Telegram Web
🔴 پیام ملت بلوچ

اجازه می خواهم بطور سرراست پرسش اصلی را به میان کشم

چرا ملت بلوچ توانست سالگرد کشتار جمعه خونین را با یک اعتراض کم نظیر پیوند دهد؟ اما در سالگرد قتل حکومتی ژینا امینی صرفا شاهد اعتصاب در کردستان و اعتراضات پراکنده شباهنگام بودیم؟

چگونه است که رهبری کاریزما در میان ملت بلوچ شکل گرفته و مسجد مکی نقش محوری ایفا می کند و ترکیب اجتماعی و طبقاتی معترضین در کف خیابان ادامه اعتراض را ممکن می کند و از شیرآباد و زور آباد و دیگر مناطق حاشیه ای اقشار فرودست با معترضان همگام و انزجار خود را با شعار تجاوز جنایت مرگ بر این ولایت منعکس کرده و هیچ اعتنایی به حکومت نظامی نمی کنند.

جالب توجه این است که تمامی راههای منتهی به مسجد مکی را می بندند در روز جمعه بیش از هفتاد منطقه ایست بازرسی در شهر زاهدان برقرار می کنند و از استانهای نظیر کرمان یا استانهای جنوبی صدها نیروی نظامی سرکوب گر را به زاهدان گسیل می کنند ترفند دادن دیه را تاکید و به رهبران طوایف فشار وارد می کنند و نقره داغ کردن را جار می زنند اما و صد اما که این موارد کارکرد خود را از دست داده است صدها معترض با وجود سلاح سنگین و تیربار سرکوب گران، پرواز پهپادها و ... یک صدا شعار می دهند مرگ بر ستمگر چه شاه باشه و چه رهبر ، و ...

براستی چرا نمی توانند جمعه های اعتراضی را در زاهدان از میان بردارند؟ خیزش در شهر زاهدان توده ای شده است؟ اکثریت ملت بلوچ با آن همراه است؟ سیستانی ها مقیم در شهر زاهدان که اکثرا شیعه مذهب هستند تا چه اندازه با ملت بلوچ همراه اند؟ اگر همبستگی اجتماعی در میان ملت بلوچ رشد و گسترش یافته است چرا ما کمتر شاهد حضور نیم دیگر جمعیت شهر یعنی زنان در این اعتراض هستیم؟ نقش فعالین مدنی و اجتماعی در ادامه جمعه های اعتراضی چیست و کدام است؟ بوجود آوردن درمانگاه در مسجد مکی زاهدان نشانه کدام راهبرد و راه کار است؟ تاکید به نافرمانی مدنی همچون تسخیر خیابان و یا اعتصاب کسبه و بازار که امروز نهم مهرماه بطور گسترده در جریان است نشان میدهد که ملت بلوچ از همه ظرفیت های ممکن برای ابراز اعتراض به استبداد، ستم قومی استفاده می کند؟ براستی نقش احزاب ملت بلوچ در این روند خیزشی چیست و کدام است؟

سازماندهی در روند خیزشی ملت بلوچ و استفاده از دنیای مجازی و اصرار به ادامه اعتراضات خیابانی نشان می دهد که با نقش بی بدیل جوانان بلوچ در ادامه خیزش بعلاوه حضور پررنگ اقشار فرودست و نیروهای مذهبی مخالف دولت دینی و دین دولتی بخشی از عوامل اصلی ادامه خیزش است. حال وظیفه جامعه ایران است که یک صدا از ملت بلوچ حمایت و انعکاس صدای مظلومیت این ملت باشد.

به نظر میرسد رشادت دلیرانه ملت بلوچ به همه ملت های ترک و کرد، عرب و لر، گیلک و مازانی، ترکمن و فارس در جغرافیای پهناور ایران می آموزد و این پیام را در بردارد که خیزش تنها راه رهایی ست. خیزش تنها راه علاج است و بس. این اصلی ترین درس ملت بلوچ به جامعه ایران است که تنها در پرتو خیزش می توان آخوندیسم حاکم را نابود کرد و از میان برداشت.
خدانور ادامه دارد
برای زاهدان
منتشر شده در دویچه وله فارسی
@mananey
🔴روز معلم و سرکوب مداوم

✍️ آرش محمدی/ فعال صنفی معلمان


نزدیک به بیست و سه سال از تشکیل تشکل‌های صنفی معلمان می‌گذرد؛ بیست و سه سال همراه با سرکوب، بازداشت و اخراج. فعالیت‌های صنفی که از همان بدو آغاز با نگاه امنیتی حاکمیت گره خورد و هم‌چنان زیر فشار و ضرب سرکوب قرار دارد. با این همه نه تنها در همه‌ی این سال‌ها، فعالیت این تشکل‌ها متوقف نشد که هم‌چنان بزرگ‌ترین تشکل کشوری در حوزه‌ی فعالیت‌های صنفی-مدنی، متعلق به معلمان است.

در آستانه‌ی روز جهانی معلم (۵ اکتبر- ۱۳ مهر) نگاهی می‌کنیم تیتروار به سرکوب فعالیت‌های صنفی معلمان در دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی.

دولت خاتمی: آغاز فعالیت‌ها، شروع سرکوب‌ها
«دولت اصلاحات» با شعار تغییر در سیاستگذاری‌های حاکمیتی در حوزه‌ی فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی آغاز به کار کرد. شعار تعمیق جامعه‌ی مدنی از محورهای دستور کار دولت خاتمی عنوان می‌شد. بر همین اساس از اواخر دوره‌ی اول دولت اصلاحات، تبلیغات وسیعی برای ایجاد تشکل‌های صنفی، نهادهای مدنی و احزاب صورت گرفت. با این حال آن‌چه که از طرف وزارت اطلاعات در این دولت دنبال می‌شد، ایجاد تشکل‌های تحت کنترل بود. در واقع در حالی‌که در سال ۷۹-۷۸ شاهد شکل‌گیری اولین تشکل‌های صنفی معلمان در ایران بعد از انقلاب ۵۷ بودیم، در فاصله‌ی کوتاهی برخوردهای امنیتی و انتظامی با تجمعات معلمان در دستور کار قرار گرفت. سال ۸۰ که آخرین سال دولت اول اصلاحات بود، اولین برخورد انتظامی با تجمعات معلمان در مقابل دفتر ریاست جمهوری در خیابان پاستور صورت گرفت. در حالی‌که از چند ماه قبل در نتیجه‌ی تحصن‌های دنباله‌دار معلمان با مطالبه‌ی افزایش دستمزد، تجمعاتی هم برای اولین‌بار مشاهده می‌شد. دولت خاتمی نهایتاً با سرکوب معلمان در مقابل پاستور، سنگ بنای اولین برخوردهای امنیتی را پایه‌گذاری کرد. در این برخورد معلمان بسیاری مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تعدادی هم به صورت موقت بازداشت شدند. با این همه دولت اصلاحات تلاش داشت با سیاست سرکوب-کنترل، راه نفوذ و ایجاد تشکل‌های دست‌ساز را فراهم کند.

اگر تجمعات سال ۸۰ عمدتاً خودجوش انجام می‌شد، کنش‌های میدانی در دولت دوم خاتمی، عملاً با محوریت کانون صنفی معلمان انجام می‌شد. علی‌رغم اجازه‌ی دولت برای برگزاری مجامع عمومی در سه سال اولیه‌ی دولت دوم، نهایتاً در سال ۸۳ اولین بازداشت‌های تشکیلاتی در کانون صنفی معلمان صورت گرفت. در تابستان سال ۸۳، بعد از سلسله‌ای از تحصن‌ها و تجمعات، سه عضو هیأت مدیره‌ی کانون صنفی معلمان تهران بازداشت شدند. این بازداشت به نوعی نشان دهنده‌ی ناامیدی نهادهای امنیتی از سیاست سرکوب-کنترل و ایجاد تشکل‌های دست‌ساز بود.

دولت احمدی‌نژاد: تشدید فضای امنیتی
آغاز دولت احمدی‌نژاد، مصادف شد با افزایش کنش‌های صنفی معلمان با محوریت مطالبه‌ی قانون مدیریت خدمات کشوری.

این لایحه که در اواخر دولت خاتمی به مجلس فرستاده شد، با وجود وعده‌های «دولت بهار»، هرگز رنگ اجرایی نگرفت. با این همه سیاست دولت احمدی‌نژاد از همان آغاز دولت، برخورد سنگین امنیتی و سرکوب تجمعات بود. فعالیت‌های تشکل‌های صنفی معلمان از این دوره با محوریت شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، به صورت کشوری و هماهنگ انجام می‌شد. برگزاری تحصن‌ها و تجمعات در طول سال ۸۵ در استان‌های مختلف، نهایتاً با تصمیم مجموعه شورا، به دعوت معلمان از سراسر کشور در مقابل ساختمان مجلس منجر شد. اسفندماه سال ۸۵، چند تجمع گسترده در مقابل مجلس، نهایتاً به سرکوب گسترده در ۲۳ اسفندماه رسید و در این روز صدها معلم و فعال صنفی بازداشت شدند. اگرچه اکثریت بازداشت‌شدگان قبل از شروع سال جدید آزاد شدند، اما چهار نفر از اعضای هیأت مدیره‌ی کانون صنفی معلمان تهران تا پایان تعطیلات نوروزی در حبس ماندند. روند سرکوب در سال ۸۶ هم ادامه پیدا کرد و در فروردین ماه همین سال، تعداد دیگری از اعضای هیأت مدیره‌ی همین تشکل بازداشت شدند. در همین سال‌ها اعضایی از تشکل‌های صنفی معلمان در استان‌های دیگر با حکم‌های انضباطی اداری و تبعید مواجه شدند.

ادامه‌ی یاداشت را در لینک زیر بخوانید
https://bit.ly/46eFbXF




📚کانال صنفی معلمان ایران
🔸🔸🔸

🆔 @kasenfi
🔴 کسی پاسخی برای این همه درد و رنج دارد؟
براستی هزاران هزار فرودست رنجبر، در جامعه ایران چگونه نجات خواهند یافت؟
هر آن قدر که سرکوب سیاسی، تبعیض ملی، دینی و جنسیتی آزار دهنده است، تبعیض طبقاتی هم انسان کش و آدمی را به کام نیستی می کشاند.
هیچ تاکنون فکر کردید که چرا در فضای عمومی، در رسانه های تصویری و نوشتاری و در دنیای واقعی و مجازی، کمتر از تبعیض طبقاتی سخن می رود و رنج گرسنگی میلیونها ایرانی مسئله شناسی نمی شود؟ براستی چرا؟
مگر نه این است که نجات جامعه ایران از استبداد، رهایی زنان، اقوام و گرسنگان. یکی بدون دیگری نه ممکن و نه مقدور است.
هنگامی خیزش زن زندگی آزادی، در بیش از هزار شهر ایران عمومی خواهد شد که شعار نان همچون آزادی خواهی شعله ور گردد و میلیون ها حاشیه نشین با خیزش همراهی کنند.
براستی بدون شعار نان، بدون حضور حاشیه مگر ممکن است که خیزش سراسری در ایران جریان آید؟ شما پاسخ دهید.

اما قبل از پاسخ به پرسش فوق، خوب کند و کاو کنید که ادامه خیزش در زاهدان در پیوند با همراهی مردم شیرآباد، کریم آباد نیست؟ اینکه چگونه حاشیه با خیزش همراه میشود را باید اندیشید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ملت زحمتکش و آگاه ایران دیگر با هیجان و احاساسات تصمیم نخواهد گرفت و شعار نه غزه و نه لبنان جانم فدای ایران در رگ و پی جامعه ایران ریشه دوانده است و آخوندیسم نخواهد توانست با تبلیغات مداوم گرایش جامعه را تغییر دهد.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴در حقیقت همون ۵ میلیارد دلار پول آزاد شده‌ی مردم ایرانه که نذاشتن بشینه توی حساب و خلاصه جوهرش خشک نشده داره تبدیل به دود و آتـ.یش آتش دیشب .


#آرمیتا_گراوند #فقر #گرانی #معیشت #رایانه #قیام_سراسری
🔴 طرح چند نکته حاشیه ای در باره کنفرانس فرانکفورت


نگاهی خلاصه به کنفرانس اتحاد فراگیر دمکراتیک که شنبه نخستین هفته ماه اکتبر میلادی امسال در شهر فرانکفورت برگزار شد، شاید بتواند موارد قابل توجه ای در برداشته باشد؛


طبق بیانیه ای دوازده ماده ای همبستگی فراگیر و کنگره ملیت ها نظام سیاسی پسا جمهوری اسلامی دارای سه ویژگی کلان جمهوریت فدرالیزم و سکولاریزم است.

حال با در نظر گیری سه اصل فوق به نظر میرسد که هدف بانیان کنفرانس ایجاد گفتگو با طیف وسیعی از جمهوری خواهان سکولار و دمکرات است. اما وقتی که دوازده ماده بیانیه به دقت مورد مطالعه قرار گیرد خواننده پی می برد که سه بند آن نه تنها به مطالبات ( بندهای پنج شش و هفت ) اقوام و اتنیک یا ملیت ها در جغرافیای پنهاور ایران تاکید می کند بلکه به اشکال گوناگون به دفعات در بیانیه رفع ستم ملی تاکید و در عین حال به نفی تبعیض جنیستی اشاره شده اما هیچ نکته ای در باره رفع تبعیض طبقاتی قابل مشاهده نیست.

به تعبیری روشن تر و سیاسی تر تهیه کننده گان بیانیه در اصل خطوط لیبرال دمکراسی را ترسیم و رفع ستم ملی را در ثقل آن قرار داده اند و در عین حال هیچ اشاره ای به خیزش عظیم زن زندگی آزادی در آن بیانیه نمی بینیم. حتی از آغاز تا پایان بیانیه دوازده ماده ای نکته ای و موردی در روند جنبش های معلمان کارگران دانشجویان و زنان هم چنین از نقش روند خیزشی و دستاوردهای آن سخنی در میان نیست.

براستی چگونه ممکن است که پرسابقه ترین حزب اتنیک و قومی یعنی حزب دمکرات کردستان ایران در انتشار یک بیانیه پیشنهادی پیش قدم گردد و از دو روند تعیین کننده خیزشی و جنبشی فاقد نظر باشد؟

در اصل بطور شفاف و روشن باید تاکید کرد که مرکز ثقل هر دو گروه همبستگی فراگیر و کنگره ملیت ها بدون استثناء، حزب دمکرات کردستان ایران و جریانات اتنیکی ست. در چنین صورتی همه نیروهای جمهوری خواه، چپ و سکولار که در این مجموعه هستند با پرسش های کلیدی روبرو هستند.

براستی چگونه می توان همبستگی اجتماعی را در روند مبارزات جنبش ها و خیزش ها در همگامی با نیروهای اتنیک در سرتاسر ایران بوجود آورد؟ مگر ممکن است که بدون حمایت و همراهی و پیوند با دو روند تعیین کننده خیزشی و جنبشی در ایران بتوان بدیل سیاسی جمهوری اسلامی را بوجود آورد؟

در حین حال همه ما می دانیم که بدون احزاب سیاسی سراسری ممکن به نظر نمی رسد که بتوان بدیل سیاسی را تدارک دید و مهمتر از آن تاثیر و سهم واقعی مبارزان داخل در امر بدیل و رهبری کلان روند سیاسی و اجتماعی چیست و از کدام جایگاه برخوردار است؟ ( که نه در بیانیه به آن اشاره شده است و نه در حین کنفرانس سخنی در باره آن گفته شد)

کنفرانس فرانکفورت می تواند آغاز یک روند تعیین کننده برای ایجاد یک بدیل سیاسی شود اگر که؛

یکم - نفی نظام تبعیض در آن هدف عمده و اصلی شود. یعنی نفی تبعیض ملی دینی جنسیتی و طبقاتی.

تاکید صرف به ستم ملی و عمده کردن آن ممکن نیست که بتواند ثقل همبستگی و اتحاد فراگیر همه نیروهای سیاسی گردد.

دوم - بدیل سیاسی علیه جمهوری اسلامی صرفا با گفتگو بوجود نخواهد آمد بلکه در همراهی و پیوند با روند مبارزات داخل و نقش و جایگاه تعیین کننده نظرات رهبران میدانی در مبارزات جاری میسر می گردد. نظراتی که به صراحت در منشور مطالبات حداقلی بطور شفاف و روشن ذیل دوازده بند از آن سخن رفته است.

سوم - راهبرد کلان اتحاد فراگیر دمکراتیک بیش از آنکه امری تبلیغی باشد نیازمند اتاق فکر قوی ست که لایه های گوناگون این استراتژی و مراحل آن تبیین گردد تا بتوان بر اساس آن حرکت کرد وارد گفتگو شد فضا ایجاد کرد و امر مشارکت را تقویت نمود با داخل پیوند برقرار کرد تا شاید گام به گام امر مدیریت کلان جنبش سیاسی اجتماعی روشن و آشکار و در پرتو آن بدیل جمهوری اسلامی بوجود آید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴صحنەای از بارش بمب‌های فسفری توسط نیروی هوایی اسرائیل بر روی غزه
ـــــــــــــــــــــــ
خاموشیَت مباد
که فریادِ میهنی!
در ستایشِ حافظ


مستی و هوشیاری و راهی و رهزنی
ابری و آفتابی و تاریکْ‌روشنی

هرکس درونِ شعر تو جویایِ خویش و تو
آیینه‌دارِ خاطرِ هر مرد و هر زنی

در پایتختِ سلسلهٔ شب، که شهرِ ماست
همواره روح را به سوی روز، روزنی

نشناخت کس تو را و شگفتا که قرن‌هاست
حاضر میانِ انجمن و کوی و برزنی

این سان که در سرودِ تو خون و طراوت است
صد بیشه‌ْ ارغوانی و صد باغْ سوسنی

ای هرگز و همیشه و نزدیک و دیر و دور!
در هر کجا و هیچ کجا، در چه مأمنی؟

در مسجدی و گوشهٔ میخانه‌ات پناه
آلودهٔ شرابی و پاکیزه دامنی.

هر مصرعت عصارهٔ اعصار و ای شگفت!
کاینده را به آینگی صبحِ روشنی

نَشگِفت اگر که سلسلهٔ عاشقانِ دهر
امروز خامُش‌اند و تو گرمِ سرودنی

آفاق از چراغِ صدای تو روشن است
خاموشیَت مباد که فریادِ میهنی!

محمدرضا شفیعی کدکنی
از دفترِ مرثیه‌های سرو کاشمر، سخن، تهران: ۱۳۸۹
___

▪️با اطمینان می‌توان گفت که هیچ ملتی، شاعری از نوع حافظ ندارد.
فردوسی بیش‌و‌کم نظایری در جهان دارد و سعدی نیز. حتی جلال‌الدین مولوی هم. ولی حافظِ ما در فرهنگ بشری بی‌مانند است؛ شاعری که شعرِ فارسیِ او را زاهدان و عارفان در قنوت نماز به جای ادعیه و آیات عربی بخوانند و در عین حال زندیقان هر دوره‌ای شعر او را آینهٔ اندیشه‌های خود بدانند و از نظر «پیر خطا‌پوش» حافظ که بر قلمِ صنع چنان اعتراض خطرناکی کرده است شادمان باشند و در زندگیِ روزانه، مردمِ ما، دیوانش را در کنار قرآن مجید، سرِ سفرهٔ عقد و هفت‌سین سالِ نو قرار دهند و با آن فال بگیرند و استخاره کنند،
چنین شاعری در جغرافیای کرهٔ زمین و در تاریخ بشریت منحصربه‌فرد است و همانند ندارد.

محمدرضا شفیعی کدکنی
این کیمیای هستی، جلد دوم، صص ۱۹–۱
۲۰ مهرماه و بزرگداشت فریاد میهن؛ حافظ شیرازی
روزنامه شرق، ۲۰ مهر ۱۴۰۲

✍️ نسترن فرخه

🔴گزارش میدانی «شرق» از کمبود مدرسه و تأثیر آن بر میزان ترک تحصیل کودکان روستاهای دیشموک در کهگیلویه و بویراحمد

شوقی که اول مهر یک حسرت شد (۲)

🔸روستای ده‌احمد: کمبود مدرسه، عامل ازدواج‌های زودهنگام

در این روستاها، جبر پای کودکانش را گرفته و اختیار راه دیگری را می‌رود، زیرا بچه‌ها به سادگی بعد از اتمام مقطع ابتدایی، به دلیل نبود مدرسه در مقاطع بالاتر مجبور به ترک تحصیل می‌شوند. طبق آنچه ساکنان روستای ده‌احمد می‌گویند، ترک تحصیل در دخترها بیشتر است که همین باعث ازدواج آنها در سنین پایین هم می‌شود.

دخترها در گوشه‌ای از این کوچه‌های خاکی روستا، در کنار زنان دیگری که لباس محلی به تن دارند، ایستادند. چند متر آن‌طرف‌تر چند دختربچه به همراه پدرهای جوان و میانسال خود بازی می‌کنند و با خجالت به بقیه نگاه می‌کنند. بین این مردها یک معلم ابتدایی حاضر است و از مهری که برای بعضی بچه‌ها بی‌مهر شده می‌گوید: «ما دو معلم ابتدایی روستا هستیم. به صورت کلی، حدود ۳۰ بچه ابتدایی داریم که همین‌ها تا چند سال دیگر باید وارد متوسطه شوند. دوباره همین مشکلی که الان برای کلاس ششمی‌ها داریم برای بچه‌های دیگر هم پیش می‌آید. الان همه بچه‌های روستا که کلاس ششم را تمام کردند باید وارد متوسطه اول شوند، ولی ما مدرسه نداریم. باید به روستای دیگر و دیشموک بروند که راه دور است و خطر دارد. همین باعث می‌شود هر سال تعداد ترک تحصیلی‌های ما زیاد شود. در این شرایط چون دخترها ترک تحصیل می‌کنند، معمولا در همان سن پایین هم ازدواج می‌کنند».

یکی از اهالی روستا از وضعیت دخترش می‌گوید که دو سال بعد باید به کلاس هفتم برود: «اینجا تعداد اندکی می‌توانند درس را ادامه دهند، اگر وسیله باشد و بچه‌ها را به مدرسه ببرد و بیاورد که بچه‌ها مدرسه می‌روند، اما اگر نباشد دیگر امکان ادامه تحصیل ندارند».

جلوی در خانه‌ای چند دختر و پسر مقطع ابتدایی در حال رفت‌وآمد به خانه هستند، یکی از دختربچه‌ها از پشت پرده نگاهی می‌کند و به سرعت با خنده‌ای پنهان می‌شود. مادر بچه‌ها از وضعیت مدرسه روستا گله دارد: «الان چند تا بچه در روستا داریم که به‌خاطر نبود وسیله رفت‌و‌آمد مجبور به ترک تحصیل شدند. بچه من هم یکی از آنهاست. همین الان شش یا هفت دختر روستا ترک تحصیل کردند که کم‌کم مجبورند ازدواج کنند».

مرد جوانی جلو می‌آید که پدر سه دختر است و دختر بزرگ‌ترش امسال کلاس هفتم را شروع کرده است. با خنده‌ای می‌گوید: «من به دخترم هم گفتم راه دور است و دیگر درس نخوان ولی گوش نداد...». معلم به میان حرف می‌آید و دختری را نشان می‌دهد. می‌گوید: «این دختر را می‌بینید؟ باید کلاس هفتم می‌رفت... به مادر و پدرش گفته بود اگر دیگر مدرسه نروم خودکشی می‌کنم... الان چهار دختر دیگر هم هستند که مدرسه نرفته‌اند. البته این مشکل فقط برای دخترها نیست و پسرهای ما هم برای همین موضوع ترک تحصیل می‌کنند، البته تعداد دخترهای ترک تحصیل‌کرده بیشتر است. باید ماشین پیدا می‌کردیم، چندنفری در روستا ماشین دارند اما سر صبح با ماشین شروع به کارگری می‌کنند و شرایط خاصی دارند، خلاصه نمی‌شود از هرکسی هم توقع داشت».

چند تا از مادرها که کمی عقب‌تر ایستاده‌اند، جلو می‌آیند و از نداشتن سرویس بهداشتی در همین مدرسه ابتدایی می‌گویند: «الان بچه‌های ما مجبورند یا به شکل صحرایی کارشان را انجام دهند یا بین زنگ، به خانه بیایند و دوباره به مدرسه برگردند. ما ترس مریض‌شدن آنها را هم داریم، هرچه باشد بچه هستند و بدن آنها ضعیف‌تر از بزرگسالان است...».

وقتی از دختربچه‌هایی که مجبور به ترک تحصیل شدند از درس و مدرسه می‌پرسی، از خجالت لبخندی می‌زنند و بعد با تأملی به چهره مادر یا پدر خود خیره می‌شوند. پدر یکی از بچه‌ها که حالا ترک تحصیل کرده، با سکوت دخترها همراهی می‌کند و می‌گوید: «اگر خوابگاهی در دیشموک وجود داشت بچه‌ها همه امسال می‌توانستند به مدرسه بروند و این‌قدر حسرت نمی‌کشیدند».
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 شهروندان مصری برای کمک به ساکنان جنگ زده غزه خود را به مرز مصر و نوار غزه می رسانند.
حمله حماس و نقش احتمالی ایران؛ گفت‌وگو با اهود اولمرت نخست‌وزیر سابق اسرائیل
۲۲/مهر/۱۴۰۲
کامبیز کراماتی

حمله غافلگیرانه هفته گذشته حماس و متعاقب آن جنگ اسرائیل و حماس، که واکنش‌های بسیاری را در منطقه و در سطح جهان به دنبال داشت، بر سیاست داخلی اسرائیل هم اثرگذار بوده است.

نمود این اثرگذار، تشکیل یک کابینه وحدت ملی با حضور برخی چهره‌های مخالف و منتقد دولت بنیامین نتانیاهوست. علاوه بر آن در یک هفته‌ای که از جنگ می‌گذرد، انتقادهایی هم پیرامون میزان آمادگی دولت و ارتش اسرائیل در مورد این حمله مطرح شده است.

موضوع شکل و میزان حمایت ایران از حماس در این حمله، نیز از موضوعات داغ رسانه‌ها در هفته‌ای است که گذشت.

برخی از این موضوعات را با اهود اولمرت، نخست‌وزیر سابق اسرائیل، در میان گذاشته‌ایم و نظرات او را در این باره جویا شده‌ایم.

آقای اولمرت در این گفت‌وگوی اختصاصی، از جمله به سؤالات ما درباره حمله اخیر شبه‌نظامیان حماس و واکنش اسرائیل پاسخ داده و می‌گوید حماس بدون حمایت ایران نمی‌توانست چنین عملیاتی را انجام دهد، اما واکنش اسرائیل به حماس بسیار شدید خواهد بود.

آقای اولمرت ممنونم از وقتی که در اختیار رادیوفردا گذاشتید. اول با ایران شروع کنیم. شما،‌ پیشتر «حماس و حزب‌الله لبنان» را،‌ به عنوان «بازوهای کشیده ایران» در جنوب و شمال اسرائیل توصیف کرده بودید. آیا فکر می‌کنید که حمله اخیر حماس، بعد از چراغ سبز تهران اجرا شد؟

می‌دانید که قبل از جنایات حماس، ما خبر نداشتیم که چنین برنامه‌ای دارند. بنابراین اگه بخواهم متکبرانه ادعا کنم که نه تنها می‌دانم چطور این کار را کردند،‌ بلکه حتی می‌دانم که دقیقاً چه کسی به آنها چراغ سبز نشان داد و حمله چطور اجرا شد،‌ مقداری زیاده‌روی خواهد بود.

آنچه می‌توانم بگویم این است که کسی که حماس را هدایت می‌کنه،‌ و به آن پول و تجهیزات و تسلیحات می‌دهد، ایران است.

این حمله،‌عملیات بسیار بزرگی بود که می‌تواند عواقب گسترده‌ای، بسیار فراتر از منطقه غزه داشته باشد. بنابراین،‌ فکر می‌کنم که این احتمال وجود دارد که ایران،‌ درگیر برنامه‌ریزی آن بوده باشد. حالا اینکه آیا ایران مجوز اجرای حمله،‌ در این زمان مشخص، را صادر کرده یا نه،‌ نمی‌دانم. اما هیچ تردیدی ندارم که بدون حمایت ایران،‌ حماس نمی‌توانست دست به عملیات بزند. نه پولش را داشت؛‌ نه سلاح کافی،‌ و نه امکانات لجستیکی،‌ که برای اجرای همچنین عملیاتی، ضروری است.

اما صرف نظر از تجلیل از این حمله و تبریک برای آنچه که در ایران، موفقیت حماس می‌خوانند، رهبر جمهوری اسلامی، خیلی سریع و عمومی اعلام کرد که این عملیات، کار خود گروه‌های فلسطینی بوده. در واقع شاید به نوعی تلاش کرد با این پیام،‌ بین این حمله،‌ با خودش و جمهوری اسلامی، فاصله‌گذاری کند. از طرفی برخی تحلیل‌های اطلاعاتی آمریکا هم می‌گویند ایرانی‌ها، از انجام این عملیات،‌ بی‌خبر بودن...

خب راستش،‌ من نظر دیگری دارم. من فکر می‌کنم آمریکا،‌ از نقطه نظر دیگری -که البته متوجهش هستم و درکش می‌کنم- به موضوع نگاه می‌کند و می‌خواهد این وضعیت را،‌ به همین منطقه محدود نگه دارد و جلوی گسترش احتمالی‌اش را بگیرد؛‌ چیزی که ممکن است عواقب بیشتر و جدی‌تری را برای کل منطقه رقم بزند.

بنابراین بهترین کاری که آمریکایی‌ها می‌توانستند انجام دهند، همین بود که نیروهاشان را به نزدیکی اسرائیل و لبنان منتقل کردند و به اعتقاد من،‌ به این شکل به حزب‌الله و ایران پیام دادند که ما اینجا هستیم و اگه لازم شد،‌ در مقابل هر کسی که بخواهد مداخله کند،‌ وارد عمل می‌شویم.

از طرف دیگر،‌ تلاش‌شان این است که فضا را تا حد ممکن،‌ آرام کنند. بنابراین، باید این حرف‌ها را با توجه به شرایط موجود، درک و تفسیر کرد.

حالا اگر بر فرض، اسرائیل یا متحدانش مدارکی را پیدا کنند که نشان دهد تهران،‌ مستقیماً در این حمله دست داشته،‌ آیا اسرائیل باید با ایران وارد درگیری شود؟

فکر نمی‌کنم نیازی باشد که اسرائیل مستقیماً با ایران درگیر شود. فکر نمی‌کنم در حال حاضر،‌ چنین کاری به نفع اسرائیل باشد. فقط می‌توانم بگویم که آمریکایی‌ها دارند با ما همکاری می‌کنند که بتوانیم بحران را از نظر فیزیکی به منطقه کوچکتری محدود کنیم؛‌ یعنی اسرائیل و غزه،‌ و نه فراتر از آن.

از طرف دیگر،‌ نمی‌شود این واقعیت را نادیده گرفت که بدون حمایت ایران،‌ حزب‌الله و حماس،‌ حداقل توان، تجهیزات،‌ تسلیحات و حداقل پول مورد نیاز برای فعالیت عملیاتی در این ابعاد را نداشتند.

سال ۲۰۰۶،‌ وقتی نخست‌وزیر بودید،‌ باید با تبعات جنگ دوم حزب‌الله دست و پنجه نرم می‌کردید: جنگی که به عنوان اولین نبرد نیابتی ایران و اسرائیل شناخته می‌شود. گرچه ابعاد آن جنگ،‌ از درگیری فعلی به مراتب کوچک‌تر بود،‌ اما باعث شد شما به سوءمدیریت جنگی متهم شوید. آن موقع،‌ شما احتمال حمله به ایران را مطرح کرده بودید...
اولاً آن رویداد ۱۷ سال پیش بود. ثانیاً شرایط کاملاً با الان متفاوت بود، و فکر می‌کنم ما واقعاً هیچوقت نمی‌خواستیم مستقیم با ایران درگیر شویم. آن موقع وقتی به حزب‌الله حمله کردیم،‌ در واقع این پاسخ ما به اقدامات تحریک‌آمیزشان بود. آنها ما را به چالش کشیدند. سربازان اسرائیلی را دزدیدند. هشت سرباز اسرائیلی را در مرز و در داخل خاک اسرائیل کشتند. بنابراین چاره دیگری نداشتیم. باید وارد عمل می‌شدیم.

اما پاسخ اسرائیل به قدری کوبنده بود که به نظرم فکر دست زدن به اقدامات بیشتر را،‌ از سر حزب‌الله و به طریق اولی از سر ایران،‌ انداخت. واقعیت این است که حزب‌الله در طول ۱۷ سال گذشته،‌ حتی یک گلوله به سمت خارج از مرزهای لبنان شلیک نکرده بود، و در طول چند روز اخیر هم،‌ با توجه به شرایط خیلی ویژه‌ای که به‌وجود آمده،‌ تنها به سمت تأسیسات نظامی شلیک کردند. خیلی خیلی مراقب بودند که به هیچ مرکز یا فرد غیرنظامی شلیک نکنند، چون می‌دانند که چنین اقدامی،‌ بلافاصله،‌ واکنش بسیار تند اسرائیل را در پی خواهد داشت.

بنابراین پاسخی که در سال ۲۰۰۶ دادیم،‌ نه تنها پیامی برای حزب‌الله،‌ که برای ایران هم بود.

همونطور که گفتید ۱۷ سال گذشته، و الان وقوع حمله اخیر حماس،‌ خیلی‌ها را در گوشه و کنار جهان -و از جمله خود اسرائیل- شوکه کرده است. باور اینکه چنین اتفاقی، درست زیر بینی ارتش و سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل افتاده،‌ آسان نیست. به نظر شما،‌ مشکل کار، چه بود؟

ای کاش می‌دانستم. مطمئن نیستم که جواب را بدانم. به نظرم هنوز خیلی زود است. اما یک چیز،‌ کاملاً روشن است؛ اینکه شکست خوردیم. منظورم از نظر نظامی است. مردم شجاعانه با چنگ و دندان می جنگیدند. غیرنظامیانی که وسط این حمله گیر افتاده بودند،‌ آنچنان ستایش‌برانگیز جنگیدند که در تاریخ اسرائیل ثبت خواهد شد. و خیلی‌ها جان‌شان را از دست دادند. بیش از ۱۴۰۰ نفر.

این باورنکردنی است و بدون بروز یک اشتباه و شکست اساسی نظامی،‌ نمی‌توانست اتفاق بیفتد. اما در مورد خود این اشتباه،‌ اینکه چطور خبردار نشده بودیم،‌ یا چطور نتوانستیم نشانه‌هایی را که از تحرکات حماس دریافت کرده بودیم به درستی تفسیر کنیم،‌ چیزی است که باید بررسی شود.

به نظرم الان یک چیز را می‌شود گفت؛ به نظرم زیادی مغرور بودیم. توانایی‌های حماس را دست کم گرفته بودیم. فکر می‌کردیم که مثلاً چه کار می‌توانند بکنند؟ اصلاً چه دارند؟ مگر جرئت می‌کنند حتی به اشغال جنوب اسرائیل فکر کنند؟ آن هم در مقابل اسرائیل قدرتمند. به نظرم اینها یک جور قضاوت اشتباه،‌ ناشی از تکبر و غرور بیجا بود که تاوانش را هم دادیم.

اما این اشتباهات،‌ نتیجه نهایی این جنگ را رقم نمی‌زند. نتیجه این درگیری برای سازمان حماس،‌ بسیار دردناک و بسیار خونین خواهد بود. همه جا را میگردیم. زیر تک‌تک ساختمان‌های غزه را می‌گردیم و رهبران حماس را پیدا می‌کنیم. از من بپذیرید: همه‌شان را می‌گیریم. هیچ شکی در این نیست.

همین دیروز،‌ ارتش اسرائیل،‌ پذیرفت که در اجرای وظیفه‌اش و تأمین امنیت شهروندان،‌ ناموفق بوده است...

فکر نمی‌کنم در زمینه اطلاعاتی،‌ مشکلی داشته باشیم. منظورم از نظر فنی یا سایبری است. ما به همه جا دسترسی داریم؛‌ نه فقط در غزه، بلکه تا قلب ایران و سایر کشورها و قلب حزب‌الله؛ همه جا. اما همانطور که گفتم غرور و تکبر و دست کم گرفتن دشمن بود که دامن ما را گرفت. آن هم به دردناک‌ترین و تلخ‌ترین شکل ممکن.

بعضی تحلیلگران معتقدند که ساخت شهرک‌های یهودی‌نشین،‌ مزرعه‌های اشتراکی، یا برگزاری کنسرت در فاصله بسیار کم از مرزهای نوار غزه،‌ کار اشتباه -و حتی تحریک آمیزی است. نظر شما چیست؟

اینجا قضیه چیز دیگری است. اولاً همه این شهرک‌های یهودی‌نشین،‌ از مدت‌ها قبل از عقب‌نشینی ما از غزه،‌ آنجا بودند؛ سال‌ها پیش. مثلاً مزرعه اشتراکی «بئری» -که در این حمله،‌ شاهد بیشترین تلفات بود- سال ۱۹۴۶ ساخته شده؛ در شرایطی کاملاً متفاوت.

نه،‌ نزدیک بودن فیزیکی به عرب‌ها و فلسطینی‌ها،‌ به خودی خود،‌ مشکل‌زا نیست؛‌ به شرطی که آنها شرور و دنبال جنگ نباشند. اگر هم که دنبال جنگ باشند،‌ ما باید آنقدر قوی باشیم که بتوانیم از خودمان دفاع کنیم. هیچ توجیهی برای اینکه نتوانستیم با توان و قدرت کافی از آنها دفاع کنیم، وجود ندارد. درباره آنچه اتفاق افتاد،‌ باید به درستی تحقیق و تفحص شود.

اما بحث نزدیکی به غزه؛‌ خب ما نزدیک به دو میلیون شهروند عرب را، داخل مرزهای اسرائیل داریم. فاصله اسرائیل تا مرزهای کرانه غربی،‌ به مراتب کمتر از فاصله اسرائیل تا غزه است، و خب ساکنان کرانه باختری هم، فلسطینی هستند. منتها بر خلاف حماس و غزه،‌ دنبال دست زدن به عملیات تروریستی نیستند.
بنابراین هیچکدام از این فاکتورها، توضیح و جواب شرایط موجود نیستند. ما در مورد یک سازمان تروریستی صحبت می‌کنیم؛ مثل داعش،‌ القاعده،‌ طالبان. این سازمان‌ها،‌ علاق‌ای به صلح با دیگران ندارند. اهل سازش و مذاکره نیستند. فقط می‌خواهند بکشند،‌ سر ببرند،‌ تجاوز کنند،‌ دست به جنایت بزنند. همان کاری که در افغانستان و پاکستان و ایران کردند. حالا هم می‌خواهند همین کار را در اینجا انجام بدهند. تنها فرقش این است که اینجا، پاسخی که به آنها داده می‌شود،‌ خردکننده خواهد بود. این رو به شما قول می‌دهم.

درباره تشکیل دولت اتحاد ملی و کابینه اضطراری چه نظری دارید؟

به نظرم ترکیب این دو دولت و عضویت گانتز و آیزنکوت،‌ دو تن از فرماندهان پیشین ارتش،‌ پاسخی به یک خواسته پوپولیستی است. اسرائیلی‌ها و در واقع مردم همه‌جا نه فقط اسرائیل، یک جور تمرکز قدرت را دوست دارند؛ چون به آنها حس بهتری می‌دهد.

من، هیچ فایده خاصی در تشکیل این دولت نمی‌بینم. فکر می‌کنم آنها از خارج از دولت هم می‌توانند در صورت نیاز به نخست‌وزیر مشاوره بدهند. و به نظرم تشکیل این دولت ممکن است باعث به وجود آمدن انتظارات غیرواقعی از عملیات نظامی اسرائیل بشود. و آن وقت، اگر انتظاراتی که از قبل برای مردم به وجود آمده پاسخ داده نشد،‌ ممکن است منجر به ضربه به مراتب بزرگتری به فضای جامعه و روحیه مردم شود.

نظرتان درباره استراتژی تازه دولت چیست؟ منظورم بحث محاصره کامل غزه و این ادعای دولت نتانیاهو درباره نابودی کامل حماس و کشتن همه سرانش، و شکل دادن یک خاورمیانه جدید است. آیا به نظر شما،‌ چنین ادعاهایی،‌ برنامه‌های شدنی و موجهی هستند، یا صرفاً لفاظی‌های سیاسی؟ آیا شما یا نخست‌وزیر نتانیاهو هم‌نظرید؟

در درجه اول من هیچوقت نگفتم که همه اعضای حماس را می‌کشیم و کل این سازمان را نابود می‌کنیم. من این را نگفتم. هیچوقت چنین ایده‌ای نداشتم و تصور نکردم و نمی‌کنم که چنین کاری،‌ شدنی و واقع‌بینانه باشد.

نتانیاهو این حرف را می‌زند، که ناشی از استیصال خود اوست. آن هم به دلیل شوک و فشاری که نه تنها از طرف افکار عمومی اسرائیل،‌ بلکه بخصوص از طرف گروهی از حامیان خودش،‌ به او وارد شده. نتانیاهو در سال ۲۰۰۹ وقتی نخست‌وزیر شد،‌ ادعا کرد که اولویت اولش، نابودی حماس خواهد بود. اما در عمل،‌ وارد همکاری با حماس شد؛‌ آن هم به قیمت خراب شدن رابطه اسرائیل با تشکیلات فلسطینی به رهبری محمود عباس.

بنابراین معتقدم که بعضی از این دست صحبت‌ها، ادعاهایی هستن که باعث ایجاد انتظارات غیرواقع‌بینانه، برای دستیابی به نتایجی به شدت دور از دسترس می‌شوند. ‌به نظر من نیازی نیست که بگوییم همه چیز را نابود خواهیم کرد. باید هر کاری که لازم است و از دست‌مان برمی‌آید را انجام دهیم. آن هم به بهترین شکل ممکن و با کمترین هزینه برای اسرائیل.

من اصلاً اعتقاد ندارم که چنین لفاظی‌هایی،‌ قدرتمندترین ابزاری باشد که داریم. قوی‌ترین ابزار ما،‌ شجاعت و توانمندی ارتش ماست.

بحث سرنوشت گروگان‌ها،‌ در حال حاضر یکی از داغ‌ترین موضوعات است. آیا سناریویی مشابه تبادل گیلعاد شلیط مطرح است؟

تصویر گیلعاد شالیط که در شبکه تلویزیونی اسرائیل به نمایش در آمده است.
بیشتر در این باره:
اسرائیل «بیش از یک هزار زندانی فلسطینی» را با شالیط مبادله می کند
نمی‌دانم چه بگویم. چون پرونده گیلعاد شلیط،‌ از نظر من،‌ یک اشتباه بسیار بزرگ در بالاترین سطح اولویت ملی بود. اشتباهی که چه بسا،‌ بذر آنچه تبدیل به فاجعه اکتبر ۲۰۲۳ شد را کاشت. چون همه رهبران حال حاضر حماس را،‌ نتانیاهو، به عنوان بخشی از توافق تبادل گیلعاد شلیط آزاد کرد.

در آن زمان بحث یک سرباز اسرائیلی بود. حالا داریم در مورد حدود ۱۵۰ گروگان حرف می‌زنیم. داستان کاملاُ متفاوتی است. نمی‌دانم چی بگویم و حتی اگه ایده مشخصی هم داشتم،‌ احتمالاً بهتر بود که به شکل علنی و عمومی از آن حرف نزنم و به جایش،‌ بی‌سروصدا و در پشت پرده،‌ هر کاری را لازم بود، انجام بدهم. نه اینکه به لفاظی‌های تحریک‌آمیزی که گاهی در چنین شرایطی استفاده می‌شود،‌ متوسل شوم.

در مورد آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو چه نظری دارید؟‌ آیا می‌تواند این بحران را پشت سر بگذارد،‌ یا حوادث اخیر،‌ پایان کار او هم هست؟

نتانیاهو تمام شده است و دیگه بخشی از تاریخ شده. فعلاً به صورت رسمی به عنوان نخست‌وزیر کار می‌کند،‌ اما تا رفتنش،‌ فرصت خیلی کوتاهی مانده است.

در زمان نخست‌وزیری، به یک تفاهم تاریخی با محمود عباس،‌ برای اجرای «راه حل دو کشوری» نزدیک شده بودید. تقریباً دو دهه از اون زمان گذشته است. آیا هنوز هم به اون راه حل اعتقاد دارید؟ و اصلاً شانسی برای اجرایی شدن، وجود دارد؟
هیچ آلترناتیو دیگری برای راه حل دو کشوری وجود ندارد. من همچنان با ابومازن تماس دارم. البته منظورم این روزهای اخیر نیست،‌ اما تا همین اواخر ارتباط منظمی داشتیم. هدف‌مان هم تدوین برنامه‌ای بر پایه چیزی است که در سال ۲۰۰۸ پیشنهاد کرده بودم. چیزی که معتقدم می‌تواند برای هر دو طرف قابل قبول باشد و بخصوص،‌ با توجه به آنچه پیش آمده،‌ به عنوان یک آلترناتیو مطرح شود. چون الان تشکیلات فلسطینی و محمود عباس،‌ این فرصت را دارند که چهره متفاوتی از فلسطینی‌ها را نشان بدهند. هیچ گزینه دیگی جز راه حل دو کشوری وجود ندارد.

فکر کنم تنها پیامی که می‌توانم به آنها بدهم این است: از کارت‌هایی که در دست‌تان دارید، بی‌منطق استفاده نکنید. شنبه گذشته یک موفقیت داشتید. اما حالا با پاسخ بسیار بسیار سخت اسرائیل روبه‌رو می‌شوید. بیشتر از این خرابش نکنید. چون عواقبش برای هرکسی که بخواهد چنین کاری بکند،‌ بسیار دردناک و خونین خواهد بود.

و برای مردم؟

ما هیچ مشکلی با مردم ایران نداشتیم و نداریم. خیلی از ایرانی‌ها،‌ از مردم اسرائیل حمایت می‌کنند و زمانی که هنوز یهودی‌های ایرانی آنجا زندگی می‌کردند هم،‌ با آنها رابطه خوبی داشتند. ما با مردم ایران، جنگی نداریم. جنگ ما، با آیت‌الله‌هاست و با اسلام‌گراها و افراطی‌های داخل ایران. و مسلماً بحث مردم ایران، جداست.

اهود اولمرت،‌ ممنونم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.
حمله زمینی اسرائیل به غزه چگونه پیش خواهد رفت؟

نویسنده,جاناتان بیل
شغل,خبرنگار امور دفاعی
۲۲ مهر ۱۴۰۲ - ۱۴ اکتبر ۲۰۲۳
به نظر می‌رسد اسرائیل برای تهاجم زمینی به غزه آماده می‌شود.
ارتش این کشور به ۱.۱ میلیون نفر در شمال این منطقه گفته است که به جنوب نقل مکان کنند. در همین حال ده‌ها هزار نیرو، تانک و توپخانه را در لبه این منطقه جمع کرده است.

اما اعزام نیروی زمینی به مناطق شهری پرجمعیت غزه عملیاتی پرخطر است.
دامنه حمله زمینی احتمالی نیز هنوز مشخص نیست، تهاجم تا کجا ادامه خواهد یافت و چه مدت طول خواهد کشید؟
چه زمانی ممکن است حمله اتفاق بیفتد؟
صف‌آرایی لازم برای حمله زمینی آغاز شده است.

سرلشکر عاموس گیلاد، سرباز سابق ارتش اسرائیل و عملیات‌های قبلی در داخل غزه، می‌گوید اولین وظیفه اسرائیل ایجاد یک دولت وحدت برای جلب حمایت عمومی برای اتفاقات بعدی است.

دیدارهای سطح بالای دیپلماتیک اخیر سیاستمداران ارشد ایالات متحده و اروپا به اسرائیل اجازه داده است تا از حمایت بین‌المللی استفاده کند، اگرچه با هرچه طولانی‌تر شدن این جنگ و افزایش تلفات غیرنظامیان این همبستگی می‌تواند متزلزل شود.

در مورد آمادگی‌های نظامی، اسرائیل همین حالا هم نیروهای خود را در نزدیکی مرز با غزه جمع‌آوری کرده است. به حدود ۳۰۰ هزار نیروی ذخیره در کنار ۱۶۰ هزار نفر نیروی ثابت آماده‌باش داده شده است.

ما با برخی از نیروهای ذخیره که به تازگی وارد جنوب شده‌اند صحبت کردیم - به نظر می‌رسد روحیه آنها بالا است و آماده جنگ هستند.

زمانی که نیسیم برای اولین بار خبر حمله حماس را شنید در سریلانکا بود، اما با اولین هواپیما برای پیوستن به یگان خود به اسرائیل بازگشت. او می‌گوید: «اینجا وطن ماست. ما باید برای آن بجنگیم.»

شوکی بلافاصله کار فروشندگی خود را رها کرده است. او به من می‌گوید: «ما دوست داریم آرامش و صلح داشته باشیم. متاسفانه، این امکان‌پذیر نیست. ما از زندگی لذت می‌بریم، بنابراین باید برای حق زندگی مبارزه کنیم.»

اسرائیل در این که به واکنش نیاز است متحد به نظر می‌رسد، اما در حالی که آنها منتظر دستور شروع جنگ هستند، زمان در حال سپری شدن است. هر چه نیروها بیشتر منتظر بمانند، حفظ آمادگی و روحیه دشوارتر خواهد بود.

هشدار اسرائیل به فلسطینی‌های ساکن غزه برای فرار به جنوب، نشانه‌ای است که مرحله بعدی عملیات نظامی قریب الوقوع است.


اولین وظیفه اسرائیل تأمین امنیت سرزمین خود و کشتن، یا دستگیری و بازجویی از جنگجویان حماس بود که از مرز عبور کردند و بیش از ۱۳۰۰ نفر را کشتند و حداقل ۱۵۰ نفر را ربودند.

اسرائیل قبلاً حملات هوایی شدیدی را به اهداف مقامات نظامی و زیرساخت‌های حماس انجام داده است. در شش روز گذشته نیروی هوایی این کشور بیش از ۶۰۰۰ بمب بر روی غزه فرو ریخته است. از جهت مقایسه، متحدان ناتو در طول کل جنگ لیبی در سال ۲۰۱۱، تعداد ۷۷۰۰ بمب انداخته بودند.

بیش از ۱۵۰۰ نفر در غزه در حملات هوایی تاکنون کشته شده‌اند.

برنامه‌های تهاجم به خودی خود یک راز کاملا محافظت شده خواهد بود، اما اسرائیل سال‌هاست که آماده می‌شود. اسرائیل در حال آموزش نیروهای نظامی در یک مرکز جنگ شهری چند میلیون دلاری در جنوب بوده است که غزه کوچک نامیده می‌شود.

نیروهای اسرائیل در آنجا یاد گرفته‌اند که چگونه در میان پیچ و خم ساختمان‌ها و تونل‌های فشرده بجنگند. گمان می‌رود حماس بیش از ۱۰۰۰ تونل ساخته است.

یاکوف کاتز، سردبیر سابق جروزالم پست و نویسنده چندین کتاب در مورد ارتش اسرائیل، می‌گوید که ارتش به گونه‌ای تدارک دیده شده است که دقیقاً برای این منظور در تیپ‌های متخصص عمل کند - ترکیبی از مهندسان با بولدوزرهای زرهی که در کنار تانک‌ها و پیاده نظام کار می‌کنند.

میدان نبرد شهری و تونل‌ها
سرلشکر یاکوف آمیدرور - فرمانده سابق ارتش اسرائیل و مشاور امنیت ملی - تصدیق می‌کند که مبارزه با حماس سخت خواهد بود. او می‌گوید که حماس تله‌های انفجاری و مواد منفجره دست‌ساز را در نقاط ورودی و در امتداد خیابان‌های باریک گذاشته است.

اسرائیل معتقد است حماس حدود ۳۰ هزار نیرو دارد. سلاح‌های آن‌ها شامل مسلسل، آرپی‌جی و موشک‌های ضدتانک است که برخی از آن‌ها مانند کورنت و فاگوت روسی هستند.

حماس همچنین هنوز شمار زیادی راکت‌ در اختیار دارد که آن‌ها را به سمت اسرائیل شلیک می‌کند. یاکوف کاتز می‌گوید که حماس پهپادهای کوچک خود را نیز تولید کرده است - از جمله پهپادهای انتحاری. او می‌گوید حماس همچنین ممکن است ذخیره بسیار محدودی از موشک‌های زمین به هوای کوتاه‌برد داشته باشد. چیزی که آنها ندارند خودروهای زرهی، تانک و توپخانه است - برخلاف اسرائیل.

اما چالش پیش روی اسرائیل نبرد نزدیک در مناطق شهری پرجمعیت خواهد بود.

اسرائیل تیم‌های متخصصی برای جنگ در تونل‌ها دارد، از جمله یک واحد مهندسی به نام یاهالوم و اوکتز که در نبرد به همراه سگ‌ها تخصص دارد.
آقای کاتز می‌گوید که سربازان اسرائیلی از رفتن به داخل تونل‌ها اجتناب می‌کنند مگر اینکه مجبور شوند، به ویژه به این دلیل که افراد حماس با آنها بهتر آشنا هستند. به جای آن، تونل‌ها با ریختن مواد منفجره در آن‌ها از بین خواهند رفت.

سرنوشت گروگان‌ها
سرنوشت گروگان‌هایی که از اسرائیل برده شده‌اند، هرگونه حمله زمینی را پیچیده می‌کند.

سرلشکر گیلاد در مذاکراتی شرکت داشت که در نهایت منجر به آزادی یک سرباز اسرائیلی به نام گیلعاد شالیت شد که به مدت پنج سال از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱ در بازداشت حماس بود. او در نهایت با بیش از ۱۰۰۰ اسیر فلسطینی مبادله شد.

هدف اعلام‌شده اسرائیل، نابودی حماس است

سرلشکر گیلاد می‌گوید در حالی که ارتش باید سرنوشت گروگان‌ها را در نظر بگیرد، «اگر ما کاری اساسی انجام ندهیم، ممکن است با مشکلات چالش برانگیزتری مواجه شویم.»

اما سرلشکر آمیدرور می‌گوید که گروگان‌ها مانعی بر سر راه هیچ اقدامی نخواهند بود. «ما تا آخر خط با حماس خواهیم جنگید و باید آن گروگان‌ها را در جریان عملیات پیدا کنیم.»

هدف اسرائیل چیست؟
هدف اعلام‌شده اسرائیل، نابودی حماس است.

سرلشکر گیلاد که ۳۰ سال در ارتش اسرائیل بوده است، می‌گوید که این عملیات فراتر از عملیات‌های قبلی اسرائیل در داخل غزه است که «عمدتاً برای مهار بودند».

او می‌گوید این بار «ما باید کاری بسیار اساسی‌تر انجام دهیم» او معتقد است که اقدام نظامی قاطعانه سایر دشمنان اسرائیل در منطقه - یعنی حزب‌الله و ایران - را نیز باز خواهد داشت.

آقای کاتز معتقد است که اهداف اسرائیل عملی‌تر خواهد بود - اطمینان حاصل کردن از این‌که حماس هرگز توانایی نظامی برای حمله به اسرائیل را نخواهد داشت. او می‌گوید اسرائیل نمی‌خواهد غزه را دوباره اشغال کند و باید مراقب دو میلیون نفری که با آن دشمن هستند، باشد.

اما، تاریخ اخیر نشان می‌دهد که تهاجمات به ندرت طبق برنامه پیش می‌روند.

حتی پیشرفته‌ترین ارتش‌های جهان نیز به زودی زمین‌گیر می‌شوند - به آنچه برای ایالات متحده در عراق و افغانستان و اخیراً روسیه در اوکراین رخ داد، نگاه کنید.

ژنرال سر تام بکت از مؤسسه مطالعات استراتژیک می‌گوید که عملیات نظامی در داخل غزه، که تنها ۴۰ کیلومتر طول دارد، در آن مقیاس نیست، اما نتیجه چندان روشن نیست.

«در حقیقت، هیچ گزینه خوبی برای حمله زمینی اسرائیل به غزه وجود ندارد. هرچقدر هم که این عملیات در شکست حماس به عنوان یک سازمان نظامی موفق باشد، ضرورت سیاسی حماس و حمایت مردم از این مقاومت ادامه خواهد داشت.»

«اسرائیل یا غزه را دوباره اشغال می‌کند تا آن را کنترل کند یا با عقب‌نشینی پس از یک حمله، میدان را به افرادی واگذار می کند که مقاومت، هستی آن‌هاست.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 آخرین حرف‌های داریوش مهرجویی در مستند «الماس در گام لامینور»

روسری تمام شد

داریوش مهرجویی که در بیش از نیم قرن فیلمسازی، واکنش و بیانیه‌های اجتماعی خود را به زبان استعاری سینمای خود به مخاطبانش رساند، پس از انقلاب بارها با سانسور و توقیف آثارش روبرو شد و در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ ایران، عده‌ای در خارج از ایران و در شبکه‌‌های اجتماعی او را متهم به «سکوت» کرده بودند.

این ویدیو قسمتی از مستند «الماس در گام لامینور» است که واکنش او به اعتراضات ایران و مساله حجاب به زبان سینما است. او در این تصاویر در کنار همسرش وحیده محمدی‌فر، فیلمنامه‌نویس و دستیار کارگردان به زبان استعاری سینمای خودش، شال او را از سر برمی‌دارد و بر سر درختی خشکیده می‌کند.
2025/02/27 06:08:38
Back to Top
HTML Embed Code: