tgoop.com/sserfan/13081
Last Update:
🔴مراقبه
❇️مرگ یا سکوت تام:
رهرو در سیر خود دائماً این مرگ را باید تجربه کند که از مراتب پایین بمیرد و در مراتب بالا زنده شود؛ و به آیات و روایات پیرامون مرگ نیز اینگونه باید نگریست. علامه بحرالعلوم در رسالۀ «سیروسلوک»، مرگ را به معنای قطع علایق روح از بدن میداند؛ پس لزومی ندارد که حتما روح از بدن مفارقت کند تا مرگ تحقق یابد.
♦️کسی که از مراتب دون نفس، قطع علایق میکند، وارد مراتب فوق نفس میشود؛ بهعبارتدیگر، از دنیا و آنچه در آن است، قطع علایق میکند.
♦️برای اینکه انسان عملاً دریابد، هنگامی که میمیرید، چه اتفاقی برایش میافتد، باید بمیرد. بله واقعا باید مرد، البته نه فیزیکی، بلکه رواناً و باطناً؛ آدمی ناگزیراست همراه با آنچه که در خود پرورش داده است و همراه با آن چیزهایی که برایش تلخ است یا شیرین، بمیرد.
♦️اگر رهرو با مراقبه بر کلیه خاطرات تلخ و شیرین، افکار، اوهام و خیالات و لذات خود، چه کوچکترین و چه بزرگترین، آن هم به طور طبیعی و نه با بحث و جدل یا اجبار بمیرد، آن زمان، مفهوم مرگ را درخواهد یافت.
♦️ مرگ یعنی داشتن ذهنی کاملاً خالی از خویش و متعلقات روزمره، لذات و رنجها. مرگ، یک تجدید است، مرگ تغییر و تحولی است که در آن به هیچ وجه فکر عمل نمیکند.
♦️استاد صمدی آملی در خصوص مرگ و برپایی قیامت و سکوت تام میگوید:
«آیا شیطان از درون شخص است یا از بیرون اوست؟ این جناب عزرائیل از بیرون میآید یا از درونِ خود این شخص برمیخیزد؟ که شخص وقتی در مقام قطع تعلقات قرار بگیرد، خودش عزرائیلِ خودش میشود، جبرئیل و میکائیل و اسرافیلِ خودش میشود؟ یا اینکه نه حتما یک شیپور به دستی، در یک جایی باشد و فوت کند که همه بمیرند!
♦️ به یک معنا مرگ یعنی سکوت تام و مردن یعنی ساکت شدن! چه در مرگ طبیعی، چه در مرگ ارادی، شخص در مقام سکوت تام قرار میگیرد که شخص فقط با خودش باشد، کاری با دیگران نداشته باشد و مطلقاً از غیر خودش قطع علاقه کند. به یک تعبیری به «من کیستم» ِ خودش برسد؛ و آن که در کلمه 19 رساله شریف صد کلمه فرمود آن که در وادی مقدس من کیستم قدم ننهاده است خرواری به خردلی، یعنی آن که در وادی مقدس «سکوت» قرار نگرفته است تا ببیند که اسرار وجودیاش چیست و در خودش چه دارد.
♦️ برای اکثر ما که آن همت را نداریم از خودمان قطع تعلّق کنیم و از غیرمان ببُریم، مرگ طبیعی، سکوت تام میآورد و در سکوت تام میافتد، منتها موت طبیعیاش زمینه شده که از این بدنش که بزرگترین حجاب نفس است و از آن به جسم طبیعی یا جسم عاصی یا جسم مادّی یا به اصطلاح فلسفه به جسم تفاله دار تعبیر میگردد جدا شود؛ زیرا این حجاب، اقتضائاتی دارد که نمیگذارد انسان در سکوت تام قرار بگیرد و لذا چون از این حجاب در نیامده او را با موت طبیعی در میآورند و بعد میگویند فلان کس مُرده است، چون این آقا هنوز سفر نکرده و حالا از آن جا خبر ندارد.»
📕منبع: کتاب #رهروان_تنها صفحه ۵۳۶
-------------------
✅ اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :
https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
BY سیر و سلوک و عرفان

Share with your friend now:
tgoop.com/sserfan/13081