tgoop.com/rezashirazy/6890
Last Update:
▪️ویژهی سالگشت جنبش زن،زندگی،آزادی-۲
💠کمال اطهاری
چرخ ز استیزهی من خیره و سرگشته شود
زانک دو چندانِ ویم، گرچه چنین مختصرم
(مولانا)
▪️پرندهی نوپروازِ جنبش زن، زندگی، آزادی، سرانجام بر آسمانِ بلند پَر باز میکند. اما تنها با افشاندن جان در خیابانهای ایران، برگزاری چند نشست و گردهمایی در خارج، و نوشتن چند بیانیه و منشور، این جهان عبوس را نمیتوان به قوارهی خواستههای متکثر و چندوجهیِ ملت بزرگ ایران بُرید. باید دولتی را برسر کار آورد و نظامی را برپا کرد که بار دیگر ستم، نابرابری، فساد و ضدیت با توسعه را جای آزادی، برابری، عدالت، شایستگی، و توسعهی پایدار جامعه ننشاند، و اندکی نگذشته دولت نخواهد با نظامی کژکارکرد و ستمگر، بال اندیشهی جامعه را ببندد و تنش را برای بهرهکشی بفشارد.
🔸همانطور که در یادداشتهای پیشین طرح کرده بودم، نظام موجود در ایران، بهخصوص از دورهی ریاست جمهوری احمدینژاد، فاقد الگو و ارادهی توسعه گشته، و این به تثبیت نوفئودالیسم در ایران بهصورت گرایش به انحصار قدرت، ثروت و مالکیت، و بهرهکشی زورمدار انجامیده، و آن را بهسوی فروپاشی محتوم رانده است. عاملان اصلی این بهرهکشی زورمدار با زیور عاریهی دینسالاری، چنان فاقد هرگونه دانش و عقلانیت توسعهبخش بودند که تداوم انحصار قدرت و ثروتشان را به پوشاندن تار موی بانوان وابسته کردند، پس اینک بقایشان به مویی بند شده است. در چنین شرایطی که مختصر پیچیدن باد در موی بانوان بنیان یک نظام را برباد میدهد، نمایان است که کهنه ماندنی نیست. اما نو نیز نمیتواند زاده شود، چراکه مخالفان، دانش و توانِ قابلهگری زایش، و پرورش زادهشده را ندارند. در فقدان این دانش و توانمندی، مدتزمان زایش جامعهی نو طولانیتر، و درد و رنج آن افزونتر میشود، و چون گذشته جامعهی نو پس از زایش به برومندی نمیرسد.
▪️اکنون که بهقول هگل، جوش و شور ابتدای جنبش زن، زندگی، آزادی فرونشسته، و پرندهی خِرَد برای درک آنچه گذشته بهبالایش بال گشوده، تحلیلهایی باارزش در این زمینه منتشر شده است. ازین جمله، سایت وزین نقد اقتصاد سیاسی بهخصوص در ویژهنامهی شمارهی ۶ زن، زندگی، آزادی (بهار ۱۴۰۲) مجموعهای از مقالات ارزشمند و قابل گفتوگو را ارائه نموده است. در این یادداشت میکوشم با نگاه به آنها، بنا به تلاشی که از گذشته داشتهام، چند راهبرد برای بهدست آوردن دانش و توان زایش و پرورش جامعهی نو را در چارچوب یک برنامهی ضروری پژوهش جمعی، با هدف دستیابی به یک نظام دموکراتیک توسعه، مطرح کنم.
1️⃣ تجربهی تاریخی جهانی ثابت کرده که «سزارین» جامعهی نو محکوم به شکست است، چراکه بهقول مارکس در مقدمهی کتاب سرمایه، جهش ممکن نیست. لنین در «بیماری کودکی چپروی» پاسخ انگلس به بلانکیستها را چنین نقل میکند: «بلانکیستها از آن جهت کمونیست هستند که خیال میکنند چون خودشان میخواهند از روی ایستگاههای بین راه جستن نمایند دیگر همهچیز روبهراه است و اگر در همین روزها کار «آغاز شود»... و حکومت بهدست آنها بیفتد، آنگاه پسفردا «کمونیسم برقرار خواهد شد»... چه سادهلوحی کودکانهایست که انسان ناشکیبایی شخصی خود را استدلال تئوریک جلوهگر سازد!».
🔸پس راهبرد ضروری نخست، کنار گذاشتن ناشکیبایی شخصی، و کوشش برای شناخت و بهینهسازیِ منافع متکثر طبقات در چارچوب یک الگوی توسعهبخش است. بهقول کارل پولانی: سرنوشت طبقات را نیازهای جامعه بیشتر تعیین میکند، تا سرنوشت جامعه را نیازهای طبقات... میزان توفیق طبقات در یک منازعه بستگی خواهد داشت به تواناییشان در جلب حمایت اعضای سایر طبقات که این نیز به نوبهی خود به میزان تحقق تکالیفی منوط خواهد بود که منافعی گستردهتر از منافع خودشان مقرر کرده است... چالش برای کلیت جامعه است، واکنش را گروهها و بخشها و طبقات نشان میدهند (دگرگونی بزرگ، ترجمهی محمد مالجو).
2️⃣ اگر راهبرد و رویکرد بالا را قبول داشته باشیم، آیا بهقول پرویز صداقت در ویژهنامهی شمارهی ۶، «دستیابی به نظام دموکراتیک حکمرانی شرط مقدم برای هر تغییر مؤثری به نفع طبقات مردم» خواهد گشت و حاکمیت آزادی بر ضرورت را تضمین خواهد کرد؟ یا بهقول سعید رهنما، «مهمترین پیششرط اجراییشدن خواستهای آزادیطلبانه و عدالتجویانه، استقرار یک نظام دموکراتیک» خواهد شد؟.......
متن کامل:
https://cutt.ly/zwxNTMMO
#ایران_فردا
#کمال_اطهاری
#جنبش_زن_زندگی_آزادی
BY کانال رضا شیرازی

Share with your friend now:
tgoop.com/rezashirazy/6890