتدارگرایانه گاهی آشکار نیست، بلکه در لفافه است؛ اغلب با لباس نوعدوستی جلوه میکند تا خودخواهی.
✍️ استبداد متخصصان، ویلیام ایسترلی
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
⚠️امضای عراق و فرصت سوزی ایران!
🔹عراق پس از امضای قراردادهای چند ده میلیارد دلاری برای توسعه میادین نفتی و گازی خود، یک قرارداد ۲۵ میلیارد دلاری با بی پی انگلستان امضا کرد.
در بین کشورهای حوزه خلیجفارس، ایران تنها کشوری است که طی یک دهه اخیر موفق به جذب سرمایهگذاری خارجی در حوزه انرژی نشده است.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
🔹عراق پس از امضای قراردادهای چند ده میلیارد دلاری برای توسعه میادین نفتی و گازی خود، یک قرارداد ۲۵ میلیارد دلاری با بی پی انگلستان امضا کرد.
در بین کشورهای حوزه خلیجفارس، ایران تنها کشوری است که طی یک دهه اخیر موفق به جذب سرمایهگذاری خارجی در حوزه انرژی نشده است.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
📃مقدماتِ جنگی مشروع
✍️ #محمد_مختارپور
شواهد بسیاری نشان میدهد که ایران در آستانهی تغییراتی بنیادین و روزهای پرآشوبی است که سرنوشتی از پیش نامشخص خواهد داشت. بهنظر میرسد هر روزی که میگذرد یکگام به مشروعترین جنگ (یا دقیقتر مشروعترین حملهی نظامی) قرن بیستویکم در خاورمیانه نزدیک میشویم. پایان یافتن جنگ اوکراین آخرین زمینهسازی برای اجرای وعدههایی است که از سال 2016 با روی کار آمدن ترامپ میشنیدیم. شاید بتوان عراق دوران صدام را نمونهای از چنین جنگ مشروعی دانست اما مسئلهی ایران به مراتب از مشروعیت بیشتری برخوردار خواهد بود و ویژگیهای خاص خود را دارد؛ چراکه از اروپا تا امریکا و کشورهای منطقه حاکمیت کنونی را به ایجاد نا امنی و ناآرامی متهم کردهاند و از تمامی اتهامات نیروهای نیابتی و دخالت در جنگ اوکراین که بگذریم، کانون این اتهامات مسئلهی هستهای شدن نظام است که موجب ایجاد رقابتی بین کشورهای منطقه در دستیابی به سلاح هستهای خواهد شد. بنگرید به اخباری که روزانه به گوش میرسد مبنی بر افزایش اورانیوم غنی شده و غیره.
بهنظر میرسد فرآیندی که از 7 اکتبر آغاز شده است همچنان ادامه دارد. حملهی 7 اکتبر حماس به اسرائیل سرآغاز مشروعیت بخشیدن به تمامی اقدامات اسرائیل و متهدانش شد. فارغ از اینکه به لحاظ اخلاقی حق با کدام طرف جنگ بود؛ اکنون پس از گذشت نزدیک به یک سال و نیم، نوبت به آخرین پردهی سناریوی پیش روی خاورمیانه است. جمهوری اسلامی بهشکل بیسابقهای مشروعیت و کارآمدیاش را از دست داده است و از طرفی هر روز اخباری از سراسر جهان به گوش میرسد مبنی بر افشاگری یا متهم کردن این نظام به اقدامات تروریستی و تنشزایی بیشتر در جنگ اوکراین و دیگر نقاط جهان. جریان توجیهسازی افکار عمومی برای مشروعیتزدایی و عیان شدن ناکارآمدیاش بیش از هرچیز توسط خودش آغاز شد و بهنظر میرسد که هیچ حاکم تمامیتخواهی از تاریخ درس نخواهد گرفت. نارضایتیها و اعتراضات داخلی از یکسو و دست داشتن در جنگ اوکراین و نقش داشتن در حملهی ۷ اکتبر از سوی دیگر عرصه را برای عملیاتی شدن گزینههای نظامی بهشکل بیسابقهای مهیا کرده است.
از طرفی افکار عمومی جامعه درحال آماده شدن برای خبرهای ویژه و وقایع پیشروست. عموم مردم تقریباً در تمام اقشار و صنفها و طبقات با به لرزه درآمدن مجدد اقتصاد نیمه جان کشور هر روز آمادگی بیشتری برای پذیرش رخدادهای پیش رو و پرداختن هزینه جهت تغییرات بنیادین پیدا میکنند. امریکای ترامپ وعدهی کاستن فروش نفت ایران به ده درصد میزان پیش از روی کار آمدن ترامپ را داده و همین یک مورد شاید برای سه رقمی شدن تورم کشور در یک بازهی نزدیک به یک ساله کفایت کند. اکنون دیگر صحبت بر سر این نیست که آیا مذاکرهای صورت میگیرد یا خیر، بلکه مسئله این است که در ماهها یا شاید سالهای پیش رو در خلاء قدرت و نبود آلترناتیو مشخصِ دموکراسیخواه که تمامی اقشار و گروههای جامعهی ایران را نمایندگی کند، دقیقاً چه سرنوشتی در انتظار کشور است. عدهای به بازگشت نظام موروثی و احیای اقتدارگرایی اسپرمی چشمدوختهاند و عدهای هنوز سینهچاک همان ایدئولوژیهای زوار در رفتهی چپ و کمونیستی هستند که ایران را به خاک سیاه کشاند.
بهنظر میرسد جامعهی ایران هنوز نتوانسته است ارزشها و اسطورههای مدرن که مهمترینشان حاکمیت «قانون» و بهرسمیت شناختن تمامی سلایق و علایق یعنی «حقوق فردی» است را پایهریزی کند که بر طبق آن چشمانداز روشنی از آنچه نیاز کشور و مردمان این سرزمین است تعریف و توجیه شود. متأسفانه عموم جامعهی ایران هنوز به دنبال برساخت مجدد شاه و رهبر است، مرجع اقتدار پیشامدرن و پدری که دست نوازش بر سر طفل خود بکشد، همان ساختارهای سنتیاند که بر چیزی جز رأی و ارادهی فردی که فراتر از قانون است مبتنی نیست.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
✍️ #محمد_مختارپور
شواهد بسیاری نشان میدهد که ایران در آستانهی تغییراتی بنیادین و روزهای پرآشوبی است که سرنوشتی از پیش نامشخص خواهد داشت. بهنظر میرسد هر روزی که میگذرد یکگام به مشروعترین جنگ (یا دقیقتر مشروعترین حملهی نظامی) قرن بیستویکم در خاورمیانه نزدیک میشویم. پایان یافتن جنگ اوکراین آخرین زمینهسازی برای اجرای وعدههایی است که از سال 2016 با روی کار آمدن ترامپ میشنیدیم. شاید بتوان عراق دوران صدام را نمونهای از چنین جنگ مشروعی دانست اما مسئلهی ایران به مراتب از مشروعیت بیشتری برخوردار خواهد بود و ویژگیهای خاص خود را دارد؛ چراکه از اروپا تا امریکا و کشورهای منطقه حاکمیت کنونی را به ایجاد نا امنی و ناآرامی متهم کردهاند و از تمامی اتهامات نیروهای نیابتی و دخالت در جنگ اوکراین که بگذریم، کانون این اتهامات مسئلهی هستهای شدن نظام است که موجب ایجاد رقابتی بین کشورهای منطقه در دستیابی به سلاح هستهای خواهد شد. بنگرید به اخباری که روزانه به گوش میرسد مبنی بر افزایش اورانیوم غنی شده و غیره.
بهنظر میرسد فرآیندی که از 7 اکتبر آغاز شده است همچنان ادامه دارد. حملهی 7 اکتبر حماس به اسرائیل سرآغاز مشروعیت بخشیدن به تمامی اقدامات اسرائیل و متهدانش شد. فارغ از اینکه به لحاظ اخلاقی حق با کدام طرف جنگ بود؛ اکنون پس از گذشت نزدیک به یک سال و نیم، نوبت به آخرین پردهی سناریوی پیش روی خاورمیانه است. جمهوری اسلامی بهشکل بیسابقهای مشروعیت و کارآمدیاش را از دست داده است و از طرفی هر روز اخباری از سراسر جهان به گوش میرسد مبنی بر افشاگری یا متهم کردن این نظام به اقدامات تروریستی و تنشزایی بیشتر در جنگ اوکراین و دیگر نقاط جهان. جریان توجیهسازی افکار عمومی برای مشروعیتزدایی و عیان شدن ناکارآمدیاش بیش از هرچیز توسط خودش آغاز شد و بهنظر میرسد که هیچ حاکم تمامیتخواهی از تاریخ درس نخواهد گرفت. نارضایتیها و اعتراضات داخلی از یکسو و دست داشتن در جنگ اوکراین و نقش داشتن در حملهی ۷ اکتبر از سوی دیگر عرصه را برای عملیاتی شدن گزینههای نظامی بهشکل بیسابقهای مهیا کرده است.
از طرفی افکار عمومی جامعه درحال آماده شدن برای خبرهای ویژه و وقایع پیشروست. عموم مردم تقریباً در تمام اقشار و صنفها و طبقات با به لرزه درآمدن مجدد اقتصاد نیمه جان کشور هر روز آمادگی بیشتری برای پذیرش رخدادهای پیش رو و پرداختن هزینه جهت تغییرات بنیادین پیدا میکنند. امریکای ترامپ وعدهی کاستن فروش نفت ایران به ده درصد میزان پیش از روی کار آمدن ترامپ را داده و همین یک مورد شاید برای سه رقمی شدن تورم کشور در یک بازهی نزدیک به یک ساله کفایت کند. اکنون دیگر صحبت بر سر این نیست که آیا مذاکرهای صورت میگیرد یا خیر، بلکه مسئله این است که در ماهها یا شاید سالهای پیش رو در خلاء قدرت و نبود آلترناتیو مشخصِ دموکراسیخواه که تمامی اقشار و گروههای جامعهی ایران را نمایندگی کند، دقیقاً چه سرنوشتی در انتظار کشور است. عدهای به بازگشت نظام موروثی و احیای اقتدارگرایی اسپرمی چشمدوختهاند و عدهای هنوز سینهچاک همان ایدئولوژیهای زوار در رفتهی چپ و کمونیستی هستند که ایران را به خاک سیاه کشاند.
بهنظر میرسد جامعهی ایران هنوز نتوانسته است ارزشها و اسطورههای مدرن که مهمترینشان حاکمیت «قانون» و بهرسمیت شناختن تمامی سلایق و علایق یعنی «حقوق فردی» است را پایهریزی کند که بر طبق آن چشمانداز روشنی از آنچه نیاز کشور و مردمان این سرزمین است تعریف و توجیه شود. متأسفانه عموم جامعهی ایران هنوز به دنبال برساخت مجدد شاه و رهبر است، مرجع اقتدار پیشامدرن و پدری که دست نوازش بر سر طفل خود بکشد، همان ساختارهای سنتیاند که بر چیزی جز رأی و ارادهی فردی که فراتر از قانون است مبتنی نیست.
🌏جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY