Telegram Web
‏برخی نوشتند جواد روحی را به‌خاطر رقصیدن کشتند. اما جواد را تنها برای رقصیدن نکشتند. مدتی پیش که ویدیوهای اعتراضات را مرور میکردیم در بسیاری از تصاویر نوشهر، جواد، بی هیچ ترس و واهمه‌ای در وسط جمعیت، درحال رهبری دیگران است. ⁧ #جواد_روحی⁩ یک قهرمان به تمام معنا بود.

‏در ویدیو سوم، شخصی که در تصویر در نزدیکی ⁧ #جواد_روحی⁩، دیده میشود و چهره‌اش تار نشده، حسینعلی کیا است. حسینعلی، یک ساعت پس از این ویدیو، در اعتراضات همان روز، توسط جمهوری‌اسلامی کشته شد.
🩸هموطنان آزاده و مبارز;
شورای بر گزاری آکسیون های مشترک در هلند همراه با دیگر سازمان ها، نهادها، کولکتیو ها، تشکل‌ها و افراد مبارز، آزادیخواه و دموکرات، در سالگرد قتل حکومتی ژینا ( مهسا امینی) که موجب آغاز انقلاب زن، زندگی، آزادی شد، در تاریخ 16 سپتامبر 2023 تظاهراتی پر شکوه در میدان دام آمستردام برگزار میکند.
این تظاهرات حرکتی فرا جناحی و فراحزبی است و متعلق به همه کسانی است که می‌خواهند در اولین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی با تمام شور و احساس مسئولیتشان بار دیگر به طور گسترده به میدان آمده و علیه جنایات رژیم جمهوری اسلامی شعار داده و پژواک صدای مردم ایران باشند.
سرنگون باد رژيم جمهوری اسلامی
پیروز باد انقلاب زن، زندگی، آزادی
🔺شورای بر گزاری آکسیون های مشترک در هلند.
Insta: council_nl
Email: [email protected]
🍂🍁
🔻باز هم فاجعه دلخراش انفجار معدن کارگران را به کام مرگ کشاند: انفجار در معدن رزمجاه طزره در شمال شهرستان شاهرود سبب مرگ ۶ کارگر شد.

در انفجار معدن زغال سنگ «رزمجای غربی» طزره ۶ کارگر جان باختند.

پنج نفر از جان باختگان کارگران شاهرودی معدن و یک نفر اهل دامغان است.

#عدم_نظارتهای_قانونی_نبودایمنی_سودورزی_کارفرمایان_تکرار_فجایع_کار
🔴 زن زندگی آزادی امیدی کاذب یا حقیقتی تابان


مدتهاست فاز دوم خیزش عظیم زن زندگی آزادی آغاز شده و به مناسبت قتل ژینا چه خیابان تسخیر گردد و چه در سرتاسر ایران اعتراضی بزرگ برپا گردد چه دستگیری ها را به هزار هزار برسانند و حتی دانشگاهها را برای همیشه ببندند یا مدارس بازگشایی نشود و در خیابانهای کشور دختران و زنان شجاع را نقره داغ کنند زندانیان را سر به نیست، آدم ربایی را افزون، اساتید را اخراج، مادران دادخواه را دستگیر و پدران معترض را زندانی، زندانیان را شکنجه و شکنجه شده گان را به چوبه های دار بکشند و ... جامعه به سکون و سکوت کشیده نخواهد شد.

دست به هر کاری بزنند بی ثمر است و بیهوده و صد البته بی نتیجه و به مفت نمی ارزد! چون انزجار و نفرت از حکومت آخوندیسم سر تا پای جامعه را فرا گرفته است و فضا در کلان شهرها از آن مردم است و بس.

اما پرسشی همچنان ذهن و فکر مرا به خود مشغول کرده است طوریکه از همه می پرسم و بدنبال پاسخی قانع کننده هستم؛

براستی حاشیه همراهی خواهد کرد؟ بدون همبستگی فراگیر طبقاتی یعنی همراهی فرودستان با اقشار میانه ما در استانه واژگونی مافیای قدرت و ثروت قرار خواهیم گرفت؟ بدون سربازگیری از حاشیه خیزش عظیم زن زندگی آزادی تاریخ ساز خواهد شد؟ براستی حاشیه را چگونه می توان همراه کرد؟ نقش نهادهای مستقل مدنی که در حاشیه ها همچنان حضور هر چند حضوری کم رنگ هم داشته باشند می تواند در ترغیب و کشاندن دهک های پایین به تسخیر خیابان کاری کارستان کنند یا نه؟

باید توانست به این مشکل، که مانع کوچکی هم نیست فائق آمد. چگونه با کدام راه کار و روش می توان فرودستان را با خیزش عظیم زن زندگی ازادی همراه کرد؟ شعار نان چنین امکانی را فراهم خواهد کرد؟ اگر پاسخ مثبت است باید بدون فوت وقت شعار نان و آزادی را همردیف شعار زن زندگی آزادی سر داد تا در سرتاسر ایران طنین افکن شود تا شاهد همبستگی اجتماعی فراگیر شود. فورا باید اضافه کنم که کارگر زاده ها که بخشی از نسل جوان معترضند در پیوند فرودستان با اقشار میانه نقشی حیاتی دارند. بعلاوه گره خوردن مطالبات صنفی و اجتماعی فرهنگیان و بازنشسته های معترض به مطالبات سیاسی در کشاندن نیروهای حاشیه به متن شاید کارساز گردد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴مهسا امینی نه تنها نماد انقلاب پیش رو که اسم رمز تمامی مبارزین آزادی خواه و برابری طلب، در خیزش عظیم زن زندگی آزادی ست.
🔴 این نوشتار پاسخی است به دعوت رادیوزمانه برای هم‌اندیشی و چاره‌اندیشی در خصوص جنبش زن، زندگی، آزادی.


من پویا ... هستم. 29 سال دارم. ساکن تهران هستم. شغلم فرهنگ‌نویسی/زبانشناسی است. فعال سیاسی و اجتماعی نیستم. در حوزه کاری خود، گاهاً در پژوهش‌هایی حضور داشته‌ام که اضلاع اجتماعی داشتند. بااینحال، من این مطلب را به عنوان یک شهروند می‌نویسم.
ساختار متن عبارتست از دو بخش اصلی. بخش نخست به مشاهدات، تجریبات، و آموخته‌های یک سال گذشته می‌پردازد. بخش دوم می‌کوشد زمینه‌ای برای نزدیک شدن به "چه باید کرد" بیابد.
--for the simple reason that power is not possessed by any particular person or institution. Power lies rather in the fragmentation of social relations.
--آقای نیکفر در پاره‌ای از تحلیل‌های خود به دولت‌گرا بودن تفکر سیاسی و نگاه سیاسی در ایران اشاره می‌کنند. به این اشاره باید این را افزود که پس ما دولت را آنچنان که هست نمیبینیم. گسستوارگی آن را. و بخصوص هر چه به منطقه مرزی آن با جامعه بیشتر توجه کنیم بیشتر متوجه این ابهام خواهیم شد. و آنچه در فرآیند مشاهده دیده نشود بر تحلیل و کنش اثرگذار خواهد بود.
--ساختارهای مالی و بوروکراتیک رژیم. دو مقوله‌ای که به قدر کافی به آنها پرداخته نمی‌شود. ما لغتی (صفتی) داریم به نام کافکایی یا کافکاوار (Kafkaesque). در دوره‌های فروکش و پسرفت جنبش این ساختارها در تحدید شهروندان و تحلیل نیروی اعتراضی نقشی موثر بازی می‌کنند (تنها به عنوان یک مثال: این موضوع را در متن تجربیات زندانیان سیاسی بررسی کنید).
در مورد ساختارهای مالی، حداقل صحبت از آن در قالب مقولاتی چون فساد، ناکارآمدی، رانت، تورم و کاهش ارزش پول جریان دارد؛ اما هنگامی که صحبت از ساختارهای مالی رژیم می‌کنم مظور مشخصی دارم که در ادامه آن را شرح می‌دهم. نخست آن گروهی که شاید با رژیم همدلی یا همفکری ایدئولوژیک نداشته باشند اما از حیث منافع مادی با آن همسو هستند (سمت بالا و چپ تا میانه ماتریس اجتماعی). اگر در مقابل نیروی ستیهندگی و اعتراض یک نیروی مانایی/ایستایی متصور شویم و آنرا به عوامل و عناصری نسبت دهیم. به گروه بالا باید گروه (های) دیگری را اضافه کنیم. از جمله قشری که از آنها با عنوان "کارمندان دولت" یاد می‌شود (متاسفانه پژوهشی که رابطه میان شرکت در اعتراضات را با دو مولفه شغل و دولتی/خصوصی بودن محل اشتغال را بررسی کند در دست نیست). اینان نیز گروهی هستند فارغ از اعتقادات و باورها بنوعی در برقراری سیستم موجود نقشی ایفا می‌کنند.
--شاید به دلیل فقدان نهادهای ماینه و میانجی در ایران، شکل‌گیری و سپس برقراری جنبش‌ها بسیار دشوار است. یکی از این دشواری‌ها به این صورت نمایان می‌شود که هیچ نقطه‌ای (در واقع نقاطی) نیست که جنبش پس از عقب‌نشینی آنرا تکیه‌گاه کند و به اصطلاح به -چانه‌زنی- با حکومت بپردازد.
--جامعه تحریک پذیر است.
--سطح گفتمانی جنبش. اساساً تبیینی در کار نیست. چندان بحثی هم در کار نیست. زمینه‌های مستعد و خطرناکی از اقتدارگرایی (در شکل سلطنت‌طلبی که در قالب پادشاهی مشروطه یا مونارکی تبلیغ می‌شود) محسوس هستند. چپ‌ها به شدت -عقب- هستند و با نوعی تبلی و سستی و کمبود ژرفا مواجه‌اند! لزوماً جمهوری به عنوان آلترناتیو مورد ارائه گفتمان زن، زندگی، آزادگی تلقی نشد و اهمیت جمهوری‌خواهی و لائیسیته به نظر به قدر کافی مورد تاکید قرار نگرفت. درباره بخش "زندگی" بسیار بیشتر باید کار می‌کردیم.
--گرچه زن، زندگی، آزادگی به نوعی نخستین جنبش اعتراضی ایجابی (برای...) بعد از انقلاب و از این حیث ارزشمند و ستودنی است، اما دقیقاً از همین نقطه‌نظر نقدهایی به آن وارد است. توقف و عدم همسوئی عده‌ای (از همدلان) نشان داد که در نهایت، گفتمان این جنبش، نتوانست بدیل یا افقی تضمین‌کننده عدالت، آزادی و رفاه همگان برنهد. در اینجا نکته مهمی وجود دارد که نباید از آن غافل شد: اینکه این مسئله 1) تا چه حد به ضعف یا ایراد در کنش کنشگران برمی‌گردد و 2) تا چه حد به تغییراتی در انتظار، درک و نگاه مردم نسبت به مسئله انقلاب، جامعه و حکمرانی؟ (یا چه ترکیبی از هر دو؟) لازم است که از این حیث به جامعه ایران و جنبش‌های اعتراضی ضد رژیم حاکم در آن توجه کرد (که آیا ما با گونه‌ای ضداتقلاب مواجه هستیم؟ پاسخ ساده نیست. اما حتی اگر پاسخ منفی باشد باید به این نکته توجه کرد که رژیم حاکم محصول یکی از بزرگترین انقلاب‌های زمان خود است، مخالفان خود را "ضدانقلاب" می‌خواند، و ذهنیت بسیاری از شهروندانش را نسبت به مقوله انقلاب به امری منفی تغییر/سوق داده است. این مسئله می‌تواند یک شهروند را در موقعیتی متناقض قرار بدهد: از یک سو، تحمل وضع موجود روز به روز سخت‌تر می‌شود، و از سوی دیگر وضع بدتری تصور می‌شود که در پی یک انقلاب ممکن است پدید آید.)
--جنبش زن، زندگی، آزادی نیروی ساده‌کننده ندارد. نیرویی که گفتمان آنرا به ضرورت کاربرد به شکلی همه‌فهم‌تر دربیاورد، آنگونه که در 57 این اتفاق می‌اتفاد. اساساً این کار با ماهیت آن سازگار نیست، زیرا خود ماهیتش را از انضمام تکه‌ها میگیرد. شاید تنها قسمتی از آن که امکان ساده‌شدن داشته باشد، این باشد که "جموری اسلامی؟ نه"..
--پرجلوه‌ترین قسمت جنبش: هیچ چیز مانند یک کنش جمعی واقعیت را تغییر نمی‌دهد.
--چیزی که نیروهای موسوم به اپوزوسیون و سایر کاندیداهای خودخوانده حاکمیت پساجمهوری اسلامی کمتر دوست دارند به آن اذعان کنند این است که کشور ایران به راستی در وضعیت بسیار پیچیده‌ای قرار داد و چنانچه حاکمیتی "بخواهد" مشکلات را حل کند، شاید آن زمان تازه ابعاد حقیقی آن چه پیش روی ماست پدیدار شود. کشوری با ساختارها و زیرساخت‌های تضعیف‌شده، اقتصاد ویران، محیط زیست بحرانی، مشکلات اجتماعی فراوان و غیره. صرفاً به عنوان یک مثال: هر حاکمیتی در دوران پساجمهوری اسلامی، قطعاً با وعده بهبود وضعیت اقتصادی پا به میدان خواهد گذاشت؛ در حالیکه می‌دانیم دوره‌های رشد اقتصادی همواره دربردارنده تخریب و غارت شدید محیط‌زیست برای تأمین منابع هستند. کشوری که توأماً با مشکل اقتصادی و رشد پایین از یک سو و مشکلات محیط‌زیستی و اقلیمی از سوی دیگر دست‌به‌گریبان است باید با چه الگوی رشدی حرکت کند که هر دو را نجات دهد؟
--زن، زندگی، آزادی شعاری پذیرا و پیوند‌دهنده است. اما در جامعه، کماکان سکان‌دار آن طبقه متوسط و بخصوص طبقه متوسط فقیر(شونده) دیده می‌شوند. و طبقه متوسط فقیرشونده میان خود و طبقه کارگر و فرودستان تفاوت قائل است. این تفاوت خود را در چنین بزنگاه‌هایی نشان می‌دهد؛ که علیرغم همدلی، بعضاً اشتراک در تبعیض‌ها و ستم‌ها، و حتی جریان داشتن اعتراضات و اعتصابات کارگری هم‌افزایی لازم صورت نگرفت.
--بخش عظیمی از سیطره نظام حاکم و ستم و تبعیض ناشی از آن، از طریق فرآیند "عادی‌سازی" ممکن می‌شود. در تحلیل گفتمان، ابزاری وجود دارد به نام غیرعادی‌سازی یا عجیبش کن (make it strange tool)؛ در استفاده از این ابزار شما باید در نگاه به یک پدیدار از آن آشنایی زدایی بکنید و عادات و قراردادها را به حالت تعلیق دربیاورید. آنگاه می‌بینید که بسیاری از بدیهیات دیگر چندان بدیهی نیستند.
در ایران، ما با انبوهی از چیزهای غیرعادی که عادی‌سازی شده‌اند مواجهیم، آنقدر که شاید باید پرداختن به آنها را اولویت‌بندی کنیم!
جنبش مهسا، تاحدی در این کار موفق بود. اما نه به قدر کافی. یعنی در مقایسه با حجم وسیع جنایت‌ها، ستم‌ها و تبعیض‌های عادی‌سازی‌شده تنها بر یک بعد دست گذاشت.
اما حتی در زمینه حقوق زنان نیز، از آنرو که جنبش سویه‌ای براندازانه داشت مسائلی چون حقوق مساوی و حق قضاوت و شرکت در انتخابات و غیره به قدر کافی مطرح نگشتند. شاید این درست باشد که زنان (که روسری از سر برداشته‌اند) دیگر بر سر این حقوق با حکومت مذاکره نمی‌کنند، اما بحث درباره این‌ها می‌تواند به ریشه‌های موضوع راه برد که اتفاق خوبی است (اشاره: به عنوان یک نمونه در فقه اسلامی پریود به عنوان یکی از دلایل اصلی عدم صلاحیت زنان برای قضاوت مطرح می‌شود. و در "فقه پویا" برای اینکه زحم نجاست توی ذوق نزند از عدم ثبات خلقی در این دوره صحبت می‌کنند. حال در بحث با مردان جوان ایرانی، حتی شاید آنهایی که در جنبش شرکت داشتند ممکن است ببینید که چنین دیدگاه‌هایی کماکان رسوب کرده‌اند. این بحث را به شکل تکمیلی در ادامه پی می‌گیریم.)
--در توضیح شکست‌ها و پیروزی‌های جنبش مهسا سازوکارهایی نامرئی در کار هستند که چندان به چشم نمی‌آیند. شاید به آنها اشاره بشود. اما ردگیری روند آنها کاری دشوار است. در پیکره متون جامعه‌شناسی، سیاست، انسان شناسی (و سایر علوم مرتبط با موضوع) ما، کثرت معنی‌دار دو موضوع جالب، جلب توجه می‌کند: 1. فقدان‌ها و 2. Xهای (غیر)واقعی.
1. فقدان‌ها: به سادگی یعنی چیزهایی که نداریم، نیستند. مفهوم دموکراسی بارها موضوع این پرسپکتیو قرار گرفته است. این موضوع به خودی خود عجیب نیست. عجیب بسامد و نوزایش آن در هر نسل است. به اینصورت که ما با نوعی ادبیات فقدان مواجه هستیم. و واقعیتی که هست پیوسته با چیزی که نیست، می‌توانست باشد، یا آنچه خواهد شد، مقایسه می‌شود. همچنین با سایر چیزهایی که در سایر نقاط جهان هم‌اکنون وجود دارند.
2. X واقعی: مثل وقتی که میگوییم دموکراسی واقعی، پیشرفت واقعی، اقتدار واقعی وغیره. این موضوع در پیکره متون به این شکل مشاهده می‌شود (و اشاره به آن از این رو ضرورت دارد که) یک مفهوم و/یا یک چهارچوب نظری در مواجهه با داده‌ها، فکت‌ها و واقعیت‌ها دچار نوعی تنافر شده و در توضیح کارکردها ناتوان است. در نتیجه به نوعی جوهرگرایی رو می‌آورد.
با ذکر این دو مقدمه کوتاه درباره این دو موضوع به ادامه بحث در این بخش میپردازم. بحث سازوکارهای نامرئی. در فلسفه و در مجاورت هستی‌شناسی (ontology) رشته‌ای وجود دارد به نام Meontology که شاید بتوان آن را نیستان‌شناسی ترجمه کرد (و به باور شخصی من در آینده اهمیت این رشه بیشتر درک خواهد شد...). کار این حوزه بررسی چیزهاییست که نیستند! طبعاً اولین پرسشی که پیش می‌آید این است که چرا باید نیستان‌ها را بشناسیم. پاسخ، طبعاً، اینست که: بخاطر تاثیری که بر زندگی‌مان دارند! و من معتقدم این دو موضوع و آن سازوکارهای نامرئی را باید با توسل به رویکرد این رشته مورد بررسی قرار داد.
مسئله اینست: مثلاً ما می‌گوییم که در ایران حق تشکل به رسمیت شناخته نشده، تشکل‌زدایی صورت گرفته، و در نتیجه تشکل‌یابی تمرین نشده است (حرف مشابهی را در مورد مفاهیمی چون دموکراسی نیز می‌شنویم). سوال اینست که این عدم تمرین، این زندگی تحت تشکل‌زدایی مستمر، در بزنگاه‌های کنشگری، و در روند جنبش‌ها چگونه بروز می‌کند؟ چگونه می‌توانیم اثر چنین چیزی را بررسی کنیم؟ و فراتر از آن: چگونه آنچه نهادینه شده را از یاد برده و منش تازه‌ای را یاد بگیریم؟ همین موضوع را مورد عدم تساهل، منش استبدادی، تفکر غیرنقادانه و...می‌توان مطرح کرد. یعنی، رذایل ما چگونه در دوره‌هایی که به پا میخیزیم ترمز ما می‌شوند؟
--روزمرگی بر همه چیز غلبه می‌کند.
--تنفر کوری می‌آورد. کوری ساده‌سازی!
باید با خودمان روراست باشیم. ما کسانی که مخالف رژیم هستیم و در آرزوی سامان اجتماعی‌ای دیگر غالباً به دلیل نفرتی که از رژیم بخاطر جنایت‌پیشگی‌اش داریم در تحلیل دچار خطا می‌شویم. خطرناک‌ترین خطایی که مرتکب می‌شویم این است که رژیم را احمق‌تر از آنچه هست فرض می‌کنیم. یعنی نیاز روانی به تحقیر آنها باعث می‌شود برخی واقعیات را نپذیریم. جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی که بخواهد مشکلات مردم را حل کند به راستی نادن و ناکارآمد است، اما بعنوان سازمانی که برای حفظ رژیمش تلاش می‌کند در بسیاری از مواقع موفق شده است نیروهای موسوم به اپوزوسیون را بازی دهد و کنشگران را قربانی دام‌ها و دسیسه‌های خود بکند و در سرکوب سیستماتیک موفق عمل نماید و تنها نگاهی به نهادسازی‌‌‌های آنها در حوزه‌های امنیتی گواه این است که آنها بسیار بیشتر از اپوزوسیون خود را تغییر می‌دهند. همچنین موفقیتشان در به لجن کشاندن فضاهای مجازی توییتر و اینستاگرام از طریق گله‌های سایبری.
--افلاس شما را از نظر روانی کوچک می‌کند، به شما اعتماد به نفس نمی‌دهد.

--ایجاد شبکه‌های آگاهی‌رسانی در سرتاسر کشور.
--ایجاد شبکه‌های حمایتی در سرتاسر کشور.
--درست کردن نقشه‌ای از مقولات و موضوعات.
--حل مشکل تشکل. طبعاً ادعای حل مشکلی با ابعاد گسترده، ریشه‌های تاریخی، و موانع بسیار مضحک است. اما تلاش در جهت آن اینطور نیست. ما باید کمی به حرف نیما گوش کنیم که میگفت " باید از چیزی کاست تا به چیزی افزود".
--بازیابی نقش استعدادیابی و خلاقیت
بیانیه کانون صنفی استان قزوین در مورد وخامت وضعیت جسمانی #جعفر-ابراهیمی

آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می سپارد جان

ابراهیمی نیک می‌دانست، تحقق سیستم آموزشی عادلانه و تاکید به "دانش آموز" و نیازهایش محور همه‌ی هدف‌گذاری‌هاست. او باور داشت
بازگرداندن شاُن و جایگاه "معلم" بعنوان اصلی‌ترین عامل دستیابی به این اهداف و یگانه راه ساختن جامعه‌ای پویا، امیدوار و بالنده می‌باشد.

او می‌دانست اهداف متعالی که باید سرفصل وزارت آموزش و پرورش قرار گیرد تا زمینه‌ساز بهبود شرایط اسفناک کنونی نظام تعلیم و تربیت باشد توسط مافیای قدرت و سهم‌خواهی مصادره شده‌اند و رسیدن به این اهداف جز با مطالبه‌گری و فعالیت مداوم و خستگی‌ناپذیر صنفی محقق نخواهد شد.

او می‌دانست اگر سکوت کند و همانند یک چرخ‌دنده در یک ماشین، اجرا کننده‌ی بی چون و چرای طرح‌ها و برنامه‌های سیستم آموزشی ایدئولوژیک دیکته شده از سوی صاحبان قدرت و تشنگان مقام و منصب باشد و تنها سر در کار خویش داشته باشد، بی‌شک از سوی قدرت‌مداران بی وجدان مورد تحسین و تقدیر قرار می‌گیرد.
اما ابراهیمی سکوت نکرد و می‌دانست و دانستن جرم کوچکی نیست و تاوان دارد!
جرمی که از سوی اربابان زر و زور که هرگز از تاریخ درس نگرفته و "شرافت" برایشان موضوعی فراموش شده است برای جعفر و‌ جعغرها نگارش شده است.
#کانون_صنفی_فرهنگیان_استان_قزوین خطاب به آن دسته معدود از افرادی که در خدمت دستگاه قدرت بوده و هستند و هنوز کورسوی امیدی بر بیداری وجدان ها یشان می دمد و همچنین خطاب بر قوه قضائیه و مسئولان آموزش و پرورش هشدار می‌دهد؛
فرهنگ و علم در این آب و خاک در خطر است،
عدالت و آزادی در این مرز و بوم در خطر است.
به هوش باشید جامعه‌ی معلمان ایران آبستن فاجعه‌ای عظیم است. با به خطر انداختن جان #جعفر_ابراهیمی و عدم رسیدگی پزشکی جان این معلم آزاده را به خطر نیندازید و فاجعه‌ای بزرگتر را رقم نزنید.
بر این اساس #کانون_صنفی_فرهنگیان_استان_قزوین از همه شرافتمندان این مرز و بوم می‌خواهد که صدای” ابراهیمی” و ابراهیمی‌های دربند باشند که جانشان در خطر است!

#ما_خاموش_شدنی_نیستیم
#جنین_زند_آجویی

🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔴 فراخوان احزاب کرد به اعتصاب عمومی، گزارش "جنایت در جوانرود"

چند حزب و گروه سیاسی کرد در بیانیه مشترکی از مردم کردستان ایران خواستند در سالگرد کشته شدن مهسا امینی در ۲۵ شهریور دست به اعتصاب عمومی بزنند. آنها در این بیانیه نوشتند: «انقلاب ژینا مردمی‌ترین و طولانی‌ترین اعتراض و خیزشی است کە توانستە حاکمیت جمهوری اسلامی را بە چالش کشیدە و در جهت سقوط این رژیم سرکوبگر گام بردارد.»

نویسندگان بیانیه با اشاره به تجربه یک "مرحله‌نوین" و "مردمی" در این خیزش برای شهروندان ایران، به‌ ویژه کردستان بر این تاکید کرده‌اند که این جنبش "توقف‌ناپذیر و غیر قابل بازگشت است."

آنها همچنین به "نقش چشمگیر زنان در پیشاهنگی" این خیزش اشاره کرده و خواستار استقبال "باشکوه" از این "بزرگ‌یاد سیاسی و اجتماعی" شده‌اند.

حزب دموکرات کردستان ایران، کوملە (سازمان کردستانی حزب کمونیست ایران)، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، سازمان خبات کردستان ایران، حزب آزادی کردستان (پاک) و کوملە زحمتکشان کردستان، گروه‌هایی هستند که این بیانیه را امضا کرده‌اند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه پیام خطاب به مردم شریف ایران، نیروهای اپوزوسیون و مزدوران رژیم توسط آزادی‌خواهان شهرک اکباتان:

۲۵ شهریور را می‌توانیم به نقطهٔ عطفی در تاریخ ایران بدل کنیم! ۲۵ شهریور می‌تواند شروعی دوباره و پرقدرت‌تر برای یک خیزشی در امتداد خیزش پیشین باشد تا این‌بار کار ناتمام را به سرانجام برسانیم. تنها لازمهٔ آن وجود یک اتحاد، عزمی راسخ و باور بر انقلاب ایران است.
هیچ قدرتی برتر از اتحاد مردم نیست.
#بچه_های_اکباتان
#مهسا_امينی
🔴لغو مجوز تشکل‌های دانشجویی در آستانه سال جدید تحصیلی

همزمان با موج اخراج استادان و صدور احکام «تعلیق از تحصیل» دانشجویان معترض، گزارش‌ها حاکی از لغو مجوز و منع فعالیت شماری از تشکل‌های دانشجویی در دانشگاه‌های مختلف ایران است. در تازه‌ترین این موارد، مقام‌های دانشگاه علامه تهران ضمن «لغو مجوز انجمن دانشجویی آزاداندیش» این دانشگاه، اقدام به تصرف و تخلیه دفتر این انجمن در دانشکده اقتصاد کردند. کانال تلگرامی «دانشجویان متحد»، گزارش داد که «در پی انتشار خبر لغو مجوز انجمن آزاداندیش توسط معاونت فرهنگی دانشگاه علامه، حراست دانشکده اقتصاد بدون توجه به فرایندهای حقوقی و بدون اطلاع قبلی اقدام به تخلیه دفتر انجمن آزاداندیش دانشکده اقتصاد کرده است.» این گزارش می‌افزاید که «حراست دانشکده اقتصاد درحالی خودسرانه اقدام به تخلیه دفتر انجمن آزاداندیش کرده که هیچ پاسخی در مورد اقدام خود ارائه نکرده و «باعث مفقود شدن برخی وسایل شخصی دانشجویان» حین تصرف و تخلیه دفتر این انجمن شده است. انجمن آزاداندیش دانشگاه علامه نیز در بیانیه‌ای «یورش نیروهای حراست به دفتر این انجمن در دانشکده اقتصاد» این دانشگاه را محکوم کرد و تاکید داشت که «تعرض به تشکل‌ها و نهادهای دانشجویی، در حکم تعرض به حیات سیاسی و کنش جمعی دانشجویان» است.
در دانشگاه امیرکبیر که سه تشکل منتقد فعالیت می کرده است، به گفته ی دانشجویان، انجمن اسلامی دانشجویان ترقی‌خواه، عملا منحل شده است و دو تشکل دیگر هم رسما اجازه‌ فعالیت و انتخابات ندارند.
در دانشگاه علوم پزشکی کرمان نیز به گفته فعالان دانشجویی در مجموع سه تشکل دانشجویی وجود داشته است که دو تشکل آن همسو با دولت بوده و مقام‌های این دانشگاه فعالیت‌های یک تشکیل دیگر یعنی «انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان» را محدود کرده‌اند.
در دانشگاه علوم پزشکی تبریز هم رئیس هیات نظارت بر تشکل‌های دانشجویی این دانشگاه در ۲ مرداد ماه سال جاری، حکم «توقف فعالیت‌های انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم‌پزشکی تبریز به مدت ۶ ماه» را ابلاغ کرد.
در دانشگاه علم و صنعت تهران نیز مقام‌های این دانشگاه با شکایت رییس حراست و یکی از اعضای هیئت نظارت، به «تعلیق ۵ ماهه انجمن دانشجویی رویش» حکم دادند. در حکم منع فعالیت انجمن دانشجویی رویش، دلیل صدور این حکم بیانیه این انجمن در «اعتراض به فضای سرکوب و ارعاب ایجاد شده در دانشگاه» عنوان شده است.
همچنین مدیران دانشگاه نوشیروانی بابل، دانشگاهی که یکی از کانون‌های کنشگری دانشجویی در سال‌های اخیر به شمار می‌آید، اقدام به «لغو مجوز» و منع فعالیت «انجمن فرهنگ و تمدن اسلامی» این دانشگاه کردند
🔴 فراخوان جمعی از فعالان اجتماعی تهران به مناسبت سالگرد خیزش انقلابی ژینا

۲۵ و ۲۶ شهریور، ساعت ۱۸
بلوار کشاورز تا میدان هفت تیر
و سایر محلات مبارز تهران


متن فراخوان:

ستم‌دیدگان، زخم‌خوردگان، به‌سوگ‌نشستگان، مبارزان، جویندگان زندگی!
این فراخوان خطاب به شماست! خطاب به ما! روزها به شماره افتاده است، سالگرد خونین قتل حکومتی ژینا امینی نزدیک می‌شود، سالگرد خیزش باشکوه ژن‌ ژیان‌ ئازادی که برای اولین بار در تاریخ خونین این سرزمین انقلابی زنانه را نوید داد! هنوز از زخم‌های ما خون می‌چکد، نه بخشیده‌ایم نه فراموش کرده‌ایم. ما برای زندگی می‌جنگیم، برای حال و آینده، برای میراث مقاومت گذشته. راهی برگشت‌ناپذیر را تا امروز دوشادوش هم پیموده‌ایم و برای زنده ماندن راهی نداریم جز پیروزی! ما شراره‌های آتشیم دوباره شعله‌ور خواهیم شد! یاران ما هنوز در بندند و هر روز به بند کشیده می‌شوند… برای آن‌ها می‌جنگیم. خون شهیدان‌مان هنوز خشک نشده است… برای آن‌ها می‌جنگیم. نان شب‌مان را از دهانمان بیرون می‌کشند… برای فرزندان‌مان می‌جنگیم. جنگل‌هایمان را به آتش می‌کشند… برای سایه‌سار درخت‌ها می‌جنگیم. دریاچه و رودخانه‌هایمان را نمک‌زار کرده‌اند… برای دریا شدن می‌جنگیم. به نام دین و دولت و سرمایه تن‌مان را به اسارت کشیده‌اند… برای زن* بودن می‌جنگیم، برای رنگین‌کمان شدن می‌جنگیم. لبان ما را دوخته‌اند که به زبان مادری سخن نگوییم… برای سرود خواندن به زبان مادران‌مان می‌جنگیم. ستم‌پیشگان می‌خواهند ما را به عقب برانند، ما را مجبور کنند از دستاوردهایی که برایشان خون داده‌ایم دست بشوییم. غافل از این‌که ما دیگر رخت بندگی از تن کنده‌ایم، صدای دادخواهی‌مان خاموش نخواهد شد: فریاد دی، آتش آبان، لبان تشنه‌ی تیر، تن زخمی مرداد و گیسوان رهای شهریوریم!
سالگرد قیام مردمی زن‌ زندگی‌ آزادی نزدیک است، هر کس به هر شکل که می‌تواند باید چرخ‌دنده‌های این نظم آهنین را در هم بشکند. دست از کار می‌کشیم و خیابان‌ها را پس می‌گیریم. از لشگر تباهی‌شان ترسی نداریم، چشمانِ همه‌جا‌بینِ ناظرانِ خبرچین را کور خواهیم کرد، راه سپاهیان مرگ را سد خواهیم کرد. به ظالمان خون‌تشنه نشان خواهیم داد که جایی از شهر نخواهد بود که نشان ما را بر خود نداشته باشد: دیوارها، نرده‌ها، کوچه‌ها، آسفالت‌ها، متروها، اتوبوس‌ها از آن ماست! ما مومن به فرداهای روشن‌ایم، چیزی جز زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم!

وعده‌ی شروع دوباره‌ی ما ۲۵ و ۲۶ شهریورماه، ساعت ۶ عصر، تهران، بلوار کشاورز تا میدان هفت تیر و محلات مبارز تهران

جمعی از فعالان اجتماعی تهران
🔴 دعوت شدم که در جمعی دوستانه نکاتی در باره تاثیر جنبش های اجتماعی در خیزش عظیم زن زندگی آزادی بیان کنم؛


نکاتی به طور تیتر وار بیان کردم که شما مخاطبین همه به خوبی بدانها آگاه هستید. صرفا بخاطر یادآوری در اینجا می نویسم.


نکته نخست؛ برای درک و فهم بهتر روند جنبشی و خیزشی در ایران گاها لازم است که از ادبیات سیاسی کلاسیک کاملا فاصله بگیریم و روند جامعه ایران را در کادر جنبش های نوین اجتماعی مورد توجه قرار دهیم که برخوردار از تشکل یابی افقی، تکثر در شیوه های مبارزه و اعتراضات هستند و تک راهبردی نیستند.


نکته دوم؛ برای فهم تاثیر و تاثر جنبش ها و خیزش ها به یکدیگر باید بتوانیم بطور روشن و مستدل از مختصات هر یک از دو روند سخن بگوییم و با تشریح نشان دهیم که مرحله به مرحله یک جنبش چگونگی متکامل می شود و یا خیزش می تواند برغم اینکه رادیکال است همچنان هفته ها و گاها ماه های متمادی در نقطه اعتلای خود باقی بماند.


نکته سوم؛ روند جنبشی در ایران و یا به تعبیری دیگر جامعه جنبشی ما طی سالهای مدیدی توانسته است که نه تنها جنبش های چندگانه را بپروراند _ جنبش هایی نظیر جنبش زنان دانشجویان فرهنگیان کارگران فعالین محیط زیست و ...- بلکه قادر شده است که اصلی ترین گفتمان جامعه ایران شود. در ذیل همین تسلط گفتمانی ست که شیوه نافرمانی مدنی گسترش نیروی اجتماعی جنبش ها سازمان یافته و ما با پیوند بدنه اجتماعی با سطوح رهبری جنبش ها تقویت شده و هم اکنون صدها تن از روشن ضمیرترین افراد آگاه و مبارز می توانند مبارزات جاری را مدیریت و هدایت کنند، روبروییم.

نکته چهارم؛ تاثیر بطئی و عمیق روند جنبشی را در خیزش ها از همان هیجده تیر تا دی نود و شش و قیام آبان و خیزش عظیم زن زندگی آزادی هم در شیوه نافرمانی مدنی می بیینم و هم در تسخیر خیابان. جنبش ها به شیوه کاملا روشن و با شفافیت و هدف خیابان را تسخیر و قدرت اجتماعی خود را عیان می کنند و خیزش ها اما به یکباره و با شعارهای کاملا رادیکال تر خیابان را تسخیر و تلاش می کنند جنبه سراسری خیزش به خود گیرد و حکومت را به مرحله فروپاشی نزدیک کند.

نکته پنجم؛ جنبش ها به سازماندهی از پایین مشارکت هر چه بیشتر بدنه اجتماعی و در نهایت در پی ایجاد نهادهای بوده اند همچون کانون ها و انجمن ها اما در خیزش ها ما می بینیم که سازماندهی افقی از پایین برای ادامه تسخیر خیابان و یا ادامه اعتصاب ... آشکار شده است.

نکته پایانی؛ در روزهای آتی که خیابان دوباره تسخیر خواهد شد باید دید که چگونه جامعه ایران از تجارب دو روند جنبشی و خیزشی جهت بوجود آوردن گامی بلند و سراسری سود خواهد جست و آیا ما شاهد گسترده گی دفاع از خویش خواهیم بود آیا سازماندهی وسیع محله محور را خواهیم دید آیا جنبش دانشجویی و زنان و کارگران و معلمان ایران همچنان خواهند توانست با این خیزش پیش رو همراه تر شوند و مهمتر از همه شاهد خواهیم بود که در صدها شهر ایران خیابان تسخیر شود و خیزش عظیم زن زندگی آزادی وارد دومین فاز خود گردد.
🔴 به خیابان باز می گردیم!

تبلیغات پیاپی برای تسخیر خیابان در دنیای واقعی و مجازی یک ریز، خلاقانه آغاز شده و تا روز موعود ادامه خواهد یافت.


خیابان در خیزش و روند خیزشی در جامعه ایران محور و بن پایه است. در خیابان قدرت اجتماعی مردم زحمتکش و معترض آشکار می شود و همه راه کارهای رادیکال و پیش برنده در خیابان ساخته و پرداخته و در نهایت متجلی و آشکار می شود.

رویارویی با دشمن در خیابان می تواند عمق یابد و در عین حال فضای اجتماعی ناشی از جدال بخشا زمینه خیلی از رخدادها و اصلی همچون ریزش ها را بوجود می آورد.

در یادداشت های قبلی اشاره کرده بودم که تسخیر خیابان هم راه کار است و هم راهبرد و در عین حال امکان حضور واقعی نیروهای اجتماعی جنبش ها در خیابان ممکن و میسر می گردد و حال بر اساس چند ماه تسخیر خیابان در شهریور مهر و آبان ماه سال قبل و کشاکش تعیین کننده تا بهمن و اسفند ماه سال قبل روشن شد که بدون تسخیر خیابان پیش روی انقلاب بطور کیفی محال به نظر میرسد و در عین حال سازماندهی محله محور، امکان گسترش سازماندهی پنهان و مخفی برای دفاع از خود و معترضین در خیابان هنگامی ممکن است که تسخیر خیابان ادامه یابد و نیروی اجتماعی بیشتری آزاد شود.

تسخیر خیابان و ادامه آن زمینه واقعی اعتصاب منطقه ای و سراسری را هم تا حدی آماده می کند و از طرفی ادامه تسخیر خیابان امکانی فراهم می کند که ما با در هم آمیختگی نیروی عظیم جنبش ها با نیروی معترضان که خیزش را پیش می برند، شاهد باشیم.

به تعبیری روشن تر؛ تسخیر خیابان ترکیب دو روند است « روند جنبشی » با « روند خیزشی » . در چنین ترکیبی که در زن زندگی آزادی تجربه کردیم، نیروی عظیم اجتماعی جنبش زنان و دانشجویان در تسخیر خیابان نه تنها کارساز که نیروی پیش رو محسوب می شوند و حال پرسش این است که آیا در روزهای اتی و فاز دوم خیزش زن زندگی آزادی ما شاهد حضور نیروی عظیم جنبش کارگری و جنبش معلمان و جنبش دانش آموزان در خیابان خواهیم بود یا خیر؟
بدیل‌های دانشگاهی؛ نهادهای دانشجویی
[تحلیل فعالان صنفی از وضعیت کنونی دانشگاه‌ها و حرکت به سوی بدیل‌های انضمامی]


سازمان بی‌سازمان‌ها

▫️از نظر آلن تورن، جامعه توانایی کنش بر خودش را دارد. بدان معنا که انگاره‌های کلان فرهنگیِ متفاوت، هرکدام برای ساخت و اثرگذاری بر ارزش‌ها و هنجارهای جامعه به رقابت با یکدیگر می‌پردازند. تورن این را تاریخمندی نام نهاده و جنبش اجتماعی را رفتار جمعیِ سازمان‌یافته برای کنترل، ساخت و تفوق هنجارها و ارزش‌های جامعه می‌داند. اما برای پیروزی جنبش اجتماعی، به ابزار یا سرمایه‌ای نیاز است که منجر به تبلور قدرتِ جامعه شود؛ سرمایه اجتماعی.

▫️سرمایه اجتماعی سرمایه‌ای است متعلق به جامعه که از طریق تعاملات واقعی بین افراد شکل می‌گیرد. انسان‌ها از طریق مجموعه‌ای از شبکه‌ها به هم مرتبط می‌شوند و با گسترش این شبکه‌ها نوعی دارایی شکل می‌گیرد که سرمایه اجتماعی خوانده می‌شود. روابط بین افراد و شبکه‌های اجتماعی، هنجارهای تعامل و اعتماد را شکل داده و به اعضای جامعه این قدرت را می‌دهد تا اهداف جمعی را پیگیری کنند و به آن دست یابند.

▫️اکنون ما به میدان‌هایی برای تعامل و ارتباط بین اعضای جامعه نیاز داریم. اشکال مختلف نهادهای مدنی در ایران که می‌توانستند سرمایه اجتماعی خلق کنند، یا به کلی از طریق دستگاه سرکوب مهار شده و از کار افتاده‌اند، یا قلب ماهیت شده‌اند و یا در انحصار گروه‌های خودی و جریان اصلاحات درآمده‌اند.

▫️اما دانشگاه استخوانی در گلوی ج.ا است. انجمن‌های اسلامی که به عنوان نهادی انقلابی برای گزینش و سرکوب دانشجویان ساخته شده بود به مرور به نهادی تبدیل گشت که بر خلاف انتظار نظام سیاسی مستقر عمل می‌کرد و اینک توسط حکومت سرکوب می‌شود. شوراهای صنفی نیز با تمام محدودیت‌هایی که در تشکیل شورا‌ها ایجاد کردند به فعالیت خود ادامه دادند و در مقابل نیروهایی که قصد داشتند فعالیت‌شان را صرفا رفاهی جلوه دهند، ایستادگی کردند. اما ساختار عمودی، سلسله‌مراتبی و متمرکز انجمن‌های اسلامی و محدودیت‌های شوراها، از طرفی کار دستگاه سرکوب را آسان‌تر می‌کند و از سوی دیگر، به تعبیر رابرت پاتنم، این نوع ساختارها کمتر از پیوندها و ساختارهای افقی برای ساخت سرمایه اجتماعی مفید واقع می‌شوند.

▫️به نظر می‌رسد علاوه بر حفظ تشکل‌های موجود تا حد امکان، شکل دیگری از میدان تعامل و ارتباط را باید مورد توجه جدی‌تر قرار داد که هم تعاملات و ارتباط بین افراد را فراهم می‌آورد و هم ساختار غیر سلسله‌مراتبی و غیر خطی آن، کار دستگاه سرکوب را دشوارتر می‌کند و هم پیوندهای افقی آن، در ساخت سرمایه اجتماعی مفیدتر است.

▫️این شکل دیگر، سال‌هاست که در دسترس ماست و همگی به نوعی آن را تجربه کرده و با آن آشنا هستیم. اگرچه شاید به آن از منظر میدان ارتباط و تعاملِ سرمایه‌ساز نگاه نکرده‌ایم و صرفاً آن را به عنوان ابزاری برای هم‌افزایی دانش نگریسته‌ایم. این شکل یا فرمِ آشنا، حلقه‌های مطالعه و کتابخوانی، نقد فیلم، تحلیل مسائل روز یا اقسام دیگری از این نوع هستند.

▫️این حلقه‌ها به عنوان میدانی عمل می‌کنند که تعامل و ارتباط را برقرار ساخته و سرمایه اجتماعی خلق می‌کنند. در خلال این تعامل و ارتباط، گفتگو رخ خواهد داد، مسئله ساخته می‌شود و راه‌حل‌ها بررسی خواهد شد. این سرمایه اجتماعی در بزنگاه عمل خواهد کرد. بزنگاه همان ایجاد یا آشکارشدن شکاف در بدنۀ سازوبرگ قدرتِ برساخته است و سرمایه اجتماعی، هم زاده این شکاف است و هم اشتداد آن.

فعالان صنفی-دانشجویی دانشگاه علامه‌طباطبایی، تابستان ۱۴۰۲
🔴 وجدان عمومی جامعه ایران، تک و تک ما ایرانیان همه و همه، در کلان شهرها و حاشیه ها همه طبقات و اقشار گوناگون همه مخالفین و معترضین وضع موجود، همه عناصر سیاسی و فعالین اجتماعی خلاصه همگان مدیون خون های ست که هزینه شد که آزادی و رهایی از ستم و تبعیض به وجود آید و اینک فاز دوم خیزش زن زندگی آزادی آغاز میشود تا سر آغاز دوره ای جدید در انقلاب پیش رو باشد.

نیروهای پیش رو، زنان و دانشجویان، جوانان معترض و همه ملیت ها در سرتاسر ایران در یک همبستگی اجتماعی و قیام سراسری می توانند و قادرند دشمن را به حاشیه بکشانند و در چشم انداز فردای بهتر ، نیروی دشمن را زمین گیر کنند.

تسخیر خیابان، در صورت نیاز سنگر بندی در خیابان و محاصره لانه های دشمن، تسخیر میدان ها در کلان شهرها و در جای جای ایران بدون عقب نشینی روشن خواهد کرد که دشمن پوشالی تر از آن است که در مقابل خیزش سراسری بتواند مقاومت کند. فروپاشی حکومت آخوندی در موج نهایی خیزش سراسری چنان سریع خواهد بود که دنیا شگفت زده خواهد شد.

به امید پیروزی در فردا
2025/02/27 13:57:43
Back to Top
HTML Embed Code: