اسرائیل چگونه تونلهای حماس در غزه را هدف میگیرد؟
دیوید گریتن
بیبیسی
۲۳ مهر ۱۴۰۲ - ۱۵ اکتبر ۲۰۲۳
اسرائیل میگوید همزمان با حملات هوایی به غزه در واکنش به حمله حماس به جنوب اسرائیل در روز شنبه، بخشهایی از شبکه پیچ در پیچ تونلهایی را هدف میگیرد که این گروه در زیر زمین ساخته است.
یک سخنگوی ارتش اسرائیل پنجشنبه ۱۲ اکتبر (۲۰ مهر) گفت: «این طور به غزه نگاه کنید که یک لایه آن مخصوص غیرنظامیان است و لایه دیگر آن در اختیار حماس است. تلاش میکنیم که به لایه دومی که حماس ساخته برسیم.»
او گفت: «اینها پناهگاه غیرنظامیان نیست. بلکه تنها مخصوص حماس و تروریستهای دیگر است تا بتوانند به پرتاب راکت به سوی اسرائیل ادامه دهند، برای عملیات برنامهریزی کنند و علیه اسرائیل حملات تروریستی انجام دهند.»
ارزیابی اندازه این شبکه زیرزمینی که اسرائیل نام آن را «مترو غزه» گذاشته کار بسیار دشواری است، چون تصور میشود که این تونلها زیر منطقهای به طول ۴۱ کیلومتر و عرض ۱۰ کیلومتر ساخته شده است.
بعد از درگیریهای سال ۲۰۲۱ ارتش اسرائیل اعلام کرد که بیش از ۱۰۰ کیلومتر از تونلهای غزه را در حملات هوایی خود نابود کرده است. در مقابل حماس گفت که تونلهای زیرزمینی غزه ۵۰۰ کیلومتر طول دارد و اسرائیل تنها پنج درصد آن را هدف قرار داده است. برای داشتن تصویر بهتری از این اعداد باید اشاره کرد که کل شبکه مترو لندن ۴۰۰ کیلومتر است که بیشتر آن هم روی زمین قرار دارد.
در اوج فعالیت زیرزمینی، حدود ۲۵۰۰ تونل زیر منطقه مرزی غزه با مصر فعال بود که حماس و گروههای شبه نظامی دیگر از آن برای وارد کردن کالا، سوخت و سلاح استفاده میکردند.
بعد از سال ۲۰۱۰ که اسرائیل اجازه ورود کالاهای بیشتری از مرز خود به غزه را داد، انتقال کالا از طریق تونلها کاهش یافت. بعد از مدتی مصر راه قاچاق کالا را با خراب کردن یا آب بستن به تونلها مسدود کرد.
از سوی دیگر حماس و گروههای دیگر شروع به کندن تونل برای حمله به نیروهای اسرائیلی کردند.
سال ۲۰۰۶ شبه نظامیان از طریق یکی از این تونلها به اسرائیل نفوذ کردند و بعد از کشتن دو سرباز اسرائیلی، یک سرباز دیگر به نام گیلعاد شلیط را گروگان گرفتند. او پنج سال اسیر بود و در نهایت با تعداد زیادی از زندانیان فلسطینی در اسرائیل مبادله شد.
سال ۲۰۱۳ ارتش اسرائیل تونلی به طول ۱۶۰۰ متر در عمق ۱۸ متری زمین کشف کرد که سقف و دیوارهای بتنی داشت و از نوار غزه به یکی از کیبوتصهای اسرائیلی منتهی میشد. این تونل بعد از آن پیدا شد که ساکنان اسرائیلی مرز گزارش دادند که صداهای عجیب و غریبی از زیر زمین میشنوند.
سال بعد اسرائیل با اشاره به لزوم نابود کردن تهدید حمله شبه نظامیان از طریق «تونلهای وحشت» در زیر مناطق مرزی، عملیات زمینی و هوایی خود را در غزه آغاز کرد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که نیروهایش در آن جنگ بیش از ۳۰ تونل را نابود کردهاند. اما گروههای فلسطینی توانستند از طریق یکی از تونلها حملهای را ترتیب دهند که در آن چهار سرباز اسرائیلی کشته شدند.
سه ساختمان در شهر غزه در سال ۲۰۲۱ پس از اصابت تونل های اطرافش در حمله هوایی اسرائیل فرو ریخت
دکتر دافنه ریشمون-باراک، متخصص نبردهای زیرزمینی و مدرس دانشگاه رایشمن اسرائیل، میگوید: «تونلهای بین مرزی معمولا خیلی ابتدایی هستند به این معنی که غالبا استحکام خوبی ندارند. این تونلها معمولا یک بار مصرف هستنند و با هدف نفوذ و حمله در خاک اسرائیل ساخته میشوند.»
«وضع تونلهای داخل غزه متفاوت است چون حماس به صورت روزمره از آنها استفاده میکند. این تونلها احتمالا طوری ساخته میشوند که ماندن در آنها برای مدت طولانی راحتتر باشد. این تونلها قطعا برای پایداری بیشتر در دراز مدت طراحی و تجهیز شدهاند.»
«رهبران گروهها در آنها پنهان میشوند، مراکز فرماندهی و کنترل در آنجاست، برای نقل و انتقال از آن استفاده میشود و نقش خطوط ارتباطی را بازی میکند. این تونلها برقکشی شده، چراغ و همین طور مسیرهای ریلی دارد. امکان تحرک در آنها بیشتر است و ارتفاعشان طوری است که میتوان در داخل آن ایستاد.»
این کارشناس میگوید که به نظر میآید حماس در سالهای اخیر «استاد فن» تونلسازی و همین طور جنگاوری شده که بسیاری از آن را با مشاهده تاکتیکهای نبرد شبهنظامیان سوریه در حلب و همین طور اعضای گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) در موصل آموخته است.
تصور میشود که تونلها تا عمق ۳۰ متری زیر زمین رفته باشد و برای جلوگیری از شناسایی شبه نظامیان ورودیهایی در داخل خانهها، مساجد، مدارس و دیگر ساختمانهای عمومی داشته باشد.
دیوید گریتن
بیبیسی
۲۳ مهر ۱۴۰۲ - ۱۵ اکتبر ۲۰۲۳
اسرائیل میگوید همزمان با حملات هوایی به غزه در واکنش به حمله حماس به جنوب اسرائیل در روز شنبه، بخشهایی از شبکه پیچ در پیچ تونلهایی را هدف میگیرد که این گروه در زیر زمین ساخته است.
یک سخنگوی ارتش اسرائیل پنجشنبه ۱۲ اکتبر (۲۰ مهر) گفت: «این طور به غزه نگاه کنید که یک لایه آن مخصوص غیرنظامیان است و لایه دیگر آن در اختیار حماس است. تلاش میکنیم که به لایه دومی که حماس ساخته برسیم.»
او گفت: «اینها پناهگاه غیرنظامیان نیست. بلکه تنها مخصوص حماس و تروریستهای دیگر است تا بتوانند به پرتاب راکت به سوی اسرائیل ادامه دهند، برای عملیات برنامهریزی کنند و علیه اسرائیل حملات تروریستی انجام دهند.»
ارزیابی اندازه این شبکه زیرزمینی که اسرائیل نام آن را «مترو غزه» گذاشته کار بسیار دشواری است، چون تصور میشود که این تونلها زیر منطقهای به طول ۴۱ کیلومتر و عرض ۱۰ کیلومتر ساخته شده است.
بعد از درگیریهای سال ۲۰۲۱ ارتش اسرائیل اعلام کرد که بیش از ۱۰۰ کیلومتر از تونلهای غزه را در حملات هوایی خود نابود کرده است. در مقابل حماس گفت که تونلهای زیرزمینی غزه ۵۰۰ کیلومتر طول دارد و اسرائیل تنها پنج درصد آن را هدف قرار داده است. برای داشتن تصویر بهتری از این اعداد باید اشاره کرد که کل شبکه مترو لندن ۴۰۰ کیلومتر است که بیشتر آن هم روی زمین قرار دارد.
در اوج فعالیت زیرزمینی، حدود ۲۵۰۰ تونل زیر منطقه مرزی غزه با مصر فعال بود که حماس و گروههای شبه نظامی دیگر از آن برای وارد کردن کالا، سوخت و سلاح استفاده میکردند.
بعد از سال ۲۰۱۰ که اسرائیل اجازه ورود کالاهای بیشتری از مرز خود به غزه را داد، انتقال کالا از طریق تونلها کاهش یافت. بعد از مدتی مصر راه قاچاق کالا را با خراب کردن یا آب بستن به تونلها مسدود کرد.
از سوی دیگر حماس و گروههای دیگر شروع به کندن تونل برای حمله به نیروهای اسرائیلی کردند.
سال ۲۰۰۶ شبه نظامیان از طریق یکی از این تونلها به اسرائیل نفوذ کردند و بعد از کشتن دو سرباز اسرائیلی، یک سرباز دیگر به نام گیلعاد شلیط را گروگان گرفتند. او پنج سال اسیر بود و در نهایت با تعداد زیادی از زندانیان فلسطینی در اسرائیل مبادله شد.
سال ۲۰۱۳ ارتش اسرائیل تونلی به طول ۱۶۰۰ متر در عمق ۱۸ متری زمین کشف کرد که سقف و دیوارهای بتنی داشت و از نوار غزه به یکی از کیبوتصهای اسرائیلی منتهی میشد. این تونل بعد از آن پیدا شد که ساکنان اسرائیلی مرز گزارش دادند که صداهای عجیب و غریبی از زیر زمین میشنوند.
سال بعد اسرائیل با اشاره به لزوم نابود کردن تهدید حمله شبه نظامیان از طریق «تونلهای وحشت» در زیر مناطق مرزی، عملیات زمینی و هوایی خود را در غزه آغاز کرد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که نیروهایش در آن جنگ بیش از ۳۰ تونل را نابود کردهاند. اما گروههای فلسطینی توانستند از طریق یکی از تونلها حملهای را ترتیب دهند که در آن چهار سرباز اسرائیلی کشته شدند.
سه ساختمان در شهر غزه در سال ۲۰۲۱ پس از اصابت تونل های اطرافش در حمله هوایی اسرائیل فرو ریخت
دکتر دافنه ریشمون-باراک، متخصص نبردهای زیرزمینی و مدرس دانشگاه رایشمن اسرائیل، میگوید: «تونلهای بین مرزی معمولا خیلی ابتدایی هستند به این معنی که غالبا استحکام خوبی ندارند. این تونلها معمولا یک بار مصرف هستنند و با هدف نفوذ و حمله در خاک اسرائیل ساخته میشوند.»
«وضع تونلهای داخل غزه متفاوت است چون حماس به صورت روزمره از آنها استفاده میکند. این تونلها احتمالا طوری ساخته میشوند که ماندن در آنها برای مدت طولانی راحتتر باشد. این تونلها قطعا برای پایداری بیشتر در دراز مدت طراحی و تجهیز شدهاند.»
«رهبران گروهها در آنها پنهان میشوند، مراکز فرماندهی و کنترل در آنجاست، برای نقل و انتقال از آن استفاده میشود و نقش خطوط ارتباطی را بازی میکند. این تونلها برقکشی شده، چراغ و همین طور مسیرهای ریلی دارد. امکان تحرک در آنها بیشتر است و ارتفاعشان طوری است که میتوان در داخل آن ایستاد.»
این کارشناس میگوید که به نظر میآید حماس در سالهای اخیر «استاد فن» تونلسازی و همین طور جنگاوری شده که بسیاری از آن را با مشاهده تاکتیکهای نبرد شبهنظامیان سوریه در حلب و همین طور اعضای گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) در موصل آموخته است.
تصور میشود که تونلها تا عمق ۳۰ متری زیر زمین رفته باشد و برای جلوگیری از شناسایی شبه نظامیان ورودیهایی در داخل خانهها، مساجد، مدارس و دیگر ساختمانهای عمومی داشته باشد.
ساخت چنین شبکهای برای عموم مردم غزه هزینه داشته است. ارتش اسرائیل حماس را متهم کرده که میلیونها دلار از کمکهای غزه و هزاران تن سیمانی را که برای بازسازی خانههای ویرانشده در جنگهای قبلی اختصاص داشته، در ساختن تونلها به کار برده است.
این احتمال وجود دارد که پیکارجویان حماس در حمله هفته گذشته به اسرائیل هم که در آن بیش از ۱۳۰۰ نفر کشته و بیش از ۱۵۰ نفر گروگان گرفته شدند، از یک تونل بین مرزی استفاده کرده باشند. گزارشهایی منتشر شد که میگفت خروجی یک تونل در نزدیکی کیبوتص کفار عزه -که در آن دهها غیرنظامی کشته شدند- کشف شده است.
اگر این گزارشها تایید شود، چنین تونلی باید زیر دیوار حائل زیرزمینی اسرائیل ساخته شده باشد که مجهز به پیچیدهترین ابزار شناسایی تونل است و اسرائیل نصب آن را در سال ۲۰۲۱ به پایان رسانده بود.
ریشمون-باراک میگوید تایید استفاده از تونل در حمله اخیر، تکاندهنده خواهد بود اما تاکید میکند که هیچ سیستم تشخیص تونلی مصون از خطا نیست: «به همین دلیل است که از زمانهای بسیار قدیم در جنگها از تونل استفاده میکردند، چون راه مطمئنی برای جلوگیری از ساخت آن وجود ندارد.»
او همچنین هشدار میدهد که همزمان با صفآرایی صدها هزار سرباز اسرائیلی برای حمله زمینی احتمالی به غزه، تصور این که ارتش اسرائیل بتواند تمام شبکه تونلی غزه را نابود کند، چه از سوی دولتمردان و چه مردم اسرائیل، غیرواقعی خواهد بود.
خانم ریشمون-باراک میگوید: «بخشهایی از این شبکه را غیرنظامیان، به هر دلیلی، تخلیه نخواهند کرد… بخشهایی از آن هم اصلا شناخته شده نیست. در بعضی مناطق تلفات جانبی تخریب آنها بسیار بالا خواهد بود.»
او هشدار میدهد که نابود کردن تونلها تلفات زیادی در میان سربازان اسرائیلی، غیرنظامیان فلسطینی و گروگانهای حماس به جا خواهد گذاشت. تا الان هم بیش از ۲۲۰۰ فلسطینی در حملات تلافیجویانه اسرائیل به غزه کشته شدهاند که بسیاری از آنها غیرنظامی بودند.
ریشمون-باراک میگوید: «حماس به صورت بسیار موثری از سپر انسانی استفاده میکند. وقتی از حملهای قریبالوقوع خبردار میشوند، غیرنظامیان بیگناه را در طبقات بالای ساختمانها جا میدهند. این اقدام بارها باعث لغو حملات اسرائیلیها شده است.»
«آنها که در این شیوه مهارت کسب کردهاند، میتوانند به راحتی در تونلها هم آن را به کار ببرند و گروگانهای اسرائیلی و آمریکایی و دیگران را در این تونلها نگه دارند.»
در جریان درگیریهای سال ۲۰۲۱ یک رشته حملات هوایی ویرانکننده اسرائیل، سه ساختمان مسکونی را در غزه با خاک یکسان کرد و ۴۲ نفر را کشت. ارتش اسرائیل اعلام کرد که در آن حمله تونلهای زیرزمینی را هدف گرفته اما افزود که با فروریختن این تونلها، ساختمانها هم فروریختهاند.
به گفته ریشمون-باراک شبکه تونلی، برتری ارتش اسرائیل در زمینه فناوری و اطلاعاتی را از بین میبرد، پیچیدگیهای جنگ خیابانی را دوچندان میکند و تهدیدی مرگبار برای سربازان اسرائیلی به حساب میآید.
او میگوید: «اول این که حماس زمان بسیار زیادی داشته تا تمام این شبکه را بمبگذاری کند. آنها میتوانند اجازه دهند سربازان اسرائیلی وارد تونلها شوند و بعد کل آن را منفجر کنند.»
«آنها همین طور میتوانند [سربازان اسرائیلی را در حملات غافلگیرکننده] بربایند. خطرات دیگری هم هست مثل نرسیدن اکسیژن، جنگ با دشمن در نبردهای تک به تک، و نجات سربازان زخمی که عملا غیرممکن میشود.»
«حتی اگر داخل تونلها نروید، اطمینان از برقراری امنیت در محدودهای که مشکوک به داشتن تونل است، بسیار سختتر از امن کردن محدودهای در روی زمین است. در اولی باید امنیت جایی را تضمین کنید که قابل دیدن نیست.»
اما نیروهای اسرائیلی هم شیوههایی برای کاهش خطرات احتمالی دارند.
به گفته کالین کلارک، مدیر گروه سوفان که در حوزه مشاوره امنیتی فعالیت میکند، این شیوهها میتواند شامل فرستادن پهپاد یا وسایل متحرک بیسرنشین دیگر به داخل تونلها برای داشتن تصویری دقیق از داخل آنها و همین طور ردیابی بمبگذاریهای احتمالی، قبل از ورود سربازان به تونل باشد.
جنگندهها هم امکان ریختن بمبهای سنگرشکن را دارند که قبل از انفجار به عمق زمین نفوذ میکنند. اما با توجه به فشردگی جمعیت در مناطق مسکونی استفاده از آنها بدون ریسک نیست.
این احتمال وجود دارد که پیکارجویان حماس در حمله هفته گذشته به اسرائیل هم که در آن بیش از ۱۳۰۰ نفر کشته و بیش از ۱۵۰ نفر گروگان گرفته شدند، از یک تونل بین مرزی استفاده کرده باشند. گزارشهایی منتشر شد که میگفت خروجی یک تونل در نزدیکی کیبوتص کفار عزه -که در آن دهها غیرنظامی کشته شدند- کشف شده است.
اگر این گزارشها تایید شود، چنین تونلی باید زیر دیوار حائل زیرزمینی اسرائیل ساخته شده باشد که مجهز به پیچیدهترین ابزار شناسایی تونل است و اسرائیل نصب آن را در سال ۲۰۲۱ به پایان رسانده بود.
ریشمون-باراک میگوید تایید استفاده از تونل در حمله اخیر، تکاندهنده خواهد بود اما تاکید میکند که هیچ سیستم تشخیص تونلی مصون از خطا نیست: «به همین دلیل است که از زمانهای بسیار قدیم در جنگها از تونل استفاده میکردند، چون راه مطمئنی برای جلوگیری از ساخت آن وجود ندارد.»
او همچنین هشدار میدهد که همزمان با صفآرایی صدها هزار سرباز اسرائیلی برای حمله زمینی احتمالی به غزه، تصور این که ارتش اسرائیل بتواند تمام شبکه تونلی غزه را نابود کند، چه از سوی دولتمردان و چه مردم اسرائیل، غیرواقعی خواهد بود.
خانم ریشمون-باراک میگوید: «بخشهایی از این شبکه را غیرنظامیان، به هر دلیلی، تخلیه نخواهند کرد… بخشهایی از آن هم اصلا شناخته شده نیست. در بعضی مناطق تلفات جانبی تخریب آنها بسیار بالا خواهد بود.»
او هشدار میدهد که نابود کردن تونلها تلفات زیادی در میان سربازان اسرائیلی، غیرنظامیان فلسطینی و گروگانهای حماس به جا خواهد گذاشت. تا الان هم بیش از ۲۲۰۰ فلسطینی در حملات تلافیجویانه اسرائیل به غزه کشته شدهاند که بسیاری از آنها غیرنظامی بودند.
ریشمون-باراک میگوید: «حماس به صورت بسیار موثری از سپر انسانی استفاده میکند. وقتی از حملهای قریبالوقوع خبردار میشوند، غیرنظامیان بیگناه را در طبقات بالای ساختمانها جا میدهند. این اقدام بارها باعث لغو حملات اسرائیلیها شده است.»
«آنها که در این شیوه مهارت کسب کردهاند، میتوانند به راحتی در تونلها هم آن را به کار ببرند و گروگانهای اسرائیلی و آمریکایی و دیگران را در این تونلها نگه دارند.»
در جریان درگیریهای سال ۲۰۲۱ یک رشته حملات هوایی ویرانکننده اسرائیل، سه ساختمان مسکونی را در غزه با خاک یکسان کرد و ۴۲ نفر را کشت. ارتش اسرائیل اعلام کرد که در آن حمله تونلهای زیرزمینی را هدف گرفته اما افزود که با فروریختن این تونلها، ساختمانها هم فروریختهاند.
به گفته ریشمون-باراک شبکه تونلی، برتری ارتش اسرائیل در زمینه فناوری و اطلاعاتی را از بین میبرد، پیچیدگیهای جنگ خیابانی را دوچندان میکند و تهدیدی مرگبار برای سربازان اسرائیلی به حساب میآید.
او میگوید: «اول این که حماس زمان بسیار زیادی داشته تا تمام این شبکه را بمبگذاری کند. آنها میتوانند اجازه دهند سربازان اسرائیلی وارد تونلها شوند و بعد کل آن را منفجر کنند.»
«آنها همین طور میتوانند [سربازان اسرائیلی را در حملات غافلگیرکننده] بربایند. خطرات دیگری هم هست مثل نرسیدن اکسیژن، جنگ با دشمن در نبردهای تک به تک، و نجات سربازان زخمی که عملا غیرممکن میشود.»
«حتی اگر داخل تونلها نروید، اطمینان از برقراری امنیت در محدودهای که مشکوک به داشتن تونل است، بسیار سختتر از امن کردن محدودهای در روی زمین است. در اولی باید امنیت جایی را تضمین کنید که قابل دیدن نیست.»
اما نیروهای اسرائیلی هم شیوههایی برای کاهش خطرات احتمالی دارند.
به گفته کالین کلارک، مدیر گروه سوفان که در حوزه مشاوره امنیتی فعالیت میکند، این شیوهها میتواند شامل فرستادن پهپاد یا وسایل متحرک بیسرنشین دیگر به داخل تونلها برای داشتن تصویری دقیق از داخل آنها و همین طور ردیابی بمبگذاریهای احتمالی، قبل از ورود سربازان به تونل باشد.
جنگندهها هم امکان ریختن بمبهای سنگرشکن را دارند که قبل از انفجار به عمق زمین نفوذ میکنند. اما با توجه به فشردگی جمعیت در مناطق مسکونی استفاده از آنها بدون ریسک نیست.
🔴 شکاف غیرقابل ترمیم حکومت و جامعه
جامعه ایران با تکیه به شعارهایی همچون نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، پرچم فلسطین به ...، سوریه را رها کن فکری به حال ما کن، نشان داده که نه تنها علیه سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ست بلکه فراتر از آن هیچ تمایل و کششی ندارد که بحران ها و ابر بحران های جامعه را نادیده گرفته و اندیشه و وجدان عمومی را به مسایلی خارج از جغرافیای ایران معطوف کند. امروزه در حالیکه در همه کشورهای منطقه و حتی جهان به طرفداری از ملت فلسطین و علیه اشغال گری تظاهرات های عظیمی برپا شده و می شود اما در کلان شهرهای ایران هیچ تحرکی نمی بینیم هر چند که حکومت تقلا کرد که جمعیت کثیری را به خیابان سرازیر کند اما ناکام ماند. همین ناکامی نشان می دهد که حتی نتوانستند نا آگاه ترین اقشار را هم با خود همراه کنند. چون تنفر و انزجار از جمهوری اسلامی دیگر حد و مرزی ندارد.
به گمان من تمرکز وجدان عمومی به مشکلات و بحرانهای تو در توی جامعه نشان از سطح آگاهی و خودآگاهی اقشار گوناگون است. و این سطح از خودآگاهی اجتماعی و سیاسی را ما هم در خیزش ها دیدیم و هم در روند جنبشی. طوریکه همین امروز در بیش از ده شهر کشورمان کارمندان بخش مخابرات در عرصه عمومی دست به اعتراض زده اند. اعتراضی که به سرعت می تواند و قادر است خواسته صنفی را به خواسته سیاسی گره بزند.
از طرفی می توان تاکید کرد که شکاف جامعه با حاکمیت چنان عمیق و بزرگ است که هیچ امری نمی تواند و نخواهد توانست این شکاف را پرکند. تازه هر چه رسانه های تصویری صوتی و نوشتاری جمهوری اسلامی به امر موهومی همچون محور مقاومت اصرار نمایند، جامعه در واکنش گسترده تر قرار خواهد گرفت و رسوایی آخوندیسم بیشتر و بیشتر خواهد شد. اجازه بدین که در همین جا اشاره کنم که برخی از گروههای مخالف جمهوری اسلامی در مخالفت با سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ، بیشتر سیاست واکنشی را همچون جامعه ایران اتحاذ کرده اند البته نباید نادیده گرفت که برخی گرایشات روشنفکری تلاش می کنند که از برش حقوق بشری به منازعات منطقه ای نگاه کنند امری که هیچ بازتاب اجتماعی در جامعه ایران نداشته و گرایش عمده مردم زحمتکش ما را که شدیدا علیه سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ست نمی تواندو قادر نیست هم اکنون تحت تاثیر قرار دهد.
جمهوری اسلامی تقلا می کند با تکیه به گروههای دست سازی همچون حزب الله در لبنان و یا حمایت از برخی از جریانات همچون جهاد اسلامی و حماس در فلسطین اشغالی در معادلات منطقه ای بعنوان یک قدرت پا به میدان بگذارد اما ما مخالفین این نظام ضدایرانی و ضدانسانی خوب می دانیم و تجربه کرده ایم که برخورد ابزاری آخوندیسم حاکم بخشی از ماهیت آن محسوب می شود.
جامعه ایران با تکیه به شعارهایی همچون نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، پرچم فلسطین به ...، سوریه را رها کن فکری به حال ما کن، نشان داده که نه تنها علیه سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ست بلکه فراتر از آن هیچ تمایل و کششی ندارد که بحران ها و ابر بحران های جامعه را نادیده گرفته و اندیشه و وجدان عمومی را به مسایلی خارج از جغرافیای ایران معطوف کند. امروزه در حالیکه در همه کشورهای منطقه و حتی جهان به طرفداری از ملت فلسطین و علیه اشغال گری تظاهرات های عظیمی برپا شده و می شود اما در کلان شهرهای ایران هیچ تحرکی نمی بینیم هر چند که حکومت تقلا کرد که جمعیت کثیری را به خیابان سرازیر کند اما ناکام ماند. همین ناکامی نشان می دهد که حتی نتوانستند نا آگاه ترین اقشار را هم با خود همراه کنند. چون تنفر و انزجار از جمهوری اسلامی دیگر حد و مرزی ندارد.
به گمان من تمرکز وجدان عمومی به مشکلات و بحرانهای تو در توی جامعه نشان از سطح آگاهی و خودآگاهی اقشار گوناگون است. و این سطح از خودآگاهی اجتماعی و سیاسی را ما هم در خیزش ها دیدیم و هم در روند جنبشی. طوریکه همین امروز در بیش از ده شهر کشورمان کارمندان بخش مخابرات در عرصه عمومی دست به اعتراض زده اند. اعتراضی که به سرعت می تواند و قادر است خواسته صنفی را به خواسته سیاسی گره بزند.
از طرفی می توان تاکید کرد که شکاف جامعه با حاکمیت چنان عمیق و بزرگ است که هیچ امری نمی تواند و نخواهد توانست این شکاف را پرکند. تازه هر چه رسانه های تصویری صوتی و نوشتاری جمهوری اسلامی به امر موهومی همچون محور مقاومت اصرار نمایند، جامعه در واکنش گسترده تر قرار خواهد گرفت و رسوایی آخوندیسم بیشتر و بیشتر خواهد شد. اجازه بدین که در همین جا اشاره کنم که برخی از گروههای مخالف جمهوری اسلامی در مخالفت با سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ، بیشتر سیاست واکنشی را همچون جامعه ایران اتحاذ کرده اند البته نباید نادیده گرفت که برخی گرایشات روشنفکری تلاش می کنند که از برش حقوق بشری به منازعات منطقه ای نگاه کنند امری که هیچ بازتاب اجتماعی در جامعه ایران نداشته و گرایش عمده مردم زحمتکش ما را که شدیدا علیه سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ست نمی تواندو قادر نیست هم اکنون تحت تاثیر قرار دهد.
جمهوری اسلامی تقلا می کند با تکیه به گروههای دست سازی همچون حزب الله در لبنان و یا حمایت از برخی از جریانات همچون جهاد اسلامی و حماس در فلسطین اشغالی در معادلات منطقه ای بعنوان یک قدرت پا به میدان بگذارد اما ما مخالفین این نظام ضدایرانی و ضدانسانی خوب می دانیم و تجربه کرده ایم که برخورد ابزاری آخوندیسم حاکم بخشی از ماهیت آن محسوب می شود.
🔴 امر فلسطین مُرد، به قتل رسید، طاهر بن جلون (نویسنده مراکشی - فرانسوی)، ترجمه رضا ناصحی
نقل از مجله لوپوئن ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳
من، عرب و مسلمان زاده، با فرهنگ و تربیتی سنتی، اهل مراکش، رفتار حماس با یهودیان را چنان دهشتناک یافتم که واژهای برای توصیف آن نمییابم. خشونت و بیرحمی زمانی که زنان و کودکان را هدف میگیرد، بربریت است و توجیه پذیر نیست.
من دهشتزدهام، چرا که تصاویری که دیدم، اعماق وجودم را جریحه دار کرد.
معتقدم که میتوان علیه اشغال، علیه استعمار مبارزه کرد، ولی نه با اعمالی چنین وحشیانه. به نظرم امر فلسطین در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ مُرد، به دست عناصر متعصب، و گرفتار بدترین نوع ایدئولوژی اسلامگرایی به قتل رسید.
حماس دشمن مردم فلسطین است
حماس نه فقط دشمن مردم اسرائیل، که دشمن مردم فلسطین نیز هست. دشمنی بیرحم و عاری از هرگونه چشم انداز سیاسی؛ دشمنی که بازیچۀ دست کشوری است که جوانان مخالف خود را به بهانه حجاب اسلامی به قتل میرساند.
گروگانگیری و تهدید به کشتن آنان، جز اینکه خشم ما را افزون تر کند نتیجهای ندارد. این وحشیگری البته تاریخ درازی دارد. اشغالگری و تحقیری که نسل جوان و بی آیندۀ فلسطینی متحمل میشود، به سرعت بهانهای میشود در دست جنبش اسلامگرایی که خود بازیچۀ دست جمهوری اسلامی است.
بعد از این قتل عام، اعم از اینکه شمار قربانیان هر دو طرف چه میزان بوده باشد، این بربریت در ذهن ما خواهد ماند، و امروز بس دشوار است که بشود تصور کرد که این جماعت برای «آزادی» سرزمین دست به چنین بربریتی زدهاند. نه! جنگ، رویارویی سرباز با سرباز است، نه کشتن غیرنظامیان بیگناه.
زخمی بر پیکر بشریت
نه، هیچ دلیلی نمیتوان یافت برای آنچه که در خانهها، در محلهها مرتکب شدند و هرجا که توانستند جوانان در حال جشن و شادی را گرفتند و کشتند.
وحشت امری انسانی است، میخواهم بگویم آنچه که حماس کرد، هرگزهیچ حیوانی نمیکند. وزیر دفاع اسرائیل ساکنان غزه را «حیوان» نامید. نه، اینها آدمیانیاند بی وجدان، فاقد اخلاق، و عاری از انسانیت که مرتکب این قتل عام شدند، وگرنه فلسطینیان مردمانیاند رنجدیده، که نه مسلحاند و نه بربر. نباید حماس را با مردم (۲. ۵ میلیون انسان) که زیر اشغال و محاصره اقتصادی زندگی میکنند یکی گرفت.
این حرف من است، صدای من تنها.
من، در تنهایی خودم، در غمزدگیم و در شرمندگیام به عنوان یک انسان، در دلزدگیام از این بنی آدمی که نمیخواهم جزوی از آن باشم، میگویم نه، این نبرد افتخاری برای آن هدف [فلسطین] ندارد. نه، به آن تشویقی که در برخی از پایتختهای عربی میکنند. نه، به آن پیروزی آلوده به خون بیگناهان. نه، به کوربینی کسانی که سرنخ این تراژدی را به دست دارند؛ تراژدیای که مردم فلسطین بهای سنگین آن را خواهند پرداخت.
ما این تراژدی را همچون زخمی بر پیکر بشریت درحافظۀ جمعی مان ثبت خواهیم کرد. زخمی همیشه باز، که هرگز فراموش نخواهد شد.
نقل از مجله لوپوئن ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳
من، عرب و مسلمان زاده، با فرهنگ و تربیتی سنتی، اهل مراکش، رفتار حماس با یهودیان را چنان دهشتناک یافتم که واژهای برای توصیف آن نمییابم. خشونت و بیرحمی زمانی که زنان و کودکان را هدف میگیرد، بربریت است و توجیه پذیر نیست.
من دهشتزدهام، چرا که تصاویری که دیدم، اعماق وجودم را جریحه دار کرد.
معتقدم که میتوان علیه اشغال، علیه استعمار مبارزه کرد، ولی نه با اعمالی چنین وحشیانه. به نظرم امر فلسطین در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ مُرد، به دست عناصر متعصب، و گرفتار بدترین نوع ایدئولوژی اسلامگرایی به قتل رسید.
حماس دشمن مردم فلسطین است
حماس نه فقط دشمن مردم اسرائیل، که دشمن مردم فلسطین نیز هست. دشمنی بیرحم و عاری از هرگونه چشم انداز سیاسی؛ دشمنی که بازیچۀ دست کشوری است که جوانان مخالف خود را به بهانه حجاب اسلامی به قتل میرساند.
گروگانگیری و تهدید به کشتن آنان، جز اینکه خشم ما را افزون تر کند نتیجهای ندارد. این وحشیگری البته تاریخ درازی دارد. اشغالگری و تحقیری که نسل جوان و بی آیندۀ فلسطینی متحمل میشود، به سرعت بهانهای میشود در دست جنبش اسلامگرایی که خود بازیچۀ دست جمهوری اسلامی است.
بعد از این قتل عام، اعم از اینکه شمار قربانیان هر دو طرف چه میزان بوده باشد، این بربریت در ذهن ما خواهد ماند، و امروز بس دشوار است که بشود تصور کرد که این جماعت برای «آزادی» سرزمین دست به چنین بربریتی زدهاند. نه! جنگ، رویارویی سرباز با سرباز است، نه کشتن غیرنظامیان بیگناه.
زخمی بر پیکر بشریت
نه، هیچ دلیلی نمیتوان یافت برای آنچه که در خانهها، در محلهها مرتکب شدند و هرجا که توانستند جوانان در حال جشن و شادی را گرفتند و کشتند.
وحشت امری انسانی است، میخواهم بگویم آنچه که حماس کرد، هرگزهیچ حیوانی نمیکند. وزیر دفاع اسرائیل ساکنان غزه را «حیوان» نامید. نه، اینها آدمیانیاند بی وجدان، فاقد اخلاق، و عاری از انسانیت که مرتکب این قتل عام شدند، وگرنه فلسطینیان مردمانیاند رنجدیده، که نه مسلحاند و نه بربر. نباید حماس را با مردم (۲. ۵ میلیون انسان) که زیر اشغال و محاصره اقتصادی زندگی میکنند یکی گرفت.
این حرف من است، صدای من تنها.
من، در تنهایی خودم، در غمزدگیم و در شرمندگیام به عنوان یک انسان، در دلزدگیام از این بنی آدمی که نمیخواهم جزوی از آن باشم، میگویم نه، این نبرد افتخاری برای آن هدف [فلسطین] ندارد. نه، به آن تشویقی که در برخی از پایتختهای عربی میکنند. نه، به آن پیروزی آلوده به خون بیگناهان. نه، به کوربینی کسانی که سرنخ این تراژدی را به دست دارند؛ تراژدیای که مردم فلسطین بهای سنگین آن را خواهند پرداخت.
ما این تراژدی را همچون زخمی بر پیکر بشریت درحافظۀ جمعی مان ثبت خواهیم کرد. زخمی همیشه باز، که هرگز فراموش نخواهد شد.
اطلاعیه جنبش دادخواهان وآزادگان
🔹به اطلاع عموم مردم عزیز می رسانیم؛
رژیم آخوندی قصد دارد روز جمعه به بهانه ی مسئله غزه ، بعد از پایان خطبه مانور سیاسی تبلیغاتی خود را در قالب راهپیمایی داشته باشد.
توجه داشته باشیم که مسئله قدس وغزه مسئله همه مسلمانان است و اما رژیم آخوندی یکی از منفورترین دشمنان جهان اسلام است که در پوشش شعارهای اسلامی خنجرهای زهرآگین بسیاری به پیکره جهان اسلام وارد نموده است
خنجری که به فلسطین وارد کرده است کاری تر از هر خنجر دیگری است که به عراق،یمن،سوریه،لبنان و دیگر کشورهای اسلامی وارد کرده است.
بهمین منظور نیاز است این رژیم کودککش،ضد ایرانی ،ضد اهل سنت،ضد آزادی،ویرانگر مساجد ومدارس ،
رژیم آپارتاید ضد بلوچ نباید جایگاهی در بین حامیان قدس وغزه داشته باشد تا نتواند از پتانسیل روز جمعه بر علیه اهداف شوم خود سوءاستفاده بنماید.
راه ما از راه رژیم آخوندی جداست
شعار ما از شعار رژیم آخوندی جداست
این رژیم هیچ گونه مشروعیتی در بین ما مردم ندارد و اجازه نمی دهیم به بهانه قدس وغزه مانور سیاسی تبلیغاتی شوم خود را داشته باشد.
🔻بنابراین جنبش دادخواهان وآزادگان از عموم مردم بلوچستان میخواهد اگر چنانچه رژیم آخوندی فردا (جمعه ) تظاهرات و راهپیمایی در حمایت از قدس و محکومیت اسرائیل در بلوچستان تشکیل داد ، فرصتی طلایی است تا غیور مردان بلوچ، جنایات رژیم سفاک آخوندی در جمعه های خونین و ..... را نیز محکوم نمایند
🔹به اطلاع عموم مردم عزیز می رسانیم؛
رژیم آخوندی قصد دارد روز جمعه به بهانه ی مسئله غزه ، بعد از پایان خطبه مانور سیاسی تبلیغاتی خود را در قالب راهپیمایی داشته باشد.
توجه داشته باشیم که مسئله قدس وغزه مسئله همه مسلمانان است و اما رژیم آخوندی یکی از منفورترین دشمنان جهان اسلام است که در پوشش شعارهای اسلامی خنجرهای زهرآگین بسیاری به پیکره جهان اسلام وارد نموده است
خنجری که به فلسطین وارد کرده است کاری تر از هر خنجر دیگری است که به عراق،یمن،سوریه،لبنان و دیگر کشورهای اسلامی وارد کرده است.
بهمین منظور نیاز است این رژیم کودککش،ضد ایرانی ،ضد اهل سنت،ضد آزادی،ویرانگر مساجد ومدارس ،
رژیم آپارتاید ضد بلوچ نباید جایگاهی در بین حامیان قدس وغزه داشته باشد تا نتواند از پتانسیل روز جمعه بر علیه اهداف شوم خود سوءاستفاده بنماید.
راه ما از راه رژیم آخوندی جداست
شعار ما از شعار رژیم آخوندی جداست
این رژیم هیچ گونه مشروعیتی در بین ما مردم ندارد و اجازه نمی دهیم به بهانه قدس وغزه مانور سیاسی تبلیغاتی شوم خود را داشته باشد.
🔻بنابراین جنبش دادخواهان وآزادگان از عموم مردم بلوچستان میخواهد اگر چنانچه رژیم آخوندی فردا (جمعه ) تظاهرات و راهپیمایی در حمایت از قدس و محکومیت اسرائیل در بلوچستان تشکیل داد ، فرصتی طلایی است تا غیور مردان بلوچ، جنایات رژیم سفاک آخوندی در جمعه های خونین و ..... را نیز محکوم نمایند
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎈 عنوان ویدیو : یووال نوح هراری، فیلسوف و مورخ – گفت وگوی ویژه(اسراییل و فلسطین)
هنر ظریف رهبری یک جنبش/ مارشال گانز:
🔹شاید بین اجزای جنبشهای اجتماعی رهبران آن از همه شناخته شدهتر باشند. مثلا میدانیم که مارتین لوتر کینگ از رهبران جنبش مدنی سیاهان آمریکا، نلسون ماندلا رهبر جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی، یا لخ والسا رهبر جنبش همبستگی در لهستان بودند. هر چند اسامی و زندگی این رهبران برای ما آشناست، اما ویژگیهای رهبری آنها را نمیشناسیم. چه خصوصیاتی از ماندلا و کینگ رهبران موفق ساخت؟ وظایف و ویژگیهای کاری رهبری موفق و موثر در جنبشهای اجتماعی چیست؟ تمرکز ما در این نوشته بر مقالهای از مارشال گانز است که در آن چهار ویژگی اصلی رهبران جنبش را شناسایی و تحلیل میکند. گانز از محققان جنبشهای اجتماعی و کنشگران کارکشته است و همواره تلاش کرده پژوهشاش به کار کنشگران جنبشهای اجتماعی بیاید. تحقیقاتی که او در زمینهی رهبری و سازماندهی جنبشهای اجتماعی انجام داده را میتوان در زمرهی مفیدترین و راهگشاترین تحقیقات در این حوزهی پژوهشی قرار داد.
🔸به گفتهی گانز، یکی از ویژگیهای رهبری موفق در جنبشهای اجتماعی مدیریت تنش میان دو نیروی جاری در جنبش است: توهم بر اثر خوشبینی و بیحس شدن بر اثر نامیدی. رهبری موفق باید میان تحلیل واقعبینانه و انتقادی از تجربهی دردآلود حاضر و امید به تجربهی بهتر تعادل برقرار کند. در واقع هنر رهبر این است که واقعیت تلخ موجود را همانطور که هست، بدون چشمپوشی و خوشخیالی، تحلیل و ارزیابی کند، ولی همزمان امید و امکان خلق وضعیتی بهتر را نیز در افق دید گروه زنده نگاه دارد. این تعادل همان چیزی است که والتر بروگمان«تخیل پیامبرانه» (Prophetic Imagination) نامیده است.
▪️اما رهبری جنبش چطور میتواند این تعادل را ایجاد کند؟ چهار ویژگی رهبری در این میان قابل توجهاند: ۱. پیوندسازی، ۲. روایتگری، ۳. طراحی راهبردی، و ۴. اقدام به کنش. در مقالهی پیشین به تفصیل به نقش رهبری در طراحی راهبردی اشاره شد. در این مقاله به سه ویژگی دیگر میپردازیم.
* ادامه مطلب در لینک زیر:
https://daneshkadeh.org/social-movements/2983/
🔹شاید بین اجزای جنبشهای اجتماعی رهبران آن از همه شناخته شدهتر باشند. مثلا میدانیم که مارتین لوتر کینگ از رهبران جنبش مدنی سیاهان آمریکا، نلسون ماندلا رهبر جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی، یا لخ والسا رهبر جنبش همبستگی در لهستان بودند. هر چند اسامی و زندگی این رهبران برای ما آشناست، اما ویژگیهای رهبری آنها را نمیشناسیم. چه خصوصیاتی از ماندلا و کینگ رهبران موفق ساخت؟ وظایف و ویژگیهای کاری رهبری موفق و موثر در جنبشهای اجتماعی چیست؟ تمرکز ما در این نوشته بر مقالهای از مارشال گانز است که در آن چهار ویژگی اصلی رهبران جنبش را شناسایی و تحلیل میکند. گانز از محققان جنبشهای اجتماعی و کنشگران کارکشته است و همواره تلاش کرده پژوهشاش به کار کنشگران جنبشهای اجتماعی بیاید. تحقیقاتی که او در زمینهی رهبری و سازماندهی جنبشهای اجتماعی انجام داده را میتوان در زمرهی مفیدترین و راهگشاترین تحقیقات در این حوزهی پژوهشی قرار داد.
🔸به گفتهی گانز، یکی از ویژگیهای رهبری موفق در جنبشهای اجتماعی مدیریت تنش میان دو نیروی جاری در جنبش است: توهم بر اثر خوشبینی و بیحس شدن بر اثر نامیدی. رهبری موفق باید میان تحلیل واقعبینانه و انتقادی از تجربهی دردآلود حاضر و امید به تجربهی بهتر تعادل برقرار کند. در واقع هنر رهبر این است که واقعیت تلخ موجود را همانطور که هست، بدون چشمپوشی و خوشخیالی، تحلیل و ارزیابی کند، ولی همزمان امید و امکان خلق وضعیتی بهتر را نیز در افق دید گروه زنده نگاه دارد. این تعادل همان چیزی است که والتر بروگمان«تخیل پیامبرانه» (Prophetic Imagination) نامیده است.
▪️اما رهبری جنبش چطور میتواند این تعادل را ایجاد کند؟ چهار ویژگی رهبری در این میان قابل توجهاند: ۱. پیوندسازی، ۲. روایتگری، ۳. طراحی راهبردی، و ۴. اقدام به کنش. در مقالهی پیشین به تفصیل به نقش رهبری در طراحی راهبردی اشاره شد. در این مقاله به سه ویژگی دیگر میپردازیم.
* ادامه مطلب در لینک زیر:
https://daneshkadeh.org/social-movements/2983/
دانشکده | چکیده بحثهای دانشگاهی و تجربههای جهانی دربارهی مسایل محلی
هنر ظریف رهبری یک جنبش | دانشکده
جنبشهای اجتماعی توان بالایی در ایجاد تغییر دارند، اما موفقیت آنها وابسته به حضور رهبری باثبات است که بتواند منابع بالقوه جنبش را با راهبردهای خلاق در خدمت رسیدن به هدف جمعی به فعل در آورد |
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
*دیدبان حقوق بشر اسرائیل را به "جنایت جنگی" متهم کرد*
سازمان دیدبان حقوق بشر دولت اسرائیل را به دلیل محدود کردن کمکرسانی به نوار غزه به جنایت جنگی متهم کرد. این سازمان گفته است رهبری اسرائیل از روی قصد، رنج مردم غیرنظامی درغزه را با جلوگیری از ورود آب، برق و سوخت بدتر میکند.
این نهاد تاکید کرده که "جنایات حماس در روز هفتم اکتبر جنایت جنگی را توجیه نمیکند". کمکهایی که تا کنون به غزه ارسال شده کفاف نیازهای جمعیت دو میلیون و ۴۰۰ هزار نفری این منطقه تحت محاصره را نمیدهد.
سازمان دیدبان حقوق بشر دولت اسرائیل را به دلیل محدود کردن کمکرسانی به نوار غزه به جنایت جنگی متهم کرد. این سازمان گفته است رهبری اسرائیل از روی قصد، رنج مردم غیرنظامی درغزه را با جلوگیری از ورود آب، برق و سوخت بدتر میکند.
این نهاد تاکید کرده که "جنایات حماس در روز هفتم اکتبر جنایت جنگی را توجیه نمیکند". کمکهایی که تا کنون به غزه ارسال شده کفاف نیازهای جمعیت دو میلیون و ۴۰۰ هزار نفری این منطقه تحت محاصره را نمیدهد.
صدور احکام سنگین قضایی علیه فعالین استان فارس
شعبه ۳۷ دادگاه تجدید نظر استان فارس دهها سال زندان برای فعالین و اعضای انجمن صنفی معلمان فارس صادر کرد
در این بیدادنامه
#افشین_رزمجویی
#ایرج_رهنما
#اصغر_امیر_ازادگانی
#محمد_علی_زحمتکش
به پنج سال حبس و منع فعالیت در فضای مجازی و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه به مدت دو سال
#مژگان_باقری به مدت دو سال حبس و منع فعالیت در فضای مجازی و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه به مدت دو سال
#زهرا_اسفندیاری و
#عبدالرزاق_امیری
دو سال حبس تحت نظارت سامانه های الکترونیکی پاپند در محدوده یک هزار متری از محل سکونت و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه و منع فعالیت در فضای مجازی به مدت دو سال
#غلامرضا_غلامی_کندازی
به سه اتهام
الف : اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور از طریق شرکت در فراخوان های معاندان نظام جمهوری اسلامی ایران پنج سال حبس و منع فعالیت در فضای مجازی و منع خروج از کشور
با ابطال گذرنامه به مدت دو سال
ب-اتهام عضویت در گروهای معاند نظام پنج سال حبس و دو سال اقامت اجباری در شهرستان بیرجند و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه و منع فعالیت در فضای مجازی و به مدت دو سال
ج- به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام یک سال حبس
شورای هماهنگی ضمن محکومیت صدور چنین احکامی اعلام می دارد ناتوانی حاکمیت در قبال تامین مطالبات به حق معترضان به سرکوب گسترده و بازگشت به دهه ۶۰ شده است و از مردم و فعالین حوزههای مختلف میخواهد بار دیگر متحدانه علیه این ماشین سرکوب صف آرایی کنند
جمهوری اسلامی نشان داده است هیچ پیوندی با جامعه ایرانی ندارد و هیچ برنامهای واقعی برای تامین نیازهای مردم ندارد
ما به کف خیابان برخواهیم گشت
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
شعبه ۳۷ دادگاه تجدید نظر استان فارس دهها سال زندان برای فعالین و اعضای انجمن صنفی معلمان فارس صادر کرد
در این بیدادنامه
#افشین_رزمجویی
#ایرج_رهنما
#اصغر_امیر_ازادگانی
#محمد_علی_زحمتکش
به پنج سال حبس و منع فعالیت در فضای مجازی و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه به مدت دو سال
#مژگان_باقری به مدت دو سال حبس و منع فعالیت در فضای مجازی و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه به مدت دو سال
#زهرا_اسفندیاری و
#عبدالرزاق_امیری
دو سال حبس تحت نظارت سامانه های الکترونیکی پاپند در محدوده یک هزار متری از محل سکونت و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه و منع فعالیت در فضای مجازی به مدت دو سال
#غلامرضا_غلامی_کندازی
به سه اتهام
الف : اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور از طریق شرکت در فراخوان های معاندان نظام جمهوری اسلامی ایران پنج سال حبس و منع فعالیت در فضای مجازی و منع خروج از کشور
با ابطال گذرنامه به مدت دو سال
ب-اتهام عضویت در گروهای معاند نظام پنج سال حبس و دو سال اقامت اجباری در شهرستان بیرجند و منع خروج از کشور با ابطال گذرنامه و منع فعالیت در فضای مجازی و به مدت دو سال
ج- به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام یک سال حبس
شورای هماهنگی ضمن محکومیت صدور چنین احکامی اعلام می دارد ناتوانی حاکمیت در قبال تامین مطالبات به حق معترضان به سرکوب گسترده و بازگشت به دهه ۶۰ شده است و از مردم و فعالین حوزههای مختلف میخواهد بار دیگر متحدانه علیه این ماشین سرکوب صف آرایی کنند
جمهوری اسلامی نشان داده است هیچ پیوندی با جامعه ایرانی ندارد و هیچ برنامهای واقعی برای تامین نیازهای مردم ندارد
ما به کف خیابان برخواهیم گشت
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
*دیدبان حقوق بشر اسرائیل را به "جنایت جنگی" متهم کرد*
سازمان دیدبان حقوق بشر دولت اسرائیل را به دلیل محدود کردن کمکرسانی به نوار غزه به جنایت جنگی متهم کرد. این سازمان گفته است رهبری اسرائیل از روی قصد، رنج مردم غیرنظامی درغزه را با جلوگیری از ورود آب، برق و سوخت بدتر میکند.
این نهاد تاکید کرده که "جنایات حماس در روز هفتم اکتبر جنایت جنگی را توجیه نمیکند". کمکهایی که تا کنون به غزه ارسال شده کفاف نیازهای جمعیت دو میلیون و ۴۰۰ هزار نفری این منطقه تحت محاصره را نمیدهد.
سازمان دیدبان حقوق بشر دولت اسرائیل را به دلیل محدود کردن کمکرسانی به نوار غزه به جنایت جنگی متهم کرد. این سازمان گفته است رهبری اسرائیل از روی قصد، رنج مردم غیرنظامی درغزه را با جلوگیری از ورود آب، برق و سوخت بدتر میکند.
این نهاد تاکید کرده که "جنایات حماس در روز هفتم اکتبر جنایت جنگی را توجیه نمیکند". کمکهایی که تا کنون به غزه ارسال شده کفاف نیازهای جمعیت دو میلیون و ۴۰۰ هزار نفری این منطقه تحت محاصره را نمیدهد.
بیانیه شورای دبیران نشریه میهن
شورای دبیران نشریه میهن پس از حدود نه سال انتشار ادواری به صورت یک نشریه اینترنتی، بنا به دلایلی، تصمیم به قطع انتشار میهن به صورت مجله اینترنتی ادواری گرفته است.
شورای دبیران میهن قضاوت در باره مزیتها و کاستیهای این 48 شماره را به خوانندگان عزیز نشریه می سپارد اما همه تلاش این شورا و مجموعه دوستانی که در این سالیان همکار و همراه یکدیگر بوده ایم این بوده است که بتوانیم در حد توان محدودمان به مبرم ترین مسائل سیاسی کشور، البته از منظر راهبردی و نه صرفا تحلیل مسائل روز، بپردازیم. مرور عناوین انتخابی برای هر شماره نشریه در طول این سالها شاید به خوبی بیانگر این رویکرد باشد.
صحنه سیاست و سیاست ورزی ایرانیان در طول این سالیان اما، شاهد حوادث گوناگونی بوده و فراز و نشیبهای مختلفی را پشت سر گذاشته است. یکی از این تحولات هم تغییر ماهیت ارتباط ، رسانه و شیوه ها و ابزارهای گوناگون آن بوده است.
میهن دوره اخیر خود را از یک نشریه هم کاغذی و هم مجازی آغاز کرد ولی در گذر زمان نشر کاغذی را متوقف نمود و سالهاست که به صورت ادواری در فضای مجازی منتشر می شود.
اگر نگوییم در چند سال ولی با تاکید میتوانیم بگوییم در چند ماهه اخیر، به خصوص بعد از جنبش مهسا، مسئولان نشریه به تناوب در باره میزان ارتباط گیری ما با مخاطب و به هنگام و موثر بودن آن به صورت یک مجله اینترنتی آن هم با فواصل دو ماهه، بحث و گفتگو داشته ایم.
در این نوشتار ضروری می دانیم که این جمع بندی شورای دبیران را با همراهان و همکاران و به خصوص با خوانندگانی که بسیاری شان در طول این سالیان مشوق ما بوده اند در میان بگذاریم که با توجه به سیر شتابناک حوادث در عرصه سیاسی کشورمان از یکسو و کندی ارتباط به خاطر شکل و شمایل نشریه ای با فاصله دو، سه ماه (به صورت یک نشریه اینترنتی به همراه نسخه پی دی اف هر شماره)، از دیگر سو، به نظر می رسد دیگر میهن در شمایل کنونی اش از کارایی لازم برای ارتباط گیری با مخاطب و به هنگام و موثر بودن آن برخوردار نباشد.
بر این اساس شورای دبیران میهن به این تصمیم رسیدیم که با قطع انتشار کنونی به بررسی این بپردازیم که آیا بهتر نیست که صورت و سیمای میهن به عنوان یک رسانه سیاسی- راهبردی تغییر کند و مثلا به مثابه یک اتاق فکر با همان رویکرد اما به شکل سیال تر و فعال تری در شکل چند رسانه ای و به خصوص به صورت ویدئویی در آید و تولید محتواهای راهبردی را نه دیگر الزاما به صورت مقاله بلکه به اشکال مختلف به خصوص به صورت صدا و تصویر در فضای مجازی با تناوب زمانی بسیار کمتری منتشر کند.
با سپاس از یکایک نویسندگانی که در این ۹ سال آثار و آراء ارزشمندشان را به میهن سپردهاند و با قدردانی از همه خوانندگان و مشاوران و منتقدان، شورای دبیران میهن درباره آنچه گفته شد همفکری میکند تا به یک نتیجه مشخص برسد. امیدواریم علیرغم همه محدودیتهای مالی که همیشه داشته و داریم، بتوانیم هر چه زودتر در شکل و صورتی متفاوت و متناسب با شرایط جدید، مباحث و دغدغههای راهبردی و مبرم میهنمان را، در حد توان محدودمان پیش ببریم. در این مسیر از هر نوع مشورت و کمک مادی و معنوی و همراهی مخاطبان عزیزنیز استقبال میکنیم.
شورای دبیران نشریه میهن
جواد اکبرین، رضا علیجانی، علی کشتگر و محسن یلفانی
سی مهر 1402/ بیست و دو اکتبر 2023
شورای دبیران نشریه میهن پس از حدود نه سال انتشار ادواری به صورت یک نشریه اینترنتی، بنا به دلایلی، تصمیم به قطع انتشار میهن به صورت مجله اینترنتی ادواری گرفته است.
شورای دبیران میهن قضاوت در باره مزیتها و کاستیهای این 48 شماره را به خوانندگان عزیز نشریه می سپارد اما همه تلاش این شورا و مجموعه دوستانی که در این سالیان همکار و همراه یکدیگر بوده ایم این بوده است که بتوانیم در حد توان محدودمان به مبرم ترین مسائل سیاسی کشور، البته از منظر راهبردی و نه صرفا تحلیل مسائل روز، بپردازیم. مرور عناوین انتخابی برای هر شماره نشریه در طول این سالها شاید به خوبی بیانگر این رویکرد باشد.
صحنه سیاست و سیاست ورزی ایرانیان در طول این سالیان اما، شاهد حوادث گوناگونی بوده و فراز و نشیبهای مختلفی را پشت سر گذاشته است. یکی از این تحولات هم تغییر ماهیت ارتباط ، رسانه و شیوه ها و ابزارهای گوناگون آن بوده است.
میهن دوره اخیر خود را از یک نشریه هم کاغذی و هم مجازی آغاز کرد ولی در گذر زمان نشر کاغذی را متوقف نمود و سالهاست که به صورت ادواری در فضای مجازی منتشر می شود.
اگر نگوییم در چند سال ولی با تاکید میتوانیم بگوییم در چند ماهه اخیر، به خصوص بعد از جنبش مهسا، مسئولان نشریه به تناوب در باره میزان ارتباط گیری ما با مخاطب و به هنگام و موثر بودن آن به صورت یک مجله اینترنتی آن هم با فواصل دو ماهه، بحث و گفتگو داشته ایم.
در این نوشتار ضروری می دانیم که این جمع بندی شورای دبیران را با همراهان و همکاران و به خصوص با خوانندگانی که بسیاری شان در طول این سالیان مشوق ما بوده اند در میان بگذاریم که با توجه به سیر شتابناک حوادث در عرصه سیاسی کشورمان از یکسو و کندی ارتباط به خاطر شکل و شمایل نشریه ای با فاصله دو، سه ماه (به صورت یک نشریه اینترنتی به همراه نسخه پی دی اف هر شماره)، از دیگر سو، به نظر می رسد دیگر میهن در شمایل کنونی اش از کارایی لازم برای ارتباط گیری با مخاطب و به هنگام و موثر بودن آن برخوردار نباشد.
بر این اساس شورای دبیران میهن به این تصمیم رسیدیم که با قطع انتشار کنونی به بررسی این بپردازیم که آیا بهتر نیست که صورت و سیمای میهن به عنوان یک رسانه سیاسی- راهبردی تغییر کند و مثلا به مثابه یک اتاق فکر با همان رویکرد اما به شکل سیال تر و فعال تری در شکل چند رسانه ای و به خصوص به صورت ویدئویی در آید و تولید محتواهای راهبردی را نه دیگر الزاما به صورت مقاله بلکه به اشکال مختلف به خصوص به صورت صدا و تصویر در فضای مجازی با تناوب زمانی بسیار کمتری منتشر کند.
با سپاس از یکایک نویسندگانی که در این ۹ سال آثار و آراء ارزشمندشان را به میهن سپردهاند و با قدردانی از همه خوانندگان و مشاوران و منتقدان، شورای دبیران میهن درباره آنچه گفته شد همفکری میکند تا به یک نتیجه مشخص برسد. امیدواریم علیرغم همه محدودیتهای مالی که همیشه داشته و داریم، بتوانیم هر چه زودتر در شکل و صورتی متفاوت و متناسب با شرایط جدید، مباحث و دغدغههای راهبردی و مبرم میهنمان را، در حد توان محدودمان پیش ببریم. در این مسیر از هر نوع مشورت و کمک مادی و معنوی و همراهی مخاطبان عزیزنیز استقبال میکنیم.
شورای دبیران نشریه میهن
جواد اکبرین، رضا علیجانی، علی کشتگر و محسن یلفانی
سی مهر 1402/ بیست و دو اکتبر 2023
🔴فوارهی جوشان فلسطین
🔷کمال اطهاری
جسم زیبایی خود را میجست
رگ بگشودهی خود را یافت.
نه! مگویید، مگویید
به تماشایش بنشینم.
من ندارم دل فوارهی جوشانی را دیدن
(لورکا، ترجمهی شاملو)
🔸وقتی واژهی فلسطین را که بهکار میبریم خون و درد چنان از میان حروف بیرون میجهند، که کلمات نیز میمویند. همانطور که بسیاری از مقامات امنیتی اسرائیل پیشبینی کرده بودند، نابرابریهای اجتماعی، فساد و بیاعتمادی مردم به دولت، سیاست آپارتاید، بیخانمانی و کشتار فلسطینیان، و بنبست صلح توسط دولت دینسالار اسرائیل، در «طوفان الاقصی» سربرکشید. اما آیا «طوفان الاقصی» خود به خود توازن قوا را بهنفع مردم فلسطین تغییر میدهد؟ آیا جلادی دولت دینسالار اسرائیل آب رفته را به جویش بازمیگرداند؟ آیا «طوفان الاقصی» خود به خود توازن قوا را بهنفع دولت دینسالار ایران در منطقه تغییر میدهد؟ پاسخ به این پرسشها میتواند راهی برای بهدست آوردن هژمونی جایگزین در منطقه، در مقابل گرایشهای دینسالارانهی جناحهای حاکم در این دو دولت باشد. برای چنین پاسخی باید تحلیلی چندعلیتی (over-determination) داشت که در این یادداشت میکوشم نمایی از آن را بهدست دهم.
▪️یک رکن اساسیِ تشکیل کشور اسرائیل در سال ۱۹۴۸، گرد آمدنِ دوبارهی امت یهود بهمثابه «قوم برگزیده» در «سرزمین موعود»، و رکن دیگر آن تشکیل دولت ملی آن هم با گرایش چپ بود. تشکیل کشور اسرائیل باعث رشد بنیادگرایی مذهبی در بین مسلمانان خاورمیانه گشت، مسلمانان که با مسیحیان در جنگهای صلیبی بر سر بیتالمقدس پیروزمندانه جنگیده بودند، ناگهان مردم فلسطین را آواره و بیتالمقدس را در اختیار یهودیان دیدند. از سوی دیگر در اسرائیل پس از جنگهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ بنیادگرایی مذهبی افراطی به رهبری حزب لیکود (که اکنون نمایندهاش نتانیاهو است) بالا گرفت و پس از کشمکشهای بسیار، بالاخره به روی کار آمدن دولت دینسالار کنونیِ نتانیاهو انجامید. بدون شک فروپاشی شوروی، تضعیف سوسیالدموکراسی، و جهانیشدن سرمایه در موفقیت نتانیاهو نقش داشت، اما حکم آن را ترامپ (بهعنوان نمایندهی جناح راست افراطی سرمایهداری ایالات متحده برای احیای تکهژمونی آن) صادر کرد، ترامپی که مورد علاقهی راست افراطی در ایران بود و هست.
🔸دولت دینسالار اسرائیل، مانند جناح حاکم بر دولت در ایران، میکوشد جامعهی مدنی اسرائیل را به یک «امت» تبدیل کند، امتی که هدفش تسخیر سرزمین موعود «اسرائیل بزرگ» بر اساس وعدهی خدا به ابراهیم در تورات است. جامعهی مدنی در یک دولت ملی برای آنها هیچ ارزشی ندارد. همانطور که ملت ایران برای جناح حاکم بر دولت تنها یک امت شیعی برای تفوق آنها در منطقهی خاورمیانه است، در چشم جناح حاکم بر دولت اسرائیل نیز جامعهی مدنی آن امت یهودی است که باید سرزمین موعود را بهطور کامل فتح کند و زمینه را برای ظهور «ماشیاح نجاتبخش» آماده سازد. در این میان گفتمان دولت اسرائیل بسیار زبدهتر از دولت ایران است. اسرائیل بهخوبی میداند چگونه بار منفی واژهی تروریسم را بر دوش مسلمانان بگذارد، و راست افراطی در دولت ایران بهخوبی این وظیفه را بهانجام میرساند. این جناح که تفاوت بین «راهبرد سیاسی» و «گفتمان سیاسی» را نمیداند، گمان میکند پیوسته باید برای نابودی اسرائیل و ریختن مردم آن به دریا شعار دهد، سفارتخانه آتش بزند و... تا انقلابی باشد.
▪️گفتمان سیاسی دولت بنیادگرای اسرائیل متکی به نفی تروریسم و عملیات انتحاری بنیادگرایان اسلامی، دیوار ضد تروریسم، دفاع از دموکراسی، هولوکاست، و... برای توجیه راهبردهای اشغالگرانهی خود است، اما در مقابل دولت بنیادگرای ایران از واژگان اسلامی چون عملیات شهادتطلبانه، امت واحده، حکومت اسلامی، دشمن صهیونیستی و... برای پیشبرد اهداف خود بهره میگیرد. بهعبارت دیگر دولت بنیادگرای اسرائیل هرچه بیشتر میکوشد در گفتمان سیاسیاش تعهد خود را به وعدهی الهی پنهان کند، تا قطعنامههای متعدد شورای امنیت و مجامع سازمان ملل را علیه خود دور بزند و حق تعیین سرنوشت فلسطینان را به رسمیت نشناسد؛ اما دولت بنیادگرای ایران چون در بین آنها قطعنامهی موجودیت اسرائیل را قبول ندارد، گفتمان سیاسی خود را بر وعدهی الهی استوارتر میکند تا منزویتر گردد.
🔸هژمونی سیال است، چون هیچ موقعیت و موفقیتی پایدار نیست. درست همان عواملی که باعث کسب هژمونی میشوند، آن را تضعیف میکنند. تضعیف هژمونی فرهنگی جریان چپ در اثر جهانیشدن سرمایه، علاوه بر بحران اقتصادی، اینک به «پساصهیونیسم» انجامیده که هم ارزشهای لیبرال در آن قوی است و هم عرفان یهودی (مانند کابالا) در آن پرورده شده است......
متن کامل:
https://cutt.ly/LwW5LTfz
🔷کمال اطهاری
جسم زیبایی خود را میجست
رگ بگشودهی خود را یافت.
نه! مگویید، مگویید
به تماشایش بنشینم.
من ندارم دل فوارهی جوشانی را دیدن
(لورکا، ترجمهی شاملو)
🔸وقتی واژهی فلسطین را که بهکار میبریم خون و درد چنان از میان حروف بیرون میجهند، که کلمات نیز میمویند. همانطور که بسیاری از مقامات امنیتی اسرائیل پیشبینی کرده بودند، نابرابریهای اجتماعی، فساد و بیاعتمادی مردم به دولت، سیاست آپارتاید، بیخانمانی و کشتار فلسطینیان، و بنبست صلح توسط دولت دینسالار اسرائیل، در «طوفان الاقصی» سربرکشید. اما آیا «طوفان الاقصی» خود به خود توازن قوا را بهنفع مردم فلسطین تغییر میدهد؟ آیا جلادی دولت دینسالار اسرائیل آب رفته را به جویش بازمیگرداند؟ آیا «طوفان الاقصی» خود به خود توازن قوا را بهنفع دولت دینسالار ایران در منطقه تغییر میدهد؟ پاسخ به این پرسشها میتواند راهی برای بهدست آوردن هژمونی جایگزین در منطقه، در مقابل گرایشهای دینسالارانهی جناحهای حاکم در این دو دولت باشد. برای چنین پاسخی باید تحلیلی چندعلیتی (over-determination) داشت که در این یادداشت میکوشم نمایی از آن را بهدست دهم.
▪️یک رکن اساسیِ تشکیل کشور اسرائیل در سال ۱۹۴۸، گرد آمدنِ دوبارهی امت یهود بهمثابه «قوم برگزیده» در «سرزمین موعود»، و رکن دیگر آن تشکیل دولت ملی آن هم با گرایش چپ بود. تشکیل کشور اسرائیل باعث رشد بنیادگرایی مذهبی در بین مسلمانان خاورمیانه گشت، مسلمانان که با مسیحیان در جنگهای صلیبی بر سر بیتالمقدس پیروزمندانه جنگیده بودند، ناگهان مردم فلسطین را آواره و بیتالمقدس را در اختیار یهودیان دیدند. از سوی دیگر در اسرائیل پس از جنگهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ بنیادگرایی مذهبی افراطی به رهبری حزب لیکود (که اکنون نمایندهاش نتانیاهو است) بالا گرفت و پس از کشمکشهای بسیار، بالاخره به روی کار آمدن دولت دینسالار کنونیِ نتانیاهو انجامید. بدون شک فروپاشی شوروی، تضعیف سوسیالدموکراسی، و جهانیشدن سرمایه در موفقیت نتانیاهو نقش داشت، اما حکم آن را ترامپ (بهعنوان نمایندهی جناح راست افراطی سرمایهداری ایالات متحده برای احیای تکهژمونی آن) صادر کرد، ترامپی که مورد علاقهی راست افراطی در ایران بود و هست.
🔸دولت دینسالار اسرائیل، مانند جناح حاکم بر دولت در ایران، میکوشد جامعهی مدنی اسرائیل را به یک «امت» تبدیل کند، امتی که هدفش تسخیر سرزمین موعود «اسرائیل بزرگ» بر اساس وعدهی خدا به ابراهیم در تورات است. جامعهی مدنی در یک دولت ملی برای آنها هیچ ارزشی ندارد. همانطور که ملت ایران برای جناح حاکم بر دولت تنها یک امت شیعی برای تفوق آنها در منطقهی خاورمیانه است، در چشم جناح حاکم بر دولت اسرائیل نیز جامعهی مدنی آن امت یهودی است که باید سرزمین موعود را بهطور کامل فتح کند و زمینه را برای ظهور «ماشیاح نجاتبخش» آماده سازد. در این میان گفتمان دولت اسرائیل بسیار زبدهتر از دولت ایران است. اسرائیل بهخوبی میداند چگونه بار منفی واژهی تروریسم را بر دوش مسلمانان بگذارد، و راست افراطی در دولت ایران بهخوبی این وظیفه را بهانجام میرساند. این جناح که تفاوت بین «راهبرد سیاسی» و «گفتمان سیاسی» را نمیداند، گمان میکند پیوسته باید برای نابودی اسرائیل و ریختن مردم آن به دریا شعار دهد، سفارتخانه آتش بزند و... تا انقلابی باشد.
▪️گفتمان سیاسی دولت بنیادگرای اسرائیل متکی به نفی تروریسم و عملیات انتحاری بنیادگرایان اسلامی، دیوار ضد تروریسم، دفاع از دموکراسی، هولوکاست، و... برای توجیه راهبردهای اشغالگرانهی خود است، اما در مقابل دولت بنیادگرای ایران از واژگان اسلامی چون عملیات شهادتطلبانه، امت واحده، حکومت اسلامی، دشمن صهیونیستی و... برای پیشبرد اهداف خود بهره میگیرد. بهعبارت دیگر دولت بنیادگرای اسرائیل هرچه بیشتر میکوشد در گفتمان سیاسیاش تعهد خود را به وعدهی الهی پنهان کند، تا قطعنامههای متعدد شورای امنیت و مجامع سازمان ملل را علیه خود دور بزند و حق تعیین سرنوشت فلسطینان را به رسمیت نشناسد؛ اما دولت بنیادگرای ایران چون در بین آنها قطعنامهی موجودیت اسرائیل را قبول ندارد، گفتمان سیاسی خود را بر وعدهی الهی استوارتر میکند تا منزویتر گردد.
🔸هژمونی سیال است، چون هیچ موقعیت و موفقیتی پایدار نیست. درست همان عواملی که باعث کسب هژمونی میشوند، آن را تضعیف میکنند. تضعیف هژمونی فرهنگی جریان چپ در اثر جهانیشدن سرمایه، علاوه بر بحران اقتصادی، اینک به «پساصهیونیسم» انجامیده که هم ارزشهای لیبرال در آن قوی است و هم عرفان یهودی (مانند کابالا) در آن پرورده شده است......
متن کامل:
https://cutt.ly/LwW5LTfz
سخنرانی تاریخی و روشنگر آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل در جلسه شورای امنیت:
«حفاظت از غیرنظامیان در هر درگیری مسلحانهای اصل اول است. حمایت از غیرنظامیان به معنی استفاده از آنها به عنوان سپر انسانی نیست. به این معنی نیست که به یک میلیون نفر دستور تخلیه خانههایشان به جنوب را بدهید که نه پناهگاهی هست و نه آب و غذا و دارو و سوختی و بعد آن جنوب را بمباران کنید.
حمله هفتم اکتبر در خلاء روی نداده و مردم فلسطین ۵۶ سال است که گرفتار اشغالی اختناقآور هستند. میبینند که بر زمینهایشان شهرکسازی میشود و گرفتار خشونت میشوند، اقتصادشان خفه شده، مردمشان بیجا شدهاند و خانههایشان ویران شده است اما نه رنج مردم فلسطین حمله حماس را توجیه میکند و نه حمله منزجزکننده حماس مجازات جمعی مردم فلسطین را.»
«حفاظت از غیرنظامیان در هر درگیری مسلحانهای اصل اول است. حمایت از غیرنظامیان به معنی استفاده از آنها به عنوان سپر انسانی نیست. به این معنی نیست که به یک میلیون نفر دستور تخلیه خانههایشان به جنوب را بدهید که نه پناهگاهی هست و نه آب و غذا و دارو و سوختی و بعد آن جنوب را بمباران کنید.
حمله هفتم اکتبر در خلاء روی نداده و مردم فلسطین ۵۶ سال است که گرفتار اشغالی اختناقآور هستند. میبینند که بر زمینهایشان شهرکسازی میشود و گرفتار خشونت میشوند، اقتصادشان خفه شده، مردمشان بیجا شدهاند و خانههایشان ویران شده است اما نه رنج مردم فلسطین حمله حماس را توجیه میکند و نه حمله منزجزکننده حماس مجازات جمعی مردم فلسطین را.»
گروه اسلامگرای حماس چیست؟
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۴ مه ۲۰۲۱
حماس مخفف "حرکت مقاومت اسلامی" است و در سال ۱۹۸۷ و پس از آغاز انتفاضه یا قیام فلسطینیان علیه اشغال کرانه غربی و نوار غزه پایهگذاری شد. طبق منشورش، حماس متعهد به نابودی اسرائیل است.
این گروه در ابتدا فقط هدف جنگ مسلحانه علیه اسرائیل توسط شبهنظامیان موسوم به تیپهای عزالدین قسام همراه با اقدامات خیریه را دنبال میکرد.
اما از سال ۲۰۰۵، این گروه با ورود به فعالیتهای سیاسی فلسطینیان به اولین گروه اسلامگرا در جهان عرب تبدیل شد که توانست در یک انتخابات به پیروزی برسد. بعدها این گروه با تحکیم موقعیت خود در نوار غزه، بر رقیب خود که گروه فلسطینی فتح بود پیروز شد و این بخش از سرزمینهای فلسطینی را تجزیه کرد و برآن مسلط شد. فتح گروه مسلط در تشکیلات خودگردان فلسطینی است.
اسرائیل، ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا و چند کشور دیگر جهان گروه حماس به طور کل یا شاخه نظامی آن را سازمان تروریستی میدانند و هدف تحریم قرار دادهاند. این گروه در منشور خود نابودی کشور اسرائیل را هدف اصلی خود تعیین کرده است.
در ماه مه سال ۲۰۱۷، این گروه برای اولین بار از زمان تأسیس خود یک بیانیه جدید منتشر کرد و گفت که به قبول دولت خودگردان فلسطینی به عنوان اداره کننده سرزمینهای فلسطینی اشغال شده در جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل گرایش دارد. در این سند لحن ضد یهودی حماس تکرار نشده بود.
ن متن به عنوان تلاشی از سوی این گروه برای معتدل جلوه دادن وجهه خود در جهان تلقی شد اما رهبران گروه تاکید کردند که این بیانیه به معنی تغییر در منشور آن نیست.
در سال ۲۰۰۶ ، حماس در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین که پارلمان تشکیلات خودگردان فلسطینی محسوب میشود به پیروزی بزرگی رسید و اختلاف آن با محمود عباس، رئیس تشکیلات فلسطینی، شدت گرفت.
از ماه ژوئن سال ۲۰۰۷ درگیریهای خونین بین دو گروه فلسطینی حماس و فتح (به رهبری محمود عباس) آغاز شد و با پیروزی شبهنظامیان حماس بر نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان در غزه پایان یافت.
حماس پلیس و نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان را که طبق توافق خروج اسرائیل از غزه قرار بود امنیت این منطقه را در دست داشته باشند از غزه اخراج کرد. به این ترتیب، مناطق زیر نظر تشکیلات خودگردان به کرانه باختری رود اردن منحصر و حماس خود به دولت مسلط بر غزه تبدیل شد.
به همین دلیل، اسرائیل مسئولیت حملات شبهنظامیان تندرو از غزه را برعهده حماس میداند و در واکنش به این حملات سه بار به عملیات گسترده نظامی علیه غزه دست زده است: عملیات قالب سربی در دسامبر ۲۰۰۸ ، عملیات ستون دفاعی در نوامبر ۲۰۱۲ و عملیات لبه محافظ در ژوئیه ۲۰۱۴.
این عملیات در ادامه درگیری مرزی ناشی از حملات موشکی از غزه به خاک اسرائیل و حملات هوایی اسرائیل به غزه در تلافی این حملات آغاز شد.
جنگهای سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ باعث تضعیف نظامی شدید حماس شد اما به خاطر اینکه از جنگ با اسرائیل جان به در برده بود از حمایت فلسطینیان برخوردار شد.
طبق توافق اسرائیل با مصر و تشکیلات خودگردان که پس از خروج اسرائیل از نوار غزه امضا شد، با اخراج نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردن از غزه، این منطقه تحت محاصره مصر و اسرائیل قرار گرفت و با آغاز اعتراضات موسوم به بهار عربی در تلاش برای کسب دموکراسی در کشورهای عرب، انزوای حماس شدت گرفت.
سرنگونی محمد مرسی، رئیس جمهوری اسلامگرای مصر در ژوئیه ۲۰۱۳ که به متحد اصلی حماس تبدیل شده بود، ضربه شدید دیگری به حماس زد.
در آوریل ۲۰۱۴ ، پس از سالها کشمکش و اختلاف، حماس توافقنامه آشتی با گروه فتح شامل تلاش برای تشکیل دولت وحدت ملی فلسطینی را امضا کرد اما این توافقنامه هرگز به مرحله اجرا نرسید.
پس از انتفاضه اول، حماس به عنوان مخالف اصلی توافقنامه صلح اسلو بین اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین در صحنه ظاهر شد.
با وجود اقدامات اسرائیل و سرکوب این گروه توسط تشکیلات خودگردان فلسطینی، حماس با ابداع و توسل به حملات انتحاری توانست موقعیت خود را حفظ کند.
از جمله در فوریه و مارس ۱۹۹۶ این گروه به تلافی ترور یحیی عیاش، مسئول ساختن بمب در تشکیلات حماس که دسامبر ۱۹۹۵ کشته شده بود، به یک رشته بمبگذاری انتحاری در اتوبوسهای شهری داخل اسرائیل مبادرت کرد که در جریان آن، تقریبا ۶۰ غیرنظامی به قتل رسیدند.
حماس به خاطر استفاده از بمبگذاری انتحاری با انتقادهایی مواجه شده است.
شیخ احمد یاسین، رهبر معنوی حماس در سال ۲۰۰۴ هنگام خروج از مسجدی در غزه هدف موشک اسرائیل قرار گرفت و کشته شد
این بمبگذاریها باعث دلسردی مردم اسرائیل از روند صلح با فلسطینیان و تشکیل کشور مستقل فلسطینی شد و موضع گروههای راستگرا و مخالف صلح در داخل اسرائیل را تقویت کرد که نتیجه آن به قدرت رسیدن بنیامین نتانیاهو، از مخالفان سرسخت توافق اسلو بوده است.
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۴ مه ۲۰۲۱
حماس مخفف "حرکت مقاومت اسلامی" است و در سال ۱۹۸۷ و پس از آغاز انتفاضه یا قیام فلسطینیان علیه اشغال کرانه غربی و نوار غزه پایهگذاری شد. طبق منشورش، حماس متعهد به نابودی اسرائیل است.
این گروه در ابتدا فقط هدف جنگ مسلحانه علیه اسرائیل توسط شبهنظامیان موسوم به تیپهای عزالدین قسام همراه با اقدامات خیریه را دنبال میکرد.
اما از سال ۲۰۰۵، این گروه با ورود به فعالیتهای سیاسی فلسطینیان به اولین گروه اسلامگرا در جهان عرب تبدیل شد که توانست در یک انتخابات به پیروزی برسد. بعدها این گروه با تحکیم موقعیت خود در نوار غزه، بر رقیب خود که گروه فلسطینی فتح بود پیروز شد و این بخش از سرزمینهای فلسطینی را تجزیه کرد و برآن مسلط شد. فتح گروه مسلط در تشکیلات خودگردان فلسطینی است.
اسرائیل، ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا و چند کشور دیگر جهان گروه حماس به طور کل یا شاخه نظامی آن را سازمان تروریستی میدانند و هدف تحریم قرار دادهاند. این گروه در منشور خود نابودی کشور اسرائیل را هدف اصلی خود تعیین کرده است.
در ماه مه سال ۲۰۱۷، این گروه برای اولین بار از زمان تأسیس خود یک بیانیه جدید منتشر کرد و گفت که به قبول دولت خودگردان فلسطینی به عنوان اداره کننده سرزمینهای فلسطینی اشغال شده در جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل گرایش دارد. در این سند لحن ضد یهودی حماس تکرار نشده بود.
ن متن به عنوان تلاشی از سوی این گروه برای معتدل جلوه دادن وجهه خود در جهان تلقی شد اما رهبران گروه تاکید کردند که این بیانیه به معنی تغییر در منشور آن نیست.
در سال ۲۰۰۶ ، حماس در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین که پارلمان تشکیلات خودگردان فلسطینی محسوب میشود به پیروزی بزرگی رسید و اختلاف آن با محمود عباس، رئیس تشکیلات فلسطینی، شدت گرفت.
از ماه ژوئن سال ۲۰۰۷ درگیریهای خونین بین دو گروه فلسطینی حماس و فتح (به رهبری محمود عباس) آغاز شد و با پیروزی شبهنظامیان حماس بر نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان در غزه پایان یافت.
حماس پلیس و نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان را که طبق توافق خروج اسرائیل از غزه قرار بود امنیت این منطقه را در دست داشته باشند از غزه اخراج کرد. به این ترتیب، مناطق زیر نظر تشکیلات خودگردان به کرانه باختری رود اردن منحصر و حماس خود به دولت مسلط بر غزه تبدیل شد.
به همین دلیل، اسرائیل مسئولیت حملات شبهنظامیان تندرو از غزه را برعهده حماس میداند و در واکنش به این حملات سه بار به عملیات گسترده نظامی علیه غزه دست زده است: عملیات قالب سربی در دسامبر ۲۰۰۸ ، عملیات ستون دفاعی در نوامبر ۲۰۱۲ و عملیات لبه محافظ در ژوئیه ۲۰۱۴.
این عملیات در ادامه درگیری مرزی ناشی از حملات موشکی از غزه به خاک اسرائیل و حملات هوایی اسرائیل به غزه در تلافی این حملات آغاز شد.
جنگهای سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ باعث تضعیف نظامی شدید حماس شد اما به خاطر اینکه از جنگ با اسرائیل جان به در برده بود از حمایت فلسطینیان برخوردار شد.
طبق توافق اسرائیل با مصر و تشکیلات خودگردان که پس از خروج اسرائیل از نوار غزه امضا شد، با اخراج نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردن از غزه، این منطقه تحت محاصره مصر و اسرائیل قرار گرفت و با آغاز اعتراضات موسوم به بهار عربی در تلاش برای کسب دموکراسی در کشورهای عرب، انزوای حماس شدت گرفت.
سرنگونی محمد مرسی، رئیس جمهوری اسلامگرای مصر در ژوئیه ۲۰۱۳ که به متحد اصلی حماس تبدیل شده بود، ضربه شدید دیگری به حماس زد.
در آوریل ۲۰۱۴ ، پس از سالها کشمکش و اختلاف، حماس توافقنامه آشتی با گروه فتح شامل تلاش برای تشکیل دولت وحدت ملی فلسطینی را امضا کرد اما این توافقنامه هرگز به مرحله اجرا نرسید.
پس از انتفاضه اول، حماس به عنوان مخالف اصلی توافقنامه صلح اسلو بین اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین در صحنه ظاهر شد.
با وجود اقدامات اسرائیل و سرکوب این گروه توسط تشکیلات خودگردان فلسطینی، حماس با ابداع و توسل به حملات انتحاری توانست موقعیت خود را حفظ کند.
از جمله در فوریه و مارس ۱۹۹۶ این گروه به تلافی ترور یحیی عیاش، مسئول ساختن بمب در تشکیلات حماس که دسامبر ۱۹۹۵ کشته شده بود، به یک رشته بمبگذاری انتحاری در اتوبوسهای شهری داخل اسرائیل مبادرت کرد که در جریان آن، تقریبا ۶۰ غیرنظامی به قتل رسیدند.
حماس به خاطر استفاده از بمبگذاری انتحاری با انتقادهایی مواجه شده است.
شیخ احمد یاسین، رهبر معنوی حماس در سال ۲۰۰۴ هنگام خروج از مسجدی در غزه هدف موشک اسرائیل قرار گرفت و کشته شد
این بمبگذاریها باعث دلسردی مردم اسرائیل از روند صلح با فلسطینیان و تشکیل کشور مستقل فلسطینی شد و موضع گروههای راستگرا و مخالف صلح در داخل اسرائیل را تقویت کرد که نتیجه آن به قدرت رسیدن بنیامین نتانیاهو، از مخالفان سرسخت توافق اسلو بوده است.
به ویژه پس از ناکامی بیل کلینتون، رئیس جمهوری آمریکا، برای تشویق اسرائیل و فلسطینیان به تسریع روند صلح در اجلاس کمپ دیوید در سال ۲۰۰۰ میلادی و به راه افتادن "انتفاضه دوم" در سرزمینهای فلسطینی، اسرائیل به شدت عمل علیه فلسطینیان روی آورد به خصوص اینکه مقامات اسرائیلی دولت خودگردان فلسطینی به رهبری یاسر عرفات را متهم میکردند که با وجود نشان دادن گرایش ظاهری به صلح، مخفیانه از عملیات مرگبار انتحاری حماس حمایت و به این گروه کمک مالی میکند.
در این میان، حماس با گرتهبرداری از گروه مصری اخوانالمسلمین به منظور جلب حمایت فلسطینیان به یک رشته اقدامات خیریه از جمله ایجاد درمانگاهها و آموزشگاههایی در سرزمینهای فلسطینی دست زد تا از احساس سرخوردگی فلسطینیان که تشکیلات خودگردان را فاسد و فاقد کارآیی میدیدند بهرهبرداری کند.
در واقع بسیاری از فلسطینیان از موج حملات انتحاری گروه حماس در سالهای نخست انتفاضه دوم حمایت میکردند.
آنها این عملیات انتحاری یا به قول حماس "استشهادی" را به منزله انتقامگیری از خساراتی میدانستند که اسرائیل به آنان وارد میکرد.
پس از مرگ یاسر عرفات، رهبر فتح و رئیس تشکیلات خودگردان در سال ۲۰۰۴، محمود عباس جانشین او شد.
محمود عباس موشکپرانی حماس به اسرائیل را زیانبار میدانست زیرا خسارتی که این موشکها به اسرائیل وارد میکنمد ناچیز است اما واکنش اسرائیل به آن به ویرانی و کشتار فلسطینیان منجر میشود.
هنگامی که حماس در انتخابات پارلمانی فلسطینی در سال ۲۰۰۶ یک پیروزی چشمگیر به دست آورد، زمینه برای مبارزه آشکار با فتح فراهم شد.
حماس تمامی تلاشهای رهبری فلسطینی و کشورهای عرب برای توافق با تشکیلات خودگردان و قبول توافقنامه بین فلسطینیان و اسرائیل را رد و تاکید کرد که به جنگ برای از میان بردن اسرائیل متعهد است.
در منشور حماس، "فلسطین تاریخی" که از جمله شامل اسرائیل کنونی است، سرزمین اسلامی توصیف و هرگونه صلحی با "دولت یهودی" منتفی دانسته شده است.
این منشور همچنین در بندهای مختلف به یهودیان به عنوان "یک امت دینی" حمله کرده که باعث ایراد این اتهام شده که حماس یک گروه یهودستیز است.
البته بعدها حماس طرحی را هم ارائه کرد که طبق آن، اگر اسرائیل به طور کامل از تمامی اراضی که در جنگ ۱۹۶۷ اشغال کرده - شامل کرانه باختری، نوار غزه و تمامی اورشلیم (بیت المقدس) - عقب نشینی کند و آنها را تحویل دهد، حماس در مقابل آماده است با آن کشور به مدت ده سال "توافق آتشبس" امضا کند.
شرط دیگر حماس برای این آتشبس موقت این است که چند میلیون فلسطینی که خود یا پدرانشان در جریان جنگ ۱۹۴۸ اعراب با اسرائیل از این سرزمین گریختند یا اخراج شدند به سرزمین پدرانشان، یعنی کشور اسرائیل بازگردند و اراضی و خانههایشان را پس بگیرند.
در واکنش به عملیات حماس علیه اسرائیل، طی سالیان گذشته نیروهای امنیتی و نظامی اسرائیل شماری از اعضا و رهبران این گروه را کشتهاند. ازجمله شیخ احمد یاسین، که از او با عنوان بنیانگذار حماس نام برده میشد، در یک حمله موشکی در مارس ۲۰۰۴ کشته شد
عبدالعزیز الرنتیسی که پس از احمد یاسین به عنوان رهبر حماس در غزه ظهور کرده بود هم در آوریل ۲۰۰۴ کشته شد.
از دیگر مقامات برجسته حماس که توسط اسرائیلیها کشته شدند میتوان به صلاح شحاده، فرمانده تیپهای عزالدین قسام در ژوئیه ۲۰۰۲ ، اسماعیل ابو شنب در اوت ۲۰۰۳، سعید صیام در ژانویه ۲۰۰۹ و احمد جباری فرمانده تیپهای عزالدین قسام در نوامبر ۲۰۱۲ اشاره کرد.
پس از کشته شدن شیخ یاسین به عنوان رهبر حماس، خالد مشعل به عنوان رهبر سیاسی این گروه در تبعید معرفی شد و در ماه مه سال ۲۰۱۷ اسماعیل هنیه که در غزه مستقر بود جای او را گرفت.
پیروزی حماس و قدرت گرفتن آن در غزه باعث شد تا اسرائیل و چند کشور غربی تحریمهایی را علیه غزه به اجرا بگذارند.
پس از آنکه حماس در سال ۲۰۰۰۷ نیروهای تشکیلات خودگردان فلسطینی به عنوان "دولت موقت" فلسطینیان را از غزه بیرون راند، اسرائیل محاصره غزه را شدت بخشید و موشکپرانی از غزه به سوی اسرائیل و واکنش نظامی اسرائیل به آن نیز شدت گرفت.
در دسامبر همان سال، اسرائیل عملیات قالب سربی را با هدف "خاموش کردن موشکپرانی" آغاز کرد که ۲۲ روز ادامه داشت و در جریان آن، بیش از ۱۳۰۰ فلسطینی و ۱۳ اسرائیلی کشته شدند.
اسرائیل همین دلیل را برای آغاز عملیات هشت روزه ستون دفاعی در سال ۲۰۱۲ عنوان کرد که با کشته شدن احمد جباری آغاز شد و در جریان آن، حدود ۱۷۰ فلسطینی که بسیاری از آنان عمدتا غیرنظامی بودند و شش اسرائیلی جان خود را از دست دادند.
در این میان، حماس با گرتهبرداری از گروه مصری اخوانالمسلمین به منظور جلب حمایت فلسطینیان به یک رشته اقدامات خیریه از جمله ایجاد درمانگاهها و آموزشگاههایی در سرزمینهای فلسطینی دست زد تا از احساس سرخوردگی فلسطینیان که تشکیلات خودگردان را فاسد و فاقد کارآیی میدیدند بهرهبرداری کند.
در واقع بسیاری از فلسطینیان از موج حملات انتحاری گروه حماس در سالهای نخست انتفاضه دوم حمایت میکردند.
آنها این عملیات انتحاری یا به قول حماس "استشهادی" را به منزله انتقامگیری از خساراتی میدانستند که اسرائیل به آنان وارد میکرد.
پس از مرگ یاسر عرفات، رهبر فتح و رئیس تشکیلات خودگردان در سال ۲۰۰۴، محمود عباس جانشین او شد.
محمود عباس موشکپرانی حماس به اسرائیل را زیانبار میدانست زیرا خسارتی که این موشکها به اسرائیل وارد میکنمد ناچیز است اما واکنش اسرائیل به آن به ویرانی و کشتار فلسطینیان منجر میشود.
هنگامی که حماس در انتخابات پارلمانی فلسطینی در سال ۲۰۰۶ یک پیروزی چشمگیر به دست آورد، زمینه برای مبارزه آشکار با فتح فراهم شد.
حماس تمامی تلاشهای رهبری فلسطینی و کشورهای عرب برای توافق با تشکیلات خودگردان و قبول توافقنامه بین فلسطینیان و اسرائیل را رد و تاکید کرد که به جنگ برای از میان بردن اسرائیل متعهد است.
در منشور حماس، "فلسطین تاریخی" که از جمله شامل اسرائیل کنونی است، سرزمین اسلامی توصیف و هرگونه صلحی با "دولت یهودی" منتفی دانسته شده است.
این منشور همچنین در بندهای مختلف به یهودیان به عنوان "یک امت دینی" حمله کرده که باعث ایراد این اتهام شده که حماس یک گروه یهودستیز است.
البته بعدها حماس طرحی را هم ارائه کرد که طبق آن، اگر اسرائیل به طور کامل از تمامی اراضی که در جنگ ۱۹۶۷ اشغال کرده - شامل کرانه باختری، نوار غزه و تمامی اورشلیم (بیت المقدس) - عقب نشینی کند و آنها را تحویل دهد، حماس در مقابل آماده است با آن کشور به مدت ده سال "توافق آتشبس" امضا کند.
شرط دیگر حماس برای این آتشبس موقت این است که چند میلیون فلسطینی که خود یا پدرانشان در جریان جنگ ۱۹۴۸ اعراب با اسرائیل از این سرزمین گریختند یا اخراج شدند به سرزمین پدرانشان، یعنی کشور اسرائیل بازگردند و اراضی و خانههایشان را پس بگیرند.
در واکنش به عملیات حماس علیه اسرائیل، طی سالیان گذشته نیروهای امنیتی و نظامی اسرائیل شماری از اعضا و رهبران این گروه را کشتهاند. ازجمله شیخ احمد یاسین، که از او با عنوان بنیانگذار حماس نام برده میشد، در یک حمله موشکی در مارس ۲۰۰۴ کشته شد
عبدالعزیز الرنتیسی که پس از احمد یاسین به عنوان رهبر حماس در غزه ظهور کرده بود هم در آوریل ۲۰۰۴ کشته شد.
از دیگر مقامات برجسته حماس که توسط اسرائیلیها کشته شدند میتوان به صلاح شحاده، فرمانده تیپهای عزالدین قسام در ژوئیه ۲۰۰۲ ، اسماعیل ابو شنب در اوت ۲۰۰۳، سعید صیام در ژانویه ۲۰۰۹ و احمد جباری فرمانده تیپهای عزالدین قسام در نوامبر ۲۰۱۲ اشاره کرد.
پس از کشته شدن شیخ یاسین به عنوان رهبر حماس، خالد مشعل به عنوان رهبر سیاسی این گروه در تبعید معرفی شد و در ماه مه سال ۲۰۱۷ اسماعیل هنیه که در غزه مستقر بود جای او را گرفت.
پیروزی حماس و قدرت گرفتن آن در غزه باعث شد تا اسرائیل و چند کشور غربی تحریمهایی را علیه غزه به اجرا بگذارند.
پس از آنکه حماس در سال ۲۰۰۰۷ نیروهای تشکیلات خودگردان فلسطینی به عنوان "دولت موقت" فلسطینیان را از غزه بیرون راند، اسرائیل محاصره غزه را شدت بخشید و موشکپرانی از غزه به سوی اسرائیل و واکنش نظامی اسرائیل به آن نیز شدت گرفت.
در دسامبر همان سال، اسرائیل عملیات قالب سربی را با هدف "خاموش کردن موشکپرانی" آغاز کرد که ۲۲ روز ادامه داشت و در جریان آن، بیش از ۱۳۰۰ فلسطینی و ۱۳ اسرائیلی کشته شدند.
اسرائیل همین دلیل را برای آغاز عملیات هشت روزه ستون دفاعی در سال ۲۰۱۲ عنوان کرد که با کشته شدن احمد جباری آغاز شد و در جریان آن، حدود ۱۷۰ فلسطینی که بسیاری از آنان عمدتا غیرنظامی بودند و شش اسرائیلی جان خود را از دست دادند.
منابع فلسطینی میگویند پس از این حمله، حماس در صدد حفظ آرامش بود اما برای توقف شلیک موشک به داخل اسرائیل اقدامی نکرد ظاهراً به این علت که نگران بود که ممکن است فلسطینیها در مقایسه با سایر گروههای اسلامگرا مثل جهاد اسلامی، حماس را کمتر متعهد به نابودی اسرائیل بدانند.
در سال ۲۰۱۴ اسرائیل در جستجوی سه نوجوان اسرائیلی ربوده شده در کرانه باختری، به بازداشت شماری از اعضای حماس در این بخش از سرزمینهای فلسطینی مبادرت ورزید. این سه نوجوان بعدا به قتل رسیدند.
در واکنش به این بازداشتها، موشکپرانی از داخل غزه به خاک اسرائیل در اواسط ژوئن ۲۰۱۴ افزایش یافت.
سپس در ۷ ژوئیه، برای اولین بار از سال ۲۰۱۲ حماس رسما مسئولیت شلیک موشک به سمت اسرائیل را به عهده گرفت که عملیات نظامی اسرائیل علیه غزه را در پی آورد.
درگیری غزه پس از ۵۰ روز با آتشبس تمام شد. بر اساس آمار سازمان ملل، در این مدت حداقل ۲ هزار و ۱۸۹ فلسطینی از جمله بیش از هزار و ۴۸۶ غیرنظامی و ۶۷ نظامی و شش غیرنظامی اسرائیلی کشته شدند.
از سال ۲۰۱۴ ، به طور منظم خشونتهایی صورت گرفته که با میانجیگری مصر، قطر و سازمان ملل پایان یافته و به جنگ بزرگتر تبدیل نشده است.
حماس قدرت خود را در غزه حفظ کرده و به تقویت زرادخانه موشکی خود ادامه داده است. تلاشها برای آشتی با فتح نیز ناکام مانده است.
در همین حال، اوضاع دو میلیون فلسطینی در غزه بدتر شده است. اقتصاد این منطقه نابود شده است و کمبود آب، برق و دارو وجود دارد.
در سال ۲۰۱۴ اسرائیل در جستجوی سه نوجوان اسرائیلی ربوده شده در کرانه باختری، به بازداشت شماری از اعضای حماس در این بخش از سرزمینهای فلسطینی مبادرت ورزید. این سه نوجوان بعدا به قتل رسیدند.
در واکنش به این بازداشتها، موشکپرانی از داخل غزه به خاک اسرائیل در اواسط ژوئن ۲۰۱۴ افزایش یافت.
سپس در ۷ ژوئیه، برای اولین بار از سال ۲۰۱۲ حماس رسما مسئولیت شلیک موشک به سمت اسرائیل را به عهده گرفت که عملیات نظامی اسرائیل علیه غزه را در پی آورد.
درگیری غزه پس از ۵۰ روز با آتشبس تمام شد. بر اساس آمار سازمان ملل، در این مدت حداقل ۲ هزار و ۱۸۹ فلسطینی از جمله بیش از هزار و ۴۸۶ غیرنظامی و ۶۷ نظامی و شش غیرنظامی اسرائیلی کشته شدند.
از سال ۲۰۱۴ ، به طور منظم خشونتهایی صورت گرفته که با میانجیگری مصر، قطر و سازمان ملل پایان یافته و به جنگ بزرگتر تبدیل نشده است.
حماس قدرت خود را در غزه حفظ کرده و به تقویت زرادخانه موشکی خود ادامه داده است. تلاشها برای آشتی با فتح نیز ناکام مانده است.
در همین حال، اوضاع دو میلیون فلسطینی در غزه بدتر شده است. اقتصاد این منطقه نابود شده است و کمبود آب، برق و دارو وجود دارد.
🔴 دلایل عمده و اصلی افت خیزش زن زندگی آزادی
این بار بدون هرگونه مقدمه چینی بطور فهرست بار عدم ادامه خیزش زن زندگی آزادی را نام خواهم برد تا در صورت نیاز بطور تفصیلی به هر یک از موارد زیر بپردازم؛
نکته نخست
خیزش زن زندگی آزادی خیابان را از دست داد و اعتراضات شباهنگام نتوانست جایگاه تعیین کننده خیابان را پرکند. همانطور که هر سه خیزش سرفصل ساز دی و قیام آبان و شهریور چهارصد و یک بدرستی نشان دادند هیچ امری مهمتر و تعیین کننده تر از تسخیر خیابان نیست. تسخیر خیابان یعنی همه چیز. هم راه کار و هم راهبرد. هم استراتژی و هم تاکتیک. در خیابان یعنی عرصه عمومی ست که قدرت اجتماعی مردم آشکار و عمامی پرانی شکل می گیرد روسری به آتش کشیده می شود دفاع از خود امکان گسترش می یابد و حمله به لباس شخصی ها و عناصر سرکوب ممکن می گردد و زمینه های اولیه جنگ و گریز خیابانی و در نهایت سنگربندی برای رویارویی مسلحانه بوجود می آید. بدون خیابان نه خیزش ادامه می باید و نه روند جنبشی تقویت می گردد.
نکته دوم
خیزش زن زندگی آزادی سرفصل ساز شد ریزش بوجود آورد هنرمندان، استاتید، وکلاء و پزشکان را هم همراه کرد اما خیزشی سراسری نبود. صرفا در صد و بیست هشت شهر ایران جریان نداشت. حال آنکه ایران هزار و سی شهر دارد. با تکیه به کدام راهبرد می توان خیزش را در ایران سراسری تر کرد؟ مشارکت معترضین را بیشتر نمود تا توازن قوا در نهایت به نفع جامعه گردد.
نکته سوم
در خیزش زن زندگی آزادی شاهد بودیم که از عدم رهبری سیاسی به شدت رنج می برد. بدون یک رهبری سیاسی کارآمد امکان گسترش و سراسری تر شدن خیزش کم است و در عین حال تجربه کردیم که نیروی اجتماعی معترض در خیابانها از سپهر سیاسی جامعه ایران جلوتر، آماده تر و رادیکال تر و متحدتر است. بنابر این تجربه نشان داد که سهم خواهی در خارج از کشور و رهبران خودخوانده قادرند ضربات کشنده به خیزش وارد کنند. همانطور که مسببین منشور مهسا با اعلام انحلال آن در عمل نشان دادند که چگونه می توان در بزنگاه نقش مخرب ایفا نمود.
نکته چهارم
نبود افق سیاسی روشن بطور ایجابی و قابل قبول در میان اقشار معترض در طور خیزش زن زندگی آزادی از یکسو و جنگ بی وقفه گفتمانی در نهایت بی اعتمادی را افزایش و ناامیدی را ببار آورد.
نکته پنجم
عدم سازماندهی کافی در رویارویی با سرکوب بی وقفه و عدم وجود هسته ها و گروه های پنهان و مخفی برای وارد کردن ضربات کشنده به تک تیر اندازان، لباس شخصی ها، مهره های دانه درشت، زمینه را برای سرکوب های دیوانه وار آماده تر کرد.
نکته ششم
عدم شکاف در بدنه اجتماعی نیروهای نظامی و سرکوب گر بار دیگر نشان داد که خیزش سراسری باید چنان توانمند عمل کرد تا بخش هایی از نیروهای نظامی و حتی سرکوب گر را از حاکمیت جدا نماید. هر چند که افرادی از نیروهای نظامی در خیزش زن زندگی آزادی اعلام انزجار از حاکمیت کردند اما گسترده گی کافی نداشت.
این بار بدون هرگونه مقدمه چینی بطور فهرست بار عدم ادامه خیزش زن زندگی آزادی را نام خواهم برد تا در صورت نیاز بطور تفصیلی به هر یک از موارد زیر بپردازم؛
نکته نخست
خیزش زن زندگی آزادی خیابان را از دست داد و اعتراضات شباهنگام نتوانست جایگاه تعیین کننده خیابان را پرکند. همانطور که هر سه خیزش سرفصل ساز دی و قیام آبان و شهریور چهارصد و یک بدرستی نشان دادند هیچ امری مهمتر و تعیین کننده تر از تسخیر خیابان نیست. تسخیر خیابان یعنی همه چیز. هم راه کار و هم راهبرد. هم استراتژی و هم تاکتیک. در خیابان یعنی عرصه عمومی ست که قدرت اجتماعی مردم آشکار و عمامی پرانی شکل می گیرد روسری به آتش کشیده می شود دفاع از خود امکان گسترش می یابد و حمله به لباس شخصی ها و عناصر سرکوب ممکن می گردد و زمینه های اولیه جنگ و گریز خیابانی و در نهایت سنگربندی برای رویارویی مسلحانه بوجود می آید. بدون خیابان نه خیزش ادامه می باید و نه روند جنبشی تقویت می گردد.
نکته دوم
خیزش زن زندگی آزادی سرفصل ساز شد ریزش بوجود آورد هنرمندان، استاتید، وکلاء و پزشکان را هم همراه کرد اما خیزشی سراسری نبود. صرفا در صد و بیست هشت شهر ایران جریان نداشت. حال آنکه ایران هزار و سی شهر دارد. با تکیه به کدام راهبرد می توان خیزش را در ایران سراسری تر کرد؟ مشارکت معترضین را بیشتر نمود تا توازن قوا در نهایت به نفع جامعه گردد.
نکته سوم
در خیزش زن زندگی آزادی شاهد بودیم که از عدم رهبری سیاسی به شدت رنج می برد. بدون یک رهبری سیاسی کارآمد امکان گسترش و سراسری تر شدن خیزش کم است و در عین حال تجربه کردیم که نیروی اجتماعی معترض در خیابانها از سپهر سیاسی جامعه ایران جلوتر، آماده تر و رادیکال تر و متحدتر است. بنابر این تجربه نشان داد که سهم خواهی در خارج از کشور و رهبران خودخوانده قادرند ضربات کشنده به خیزش وارد کنند. همانطور که مسببین منشور مهسا با اعلام انحلال آن در عمل نشان دادند که چگونه می توان در بزنگاه نقش مخرب ایفا نمود.
نکته چهارم
نبود افق سیاسی روشن بطور ایجابی و قابل قبول در میان اقشار معترض در طور خیزش زن زندگی آزادی از یکسو و جنگ بی وقفه گفتمانی در نهایت بی اعتمادی را افزایش و ناامیدی را ببار آورد.
نکته پنجم
عدم سازماندهی کافی در رویارویی با سرکوب بی وقفه و عدم وجود هسته ها و گروه های پنهان و مخفی برای وارد کردن ضربات کشنده به تک تیر اندازان، لباس شخصی ها، مهره های دانه درشت، زمینه را برای سرکوب های دیوانه وار آماده تر کرد.
نکته ششم
عدم شکاف در بدنه اجتماعی نیروهای نظامی و سرکوب گر بار دیگر نشان داد که خیزش سراسری باید چنان توانمند عمل کرد تا بخش هایی از نیروهای نظامی و حتی سرکوب گر را از حاکمیت جدا نماید. هر چند که افرادی از نیروهای نظامی در خیزش زن زندگی آزادی اعلام انزجار از حاکمیت کردند اما گسترده گی کافی نداشت.
کانال رضا شیرازی pinned «🔴 دلایل عمده و اصلی افت خیزش زن زندگی آزادی این بار بدون هرگونه مقدمه چینی بطور فهرست بار عدم ادامه خیزش زن زندگی آزادی را نام خواهم برد تا در صورت نیاز بطور تفصیلی به هر یک از موارد زیر بپردازم؛ نکته نخست خیزش زن زندگی آزادی خیابان را از دست داد و اعتراضات…»