K1SAMANI_CHANNEL Telegram 320
🔷 تجربه، نوآوری

فرهنگ مکتوب و شفاهی ما پر است از مثال‌‌هایی که نشان‌دهندهٔ‌ اهمیت تجربه اند: پیرانی که در خشت خام چیزهایی می‌بینند که جوان در آینه هم نمی‌بیند، پهلوان کهن‌سالی که پشت شاگرد جوان مغرورش را به‌مدد تجربه به خاک می‌مالد و جوانان سعادت‌مندی که پند پیر دانا را از جان دوست‌تر می‌دارند.

منطقش ساده است. آدم باتجربه وقتی با مسئله‌ای روبه‌رو می‌شود، احتمالاً قبلاً نمونه‌اش را دیده و با راه‌حل‌اش آشناست. هزینه داده (دو تا پیرهن بیشتر پاره کرده) و گرم‌و‌سرد روزگار چشیده و تجربه اندوخته و انبانش پر از راه‌حل برای مسئله‌هایی است که با آن‌ها دست‌و‌پنجه نرم کرده.

تا این‌جا، خیلی هم عالی. در زمان‌های قدیم که سرعت تحولات کم بود این منطق خیلی خوب کار می‌کرد. اگر شما راه‌حل مسئله‌ای را یاد می‌گرفتید، پنجاه سال بعد هم که با مسئله‌ٔ مشابهی مواجه می‌شدید راه‌حل‌اش همان بود. اما در زمانه‌ای که سرعت تحولات سرسام‌آور است این منطق دیگر به آن خوبی کار نمی‌کند. معلوم نیست را‌ه‌‌حل‌های قدیم در شرایط جدید به‌ همان خوبی جواب بدهند (اگر اصلاً جواب بدهند و خودشان مشکل تازه‌ای نیافرینند). تازه گاهی کسانی پیدا می‌شوند که برای مسائل امروز دنبال راه‌حل‌هایی در متون سده‌ها و هزاره‌های پیش می‌گردند!

اتکای صِرف به تجربه آفت‌‌های دیگری هم دارد. از‌جمله‌ این‌که راه را بر خلاقیت و نو‌آوری می‌بندد. کسی که خیال می‌کند راه‌حل مسئله‌ای را بلد است، به راهکارهای جدید و ناشناخته فکر نمی‌کند. هرچه سرعت تحولات بیشتر باشد این ایراد بیشتر خودش را نشان می‌دهد. مدیری که ده سال پیش سازمانی را به‌خوبی اداره می‌کرده معلوم نیست امروز بتواند همان سازمان را به همان خوبی اداره کند، مگر این‌که گول تجربه‌اش را نخورد و به ایده‌ها و روش‌های نو برای مواجهه با مسئله‌های قدیمی اجازهٔ بروز و بالندگی بدهد.

این فقط مختص امور اجرایی و مدیریتی نیست. در علم هم نمونه‌های زیادی وجود دارد که دانشمندان بزرگ وقتی باتجربه می‌شوند توانایی خلق یا حتی پذیرش ایده‌‌های نو را از دست می‌دهند [1].

معنی این حرف‌ها این نیست که تجربه را باید به‌کلی کنار گذاشت. هر چیزی اهمیت و کارکرد خودش را دارد و البته تجربه را می‌توان به آیندگان هم انتقال داد. شاید هم اصلاً خود مفهوم تجربه نیاز به بازتعریف داشته باشد. آیا باتجربه‌بودن به‌معنای داشتن کوله‌باری پر از راه‌حل‌های مشخص برای مسائل قبلی است یا مهارت به‌کارگیری فکر و اندیشه، و آمادگی و گشادگی برای مجال دادن به ایده‌های نو؟

در هر صورت واقعیت این است که چه بخواهیم چه نخواهیم، محور زمان جهت دارد. تجربه نگاه به گذشته دارد و نوآوری نگاه به آینده. برای همین، من اگر روزی ناگزیر شوم از میان این دو، یعنی تجربه و نوآوری، یکی را انتخاب کنم، بی‌تردید دومی را انتخاب خواهم کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] Freeman Dyson, 'The Scientist as Rebel', (NYREV, Inc. 2006).

@k1samani_channel



tgoop.com/k1samani_channel/320
Create:
Last Update:

🔷 تجربه، نوآوری

فرهنگ مکتوب و شفاهی ما پر است از مثال‌‌هایی که نشان‌دهندهٔ‌ اهمیت تجربه اند: پیرانی که در خشت خام چیزهایی می‌بینند که جوان در آینه هم نمی‌بیند، پهلوان کهن‌سالی که پشت شاگرد جوان مغرورش را به‌مدد تجربه به خاک می‌مالد و جوانان سعادت‌مندی که پند پیر دانا را از جان دوست‌تر می‌دارند.

منطقش ساده است. آدم باتجربه وقتی با مسئله‌ای روبه‌رو می‌شود، احتمالاً قبلاً نمونه‌اش را دیده و با راه‌حل‌اش آشناست. هزینه داده (دو تا پیرهن بیشتر پاره کرده) و گرم‌و‌سرد روزگار چشیده و تجربه اندوخته و انبانش پر از راه‌حل برای مسئله‌هایی است که با آن‌ها دست‌و‌پنجه نرم کرده.

تا این‌جا، خیلی هم عالی. در زمان‌های قدیم که سرعت تحولات کم بود این منطق خیلی خوب کار می‌کرد. اگر شما راه‌حل مسئله‌ای را یاد می‌گرفتید، پنجاه سال بعد هم که با مسئله‌ٔ مشابهی مواجه می‌شدید راه‌حل‌اش همان بود. اما در زمانه‌ای که سرعت تحولات سرسام‌آور است این منطق دیگر به آن خوبی کار نمی‌کند. معلوم نیست را‌ه‌‌حل‌های قدیم در شرایط جدید به‌ همان خوبی جواب بدهند (اگر اصلاً جواب بدهند و خودشان مشکل تازه‌ای نیافرینند). تازه گاهی کسانی پیدا می‌شوند که برای مسائل امروز دنبال راه‌حل‌هایی در متون سده‌ها و هزاره‌های پیش می‌گردند!

اتکای صِرف به تجربه آفت‌‌های دیگری هم دارد. از‌جمله‌ این‌که راه را بر خلاقیت و نو‌آوری می‌بندد. کسی که خیال می‌کند راه‌حل مسئله‌ای را بلد است، به راهکارهای جدید و ناشناخته فکر نمی‌کند. هرچه سرعت تحولات بیشتر باشد این ایراد بیشتر خودش را نشان می‌دهد. مدیری که ده سال پیش سازمانی را به‌خوبی اداره می‌کرده معلوم نیست امروز بتواند همان سازمان را به همان خوبی اداره کند، مگر این‌که گول تجربه‌اش را نخورد و به ایده‌ها و روش‌های نو برای مواجهه با مسئله‌های قدیمی اجازهٔ بروز و بالندگی بدهد.

این فقط مختص امور اجرایی و مدیریتی نیست. در علم هم نمونه‌های زیادی وجود دارد که دانشمندان بزرگ وقتی باتجربه می‌شوند توانایی خلق یا حتی پذیرش ایده‌‌های نو را از دست می‌دهند [1].

معنی این حرف‌ها این نیست که تجربه را باید به‌کلی کنار گذاشت. هر چیزی اهمیت و کارکرد خودش را دارد و البته تجربه را می‌توان به آیندگان هم انتقال داد. شاید هم اصلاً خود مفهوم تجربه نیاز به بازتعریف داشته باشد. آیا باتجربه‌بودن به‌معنای داشتن کوله‌باری پر از راه‌حل‌های مشخص برای مسائل قبلی است یا مهارت به‌کارگیری فکر و اندیشه، و آمادگی و گشادگی برای مجال دادن به ایده‌های نو؟

در هر صورت واقعیت این است که چه بخواهیم چه نخواهیم، محور زمان جهت دارد. تجربه نگاه به گذشته دارد و نوآوری نگاه به آینده. برای همین، من اگر روزی ناگزیر شوم از میان این دو، یعنی تجربه و نوآوری، یکی را انتخاب کنم، بی‌تردید دومی را انتخاب خواهم کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] Freeman Dyson, 'The Scientist as Rebel', (NYREV, Inc. 2006).

@k1samani_channel

BY دِرَنـــگ


Share with your friend now:
tgoop.com/k1samani_channel/320

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Telegram has announced a number of measures aiming to tackle the spread of disinformation through its platform in Brazil. These features are part of an agreement between the platform and the country's authorities ahead of the elections in October. How to Create a Private or Public Channel on Telegram? Matt Hussey, editorial director of NEAR Protocol (and former editor-in-chief of Decrypt) responded to the news of the Telegram group with “#meIRL.” In 2018, Telegram’s audience reached 200 million people, with 500,000 new users joining the messenger every day. It was launched for iOS on 14 August 2013 and Android on 20 October 2013. Invite up to 200 users from your contacts to join your channel
from us


Telegram دِرَنـــگ
FROM American