⭕️ چگونه درباره حمله رژیم صهیونیستی به ایران دچار بزرگنمایی و کوچکنمایی نشویم؟
✍ رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با خانواده شهدای امنیت درباره اقدام شرورانه اخیر اسرائیلیها علیه کشورمان تأکید کردند که نه بزرگنمایی شود و نه کوچکنمایی
1⃣ این زاویه دید به تهاجم رژیم صهیونیستی به ایران علاوه بر یک تذکر مهم داخلی در درون خود یک پیام خارجی به خود رژیم صهیونیستی داشت. اولین گام درباره تصحیح خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی درباره ایران را خود آیتالله خامنهای برداشتند. پیام نیز مشخص بود ایران تهاجم رژیم صهیونیستی را اولاً بر اساس آنچه اتفاق افتاده ارزیابی میکند و همچنین بر اساس آن تصمیمگیری خواهد کرد. یعنی مرکزیت جمهوری اسلامی تهاجم اخیر اسرائیل را قصد ندارد کوچکنمایی و نادیده بگیرد و چشمپوشی در اصل ماجرا و بر آنچه در میدان اتفاق افتاده در کار نخواهد بود.
2⃣ اما چگونه میتوان از بزرگنمایی در تحلیل و ارزیابی تهاجم اخیر رژیم صهیونیستی در امان بود. گام اول این است که یقین داشته باشیم رژیم صهیونیستی در ارائه اطلاعات و خردهروایتها در باره عملیات اخیرش در رسانههای خود و متحدانش بزرگنمایی میکند. از حجم و نوع و میزان موفقیت عملیات، درباره میزان خسارات، تعدد و امکان مورد هدف، و... در حال بزرگنمایی هست. گام دوم این است که عملیات اخیر آنها را در قالب یک فرایند تحلیل کرد. دوست و دشمن حجم عملیات و میزان فرود موشکهای ایران در عملیات وعده صادق و ازکارانداختن سیستم پدافندی رژیم صهیونیستی را به وضوح دیدند. بعدازاین رژیم صهیونیستی با حجم بالا ادعاهای بزرگی درباره پاسخ به ایران مطرح کرد که با آنچه در چند شب قبل پاسخ داد، فاصله قابلتوجهی دارد. درک این فاصله ادعا تا عمل رژیم صهیونیستی میزان دقیقی از بزرگنمایی آنها را نمایش میدهد.
3⃣ اما چگونه دچار کوچکنمایی نشویم؟ انکار، کوچک انگاری و بیاهمیت دانستن عملیات رژیم صهیونیستی اولین گام در کوچکنمایی هست. گام دوم این است که اصل تهاجم به هر اندازه که بوده را نباید کوچک دید و نسبت به آن باید حساسیت درخور شأن امنیت ملی کشوری به بزرگی ایران و جمهوری اسلامی نشان داد. گام سوم این است که در میزان قوت و ضعف نظامی نیروهای خودی و دشمن در عملیات اخیر باید بر اساس آنچه در میدان اتفاق افتاده، قضاوت کرد.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
✍ رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با خانواده شهدای امنیت درباره اقدام شرورانه اخیر اسرائیلیها علیه کشورمان تأکید کردند که نه بزرگنمایی شود و نه کوچکنمایی
1⃣ این زاویه دید به تهاجم رژیم صهیونیستی به ایران علاوه بر یک تذکر مهم داخلی در درون خود یک پیام خارجی به خود رژیم صهیونیستی داشت. اولین گام درباره تصحیح خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی درباره ایران را خود آیتالله خامنهای برداشتند. پیام نیز مشخص بود ایران تهاجم رژیم صهیونیستی را اولاً بر اساس آنچه اتفاق افتاده ارزیابی میکند و همچنین بر اساس آن تصمیمگیری خواهد کرد. یعنی مرکزیت جمهوری اسلامی تهاجم اخیر اسرائیل را قصد ندارد کوچکنمایی و نادیده بگیرد و چشمپوشی در اصل ماجرا و بر آنچه در میدان اتفاق افتاده در کار نخواهد بود.
2⃣ اما چگونه میتوان از بزرگنمایی در تحلیل و ارزیابی تهاجم اخیر رژیم صهیونیستی در امان بود. گام اول این است که یقین داشته باشیم رژیم صهیونیستی در ارائه اطلاعات و خردهروایتها در باره عملیات اخیرش در رسانههای خود و متحدانش بزرگنمایی میکند. از حجم و نوع و میزان موفقیت عملیات، درباره میزان خسارات، تعدد و امکان مورد هدف، و... در حال بزرگنمایی هست. گام دوم این است که عملیات اخیر آنها را در قالب یک فرایند تحلیل کرد. دوست و دشمن حجم عملیات و میزان فرود موشکهای ایران در عملیات وعده صادق و ازکارانداختن سیستم پدافندی رژیم صهیونیستی را به وضوح دیدند. بعدازاین رژیم صهیونیستی با حجم بالا ادعاهای بزرگی درباره پاسخ به ایران مطرح کرد که با آنچه در چند شب قبل پاسخ داد، فاصله قابلتوجهی دارد. درک این فاصله ادعا تا عمل رژیم صهیونیستی میزان دقیقی از بزرگنمایی آنها را نمایش میدهد.
3⃣ اما چگونه دچار کوچکنمایی نشویم؟ انکار، کوچک انگاری و بیاهمیت دانستن عملیات رژیم صهیونیستی اولین گام در کوچکنمایی هست. گام دوم این است که اصل تهاجم به هر اندازه که بوده را نباید کوچک دید و نسبت به آن باید حساسیت درخور شأن امنیت ملی کشوری به بزرگی ایران و جمهوری اسلامی نشان داد. گام سوم این است که در میزان قوت و ضعف نظامی نیروهای خودی و دشمن در عملیات اخیر باید بر اساس آنچه در میدان اتفاق افتاده، قضاوت کرد.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
⭕️ پیام معرفی دبیر کل جدید حزب الله لبنان
1️⃣ راهبرد علنی سازی دبیر کل جدید حزبالله، گام بزرگ این گروه برای بههمزدن معادلات طراحی شده رژیم صهیونیستی در هفتههای اخیر بود. برخی نسخههای امنیتی معتقد بودند که نام دبیرکل جدید حزبالله باید مخفی بماند. حزبالله اما نهتنها این کار را نکرد بلکه پیشبینی میشود که بهزودی شیخ نعیم قاسم همانند شهید نصرالله حضور پررنگی در افکار عمومی داشته باشد. پیام واضح حزبالله این است که به لحاظ اطلاعاتی و امنیتی منفعل نشده است. رژیم صهیونیستی به دنبال این بود که با تحمیل محدودیتهای امنیتی، حضور فعالانه سیاسی و اجتماعی رهبران حزبالله کاهش دهد، اما حزبالله با انتخاب و معرفی علنی دبیرکل جدید این معادله اطلاعاتی را به هم زد.
2️⃣ انتخاب خود شیخ نعیم قاسم نیز در معادلات طراحی شده رژیم صهیونیستی ایجاد اختلال کرد. دو سخنرانی مؤثر شیخ نعیم قاسم بعد از شهید نصرالله و معرفی رسمی او بهعنوان دبیرکل جدید حزبالله که با عصبانیت علنی و تهدید رسمی مقامات رژیم صهیونیستی او همراه شد، نشان میدهد که رژیم نهتنها از تحمیل معادلات اطلاعاتی و نظامی جدید به حزبالله ناامید شده بلکه از انتخاب شخص نعیم قاسم هم نگران و عصبانی شده است. شورای مرکزی حزبالله با انتخاب شیخ نعیم قاسم عملاً یکی از قدیمیترین و علمیترین و همچنین اجراییترین و بین اللمی ترین چهره حزبالله بعد از نصرالله و شیخ صفیالدین را بهعنوان دبیرکل جدید انتخاب کرده است. دبیرکل جدید حزبالله رهبری چندوجهی است که تجربه سنگین سیاسی و بینالمللی، تجربه جنگهای متعدد حزبالله و دارای سوابق روشن علمی و اندیشهای و دانشگاهی است.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
1️⃣ راهبرد علنی سازی دبیر کل جدید حزبالله، گام بزرگ این گروه برای بههمزدن معادلات طراحی شده رژیم صهیونیستی در هفتههای اخیر بود. برخی نسخههای امنیتی معتقد بودند که نام دبیرکل جدید حزبالله باید مخفی بماند. حزبالله اما نهتنها این کار را نکرد بلکه پیشبینی میشود که بهزودی شیخ نعیم قاسم همانند شهید نصرالله حضور پررنگی در افکار عمومی داشته باشد. پیام واضح حزبالله این است که به لحاظ اطلاعاتی و امنیتی منفعل نشده است. رژیم صهیونیستی به دنبال این بود که با تحمیل محدودیتهای امنیتی، حضور فعالانه سیاسی و اجتماعی رهبران حزبالله کاهش دهد، اما حزبالله با انتخاب و معرفی علنی دبیرکل جدید این معادله اطلاعاتی را به هم زد.
2️⃣ انتخاب خود شیخ نعیم قاسم نیز در معادلات طراحی شده رژیم صهیونیستی ایجاد اختلال کرد. دو سخنرانی مؤثر شیخ نعیم قاسم بعد از شهید نصرالله و معرفی رسمی او بهعنوان دبیرکل جدید حزبالله که با عصبانیت علنی و تهدید رسمی مقامات رژیم صهیونیستی او همراه شد، نشان میدهد که رژیم نهتنها از تحمیل معادلات اطلاعاتی و نظامی جدید به حزبالله ناامید شده بلکه از انتخاب شخص نعیم قاسم هم نگران و عصبانی شده است. شورای مرکزی حزبالله با انتخاب شیخ نعیم قاسم عملاً یکی از قدیمیترین و علمیترین و همچنین اجراییترین و بین اللمی ترین چهره حزبالله بعد از نصرالله و شیخ صفیالدین را بهعنوان دبیرکل جدید انتخاب کرده است. دبیرکل جدید حزبالله رهبری چندوجهی است که تجربه سنگین سیاسی و بینالمللی، تجربه جنگهای متعدد حزبالله و دارای سوابق روشن علمی و اندیشهای و دانشگاهی است.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
⭕️ در سیستان و بلوچستان چه خبر هست؟
✍ در روزهای اخیر، هر چند ساعت یکبار خبری از ضربات سنگین به تروریستهای جنوب شرق منتشر میشود و البته در کنارش خبر شهادت نیروهای نظامی نیز همانند همیشه تلخ و البته یادآور بهای تأمین امنیت در سیستان و بلوچستان است. اما چه اتفاقی در جنوب شرق در حال رقمخوردن هست؟
👈 واقعیت این است که این روزها تروریسم تکفیری در سیستان و بلوچستان بنبست سیاسی و اجتماعی و حتی مذهبی کمسابقهای را تجربه میکند. در کنار این بنبستها، بر خلاف برآوردهای خود، ضربات سنگین نظامی هم متحمل شده، دهها عضو و چندین فرمانده ارشد خود را در این چند روز ازدستداده است. توسط جنگندههای پاکستانی بمباران شده، دقیق هم مورد هدف قرار گرفته، اشراف اطلاعاتی، اینک تبدیل به عملیاتها و ضربات سنگین شده هست. در کنار مرزها تروریستها احساس تنهایی میکنند، تصورشان این بود که فشار مستقیم آمریکاییها به نمایندگی از صهیونیستها، دولت پاکستان را نسبت به آنها بیتفاوت کرده و همچنان میتوانند در آنسو مرزها، در پایگاه امن ادامه حیات داشته باشند.
🔸جریان تروریسم که مدتها است نتوانسته از مردم بلوچ یارگیری مؤثری داشته باشد، اینک نیرویهای غیرایرانی اجیر شده زیادی را هم در حال ازدستدادن هست. ذخایر تسلیحاتی تروریستها آسیب جدی دیده است. اطلاعات خوبی را تروریستهای دستگیر شده از مابقی تروریستها دادهاند و آثار آن در آینده بیشتر خود را نشان میدهد. جریان ترور و تکفیر در دو سال گذشته، تصور میکرد که با هر عملیات در سیستان و بلوچستان میتواند سرمایه اجتماعی کسب کند و یا حداقل امواج اعتراضی را به سمت خشونت و جنگ خیابانی بکشاند. اینک مردم بلوچ بعد از عبور از فتنهها و شبههافکنیها، در داخل نظام سیاسی احساس سهم و پیروزی سیاسی دارند و تروریستها را هم مانع ادامه برآوردهشدن مطالبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود در ماههای آینده میدانند. در این شرایط تروریستهای عصبانی اول از خود مردم بلوچ و اهلسنت انتقام گرفتند.
اجرای عملیات اخیر بهشهادترساندن پنج نیروی بلوچ و اهلسنت مدافع امنیت در جنوب شرق را باید از این منظر هم دید.
🔸حجم مبارزه این روزها علیه تروریسم در سیستان و بلوچستان، برای آنان که از نزدیک حوادث را قبل از این دنبال میکردند، کمسابقه و امیدوارکننده هست. این مسیر باقدرت باید ادامه پیدا کند و تا رسیدن به نتایج بزرگتر نباید متوقف شود، گرچه مبارزه سختی در میدان در حال اتفاق هست و داغ شهیدان سنگین، ولی روزهای سرنوشتساز منطقه است و راه را باید باقدرت ادامه داد. مهم است که بدانیم جریان تروریسم در انفعال است و ضربات هرازگاه او هر چند تلخ هست ولی نشانههای عمیق بودن جراحات وارده اخیر هست. سرمایه اسرائیل در این ساعات در جنوب شرق مورد هدف نیروهای امنیتی و نظامی ایران قرار دارد، راهی جز این نیست که سرمایه و نیروی کار آنها را باید نابود کرد و کاری که حاجقاسم در دهه هفتاد در مبارزه با اشرار جنوب شرق کرد را باید با همان اقتدار و با همان تدبیر این روزها باید دوباره تکرار کرد. شکی نیست که هر ضربه این روزها به تروریستهای تکفیری جنوب شرق مثل این است که یک نیروی ارتش اسرائیل را به درک واصل کردهایم.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
✍ در روزهای اخیر، هر چند ساعت یکبار خبری از ضربات سنگین به تروریستهای جنوب شرق منتشر میشود و البته در کنارش خبر شهادت نیروهای نظامی نیز همانند همیشه تلخ و البته یادآور بهای تأمین امنیت در سیستان و بلوچستان است. اما چه اتفاقی در جنوب شرق در حال رقمخوردن هست؟
👈 واقعیت این است که این روزها تروریسم تکفیری در سیستان و بلوچستان بنبست سیاسی و اجتماعی و حتی مذهبی کمسابقهای را تجربه میکند. در کنار این بنبستها، بر خلاف برآوردهای خود، ضربات سنگین نظامی هم متحمل شده، دهها عضو و چندین فرمانده ارشد خود را در این چند روز ازدستداده است. توسط جنگندههای پاکستانی بمباران شده، دقیق هم مورد هدف قرار گرفته، اشراف اطلاعاتی، اینک تبدیل به عملیاتها و ضربات سنگین شده هست. در کنار مرزها تروریستها احساس تنهایی میکنند، تصورشان این بود که فشار مستقیم آمریکاییها به نمایندگی از صهیونیستها، دولت پاکستان را نسبت به آنها بیتفاوت کرده و همچنان میتوانند در آنسو مرزها، در پایگاه امن ادامه حیات داشته باشند.
🔸جریان تروریسم که مدتها است نتوانسته از مردم بلوچ یارگیری مؤثری داشته باشد، اینک نیرویهای غیرایرانی اجیر شده زیادی را هم در حال ازدستدادن هست. ذخایر تسلیحاتی تروریستها آسیب جدی دیده است. اطلاعات خوبی را تروریستهای دستگیر شده از مابقی تروریستها دادهاند و آثار آن در آینده بیشتر خود را نشان میدهد. جریان ترور و تکفیر در دو سال گذشته، تصور میکرد که با هر عملیات در سیستان و بلوچستان میتواند سرمایه اجتماعی کسب کند و یا حداقل امواج اعتراضی را به سمت خشونت و جنگ خیابانی بکشاند. اینک مردم بلوچ بعد از عبور از فتنهها و شبههافکنیها، در داخل نظام سیاسی احساس سهم و پیروزی سیاسی دارند و تروریستها را هم مانع ادامه برآوردهشدن مطالبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود در ماههای آینده میدانند. در این شرایط تروریستهای عصبانی اول از خود مردم بلوچ و اهلسنت انتقام گرفتند.
اجرای عملیات اخیر بهشهادترساندن پنج نیروی بلوچ و اهلسنت مدافع امنیت در جنوب شرق را باید از این منظر هم دید.
🔸حجم مبارزه این روزها علیه تروریسم در سیستان و بلوچستان، برای آنان که از نزدیک حوادث را قبل از این دنبال میکردند، کمسابقه و امیدوارکننده هست. این مسیر باقدرت باید ادامه پیدا کند و تا رسیدن به نتایج بزرگتر نباید متوقف شود، گرچه مبارزه سختی در میدان در حال اتفاق هست و داغ شهیدان سنگین، ولی روزهای سرنوشتساز منطقه است و راه را باید باقدرت ادامه داد. مهم است که بدانیم جریان تروریسم در انفعال است و ضربات هرازگاه او هر چند تلخ هست ولی نشانههای عمیق بودن جراحات وارده اخیر هست. سرمایه اسرائیل در این ساعات در جنوب شرق مورد هدف نیروهای امنیتی و نظامی ایران قرار دارد، راهی جز این نیست که سرمایه و نیروی کار آنها را باید نابود کرد و کاری که حاجقاسم در دهه هفتاد در مبارزه با اشرار جنوب شرق کرد را باید با همان اقتدار و با همان تدبیر این روزها باید دوباره تکرار کرد. شکی نیست که هر ضربه این روزها به تروریستهای تکفیری جنوب شرق مثل این است که یک نیروی ارتش اسرائیل را به درک واصل کردهایم.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
⭕️ چرا محمد عفیف ترور شد؟
1️⃣ اسرائیل برای رسیدن به نقطهای همانند بهشهادترساندن محمد عفیف مسئول رسانهای حزبالله، در یکسال گذشته دهها خبرنگار و فعال رسانهای در غزه و لبنان را به شهادت رسانده و یا جانباز کرده است. این مسیر طی شده نشانه این است که اسرائیل یکی از میدانهای که احساس شکست سنگین و انتقام دارد، میدان رسانه و افکار عمومی است.
2️⃣ ترور محمد عفیف، توسط اسرائیل چند دلیل مهم دارد، اما مهمترین دلیل این است که محمد عفیف یکی از مولفههای بود که با مهارتهای مؤثر رسانهای، سخنوری و قدرت اقناع قوی از طریق مصاحبهها و برگزاری کنفرانسهای خبری، اجازه نداد که اسرائیل پیروز میدان در افکار عمومی تصویر شود. دلیل دوم این بود که محمد عفیف فقط یک سخنگو ساده نبود بلکه توانسته بود یک جبهه متحد رسانهای علیه اسرائیل شکل بدهد. دلیل سوم هم این بود که عفیف در بحرانیترین وضعیتها، هم بیخطا و مؤثر عمل کرد. او الگوی از یک سخنگو تراز در شرایط جنگی را به نمایش گذاشت.
3️⃣ با وجود موارد گفته شده، اما کنشهای رسانهای محمد عفیف را باید فراتر از مهارتهای حرفهای رسانهای سنجش کرد. محمد عفیف وقتی در اوج بمبارانها و تهدیدات کنفرانس خبری علنی برگزار کرد و در همان کنفرانسها، قاطعترین مواضع را هم بیان کرد. یعنی او رفتاری همانند سرباز خط مقدم میدان را از خود بروز داده است. در همین یک سال گذشت بارها مشاهده شد که چگونه فعالین رسانهای رژیم صهیونیستی و یا حامیانشان و یا حتی سخنگوهای نظامی آنها با اولین شنیدهشدن آژیر خطر به پناهگاههای خود فرار کردند؛ بنابراین در کنار مهارتهای حرفهای رسانهای، این شجاعت، مبانی اعتقادی، بینش سیاسی قوی، دشمنشناسی دقیق، از محمد عفیف یک الگوی رسانهای مستقل ساخته بود که فقط در جریان مقاومت میتوان، شبیه آن را پیدا کرد.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
1️⃣ اسرائیل برای رسیدن به نقطهای همانند بهشهادترساندن محمد عفیف مسئول رسانهای حزبالله، در یکسال گذشته دهها خبرنگار و فعال رسانهای در غزه و لبنان را به شهادت رسانده و یا جانباز کرده است. این مسیر طی شده نشانه این است که اسرائیل یکی از میدانهای که احساس شکست سنگین و انتقام دارد، میدان رسانه و افکار عمومی است.
2️⃣ ترور محمد عفیف، توسط اسرائیل چند دلیل مهم دارد، اما مهمترین دلیل این است که محمد عفیف یکی از مولفههای بود که با مهارتهای مؤثر رسانهای، سخنوری و قدرت اقناع قوی از طریق مصاحبهها و برگزاری کنفرانسهای خبری، اجازه نداد که اسرائیل پیروز میدان در افکار عمومی تصویر شود. دلیل دوم این بود که محمد عفیف فقط یک سخنگو ساده نبود بلکه توانسته بود یک جبهه متحد رسانهای علیه اسرائیل شکل بدهد. دلیل سوم هم این بود که عفیف در بحرانیترین وضعیتها، هم بیخطا و مؤثر عمل کرد. او الگوی از یک سخنگو تراز در شرایط جنگی را به نمایش گذاشت.
3️⃣ با وجود موارد گفته شده، اما کنشهای رسانهای محمد عفیف را باید فراتر از مهارتهای حرفهای رسانهای سنجش کرد. محمد عفیف وقتی در اوج بمبارانها و تهدیدات کنفرانس خبری علنی برگزار کرد و در همان کنفرانسها، قاطعترین مواضع را هم بیان کرد. یعنی او رفتاری همانند سرباز خط مقدم میدان را از خود بروز داده است. در همین یک سال گذشت بارها مشاهده شد که چگونه فعالین رسانهای رژیم صهیونیستی و یا حامیانشان و یا حتی سخنگوهای نظامی آنها با اولین شنیدهشدن آژیر خطر به پناهگاههای خود فرار کردند؛ بنابراین در کنار مهارتهای حرفهای رسانهای، این شجاعت، مبانی اعتقادی، بینش سیاسی قوی، دشمنشناسی دقیق، از محمد عفیف یک الگوی رسانهای مستقل ساخته بود که فقط در جریان مقاومت میتوان، شبیه آن را پیدا کرد.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
⭕️ سنجش روابط و تعامل مولوی عبدالحمید با دولت پزشکیان
✍️مولوی عبدالحمید پس از یک دوره نسبتا طولانی کنارهگیری از تعاملات علنی با نهادهای دولتی، اینک دوباره تبدیل به سخنران مجالس رسمی محافل دولتی شده است.
👈بحث و گفتگو درباره این مسیر سیاسی جدیدی که در سیستان و بلوچستان شروع شده و اینکه چه میزان در اطراف آن تدبیر و دوراندیشی در نظر گرفته شده، بسیار مهم است.
1️⃣دولت پزشکیان در سیاست داخلی، پروژه مرکزی «وفاق» را مدتی است که دنبال میکند. دولت او برای اجرای این پروژه همانند همه دولتهای قبلی که فرصت پیدا کردهاند که ایده مرکزی خود را اجرایی کنند، آزاد هست و حتی برخی ملاحظات که اتفاقاً به لحاظ حاکمیتی بعضاً بسیار مهم هم هستند، کنار گذاشته شده و او نیز تصورات خود از «وفاق» را در حال اجرا هست. انتخاب یک استاندار بلوچ و اهلسنت برای سیستان و بلوچستان، یا استاندار عرب برای خوزستان و همچنین انتخاب یک استاندار کُرد و اهلسنت برای کردستان، بخشی از نشانههای است که او پروژه سیاسی وفاق را با گامهای بلند آغاز کرده است.
2️⃣ اینکه رفتار سیاسی مولوی عبدالحمید تغییر کرده، یا دولت تغییر رفتار داشته و یا حتی شفافتر اینکه کدام طرف کوتاه آمده و یا حتی در پشتصحنه واقعاً تعاملی حقیقی و دوطرفه در حال اتفاق هست، گرچه به لحاظ سیاسی جذاب و تامل برانگیز باشد ولی آنچه بیشتر میتوان به آن استدلال و اطمینان کرد این است که انتخاب استاندار بلوچ و اهلسنت برای سیستان و بلوچستان و تغافل درباره برخی رفتارهای تنشآفرین دو سال گذشته در طرف حاکمیتی ماجرا بهوضوح دیده میشود و اینک مولوی عبدالحمید است که فراتر از سخنرانی باید با اقدامات عملی نشان بدهد که به این اقدامات پاسخ واقعی و عملی نشان خواهد داد و صد البته ثابت کند که یکبار دیگر با یک تعامل و اعتماد شکستخورده دیگر روبهرو نیستیم.
3️⃣ بنابراین دور از هیاهوهای رسانهای و جناحی، چند شاخص مهم ذیل معیاری برای سنجش عملی میزان تعامل و رفتار واقعی مولوی عبدالحمید خواهد بود.
🔸الف: تمکین به نتایج عادلانه قضایی پرونده هشت مهر زاهدان و درنظرگرفتن اقدامات دلجویانه درباره قربانیان این پرونده و عدم ادامه تنشآفرینی درباره این حادثه تلخ در افکار عمومی
🔸ب: اقدامات عملی برای کمک به خشکاندن ریشههای سیاسی و مذهبی تروریسم تکفیری در جنوب شرق
🔸ج: داشتن حد یقف عادلانه و واقعگرایانه درباره میزان و اندازه مطالبات قومی، مذهبی و سیاسی و دادن پاسخها همتراز و اقدامات متناسب با هر گامی که در این زمینه برداشته شده و یا خواهد شد
🔸د: تنشزدایی در بیان مواضع علنی و بهخصوص در خطبههای نمازجمعه
🔸ه: بیان اقدامات و خدمات انجام شده و یا در حال انجام نهادهای دولتی و حاکمیتی در سیستان و بلوچستان بهجای تکرار سیاهنماییها
4️⃣ بدیهی است که نهاد دولت و حاکمیت نیز همانند دهههای گذشته وظایف سنگینی برای کسب رضایتمندیهای اقتصادی، معیشتی، فرهنگی، قومیتی و سیاسی اهالی جنوب شرق دارد و باید بیش از گذشته و با توان بیشتر به مردم سیستان و بلوچستان خدمت کند و به همه نیازها و مطالبات آنها پاسخ درخور بدهد.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
✍️مولوی عبدالحمید پس از یک دوره نسبتا طولانی کنارهگیری از تعاملات علنی با نهادهای دولتی، اینک دوباره تبدیل به سخنران مجالس رسمی محافل دولتی شده است.
👈بحث و گفتگو درباره این مسیر سیاسی جدیدی که در سیستان و بلوچستان شروع شده و اینکه چه میزان در اطراف آن تدبیر و دوراندیشی در نظر گرفته شده، بسیار مهم است.
1️⃣دولت پزشکیان در سیاست داخلی، پروژه مرکزی «وفاق» را مدتی است که دنبال میکند. دولت او برای اجرای این پروژه همانند همه دولتهای قبلی که فرصت پیدا کردهاند که ایده مرکزی خود را اجرایی کنند، آزاد هست و حتی برخی ملاحظات که اتفاقاً به لحاظ حاکمیتی بعضاً بسیار مهم هم هستند، کنار گذاشته شده و او نیز تصورات خود از «وفاق» را در حال اجرا هست. انتخاب یک استاندار بلوچ و اهلسنت برای سیستان و بلوچستان، یا استاندار عرب برای خوزستان و همچنین انتخاب یک استاندار کُرد و اهلسنت برای کردستان، بخشی از نشانههای است که او پروژه سیاسی وفاق را با گامهای بلند آغاز کرده است.
2️⃣ اینکه رفتار سیاسی مولوی عبدالحمید تغییر کرده، یا دولت تغییر رفتار داشته و یا حتی شفافتر اینکه کدام طرف کوتاه آمده و یا حتی در پشتصحنه واقعاً تعاملی حقیقی و دوطرفه در حال اتفاق هست، گرچه به لحاظ سیاسی جذاب و تامل برانگیز باشد ولی آنچه بیشتر میتوان به آن استدلال و اطمینان کرد این است که انتخاب استاندار بلوچ و اهلسنت برای سیستان و بلوچستان و تغافل درباره برخی رفتارهای تنشآفرین دو سال گذشته در طرف حاکمیتی ماجرا بهوضوح دیده میشود و اینک مولوی عبدالحمید است که فراتر از سخنرانی باید با اقدامات عملی نشان بدهد که به این اقدامات پاسخ واقعی و عملی نشان خواهد داد و صد البته ثابت کند که یکبار دیگر با یک تعامل و اعتماد شکستخورده دیگر روبهرو نیستیم.
3️⃣ بنابراین دور از هیاهوهای رسانهای و جناحی، چند شاخص مهم ذیل معیاری برای سنجش عملی میزان تعامل و رفتار واقعی مولوی عبدالحمید خواهد بود.
🔸الف: تمکین به نتایج عادلانه قضایی پرونده هشت مهر زاهدان و درنظرگرفتن اقدامات دلجویانه درباره قربانیان این پرونده و عدم ادامه تنشآفرینی درباره این حادثه تلخ در افکار عمومی
🔸ب: اقدامات عملی برای کمک به خشکاندن ریشههای سیاسی و مذهبی تروریسم تکفیری در جنوب شرق
🔸ج: داشتن حد یقف عادلانه و واقعگرایانه درباره میزان و اندازه مطالبات قومی، مذهبی و سیاسی و دادن پاسخها همتراز و اقدامات متناسب با هر گامی که در این زمینه برداشته شده و یا خواهد شد
🔸د: تنشزدایی در بیان مواضع علنی و بهخصوص در خطبههای نمازجمعه
🔸ه: بیان اقدامات و خدمات انجام شده و یا در حال انجام نهادهای دولتی و حاکمیتی در سیستان و بلوچستان بهجای تکرار سیاهنماییها
4️⃣ بدیهی است که نهاد دولت و حاکمیت نیز همانند دهههای گذشته وظایف سنگینی برای کسب رضایتمندیهای اقتصادی، معیشتی، فرهنگی، قومیتی و سیاسی اهالی جنوب شرق دارد و باید بیش از گذشته و با توان بیشتر به مردم سیستان و بلوچستان خدمت کند و به همه نیازها و مطالبات آنها پاسخ درخور بدهد.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
⭕️ آتشبس موقت به نفع اسرائیل یا حزب الله؟
1️⃣ تحمیل آتشبس به اسرائیل خواسته راهبردی ایران و محور مقاومت بوده و این رژیم صهیونیستی بوده که از ابتدا آتشبس را به منزله نرسیدن به اهداف راهبردی خود همانند فروپاشی ساخت و توان رزمی حزب الله و پیروزی چشمگیر زمینی در جنوب لبنان اعلام کرده بود؛ بنابراین اصل پذیرفتن آتش بس، شکست سنگین رژیم در این مرحله از حوادث محسوب میشود. ضمن اینکه مفاد آتش بس نیز کمکی به رسیدن اهداف راهبردی جنگی اسرائیل نه تنها نمیکند بلکه در درون آن فرصتهای وجود دارد که حزبالله را قادر میسازد که این رژیم را از این اهداف دورتر هم بکند.
2️⃣ رژیم صهیونیستی طرف قابل اعتمادی برای توافق نیست و بیش از 30 هزار بار توافق 2006 را هم نقض کرده و حزبالله نیز طرف مقابل خود را به خوبی میشناسد و بنابراین با چشمان باز و انگشتان بر روی ماشه روزهای آینده سپری خواهد کرد. اما با همه این ملاحظات یک فرضیه را هم نباید منتفی دانست، محور مقاومت میتواند در شرایطی خاص، آتش بس موقت در جنوب لبنان را تبدیل به تحمیل آتش بس در غزه هم بکند. نگاه به آتش بس 60 روزه در جنوب لبنان را نباید صرفا موقتی و تاکتیکی دید بلکه برای آن بخشهای از یک روند و طراحی جدید سیاسی و نظامی نیز باید در نظر گرفت. در هر صورت تحولات و تدابیر سیاسی داخلی دو طرف ماجرا و همچنین زورآزمایی بازیگران بین المللی و از همه مهمتر تحولات میدان، سمت و سوی ادامه رویدادها و طراحیها را مشخص خواهد کرد.
3️⃣ آتشبس موقت شصت روزه حتما به لحاظ تاکتیکی برای حزب الله لبنان مفیدتر خواهد بود. اسرائیل برای تجهیز شدن تسلیحاتی در یکسال گذشته هیچگاه مشکلی نداشته و انبارهای تسلیحاتی آمریکا در خدمت این رژیم بوده و بازسازی تسلیحاتی هر چند روز یکبار صورت گرفته است. از این طرف این حزب الله بوده که برای دریافت و بکارگیری تجیهزات جدید، محدودیت های سنگین داشته است. بنابراین اگر یکی از فرصتهای آتش بس را تجهیز و بازسازی بدانیم، حزب الله منفعت بیشتری کسب کرده است. اساسا گروه مقاومی که در زیر آتش سنگین دشمن، با وجود از دستدادن رهبران و فرماندهان ارشد خود و همچنین محتمل شدن تلفات سنگین در عملیات پیجری و ... توانسته خود را بازسازی کند، در شرایط آتش بس موقت میتواند جهش های بزرگی در خود ایجاد کند.
4️⃣ برای حزب الله زمانه تنفس و بازسازی سریعتر و قویتر آغاز شده است ولی در طرف دیگر ماجرا، اسرائیل عملا وارد یک مرحله بزرگتر درگیری روانی و عملیاتی میشود. تحمیل مشغول سازی و فشار مضاعف به اسرائیل در اختیار ایران و زیر سایه عملیات «وعده صادق3» خواهد بود. ایران در عملیات وعده صادق 1 و 2 نشان داده که مستقل از محور مقاومت عمل می کند و بر این موضوع نیز اصرار ویژه داشته است. بنابراین آتشبس موقت در لبنان و یا شرایط تاکتیکی دیگر گروه های مقاومت در نقاط دیگر، نه تنها خلایی برای ایران نخواهد بود بلکه اساسا بنا به سیاستگذاری نظامی و راهبردی ایران، اجزای دیگر مقاومت در این عملیات های ویژه، بخشی از عملیات محسوب نمی شدند که اینک در ادامه احساس خلا بشود.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
1️⃣ تحمیل آتشبس به اسرائیل خواسته راهبردی ایران و محور مقاومت بوده و این رژیم صهیونیستی بوده که از ابتدا آتشبس را به منزله نرسیدن به اهداف راهبردی خود همانند فروپاشی ساخت و توان رزمی حزب الله و پیروزی چشمگیر زمینی در جنوب لبنان اعلام کرده بود؛ بنابراین اصل پذیرفتن آتش بس، شکست سنگین رژیم در این مرحله از حوادث محسوب میشود. ضمن اینکه مفاد آتش بس نیز کمکی به رسیدن اهداف راهبردی جنگی اسرائیل نه تنها نمیکند بلکه در درون آن فرصتهای وجود دارد که حزبالله را قادر میسازد که این رژیم را از این اهداف دورتر هم بکند.
2️⃣ رژیم صهیونیستی طرف قابل اعتمادی برای توافق نیست و بیش از 30 هزار بار توافق 2006 را هم نقض کرده و حزبالله نیز طرف مقابل خود را به خوبی میشناسد و بنابراین با چشمان باز و انگشتان بر روی ماشه روزهای آینده سپری خواهد کرد. اما با همه این ملاحظات یک فرضیه را هم نباید منتفی دانست، محور مقاومت میتواند در شرایطی خاص، آتش بس موقت در جنوب لبنان را تبدیل به تحمیل آتش بس در غزه هم بکند. نگاه به آتش بس 60 روزه در جنوب لبنان را نباید صرفا موقتی و تاکتیکی دید بلکه برای آن بخشهای از یک روند و طراحی جدید سیاسی و نظامی نیز باید در نظر گرفت. در هر صورت تحولات و تدابیر سیاسی داخلی دو طرف ماجرا و همچنین زورآزمایی بازیگران بین المللی و از همه مهمتر تحولات میدان، سمت و سوی ادامه رویدادها و طراحیها را مشخص خواهد کرد.
3️⃣ آتشبس موقت شصت روزه حتما به لحاظ تاکتیکی برای حزب الله لبنان مفیدتر خواهد بود. اسرائیل برای تجهیز شدن تسلیحاتی در یکسال گذشته هیچگاه مشکلی نداشته و انبارهای تسلیحاتی آمریکا در خدمت این رژیم بوده و بازسازی تسلیحاتی هر چند روز یکبار صورت گرفته است. از این طرف این حزب الله بوده که برای دریافت و بکارگیری تجیهزات جدید، محدودیت های سنگین داشته است. بنابراین اگر یکی از فرصتهای آتش بس را تجهیز و بازسازی بدانیم، حزب الله منفعت بیشتری کسب کرده است. اساسا گروه مقاومی که در زیر آتش سنگین دشمن، با وجود از دستدادن رهبران و فرماندهان ارشد خود و همچنین محتمل شدن تلفات سنگین در عملیات پیجری و ... توانسته خود را بازسازی کند، در شرایط آتش بس موقت میتواند جهش های بزرگی در خود ایجاد کند.
4️⃣ برای حزب الله زمانه تنفس و بازسازی سریعتر و قویتر آغاز شده است ولی در طرف دیگر ماجرا، اسرائیل عملا وارد یک مرحله بزرگتر درگیری روانی و عملیاتی میشود. تحمیل مشغول سازی و فشار مضاعف به اسرائیل در اختیار ایران و زیر سایه عملیات «وعده صادق3» خواهد بود. ایران در عملیات وعده صادق 1 و 2 نشان داده که مستقل از محور مقاومت عمل می کند و بر این موضوع نیز اصرار ویژه داشته است. بنابراین آتشبس موقت در لبنان و یا شرایط تاکتیکی دیگر گروه های مقاومت در نقاط دیگر، نه تنها خلایی برای ایران نخواهد بود بلکه اساسا بنا به سیاستگذاری نظامی و راهبردی ایران، اجزای دیگر مقاومت در این عملیات های ویژه، بخشی از عملیات محسوب نمی شدند که اینک در ادامه احساس خلا بشود.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
⭕️ ضیافت شاورمای سوری به احترام قدرت ایران
✍️ فیلم و تصاویر ضیافت شاورمای سوری برای عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان در یکی از رستورانهای دمشق، ترکیبی نمادین از اوج قدرت نرم و سخت ایران در قلب شام و حوادث منطقه است. در حالیکه تروریستهای عبری در روزهای اخیر در حلب مشغول قدرت نمایی عملیاتی و رسانهای هستند، عباس عراقچی در یکی از رستورانهای دمشق مشغول صرف شاورمای سوری به همراه دولتمردان این کشور است. این صحنه پرمعنا، تصویری از آرامش بخشی ایران به یکی از کشورهای مهم عربی و محور مقاومت و نشان دادن اقتدار و عزم ایران به تروریستهای عربی در دفاع از مردم، دولت، ارتش سوریه و شخص بشار اسد است. بعد از سفر عراقچی، تروریستها باید منتظر تحولات میدانی و تهاجمی در میدان باشند.
🔸ایران یکسال اخیر، بیشک یکی از مهترین مراحل تاریخی خود را در حال طی کردن هست. کشوری که بعد سالها تضعیف در دوران قاجار و پهلوی، اینک نه تنها به تکیهگاه منطقه تبدیل شده بلکه در حال ایجاد یک نظم کاملا متقاوت با صد سال گذشته در غرب آسیا است. در فرآیند جدید که به میانه خود رسیده، اسلام عزیزتر، فلسطین مهمترین منطقه برای ملت های مسلمان، اسرائیل ضعیف ترین وضعیت خود در مقابل کشورهای اسلامی، محور انقلابی منطقه در اوج اقتدار و بازیگر اصلی منطقه و برنامههای کشورهای بزرگ غربی در بنبست خواهد بود. ارتش اسرائیل با پشتیبانی همه جانبه آمریکا و ناتو در برابر این فرآیند جدید مجبور به اقدام نظامی گسترده و بزرگ شدند ولی اینک بعد از ناکامی در جبهه غزه و جنوب لبنان، تروریستهای تکفیری و عبری را وارد صحنه مقابله کردهاند.
🔸محور مقاومت و ایران به خوبی ابعاد این مرحله و طراحی صورت گرفته شده را میشناسند و پیش از این نیز در دهه نود به مراتب بدتر آن را تجربه کردهاند. به همین دلیل است که خیلی زود و آشکار وزیر خارجه ایران برای اعلام ایستادگی و حمایت و پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران از دولت، ارتش، مردم سوریه و شخص بشار اسد به دمشق سفر کرد. معنای صریح این سفر هم واضح است؛ ایران بدون تلف کردن وقت، پرقدرتتر و بالاتر از تصور و محاسبات محور عبری، غربی و تکفیر و سازش، با پشتیبانی از ارتش سوریه و همکاری با شرکای بین المللی خود، مقابل تروریستها در سوریه خواهد ایستاد و عزم جدی دارد که بسیار زودتر از نیم دوم دهه نود، کار تکفیرهای مزدور اسرائیل و غرب را تمام کند.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
✍️ فیلم و تصاویر ضیافت شاورمای سوری برای عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان در یکی از رستورانهای دمشق، ترکیبی نمادین از اوج قدرت نرم و سخت ایران در قلب شام و حوادث منطقه است. در حالیکه تروریستهای عبری در روزهای اخیر در حلب مشغول قدرت نمایی عملیاتی و رسانهای هستند، عباس عراقچی در یکی از رستورانهای دمشق مشغول صرف شاورمای سوری به همراه دولتمردان این کشور است. این صحنه پرمعنا، تصویری از آرامش بخشی ایران به یکی از کشورهای مهم عربی و محور مقاومت و نشان دادن اقتدار و عزم ایران به تروریستهای عربی در دفاع از مردم، دولت، ارتش سوریه و شخص بشار اسد است. بعد از سفر عراقچی، تروریستها باید منتظر تحولات میدانی و تهاجمی در میدان باشند.
🔸ایران یکسال اخیر، بیشک یکی از مهترین مراحل تاریخی خود را در حال طی کردن هست. کشوری که بعد سالها تضعیف در دوران قاجار و پهلوی، اینک نه تنها به تکیهگاه منطقه تبدیل شده بلکه در حال ایجاد یک نظم کاملا متقاوت با صد سال گذشته در غرب آسیا است. در فرآیند جدید که به میانه خود رسیده، اسلام عزیزتر، فلسطین مهمترین منطقه برای ملت های مسلمان، اسرائیل ضعیف ترین وضعیت خود در مقابل کشورهای اسلامی، محور انقلابی منطقه در اوج اقتدار و بازیگر اصلی منطقه و برنامههای کشورهای بزرگ غربی در بنبست خواهد بود. ارتش اسرائیل با پشتیبانی همه جانبه آمریکا و ناتو در برابر این فرآیند جدید مجبور به اقدام نظامی گسترده و بزرگ شدند ولی اینک بعد از ناکامی در جبهه غزه و جنوب لبنان، تروریستهای تکفیری و عبری را وارد صحنه مقابله کردهاند.
🔸محور مقاومت و ایران به خوبی ابعاد این مرحله و طراحی صورت گرفته شده را میشناسند و پیش از این نیز در دهه نود به مراتب بدتر آن را تجربه کردهاند. به همین دلیل است که خیلی زود و آشکار وزیر خارجه ایران برای اعلام ایستادگی و حمایت و پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران از دولت، ارتش، مردم سوریه و شخص بشار اسد به دمشق سفر کرد. معنای صریح این سفر هم واضح است؛ ایران بدون تلف کردن وقت، پرقدرتتر و بالاتر از تصور و محاسبات محور عبری، غربی و تکفیر و سازش، با پشتیبانی از ارتش سوریه و همکاری با شرکای بین المللی خود، مقابل تروریستها در سوریه خواهد ایستاد و عزم جدی دارد که بسیار زودتر از نیم دوم دهه نود، کار تکفیرهای مزدور اسرائیل و غرب را تمام کند.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
⭕️ ایران و محور مقاومت پس از سقوط بشار اسد
1️⃣ تکلیف پشتیبانی از محور مقاومت پسا سقوط بشار اسد چه می شود؟ ایران در حالی یکی از مهمترین راههای پشتیبانی مطمئن و آسانتر خود را برای تقویت مقاومت مخصوصا در تقویت مقاومت لبنان از دست داده که تا قبل از این نیز سوریه تنها راه پشتیبانی نبوده است. ضمن اینکه عقبه محور مقاومت تجربه موفق گذشته را هم دارد که در موقع اراده کردن و تصمیم گیری با اقتدار توانسته به مناطق کاملا در محاصره، تجهیزات و تسلیحات برساند. غزه و یمن دو نمونه آشکار در این سالها هستند.
2️⃣ تکلیف قدرت محور مقاومت پس از بشار اسد چه خواهد شد؟ آیا محور مقاومت به سمت تضعیف شدن خواهد رفت؟ خلاء قدرت همسو در دمشق برای ایران و محور مقاومت بسیار سنگین هست ولی جمهوری اسلامی برای تقویت محور مقاومت گزینههای دیگری هم دارد، ایران میتواند بخشی از محور مقاومت همانند یمن یا مناطق دیگر را چنان تقویت کند که این محور از جنبه و مختصاتی دیگر قدرتمند شود و حفظ موازنه قدرت با قواعدی دیگری صورت بگیرد. ضمن اینکه در داخل ایران نیز در حوزه تجهیزات و تسلیحات میشود تغیراتی صورت بگیرد که اساسا کل قواعد قدرت در منطقه را تحت تاثیر قرار دهد. تحقق همه اینها به اراده تهران و نحوه رفتار طرف مقابل بعد از حوادث اخیر در سوریه برخواهد گشت.
3️⃣ ایران عقبه کل جریان مقاومت است، به بازوان این عقبه جراحاتی ولو سنگین وارد شده ولی بدنه این عقبه در تهران چنان استحکامی دارد که با نسخههای که در سوریه و یا مناطق دیگر اجرایی شد، تضعیف نمیشود. ایران فتنههای سیاسی و امنیتی داخلی بسیار بزرگتر از برخی طراحیها در سوریه را به مدد حکمرانی ولایی، حضور مردم و استحکام سیاسی و امنیتی خود پشت سرگذاشته است. بنابراین وقتی این عقبه همچنان به لحاظ داخلی قدرتمند است، میتواند بازسازی و تقویت محور مقاومت را با روشهای جدیدتر پیگیری و به سرانجام برساند.
4️⃣ ایران در سوریه ریشه دارد و پرونده دمشق حتی بعد از بشار اسد نیز به راحتی برای جمهوری اسلامی بسته نخواهد شد. تهران از طرق مختلف تحمیل خواستههای مشروع خود، مصالح جهان اسلام و منافع همه اقشار مردم و گروه ها را در سوریه دنبال خواهد کرد و متناسب با رویدادهای سیاسی و امنیتی روزهای آینده، با بازیگران جدید قدرت در سوریه و بازیگران منطقه ای و فرامنطقهای رفتار خواهد کرد. بخش مهمی از سیاست راهبردی ایران در قبال حوادث سوریه در تحرکات وزارت خارجه مشخص است ولی طرف مقابل به خوبی باید بداند که تنها به این گزینه محدود نخواهد ماند.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
1️⃣ تکلیف پشتیبانی از محور مقاومت پسا سقوط بشار اسد چه می شود؟ ایران در حالی یکی از مهمترین راههای پشتیبانی مطمئن و آسانتر خود را برای تقویت مقاومت مخصوصا در تقویت مقاومت لبنان از دست داده که تا قبل از این نیز سوریه تنها راه پشتیبانی نبوده است. ضمن اینکه عقبه محور مقاومت تجربه موفق گذشته را هم دارد که در موقع اراده کردن و تصمیم گیری با اقتدار توانسته به مناطق کاملا در محاصره، تجهیزات و تسلیحات برساند. غزه و یمن دو نمونه آشکار در این سالها هستند.
2️⃣ تکلیف قدرت محور مقاومت پس از بشار اسد چه خواهد شد؟ آیا محور مقاومت به سمت تضعیف شدن خواهد رفت؟ خلاء قدرت همسو در دمشق برای ایران و محور مقاومت بسیار سنگین هست ولی جمهوری اسلامی برای تقویت محور مقاومت گزینههای دیگری هم دارد، ایران میتواند بخشی از محور مقاومت همانند یمن یا مناطق دیگر را چنان تقویت کند که این محور از جنبه و مختصاتی دیگر قدرتمند شود و حفظ موازنه قدرت با قواعدی دیگری صورت بگیرد. ضمن اینکه در داخل ایران نیز در حوزه تجهیزات و تسلیحات میشود تغیراتی صورت بگیرد که اساسا کل قواعد قدرت در منطقه را تحت تاثیر قرار دهد. تحقق همه اینها به اراده تهران و نحوه رفتار طرف مقابل بعد از حوادث اخیر در سوریه برخواهد گشت.
3️⃣ ایران عقبه کل جریان مقاومت است، به بازوان این عقبه جراحاتی ولو سنگین وارد شده ولی بدنه این عقبه در تهران چنان استحکامی دارد که با نسخههای که در سوریه و یا مناطق دیگر اجرایی شد، تضعیف نمیشود. ایران فتنههای سیاسی و امنیتی داخلی بسیار بزرگتر از برخی طراحیها در سوریه را به مدد حکمرانی ولایی، حضور مردم و استحکام سیاسی و امنیتی خود پشت سرگذاشته است. بنابراین وقتی این عقبه همچنان به لحاظ داخلی قدرتمند است، میتواند بازسازی و تقویت محور مقاومت را با روشهای جدیدتر پیگیری و به سرانجام برساند.
4️⃣ ایران در سوریه ریشه دارد و پرونده دمشق حتی بعد از بشار اسد نیز به راحتی برای جمهوری اسلامی بسته نخواهد شد. تهران از طرق مختلف تحمیل خواستههای مشروع خود، مصالح جهان اسلام و منافع همه اقشار مردم و گروه ها را در سوریه دنبال خواهد کرد و متناسب با رویدادهای سیاسی و امنیتی روزهای آینده، با بازیگران جدید قدرت در سوریه و بازیگران منطقه ای و فرامنطقهای رفتار خواهد کرد. بخش مهمی از سیاست راهبردی ایران در قبال حوادث سوریه در تحرکات وزارت خارجه مشخص است ولی طرف مقابل به خوبی باید بداند که تنها به این گزینه محدود نخواهد ماند.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
⭕️ عملکرد دوازده ساله ایران در سوریه
1️⃣ در داخل و خارج از ایران و بسیاری از دوستان و دشمنان میگویند چرا ایران نتوانست دولت سوریه را حفظ کند؟ پاسخ به این سوال در ساعات گذشته متعدد داده شده ولی این پرسش یک فرامتن مهم دارد و آن اینکه انتظار و محاسبه درباره جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران این است که این توان وجود داشت که بتواند کیلومترها دورتر از خودش یک نظام سیاسی را حفظ کند. بنابراین در دل این سوال و یا حتی به نوعی انتقاد، در واقع اعتراف به قدرتمندی ایران وجود دارد. کشوری که تنها چهار دهه قبل بخشی از شهرهای خودش توسط ارتش بعثی عراق تسخیر شده بود اینک از سقوط شهرهای کشور متحدش، مورد سوال قرار می گیرد. با این وجود اگر در داخل سوریه عزم نظامی و مردمی بیشتری وجود داشت، ایران همانند سالهای گذشته اجازه نمیداد، دولت سوریه سقوط کند.
2️⃣ ایران در حالیکه چندین نظام عربی در تونس، مصر، یمن، لیبی و... در اواخر دهه هشتاد بر اثر اعتراضات سقوط یا به شدت متزلزل شده بودند، نه تنها با حضور در شام، نظام سوریه را حفظ کرد بلکه خطر بین المللی داعش را از خودش و دیگر کشورهای منطقه نیز دفع کرد. ایران در میانه حوادث سوریه، به محور نظامی مقاومت چندین ملیت دیگر را همانند فاطمیون افغانستان و یا زینبیون پاکستان و همچین بسیج وطنی در سوریه به صورت سازمانی اضافه کرد. تقویت لجستیکی و افزایش تجربه و توان عملیاتی حزب الله در همین مقطع به قدری افزایش پیدا کرد که در شرایط سخت جنگ 55 روزه که بسیاری از ارتشهای ملی کشورهای منطقه هم نمی توانند، آن را تحمل کنند، به خوبی میزان موفقیت خودش را نشان داد.
3️⃣ در حوزه مباحث فرهنگی، ایران با حضور در سوریه یکبار دیگر ارزشهای دفاع مقدس را با طرح گفتمان مدافعان حرم زنده کرد و الگوی فرهنگ جهادی خود را با سرعت و در گستره وسیعی در منطقه تکثیر و افزایش داد. ایران اینک در سوریه ریشه دارد و با سقوط دولت در سوریه دچار سختی و ضعف شده ولی قابل حذف شدن کامل نیست و چه بسا فرصت احیا و تقویت نفوذ سیاسی، اجتماعی و امنیتی مجدد آن نیز به روشهای دیگر در فاصله نه چندان دور دوباره فرآهم و یا لاجرم اتفاق بیافتد.
4️⃣ اگر ضعفها و محدودیتهای اقتصادی ایران و سنگ اندازیهای متعدد دول خارجی نبود، شاید ایران در حوزه اقتصادی نیز به مراتب کارنامه قابل بیان تری در سوریه داشت. میتوانستیم با عزم بیشتر و عدم برخی غفلتها، کارنامه بزرگتر و درخشان تری به خصوص در مسایل اقتصادی و اجتماعی در سوریه داشته باشیم و حتی میشود گفت که اگر در این دو حوزه قویتر بودیم، شاید امروز دولت سوریه نیز به راحتی سقوط نمیکرد، هرچند محدودیتهای ما و ضعف های داخلی سوریه نیز در اینباره بسیار جدی بوده و نمی شود در قضاوتها از کنار آنها به راحتی گذشت. جمع بندی کلام اینکه با همه ضعفها و سرعت غافلگیرکننده سقوط ارتش و دولت سوریه، ایران هیچگاه در نیم قرن گذشته خود در منطقه شام بهرهبرداریهای راهبردی نظامی و سیاسی به اندازه دوازده سال گذشته نداشته و با توجه به سوابق دیرینه دو کشور در پنجاه سال اخیر بینظیر بوده و توانسته ذخایر پنهان و آشکار بزرگی برای آینده کشور و منطقه ایجاد کند.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
1️⃣ در داخل و خارج از ایران و بسیاری از دوستان و دشمنان میگویند چرا ایران نتوانست دولت سوریه را حفظ کند؟ پاسخ به این سوال در ساعات گذشته متعدد داده شده ولی این پرسش یک فرامتن مهم دارد و آن اینکه انتظار و محاسبه درباره جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران این است که این توان وجود داشت که بتواند کیلومترها دورتر از خودش یک نظام سیاسی را حفظ کند. بنابراین در دل این سوال و یا حتی به نوعی انتقاد، در واقع اعتراف به قدرتمندی ایران وجود دارد. کشوری که تنها چهار دهه قبل بخشی از شهرهای خودش توسط ارتش بعثی عراق تسخیر شده بود اینک از سقوط شهرهای کشور متحدش، مورد سوال قرار می گیرد. با این وجود اگر در داخل سوریه عزم نظامی و مردمی بیشتری وجود داشت، ایران همانند سالهای گذشته اجازه نمیداد، دولت سوریه سقوط کند.
2️⃣ ایران در حالیکه چندین نظام عربی در تونس، مصر، یمن، لیبی و... در اواخر دهه هشتاد بر اثر اعتراضات سقوط یا به شدت متزلزل شده بودند، نه تنها با حضور در شام، نظام سوریه را حفظ کرد بلکه خطر بین المللی داعش را از خودش و دیگر کشورهای منطقه نیز دفع کرد. ایران در میانه حوادث سوریه، به محور نظامی مقاومت چندین ملیت دیگر را همانند فاطمیون افغانستان و یا زینبیون پاکستان و همچین بسیج وطنی در سوریه به صورت سازمانی اضافه کرد. تقویت لجستیکی و افزایش تجربه و توان عملیاتی حزب الله در همین مقطع به قدری افزایش پیدا کرد که در شرایط سخت جنگ 55 روزه که بسیاری از ارتشهای ملی کشورهای منطقه هم نمی توانند، آن را تحمل کنند، به خوبی میزان موفقیت خودش را نشان داد.
3️⃣ در حوزه مباحث فرهنگی، ایران با حضور در سوریه یکبار دیگر ارزشهای دفاع مقدس را با طرح گفتمان مدافعان حرم زنده کرد و الگوی فرهنگ جهادی خود را با سرعت و در گستره وسیعی در منطقه تکثیر و افزایش داد. ایران اینک در سوریه ریشه دارد و با سقوط دولت در سوریه دچار سختی و ضعف شده ولی قابل حذف شدن کامل نیست و چه بسا فرصت احیا و تقویت نفوذ سیاسی، اجتماعی و امنیتی مجدد آن نیز به روشهای دیگر در فاصله نه چندان دور دوباره فرآهم و یا لاجرم اتفاق بیافتد.
4️⃣ اگر ضعفها و محدودیتهای اقتصادی ایران و سنگ اندازیهای متعدد دول خارجی نبود، شاید ایران در حوزه اقتصادی نیز به مراتب کارنامه قابل بیان تری در سوریه داشت. میتوانستیم با عزم بیشتر و عدم برخی غفلتها، کارنامه بزرگتر و درخشان تری به خصوص در مسایل اقتصادی و اجتماعی در سوریه داشته باشیم و حتی میشود گفت که اگر در این دو حوزه قویتر بودیم، شاید امروز دولت سوریه نیز به راحتی سقوط نمیکرد، هرچند محدودیتهای ما و ضعف های داخلی سوریه نیز در اینباره بسیار جدی بوده و نمی شود در قضاوتها از کنار آنها به راحتی گذشت. جمع بندی کلام اینکه با همه ضعفها و سرعت غافلگیرکننده سقوط ارتش و دولت سوریه، ایران هیچگاه در نیم قرن گذشته خود در منطقه شام بهرهبرداریهای راهبردی نظامی و سیاسی به اندازه دوازده سال گذشته نداشته و با توجه به سوابق دیرینه دو کشور در پنجاه سال اخیر بینظیر بوده و توانسته ذخایر پنهان و آشکار بزرگی برای آینده کشور و منطقه ایجاد کند.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
⭕️ چند فرامتن مهم آتشبس غزه
1️⃣ اولین فرامتن مهم که نباید از آن غفلت شود این است که آمریکا کمتر از اسرائیل در جنگ اخیر شکست نخورده است. دولت بایدن هم پشتیبانی تمامعیاری از اسرائیل کرد و هم فرصت آزمون به صهیونیستها داد که اهداف راهبردی و نظامی خود را از طریق جنگ با حماس و دیگر اضلاع محور مقاومت محقق کنند، ولی در نهایت همه آنها با شکست مواجه شد. تنها تفاوت آمریکا با اسرائیل در این مسئله بود که آنها خیلی زودتر از مقامات رژیم فهمیدند که شکست و آتشبس را باید بپذیرند. ضمن اینکه توافق اخیر و تحرکات پشت پرده ترامپ نیز نشان داد که دولت جدید آمریکا نیز شکست اسرائیل را پذیرفته و نمیخواهد دولت جدید با یک پرونده جنگی فعالیتهای خود را آغاز کند.
2️⃣ دومین فرامتن مهم این است که آتشبس اجباری اسرائیل با حزبالله لبنان، در واقع یکی از زمینهسازیها برای تحمیل آتشبس در غزه بود. درک ربط این دو آتشبس بدین معنا هست که اسرائیل از زمان پذیرفتن آتشبس با لبنان، آغاز پذیرفتن شکست از محور مقاومت را پذیرفته بود.
3️⃣ آتشبس اسرائیل با غزه یک تفاوت مهم با آتشبس با لبنان دارد. آتشبس در غزه در حالی اتفاق افتاد که سوریه پسا بشار اسد و تعلیقهای در حوزه فعالیتهای مقاومت در آن منطقه را شاهد بودیم. آتشبس غزه نشان داد که ازدسترفتن موقت سوریه، نمیتواند محور مقاومت و گروه های جهادی فلسطینی را دچار مشکل بنیادین کند.
4️⃣ آتشبس در لبنان و اینک در غزه نشان داد که نهتنها مقاومت قابل نابودشدن نیست بلکه مقامات اسرائیل نیز آن را پذیرفتهاند. از سوی دیگر هزاران نیروهای داوطلبی که اینک درصدد پیوستن به حماس در فلسطین هستند، یکی از نشانههای فوری تعبیر رهبر انقلاب است که فرمودند جبهه مقاومت قویتر و گستردهتر میشود. ضمن اینکه خود تجربه این جنگ اخیر مقاومت را قویتر کرد، آنها سختترین جنگ نظامی و اطلاعاتی و فناوری را تحمل کردند و این تجربه ارزنده، محور مقاومت را بارها بیشتر از قبل، قویتر کرده است. ضمن اینکه محور مقاومت، شاهد حضور قدرت نوظهور جدیدی همچون مقاومت یمن بود که علاوه بر اسرائیل مستقیماً با آمریکا و متحدان غربیاش نیز در این مدت چندین بار جنگیده است. اما از بعد نظامی که بگذریم، محور مقاومت در جنگ اخیر، گفتمان و پیامهای خود را به ملتهای منطقه و جهان صادر کرد. این صدور گفتمان شاید ارزشمندترین سرمایهای است که سالهای آینده بیشتر خود را نشان خواهد داد.
5️⃣ بسیاری از تحولات بزرگ بعد پایان جنگها و آتشبسها اتفاق میافتد، در طرف فلسطینی باروحیهای که مردم غزه از خود نشان دادند آینده بسیار روشنتر از قبل است. اما در طرف صهیونیستی تبعات سیاسی، امنیتی و اقتصادی و بینالمللی جنگ تازه علائم خود را در سرزمینهای اشغالی نشان خواهد داد.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
1️⃣ اولین فرامتن مهم که نباید از آن غفلت شود این است که آمریکا کمتر از اسرائیل در جنگ اخیر شکست نخورده است. دولت بایدن هم پشتیبانی تمامعیاری از اسرائیل کرد و هم فرصت آزمون به صهیونیستها داد که اهداف راهبردی و نظامی خود را از طریق جنگ با حماس و دیگر اضلاع محور مقاومت محقق کنند، ولی در نهایت همه آنها با شکست مواجه شد. تنها تفاوت آمریکا با اسرائیل در این مسئله بود که آنها خیلی زودتر از مقامات رژیم فهمیدند که شکست و آتشبس را باید بپذیرند. ضمن اینکه توافق اخیر و تحرکات پشت پرده ترامپ نیز نشان داد که دولت جدید آمریکا نیز شکست اسرائیل را پذیرفته و نمیخواهد دولت جدید با یک پرونده جنگی فعالیتهای خود را آغاز کند.
2️⃣ دومین فرامتن مهم این است که آتشبس اجباری اسرائیل با حزبالله لبنان، در واقع یکی از زمینهسازیها برای تحمیل آتشبس در غزه بود. درک ربط این دو آتشبس بدین معنا هست که اسرائیل از زمان پذیرفتن آتشبس با لبنان، آغاز پذیرفتن شکست از محور مقاومت را پذیرفته بود.
3️⃣ آتشبس اسرائیل با غزه یک تفاوت مهم با آتشبس با لبنان دارد. آتشبس در غزه در حالی اتفاق افتاد که سوریه پسا بشار اسد و تعلیقهای در حوزه فعالیتهای مقاومت در آن منطقه را شاهد بودیم. آتشبس غزه نشان داد که ازدسترفتن موقت سوریه، نمیتواند محور مقاومت و گروه های جهادی فلسطینی را دچار مشکل بنیادین کند.
4️⃣ آتشبس در لبنان و اینک در غزه نشان داد که نهتنها مقاومت قابل نابودشدن نیست بلکه مقامات اسرائیل نیز آن را پذیرفتهاند. از سوی دیگر هزاران نیروهای داوطلبی که اینک درصدد پیوستن به حماس در فلسطین هستند، یکی از نشانههای فوری تعبیر رهبر انقلاب است که فرمودند جبهه مقاومت قویتر و گستردهتر میشود. ضمن اینکه خود تجربه این جنگ اخیر مقاومت را قویتر کرد، آنها سختترین جنگ نظامی و اطلاعاتی و فناوری را تحمل کردند و این تجربه ارزنده، محور مقاومت را بارها بیشتر از قبل، قویتر کرده است. ضمن اینکه محور مقاومت، شاهد حضور قدرت نوظهور جدیدی همچون مقاومت یمن بود که علاوه بر اسرائیل مستقیماً با آمریکا و متحدان غربیاش نیز در این مدت چندین بار جنگیده است. اما از بعد نظامی که بگذریم، محور مقاومت در جنگ اخیر، گفتمان و پیامهای خود را به ملتهای منطقه و جهان صادر کرد. این صدور گفتمان شاید ارزشمندترین سرمایهای است که سالهای آینده بیشتر خود را نشان خواهد داد.
5️⃣ بسیاری از تحولات بزرگ بعد پایان جنگها و آتشبسها اتفاق میافتد، در طرف فلسطینی باروحیهای که مردم غزه از خود نشان دادند آینده بسیار روشنتر از قبل است. اما در طرف صهیونیستی تبعات سیاسی، امنیتی و اقتصادی و بینالمللی جنگ تازه علائم خود را در سرزمینهای اشغالی نشان خواهد داد.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
⭕️ ترامپ و آینده اپوزیسیون ایرانی
✍️بخش قابلتوجهی از اپوزیسیون ایرانی از باب اینکه تصور میکنند، ترامپ میتواند فشار بیشتری به مردم ایران وارد کند، تکرار ریاستجمهوری او را، دوران ایدهآل برای خود میدانند. بااینوجود، آینده اپوزیسیون ایرانی به چه سمتی خواهد رفت.
1️⃣ تا این لحظه باتوجهبه تعلیق سه ماه کمک مالی دولت آمریکا به کشورهای خارجی و تأثیر مستقیمی که بر اپوزیسیون ایرانی در آینده آنها دارد، یکی از مهمترین دریچه برای تحلیل آینده خواهد بود. در نگاه دولت ترامپ باتوجهبه مشکلات اقتصادی و لزوم کاهش هزینهها، زین پس معیار کارآمدی دلخواه از اپوزیسیون جمهوری اسلامی درگاه اصلی دریافت کمک مالی خواهد بود؛ بنابراین سؤال مهم این است که چه کسانی و چه نوع کارآمدی دلخواه تیم ترامپ هست؟
2️⃣ درگذشته نزدیکان ترامپ به اپوزیسیونی از جنس منافقین و یا گروههای که رویه تجزیهطلبانهتر، اغتشاشگرایانه و خشونتآمیز بیشتری داشتند بهای بیشتر دادند. در نگاه آنها اپوزیسیون ایرانی فاقد توان برای اقدامات نرم براندازی با اقبال گسترده مردمی هستند و بیشتر باید نقش ضد امنیتی مقطعی، تحریمی و فشارهای رسانهای و شوک روانی باید داشته باشند.
3️⃣ بر اساس آنچه وزیر امور خارجه دولت ترامپ بیان کرده، اپوزیسیونی بیشتر مورد حمایت قرار خواهند گرفت که بیشتر از قبل تضمین بدهند که اقداماتشان علیه ایران، به رفاه، امنیت و قدرت آمریکا کمک کند. به زبان سادهتر، اپوزیسیون ایرانی برای دریافت کمک بیشتر باید بسیار بیشتر از قبل وطنفروشی و اقدام مستقیم علیه مردم ایران انجام بدهند.
4️⃣ کاهش اجباری و یا به تعبیر دقیقتر هدفمندتر شدن کمک مالی دولت آمریکا به اپوزیسیون ایرانی سبب چندپارگی و اختلافات بیشتر آنها خواهد شد. دلیل اول این است که جنگ القای کارآمدی و اثبات خود به دولت ترامپ در سه ماه آینده بین اپوزیسیون بیشتر از قبل شکل خواهد گرفت و به همین دلیل نفی یکدیگر و دعوای قدرت شدیدتر بین آنها صورت خواهد پذیرفت. در این میان برخی از اپوزیسیون همانند محمدرضا پهلوی که همچنان با اموال دزدی ایرانیان صاحب ثروت قابلتوجهی است، تلاش خواهد کرد که برخی اپوزیسیون کمدرآمد و رو به ضعف را به سمت خود متمایل کند و جبهه مخالفین خودش را تضعیف کند. برخی دیگر از اپوزیسیون نیز به سمت جذب کمک از دیگر کشورهای اروپایی و برخی کشورهای منطقه سرازیر خواهند شد. تنوع منابع تأمین مالی و کارفرمایان متعدد اپوزیسیون، عملاً سبب میشود که بیشتر از قبل در روندهای کلی دچار سیاستهای چندگانه متضاد شده و اختلافات بین آنها را ریشهدارتر از قبل بشود.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
✍️بخش قابلتوجهی از اپوزیسیون ایرانی از باب اینکه تصور میکنند، ترامپ میتواند فشار بیشتری به مردم ایران وارد کند، تکرار ریاستجمهوری او را، دوران ایدهآل برای خود میدانند. بااینوجود، آینده اپوزیسیون ایرانی به چه سمتی خواهد رفت.
1️⃣ تا این لحظه باتوجهبه تعلیق سه ماه کمک مالی دولت آمریکا به کشورهای خارجی و تأثیر مستقیمی که بر اپوزیسیون ایرانی در آینده آنها دارد، یکی از مهمترین دریچه برای تحلیل آینده خواهد بود. در نگاه دولت ترامپ باتوجهبه مشکلات اقتصادی و لزوم کاهش هزینهها، زین پس معیار کارآمدی دلخواه از اپوزیسیون جمهوری اسلامی درگاه اصلی دریافت کمک مالی خواهد بود؛ بنابراین سؤال مهم این است که چه کسانی و چه نوع کارآمدی دلخواه تیم ترامپ هست؟
2️⃣ درگذشته نزدیکان ترامپ به اپوزیسیونی از جنس منافقین و یا گروههای که رویه تجزیهطلبانهتر، اغتشاشگرایانه و خشونتآمیز بیشتری داشتند بهای بیشتر دادند. در نگاه آنها اپوزیسیون ایرانی فاقد توان برای اقدامات نرم براندازی با اقبال گسترده مردمی هستند و بیشتر باید نقش ضد امنیتی مقطعی، تحریمی و فشارهای رسانهای و شوک روانی باید داشته باشند.
3️⃣ بر اساس آنچه وزیر امور خارجه دولت ترامپ بیان کرده، اپوزیسیونی بیشتر مورد حمایت قرار خواهند گرفت که بیشتر از قبل تضمین بدهند که اقداماتشان علیه ایران، به رفاه، امنیت و قدرت آمریکا کمک کند. به زبان سادهتر، اپوزیسیون ایرانی برای دریافت کمک بیشتر باید بسیار بیشتر از قبل وطنفروشی و اقدام مستقیم علیه مردم ایران انجام بدهند.
4️⃣ کاهش اجباری و یا به تعبیر دقیقتر هدفمندتر شدن کمک مالی دولت آمریکا به اپوزیسیون ایرانی سبب چندپارگی و اختلافات بیشتر آنها خواهد شد. دلیل اول این است که جنگ القای کارآمدی و اثبات خود به دولت ترامپ در سه ماه آینده بین اپوزیسیون بیشتر از قبل شکل خواهد گرفت و به همین دلیل نفی یکدیگر و دعوای قدرت شدیدتر بین آنها صورت خواهد پذیرفت. در این میان برخی از اپوزیسیون همانند محمدرضا پهلوی که همچنان با اموال دزدی ایرانیان صاحب ثروت قابلتوجهی است، تلاش خواهد کرد که برخی اپوزیسیون کمدرآمد و رو به ضعف را به سمت خود متمایل کند و جبهه مخالفین خودش را تضعیف کند. برخی دیگر از اپوزیسیون نیز به سمت جذب کمک از دیگر کشورهای اروپایی و برخی کشورهای منطقه سرازیر خواهند شد. تنوع منابع تأمین مالی و کارفرمایان متعدد اپوزیسیون، عملاً سبب میشود که بیشتر از قبل در روندهای کلی دچار سیاستهای چندگانه متضاد شده و اختلافات بین آنها را ریشهدارتر از قبل بشود.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
⭕️ رهبر ایران چگونه پیشگام به چالش کشیدن برنامه جهانی ترامپ شد؟
✍ با مواضع اخیر رهبر انقلاب مبانی یک طراحی از پیش تعیین شده جهانی به چالش کشیده شده است.
1⃣ بیایید از دید تیم ترامپ به موضع مقتدرانه و بسیار شفاف اخیر رهبر انقلاب مبنی بر عدم عقلایی، هوشمندانه و شرافتمندانه بودن مذاکره با دولت جدید آمریکا بنگریم. چندهفتهای از شروع ریاستجمهوری ترامپ گذشته و او تاکنون یک القای روانی به جامعه بینالملل را با شتاب دنبال میکرد و آن القا این است که چندین پرونده مهم سیاست خارجه آمریکا را میتواند بااقتدار و با قید فوریت حل کند. در قضایا مشابه بینالمللی نگاه کنید، از دانمارک تا مکزیک و حتی جنگ اوکراین و روسیه، همهجا طرف مقابل ترامپ، با انفعال خود بهنوعی عملیات روانی و طراحیهای رئیسجمهور جدید آمریکا کمک کردهاند. ولی در ایران یک نفر در همان اول کار این حس و القای بینالمللی را شکست داد. رهبر ایران دقیقاً گزاره مرکزی روانی ترامپ در سیاست خارجه را به چالش کشیده است. اینک مبانی یک طراحی از پیش تعیین شده درباره ایران، هم به فروپاشی نزدیک شده است. طراحی که همه چیز را سامان داده بود که ترامپ را به آرزوی خود برساند و آن اینکه او در جهان بگوید هم میتواند ایران را با فشار حداکثری و تهدید، به میز مذاکره با آمریکا برگرداند و هم مذاکراتی را شروع کند که بتواند بر سر تمامی دولتهای سابق آمریکا بکوبد که دیدید میشود فراتر از برجام هم از ایران امتیاز گرفت و هم موضوعات فرا هستهای را وارد بر برجام جدید کرد.
2⃣ موضوع دوم اما یک مسئله داخلی را دربر میگیرد، اساساً فلسفه نهایی مجوز مذاکره و حتی پذیرفتن با قید شرایط برجام، قرار بود به ایجاد یک تجربه بزرگ مردمی و ملی برای ایرانیان تبدیل شود و حتی صحبت عبرت شدن برجام نیز بعدها شد. صیانت از این تجربه ارزشمند که البته هزینههای اجتماعی و اقتصادی زیادی هم بر کشور تحمیل کرد، وظیفه یک رهبر دینی است و یادآوری، زنده نگهداشتن، عدم اجازه تحریف آن از وظایف رهبری است که مسئولیت پذیر است و عافیتطلبی نمیکند و عزت مردمش و مسیر صحیح پیشرفت کشورش را از راههای انحرافی دور میکند.
3⃣ دولت پزشکیان بیشک میتواند بزرگترین مکمل این رویکرد مهم باشد. دولت با کار و تلاش و کمکردن مشکلات معیشتی مردم و با استفاده از ظرفیتهای درونی برای تحقق رشد هشتدرصدی میتواند یک نقش تاریخی و ماندگار را ایفا کند و این تجربه تاریخی را هم ماندگارتر و هم به یک پیروزی بزرگ تبدیل کند.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
✍ با مواضع اخیر رهبر انقلاب مبانی یک طراحی از پیش تعیین شده جهانی به چالش کشیده شده است.
1⃣ بیایید از دید تیم ترامپ به موضع مقتدرانه و بسیار شفاف اخیر رهبر انقلاب مبنی بر عدم عقلایی، هوشمندانه و شرافتمندانه بودن مذاکره با دولت جدید آمریکا بنگریم. چندهفتهای از شروع ریاستجمهوری ترامپ گذشته و او تاکنون یک القای روانی به جامعه بینالملل را با شتاب دنبال میکرد و آن القا این است که چندین پرونده مهم سیاست خارجه آمریکا را میتواند بااقتدار و با قید فوریت حل کند. در قضایا مشابه بینالمللی نگاه کنید، از دانمارک تا مکزیک و حتی جنگ اوکراین و روسیه، همهجا طرف مقابل ترامپ، با انفعال خود بهنوعی عملیات روانی و طراحیهای رئیسجمهور جدید آمریکا کمک کردهاند. ولی در ایران یک نفر در همان اول کار این حس و القای بینالمللی را شکست داد. رهبر ایران دقیقاً گزاره مرکزی روانی ترامپ در سیاست خارجه را به چالش کشیده است. اینک مبانی یک طراحی از پیش تعیین شده درباره ایران، هم به فروپاشی نزدیک شده است. طراحی که همه چیز را سامان داده بود که ترامپ را به آرزوی خود برساند و آن اینکه او در جهان بگوید هم میتواند ایران را با فشار حداکثری و تهدید، به میز مذاکره با آمریکا برگرداند و هم مذاکراتی را شروع کند که بتواند بر سر تمامی دولتهای سابق آمریکا بکوبد که دیدید میشود فراتر از برجام هم از ایران امتیاز گرفت و هم موضوعات فرا هستهای را وارد بر برجام جدید کرد.
2⃣ موضوع دوم اما یک مسئله داخلی را دربر میگیرد، اساساً فلسفه نهایی مجوز مذاکره و حتی پذیرفتن با قید شرایط برجام، قرار بود به ایجاد یک تجربه بزرگ مردمی و ملی برای ایرانیان تبدیل شود و حتی صحبت عبرت شدن برجام نیز بعدها شد. صیانت از این تجربه ارزشمند که البته هزینههای اجتماعی و اقتصادی زیادی هم بر کشور تحمیل کرد، وظیفه یک رهبر دینی است و یادآوری، زنده نگهداشتن، عدم اجازه تحریف آن از وظایف رهبری است که مسئولیت پذیر است و عافیتطلبی نمیکند و عزت مردمش و مسیر صحیح پیشرفت کشورش را از راههای انحرافی دور میکند.
3⃣ دولت پزشکیان بیشک میتواند بزرگترین مکمل این رویکرد مهم باشد. دولت با کار و تلاش و کمکردن مشکلات معیشتی مردم و با استفاده از ظرفیتهای درونی برای تحقق رشد هشتدرصدی میتواند یک نقش تاریخی و ماندگار را ایفا کند و این تجربه تاریخی را هم ماندگارتر و هم به یک پیروزی بزرگ تبدیل کند.
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
عضویت در کانال مهدی جهان تیغی
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Forwarded from مهدی جهانتیغی
⭕️ نصرالله لبنان، چگونه «سید عزیز» در ایران شد؟
✔️ به بهانه سیامین سالگرد دبیرکلی سید حسن در حزب الله
✍️ در حالی سیامین سالگرد دبیرکلی سید حسن نصرالله در حزب الله لبنان فرا رسیده که این چهره درخشان مقاومت از یک محبوبیت ویژه در ایران برخوردار است. احساس نزدیک بودن نصرالله به ایرانیان آنقدر خاص است که شاید سالهاست بسیاری در ایران، تابعیت لبنانی سید حسن نصرالله را نیز فراموش کرده اند و او را یک ایرانی مقیم در لبنان میدانند. به راستی دلیل این همه عزیز بودن این سید لبنانی در ایران چیست؟!
1️⃣ در وهله اول باید یاددآوری کرد که محبوبیت نصرالله در لبنان و جهان عرب نیز ویژه است و به خصوص نظرسنجیهای که در شرایط کاهش حساسیتهای کاذب مذهبی در جهان عرب گرفته شده، به خوبی گویای محبوبیت این روحانی شیعه لبنانی در میان اعراب است. محبوب بودن نصرالله در جهان عرب البته غیر طبیعی نیست، زیرا او سالهاست موفقترین و راسخترین چهره عرب در مبارزه با اسرائیل است. در روزگاری که بسیاری از حکام و حتی برخی چهره های مذهبی عرب، یکی یکی ذلت ارتباط و مشروعیتبخشیدن به اسرائیل را میپذیرند، وجود فردی همانند نصرالله که سه دهه در خط مقابله با رژیم صهیونیستی بوده و قدمی عقبنشینی نکرده، برای مردم جهان عرب بسیار مغتنم است. همچنانکه معادلات سیاسی و حتی ژئوپولتیک فعلی لبنان و جهان عرب بدون حضور نصرالله حتما به گونهای دیگر بود.
2️⃣ اما وضعیت سیدحسن نصرالله در ایران بسیار متفاوتر از نقاط دیگر جهان اسلام است؛ جنس عزیز بودن نصرالله در ایران از جنس عزیز بودن حاج قاسم سلیمانی است. آن خصائص خاصی که حاج قاسم را در میان مردم ایران به اوج محبوبیت رسانید، همه در سید حسن نصرالله نیز جمع شده است. با این تفاوت که نصرالله یک شهروند لبنانی هست ولی همه مزایای حاج قاسم از جمله ایثار صادقانه و بیمحنت برای دفاع از ایران و ایرانیان را بارها تکرار کرده و با همه وجود نشان داده که حرم بودن جمهوری اسلامی را باور دارد.
3️⃣ در افکار عمومی ایران در بزنگاههای مهمی کاملا لمس شده که نصرالله بسیار جلوتر از حتی سربازان ایرانی، در دفاع از ایران قرار داشته و کم حوادث نبوده که سیدحسن و یارانش برای ایران هزینه جانی و مالی و آبرویی شدهاند. برای درک بیشتر کافی است بدانیم از برخی روسای جمهور آمریکا همانند اوباما تا خط ثابت تحلیل همه اندیشکدههای دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا یکی از جدی ترین دلایل عدم حمله نظامی به ایران را وجود نصرالله و حزب الله عنوان میکنند. چنین نقشی از طرف هر شخصیت خارجی در معادلات هر ملتی وجود داشته باشد، آن شخصیت به صورت کاملا طبیعی در اوج محبوبیت و عزیز بودن در آن کشور قرار خواهد گرفت.
4️⃣ از سوی دیگر، در افکار عمومی ایران سید حسن نصرالله از مصادیقی است که در سی سال گذشته هیچگاه موضع سیاسی او درباره ایران و به خصوص در برابر رهبر انقلاب کوچکترین تغییری نداشته است. این در حالیست که مردم ایران در این سالها چهرههای سیاسی در داخل جمهوری اسلامی تجربه کرده اند، که تغییرات 180 درجه ای نسبت به انقلاب و رهبری داشتهاند. این موضع ثابت و پایدار از سیدحسن یک چهره مورد اعتماد در جامعه ایران ساخته است.
5️⃣ بخش مهمی از محبوبیت نصرالله به برداشت قهرمانانهای است که از او در افکار عمومی ایران شکل گرفته است. البته قهرمان واقعی که تاکنون بارها آمریکاییها و صهیونیستها را در جنگهای سیاسی، رسانهای، اقتصادی و نظامی شکست داده است. ذائقه ملت ایران نیز در طول چهل و سه سال پس از انقلاب نشانداده که از جنس چنین قهرمانانی استقبال ویژه میکند. اما فراتر از کاراکتر قهرمان، نکته اساسی این است که نصرالله در حوزه مذهبی، جهادی و سیاسی چنان به یکرنگی و یگانگی با ملت ایران رسیده که مرزهای سرزمینی و حتی نژادی را درنوردیده و عملا تفکیک او از ایران و ایرانیان دیگر غیرممکن شده و در جهان هم را او با شناسنامهای مهر شده با آرم انقلاب 57 ایران میشناسند و بیراه نیست اگر بگوییم سید حسن نصرالله به بخشی از هویت فرهنگی، سیاسی، منطقه ای و بینالمللی ایران کنونی تبدیل شده است.
*مهدی جهان تیغی
تلگرام:
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
✔️ به بهانه سیامین سالگرد دبیرکلی سید حسن در حزب الله
✍️ در حالی سیامین سالگرد دبیرکلی سید حسن نصرالله در حزب الله لبنان فرا رسیده که این چهره درخشان مقاومت از یک محبوبیت ویژه در ایران برخوردار است. احساس نزدیک بودن نصرالله به ایرانیان آنقدر خاص است که شاید سالهاست بسیاری در ایران، تابعیت لبنانی سید حسن نصرالله را نیز فراموش کرده اند و او را یک ایرانی مقیم در لبنان میدانند. به راستی دلیل این همه عزیز بودن این سید لبنانی در ایران چیست؟!
1️⃣ در وهله اول باید یاددآوری کرد که محبوبیت نصرالله در لبنان و جهان عرب نیز ویژه است و به خصوص نظرسنجیهای که در شرایط کاهش حساسیتهای کاذب مذهبی در جهان عرب گرفته شده، به خوبی گویای محبوبیت این روحانی شیعه لبنانی در میان اعراب است. محبوب بودن نصرالله در جهان عرب البته غیر طبیعی نیست، زیرا او سالهاست موفقترین و راسخترین چهره عرب در مبارزه با اسرائیل است. در روزگاری که بسیاری از حکام و حتی برخی چهره های مذهبی عرب، یکی یکی ذلت ارتباط و مشروعیتبخشیدن به اسرائیل را میپذیرند، وجود فردی همانند نصرالله که سه دهه در خط مقابله با رژیم صهیونیستی بوده و قدمی عقبنشینی نکرده، برای مردم جهان عرب بسیار مغتنم است. همچنانکه معادلات سیاسی و حتی ژئوپولتیک فعلی لبنان و جهان عرب بدون حضور نصرالله حتما به گونهای دیگر بود.
2️⃣ اما وضعیت سیدحسن نصرالله در ایران بسیار متفاوتر از نقاط دیگر جهان اسلام است؛ جنس عزیز بودن نصرالله در ایران از جنس عزیز بودن حاج قاسم سلیمانی است. آن خصائص خاصی که حاج قاسم را در میان مردم ایران به اوج محبوبیت رسانید، همه در سید حسن نصرالله نیز جمع شده است. با این تفاوت که نصرالله یک شهروند لبنانی هست ولی همه مزایای حاج قاسم از جمله ایثار صادقانه و بیمحنت برای دفاع از ایران و ایرانیان را بارها تکرار کرده و با همه وجود نشان داده که حرم بودن جمهوری اسلامی را باور دارد.
3️⃣ در افکار عمومی ایران در بزنگاههای مهمی کاملا لمس شده که نصرالله بسیار جلوتر از حتی سربازان ایرانی، در دفاع از ایران قرار داشته و کم حوادث نبوده که سیدحسن و یارانش برای ایران هزینه جانی و مالی و آبرویی شدهاند. برای درک بیشتر کافی است بدانیم از برخی روسای جمهور آمریکا همانند اوباما تا خط ثابت تحلیل همه اندیشکدههای دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا یکی از جدی ترین دلایل عدم حمله نظامی به ایران را وجود نصرالله و حزب الله عنوان میکنند. چنین نقشی از طرف هر شخصیت خارجی در معادلات هر ملتی وجود داشته باشد، آن شخصیت به صورت کاملا طبیعی در اوج محبوبیت و عزیز بودن در آن کشور قرار خواهد گرفت.
4️⃣ از سوی دیگر، در افکار عمومی ایران سید حسن نصرالله از مصادیقی است که در سی سال گذشته هیچگاه موضع سیاسی او درباره ایران و به خصوص در برابر رهبر انقلاب کوچکترین تغییری نداشته است. این در حالیست که مردم ایران در این سالها چهرههای سیاسی در داخل جمهوری اسلامی تجربه کرده اند، که تغییرات 180 درجه ای نسبت به انقلاب و رهبری داشتهاند. این موضع ثابت و پایدار از سیدحسن یک چهره مورد اعتماد در جامعه ایران ساخته است.
5️⃣ بخش مهمی از محبوبیت نصرالله به برداشت قهرمانانهای است که از او در افکار عمومی ایران شکل گرفته است. البته قهرمان واقعی که تاکنون بارها آمریکاییها و صهیونیستها را در جنگهای سیاسی، رسانهای، اقتصادی و نظامی شکست داده است. ذائقه ملت ایران نیز در طول چهل و سه سال پس از انقلاب نشانداده که از جنس چنین قهرمانانی استقبال ویژه میکند. اما فراتر از کاراکتر قهرمان، نکته اساسی این است که نصرالله در حوزه مذهبی، جهادی و سیاسی چنان به یکرنگی و یگانگی با ملت ایران رسیده که مرزهای سرزمینی و حتی نژادی را درنوردیده و عملا تفکیک او از ایران و ایرانیان دیگر غیرممکن شده و در جهان هم را او با شناسنامهای مهر شده با آرم انقلاب 57 ایران میشناسند و بیراه نیست اگر بگوییم سید حسن نصرالله به بخشی از هویت فرهنگی، سیاسی، منطقه ای و بینالمللی ایران کنونی تبدیل شده است.
*مهدی جهان تیغی
تلگرام:
https://www.tgoop.com/joinchat-O_wgT4ssrxyYuea6
Telegram
مهدی جهانتیغی
جهت ارتباط مستقیم به اکانت زیر پیام بدهید
🆔 @Mahdi_jahantighii
🆔 @Mahdi_jahantighii
مهدی جهانتیغی
⭕️ نصرالله لبنان، چگونه «سید عزیز» در ایران شد؟ ✔️ به بهانه سیامین سالگرد دبیرکلی سید حسن در حزب الله ✍️ در حالی سیامین سالگرد دبیرکلی سید حسن نصرالله در حزب الله لبنان فرا رسیده که این چهره درخشان مقاومت از یک محبوبیت ویژه در ایران برخوردار است. احساس…
این یادداشت را سه سال قبل به مناسبت سی امین سالگرد دبیرکلی نصرالله در حزب الله نوشتم، این روزها که ما ایرانیها نیز همانند لبنانیها و دیگر دلدادگان مقاومت در جهان، دارد باورمان میشود که دیگر سید عزیز بینمان نیست و باید پاره تنمان را برای همیشه به خاک بسپاریم، مطالعه مجدد آن را پیشنهاد میکنم.