.
✨ای بارخدای!
خواهی تا آنچه از مهربانی تو میدانم
و از بزرگواری تو میبینم
با خلق بگویم
تا دیگر هیچکس سجودت نکند؟
ابوالحسن خرقانی
#سروش_مولانا
#تو_مرا_بسی
#انتشارات_سروش_مولانا
@sorooshemewlana
✨ای بارخدای!
خواهی تا آنچه از مهربانی تو میدانم
و از بزرگواری تو میبینم
با خلق بگویم
تا دیگر هیچکس سجودت نکند؟
ابوالحسن خرقانی
#سروش_مولانا
#تو_مرا_بسی
#انتشارات_سروش_مولانا
@sorooshemewlana
📌 به مناسبت شب عرس مولانا به قلم صدیق قطبی عزیز بخوانیم:
✨مولانا و عروسیِ ابد
مولانا از مرگْ تعبیر به عروسی کرده است. عروسیِ ابدی:
مرگ ما هست عروسیِّ ابد
سرّ آن چیست؟ «هُوَ الله اَحد»
(غزلِ ۸۳۳)
میگوید آنچه مرگ را در چشم و دریافت من به یک عروسی تبدیل میکند، لذّت بوی توست. بوی تو که میپیچد جان من پر میگیرد:
روزی که بپرّد جان، از لذّت بوی تو
جان داند و جان داند کَزْ دوست چه میبوید
(کلیات شمس، غزل ۶۲۲)
همین ماجرا را با اشاره به حکایتِ موسی و بوییدن سیب، به شکل دیگری میگوید: «سیب را بو کرد موسی جان بداد»(غزلِ ۴۳۲)، اما آن سیب، برای مولانا خداست. سیب را میبوید و مثل موسی، به آسانی و سبکی، جان میدهد: «جان را دهم چو موسی، گر سیب تو ببویم»(ترجیعبندِ ۶)
در مرگ، بوی وصل را میشنید. رایحهٔ ملاقات را:
مرگِ ما شادی و ملاقات است
گر ترا ماتم است رو زینجا
(غزلِ ۲۴۶)
چون حق ترا بخوانَد، سوی خودت کشاند
چون جنّت است رفتن، چون کوثر است مردن
(غزلِ ۲۰۳۷)
دیگران از مرگ مهلت خواستند
عاشقان گویند: «نی نی، زود باد»
(غزلِ ۸۲۶)
نگاه مولانا به مرگ از سرِ ضدّیت و ستیز با زندگی نبود، ناشی از طلبِ زندگیِ بیشتر و عطشِ تجربههای ژرفتر بود. حس میکرد در این قالبِ خاکی، امکان تجربههای وسیعتر، ژرفتر و نابتری را ندارد. در چشمِ او آن عروسیِ دلخواه، در سرایِ طبیعت ممکن نبود. شوقِ آن دیدارِ بیحجاب، مرگ را در چشم او آراسته بود. در شمایلِ یک عروسی. عروسیِ ابدی.
#سروش_مولانا
#عقل_آبی
@sorooshemewlana
@sedigh_63
✨مولانا و عروسیِ ابد
مولانا از مرگْ تعبیر به عروسی کرده است. عروسیِ ابدی:
مرگ ما هست عروسیِّ ابد
سرّ آن چیست؟ «هُوَ الله اَحد»
(غزلِ ۸۳۳)
میگوید آنچه مرگ را در چشم و دریافت من به یک عروسی تبدیل میکند، لذّت بوی توست. بوی تو که میپیچد جان من پر میگیرد:
روزی که بپرّد جان، از لذّت بوی تو
جان داند و جان داند کَزْ دوست چه میبوید
(کلیات شمس، غزل ۶۲۲)
همین ماجرا را با اشاره به حکایتِ موسی و بوییدن سیب، به شکل دیگری میگوید: «سیب را بو کرد موسی جان بداد»(غزلِ ۴۳۲)، اما آن سیب، برای مولانا خداست. سیب را میبوید و مثل موسی، به آسانی و سبکی، جان میدهد: «جان را دهم چو موسی، گر سیب تو ببویم»(ترجیعبندِ ۶)
در مرگ، بوی وصل را میشنید. رایحهٔ ملاقات را:
مرگِ ما شادی و ملاقات است
گر ترا ماتم است رو زینجا
(غزلِ ۲۴۶)
چون حق ترا بخوانَد، سوی خودت کشاند
چون جنّت است رفتن، چون کوثر است مردن
(غزلِ ۲۰۳۷)
دیگران از مرگ مهلت خواستند
عاشقان گویند: «نی نی، زود باد»
(غزلِ ۸۲۶)
نگاه مولانا به مرگ از سرِ ضدّیت و ستیز با زندگی نبود، ناشی از طلبِ زندگیِ بیشتر و عطشِ تجربههای ژرفتر بود. حس میکرد در این قالبِ خاکی، امکان تجربههای وسیعتر، ژرفتر و نابتری را ندارد. در چشمِ او آن عروسیِ دلخواه، در سرایِ طبیعت ممکن نبود. شوقِ آن دیدارِ بیحجاب، مرگ را در چشم او آراسته بود. در شمایلِ یک عروسی. عروسیِ ابدی.
#سروش_مولانا
#عقل_آبی
@sorooshemewlana
@sedigh_63
📌 پاییز رحیمی عزیز سالهاست که از همراهان سروش مولاناست. این شعر رو به مناسبت عرس مولانا برامون فرستاد.
تو مرگ را به سخره گرفتی
که زندگی
در شعرتو نفس بکشد،
تا عشق هیچ وقت نتواند
دور کسی حصار بسازد
قفس بکشد..
اینک؛
مکتوب خیس طوطی ما را به هند بر
وز هی هی غریب شبانت به ما بیار
عطر جلیل ساده ی موسی را.
ما در سکوت نحوی و کشتیبان
طوفان تریم و عشق
دریای آخر است،
بعد از هر آنچه قطره،
بعد از هر آنچه رود.
ای نی که از گلوی خدا سرشاری،
در عصر حرف های مجازی
در ازدحام آهن و سیمان و اشک و دود،
تنها تو می توانی؛
ما را بخوانی،
ما را بنوازی.
ای نی که از گلوی خدا سرشاری،
بابغض، با سرود
از ما تو را درود!!!
#پاییز_رحیمی
۲۷آذرماه ۱۴۰۳
#سروش_مولانا
@sorooshemewlana
تو مرگ را به سخره گرفتی
که زندگی
در شعرتو نفس بکشد،
تا عشق هیچ وقت نتواند
دور کسی حصار بسازد
قفس بکشد..
اینک؛
مکتوب خیس طوطی ما را به هند بر
وز هی هی غریب شبانت به ما بیار
عطر جلیل ساده ی موسی را.
ما در سکوت نحوی و کشتیبان
طوفان تریم و عشق
دریای آخر است،
بعد از هر آنچه قطره،
بعد از هر آنچه رود.
ای نی که از گلوی خدا سرشاری،
در عصر حرف های مجازی
در ازدحام آهن و سیمان و اشک و دود،
تنها تو می توانی؛
ما را بخوانی،
ما را بنوازی.
ای نی که از گلوی خدا سرشاری،
بابغض، با سرود
از ما تو را درود!!!
#پاییز_رحیمی
۲۷آذرماه ۱۴۰۳
#سروش_مولانا
@sorooshemewlana
📣دفتر فرهنگی دانشکده مکانیک با همکاری انتشارات سروش مولانا برگزار میکند:
⭕️ سلسله جلسات مِک بوک
📌 دورهمی ای ساده و صمیمی حول محور مطالعه و تفکر
📌جلسه دوم: همایش آشنایی با فلسفه با محوریت کتاب "عشق به سرنوشت" و "فلسفه رواقی"
🛑 با حضور مترجم کتاب، مهندس مهدی رضایی پژوهشگر و مترجم حوزه فلسفه
🔅هم اکنون میتوانید نسخه الکترونیکی کتاب را با ۵۰ درصد تخفیف از فروشگاه کتاب فیدیبو تهیه کنید.
🗓 شنبه ۱ دی ماه
⏰ ساعت ۱۳ الی ۱۴:۱۵
✅ آمفی تئاتر دانشکده مکانیک
🎁 به همراه پذیرایی، قرعه کشی و اهدای یادبود
#سروش_مولانا
#عشق_به_سرنوشت
@sorooshemewlana
⭕️ سلسله جلسات مِک بوک
📌 دورهمی ای ساده و صمیمی حول محور مطالعه و تفکر
📌جلسه دوم: همایش آشنایی با فلسفه با محوریت کتاب "عشق به سرنوشت" و "فلسفه رواقی"
🛑 با حضور مترجم کتاب، مهندس مهدی رضایی پژوهشگر و مترجم حوزه فلسفه
🔅هم اکنون میتوانید نسخه الکترونیکی کتاب را با ۵۰ درصد تخفیف از فروشگاه کتاب فیدیبو تهیه کنید.
🗓 شنبه ۱ دی ماه
⏰ ساعت ۱۳ الی ۱۴:۱۵
✅ آمفی تئاتر دانشکده مکانیک
🎁 به همراه پذیرایی، قرعه کشی و اهدای یادبود
#سروش_مولانا
#عشق_به_سرنوشت
@sorooshemewlana
✍ ایرج رضایی
ای لطفِ بیکناره
خوش گیر در کنارم
چون در برِ تو میرم
نغز است رستخیزم!
مولانا مرگ و رستخیز را، نغز و خوش و شیرین میشمارد، اگر آن لطف بیکران و بیکناره یعنی حضرت حق، آدمی را به هنگام مرگ در کنار خود بگیرد و در آغوش مِهر خویش بفشارد. در این صورت، چه هول و هراسی از مُردن؟ راستی را، کنار و آغوش او اگر در میان باشد چه نیازی است که به وقت مرگ، این زمزمه را از سر بیم و تشویش سر دهیم و چنین بخواهیم که حافظ خواست:
پیاله بر کفنم بند تا سحرگهِ حشر
به مِی ز دل بِبَرم هولِ روز رستاخیز!
آنچه مرگ را در چشم مولانا چون شهد و شکر، شیرین میدارد و به دور از هرگونه اندوه و سوگ و عزا و ماتم، به نور و سُور و سُرور، به عُرس و عیشِ مُدام بدل میسازد، همین لطفِ بیکران و بیحد و اندازۀ معشوق و جانِ جانان است.
در این لَیلَةُ العُرسِ حضرت خداوندگار، چه خوش است به زیرِ چرخ کبود، جُرعهای باده بر نوازشِ رود و همسُرایی با این غزلِ شادمانۀ او، به بانگِ دف و تنبور و بربط و نای:
چون جان تو میستانی، چون شِکّر است مردن
با تو ز جانِ شیرین، شیرینتر است مُردن
این سر نشانِ مردن، وان سر نشانِ زادن
زان سر کسی نمیرد، نی زین سر است مردن
بگذار جسم و جان شو، رقصان بدان جهان شو
مگریز اگرچه حالی، شور و شَر است مردن
از جان چرا گریزم؟ جان است جان سپردن
وز کان چرا گریزم؟ کانِ زر است مردن
چون زین قفس بِرَستی، در گلشن است مسکن
چون این صدف شکستی، چون گوهر است مردن
چون حق تو را بخواند، سویِ خودت کشاند
چون جنّت است رفتن، چون کوثر است مردن
مرگ آینهست و حُسنت در آینه درآمد
آینه بر بگوید: "خوش منظر است مردن"
گر مومنی و شیرین، هم مومن است مرگت
ور کافری و تلخی، هم کافر است مردن
گر یوسفیّ و خوبی، آیینهات چنان است
ور نی، در آن نمایش هم مضطر است مردن
خامش! که خوش زبانی چون خضر جاودانی
کز آبِ زندگانی کور و کر است مردن
#سروش_مولانا
#ایرج_رضایی
#مثنوی #مولانا
#از_زبان_ذره
@sorooshemewlana
@irajrezaie
ای لطفِ بیکناره
خوش گیر در کنارم
چون در برِ تو میرم
نغز است رستخیزم!
مولانا مرگ و رستخیز را، نغز و خوش و شیرین میشمارد، اگر آن لطف بیکران و بیکناره یعنی حضرت حق، آدمی را به هنگام مرگ در کنار خود بگیرد و در آغوش مِهر خویش بفشارد. در این صورت، چه هول و هراسی از مُردن؟ راستی را، کنار و آغوش او اگر در میان باشد چه نیازی است که به وقت مرگ، این زمزمه را از سر بیم و تشویش سر دهیم و چنین بخواهیم که حافظ خواست:
پیاله بر کفنم بند تا سحرگهِ حشر
به مِی ز دل بِبَرم هولِ روز رستاخیز!
آنچه مرگ را در چشم مولانا چون شهد و شکر، شیرین میدارد و به دور از هرگونه اندوه و سوگ و عزا و ماتم، به نور و سُور و سُرور، به عُرس و عیشِ مُدام بدل میسازد، همین لطفِ بیکران و بیحد و اندازۀ معشوق و جانِ جانان است.
در این لَیلَةُ العُرسِ حضرت خداوندگار، چه خوش است به زیرِ چرخ کبود، جُرعهای باده بر نوازشِ رود و همسُرایی با این غزلِ شادمانۀ او، به بانگِ دف و تنبور و بربط و نای:
چون جان تو میستانی، چون شِکّر است مردن
با تو ز جانِ شیرین، شیرینتر است مُردن
این سر نشانِ مردن، وان سر نشانِ زادن
زان سر کسی نمیرد، نی زین سر است مردن
بگذار جسم و جان شو، رقصان بدان جهان شو
مگریز اگرچه حالی، شور و شَر است مردن
از جان چرا گریزم؟ جان است جان سپردن
وز کان چرا گریزم؟ کانِ زر است مردن
چون زین قفس بِرَستی، در گلشن است مسکن
چون این صدف شکستی، چون گوهر است مردن
چون حق تو را بخواند، سویِ خودت کشاند
چون جنّت است رفتن، چون کوثر است مردن
مرگ آینهست و حُسنت در آینه درآمد
آینه بر بگوید: "خوش منظر است مردن"
گر مومنی و شیرین، هم مومن است مرگت
ور کافری و تلخی، هم کافر است مردن
گر یوسفیّ و خوبی، آیینهات چنان است
ور نی، در آن نمایش هم مضطر است مردن
خامش! که خوش زبانی چون خضر جاودانی
کز آبِ زندگانی کور و کر است مردن
#سروش_مولانا
#ایرج_رضایی
#مثنوی #مولانا
#از_زبان_ذره
@sorooshemewlana
@irajrezaie
تعریف متفاوت یلدا
امسال شب یلدای ما با صحبتها و شعرخوانی خانم دکتر شهزاده ایگوآل برای مخاطبان ترکزبان سروش مولانا سپری شد.
خیلی از دوستان پرسیدند که چرا؟
چون ما خطری بزرگ را احساس کردیم؛ گویا ترکیه قصد دارد یلدای ما را از آن خودش کند! گویا بعضیها میخواهند بگویند یلدا اصالتی در ایران ندارد!!
از اونجایی که سروش مولانا مخاطبانی در سراسر جهان دارد و دلش میخواهد ایران و سنتهای اصیلش حفظ شود و نگران است دیگران سنتهای ایرانی را به نام خودشان ثبت کنند، از خانم دکتر ایگوآل، تنها نویسنده ایرانیِ عضو انجمن نویسندگان ترکیه، در محفلی خصوصی اما با برنامه لایو برای تمام مردم دنیا خصوصا همراهان ترکزبان در ترکیه، دعوت کردیم تا از سابقه و قدمت و ریشه یلدا برایمان بگویند.
البته برنامه ما زیباییهای دیگری هم داشت.
مثلا خانم دکتر شهزاده، به همراه دو نوازنده و آهنگساز هنرمندی که با یکدیگر اجراهای متعددی برای بازخوانی اشعار مولانا در ترکیه داشتند، در شب یلدا برایمان به فارسی و ترکی اشعار مولوی را خواندند.
همچنین دکتر امیرحسین ابراهیم، که اکنون دورههای متعددی را در موسسه سروش مولانا تدریس میکنند، برایمان از ریشه یلدا و شکلگیری آن گفتند.
📍شما برای آنکه یلدا را به جهانیان بشناسانید، چه کردید؟
#سروش_مولانا
#شهزاده_ایگوآل
#امیرحسین_ابراهیم
#یلدا
#ترکیه
@sorooshemewlana
امسال شب یلدای ما با صحبتها و شعرخوانی خانم دکتر شهزاده ایگوآل برای مخاطبان ترکزبان سروش مولانا سپری شد.
خیلی از دوستان پرسیدند که چرا؟
چون ما خطری بزرگ را احساس کردیم؛ گویا ترکیه قصد دارد یلدای ما را از آن خودش کند! گویا بعضیها میخواهند بگویند یلدا اصالتی در ایران ندارد!!
از اونجایی که سروش مولانا مخاطبانی در سراسر جهان دارد و دلش میخواهد ایران و سنتهای اصیلش حفظ شود و نگران است دیگران سنتهای ایرانی را به نام خودشان ثبت کنند، از خانم دکتر ایگوآل، تنها نویسنده ایرانیِ عضو انجمن نویسندگان ترکیه، در محفلی خصوصی اما با برنامه لایو برای تمام مردم دنیا خصوصا همراهان ترکزبان در ترکیه، دعوت کردیم تا از سابقه و قدمت و ریشه یلدا برایمان بگویند.
البته برنامه ما زیباییهای دیگری هم داشت.
مثلا خانم دکتر شهزاده، به همراه دو نوازنده و آهنگساز هنرمندی که با یکدیگر اجراهای متعددی برای بازخوانی اشعار مولانا در ترکیه داشتند، در شب یلدا برایمان به فارسی و ترکی اشعار مولوی را خواندند.
همچنین دکتر امیرحسین ابراهیم، که اکنون دورههای متعددی را در موسسه سروش مولانا تدریس میکنند، برایمان از ریشه یلدا و شکلگیری آن گفتند.
📍شما برای آنکه یلدا را به جهانیان بشناسانید، چه کردید؟
#سروش_مولانا
#شهزاده_ایگوآل
#امیرحسین_ابراهیم
#یلدا
#ترکیه
@sorooshemewlana
Neshst Dr. Ziyayee X Ostaad Hazhir e Mehrafrooz
Soroosh e Mewlana
کلمهها و نتها و کنار هم نشستن آنها برای ما در سروش مولانا مهم است.
حتی امسال که میخواهیم چهاردهمین "مهر مولانا" را متفاوت با همه دورههای قبلی برگزار کنیم؛ آن هم از طریق کنسرتی که گروه تنبورنوازی نسل خلیل به خوانندگی و سرپرستی هژیر مهرافروز، به شکلی متفاوت موسیقی درونی شعر مولانا را به گوش ما میرسانند.
همین دلیلی شد تا پیش از شروع مراسم، در آفتاب نیمهجان روزهای آخر پاییز، پای صحبتهای دکتر عبدالحمید ضیایی و هژیر مهرافروز بنشینیم و از آنها بپرسیم که:
چرا تنبور؟
چرا مولوی؟
چرا غزلخوانی در کنسرت؟
حتی از آن عزیزان پرسیدیم که شنیدن این کنسرت چه ارزش افزودهای برای جان و گوشهای ما دارد؟
حتما میدانید که در این کنسرت آقای عبدالجبار کاکایی نیز غزلخوانی خواهند داشت.
اکنون گفتگوی کامل و مفصل این دو عزیز را در کانال سروش مولانا میشنوید.
چون برای شکلگیری این کنسرت متفاوت، دوستان زیادی ما را همراهی کردهاند:
📍تهیهکننده:
موسسه سروش مولانا
📍برگزارکننده:
موسسه فروغ فلق
📍سرپرست و خواننده گروه نسل خلیل:
هژیر مهرافروز
📍مدیر اجرایی:
میثم احمدی
📍طراح لباس:
شادی گودرزی
📍 روابط عمومی:
مینا روحیمقدم، مرضیه طبرستانی، فریده ملکی
📍نوازندهها:
گروه تنبورنوازان نسل خلیل
عود: هیرمان یساولی
کنترباس: آرمین مستعد
دف: شهریار نظری
نی و دودوک: امین رحیمی
طبلا: قدیر ثاقب
سازهای کوبهای: داریوش چاووشی
رباب: پیام شریفنژاد
📍زمان و محل اجرا:
۹ دی در تالار وحدت
ساعت ۹:۳۰ شب
📌 برای تهیهی بلیت به سایت ایرانکنسرت
مراجعه و یا اینجا 👈خرید 👉 کلیک کنید.
حتی امسال که میخواهیم چهاردهمین "مهر مولانا" را متفاوت با همه دورههای قبلی برگزار کنیم؛ آن هم از طریق کنسرتی که گروه تنبورنوازی نسل خلیل به خوانندگی و سرپرستی هژیر مهرافروز، به شکلی متفاوت موسیقی درونی شعر مولانا را به گوش ما میرسانند.
همین دلیلی شد تا پیش از شروع مراسم، در آفتاب نیمهجان روزهای آخر پاییز، پای صحبتهای دکتر عبدالحمید ضیایی و هژیر مهرافروز بنشینیم و از آنها بپرسیم که:
چرا تنبور؟
چرا مولوی؟
چرا غزلخوانی در کنسرت؟
حتی از آن عزیزان پرسیدیم که شنیدن این کنسرت چه ارزش افزودهای برای جان و گوشهای ما دارد؟
حتما میدانید که در این کنسرت آقای عبدالجبار کاکایی نیز غزلخوانی خواهند داشت.
اکنون گفتگوی کامل و مفصل این دو عزیز را در کانال سروش مولانا میشنوید.
چون برای شکلگیری این کنسرت متفاوت، دوستان زیادی ما را همراهی کردهاند:
📍تهیهکننده:
موسسه سروش مولانا
📍برگزارکننده:
موسسه فروغ فلق
📍سرپرست و خواننده گروه نسل خلیل:
هژیر مهرافروز
📍مدیر اجرایی:
میثم احمدی
📍طراح لباس:
شادی گودرزی
📍 روابط عمومی:
مینا روحیمقدم، مرضیه طبرستانی، فریده ملکی
📍نوازندهها:
گروه تنبورنوازان نسل خلیل
عود: هیرمان یساولی
کنترباس: آرمین مستعد
دف: شهریار نظری
نی و دودوک: امین رحیمی
طبلا: قدیر ثاقب
سازهای کوبهای: داریوش چاووشی
رباب: پیام شریفنژاد
📍زمان و محل اجرا:
۹ دی در تالار وحدت
ساعت ۹:۳۰ شب
📌 برای تهیهی بلیت به سایت ایرانکنسرت
مراجعه و یا اینجا 👈خرید 👉 کلیک کنید.
📌 سروش مولانا برگزار میکند:
✨قصهها ما را نجات میدهند
آشنایی با نویسندگان جریانساز جهان
آشنایی با نویسندگانی که پنجرهای جدید به روی جهان پر از تکرار گشودند و سخنی تازه گفتند.
در این دوره پاسخ به پرسشهای زیر را جستجو میکنیم:
◽️چرا رجوع به ادبیات در دوران بحرانهای اجتماعی و سیاسی اهمیت دارد؟
◽️چرا قصههایی که برای خود انتخاب میکنیم، میتوانند سرنوشت ما و جامعهمان را تغییر دهند؟
◽️صد سال داستاننویسی در ایران معاصر چه مسیری را طی کرده است؟
◽️سرنوشت داستاننویسی در سرزمینهای بحرانزدهای مانند عراق، مصر، افغانستان، سوریه، پاکستان، فلسطین و جهان عرب پس از بهار عربی چگونه بوده است؟
◽️از ادبیات مهاجرت چه میدانیم؟ داستان آدمهایی که خانه و سرزمینشان را ترک میکنند و قصههایشان را در سرزمینی غریب میآفرینند.
◽️ادبیات تنهایی چیست؟ تنهایی در محاصره سونامی کلمات مجازی چه معنایی دارد؟
📌شناسه ی ثبتنام و اطلاعات بیشتر:
@sorooshemowlana
#سروش_مولانا
#قصهها_ما_را_نجات_میدهند.
@sorooshemewlana
✨قصهها ما را نجات میدهند
آشنایی با نویسندگان جریانساز جهان
آشنایی با نویسندگانی که پنجرهای جدید به روی جهان پر از تکرار گشودند و سخنی تازه گفتند.
در این دوره پاسخ به پرسشهای زیر را جستجو میکنیم:
◽️چرا رجوع به ادبیات در دوران بحرانهای اجتماعی و سیاسی اهمیت دارد؟
◽️چرا قصههایی که برای خود انتخاب میکنیم، میتوانند سرنوشت ما و جامعهمان را تغییر دهند؟
◽️صد سال داستاننویسی در ایران معاصر چه مسیری را طی کرده است؟
◽️سرنوشت داستاننویسی در سرزمینهای بحرانزدهای مانند عراق، مصر، افغانستان، سوریه، پاکستان، فلسطین و جهان عرب پس از بهار عربی چگونه بوده است؟
◽️از ادبیات مهاجرت چه میدانیم؟ داستان آدمهایی که خانه و سرزمینشان را ترک میکنند و قصههایشان را در سرزمینی غریب میآفرینند.
◽️ادبیات تنهایی چیست؟ تنهایی در محاصره سونامی کلمات مجازی چه معنایی دارد؟
📌شناسه ی ثبتنام و اطلاعات بیشتر:
@sorooshemowlana
#سروش_مولانا
#قصهها_ما_را_نجات_میدهند.
@sorooshemewlana
.
.
✨✨غزل بخوانیم:
در این سرما و باران یار خوشتر
نگار اندر کنار و عشق در سر
نگار اندر کنار و چون نگاری
لطیف و خوب و چست و تازه و تر
در این سرما به کوی او گریزیم
که مانندش نزاید کس ز مادر
در این برف آن لبان او ببوسیم
که دل را تازه دارد برف و شکر
مرا طاقت نماند از دست رفتم
مرا بردند و آوردند دیگر
خیال او چو ناگه در دل آید
دل از جا میرود الله اکبر
مولانا
#سروش_مولانا
@sorooshamewlana
.
✨✨غزل بخوانیم:
در این سرما و باران یار خوشتر
نگار اندر کنار و عشق در سر
نگار اندر کنار و چون نگاری
لطیف و خوب و چست و تازه و تر
در این سرما به کوی او گریزیم
که مانندش نزاید کس ز مادر
در این برف آن لبان او ببوسیم
که دل را تازه دارد برف و شکر
مرا طاقت نماند از دست رفتم
مرا بردند و آوردند دیگر
خیال او چو ناگه در دل آید
دل از جا میرود الله اکبر
مولانا
#سروش_مولانا
@sorooshamewlana
📌 دوستان بسیاری درخواست انتشار لایو چهاردهمین مهرمولانا را داشتند و دارند، متاسفانه قولی در اینباره نمیتوانیم بدهیم و نیز دوستانی که متقاضی بلیت هستند لازم است بدانند حتی از برخی از اساتید و دانشپذیران و همراهان همیشگی موسسه هم به ناچار عذرخواهی کردیم.
امیدواریم در برنامههای آینده امکان حضور بیشتری از علاقمندان و دوستداران مولانا را داشته باشیم.
از اعتماد و همراهی شما صمیمانه سپاسگزاریم.
#سروش_مولانا
#مهر_مولانا
#کنسرت_نسل_خلیل
#هژیر_مهرافروز
#فروغ_فلق
#عبدالحمید_ضیایی
#عبدالجبار_کاکایی
@sorooshemewlana
امیدواریم در برنامههای آینده امکان حضور بیشتری از علاقمندان و دوستداران مولانا را داشته باشیم.
از اعتماد و همراهی شما صمیمانه سپاسگزاریم.
#سروش_مولانا
#مهر_مولانا
#کنسرت_نسل_خلیل
#هژیر_مهرافروز
#فروغ_فلق
#عبدالحمید_ضیایی
#عبدالجبار_کاکایی
@sorooshemewlana
.
✍ ایرج رضایی
خواهم که کفکِ خونین از دیگِ جان برآرم
گفتارِ دو جهان را از یک دهان برآرم
این جمله جانها را در عشق چنگ سازم
وز چنگِ بیزبان من سیصد زبان برآرم!
"مولانا"
دیشب در تالارِ وحدت، به هنرنماییِ گروهِ تنبور نوازانِ نسل خلیل، گفتار دو جهان را از یک دهان، چه نغز و خوش و عاشقانه شنیدیم. دیشب فضای تالار، در چهاردهمین همایشِ "مهر مولانا"، به سبکی خلّاق و بدیع، پُر شده بود از زمزمۀ حزین تنبور، که به رقصِ پنجههایِ پنجرهگشایِ نوازندگان، به سیصد زبان با حاضران، سخن میگفت. سخن از رنج حِرمان و فراق، سخن از شرح درد اشتیاق، سخن از نجابت و اصالت و فّر و فروغِ فرهنگ و هنر و معنویتِ ایران، سخن از صلح و سکوت و آشنایی و آشتی و راستی و درستی و دوستی.
دیشب، در فضایِ باشکوهِ تالار وحدت، این جهان و آن جهان، در کلام مولانا در هم تنیده بود و از یک گلو، یعنی گلوی حضرت خداوندگار، چون چشمۀ خورشید، میتابید و میتراوید. دیشب در تالار وحدت، جانهای مشتاقان به دستگیری و دلالتِ اوستادِ اوستادان یعنی حضرت عشق، این کیمیاکارِ کائنات؛ این اساس هستی؛ این جانِ جانِ عالمیان و این گوهر و سرشتِ آدمیان، در اَنفاس قُدسی نغماتِ موسیقی، به یگانگی، به یکرنگی، به وحدت رسیده بود. دیشب چه مبارک شبی بود! شبی سرشار از نیایش و نور و سرور! شبی مالامال از معرفت و محبت و مهر!
دیشب، آوازِ مهرافروزِ هژیر و نوایِ نای و دف و عود و تلاوتِ تنبور، نه از نبض زمین که گویی از حنجرۀ آسمان چون باران، بارانی ملایم و موزون و مهربان، برای دقایقی نازل شد و کشتگاهِ خشک و تشنهکامِ صحرایِ جان مستمعان را، تازه و زنده و سیراب ساخت. این شکفتگی، این تازگی و طراوت و سرسبزی، بادا در سال دیگر و مِهرِ مولانایی دیگر، بالنده و پویان و پاینده باد.
#سروش_مولانا
#از_زبان_ذره
@sorooshemewlana
@irajrezaie
✍ ایرج رضایی
خواهم که کفکِ خونین از دیگِ جان برآرم
گفتارِ دو جهان را از یک دهان برآرم
این جمله جانها را در عشق چنگ سازم
وز چنگِ بیزبان من سیصد زبان برآرم!
"مولانا"
دیشب در تالارِ وحدت، به هنرنماییِ گروهِ تنبور نوازانِ نسل خلیل، گفتار دو جهان را از یک دهان، چه نغز و خوش و عاشقانه شنیدیم. دیشب فضای تالار، در چهاردهمین همایشِ "مهر مولانا"، به سبکی خلّاق و بدیع، پُر شده بود از زمزمۀ حزین تنبور، که به رقصِ پنجههایِ پنجرهگشایِ نوازندگان، به سیصد زبان با حاضران، سخن میگفت. سخن از رنج حِرمان و فراق، سخن از شرح درد اشتیاق، سخن از نجابت و اصالت و فّر و فروغِ فرهنگ و هنر و معنویتِ ایران، سخن از صلح و سکوت و آشنایی و آشتی و راستی و درستی و دوستی.
دیشب، در فضایِ باشکوهِ تالار وحدت، این جهان و آن جهان، در کلام مولانا در هم تنیده بود و از یک گلو، یعنی گلوی حضرت خداوندگار، چون چشمۀ خورشید، میتابید و میتراوید. دیشب در تالار وحدت، جانهای مشتاقان به دستگیری و دلالتِ اوستادِ اوستادان یعنی حضرت عشق، این کیمیاکارِ کائنات؛ این اساس هستی؛ این جانِ جانِ عالمیان و این گوهر و سرشتِ آدمیان، در اَنفاس قُدسی نغماتِ موسیقی، به یگانگی، به یکرنگی، به وحدت رسیده بود. دیشب چه مبارک شبی بود! شبی سرشار از نیایش و نور و سرور! شبی مالامال از معرفت و محبت و مهر!
دیشب، آوازِ مهرافروزِ هژیر و نوایِ نای و دف و عود و تلاوتِ تنبور، نه از نبض زمین که گویی از حنجرۀ آسمان چون باران، بارانی ملایم و موزون و مهربان، برای دقایقی نازل شد و کشتگاهِ خشک و تشنهکامِ صحرایِ جان مستمعان را، تازه و زنده و سیراب ساخت. این شکفتگی، این تازگی و طراوت و سرسبزی، بادا در سال دیگر و مِهرِ مولانایی دیگر، بالنده و پویان و پاینده باد.
#سروش_مولانا
#از_زبان_ذره
@sorooshemewlana
@irajrezaie
Forwarded from مریم موسوی
.
سواد نمیتونه محدود بشه فقط به خواندن و نوشتن و به خاطر سپردن یه سری اطلاعات.
چیزی بسیار فراتر باید که باشه.
مثلا وقتی با یک آدم باسواد رو به رو هستی لازم نیست براش اصلا توضیح بدی، کافیه کنار هم بنشینید و تماشا کنید؛ سوژهی تماشا میتونه طلوع یا غروب آفتاب باشه، نوازش باد روی برگهای درختان، کوچ برگهای نارنجی از شاخهها به کف خیابان، خندههای شاد بچهها موقع برگشتن از مدرسه، یه شوت محکم و گم شدن توپ اون طرف دیوار همسایه تا تماشای یه عالمه حرفهای قشنگ عاشقانه از یه دوستی که در خرج کردن کلمات به مقتصدانهترین شکل ممکن عمل میکنه؛ تا فهمِ یک حرکتِ ناگزیر، تا درکِ رنگهای به کار رفته در یک بافت و ...
گسترهی سواد میتونه این همه وسیع باشه و متنوع.
یک مخاطب باسواد که داشته باشی لازم نیست زیاد حرف بزنی؛ کافیه لبخند بزنی و سوژه رو بذاری روی میز.
ای خدا بنما تو ما را آن مقام
که در آن بیحرف میروید کلام
آاای دوستانِ خوشذوقِ هاردافیلم، چقدر دوست داشتم پیامِ محبتآمیزتون رو که ساعتها در پسِ پشتِ بالا پایین کردنِ کلیدهای صفحهی تدوینتون منتهی شد به این تیزرِ قشنگ.
یه چیزِ پیدای ناپیدای دیگهای هم توی این تیزر👇👇👇 هست که خیلی دوستش دارم.
و مرسی از شما احسانِ میرضیایی عزیز که بیشتر عمل میکنی و کمتر حرف میزنی و خیلی بامعرفتتر از اونی هستی که نشون میدی.
امیدوارم قدردان باشم.
#مریم_موسوی
@maryammoosavism
سواد نمیتونه محدود بشه فقط به خواندن و نوشتن و به خاطر سپردن یه سری اطلاعات.
چیزی بسیار فراتر باید که باشه.
مثلا وقتی با یک آدم باسواد رو به رو هستی لازم نیست براش اصلا توضیح بدی، کافیه کنار هم بنشینید و تماشا کنید؛ سوژهی تماشا میتونه طلوع یا غروب آفتاب باشه، نوازش باد روی برگهای درختان، کوچ برگهای نارنجی از شاخهها به کف خیابان، خندههای شاد بچهها موقع برگشتن از مدرسه، یه شوت محکم و گم شدن توپ اون طرف دیوار همسایه تا تماشای یه عالمه حرفهای قشنگ عاشقانه از یه دوستی که در خرج کردن کلمات به مقتصدانهترین شکل ممکن عمل میکنه؛ تا فهمِ یک حرکتِ ناگزیر، تا درکِ رنگهای به کار رفته در یک بافت و ...
گسترهی سواد میتونه این همه وسیع باشه و متنوع.
یک مخاطب باسواد که داشته باشی لازم نیست زیاد حرف بزنی؛ کافیه لبخند بزنی و سوژه رو بذاری روی میز.
ای خدا بنما تو ما را آن مقام
که در آن بیحرف میروید کلام
آاای دوستانِ خوشذوقِ هاردافیلم، چقدر دوست داشتم پیامِ محبتآمیزتون رو که ساعتها در پسِ پشتِ بالا پایین کردنِ کلیدهای صفحهی تدوینتون منتهی شد به این تیزرِ قشنگ.
یه چیزِ پیدای ناپیدای دیگهای هم توی این تیزر👇👇👇 هست که خیلی دوستش دارم.
و مرسی از شما احسانِ میرضیایی عزیز که بیشتر عمل میکنی و کمتر حرف میزنی و خیلی بامعرفتتر از اونی هستی که نشون میدی.
امیدوارم قدردان باشم.
#مریم_موسوی
@maryammoosavism