Forwarded from پولیتیکه
◾️در میانهی ملّت و مذهب
تقارن ماه رمضان و شهادت امیرالمؤمنین با عید نوروز، و وقایع آن پوچ بودن ایدهی ملیگرایی را بیش از پیش نشان داد. ملّیگرایی چیزی جز لیبرالیسم حقوقی مدرن بر پایهی منافع افراد داخل مرز نیست.
ایران به لحاظ قومی و خلقیات اتباع خود بسیار متکثر است. از طرف دیگر تکثر مدرنیته که ناشی از جهانیسازی است به این تکثر ذاتی افزوده شده است. عقل ناقص روشنفکر میگوید بیایید به چیزی به نام «ایران» تکیه کنیم. دلیلش این است که اگر به توهم ایران تکیه کنیم، مرتد، تجزیهطلب و مسلمان را در یک ایدهی مشترک حداقلی میتوانیم تعریف کنیم و از بروز مشکلات جلوگیری نماییم.
مدعای ما این است چنین چیزی نه تنها در ایران (بالاخص ایران) بلکه عموماً در بسیاری از نقاط جهان قابل تحقق نیست. اولاً چیزی به نام ایران تحقق عینی ندارد. آنچه که از ایران میدانید محصول جعل و تاریخسازی دو قرن اخیر است. لاطائلاتی همچون «ایران برای همهی ایرانیان»، «ایران وحدت در کثرت» و «آگاهی ملی تاریخی ایران» برای ترویج انسجام ملّی در برابر بیگانه خوب است، امّا سازندهی اجتماع حقیقی نیست.
راهکار چیست؟ تقویت اقتدارگرایی مذهبی که میان کُرد، بلوچ، فارس، تُرک، لُر و غیره پیروان حقیقی دارد و ایمان دینی را فراتر از زبان مادری و قومگرایی میفهمد. مسلمان اصول واحدی دارد و در برابر متخاصم موضعی واحد میگیرد، حتی اگر منشأ فساد از قوم و زبان خود باشد. برای او آیین پیامبر و امّت اسلام مهمتر از هر چیز دیگری است. نمونهی آن ارسال طلا از جای جای ایران به شیعیان لبنان است. برای مسلمان «هموطن» و «همشهری» یک امر ثانوی است.
چنین امر واحدی در جغرافیای گستردهای موجب سرکوب اقلیتها و وحدت سرزمینی میشود، و به عبارت دیگر تکثر را خنثی میکند. پافشاری بر تکثر بیشتر وحدت سرزمینی ایران را دچار تزلزل میکند. بنابراین اسلام از هر طایفه و قومی برتر و ارجح است. هر فردی که به ابر روایت اسلامی پایبند نباشد، شهروند درجه دومی باید باشد حول مرکز اسلام.
هرقدر بر حقوق شهروندی و فردگرایی و ملّیگرایی تأکید شود، به دلیل عدم وجود ایدهی مرکزی حقیقی تکثر غلبه پیدا میکند و بیگانه غلبه خواهد کرد. سیاستمدار باید برای این وحدت از ابزار «تنبیه» و «تشویق» استفاده کند، در غیر اینصورت شکافهای بیشتری ظهور خواهند کرد.
تصمیمگیر سیاسی میان عید نوروز و علی بن ابیطالب باید یکی را انتخاب کند. امّا سر خود را مانند کبک در برف میکند و از تنبیه عناصر ضد اسلامی دوری میکند. این امر به تکثر بیشتر دامن خواهد زد و نه وحدت.
📜 @hepolitike
تقارن ماه رمضان و شهادت امیرالمؤمنین با عید نوروز، و وقایع آن پوچ بودن ایدهی ملیگرایی را بیش از پیش نشان داد. ملّیگرایی چیزی جز لیبرالیسم حقوقی مدرن بر پایهی منافع افراد داخل مرز نیست.
ایران به لحاظ قومی و خلقیات اتباع خود بسیار متکثر است. از طرف دیگر تکثر مدرنیته که ناشی از جهانیسازی است به این تکثر ذاتی افزوده شده است. عقل ناقص روشنفکر میگوید بیایید به چیزی به نام «ایران» تکیه کنیم. دلیلش این است که اگر به توهم ایران تکیه کنیم، مرتد، تجزیهطلب و مسلمان را در یک ایدهی مشترک حداقلی میتوانیم تعریف کنیم و از بروز مشکلات جلوگیری نماییم.
مدعای ما این است چنین چیزی نه تنها در ایران (بالاخص ایران) بلکه عموماً در بسیاری از نقاط جهان قابل تحقق نیست. اولاً چیزی به نام ایران تحقق عینی ندارد. آنچه که از ایران میدانید محصول جعل و تاریخسازی دو قرن اخیر است. لاطائلاتی همچون «ایران برای همهی ایرانیان»، «ایران وحدت در کثرت» و «آگاهی ملی تاریخی ایران» برای ترویج انسجام ملّی در برابر بیگانه خوب است، امّا سازندهی اجتماع حقیقی نیست.
راهکار چیست؟ تقویت اقتدارگرایی مذهبی که میان کُرد، بلوچ، فارس، تُرک، لُر و غیره پیروان حقیقی دارد و ایمان دینی را فراتر از زبان مادری و قومگرایی میفهمد. مسلمان اصول واحدی دارد و در برابر متخاصم موضعی واحد میگیرد، حتی اگر منشأ فساد از قوم و زبان خود باشد. برای او آیین پیامبر و امّت اسلام مهمتر از هر چیز دیگری است. نمونهی آن ارسال طلا از جای جای ایران به شیعیان لبنان است. برای مسلمان «هموطن» و «همشهری» یک امر ثانوی است.
چنین امر واحدی در جغرافیای گستردهای موجب سرکوب اقلیتها و وحدت سرزمینی میشود، و به عبارت دیگر تکثر را خنثی میکند. پافشاری بر تکثر بیشتر وحدت سرزمینی ایران را دچار تزلزل میکند. بنابراین اسلام از هر طایفه و قومی برتر و ارجح است. هر فردی که به ابر روایت اسلامی پایبند نباشد، شهروند درجه دومی باید باشد حول مرکز اسلام.
هرقدر بر حقوق شهروندی و فردگرایی و ملّیگرایی تأکید شود، به دلیل عدم وجود ایدهی مرکزی حقیقی تکثر غلبه پیدا میکند و بیگانه غلبه خواهد کرد. سیاستمدار باید برای این وحدت از ابزار «تنبیه» و «تشویق» استفاده کند، در غیر اینصورت شکافهای بیشتری ظهور خواهند کرد.
تصمیمگیر سیاسی میان عید نوروز و علی بن ابیطالب باید یکی را انتخاب کند. امّا سر خود را مانند کبک در برف میکند و از تنبیه عناصر ضد اسلامی دوری میکند. این امر به تکثر بیشتر دامن خواهد زد و نه وحدت.
📜 @hepolitike
Forwarded from جبهة المقاومة || resistance front (Muhammad Zoraiz)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I love this man...
Forwarded from Rahbarichan (ДунеКнигхт)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Khomeinia
سيّد شهداء الأمّة الشهيد القائد السيد حسن نصرالله في مراسم يوم القدس العالمي بالضاحية الجنوبيّة عام ١٩٨٩
Forwarded from Khomeinichat
جمهوری اسلامی تمام شده و تنها به شکل cope و larp به حیات خود ادامه میدهد.
Forwarded from پولیتیکه
◾️توازن قوا در برابر قوای اسلام
حکومت اسلامی با «دموکراسی علوی» سازگار نیست. در حال حاضر نظام سیاسی تلاش میکند که با توازن میان خواستههای مسلم و مرتد به گونهای رفتار کند که «وحدت» جامعه خدشهدار نشود. لازم به گفتن نیست که مسلمانان اصولشان مبتنی بر دوگانهسازی میان ایمان و کفر است؛ امّا نظام سیاسی که به اسم اسلام تشکیل شده است، در قامت یک حکومت سکولار میخواهد تنها میان نیروهای اسلامی و غیر اسلامی موازنه ایجاد کند. از طریق راهپیمایی و جشنهای مذهبی قوای آنان را تحلیل میبرد و در عین حال شبانه آنان را در مقابل مجلس سرکوب میکند.
وقایع سیاسی خارجی و داخلی هم نشان میدهد که سیاست وسطبازی (توازن قوا) چیزی جز تضعیف تمام نیروهای انقلاب اسلامی از بیروت تا تهران نبوده است. آخرین حلقهی حقیقی پیروان انقلاب اسلامی در حال از بین رفتن است و صدا از حلقوم نمایندگانشان بیرون نمیآید.
📜 @hepolitike
حکومت اسلامی با «دموکراسی علوی» سازگار نیست. در حال حاضر نظام سیاسی تلاش میکند که با توازن میان خواستههای مسلم و مرتد به گونهای رفتار کند که «وحدت» جامعه خدشهدار نشود. لازم به گفتن نیست که مسلمانان اصولشان مبتنی بر دوگانهسازی میان ایمان و کفر است؛ امّا نظام سیاسی که به اسم اسلام تشکیل شده است، در قامت یک حکومت سکولار میخواهد تنها میان نیروهای اسلامی و غیر اسلامی موازنه ایجاد کند. از طریق راهپیمایی و جشنهای مذهبی قوای آنان را تحلیل میبرد و در عین حال شبانه آنان را در مقابل مجلس سرکوب میکند.
وقایع سیاسی خارجی و داخلی هم نشان میدهد که سیاست وسطبازی (توازن قوا) چیزی جز تضعیف تمام نیروهای انقلاب اسلامی از بیروت تا تهران نبوده است. آخرین حلقهی حقیقی پیروان انقلاب اسلامی در حال از بین رفتن است و صدا از حلقوم نمایندگانشان بیرون نمیآید.
📜 @hepolitike