🔴 چرا آرامش نداریم؟ چرا افسرده میشویم؟
✍️ مصطفی ملکیان
🔹از قدیم، فلاسفه، عرفا، و برخی بنیانگذاران ادیان میگفتند که هر کدام از انسانها یک خود واقعی دارند "self /خود"؛ یعنی "تو چنان که واقعا هستی". ولی هرکدام از انسانها، یک تصوری از خود واقعیشان دارند که این تصور، با خود واقعیشان انطباق ندارد که به آن ego میگویند. در اینجا به این ego، "من" میگویند. گاهی تصور میکنیم ویژگی خاصی در ما هست، در حالی که در خودِ واقعیمان اصلا نیست و گاهی نیز تصور میکنیم که ویژگی خاصی در ما نیست، در حالی که در خودِ واقعیمان هست.
🔹به زبان دیگر برخی گفتهاند که هر انسانی، یک هویت واقعی objective identity دارد که همان self اوست، اما همین انسان یک هویت subjective هم دارد که همان ego است. مثال: ممکن است من فی الواقع آدم متکبری باشم، ولی گمان کنم که آدم متواضعیام، الان ego متواضع هست ولی self متکبر میباشد. من ممکن است که تصورم این باشد که دانشمندم: ego، ولی در واقع نباشم : self.
🔹اکثر ما انسانها عمرمان را با ego زندگی میکنیم. به واسطۀ همین ego هست که با شما دوستی میکنم و قهر میکنم و دشمنی میکنم و ..... اینهایی که این تفکیک را کردهاند، چه دلیلی برای حرفشان دارند؟
چندین دلیل آوردهاند که فلاسفه و عرفا و .... گفتهاند که اگر بخواهم به آنها بپردازم، بحث به درازا میکشد و از آنها صرفنظر میکنم اما به یکی از آنها میپردازم:
🔹هر کسی خودش را دوست دارد "self-love" که همین، موجب میشود انسان، خودنگهدار شود (صیانت از ذات).
از همین صیانت از ذات، دو فرزند متولد میشود که عبارتند از جلب نفع و دفع ضرر. اگر ماجرا از این قرار است چرا ناشاد هستیم؟ تو (یعنی انسان در هر مرتبهای که میخواهد باشی) تا آنجا که در توان خودت بوده، هر نفعی را به طرف خودت جلب کردهای، پس چرا آرامش نداری؟ چرا افسرده میشوی؟ چرا ناراحت هستی؟ چرا شاد نیستی؟
🔹یک مثال از مولانا بیاورم: مولانا در مثنوی میگوید یک فرد رفت ۳۰ سال در بازار مشغول تجارت شد و ثروت عظیمی به دست آورد و از طریق همین ثروت، یک زمین بسیار بزرگی خریداری کرد و سپس رفت ۳۰ سال دیگر کار کرد و باز هم ثروت کلانی به دست آورد و با آن ثرون کلان، کاخ بسیار مجلل و بزرگی ساخت. زمانی که میخواست به آن کاخ نقل مکان کند، ماموران شهرداری گفتند که زمین شما آن طرفتر بود و زمین را عوضی گرفتهای و کاخ را بر روی زمین یک نفر دیگر ساختهای و زمین خودت بایر مانده است!
این فرد یک زمین را که زمین خودش تلقی کرده بود، مدنظر قرار داده و هرچه ثروت داشته، خرج آن زمین کرده، ولی زمین یک نفر دیگر را آباد کرده است.
🔹مولانا از این داستان استفاده کرده و میگوید من و شما هم همینطوریم، ما یک زمین داریم به نام بدن و یک زمین هم داریم به نام روح. ما فکر میکنیم بدن ما، زمین ماست و هر چه داریم خرج این بدن میکنیم و وقتی که میخواهیم بمیریم به ما میگویند که زمین شما، آن دیگری بوده یعنی روح شما. بدن را آباد کردهایم اما روح را رها کردهایم از این جهت است که میگوید:
در زمین دیگران خانه مکن // کار خود کن، کار بیگانه مکن
🔅سخنرانی استاد مصطفی ملکیان تحت عنوان "چرا باید اخلاقی زیست"، جلسهی سوم
@mostafamalekian
✍️ مصطفی ملکیان
🔹از قدیم، فلاسفه، عرفا، و برخی بنیانگذاران ادیان میگفتند که هر کدام از انسانها یک خود واقعی دارند "self /خود"؛ یعنی "تو چنان که واقعا هستی". ولی هرکدام از انسانها، یک تصوری از خود واقعیشان دارند که این تصور، با خود واقعیشان انطباق ندارد که به آن ego میگویند. در اینجا به این ego، "من" میگویند. گاهی تصور میکنیم ویژگی خاصی در ما هست، در حالی که در خودِ واقعیمان اصلا نیست و گاهی نیز تصور میکنیم که ویژگی خاصی در ما نیست، در حالی که در خودِ واقعیمان هست.
🔹به زبان دیگر برخی گفتهاند که هر انسانی، یک هویت واقعی objective identity دارد که همان self اوست، اما همین انسان یک هویت subjective هم دارد که همان ego است. مثال: ممکن است من فی الواقع آدم متکبری باشم، ولی گمان کنم که آدم متواضعیام، الان ego متواضع هست ولی self متکبر میباشد. من ممکن است که تصورم این باشد که دانشمندم: ego، ولی در واقع نباشم : self.
🔹اکثر ما انسانها عمرمان را با ego زندگی میکنیم. به واسطۀ همین ego هست که با شما دوستی میکنم و قهر میکنم و دشمنی میکنم و ..... اینهایی که این تفکیک را کردهاند، چه دلیلی برای حرفشان دارند؟
چندین دلیل آوردهاند که فلاسفه و عرفا و .... گفتهاند که اگر بخواهم به آنها بپردازم، بحث به درازا میکشد و از آنها صرفنظر میکنم اما به یکی از آنها میپردازم:
🔹هر کسی خودش را دوست دارد "self-love" که همین، موجب میشود انسان، خودنگهدار شود (صیانت از ذات).
از همین صیانت از ذات، دو فرزند متولد میشود که عبارتند از جلب نفع و دفع ضرر. اگر ماجرا از این قرار است چرا ناشاد هستیم؟ تو (یعنی انسان در هر مرتبهای که میخواهد باشی) تا آنجا که در توان خودت بوده، هر نفعی را به طرف خودت جلب کردهای، پس چرا آرامش نداری؟ چرا افسرده میشوی؟ چرا ناراحت هستی؟ چرا شاد نیستی؟
🔹یک مثال از مولانا بیاورم: مولانا در مثنوی میگوید یک فرد رفت ۳۰ سال در بازار مشغول تجارت شد و ثروت عظیمی به دست آورد و از طریق همین ثروت، یک زمین بسیار بزرگی خریداری کرد و سپس رفت ۳۰ سال دیگر کار کرد و باز هم ثروت کلانی به دست آورد و با آن ثرون کلان، کاخ بسیار مجلل و بزرگی ساخت. زمانی که میخواست به آن کاخ نقل مکان کند، ماموران شهرداری گفتند که زمین شما آن طرفتر بود و زمین را عوضی گرفتهای و کاخ را بر روی زمین یک نفر دیگر ساختهای و زمین خودت بایر مانده است!
این فرد یک زمین را که زمین خودش تلقی کرده بود، مدنظر قرار داده و هرچه ثروت داشته، خرج آن زمین کرده، ولی زمین یک نفر دیگر را آباد کرده است.
🔹مولانا از این داستان استفاده کرده و میگوید من و شما هم همینطوریم، ما یک زمین داریم به نام بدن و یک زمین هم داریم به نام روح. ما فکر میکنیم بدن ما، زمین ماست و هر چه داریم خرج این بدن میکنیم و وقتی که میخواهیم بمیریم به ما میگویند که زمین شما، آن دیگری بوده یعنی روح شما. بدن را آباد کردهایم اما روح را رها کردهایم از این جهت است که میگوید:
در زمین دیگران خانه مکن // کار خود کن، کار بیگانه مکن
🔅سخنرانی استاد مصطفی ملکیان تحت عنوان "چرا باید اخلاقی زیست"، جلسهی سوم
@mostafamalekian
✍️مصطفی ملکیان
🔹انسان مدرن برای این که تنهایی خود را فراموش کند، پدیدهای به نام سرگرمی درست کرد که اصلا برای انسان سنتی وجود نداشت. سرگرمی یعنی چیزی که تا حواسم به تنهایی میرود، فوری خودم را به آن مشغول کنم تا تنهایی خودم را از یاد ببرم. اگر کسی در خانه نباشد تلویزیون تماشا میکنم. به رادیو گوش میدهم و کتاب میخوانم. چون نمیتوانم احساس تنهایی خود را تحمل کنم.
@mostafamalekian
🔹انسان مدرن برای این که تنهایی خود را فراموش کند، پدیدهای به نام سرگرمی درست کرد که اصلا برای انسان سنتی وجود نداشت. سرگرمی یعنی چیزی که تا حواسم به تنهایی میرود، فوری خودم را به آن مشغول کنم تا تنهایی خودم را از یاد ببرم. اگر کسی در خانه نباشد تلویزیون تماشا میکنم. به رادیو گوش میدهم و کتاب میخوانم. چون نمیتوانم احساس تنهایی خود را تحمل کنم.
@mostafamalekian
مصطفی ملکیان
🔴سخنرانی های مصطفی ملکیان در روزهای آینده 1️⃣ نشست بررسی کتاب بحران بشر نوشته آلبرکامو جمعه، 19 بهمن، ساعت 16، خانه دوستان آشنا ▪️جهت ثبت نام (حضوری و مجازی) با شماره های روبه رو تماس بگیرید: 22222300 - 09213019019 2️⃣سخنرانی درباره مهرداد بهار به همراه…
🔴 محل برگزاری جلسهی رونمایی از کتاب «گردونه خودباوری» تغییر کرد
رونمایی از کتاب گردونه خودباوری با حضور مصطفی ملکیان و دکتر آذرخش مکری
🔹سه شنبه، 23 بهمن1403، ساعت 16 ، تهران، دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، تالار ایرج افشار
▪️حضور برای همگان آزاد و رایگان است
@mostafamalekian
رونمایی از کتاب گردونه خودباوری با حضور مصطفی ملکیان و دکتر آذرخش مکری
🔹سه شنبه، 23 بهمن1403، ساعت 16 ، تهران، دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، تالار ایرج افشار
▪️حضور برای همگان آزاد و رایگان است
@mostafamalekian
❇️خوبی و خوشی زندگی را وابسته به رژیم سیاسی نکنید.
✍️مصطفی ملکیان
🔹ما نباید خوبی و خوشی زندگی را متوقف بر رژیم سیاسی کنیم. بهترین رژیم سیاسی را هم اگر داشته باشید ممکن است فردا نابود شود. با یک مداخله خارجی یا کودتا ممکن است نابود شود. اگر بدترین رژیم سیاسی هم حاکم باشد ممکن است صد سال بماند. بنابراین نمی توان گفت که چون بهترین رژیم سیاسی را داریم تضمینی است که زندگی مان خوب و خوش باشد و یا نمی توان خوبی و خوشی زندگی را به نابودی رژیم بد منوط کرد. به عنوان نمونه رژیم سفاکی مانند اتحاد جماهیر شوروی که نصف دنیا را نابود کرد از ۱۹۱۷ تا ۱۹۹۱ یعنی ۷۴ سال باقی ماند.
🔹دوستانه و نیک خواهانه توصیه می کنم که خوب و بد زندگی خود را و خوبی و خوشی آن را بر نظام سیاسی حاکم متوقف نکنید. در عین اینکه باید نسبت به درد و رنج مردم حساسیت داشته باشید اما در عین حال به موازات آن برای خود و دیگرانی که زندگی شان تحت تاثیر شما می باشد نیز زندگی خوب و خوش فراهم کنید. حساسیت و هوشیاری نسبت به عملکرد نظام سیاسی که بر مقدرات مردم مسلط است باید در موازات توجه به خودتان و افرادی باشد که زیر تاثیر شما هستند. افراد تحت تاثیر شما ممکن است خانواده شما باشند یا فراتر از خانواده، شاگردان شما نیز باشند. مثلا کسی چون گاندی ششصد میلیون انسان زیر تاثیر او بودند. خلاصه هر چند هوشیاری و حساسیت نسبت به شرایط حاکم بر یک رژیم سیاسی باید باشد اما خوشی خود را به این بهانه به تاخیر نیاندازید.
💢دیدار و گفت و گوی جمعی از معلمان با مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
✍️مصطفی ملکیان
🔹ما نباید خوبی و خوشی زندگی را متوقف بر رژیم سیاسی کنیم. بهترین رژیم سیاسی را هم اگر داشته باشید ممکن است فردا نابود شود. با یک مداخله خارجی یا کودتا ممکن است نابود شود. اگر بدترین رژیم سیاسی هم حاکم باشد ممکن است صد سال بماند. بنابراین نمی توان گفت که چون بهترین رژیم سیاسی را داریم تضمینی است که زندگی مان خوب و خوش باشد و یا نمی توان خوبی و خوشی زندگی را به نابودی رژیم بد منوط کرد. به عنوان نمونه رژیم سفاکی مانند اتحاد جماهیر شوروی که نصف دنیا را نابود کرد از ۱۹۱۷ تا ۱۹۹۱ یعنی ۷۴ سال باقی ماند.
🔹دوستانه و نیک خواهانه توصیه می کنم که خوب و بد زندگی خود را و خوبی و خوشی آن را بر نظام سیاسی حاکم متوقف نکنید. در عین اینکه باید نسبت به درد و رنج مردم حساسیت داشته باشید اما در عین حال به موازات آن برای خود و دیگرانی که زندگی شان تحت تاثیر شما می باشد نیز زندگی خوب و خوش فراهم کنید. حساسیت و هوشیاری نسبت به عملکرد نظام سیاسی که بر مقدرات مردم مسلط است باید در موازات توجه به خودتان و افرادی باشد که زیر تاثیر شما هستند. افراد تحت تاثیر شما ممکن است خانواده شما باشند یا فراتر از خانواده، شاگردان شما نیز باشند. مثلا کسی چون گاندی ششصد میلیون انسان زیر تاثیر او بودند. خلاصه هر چند هوشیاری و حساسیت نسبت به شرایط حاکم بر یک رژیم سیاسی باید باشد اما خوشی خود را به این بهانه به تاخیر نیاندازید.
💢دیدار و گفت و گوی جمعی از معلمان با مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
🔴سخنرانی و درسگفتار استاد ملکیان در روزهای آینده
1️⃣درس گفتار آنلاین «در درسگاه سنکا» مرور و شرح پاره هایی از کتاب مکتوبات رواقی؛ برگزیده نامههای سنکا| چهار جلسه| چهارشنبهها، ساعت ۱۹ تا ۲۱ | لینک ثبت نام: https://evnd.co/nLtZZ
2️⃣نشست معرفی و بررسی کتاب «ذن و هنر نگهداری از موتورسیکلت»|سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۷ الی ۱۹| تهران، خیابان کریمخان، کتابفروشی ثالث
3️⃣سخنرانی هزار راهِ همسو | چهارشنبه ، یکم اسفندماه ۱۴۰۳ ، ساعت ۱۶ عصر ، سالن شماره یک سینما بهمن سنندج . جهت ثبت نام به این اکانت پیام دهید: @nezhyarvan95
@mostafamalekian
1️⃣درس گفتار آنلاین «در درسگاه سنکا» مرور و شرح پاره هایی از کتاب مکتوبات رواقی؛ برگزیده نامههای سنکا| چهار جلسه| چهارشنبهها، ساعت ۱۹ تا ۲۱ | لینک ثبت نام: https://evnd.co/nLtZZ
2️⃣نشست معرفی و بررسی کتاب «ذن و هنر نگهداری از موتورسیکلت»|سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۷ الی ۱۹| تهران، خیابان کریمخان، کتابفروشی ثالث
3️⃣سخنرانی هزار راهِ همسو | چهارشنبه ، یکم اسفندماه ۱۴۰۳ ، ساعت ۱۶ عصر ، سالن شماره یک سینما بهمن سنندج . جهت ثبت نام به این اکانت پیام دهید: @nezhyarvan95
@mostafamalekian
🔴 گزارش روزنامه هم میهن از کارگاه مصطفی ملکیان با عنوان «از رنگ عشق تا رنج خیانت»
➖جهت مشاهده بخش اول این گزارش کلیک کنید
@mostafamalekian
➖جهت مشاهده بخش اول این گزارش کلیک کنید
@mostafamalekian
Telegraph
تسلی قلبهای شکسته/گفتاری از مصطفی ملکیان در مورد اینکه چرا در روابطمان خیانت میکنیم و خیانت میبینیم؟ / بخش اول
نرگس کیانی
سیر تحول اخلاق در ایران و جهان
🔴سخنرانی مصطفی ملکیان با عنوان سیر تحول اخلاق در ایران و جهان| ۱۵بهمن ۱۴۰۳، تهران، انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری
@mostafamalekian
@mostafamalekian
🔴 بخش دوم گزارش روزنامه هم میهن از کارگاه مصطفی ملکیان با عنوان «از رنگ عشق تا رنج خیانت»
🔹تسلی خیانتدیده، تسلی خیانتکار/گفتاری از مصطفی ملکیان در باب پذیرش احتمال لغزیدن پای عاشق و معشوق/ بخش دوم و پایانی
▪️آیا شما هیچگاه در زندگیتان پیش نیامده است که یکبار دروغی بگویید یا یکبار به کسی تهمتی بزنید؟ قطعاً پیش آمده است اما چرا یک تکدروغ، یکبار تهمتزدن، قابل تحمل و بخشش است ولی یکبار خیانت کردن نه؟
➖جهت مشاهده بخش دوم این گزارش کلیک کنید
➖جهت مشاهده بخش اول این گزارش کلیک کنید
@mostafamalekian
🔹تسلی خیانتدیده، تسلی خیانتکار/گفتاری از مصطفی ملکیان در باب پذیرش احتمال لغزیدن پای عاشق و معشوق/ بخش دوم و پایانی
▪️آیا شما هیچگاه در زندگیتان پیش نیامده است که یکبار دروغی بگویید یا یکبار به کسی تهمتی بزنید؟ قطعاً پیش آمده است اما چرا یک تکدروغ، یکبار تهمتزدن، قابل تحمل و بخشش است ولی یکبار خیانت کردن نه؟
➖جهت مشاهده بخش دوم این گزارش کلیک کنید
➖جهت مشاهده بخش اول این گزارش کلیک کنید
@mostafamalekian
Telegraph
تسلی خیانتدیده، تسلی خیانتکار/گفتاری از مصطفی ملکیان در باب پذیرش احتمال لغزیدن پای عاشق و معشوق/ بخش دوم و پایانی
نرگس کیانی
🔴نشست نقد و بررسی کتاب «مسائل نظریه سیاسی» با حضور استاد مصطفی ملکیان|دکتر جواد حیدری (مترجم)|نرگس سلحشور (مترجم)| دی ماه ۱۴۰۳ | تالار فردوسی مشهد
@mostafamalekian
@mostafamalekian
نشست بررسی یک کتاب با حضور استاد ملکیان جواد حیدری و نرگس سلحشور
🔊 فایل صوتی نشست نقد و بررسی کتاب «مسائل نظریه سیاسی» با حضور استاد مصطفی ملکیان|دکتر جواد حیدری (مترجم)|نرگس سلحشور (مترجم)| دی ماه ۱۴۰۳ | تالار فردوسی مشهد
@mostafamalekian
@mostafamalekian
🔴 امکان پشیمانی
✍️مصطفی ملکیان
🔹نکتهای که از اهمیت برخوردار است، امکان پشیمانی است. این امکان، هم در مورد فعالیتهای سیاسی، هم در مورد فعالیتهای اجتماعی و هم در نهاد و کانون خانواده، باید مورد پذیرش قرار گیرد. پیش از توضیح در مورد این نکته باید بگویم که من کاملاً میپذیرم که ممکن است فردی خطاهایی مرتکب شده باشد که حتی پشیمانی صددرصدی از ارتکاب آنها بیفایده باشد و تنها پذیرش کیفر حقوقی بتواند دردی از دردها دوا کند. پس تاکید میکنم که بحث من اخلاقی و نه حقوقی است. پشیمانی به این معناست که شما مرتکب خطایی شده و اکنون از صمیم قلب از انجام آن غمگین و مضطرب باشید.
🔹بهعبارتدیگر، کار خطایی کرده باشید که موجب قهر شما با خودتان شده باشد. این امکان وجود دارد و درنتیجه ما نمیتوانیم انسانِ پس از پشیمانی را همان انسانِ پیش از پشیمانی بدانیم. انسان، نه ذات و جوهری ثابت که مجموعهای از پیوندها و بستگیهاست. انسانی که دروغ میگوید، یک انسان است و انسانی که از دروغ گفتن پشیمان میشود، یک انسان دیگر. از میان برداشتن امکان پشیمانی، هیچ خدمتی به انسان محسوب نمیشود.
🔹جملهای از ابوسعید ابوالخیر نقل میکنم. او میگوید اگر کسی در نیمروز، 70 نبی مرسل را کشته باشد، یعنی بدترین کار ممکن را در زندگی کرده باشد، ضمن اینکه در مسجد تف انداخته باشد، به او خواهم گفت در مسجد تف نینداز، چراکه تف انداختن در مسجد مکروه است. من اگر به او بگویم در مسجد تف نینداز چون مکروه است، او به من خواهد گفت پس از نظر شما، ابوسعید ابوالخیر، پرونده من مختومه نیست. او خواهد گفت من با اینکه 70 نبی مرسل را کشتهام اما پروندهام مختومه نیست.
🔹یعنی ابوسعید ابوالخیر، هنوز هم معتقد نیست که من دیگر اگر بالا بروم و پایین بیایم و خودم را به آب و آتش بزنم، دیگر جهنمیام. نه! ابوسعید ابوالخیر چنین عقیدهای ندارد و با اینکه من مرتکب چنین خطایی شدهام، باز هم میگوید چنین عمل مکروهی را بر آن نیفزا. حال اگر شما به این شخص بگویید تو که 70 نبی مرسل را در نیمروز کشتهای، پس هر کار دیگری هم میخواهی بکنی، بکن! چون تو دیگر هر کاری بکنی تا حد منتهای گنهکاری پیش رفتهای، در این صورت آیا او تشویق به انجام عمل نیک میشود یا با خود فکر میکند حال که جهنمیبودنم قطعی شده است، پس بگذار چهار تسویه حساب دیگر نیز با جهان و اهل آن بکنم.
🔹به زبان ساده، پرونده هیچکسی را نباید مختومه کرد. وقتی شما پرونده کسی را مختومه میکنید و به شریکزندگیتان میگویید «تو خائنی!»، نه اینکه «تو یکبار به من خیانت کردهای و پشیمان شدهای!» او هم با خود میگوید که من اگر بعد از این، هیچباردیگری مرتکب خیانت نشوم، باز هم شریکزندگیام مرا خائن میداند و حال که او مرا خائن میداند چرا خیانت نکنم؟! من که چه خیانت بکنم، چه خیانت نکنم، خائن بهحساب میآیم، پس چرا در این میان دلی هم از عزا درنیاورم؟! این برخلاف وقتی است که شریکزندگیام به من بگوید، میدانم که مرتکب خطا شدهای اما معتقد نیستم که خائنی، بلکه عمل تو را لغزشی اتفاقی قلمداد میکنم. معنای این گفتوگو میان من و شریکزندگیام آن است که من میدانم پرونده من از نظر او مختومه نیست و چون مختومه نیست، همچنان از امکان بازآفرینی برخوردارم.
🔹من اگر قائل به امکان پشیمانی نباشم، پس به این نتیجه میرسم که آنکه مرتکب چنین اقدامی شده است بعد از این هم همینگونه خواهد بود. پس بخشیدن او فقط بهمعنای تشویق او برای تکرار خطایی است که مرتکب شده است. چنین طرز تفکری، نه از منطق اخلاقی برخوردار است، نه از منطق عقلانی. درواقع «نبخشودن» نه به لحاظ اخلاقی کاری صحیح است، نه حتی اگر بُعد اخلاقی برایتان اهمیت نداشته باشد، به لحاظ مصلحتاندیشی و عقلانی مورد قبول است. چون وقتی دیدی منفی نسبت به کسی وجود داشته باشد، او به این نتیجه میرسد که به هر حال دید موجود نسبت به او منفی است پس اگر کارهای منفی دیگری هم بکند، در سرنوشتش تاثیری نخواهد داشت. برخلاف اینکه تصور کنم تو مرا بخشودهای و این بخشودگی کمکی بسیار جدی به بازآفرینی من خواهد کرد.
➖کارگاه از رنگ عشق تا رنج خیانت
@mostafamalekian
✍️مصطفی ملکیان
🔹نکتهای که از اهمیت برخوردار است، امکان پشیمانی است. این امکان، هم در مورد فعالیتهای سیاسی، هم در مورد فعالیتهای اجتماعی و هم در نهاد و کانون خانواده، باید مورد پذیرش قرار گیرد. پیش از توضیح در مورد این نکته باید بگویم که من کاملاً میپذیرم که ممکن است فردی خطاهایی مرتکب شده باشد که حتی پشیمانی صددرصدی از ارتکاب آنها بیفایده باشد و تنها پذیرش کیفر حقوقی بتواند دردی از دردها دوا کند. پس تاکید میکنم که بحث من اخلاقی و نه حقوقی است. پشیمانی به این معناست که شما مرتکب خطایی شده و اکنون از صمیم قلب از انجام آن غمگین و مضطرب باشید.
🔹بهعبارتدیگر، کار خطایی کرده باشید که موجب قهر شما با خودتان شده باشد. این امکان وجود دارد و درنتیجه ما نمیتوانیم انسانِ پس از پشیمانی را همان انسانِ پیش از پشیمانی بدانیم. انسان، نه ذات و جوهری ثابت که مجموعهای از پیوندها و بستگیهاست. انسانی که دروغ میگوید، یک انسان است و انسانی که از دروغ گفتن پشیمان میشود، یک انسان دیگر. از میان برداشتن امکان پشیمانی، هیچ خدمتی به انسان محسوب نمیشود.
🔹جملهای از ابوسعید ابوالخیر نقل میکنم. او میگوید اگر کسی در نیمروز، 70 نبی مرسل را کشته باشد، یعنی بدترین کار ممکن را در زندگی کرده باشد، ضمن اینکه در مسجد تف انداخته باشد، به او خواهم گفت در مسجد تف نینداز، چراکه تف انداختن در مسجد مکروه است. من اگر به او بگویم در مسجد تف نینداز چون مکروه است، او به من خواهد گفت پس از نظر شما، ابوسعید ابوالخیر، پرونده من مختومه نیست. او خواهد گفت من با اینکه 70 نبی مرسل را کشتهام اما پروندهام مختومه نیست.
🔹یعنی ابوسعید ابوالخیر، هنوز هم معتقد نیست که من دیگر اگر بالا بروم و پایین بیایم و خودم را به آب و آتش بزنم، دیگر جهنمیام. نه! ابوسعید ابوالخیر چنین عقیدهای ندارد و با اینکه من مرتکب چنین خطایی شدهام، باز هم میگوید چنین عمل مکروهی را بر آن نیفزا. حال اگر شما به این شخص بگویید تو که 70 نبی مرسل را در نیمروز کشتهای، پس هر کار دیگری هم میخواهی بکنی، بکن! چون تو دیگر هر کاری بکنی تا حد منتهای گنهکاری پیش رفتهای، در این صورت آیا او تشویق به انجام عمل نیک میشود یا با خود فکر میکند حال که جهنمیبودنم قطعی شده است، پس بگذار چهار تسویه حساب دیگر نیز با جهان و اهل آن بکنم.
🔹به زبان ساده، پرونده هیچکسی را نباید مختومه کرد. وقتی شما پرونده کسی را مختومه میکنید و به شریکزندگیتان میگویید «تو خائنی!»، نه اینکه «تو یکبار به من خیانت کردهای و پشیمان شدهای!» او هم با خود میگوید که من اگر بعد از این، هیچباردیگری مرتکب خیانت نشوم، باز هم شریکزندگیام مرا خائن میداند و حال که او مرا خائن میداند چرا خیانت نکنم؟! من که چه خیانت بکنم، چه خیانت نکنم، خائن بهحساب میآیم، پس چرا در این میان دلی هم از عزا درنیاورم؟! این برخلاف وقتی است که شریکزندگیام به من بگوید، میدانم که مرتکب خطا شدهای اما معتقد نیستم که خائنی، بلکه عمل تو را لغزشی اتفاقی قلمداد میکنم. معنای این گفتوگو میان من و شریکزندگیام آن است که من میدانم پرونده من از نظر او مختومه نیست و چون مختومه نیست، همچنان از امکان بازآفرینی برخوردارم.
🔹من اگر قائل به امکان پشیمانی نباشم، پس به این نتیجه میرسم که آنکه مرتکب چنین اقدامی شده است بعد از این هم همینگونه خواهد بود. پس بخشیدن او فقط بهمعنای تشویق او برای تکرار خطایی است که مرتکب شده است. چنین طرز تفکری، نه از منطق اخلاقی برخوردار است، نه از منطق عقلانی. درواقع «نبخشودن» نه به لحاظ اخلاقی کاری صحیح است، نه حتی اگر بُعد اخلاقی برایتان اهمیت نداشته باشد، به لحاظ مصلحتاندیشی و عقلانی مورد قبول است. چون وقتی دیدی منفی نسبت به کسی وجود داشته باشد، او به این نتیجه میرسد که به هر حال دید موجود نسبت به او منفی است پس اگر کارهای منفی دیگری هم بکند، در سرنوشتش تاثیری نخواهد داشت. برخلاف اینکه تصور کنم تو مرا بخشودهای و این بخشودگی کمکی بسیار جدی به بازآفرینی من خواهد کرد.
➖کارگاه از رنگ عشق تا رنج خیانت
@mostafamalekian