tgoop.com/sserfan/13095
Last Update:
🔴در ابتدای کتاب رهروان تنها در "سخنی با خواننده گرامی" آمده است :
8 -نكته اي كه قبل از مطالعه كتاب تذكر آن بسيار ضروري مينمايـد، اينكـه در متـون عرفاني واژه مراقبه و ساير مفاهيم مرتبط مانند رياضت، تزكيه نفس، انقطاع، ذكـر، تفكـر و غيره فراون به كار رفته است و بايد متوجه اين حقيقت بسيار مهم بود كه اين مفاهيم مراتب دارد و در هر جا كه اين مفاهيم به كار رفته، ناظر به مرتبه اي از مراقبه بوده كه اگر خواننـده با مراتب مراقبه آشنايي نداشته باشد و نتواند تشخيص دهد كه در هر كجـا، دقيقـا منظور گوينده كدام مرتبه از مراقبه است، قطعا، هم در وادي نظر و درك مطلـب و هـم در وادي عمل دچار گمراهي و اشتباه ميشود.
بنابراين لازم ميدانيم در اينجا اشارهاي به مراتب مراقبه داشته باشيم.
مراقبه در سه مرحله و به شرح زير انجام ميشود:
مرتبه اول:
مرتبه اول مراقبه بدين شرح است كه رهرو در طول روز خود را به طور كامل زير نظـر ميگيرد و كشيك نفس ميكشد و چشم، گوش، زبان و كليه اعضاء و جـوارح در قرنطينـه كامل تا ببيند كجا نفسش به ظهور ميرسد و از او گناه و خطايي سر ميزند و كجا، نفـس بر عقل پيشي ميگيرد و مرتكب گناه، خطا و اشتباه ميشود.
مرتبه دوم:
بعد از مرتبه اول، نوبت به مرتبه دوم ميرسد، در مرتبه دوم، شب هنگـام و در خلـوت، به تفكر و محاسبه مينشيند و آنچه كـه در طـول روز از وي سـرزده را آنـاليز مـيكنـد، و فهرستي از گناهاني كه در طول روز از وي سرزده (و ترجيحـاً يادداشـت نموده) را مـرور ميكند و ليست ديگـري كـه از قبـل در مضـرات هرخطـا و گنـاه تهيـه كـرده، را از نظـر ميگذراند و مانند بيمار، به جان خود، داروي آگاهي تزريق ميكند. پس از تفكر و محاسبه نوبت به معاتبه ميرسد. در معاتبه رهرو با پيش چشم قرار دادن گناه انجام شده، پيش خود و وجدان خود و خداي خود، عذر و معذور ميآورد و اظهار ندامت و شرمساري نموده و طلب بخشش و استغفار ميكند.سپس نوبت به مشارطه ميرسد؛ مشارطه از ريشه "شرط" به اين معنا كه رهرو با خود و خداي خود شرط ميكند و پيمان ميبندد كـه از فـرداي آن روز اين گناه و خطا را انجام ندهد
.
مرتبه سوم مراقبه:
در مرتبه سوم مراقبه ، رهرو در خلوت در سكوت كامل نشسته و به نفس خـود توجـه كرده و به مشاهده خود مينشيند. با "توجه به نفس"، متوجه اين حقيقت ميشود كـه هـر چه ميبيند از خودش خارج نيست و او از طريق چشمانش از عالم خارج عكس برداري و آن ها را به داخل حافظه و مغز انتقال ميداده است و به عبارتي شبيه و مثل عالم خـارج را در خود بازسازي ميكند كه همين را عالم مثـال و خيـال گوينـد و متوجـه ايـن حقيقـت
ميشود كه جز فكر و خيال چيـز ديگـري نيسـت. بـا انجـام مراقبـه بيشـتر و محـو كليـه صورت ها و تصويرها و فقط توجه در نيستي و عدم، ذهن به سـكوت مطلـق مـيرسـد و افكار و خيالات دنيوي و مثالي و صورتها و تصاوير، به طور كامل محو ميشوند و زمينـه عبور از عالم مثال و صعود به عالم جبروت و لاهوت فراهم ميشود.
بنابراين با توجه به مراتب بالا ميگوييم:
1 -آنجا كه منظور از به كارگيري واژه مراقبه و مفاهيم مرتبط، تـرك گناهـان صـغيره و كبيره باشد، دركليه اين موارد، منظور از مراقبه، مرتبه اول ميباشد.
2 -آنجا كه منظور از به كارگيري واژه مراقبه و مفـاهيم مـرتبط، در خلـوت نشسـتن و اعمال و افكار و احساسات روزانه را مورد آناليز و تجزيه و تحليل قرار دادن و نسـبت بـه آنها محاسبه، معاتبه، و مشارطه داشتن باشد، منظور مراقبه مرتبه دوم است.
3 -و آنجا كه منظور از استعمال واژه مراقبه، در خلوت نشستن و بـه هـيچ چيـز فكـر نكردن (مديتيشن)، نفي خواطر، حضور قلب و توجه باطني به خـدا و سـكوت تـام و فنـا باشد، منظور مراقبه مرتبه سوم ميباشد.
بنابراين خواننده در هركجا كه به كلمه مراقبه و مفاهيم مرتبطي ماننـد تفكـر، رياضـت، نفي خواطر، سكوت محاسبه، معاتبه، مشارطه برخورد ميكند بايد تشخيص دهد كه منظور گوينده از اين واژهها كدام مرحله از مراقبه است، وگرنه در درك مطلب و در عرصه عمـل دچار سردرگمي شود و نميداند منظور گوينده از مراقبه چيست و در مقام انجام عمل نيـز دقيقاً نميداند كه چه كاري بايد انجام دهد.
___
BY سیر و سلوک و عرفان
Share with your friend now:
tgoop.com/sserfan/13095