Telegram Web
🔷ما و اقتصاد جهانی

🔹-در مناظره دیشب دو کاندیدای محترم جمهور، یکی از آنها تاکید می کرد که چرا کشورهای جهان را به دو سه کشور محدود کردیم، در حالیکه در جهان کنونی بیش از دویست کشور وجود دارد. این دیدگاه، به نظر بنده با اشکال اساسی مواجه است.
🔹- نظام اقتصاد جهانی، تا اندازه ای مستقل از دولت ها، در جریان است و ایران با روش خاصی که در پیش گرفته از این نظام جدا شده است. مذاکره ما با دو سه دولت، جنبه ابزاری دارد. مساله این نیست که ما به اقتصاد این دو سه کشور علاقه داریم؛ بلکه مساله این است که بدون هماهنگی با این کشورها، بخاطر نفوذی که این چند کشور محدود در اقتصاد جهانی دارند، امکان پیوستن ما به اقتصاد جهانی را با مشکل مواجه ساخته اند.
🔹-به عبارت دیگر، اساسا مساله ارتباط با کشورها نیست تا گفته شود که ما چرا ۲۰۰ کشور را رها کردیم و به دو سه کشور چسبیدیم؛ بلکه بحث این است که ما می خواهیم از طریق مذاکره با این چند کشور، موانع هماهنگ سازی اقتصاد داخلی با اقتصاد جهانی را برداریم. جدا شدن از اقتصاد جهانی استقلال اقتصادی نیست؛ بلکه انزوای اقتصادی است.
۱۲تیر۱۴۰۳ شفیعی
@Mahmood_shafiee
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔰پرسش و پاسخ: حکومت همگانی یا حکومت ویژه

🖊- آیا از نظر اسلام حکومت در جامعه اسلامی، مجاز است بیت المال و دیگر خدمات حکومتی را در خدمت افراد خوب و مومن جامعه قرار دهد و آنها که با حکومت زاویه دارند، آنان را مورد تبعیض قرار دهد یا محروم سازد؟
🖊پاسخ: از آنجا که اصل حکومت با اراده و خواست مردم شکل می گیرد و بعد از تشکیلِ حکومت، بیت المال با ثروت های عمومی متعلق به همگان و مالیاتی که حکومت از مردم می گیرد، اداره می شود، به هیچ وجه حکومت حق ندارد بیت المال و دیگر خدمات را در خدمت بعضی از مردم قرار دهد و آن ها را بالسویه برای استفاده همگان سیاستگذاری نکند. اگر حکومتی چنین رفتاری در پیش گیرد، بی تردید، در حق دیگران ستم کرده است.
🖊اساسا حکومت، از نظرم اسلام، برای انسان از آن جهت که انسان است، و نه از آن جهت که ایمان دارد یا بی ایمان است، ضرورت پیدا کرده است. به عبارت دیگر نیازهای عمومی انسان در جامعه موجب شده است آنان دست به تشکیل حکومت بزنند.
🖊 امام علی علیه السلام در پاسخ خوارج که می گفتند حُکم فقط مال خداست، فرمود: "کلمه حق یراد بها باطل نعم انه لا حکم الا لله و لکن هولاء یقولون لا امره الا لله و انه لابد لالناس من امیر بر او فاجر یعمل فی امرته المومن و یستمتع فیها الکافر"
🖊 "سخن حقی است؛ اما معنای نادرستی اراده شده است. بله تشریع احکام فقط مخصوص خداست، اما این جماعت منظورشان این است حکومت از آن خداست. ولی واقعیت این است که برای مردم چاره از داشتن فرمانروا نیست، چه خوب و چه بد، تا مومن و کافر، به یکسان، بتوانند از (خدمات) آن در راستای عمل مومنانه یا بهره مندی کافرانه، برخوردار گردند."
🖊این سخن حضرت آشکارا نشان می دهد که حکومت وسیله ای بیش نیست. این وسیله مال مردم و همه انسان ها در شکل اجتماعی است که برای زندگی راحت در آن به این وسیله نیاز دارند. این انسان ممکن است مومن باشد یا کافر باشد. تازه خود حاکم نیز ممکن است، از جهت شخصی مومن باشد یا کافر. مهم این است، آن کس که فرمان ماشین حکومت را در دست گرفت کار بلد باشد و بتواند به گونه ای حکومت کند که همگان به یکسان از خدمات آن بهره مند گردند. تجربه حکومت پیامبر ص و علی ع نیز، طبق گزارش های فراوان تاریخی، همین را نشان می دهد. این دو بزرگوار به گونه ای حکومت کرده بودند که خوبان و حامیان آن دو بزرگوار و دیگر مردمان حکومت شان، هر دو دسته، خدمات لازم را از حکومت گرفته بودند و از این جهت در کمال رضایت به سر می بردند.
🖊 امام علی ع می فرماید در کوفه چنان حکومت کرده بودم که هیچ کسی بی سرپناه نبود و همگان از آب و نان (نیازهای درجه اول مادی) لازم و زندگی مناسب برخوردار بودند.
🖊نتیجه: تصوری که امروزه در ذهنیت مذهبی جامعه جاانداخته اند که حکومت مال خودی های، انقلابی یا حامی انقلابی ها، است و متاسفانه در عمل نیز تبعیضات فراوانی از این ناحیه رایج گشته است، از منظر دین مبین اسلام و تجربه حکومت نبوی و علوی قابل دفاع نیست.
۱۵تیر۱۴۰۳  شفیعی
@Mahmood_shafiee
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نتیجه: برای شناختن اسلام واقعی و اسلام قلابی، باید از کیستی گوینده و ماهیت گفتار گذر کرد. تطبیق سخن با عمل است که راستگو را از دروغ گو، صداقت را از نفاق، درستکاری را از فریب کاری، جدا می کند و حق را از باطل، قابل تمیز می سازد. آنکه دین را به متاع قلیل دنیا، هر چند به بزرگی حکومت و لذایذ مادی نهفته در حکمرانی، مبدل سازد، صاحب دین قلابی، و آنکه برای حفظ مبانی دینی، دین ورزی را به ابزارهای فاسدی چون زر و زور و تزویر، آلوده نسازد و دیانت را در زندگی بر صدر نشاند و راه آن را با روش های درست بپیماید، حامل دین واقعی است. تجربه حماسی، پرفروغ و جاویدان حسین ع نشان داد که مصلحت اندیشی برای حفظ حکومت کار ابزارگرایان دینی و اولویت بخشی برای حفظ دین کار اسلام گرایان راستین است.
۲۸تیر۱۴۰۳ شفیعی
@Mahmood_shafiee
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🛑برتری جویی و فساد

معیار قرآنی و روایی برای الهی بودن "زمامداری" به طور خاص و "برخورداری از هر گونه قدرت" به طور عام، پرهیز زمامداران و هر صاحب قدرتی، قدرت از هر جنس که باشد، از گردن فرازی نسبت به دیگران و دوری از ارتکاب انواع فساد هاست. سوره قصص به طور مفصل بخش هایی از قصه موسی ع، از جمله مواجهه او با فرعون، و نیز داستان قارون را بیان کرده است. در اولین آیه از شش آیه آخر که نتیجه گیری از مطالب سوره به حساب می آید، این دو معیار بیان شده است.
۱. برابر آیه ۸۳ سوره قصص، سعادت نهایی همیشگی (رسیدن به بهشت و جوار قرب الهی) متعلق به کسانی است که در زمین (در مناسبات گوناگون زندگی اجتماعی و سیاسی) نه دنبال برتری جویی باشند و نه به فساد رو آورند. برتری جویی و فساد، تقوا (خویشتن بانی و خود نگه داری) را می شکند؛ در حالی که عاقبت به خیری از آنِ کسانی است که بر نفس خود سلطه دارند.
۲. نمونه ویژه برتری جویی و فساد انگیزی مطرح شده در آیه، غیر از خود فرعون و قارون، فرعون و قارون صفتانی هستند که با تکیه بر انواعی از منابع قدرت و ثروت به تحقیر مردم می پردازند و خود را یک سر و گردن از دیگران برتر می خواهند و ثروت جامعه را در بین خود و خودی ها دست به دست می گردانند. خود را بر ثروت و قدرت کشور محرم و دیگران را نامحرم می پندارند.
۳. در تفسیر نمونه به درستی اشاره شده است که برتری جویی، خود، یکی از مصداق های فساد در جامعه است. با این حال، به خاطر زشتی بیش از حد برتری جویی، این خوی ناپسند، جدا از دیگر فسادها، برجسته گشته و بدان توجه داده شده است. خصلت ناشایست عُلُو (برتری جویی)، با تعبیرهای دیگری نیز چون استکبار (گردن کشی و خود بزرگ بینی دروغین)، استخفاف (خوار شماری دیگران)، عُتُو(نافرمانی و تجاوز)، طغیان (سرکشی)، بغی (تجاوزگری تحت تاثیر هوای نفس)، و عصیان (نافرمانی و خروج از طاعت)، در آیات گوناگون پرداخته شده است.
۴. در کلام علی ع گستره معنایی برتری جویی مورد توجه قرار گرفته و بسط یافته است. امام ع بر پایه حدیثی فرموده اند: "گاه می شود که انسان از این لذت می برد که بند کفش او از بند کفش دوستش بهتر باشد و به خاطر همین ذیل آیه عُلُو(برتری جویی) قرار می گیرد". این بیان امام ع نشان می دهد که در همه حوزه های زندگی و مناسبات اجتماعی امکان گرفتاری به بد اخلاقی برتری جویی، وجود دارد و گاهی ممکن است به فرهنگ ناشایست یک جامعه تبدیل گردد.
۵. برابر حدیث دیگری از علی ع، آن حضرت در دوره حکومتش در بازارها قدم می زد. گم شده ها را راهنمایی می کرد. دست افراد آسیب پذیر را می گرفت و در عمل راه نفوذ روحیه برتری جویی بر رفتار حاکم اسلامی را می بست. امام ع وقتی از کنار فروشندگان و کاسبان عبور می کرد با خواندن همین آیه نهی از گردن فرازی و فساد انگیزی، به آنان هشدار می داد و می فرمود: "این آیه درباره زمامداران عادل و متواضع و همچنین سایر قدرتمندان از توده های مردم نازل شده است"
🔯نتیجه گیری: بر پایه آیه ۸۳ قصص، آیات مشابه دیگر و روایات مربوط، یکی از اصول خدشه ناپذیر جامعه و حکومت اسلامی، برابری در معنای اخلاقی-حقوقی کلمه است؛ چرا که گذر از برابری افتادن در ورطه برتری جویی است. لازمه برابری این است که حکمران اسلامی در توزیع خدمات مادی و غیرمادی کشور با عبور از برتری بینی های مذهبی، زبانی، فرهنگی، نژادی، منطقه ای، و جنسیتی، همه را با یک چشم ببیند و از این راه وظیفه تکریم همگانی را بجا آورد. حکومتی که جامعه را در عرصه حکمرانی به خودی و غیر خودی تقسیم کند، بی تردید، از اصول حکمرانی اسلامی منحرف گشته و جامعه را نیز به انحراف کشانده است.
۱۷مرداد۱۴۰۳ شفیعی
@Mahmood_shafiee
🖊تکفیر: تداوم بداخلاقی خوارج صدر اسلام

🔷همه می دانیم در دوره حکومت علی ع مسلمانانی پیدا شدند که در قضیه حکمیت، علی ع را تکفیر کردند و در مقابل آن حضرت قرار گرفتند و با او جنگیدند و در پایان هم امام ع را در هنگام نماز به شهادت رساندند. آنان بدعت تکفیر را بنا گذاشتند؛ اما با کمال تاسف رویه تکفیر مسلمان به وسیله مسلمان همچنان ادامه دارد.
🔷آخرین نمونه تکفیر مسلمان به وسیله مسلمان دیگر، نسبت کفری است که حاج آقای فیاضی، از استادان موسسه اما خمینی در قم، به مرحوم شریعتی دادند؛ حاج آقای خاتمی، رئیس جمهور اسبق، را به شیعه نبودن متهم کردند و مرحوم هاشمی رفسنجانی را نیز در کنار آن دو نفر لعن کردند.
🔷گفته های حاج آقای فیاضی، آشکارا، با مسلمات دین در تضاد بوده و یک بدعت در دین و بدترین نوع بد اخلاقی است. هزاران نشانه در گفتار و رفتار مرحوم شریعتی و حاج آقای خاتمی وجود دارد که اینها کافر نبودند و هر دو شیعه بودند.
🔹مگر می شود مرحوم شریعتی آن همه با تمام وجود به حضرت پیامبر ص، امام علی ع، امام حسین ع، حضرت فاطمه س عشق بورزد، و در تمجید و تحسین و معرفی آنان سنگ تمام بگذارد، بعد بگوئیم فلانی کافر است؟!!
🔹حاج آقای خاتمی هشت سال رئیس جمهور کشور مسلمان ایران بوده و همگان اعمال شیعی او را از دور و نزدیک دیده اند. خاتمی عزیز انسان بزرگی است که با تمام وجود به امام خمینی ره عشق می ورزد. او همان کسی است که در شهر مقدس قم دستور ساخت بزرگترین صحن حضرت فاطمه معصومه س را داده است. حق داریم به چنین انسان مسلمان با اخلاق و اندیشمند بگوئیم فلانی شیعه نبود؟!!
🔷 این آیه قرآن است که با صدای بلند و برای همیشه تاریخ، مسلمانان را خطاب کرده و می فرماید:
🔹يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلَا تَقُولُواْ لِمَنۡ أَلۡقَىٰٓ إِلَيۡكُمُ ٱلسَّلَٰمَ لَسۡتَ مُؤۡمِنࣰا تَبۡتَغُونَ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا فَعِندَ ٱللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةࣱۚ كَذَٰلِكَ كُنتُم مِّن قَبۡلُ فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ فَتَبَيَّنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرࣰا
🔹 اى اهل ايمان! هنگامى كه در راه خدا [براى نبرد با دشمن] سفر مى كنيد [در مسير سفر نسبت به شناخت مؤمن از كافر] تحقيق و تفحّص كامل كنيد و به كسى كه نزد شما اظهار اسلام مى كند، نگوييد: مؤمن نيستى [تا] براى به دست آوردن كالاى بى ارزش و ناپايدار زندگى دنيا [او را بكشيد، اگر خواهان غنيمت هستيد] پس [براى شما] نزد خدا غنايم فراوانى است شما هم پيش از اين ايمانتان ايمانى ظاهرى بود؛ خدا بر شما منّت نهاد [تا به ايمان استوار و محكم رسيديد] پس بايد تحقيق و تفحّص كامل كنيد [تا به دست شما كارى خلاف اوامر خدا انجام نگيرد] يقيناً خدا همواره به آنچه انجام مى دهيد، آگاه است.
🔷چطور می شود در صدر اسلام که هنوز کسانی کافرند و ایمان نیاورده اند، اگر کسی اقرار به مسلمانی کند، مسلمانان حق نسبت دادن کفر به چنین فردی ندارند، اما ما حق داریم نسبت به کسانی که با تمام وجود در کل عمر، مدام نشانه های ایمان را در آنان میلیون ها مسلمان، هزاران بار مشاهده کرده اند، او را کافر یا غیر شیعه بنامیم!!

🔷"کفر چو منی گزاف و آسان نبود
ثابت تر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود"
رباعی منتسب به بوعلی؛ شاه نعمت الله ولی و ابوسعید ابو الخیر
۱۸مرداد۱۴۰۳ شفیعی
@Mahmood_shafiee
🪯تشخیص درست و نسخه نامناسب

۱. در دوره تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری کنونی، کاندیدای پیروز به درستی مطرح کرد که ریشه مشکلات اقتصادی در فقدان انسجام کافی در میان بلوک های داخلی قدرت سیاسی ریشه دارد.
۲. ایشان خلاء های سیاسی گوناگونی را برجسته کردند که روی اقتصاد تاثیر منفی گذاشته است. از جمله، به درستی، تاکید می کردند تا زمانی که ما (هیات حاکمه و اجزای گوناگون انتخابی و انتصابی) با خودمان دعوا داریم، مشکلات اقتصادی سر جای خود باقی خواهد ماند. همچنین، تاکید کردند که نباید سفره دولت و دولتیان از دیگر مردم متفاوت باشد. اگر در جامعه فقر است، دولتیان نیز باید مزه فقر را بچشند. او اعلام کرد بین ملت و دولت فاصله افتاده است و اینها باید ترمیم گردد تا با پیدا شدن حلقه های گم شده ای، اقتصاد نیز شکوفا شود.
۳. تشخیص او کاملا درست بود؛ چرا که در تاریخ ایران از میان اشکال گوناگون قدرت، اولین بار "قدرت سیاسی" شکل گرفته است و دیگر اشکال قدرت، از جمله قدرت اقتصادی، ریشه در قدرت سیاسی دارند. در نظام دولت محور تاریخ و جامعه ایران ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، همگی، تابعی از سازوکارهای حاکم بر ساختار سیاسی و چگونگی جریان قدرت در درون نهادها، سازمانها و خرده نظامهای سیاسی است.
۴. بر اساس واقعیت نظام دولت محور ایران، ساختار سیاسی نادرست و غیرعقلانی انحصار طلب و فرصت جو، ساختار اقتصادی نادرست شکل گرفته و تداوم یافته است. بی تردید، اقتصاد رانتی، تبعیض آمیز، غیرشفاف، و دیگر کمبودهای متمرکز در ناحیه نظام اقتصادی، همگی محصول نهایی نظام سیاسی نامناسب است.
۵. در مقابل این تشخیص درست کاندیدای پیروز، تشخیص نادرست آن دسته از نخبگان سیاسی قرار دارد که در ارکان گوناگون دولت (اعم از قوه مجریه و دیگر قوا و اعم از بخشهای انتخابی و انتصابی) حضور دارند. این نخبگان ریشه مشکلات اقتصادی را در خود حوزه اقتصاد جستجو می کنند و تجویز درمان را نیز از اقتصاددانان می خواهند و هرگونه دخالت در بخش سیاسی و تحول در آن بخش را هم مردود اعلام می کنند و هم در عمل اجازه ورود به تغییر در آن بخش را نمی دهند.
۶. از آنجا که ظاهرا در انتخاب نامزدهای اعلام شده برای وزارتخانه های سیاسی، غلبه با دیدگاه نخبگان پیش گفته بوده است، کاندیدای پیروز را وادار به معرفی نامزدهای نامناسب در بخش وزارتخانه های سیاسی کرده اند‌. کلیدی ترین وزارتخانه های مربوط به سیاست داخلی، وزارت کشور و وزارت اطلاعات است.
۷. بنابر توضیحی که گذشت، بدون تغییرات بسنده در حوزه سیاسی، انتظار تحول مثبت در بخش اقتصادی، آب در هاون کوبیدن است. در این صورت، مساله این است که کاندیدای پیروز با دو نامزد معرفی شده برای دو وزارت خانه سیاسی، وزارت کشور و وزارت اطلاعات، چگونه می خواهد به تشخیص درست خود جامه عمل بپوشاند و تحولات اقتصادی مثبت را بدون تغییرات لازم سیاسی رقم بزند.
۲۲مرداد ۱۴۰۳ شفیعی
@Mahmood_shafiee
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حمایت انتقادی از دولت فعلی بهترین اولویت امروز همگان، اعم از دولت و ملت، است.
۲۴مرداد ۱۴۰۳ شفیعی
@Mahmood_shafiee
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❇️ب. حاکمان اسلامی نمی توانند از مردمی در یک سرزمین ملی مالیات بگیرند؛ اما به تعهداتی که برای آن مردم به عهده گرفته اند عمل نکنند. اگر حاکمان اسلامی با فهمی تقابل جویانه بین امت و ملیت، مالیات دریافت شده از جامعه اسلامی را بدون رضایت مردم در جاهایی هزینه کنند که ربطی به تعهدات قبلی شان به نفع مردمان خود نداشته باشد، از چارچوب حکومت اسلامی خارج گشته و بی راهه رفته اند. صرف بیت المال یک سرزمین به نفع مردمان سرزمین دیگر که به حکومت این سرزمین مالیات نمی پردازند، بی تردید سرقت از بیت المال و ستم گری به مردم بومی آن سرزمین خواهد بود.
❇️ج. تحقق مشروع مصداق بیرونی ایده امت اسلامی در وضعیت کنونی، تنها در درون ظرف دولت-ملت امکان پذیر است. دور زدن اقتضاهای دولت-ملت جدید، در واقع دور زدن منافع امت نیز خواهد بود.
❇️د. امت و دولت-ملت دو پدیده تاریخی دینی و عرفی اند که به اشکال گوناگون تاریخی همنشین می گردند. تفکیک آنها از همدیگر لازم است؛ اما ایجاد تقابل بین آنها از عدم تامل کافی در ماهیت هر یک از این دو پدیده بر می خیزد.
۲۹مرداد۱۴۰۳ شفیعی
@Mahmood_shafiee
Forwarded from آیین انسانی
🔻تحلیلی بر استناد دکتر پزشکیان به قرآن و نهج‌البلاغه

دکتر محمود شفیعی

💬از نگاه من دکتر پزشکیان با ارجاع به قرآن و نهج البلاغه همزمان چند هدف را درنظر گرفته است:

🔹الف. علی علیه‌السلام سیاست و حکمرانی را امر آسمانی نمی‌دانست وگرنه به مالک نمی‌فرمود کارویژه های حکومت جمع کردن مالیات و صرف آن در آبادانی، بسط عدالت، امنیت، آموزش و تربیت است؛ بلکه باید به مالک توضیح می‌داد که کار حکومت اسلامی زمینه‌سازی ظهور، مخالفت با تجارب بشری به منظور تأسیس تمدن اسلامی به مثابه تافته ای جدابافته از تجربه‌های زمینی، مبارزه با نخبگان فکری مستقل و متعهد بر دانش خود، گسترش حجاب اسلامی، تفتیش عقاید، یافتن خودی‌ها و جذب آنها به حکومت و اموری از این دست خواهد بود.

🔸ب. ایشان با خواندن نهج‌البلاغه می‌خواهد اثبات کند که مسأله اصلی حکمرانی در ایران و سرمنشأ بحران‌های امروز ما بی‌اخلاقی سیاسی است. وقتی دکتر پزشکیان می‌گوید امام علیه‌السلام فرمود حکومت بر شما اندازه آب بیرون آمده از عطسه بز بی‌ارزش است مگر اینکه حق و عدالت برپا شود، می‌خواهد به رقیبان بگوید که در اسلام حکومت اولاً قداست ذاتی ندارد و ثانیاً اگر بنا باشد حکومت اسلامی وسیله‌ای برای باز کردن سفره انحصاری از ثروت و قدرت و شوکت برای خودی‌ها و تبدیل اکثریت مردم از طیف‌های مختلف به نامحرمان جامعه باشد، چنین حکومتی هرچند اسلام را یدک کشد، ضد اسلامی است.

🔸ج. دکتر پزشکیان با خواندن نهج‌البلاغه عقلانیت انتقادی در میراث دینی را به نمایش گذاشته و عقلانیت تمجیدی رایج در جمهوری اسلامی را زیر سؤال می‌برد. وقتی او به سخن علی علیه‌السلام استناد می‌کند که فرمود حاکم هرچند خود او باشد، از خطا مبرا نیست، می‌خواهد به هیأت حاکمه امروز بگوید که قداست تراشی برای حاکمان و قرار دادن آنان در هاله نور، خاستگاه انحطاط همه جانبهٔ امروز ماست.

🔸خلاصه که او با خواندن قرآن و نهج‌البلاغه می‌خواهد با تمسک بر خود دین، عرفی و زمینی بودن حکومت را اثبات کند و بگوید که اخلاقی کردن حکومت به مثابه امر دنیوی در گرو دست برداشتن از دغل بازی‌های سیاسی امکان‌پذیر است. اخلاق مناسب حکومت، قداست سازی نیست؛ بلکه اخلاقی کردن امرِ ذاتاً عرفی با معیارهای مقبول در محضر عقل عموم است.

@ayine_ensani
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🖊معمای تقابل همیشگی حق و باطل

🟪این ادعا که در هر دوره ای تقابل بین حق و باطل وجود دارد، نیاز مند تفسیر درست و عقلانی است.
🔷-پیرامون ادعای تقابل همیشگی حق و باطل در جامعه امروز، بین بخشی از مذهبی ها، ذهنیت نادرستی به وجود آمده است.
🔷-اگر گزاره فوق اینگونه تفسیر شود که دنبال صلح و آرامش بودن برخلاف خواست اسلام است و اینکه مسلمانان همیشه باید در زندگی اجتماعی اهل باطل را در جغرافیای مشخصی بیرون از جمع خود بیابند و خود را با جغرافیایی مستقل در مقابل آنها قرار دهند، بی شک این تفسیر قابل دفاع نخواهد بود.
🔷-نمی توان انکار کرد که در همه زمان ها و فضاهای زندگی اجتماعی کم و بیش تقابل بین حق و باطل وجود دارد؛ اما نکته اساسی در چگونه فهمیدن درست و عقلانی این واقعیت انکار ناپذیر تاریخ زندگی اجتماعی انسان ها باهمدیگر است.
🟩برای تفسیر درست، عقلانی، قرآنی و روایی گزاره فوق چند نگره اساسی قابل توجه است:

🔶۱. باطل همیشه وجود دارد؛ اما وجود داشتن باطل مطلوب نیست. بنابراین، از گزاره "حق و باطل همیشه در مقابل هم بوده اند" نباید نتیجه گرفت که مسلمانان همیشه باید به این تقابل دست بزنند و اگر باطلی نیافتند، هر طور شده برای آن مصداقی بتراشند.
🔶۲. همانطور که حق و باطل همیشه به عنوان یک واقعیت در جوامع بشری وجود داشته است، به لحاظ هنجاری اما، متون درجه اول اسلامی، مسلمانان را به صلح، دوستی، برادری و پرهیز از خونریزی دعوت کرده است. دوستی با خود، زندگی مسالمت آمیز با ادیان دیگر، همزیستی مسالمت آمیز با نوع بشر، در مقابل دشمن تراشی، جنگ خویی، و خشونت گرایی، بارها و بارها، در آموزه های درجه اول اسلامی، مورد سفارش قرار گرفته است.
🔶۳. تقابل حق و باطل فقط با دست زدن به جنگ و خشونت نیست. در متون دینی جهاد معنای بسیار گسترده تری دارد که هرگونه کوشش در راه خداوند و دعوت همگان به راه مستقیم الهی را دربر می گیرد. اصل اساسی در جهاد قرآنی، دعوت به شیوه های گوناگون زبانی است. در ادبیات دینی جهاد به معنای تقابل جنگی با دشمن در آخرین مرحله مبارزه قرار گرفته است.
🔶۴. حق و باطل دو مفهوم انتزاعی است که به ندرت می توان مصداق های بیرونی خالصی برای آنها جستجو کرد. اغلب حق و باطل در واقعیت بیرونی، در کنش های گوناگون ذهنی، زبانی و فیزیکی انسانها، درهم تنیده اند. بنابراین، هیچ فرد و گروهی نمی تواند خود را، به غیر از معصومان علیهم السلام، مصداق کامل حق در زندگی اجتماعی و دیگران را باطل مطلق در نظر بگیرد.
🔶۵. با توجه به اختلاط عملی حق و باطل در رفتار آدمی، مبارزه با باطل، همیشه، به معنای ترسیم جبهه مستقل جغرافیایی در بیرون از جهان اسلام نیست. مبارزه با باطل، در گفتمان قرآنی، گاهی مبارزه با خود، مبارزه با نزدیکترین ها، مبارزه در سرزمین خود، مبارزه با حکومت و مبارزه با حکومت گران را دربر می گیرد. البته این مبارزه، به طور اساسی، در چارچوب روش های زبانی و عقلانی جریان می یابد و به هیچ وجه نمی توان با ابزارهای نامشروع خشن و غیر خشن وارد مبارزه شد.
🔶۶. مبارزه با باطل و دفاع از حق، در مرحله عمل، شکل نسبی خواهد داشت. هیچ کسی نمی تواند مدعی شود که همه جا حق با اوست و دیگران باید برای فرد یا گروه مشخص حریم ویژه نگه دارند. مبارزه با باطل با هر گونه قداست تراشی برای افراد یا گروه خاص در تعارض است.
🟤-نتیجه گیری: لازم نیست برای دغدغه مبارزه با باطل، حتما دشمن را در جبهه ای دور از خود جستجو کنیم. دشمن در همین نزدیکی هاست. از خودمان شروع کنیم. با مردم رو راست باشیم. به مردم اجازه دهیم حقوق شان را بدون لکنت از حاکمان بخواهند. به آنها اجازه دهیم اعتراض کنند. جلو تبعیض ها را بگیریم. با فساد مبارزه کنیم. قوه قضائیه را از دخالت های کانون های قدرت و ثروت، دور نگه داریم. اجازه بدهیم محاکمه های علنی گسترش یابد. ظاهر گرایی دینی را کم کنیم و اجازه بدهیم باطن دین هم، اخلاق و معنویت، فرصت بروز و ظهور پیدا کند و صدها از این دست اجازه ها که تاکنون نداده ایم. اینها همه مصداق جهاد است. اینها همه مبارزه با باطل است. این واقعیت را علی ع در عمل به نمایش گذاشت. کشورگشائی های خلفا را متوقف کرد و به اصلاح داخل پرداخت. جهاد نزدیک حتما از جهاد دور واجب تر است.
۵شهریور۱۴۰۳ شفیعی
@Mahmood_shafiee
🔰انزال و تنزیل قرآن کریم

امروز، مصادف با وفات حضرت رسول صلوات الله علیه و آله و سلم و امام حسن مجتبی علیه السلام، نکته ای درباره تفاوت دو اصطلاح قرآنی "انزال" و "تنزیل" با تامل در آیه ۴۴ سوره نحل به نظرم رسید که تقدیم می کنم.
🖊- متن و ترجمه آیه چنین است: "انا انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم" "ما به تو ذکر را فرستادیم تا برای مردم آنچه که به آنها فرو فرستاده شده، توضیح بدهی".
- آیه دربر دارنده دو خبر و یک دستور است. ۱. انزال ذکر به پیامبر ص ۲. تنزیل قرآن به مردم ۳. توضیح قرآن به مردم از سوی پیامبر ص
- توضیح قرآن به مردم از سوی پیامبر ص، ماموریتی است که خدای تعالی به پیامبر ص محول کرده است. مهمترین ابزاری که این توانایی را برای آنحضرت به وجود آورده، طبق آیه، انزال ذکر است. پس انزال ذکر ابزار مناسب برای توضیح قرآن معرفی شده است.
🖊-چند نتیجه از آیه قابل استنباط است:
۱. آنچه انزال شده غیر از آن چیزی است که تنزیل شده است. در تمثیل می توان گفت "انزال" مانند بروشور و دفترچه راهنمایی است که در داخل کالای تولید شده بنام "تنزیل" گذاشته شده و پیامبر ص همچون فرد حرفه ای است که او تنها می تواند با تعلیمی که درباره "انزال" از سوی خدای تعالی به دست آورده "تنزیل" را به "تبیین" تبدیل کند.
۲. بنابراین، می توان گفت که آنچه در شب قدر در ماه رمضان انزال شده است، غیر از قرآن به مثابه مجموعه ای از تعالیم بیانی شده و در نهایت به کتابت در آمده است. انزال قرآن گونه ای از توانایی ویژه بوده است که در سایه آن پیامبر ص می توانسته بعد از دریافت قرآن تنزیل شده، جزئیات آنها را بیان کند، نهادینه سازد و پیرامون آن سنتی بر جای گذارد که به مثابه پیوست قرآن، بدون آن مکمل استفاد کامل از قرآن ممکن نخواهد بود.
۳. قرآن برای همه مردم نازل شده است. اما انزال مربوط به همگان نیست و مخصوص پیامبر ص است. در این صورت استفاده مردم از قرآن دو مرحله دارد. استفاده قبل از تبیین پیامبر ص و استفاده بعد از تبیین پیامبر ص. استفاده اول مربوط به مواردی است که جزئیات ندارد و نیازمند توضیح اضافی نیست. استفاده دوم اما مربوط به آن دسته از آیات است که استفاده کامل از آنها در گرو مراجعه به سنت است.
۱۲شهریور۱۴۰۳ شفیعی
@Mahmood_shafiee
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2025/02/26 14:23:13
Back to Top
HTML Embed Code: