tgoop.com/nahjalbalaghah_ir/3450
Last Update:
درسنامه_نهج_البلاغه
📌 دشواریهای فهم متن نهجالبلاغه (۶)
🔹ترکیبهای اصطلاحی
اگر چه اصطلاحها گاه تک کلمهای هستند و منحصربه ترکیبها و ضربالمثلها نیستند، اما اجتناب ازبازگرداندن ترکیب اصطلاحی به معنای لغوی و ساده برآمده از اجزای اصطلاح مشکلتر است. برای توضیح این مطلب از ترکیب واژه «کلاه » با دو کلمه «فروش» و «بردار» سود میجوییم. ترکیب کلاه «کلاهفروش» اصطلاح نیست و معنای آن به سادگی از جمع معانی اجزای آن یعنی «کلاه» و «فروش» به دست میآید.
🔹این روش ساده در ترکیب اصطلاحی «کلاهبردار» ناکام است. به سخن دیگر، معنای مجموع اجزای یک ترکیب اصطلاحی با معنای یکپارچه اصطلاح یکسان نیست. از این رو نمیتوان واژههای بهکار رفته در ترکیبهای اصطلاحی را یکبهیک معنا کرد و سپس حاصلجمع آنها را بهعنوان معنای عبارت و مقصودامام علیهالسّلام دانست.
🔹 شایان ذکراست که اگر ترکیب اصطلاحی یک ضربالمثل باشد، معمولا ً ماجرایی کهن را نمایندگی میکند. بنابراین، فهم بهتر و دقیقتر آن نیازمند آگاهی از ماجرای پشت زمینه آن است. برای نمونه، عبارت "خَلَاکُم ذَمُ" در وصیت امام علی علیهالسّلام به شرح زیر است:
"أَمَّا وَصِيَّتِي فَاللَّهَ لاَ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً
وَ مُحَمَّداً صلىاللهعليهوآله فَلاَ تُضَيِّعُوا سُنَّتَهُ أَقِيمُوا هَذَيْنِ اَلْعَمُودَيْنِ وَ أَوْقِدُوا هَذَيْنِ اَلْمِصْبَاحَيْنِ وَ خَلاَكُمْ ذَمٌّ مَا لَمْ تَشْرُدُوا" (نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۹)
🔹ابنأبیالحدید عبارت «خلاکم ذمّ» را چنین تبیین نموده است:
هی کلمة جاریة مجری المثل، معناها: و لا ذمّ علیکم فقد أعذرتم؛ و ذمّ مرفوع
بالفاعلیة، معناه: عداکم و سقط عنکم." (شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید، ج۹، ص۱۲۱)
جمله "لَو کَانُ یُطَاعُلِقَصِیرِأَمر" (نهجالبلاغه، خطبه۳۵)
در خطبه پس ازماجرای تحکیم نیز چنین است. ابنأبیالحدید در اینجا نیز عبارت مزبور را نیازمند شرح دیده ولی به شهرت ماجرا بسنده کرده و توضیح چندانی نداده است:
و قوله: "لو کان یطاع لقصیر أمر فهو قصیر صاحب جذیمة و حدیثة مع جذیمة و مع الزباء مشهور، فضرب المثل لکل ناصح یعصیبقصیر."
🔹خوشبختانه مرحوم خویی در اینجا اصل ماجرا را آورده و کمک فراوانی به فهم مطلب نموده است:
"وقصیرهذا هو قصیر بن سعد مولی جزیمة الابرش من ملوك العرب. روی انّ جزیمة قتل أبا الزّباء ملکة الجزیرة، فبعث إلیه عن حین لیتزوّج بها خدعة و سألته القدوم علیها
فأجابها إلی ذلك و خرج فی ألف فارس و خلف باقيجنوده مع ابن اخته عمرو بن عدي، و أشار قصیر الی جزیمة أن لا یتوجه إلیها فلم یقبل رأیه فلما قرب جزیمة من الجزیرة استقبله جنود الزباء بالعدة و لم یر منهم إکراما له فأشار قصیر إلیه بالرّجوع عنها و قال انّها امرأة و من شان النسّاء الغدر فلم یقبل فلما دخل علیها غدرت به و قتلته فعند ذلك قال قصیر: لا یطاع لقصیر أمر فیضرب به المثل لکلّ ناصح عصي و هو مصیب في رأیه." (منهاج البراعه فی شرح نهجالبلاغه، خویی، ج۴، ص ۸۷)
گاه دیگرشارحان نهجالبلاغه نیز به این نکات توجه داشته و مراجعه به آنها ما را در گذر از تنگنای دشوار فهم اصطلاح یاری میدهد.
ادامه دارد...
https://cscan.co/3eZMT018HJZ?openbylink=0
بخش: ششم
🔖 منبع: مسعودی, عبدالهادی. (١۴٠٣). دشواریهای فهم متن نهجالبلاغه. مطالعات فقه الحدیثی, 2(2), 7-24.
🌐 https://nahjalbalaghah.ir/
🆔 @nahjalbalaghah_ir
BY انجمن مطالعات نهج البلاغه ایران
Share with your friend now:
tgoop.com/nahjalbalaghah_ir/3450