بنیاد پایتون کاران فارسی
✔️ سوال خروجی چیست؟ 1) NameError: name 'e' does not exists 2) 10 3) ZeroDivisionError() چرا؟ 😁
جواب:
تو حالت های دیگه مثلا زمانی که از context manager استفاده میکنیم دستور as درواقع همون کار assignment رو انجام میده. مثلا:
ولی اگه این اتفاق توی exception ها هم بیفته مشکل ساز میشه. آبجکت exception داخل خودش یه traceback آبجکتی داره که حاوی اطلاعاتی از exception ما هست. مثلا خود این traceback آبجکت یه رفرنس داره به frame ای که توش exception رخ داده و اون frame هم رفرنس داره به تمام متغیر های لوکال اون scope از جمله؟ e !
e -> traceback -> frame -> e
پس یک circular reference ایجاد میشه:
تو این مثال پایین ما میخوایم از قصد یک رفرنس ایجاد کنیم به e تا زنده بمونه، انگار که همچین مکانیزمی نداشته پایتون. ببینید چه اتفاقی میفته: (فرض کنید obj یک آبجکت خیلی بزرگ هست)
@AmirSoroushh✍️
تو حالت های دیگه مثلا زمانی که از context manager استفاده میکنیم دستور as درواقع همون کار assignment رو انجام میده. مثلا:
e = 10
with open("text.txt") as e:
pass
print(e)
اینجا دیگه e اشاره میکنه به فایل باز شده.ولی اگه این اتفاق توی exception ها هم بیفته مشکل ساز میشه. آبجکت exception داخل خودش یه traceback آبجکتی داره که حاوی اطلاعاتی از exception ما هست. مثلا خود این traceback آبجکت یه رفرنس داره به frame ای که توش exception رخ داده و اون frame هم رفرنس داره به تمام متغیر های لوکال اون scope از جمله؟ e !
e -> traceback -> frame -> e
پس یک circular reference ایجاد میشه:
e = 10
try:
raise ZeroDivisionError("hiiiii")
except ZeroDivisionError as e:
print(e is e.__traceback__.tb_frame.f_locals["e"])
در نتیجه پایتون میاد بعد از اینکه بلاک except تموم شد اون اسمی که اشاره میکرد به آبجکت exception یعنی e رو پاک میکنه از namespace.تو این مثال پایین ما میخوایم از قصد یک رفرنس ایجاد کنیم به e تا زنده بمونه، انگار که همچین مکانیزمی نداشته پایتون. ببینید چه اتفاقی میفته: (فرض کنید obj یک آبجکت خیلی بزرگ هست)
class A:فانکشن تموم شده، obj فقط داخل فانکشن ساخته شده بوده باید رفرنسش صفر میشد و از بین میرفت ولی نرفت...
def __del__(self) -> None:
print("object is deleted")
def fn():
obj = A()
exc = None
try:
raise ZeroDivisionError()
except ZeroDivisionError as e:
exc = e
fn()
print("Object is still alive!")
input()
@AmirSoroushh✍️
✔️ بررسی موشکافانهی منطقهی کدهای C زبان پایتون، اینبار متد
این مقاله چگونگی انجام عمل سادهی append در لیستها رو با بررسی کدهای مفسر CPython بهتون نشون میده و همچنین بررسی میکنه که این عمل از چه الگوریتمی به چه الگوریتمی رفته و چه اتفاقاتی افتاده 😁
📄 https://virgool.io/@liewpl/how-append-works-gp4apwtpr0bt
✒️ @pyeafp
〰〰〰〰〰〰〰
©@PSFarsi
append
از تایپ list
این مقاله چگونگی انجام عمل سادهی append در لیستها رو با بررسی کدهای مفسر CPython بهتون نشون میده و همچنین بررسی میکنه که این عمل از چه الگوریتمی به چه الگوریتمی رفته و چه اتفاقاتی افتاده 😁
📄 https://virgool.io/@liewpl/how-append-works-gp4apwtpr0bt
✒️ @pyeafp
〰〰〰〰〰〰〰
©@PSFarsi
HashMaps به بیان ساده:
قرار هست ببینیم associative array چیه، hashmap چیه، چه ارتباطی به dictionary داره، ویژگی هاشون چیه، hash collision چیه، چطور برطرف میشن، نمونه خیلی سادش رو پیاده سازی کنیم و در انتها یه نمونه کامل هم ببینیم ازش.
خب... زمانی که ما یک سری دیتا داریم که به هم مرتبط هستن میتونیم اون ها رو توی یه collection نگهداری کنیم مثلا array. اطلاعاتی مثل تمام نمرات دانش آموزان یک کلاس:
مشکل کجاست؟
مشکل اینه که برای ما سخته حفظ کنیم کدوم ایندکس برای کدوم شخص بوده و ترجیح میدیم که اگه نمره ی شخصی رو میخوایم به جای اینکه یه عدد بی معنی بدیم، اسمش رو بدیم و نمرش رو بگیریم:
اینکه اسمش رو(که بهش میگیم کلید) متصل یا مربوط یا "associate" بکنیم به نمرش.
چطوری؟ مثلا:
چیزی که ما بالا ساختیم یک پیاده سازی (بد) از associative array بود. چون associate کردیم یک کلید رو به مقدارش. associative array یک abstract هست و میتونه به شکل های مختلف پیاده سازی بشه.
خب... فقط یه مشکلی هست الان:
قبلا که با ایندکس میگرفتیم صاف میرفتیم سراغ خودش، الان مجبوریم که iterate کنیم روشون و دونه دونه بگردیم تا برسیم به اونی که میخوایم. کنده!! (شما مثال های این پست رو با ۱۰۰۰ تا داده مثلا تصور کنید)
راه حل چیه؟
اینکه بیایم "یه جوری" این اسم ها رو map کنیم به ایندکس های عددی تا دوباره بتونیم صاف بریم سراغ اونی که میخوایم و سرعت بهتر بگیریم.
چطور اینکارو بکنیم؟
مثلا بیایم یک فانکشن بنویسیم که از کلیدها عدد تولید کنیم به این صورت که اعداد اسکی متناظر با هر حرف از کلیدمون رو باهم جمع کنیم. یعنی برای sara داریم:
"sara" # -> 115 + 97 + 114 + 97 -> 423
این میشه فانکشنش:
باقی ماندش رو با طول لیستمون حساب کنیم!
اینطوری مطمئن هستیم که داخل اون رنجی که میخوایم هست. پس:
423 % 5 -> 3
کافیه sara و نمرش رو توی ایندکس شماره ۳ ذخیره کنیم:
الان خوب شد. هر کدوم از نمره هارو بخوایم بگیریم اول اون کلید رو hash میکنیم بعد باقی ماندش رو حساب میکنیم میشه ایندکس مورد نظر. دیگه iteration ای در کار نیست و به time complexity عه O(1) رسیدیم. الان get_grade عه ما اینطوری شد:
خب ما الان تونستیم associative array رو با کمک hashmap پیاده سازی کنیم :) بریم ادامش...
حالا اگه اسم یکی دیگه از دانشجو ها aras بود چی؟
(پست بعدی)
پست ۱ از ۳
قرار هست ببینیم associative array چیه، hashmap چیه، چه ارتباطی به dictionary داره، ویژگی هاشون چیه، hash collision چیه، چطور برطرف میشن، نمونه خیلی سادش رو پیاده سازی کنیم و در انتها یه نمونه کامل هم ببینیم ازش.
خب... زمانی که ما یک سری دیتا داریم که به هم مرتبط هستن میتونیم اون ها رو توی یه collection نگهداری کنیم مثلا array. اطلاعاتی مثل تمام نمرات دانش آموزان یک کلاس:
grades = [17, 19, 18, ...]و با ایندکس های عددی بهشون دسترسی پیدا کنیم:
grades[2]خیلی هم سریع هستن array ها تو دسترسی چون مستقیم میریم سراغ همون نمره ای که نیاز داریم.
مشکل کجاست؟
مشکل اینه که برای ما سخته حفظ کنیم کدوم ایندکس برای کدوم شخص بوده و ترجیح میدیم که اگه نمره ی شخصی رو میخوایم به جای اینکه یه عدد بی معنی بدیم، اسمش رو بدیم و نمرش رو بگیریم:
grades["ali"]راه حل چیه؟
اینکه اسمش رو(که بهش میگیم کلید) متصل یا مربوط یا "associate" بکنیم به نمرش.
چطوری؟ مثلا:
grades = [("reza", 17), ("sara", 19), ("ali", 18)]و بعد هم اینجوری میگیریم:
def get_grade(person_name):خیلی بهتر و راحت تر شد الان...
for name, grade in grades:
if name == person_name:
return grade
print(get_grade("ali"))
چیزی که ما بالا ساختیم یک پیاده سازی (بد) از associative array بود. چون associate کردیم یک کلید رو به مقدارش. associative array یک abstract هست و میتونه به شکل های مختلف پیاده سازی بشه.
خب... فقط یه مشکلی هست الان:
قبلا که با ایندکس میگرفتیم صاف میرفتیم سراغ خودش، الان مجبوریم که iterate کنیم روشون و دونه دونه بگردیم تا برسیم به اونی که میخوایم. کنده!! (شما مثال های این پست رو با ۱۰۰۰ تا داده مثلا تصور کنید)
راه حل چیه؟
اینکه بیایم "یه جوری" این اسم ها رو map کنیم به ایندکس های عددی تا دوباره بتونیم صاف بریم سراغ اونی که میخوایم و سرعت بهتر بگیریم.
چطور اینکارو بکنیم؟
مثلا بیایم یک فانکشن بنویسیم که از کلیدها عدد تولید کنیم به این صورت که اعداد اسکی متناظر با هر حرف از کلیدمون رو باهم جمع کنیم. یعنی برای sara داریم:
s: 115در نتیجه:
a: 97
r: 114
a: 97
"sara" # -> 115 + 97 + 114 + 97 -> 423
این میشه فانکشنش:
def hash_func(string):حالا یه لیست بسازیم که ۵ تا جای خالی داره:
return sum(map(ord, string))
grades = [None, None, None, None, None]خب حالا الان عددی که از هش کردن(پس یه هش فانکشن ساده بود اون) کلید sara به دست آوردیم و چطور map کنیم به یکی از ایندکس های لیستمون؟ ما که ۴۲۳ تا slot نداریم...
باقی ماندش رو با طول لیستمون حساب کنیم!
اینطوری مطمئن هستیم که داخل اون رنجی که میخوایم هست. پس:
423 % 5 -> 3
کافیه sara و نمرش رو توی ایندکس شماره ۳ ذخیره کنیم:
grades = [None, None, None, ("sara", 19), None]اگه همین کار رو برای باقی هم بکنیم همچین چیزی میشه:
grades = [(تو پرانتز حواسمون هست که ترتیبش عوض شد...)
("ali", 18),
None,
None,
("sara", 19),
("reza", 17),
]
الان خوب شد. هر کدوم از نمره هارو بخوایم بگیریم اول اون کلید رو hash میکنیم بعد باقی ماندش رو حساب میکنیم میشه ایندکس مورد نظر. دیگه iteration ای در کار نیست و به time complexity عه O(1) رسیدیم. الان get_grade عه ما اینطوری شد:
def hash_func(string):موقع insert کردن هم دقیقا برعکس همین شکل عمل میکنیم یعنی ابتدا هش میکنیم بعد باقیمانده میگیریم بعد که فهمیدیم کدوم slot برای اون کلید میشه میذاریمش اونجا. درواقع هر چیزی که برای get کردن میگیم برعکسش برای set کردن میشه.
return sum(map(ord, string))
def get_grade(person_name):
hash_value = hash_func(person_name)
idx = hash_value % 5
return grades[idx][1]
print(get_grade("reza"))
خب ما الان تونستیم associative array رو با کمک hashmap پیاده سازی کنیم :) بریم ادامش...
حالا اگه اسم یکی دیگه از دانشجو ها aras بود چی؟
(پست بعدی)
پست ۱ از ۳
چجوری aras رو اضافه کنیم به grades ؟ چون aras از همون حروفی که sara داره تشکیل شده با هش فانکشنی که ما نوشتیم دوباره بهمون ۴۲۳ میده و اگه باقی مانده بگیریم میشه ۳ یا درواقع همون ایندکسی که برای سارا اختصاص داده شده.
مشکل بوجود اومد... به این مشکل میگن hash collision یا تداخل هش ها!
هش فانکشنی که انتخاب کردیم شاید زیاد جالب نبود چون درواقع به ازای تمام جای گشت های یک کلمه همون هش رو بهمون میده.
هش فانکشن خوب توی hashmap ها دو تا ویژگی داره:
۱- باید محاسباتش سبک باشه. چون دائما داره برای همه ی کلید ها حساب میشه.
۲- "سعی کنه" مقدار های یونیک تولید کنه تا به hash collision بر نخوریم.
بیایم کمی تغییرش بدیم: علاوه بر اینکه از عدد اسکیشون استفاده میکنیم، بیایم اون عدد رو در جایگاهی که داره(حرف چندمه) ضرب هم بکنیم به این شکل:
چه کنیم؟ بیایم یه هش فانکشن معقول داشته باشیم که سعی کنه با سرعت بالا hash value رو محاسبه کنه (چیزی که الان داریم) ولی اگه collision پیش اومد رفعش کنیم! چطور؟
روش اول، separate chaining :
تو این روش میگه به جای اینکه ما بیایم slot ها رو خالی بذاریم (None) ، بیایم به جاش از لیست خالی استفاده کنیم! هر موقع hash collision داشتیم میایم اضافش میکنیم به لیست.
یعنی اگه ۴ تا دانش آموزش ما باشن: ali, sara, reza, nima
با هش فانکشن جدیدی که نوشتیم slot های ما به این صورت میشن:
اگه دقت کنیم میبینیم هرچی hash collision بیشتر داشته باشیم به رفتار خطی بیشتر نزدیک میشیم.
این روش اول بود که پیاده سازی خیلی ساده ای هم داره. یه مشکلی ریزی داریم اینجا. یه سری فضای خالی الان توی slot های ما بوجود اومده. آیا میتونیم بیایم از این فضاها استفاده کنیم؟
روش دوم، open addressing:
شرایطی و در نظر بگیرید که الان reza و ali و sara ذخیره شدن و ما میخوایم nima رو اضافه کنیم:
0 -> 1 -> 2 -> 3 -> 4
اگه برای ali میخواستیم probing sequence چی میشد؟
3 -> 4 -> 0 -> 1 -> 2
و به همین ترتیب میریم جلو تا به جای خالی برسیم. الان برای نیما ایندکس بعدی میشه ۱. خالی هست؟ بله. پس میذاریمش اونجا و تبدیل میشه به:
1- linear probing
2- quadratic probing
3- double hashing
کاری که بالا کردیم linear probing بود. چون نمیخوام بیشتر از این طولانی بشه دوتای دیگه رو اینجا نمیگم(پیاده سازیش رو در انتها گذاشتم) ولی حدس زدنش سادس. مثلا تو دومی به جای اینکه دونه دونه بره بالا ، با توان های ۲ میره بالا (کمک میکنه که توده ای از کلید ها رو یک جای hash table مون نداشته باشیم پخش بشن) و آخری میگه یه هش دیگه(هش دوم) انجام بدیم برای پیدا کردن ایندکس بعدی!
اینا هر کدوم مزایا و معایبی دارن که میشه کلی دربارشون بحث کرد که کدوم کجا چرا بهتره.
پست تموم شد ولی یه سری نکته های تکمیلی باقی موند:
(پست بعدی و آخر)
پست ۲ از ۳
مشکل بوجود اومد... به این مشکل میگن hash collision یا تداخل هش ها!
هش فانکشنی که انتخاب کردیم شاید زیاد جالب نبود چون درواقع به ازای تمام جای گشت های یک کلمه همون هش رو بهمون میده.
هش فانکشن خوب توی hashmap ها دو تا ویژگی داره:
۱- باید محاسباتش سبک باشه. چون دائما داره برای همه ی کلید ها حساب میشه.
۲- "سعی کنه" مقدار های یونیک تولید کنه تا به hash collision بر نخوریم.
بیایم کمی تغییرش بدیم: علاوه بر اینکه از عدد اسکیشون استفاده میکنیم، بیایم اون عدد رو در جایگاهی که داره(حرف چندمه) ضرب هم بکنیم به این شکل:
def hash_func(string):الان هش collision رو بر طرف کردیم:
hash_value = 0
for i, char in enumerate(string, start=1):
hash_value += ord(char) * i
return hash_value
for name in ("ali", "sara", "reza", "aras"):خروجیش میشه:
hash_value = hash_func(name)
print(f"{name}: {hash_value} : {hash_value % 5}")
ali: 628 : 3ولی همونطور که حدس میزنید باز هم با کلید های مختلف ما به hash collision بر میخوریم... مثلا جای aras بذارید nima ...
sara: 1039 : 4
reza: 1070 : 0
aras: 1076 : 1
چه کنیم؟ بیایم یه هش فانکشن معقول داشته باشیم که سعی کنه با سرعت بالا hash value رو محاسبه کنه (چیزی که الان داریم) ولی اگه collision پیش اومد رفعش کنیم! چطور؟
روش اول، separate chaining :
تو این روش میگه به جای اینکه ما بیایم slot ها رو خالی بذاریم (None) ، بیایم به جاش از لیست خالی استفاده کنیم! هر موقع hash collision داشتیم میایم اضافش میکنیم به لیست.
یعنی اگه ۴ تا دانش آموزش ما باشن: ali, sara, reza, nima
با هش فانکشن جدیدی که نوشتیم slot های ما به این صورت میشن:
grades = [مشکل حل شد. الان با اینکه وقتی نمره ی نیما رو بخوایم باید قبلش یه رضا رو هم چک کنیم ولی خیلی جلو افتادیم نسبت به اینکه بخوایم همه رو چک کنیم! یعنی کلی کلید رو محاسبه نمیکنیم فقط اون چندتایی که collision داشتن سرچ میشن. و خب باقی کلید ها که collision نداشتن مستقیم پیدا میشن.
[("reza", 17), ("nima", 20)],
[],
[],
[("ali", 18)],
[("sara", 19)],
]
اگه دقت کنیم میبینیم هرچی hash collision بیشتر داشته باشیم به رفتار خطی بیشتر نزدیک میشیم.
این روش اول بود که پیاده سازی خیلی ساده ای هم داره. یه مشکلی ریزی داریم اینجا. یه سری فضای خالی الان توی slot های ما بوجود اومده. آیا میتونیم بیایم از این فضاها استفاده کنیم؟
روش دوم، open addressing:
شرایطی و در نظر بگیرید که الان reza و ali و sara ذخیره شدن و ما میخوایم nima رو اضافه کنیم:
grades = [میایم nima رو هش میکنیم ایندکس و پیدا میکنیم میبینیم میشه صفر. و نگاه میکنیم میبینیم پر هست! میایم یه sequence ای تولید میکنیم به اسم probing sequence. به طوری که از همون اون ایندکسی که محاسبه کردیم شروع میشه(اینجا شد صفر برای نیما) و یه دور میزنه:
("reza", 17),
None,
None,
("ali", 18),
("sara", 19),
]
0 -> 1 -> 2 -> 3 -> 4
اگه برای ali میخواستیم probing sequence چی میشد؟
3 -> 4 -> 0 -> 1 -> 2
و به همین ترتیب میریم جلو تا به جای خالی برسیم. الان برای نیما ایندکس بعدی میشه ۱. خالی هست؟ بله. پس میذاریمش اونجا و تبدیل میشه به:
grades = [ما ۳ شکل probe sequence داریم:
("reza", 17),
("nima", 20),
None,
("ali", 18),
("sara", 19),
]
1- linear probing
2- quadratic probing
3- double hashing
کاری که بالا کردیم linear probing بود. چون نمیخوام بیشتر از این طولانی بشه دوتای دیگه رو اینجا نمیگم(پیاده سازیش رو در انتها گذاشتم) ولی حدس زدنش سادس. مثلا تو دومی به جای اینکه دونه دونه بره بالا ، با توان های ۲ میره بالا (کمک میکنه که توده ای از کلید ها رو یک جای hash table مون نداشته باشیم پخش بشن) و آخری میگه یه هش دیگه(هش دوم) انجام بدیم برای پیدا کردن ایندکس بعدی!
اینا هر کدوم مزایا و معایبی دارن که میشه کلی دربارشون بحث کرد که کدوم کجا چرا بهتره.
پست تموم شد ولی یه سری نکته های تکمیلی باقی موند:
(پست بعدی و آخر)
پست ۲ از ۳
نکته ۱:
دیکشنری توی پایتون نمونه از associative array هست که با hashtable یا hashmap پیاده سازی شده.
نکته ۲:
این پیاده سازی از hashmap چیزی هست که همین الان تو خیلی از زبان ها برای دیکشنری، set ها توی پایتون و برای دیکشنری ها تا قبل از ورژن ۳.۶ توی پایتون استفاده میشده.
به طور کلی hashmap ها ترتیب رو حفظ نمیکنن، همونطور که دیدید ولی از پایتون ۳.۶ به بعد آقای Raymond Hettinger یه پیاده سازی جدیدی برای دیکشنری ها انجام داد به اسم raymond dict. کلیت همینه ولی یه مقدار فرق داره با چیزی که دیدیم که هم کم حجم تره هم باعث میشه ترتیب رو حفظ کنن. اگه علاقه داشتید میتونم بعدا پیاده سازی دیکشنری های جدید پایتون رو هم بگم.
نکته ۳: توی separate chaining میشه به جای لیست از linked list یا binary search tree هم استفاده کرد که باز هم هر کدوم معایب و مزایای خودشون رو دارن.
نکته ۴:
خیلی از نکات گفته نشد به دلیل اینکه نمیخواستم بیشتر از این طولانی بشه. از جمله:
- پایتون علاوه بر key و value خود هشها رو هم نگه داره میکنه. چرا اینکارو میکنه؟
- این hash table عه ما به یه حدی که برسه نیاز داره تا resize بشه تا پرفورمنسش رو حفظ کنه. اگه از یه حدی بیشتر پر باشه تعداد دفعاتی که collision میگیریم بیشتر میشه و دیکشنری یا ست ما کند تر میشه.
- اگه یه کلیدی و delete کردیم تکلیف hashtable چی میشه؟ چطور باید هندل بشه؟
من همه ی انواع implementation هایی که اسمشون اومد رو به صورت کامل پیاده سازی کردم و نکاتی که وقت نشد رو توش گنجوندم. میتونید به عنوان رفرنس بهش یه نگاه بندازید:
* Open Addressing:
- Linear Probing
- Quadratic Probing
- Double Hashing Probing
* Separate Chaining
- With Dynamic Array
- With Linked List
- With Binary Search Tree
https://github.com/amirsoroush/Python_Hashmaps
پست ۳ از ۳
🖊 @AmirSoroushh
دیکشنری توی پایتون نمونه از associative array هست که با hashtable یا hashmap پیاده سازی شده.
نکته ۲:
این پیاده سازی از hashmap چیزی هست که همین الان تو خیلی از زبان ها برای دیکشنری، set ها توی پایتون و برای دیکشنری ها تا قبل از ورژن ۳.۶ توی پایتون استفاده میشده.
به طور کلی hashmap ها ترتیب رو حفظ نمیکنن، همونطور که دیدید ولی از پایتون ۳.۶ به بعد آقای Raymond Hettinger یه پیاده سازی جدیدی برای دیکشنری ها انجام داد به اسم raymond dict. کلیت همینه ولی یه مقدار فرق داره با چیزی که دیدیم که هم کم حجم تره هم باعث میشه ترتیب رو حفظ کنن. اگه علاقه داشتید میتونم بعدا پیاده سازی دیکشنری های جدید پایتون رو هم بگم.
نکته ۳: توی separate chaining میشه به جای لیست از linked list یا binary search tree هم استفاده کرد که باز هم هر کدوم معایب و مزایای خودشون رو دارن.
نکته ۴:
خیلی از نکات گفته نشد به دلیل اینکه نمیخواستم بیشتر از این طولانی بشه. از جمله:
- پایتون علاوه بر key و value خود هشها رو هم نگه داره میکنه. چرا اینکارو میکنه؟
- این hash table عه ما به یه حدی که برسه نیاز داره تا resize بشه تا پرفورمنسش رو حفظ کنه. اگه از یه حدی بیشتر پر باشه تعداد دفعاتی که collision میگیریم بیشتر میشه و دیکشنری یا ست ما کند تر میشه.
- اگه یه کلیدی و delete کردیم تکلیف hashtable چی میشه؟ چطور باید هندل بشه؟
من همه ی انواع implementation هایی که اسمشون اومد رو به صورت کامل پیاده سازی کردم و نکاتی که وقت نشد رو توش گنجوندم. میتونید به عنوان رفرنس بهش یه نگاه بندازید:
* Open Addressing:
- Linear Probing
- Quadratic Probing
- Double Hashing Probing
* Separate Chaining
- With Dynamic Array
- With Linked List
- With Binary Search Tree
https://github.com/amirsoroush/Python_Hashmaps
پست ۳ از ۳
🖊 @AmirSoroushh
GitHub
GitHub - amirsoroush/Python_Hashmaps: Python implementation of hash-tables using different techniques(Open addressing & Separate…
Python implementation of hash-tables using different techniques(Open addressing & Separate Chaining) for solving hash collisions. - amirsoroush/Python_Hashmaps
✔️ بررسی عمیق آبجکتها و تایپها در C layer مفسر CPython
بسیار شنیدیم که همهچیز در پایتون آبجکت است. با اینکه این جمله درسته ولی خب یه سوال پیش میاد! زبان C که پایتون نیست، پایتون هم که C نیست پس چجوری با C چیزی نوشتن که توی پایتون ما به همهچیز میگیم آبجکت!
برای اینکه متوجه بشید آبجکتهای پایتون دقیقا چجوری نوشته شدن، این مقاله رو بخونید 😁
https://virgool.io/@liewpl/cpython-objs-types-c-layer-deep-dive-m5fjelhzrzny
〰〰〰〰〰〰〰
©@PyFarsi
بسیار شنیدیم که همهچیز در پایتون آبجکت است. با اینکه این جمله درسته ولی خب یه سوال پیش میاد! زبان C که پایتون نیست، پایتون هم که C نیست پس چجوری با C چیزی نوشتن که توی پایتون ما به همهچیز میگیم آبجکت!
برای اینکه متوجه بشید آبجکتهای پایتون دقیقا چجوری نوشته شدن، این مقاله رو بخونید 😁
https://virgool.io/@liewpl/cpython-objs-types-c-layer-deep-dive-m5fjelhzrzny
〰〰〰〰〰〰〰
©@PyFarsi
درود. یه موضوع ساده ولی جالب:
همونطور که میدونید برای تولید اعداد (شبه) رندوم از ماژول random استفاده میکنیم توی پایتون. یکی از ویژگی های الگوریتم هایی که برای تولید اعداد شبه رندوم استفاده میشن این هست که باید سعی کنن به صورت یکنواخت اعداد رو توزیع کنن.
منظورم این هست که به طور مثال اگه خواستید ۱۰ هزار بار بین ۱ و ۲ و ۳ یه عددی رو انتخاب کنید باید بتونه تقریبا ۳۳۳۳ تا ۱ ، ۳۳۳۳ تا ۲ و ۳۳۳۳ تا ۳ انتخاب کنه. اول یه تست بگیریم ببینیم چقدر نزدیک هست:
خیلی استفاده ها. یکیش که میخواستم دربارش صحبت کنم، حل بعضی مسائل مربوط به احتمالات ریاضی هست.
یه نمونش رو ببینیم:
۱۴۳ نفر در صف برای ورود به هواپیما هستند و هر نفر یک شماره صندلی متفاوت بین ۱ و ۱۴۳ دارد. تعداد صندلی های هواپیما هم دقیقا ۱۴۳ تا است. نفر اول شماره خودش را گم میکند و روی یک صندلی تصادفی میشند. از آن موقع به بعد هر کسی روی صندلی خودش مینشیند مگر این که فرد دیگری آنجا نشسته باشد و در این صورت روی یک صندلی خالی تصادفی مینشیند.
احتمال اینکه نفر ۱۴۳ ام روی صندلی خودش بنشیند چقدر است؟
اگه تونستین این سوال رو از راه ریاضی حل کنید که چه عالی، ولی اگر مثل من با دیدن صورت سوال راه حل ریاضیش به ذهنتون نیومد یا شک داشتید، کافیه بیاید فقط ۱ بار اون داستانی که توی صورت سوال اومده رو به کد تبدیل کنید، هرجا گفت تصادفی یا رندوم شما از random استفاده میکنید. در آخر مثلا ۱۰ هزار بار توی لوپ تکرارش کنید. به همین راحتی جواب و به دست میارید.
کلیت کار: یک لیستی درست کنید از ۱۴۳ نفر که هر کدوم یه شماره صندلی ای بین ۱ تا ۱۴۳ دستشونه، برای نفر اول یه شماره به صورت رندم انتخاب کنید، بعد از نفر دوم تا آخر چک کنید که آیا صندلیش خالی یا None هست یا پره؟
اگه خالی بود بذاریدش اونجا و اگه پر بود یه شماره رندوم براش انتخاب کنید. در انتها، ما بدست آوردیم که "یک بار"ش چی میشه... آیا نفر آخر میشینه سر جاش یا نمیشینه. این جواب مهم نیست چی باشه، همین تابع رو ۱۰ هزار بار کال کنید و توی Counter بذارید.
احتمالش چقدر شد؟
همونطور که میدونید برای تولید اعداد (شبه) رندوم از ماژول random استفاده میکنیم توی پایتون. یکی از ویژگی های الگوریتم هایی که برای تولید اعداد شبه رندوم استفاده میشن این هست که باید سعی کنن به صورت یکنواخت اعداد رو توزیع کنن.
منظورم این هست که به طور مثال اگه خواستید ۱۰ هزار بار بین ۱ و ۲ و ۳ یه عددی رو انتخاب کنید باید بتونه تقریبا ۳۳۳۳ تا ۱ ، ۳۳۳۳ تا ۲ و ۳۳۳۳ تا ۳ انتخاب کنه. اول یه تست بگیریم ببینیم چقدر نزدیک هست:
> from random import randintخیلی خوب و نزدیک بود. ولی حالا از اینکه اینا یکنواخت توزیع میشن چه استفادهای میتونیم بکنیم؟
> from collections import Counter
>
> Counter((randint(1,3) for _ in range(10_000)))
Counter({2: 3379, 3: 3345, 1: 3276})
خیلی استفاده ها. یکیش که میخواستم دربارش صحبت کنم، حل بعضی مسائل مربوط به احتمالات ریاضی هست.
یه نمونش رو ببینیم:
۱۴۳ نفر در صف برای ورود به هواپیما هستند و هر نفر یک شماره صندلی متفاوت بین ۱ و ۱۴۳ دارد. تعداد صندلی های هواپیما هم دقیقا ۱۴۳ تا است. نفر اول شماره خودش را گم میکند و روی یک صندلی تصادفی میشند. از آن موقع به بعد هر کسی روی صندلی خودش مینشیند مگر این که فرد دیگری آنجا نشسته باشد و در این صورت روی یک صندلی خالی تصادفی مینشیند.
احتمال اینکه نفر ۱۴۳ ام روی صندلی خودش بنشیند چقدر است؟
اگه تونستین این سوال رو از راه ریاضی حل کنید که چه عالی، ولی اگر مثل من با دیدن صورت سوال راه حل ریاضیش به ذهنتون نیومد یا شک داشتید، کافیه بیاید فقط ۱ بار اون داستانی که توی صورت سوال اومده رو به کد تبدیل کنید، هرجا گفت تصادفی یا رندوم شما از random استفاده میکنید. در آخر مثلا ۱۰ هزار بار توی لوپ تکرارش کنید. به همین راحتی جواب و به دست میارید.
کلیت کار: یک لیستی درست کنید از ۱۴۳ نفر که هر کدوم یه شماره صندلی ای بین ۱ تا ۱۴۳ دستشونه، برای نفر اول یه شماره به صورت رندم انتخاب کنید، بعد از نفر دوم تا آخر چک کنید که آیا صندلیش خالی یا None هست یا پره؟
اگه خالی بود بذاریدش اونجا و اگه پر بود یه شماره رندوم براش انتخاب کنید. در انتها، ما بدست آوردیم که "یک بار"ش چی میشه... آیا نفر آخر میشینه سر جاش یا نمیشینه. این جواب مهم نیست چی باشه، همین تابع رو ۱۰ هزار بار کال کنید و توی Counter بذارید.
احتمالش چقدر شد؟
✔️دوره آموزش FastAPI به زبان فارسی
2⃣3️⃣ قسمت سی و دوم - قسمت آخر
https://youtu.be/tuNQotTa1-0
#fastapi #آموزش
2⃣3️⃣ قسمت سی و دوم - قسمت آخر
https://youtu.be/tuNQotTa1-0
#fastapi #آموزش
YouTube
آموزش FastAPI قسمت آخر Deploying Project
سلام به کانال یوتیوبی پرشین پایتون خوش آمدید
FAST API
یک وب میکرو فریمورک پایتون هست که با شعار عملکرد بالا
(high performance)
، یادگیری آسان ، کد زنی سریع و آماده برای تولید توسط آقای سباستین رامیرز تولید شده
ویژگی های اصلی این فریمورک :
سرعت : عملکرد…
FAST API
یک وب میکرو فریمورک پایتون هست که با شعار عملکرد بالا
(high performance)
، یادگیری آسان ، کد زنی سریع و آماده برای تولید توسط آقای سباستین رامیرز تولید شده
ویژگی های اصلی این فریمورک :
سرعت : عملکرد…
انواع سرچ ها روی لیست:
خیلی خلاصه چند تا از انواع سرچ ها رو روی لیست باهم ببینیم:
فرض کنید یه لیست نا مرتبی از اعداد داریم به این شکل:
lst = [30, 2, 7, 14, 1, 25, 4, 15, 9]
اگه بخواهیم دنبال عدد ۱۵ بگردیم باید چیکار کنیم؟
1- Linear search(not optimized)
میتونیم از ایندکس شماره صفر شروع کنیم و تک تک تا انتها بریم جلو و اعداد رو نگاه کنیم ببینیم ۱۵ داخلشون هست یا نه. این درواقع کاری هست که پایتون انجام میده زمانی که شما از in استفاده میکنید. چون اعداد ترتیبی ندارن کار دیگه ای نمیشه کرد.
________________________________________
اگه اعداد مرتب بودن چی؟
lst = [1, 2, 4, 7, 9, 14, 15, 25, 30]
2- Linear search(optimized)
فرض کنیم میخواهیم دنبال عدد ۵ بگردیم. دوباره میتونیم شروع کنیم تک تک اعداد رو مقایسه کنیم، ولی بعد از اینکه به عدد ۷ رسیدیم، میتونیم دیگه ادامه ندیم. چون اعداد مرتب هستن، حتما توی اعداد بزرگتر از ۷ هم نخواهد بود. بهتر شد اینجا.
3- Jump search
میتونیم به جای اینکه تک تک به جلو بریم و اعداد رو، چند تا چند تا جلو بریم و بپریم اصطلاحا (jump search).
فرض کنید دنبال عدد ۲۵ میگردیم. میتونیم اعداد رو ۲ تا ۲ تا جلو بریم، یعنی اول ایندکس شماره ۰ (یا عدد ۱) و نگاه میکنیم، بعد میریم ایندکس شماره ۲ (یا عدد ۴)، بعد ایندکس شماره ۴ (یا عدد ۹) و تا آخر، هر جا که دیدیم عدد ایندکس مورد نظر بزرگتر از عدد مقصود ماست، یعنی به اون تیکه از لیست که ممکنه عدد هدف داخلش باشه رسیدیم، فقط کافیه داخل اون رو به صورت linear نگاه کنیم. برای پیدا کردن عدد ۲۵ ، فقط ۶ تا مقایسه لازم بود. (تو حالت خطی ۸ تا). حالا این jump ما چقدر باشه خوبه؟ محاسبات نشون میده که رادیکال n بهترین گام هست. ( n تعداد آیتم های داخل لیست هست)
4- Binary search
کافیه توی هر مرحله لیستمون رو به دو قسمت تقسیم کنیم، و آیتم هدف رو با آیتم وسطی مقایسه کنیم، اگه کوچیکتر بود، دیگه فقط توی اون نیمه ی سمت چپ دنبالش میگردیم، اگه بزرگتر بود توی نیمه ی سمت راست. و دوباره همینکار رو تکرار میکنیم تا به هدف برسیم.
5- Interpolation search
خیلی شبیه binary search هست با این تفاوت که اونجا نقطه ای که لیست ما رو تقسیم میکرد و دقیقا وسط لیست میگرفتیم، ولی اینجا با استفاده از این فرمول، اون نقطه رو بدست میاریم:
mid = low + ((key - arr[low]) * (high - low) / (arr[high] - arr[low]));
low = کوچکترین ایندکس
high = بزرگترین ایندکس
key = آیتم هدف
این فرمول نقطه ی تقسیم رو مایل به چپ یا راست پیدا میکنه، نزدیک تر به آیتم هدف. ولی برای اینکه interpolation search بتونه خیلی سریع عمل کنه، باید لیست ما به صورت یکنواخت توزیع شده باشه.
6 - Exponential search
توی این روش که برای لیست های خیلی بزرگ کاربرد داره، از ابتدا شروع میکنیم به گشتن، ولی گام های ما به صورت exponential هست (توان های ۲):
0, 1, 4, 9, 16, 25, ...
وقتی که آیتمی پیدا کردیم که از آیتم هدف ما بزرگتر بود، میایم اون تیکه رو دوباره فقط جست و جو میکنیم(مثل jump search) ولی دیگه این جست و جو خطی نیست بلکه روش binary search انجام میدیم.
نکته: این الگوریتم ها بسته به شرایط الگوریتم های خیلی بهتری هستن از کاری که پایتون انجام میده. به پایتون حتی اگه لیست مرتب شده هم بدید باز تک تک سرچ میکنه. ولی خب نکته اینجاست که اون با C پیاده سازی شده و احتمالا توی خیلی از پیاده سازی های pure python از الگوریتم هایی با time complexity بهتر سریعتر باشه.
در آینده سعی میکنم بیشتر درمورد time complexity ی هرکدوم از این انواع سرچ و اینکه کجا کدوم بهتره استفاده بشه صحبت کنیم.
خیلی خلاصه چند تا از انواع سرچ ها رو روی لیست باهم ببینیم:
فرض کنید یه لیست نا مرتبی از اعداد داریم به این شکل:
lst = [30, 2, 7, 14, 1, 25, 4, 15, 9]
اگه بخواهیم دنبال عدد ۱۵ بگردیم باید چیکار کنیم؟
1- Linear search(not optimized)
میتونیم از ایندکس شماره صفر شروع کنیم و تک تک تا انتها بریم جلو و اعداد رو نگاه کنیم ببینیم ۱۵ داخلشون هست یا نه. این درواقع کاری هست که پایتون انجام میده زمانی که شما از in استفاده میکنید. چون اعداد ترتیبی ندارن کار دیگه ای نمیشه کرد.
________________________________________
اگه اعداد مرتب بودن چی؟
lst = [1, 2, 4, 7, 9, 14, 15, 25, 30]
2- Linear search(optimized)
فرض کنیم میخواهیم دنبال عدد ۵ بگردیم. دوباره میتونیم شروع کنیم تک تک اعداد رو مقایسه کنیم، ولی بعد از اینکه به عدد ۷ رسیدیم، میتونیم دیگه ادامه ندیم. چون اعداد مرتب هستن، حتما توی اعداد بزرگتر از ۷ هم نخواهد بود. بهتر شد اینجا.
3- Jump search
میتونیم به جای اینکه تک تک به جلو بریم و اعداد رو، چند تا چند تا جلو بریم و بپریم اصطلاحا (jump search).
فرض کنید دنبال عدد ۲۵ میگردیم. میتونیم اعداد رو ۲ تا ۲ تا جلو بریم، یعنی اول ایندکس شماره ۰ (یا عدد ۱) و نگاه میکنیم، بعد میریم ایندکس شماره ۲ (یا عدد ۴)، بعد ایندکس شماره ۴ (یا عدد ۹) و تا آخر، هر جا که دیدیم عدد ایندکس مورد نظر بزرگتر از عدد مقصود ماست، یعنی به اون تیکه از لیست که ممکنه عدد هدف داخلش باشه رسیدیم، فقط کافیه داخل اون رو به صورت linear نگاه کنیم. برای پیدا کردن عدد ۲۵ ، فقط ۶ تا مقایسه لازم بود. (تو حالت خطی ۸ تا). حالا این jump ما چقدر باشه خوبه؟ محاسبات نشون میده که رادیکال n بهترین گام هست. ( n تعداد آیتم های داخل لیست هست)
4- Binary search
کافیه توی هر مرحله لیستمون رو به دو قسمت تقسیم کنیم، و آیتم هدف رو با آیتم وسطی مقایسه کنیم، اگه کوچیکتر بود، دیگه فقط توی اون نیمه ی سمت چپ دنبالش میگردیم، اگه بزرگتر بود توی نیمه ی سمت راست. و دوباره همینکار رو تکرار میکنیم تا به هدف برسیم.
5- Interpolation search
خیلی شبیه binary search هست با این تفاوت که اونجا نقطه ای که لیست ما رو تقسیم میکرد و دقیقا وسط لیست میگرفتیم، ولی اینجا با استفاده از این فرمول، اون نقطه رو بدست میاریم:
mid = low + ((key - arr[low]) * (high - low) / (arr[high] - arr[low]));
low = کوچکترین ایندکس
high = بزرگترین ایندکس
key = آیتم هدف
این فرمول نقطه ی تقسیم رو مایل به چپ یا راست پیدا میکنه، نزدیک تر به آیتم هدف. ولی برای اینکه interpolation search بتونه خیلی سریع عمل کنه، باید لیست ما به صورت یکنواخت توزیع شده باشه.
6 - Exponential search
توی این روش که برای لیست های خیلی بزرگ کاربرد داره، از ابتدا شروع میکنیم به گشتن، ولی گام های ما به صورت exponential هست (توان های ۲):
0, 1, 4, 9, 16, 25, ...
وقتی که آیتمی پیدا کردیم که از آیتم هدف ما بزرگتر بود، میایم اون تیکه رو دوباره فقط جست و جو میکنیم(مثل jump search) ولی دیگه این جست و جو خطی نیست بلکه روش binary search انجام میدیم.
نکته: این الگوریتم ها بسته به شرایط الگوریتم های خیلی بهتری هستن از کاری که پایتون انجام میده. به پایتون حتی اگه لیست مرتب شده هم بدید باز تک تک سرچ میکنه. ولی خب نکته اینجاست که اون با C پیاده سازی شده و احتمالا توی خیلی از پیاده سازی های pure python از الگوریتم هایی با time complexity بهتر سریعتر باشه.
در آینده سعی میکنم بیشتر درمورد time complexity ی هرکدوم از این انواع سرچ و اینکه کجا کدوم بهتره استفاده بشه صحبت کنیم.
conditional breakpoint:
فرض کنید همچین کدی داریم:
ولی موضوع این هست که دیباگر وقتی ران میشه همون ابتدا کنار for loop وایمیسته و ما باید دستی جلو ببریم. تو این حالت i مساوی ۰ هست. منطقی نیست که ۹۰ بار روی next بزنیم تا برسیم به اون حالتی که i برابر ۹۰ میشه. خوشبختانه یه چیزی به اسم conditional breakpoint وجود داره که میتونید بهش یه expression عه boolean بدید و دیباگر فقط زمانی وایمیسته که اون expression درست باشه.
توی ادیتور دلخواهتون بعد از اینکه break point گذاشتین، راست کلیک کنید روش و edit رو بزنید(یا هر اسم دیگه ای که داره) و توی اون پنجره ای که باز میشه بنویسید:
بابت این مثال تعبیه ای و ساده ببخشید ولی چیز بهتری به ذهنم نرسید. مهم مفهومش بود که تحت شرط خاصی بگیم وایسه.
فرض کنید همچین کدی داریم:
for i in range(100):و دوباره فرض کنید که زمانی که i میشه ۹۰ یه مشکلی بوجود میاد. میخواهیم برنامه رو دیباگ کنیم. چه کنیم؟ break point بذاریم سمت چپ for loop.
print(i)
ولی موضوع این هست که دیباگر وقتی ران میشه همون ابتدا کنار for loop وایمیسته و ما باید دستی جلو ببریم. تو این حالت i مساوی ۰ هست. منطقی نیست که ۹۰ بار روی next بزنیم تا برسیم به اون حالتی که i برابر ۹۰ میشه. خوشبختانه یه چیزی به اسم conditional breakpoint وجود داره که میتونید بهش یه expression عه boolean بدید و دیباگر فقط زمانی وایمیسته که اون expression درست باشه.
توی ادیتور دلخواهتون بعد از اینکه break point گذاشتین، راست کلیک کنید روش و edit رو بزنید(یا هر اسم دیگه ای که داره) و توی اون پنجره ای که باز میشه بنویسید:
i == 90حالا با زدن دکمه دیباگ فقط زمانی وایمیسته که این شرط درست باشه.
بابت این مثال تعبیه ای و ساده ببخشید ولی چیز بهتری به ذهنم نرسید. مهم مفهومش بود که تحت شرط خاصی بگیم وایسه.
.pythonrc
درست مثل
.nanorc
.bashrc
.vimrc
...
و بقیه ی فایل های مشابه، یه pythonrc هم داریم که به همون منظور ایجاد شده. قرار هست از قبل از startup عه REPL خونده و اجرا بشه.
استفاده های مختلفی میشه کرد: مثلا اگه همیشه وقتی REPL رو باز میکنید یه سری کتابخونه رو import میکنید، میتونید یک بار اینجا import کنید و دیگه هربار اینکار رو نکنید.
یا مثلا اگه یه سری helper فانکشن برای خودتون نوشتید میتونید یکبار اینجا تعریفش کنید و هروقت که REPL رو باز کردید در دسترس شما هست.
یه کار جالب دیگه اینکه میتونیم built-in فانکشن help رو با inspect که توی rich هست عوض کنیم:
.pythonrc
اشاره کنه.
الان ورژن rich استفاده میشه وقتی روی آبجکتی بزنید.
منبع
درست مثل
.nanorc
.bashrc
.vimrc
...
و بقیه ی فایل های مشابه، یه pythonrc هم داریم که به همون منظور ایجاد شده. قرار هست از قبل از startup عه REPL خونده و اجرا بشه.
استفاده های مختلفی میشه کرد: مثلا اگه همیشه وقتی REPL رو باز میکنید یه سری کتابخونه رو import میکنید، میتونید یک بار اینجا import کنید و دیگه هربار اینکار رو نکنید.
یا مثلا اگه یه سری helper فانکشن برای خودتون نوشتید میتونید یکبار اینجا تعریفش کنید و هروقت که REPL رو باز کردید در دسترس شما هست.
یه کار جالب دیگه اینکه میتونیم built-in فانکشن help رو با inspect که توی rich هست عوض کنیم:
from functools import partialحالا باید environment variable عه PYTHONSTARTUP رو هم ست کنیم که به فایل
from rich import inspect, pretty
help = partial(inspect, help=True)
pretty.install()
.pythonrc
اشاره کنه.
الان ورژن rich استفاده میشه وقتی روی آبجکتی بزنید.
منبع
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 Anti-DDos in python (Flask)
💢 خب همونطور که در ویدیو مشخصه ۴ تا ثابت داریم که اولی مقدار درخواستی که بعدش لیمیت بشه و دومی هم مقدار درخواستی که بعدش آیپی بلاک بشه. اون قسمتی که برای چک کردن ایپی ایران بهش آیپی ثابت دادم، چون روی لوکال هاست هست وگرنه خطا میخورد.( اون خطای کانکشن هم دیدن برای اینترنت بود. )
💯 از دیتابیس ردیس استفاده شده ، کلیت کار هم به این شکله که کاربر توی یک بازه مشخص اگر زیاد ریکوئست زد به سایت ، میاد یک محدودیت میندازه براش مثلا ۲۴ ساعته، اگر دوباره شروع کرد درخواست زدن و بیش از حدی که تعیین شده بود، آیپی دائما بلاک میشه.
♾ پ.ن: به روش های مختلفی میشه نوشت و این یک روشش بود، میتونید از flask_limited هم استفاده کنید.
آدرس گپ :
🔰 www.tgoop.com/PyFarsi
آدرس کانال :
🔰@PSFarsi
💢 خب همونطور که در ویدیو مشخصه ۴ تا ثابت داریم که اولی مقدار درخواستی که بعدش لیمیت بشه و دومی هم مقدار درخواستی که بعدش آیپی بلاک بشه. اون قسمتی که برای چک کردن ایپی ایران بهش آیپی ثابت دادم، چون روی لوکال هاست هست وگرنه خطا میخورد.( اون خطای کانکشن هم دیدن برای اینترنت بود. )
💯 از دیتابیس ردیس استفاده شده ، کلیت کار هم به این شکله که کاربر توی یک بازه مشخص اگر زیاد ریکوئست زد به سایت ، میاد یک محدودیت میندازه براش مثلا ۲۴ ساعته، اگر دوباره شروع کرد درخواست زدن و بیش از حدی که تعیین شده بود، آیپی دائما بلاک میشه.
♾ پ.ن: به روش های مختلفی میشه نوشت و این یک روشش بود، میتونید از flask_limited هم استفاده کنید.
آدرس گپ :
🔰 www.tgoop.com/PyFarsi
آدرس کانال :
🔰@PSFarsi
اگر به دنبال یک منبع خوب برای یادگیری اجمالی Type hint ها به همراه مثال هستید، داکیومنت mypy یک منبع مناسب برای شماست.
Link: https://mypy.readthedocs.io/en/stable/index.html
Link: https://mypy.readthedocs.io/en/stable/index.html
سلام.
بریم یک ترفند باحال در f-string هارو ببینیم😁
فرض کنید موقعیتی پیش میاد که ما یه کدی مثل کد زیر داریم :
x
به جای نوشتن کد بالا میتونیم از این ترفند ساده و باحال در f-string استفاده کنیم :
مثال :
اگه شما یک کد به این شکل داشته باشید :
تا ترفند های دیگه بدرود😃
آدرس گروه :
🔰 @PyFarsi
آدرس کانال :
🔰@PSFarsi
بریم یک ترفند باحال در f-string هارو ببینیم😁
فرض کنید موقعیتی پیش میاد که ما یه کدی مثل کد زیر داریم :
x = 3
print(f'x * 9 + 15 = {x*9 + 15}')
خب نتیجه ی این کد چیه؟x
* 9 + 15 = 42
خب اگه دقت کنید میبینید که نوشتن این کد یکم حوصله سربره چرا؟ چون ما باید اول بیاییم و متن expression رو بنویسیم که چه محاسبه ای قرار هست انجام بگیره و بعد داخل {}
باید خود expression رو بنویسیم تا evaluate بشه و نتیجه رو نشون بده. این کد شاید الان کوتاه باشه و مشکلی نداشته باشه اما اگه ما یه کد مشابه در مقیاس بالاتر داشته باشیم قطعا دو بار نوشتن و یا حتی کپی کردن اونم مشکل و کسل کننده میشه. خب راه حل چیه؟به جای نوشتن کد بالا میتونیم از این ترفند ساده و باحال در f-string استفاده کنیم :
x = 3
print(f'{x * 9 + 15 = }')
نتیجه :x * 9 + 15 = 42
این دقیقا همون کد بالا ولی کمی کوتاه تره..وقتی از علامت مساوی در f-string به این شکل استفاده میکنیم پایتون میاد و متن expression مارو در سمت چپ قرار میده و بعد اون expression رو evaluate میکنه و در سمت راست و بعد از علامت مساوی قرار میده. این ویژگی از نسخه 3.8 پایتون ارائه شده و کاربردشم برای بحث debugging هست.مثال :
اگه شما یک کد به این شکل داشته باشید :
a_string = 'word 1 tab \t double quote \\" last words'
print(f'a_string = {a_string}')
خروجی :a_string = word 1 tab double quote \" last words
واضحه که تمام escape charecter ها بر روی string اعمال میشن اما اگه اینطوری بنویسیم :print(f'{a_string = }')
خروجی :a_string = 'word 1 tab \t double quote \\" last words'
همینطور که میبینید escape character ها نادیده گرفته شدن و رشته مون به همون شکلی که هس چاپ شده.تا ترفند های دیگه بدرود😃
آدرس گروه :
🔰 @PyFarsi
آدرس کانال :
🔰@PSFarsi