Telegram Web
🔴یقظه ( بیداری از خواب طبیعت)

♦️انسان غافل از خدا یا به زبان عارفانه، غافل از خود، به عالمِ خارج از خود و اغیار مشغول و به‌‌‌طور دائمی در حال سیر در آن‌هاست، مشعول بودن به عالم خارج و سیر در اغیار، موجب فاصله گرفتن و دوری از خود و فراموش کردن خود و یا خدا می‌باشد.

♦️لازم به ذکر است که هم¬چنانکه در جای خود گفته شد_، در اصل، «خود» و «خدا» یکی است و این جدایی و نام گذاری تحت عنوان خود و خدا، اعتباری است.
♦️ هر خودی که آدمی در خود سراغ دارد مرتبه نازله‌ای از خود بالاتر است و آن خود بالاتر، نسبت به مرتبه بالاترش، خودِ پایین تر محسوب می‌شود و نسبت به خود پایین ترش، خود عالی به حساب می‌آید تا برسد به عالی‌ترین مراتب خود که خداست؛
♦️کل سفر سلوک، عبارت است از حرکت از نازلترین مرتبه خود، به سوی عالی‌ترین مرتبه خود که خدا هست.

♦️با این تعبیر، انسانِ غافل، سرگرم پایین‌ترین مرتبه خود می‌باشد و خود و بت نفسش را خدا پنداشته و مشغول پرستش نازل‌ترین مراتب خود می‌باشد.
بنابراین این شعر سعدی که:
🌱بزرگان نکردند در خود نگاه
خدا بینی از خویشتن بین مخواه،

اشاره به همین واقعیت دارد که از کسی که خود نازله‌اش را خدا پنداشته و مشغول پرستش آن می‌باشد، توّقع خدا پرستی نداشته باشید؛

♦️و این شعر حافظ که:
🌱میان عاشق و معشوق هیج حجاب نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
منظور همان خود دون و نازله‌ای است که شخص با دیدن و پرستیدن آن از عالی‌ترین مرتبه خود که خدا است غافل شده است.
♦️و یکی از معانی حدیث: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ: هرکس خودش را شناخت، خدایش را شناخته است»؛ این است که هرگاه انسان با «توجه به نفس» و با چشم معرفت بین، حقیقت وجود خویش را درک کرد‌، می‌بیند که یک موجود رابط و طفیلی و کاملاً وابسته به خدای متعال است و هر اندازه که فقر و وابستگی خودش را به خدا بیشتر درک کند، خدا را بهتر خواهد شناخت.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۴۴۷
--------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 مراقبه

❇️ اهمیت و ضرورت مراقبه :
انسان مراقب، پاسبان و پاسدار است. پاسبان دل خود که صادرات و وارداتش چیست. او همیشه کشیک نفس خویش می‌کشد که جز خوبی در درون نفسش ننشیند و جز خوبی از او سر نزند.

♦️مرحوم علامه حسن‌زاده آملی می‌فرماید:
«در توحید باید مراقبت را تقویت کرد. مراقبت تخم سعادت است که در مزرعه دل کاشته می‌شود و سایر آداب و اعمال پروراندن آن است. مراقبت کشیک نفس کشیدن و همواره در حضور بودن است. حدیث نفس مزاحم با مراقبت است امام صادق  العارف شخص مع الخلق و قلبه مع الله تعالی.»

♦️ایشان در جای دیگر می‌نویسد:
«آنکه به نعمت مراقبت متنعّم است، می‌داند که هرچه مراقبت قوی‌تر باشد، تمثلات و واردات و ادراکات و منامات زلال‌تر و عبارات که اخبار برزخی‌اند رساتر و شیواترند. گاهی این بی‌ذوق چیزکی چشیده است که: التوحید ان تنسی غیرالله.»

♦️در رساله سیروسلوک آمده است:
«سنگ زیرین آسیابِ سلوک را مراقبه دانسته‌اند و آن قدر در اهمیتش تأکید کرده‌اند که گویا سلوک یعنی مراقبه و مراقبه یعنی سلوک. بی‌جهت نیست که گاه اهل سلوک را اهل مراقبه نامیده‌اند.»

🌱پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب
تا دراین پرده به جز خاطر او نگذارم
‌ (حافظ‌‌)

♦️و برای یک رهرو چه بهتر که گفته شود: "پاسبان حرم دل شده‌ام دم همه دم" چرا‌که در مراتب عالیه سلوک، رهرو دائماً خود را زیر نظر و مراقبه دارد و از ورود هر نوع خیال و اغیاری به قلب جلوگیری می‌نماید: «دل حرم خداست، پس جز خدا را درحرم خدا منشان.»
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۴۹۷
-----------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴شرح هفت شرح عشق عطار نیشابوری

❇️وادی دوم : عشق

♦️کسی که در وادی طلب از خود استقامت نشان می‌دهد و کلیه مشکلات را به جان و دل خریده و کلیه دستورات سلوکی مربوط به این وادی را به نحو احسن انجام داد، وارد وادی دوم که عشق است می‌گردد.

♦️ در وادی طلب به دلیل این‌که هنوز عشق در جان رهرو به ظهور نرسیده بود چه‌بسا عبادات با اکراه انجام می‌شد، اما در این وادی که رفته رفته شعله عشق در جان رهرو شعله‌ور گردیده و به ظهور رسیده، رهرو ادامه مسیر را با عشق طی می‌کند.

♦️در وادی طلب، به‎عنوان مثال برخاستن سحر و یا مخالفت با نفس شاید با سختی صورت می‌گرفت اما در این وادی، رهرو عاشقانه عبادت می‌کند و به سوی دوست گام می‌سپارد.

♦️در این وادی رهرو هرآنچه او را از حق دور می‌کند از پیش راه برمی‌دارد و اولین قدم برداشتن حجاب خودی و پا گذاشتن بر روی نفس و خود است. آن منیت و غرور خفته در جان آدمی که او را از رسیدن و شوق جدا می‌کرد:

🌱چون شمع تا قرار سوختن ننهی
سر رشته روشنی به دستت ننهند
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۱۵۲
----------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴اهمیت و ضرورت عرفان :

در تصور اغلب افراد، معنی عمر دنیوی و فرصت محدودی که به آنان داده شده روشن نشده است و چنین می‌پندارند که انسان در اصل برای دنیا خلق شده است و حال دستوراتی هم نیز -به صورت کلی- به خاطر حضور در آخرت تحت عنوان دین، داده شده است؛

♦️ آنان می‌پندارند که چون مشکل دارند، نمی‌توانند به عرفان و خدا بپردازند درصورتی‌که حقیقت این است که چون به عرفان و خودشناسی نمی‌پردازند و از این وادی دورند، مشکل دارند.

♦️عرفان را کسی می‌فهمد که با سکوت، خلوت و دنیای درون خود آشنایی داشته باشد، عرفان راهی است که انسان را به ورای دنیای فیزیکی و ظاهری و به ملکوت می‌برد.

♦️عرفان واقعی یعنی از خود رد شدن، از خود گذشتن و به خدا رسیدن. کسی که بتواند از تعلقاتش و خودش بگذرد می‌تواند به دیدار خداوند نائل شود. از مال خود، از فرزند خود؛ از همسر خود و از کلیه وابستگی های خود و نهایتاً از وجود نفسانی خود گذشتن کار یک عارف واقعی است.
🌱من که امروزم بهشت نقد حاصل می‌شود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم؟
‌ (حافظ‌‌‌)
📕منبع: مقدمه کتاب
#رهروان_تنها
------------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴قسمتی از #کتاب_رهروان_تنها

♦️گفتیم که منشأ هر فکر و خیالی ریشه در گناهانی است که در طول روز و یا در گذشته‌ها انجام داده‌ایم. برای این‌که بحث بهتر شکافته شود لازم است بررسی دقیقتری داشته باشیم تا ببینیم آنچه که تحت عنوان فکر در درون ما در حال جریان هست از چه تشکیل شده است. به‌عبارت‌دیگر اگر دستگاهی بود که همه افکار روزانه ما را ثبت و ضبط می‌کرد و ما می‌توانستیم کل افکار را به طور یک‌جا ببینیم آیا این افکار از چه تشکیل شده‌اند؟

♦️ با دقت نظر در کل افکار روزانه از یک دیدگاه می‌توان کل افکار را در سه دسته، تقسیم‌بندی کرد: افکار معصیتی، افکار معیشتی و افکار معرفتی
.
1⃣_ افکار معصیتی
افکار معصیتی ناشی از گناه یا گناهانی است که در طول روز و یا در گذشته‌ها انجام شده است. به عنوان مثال، هنگامی‌که شخصی به نامحرمی نگاه می‌کند، این نگاه، موجب می‌شود که تصویری از شخص در خود تولید، ثبت و ضبط کند و به نوعی منِ خود را بارور و فعّال نموده است، و این شرایط را در ذهن، جان، روح و روان خود فراهم کرده که به‌طور دائم و علی اتصال تصویر نامحرم را، خود در درون خود تولید و پیرامون آن اندیشه کند. و یا شخصی که نسبت به دیگری حسادت می‌کند به‌طور دائم تصویر یا مثالی شبیه ِشخص محسود را از خود و در خود تولید می‌کند و سپس علی اتصال به آن می‌اندیشد.

2⃣- افکار معیشتی
همه ما چه رهرو و چه غیر رهرو، تا زمانی که در این دنیا زندگی می‌کنیم ناچار به برقراری رابطه و ارتباط با عالم ماده و دنیای خارج از ذهن خود هستیم. از ابتدای صبح که از خواب برمی‌خیزیم، تا شب که به بستر می‌رویم -خواه ناخواه- این افکار و اندیشه‌ها وارد ذهنمان می‌شوند و هیچ گریزی هم از آن‌ها نیست. به عنوان مثال هر روز صبح نیاز به صرف صبحانه داریم، که جز از طریق فکر و اندیشیدن به آب و غذا قادر به انجام آن نخواهیم بود و یا جهت رفتن به محل کار یا تحصیل، استفاده از خودرو، طی مسیر و سپس انجام کار تا شب و در آخر برگشت از محل کار به منزل، همه و همه از طریق فکر و حافظه انجام می‌شود و هیچ شخصی - چه عارف و چه غیر عارف - نمی‌تواند ادعا کند که از این دسته از افکار و اندیشه‌ها بی‌نیاز است. خانمی هم که در منزل مشغول امور خانه داری است و یا دانشجویی که به امر تحصیل اشتغال دارد؛ در هیچ زمانی از این اندیشیدن به این امور بی‌نیاز نیستند. ما این افکار را تحت عنوان افکار معشیتی نام‌گذاری می‌کنیم.

3⃣-افکار معرفتی
این افکار افکاری هستند که درنتیجه سیروسلوک، ریاضت و تزکیه نفس و مراقبه در جانِ رهرو جوشش می‌کند و رهرو با به‌کار بستن آن‌ها درطریق کمال گام بر می‌دارد.

♦️بعد از دسته بندی و شناخت هر یک از این سه دسته افکار، حال ببینیم وضعیت افکار سه‌گانه در ارتباط با «من و خود» چیست و آیا کدام یک از این افکار می‌تواند حجاب باشد و تکلیف رهرو در رابطه با هر کدام چیست.

اول: افکار معصیتی
افکار معصیتی ریشه در گناهان دارد. گناه حجاب و پرده ای است ضخیم بر روح و روان و فطرت اصیل آدمی و بزرگ‌ترین مانع در طریق کمال است و اختصاص به عارف و غیر عارف هم ندارد. هر انسانی در هر مرتبه‌ای که قرار دارد ضروری است که نسبت به گناهانی که در آن مرتبه قرار دارد، سریعا توبه نماید.

دوم: افکار معیشتی
همچنان‌که گفته شد، افکار معیشتی چاره‌ای از آن‌ها نیست و هیچ کس نمی‌تواند آن‌ها را ترک و رها بکند و کنار بگذارد و بگوید که من اصلا نمی‌خواهم به افکار معیشتی بیندیشم، چون اگر کسی چنین تصمیمی گرفت امورات مادی و زندگی روزمره‌اش فلج می‌شود. منتها افکار معیشتی باعث حجاب و مانع برای رهرو نمی‌گردد (خصوصا برای مبتدیان‌‌‌). به عنوان مثال شما فرض کنید خانم خانه‌داری که صبح جهت پخت غذا در آشپزخانه مشغول طبخ غذا می‌باشد و مثلاً نخود و گوشت و عدس را در قابلمه می‌ریزد، هنگام ظهر که وقت نماز و مراقبه می‌رسد، حال در هنگام نماز آیا این فکر به ذهن کسی می‌آید که من امروز مثلا این نخود را در قابلمه ریختم یا نریختم؟ قطعاً این افکار حجاب آور نیستند و به ذهن کسی خطور نمی‌کنند. این افکار بسیار به ندرت و یا خیلی کم به پروپای ذهن و جانِ رهرو می‌پیچند و نمی‌توانند چندان مشغولیت فکری برای وی ایجاد کنند.
بلکه اگر همین خانم از صبح تا ظهر، تلفنی با خواهر یا مادر خود صحبت کرده و غیبتی یا غیبت‌هایی انجام داده و یا با همسر خود بر سر موضوعی که با هم توافق ندارند، منازعه نموده، اکنون آنچه که فکر او را و جان او را به خود مشغول می‌کند،همین غیبت‌ها یا افکار معصیتی هستند.
♦️و البتّه برای رهروِ عارفی که در مراتب عالیه به سلوک می‌پردازد هنگامی که درخلوت مشغول مرتبه سوم مراقبه است اگر بر حسب گذر، این افکار به ذهنش خطور کرد مانع و حجاب است و باید دفع شوند.
🌱پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
تا در این پرده به جز خاطر او نگذارم
(حافظ)
ادامه در پست بعد :
🔴 ادامه :

سوم: افکار معرفتی
افکار معرفتی نیز برای مبتدیان نه تنها مانع و حجابی نیست، بلکه بسیار لازم مفید و رهگشا است و بهترین ابزار و وسیله برای رشد، کمال و حرکت از مرتبه اول مراقبه به مرتبه سوم مراقبه است و اصلا حجاب نیست، اما در مراتب عالیه همین افکار برای عارف حجاب و باید از آن‌ها عبور نماید.

♦️در این جا کم‌کم مرز بین غیر عارف با عارف مشخص می‌شود. هدف و غایت فیلسوف، رسیدن به علم و معرفت است و به ‌قول بوعلی، حکیم معرفت را برای خود معرفت می‌خواهد ولی عارف عرفان را برای خدا.

♦️مولانا در رابطه با این‌که جسمش در زمین و با زمینیان، ولی مرغ جانش به پرواز در آمده و اوج گرفته و از حیطه هر نوع فکر و اندیشه رها شده می‌گوید:

🌱در زمینم با تو ساکن در محل
می‌دَوَم بر چرخِ هفتم چون زُحَل
یعنی :
(جسم من در روی زمین با تو در کویی سکونت دارد ولی روحِ من مانندِ ستارۀ کیوان بر اوجِ آسمانِ هفتم چرخ می‌زند. [زحل: تشبیه به زحل با توجه به بلندی مقام زحل در آسمان است.])

🌱همنشینت من نیَم سایۀ من است
برتر از اندیشه‌ها پایۀ من است
یعنی :
(تو مرا چون خود در زمین و در بند جسم مى‏پندارى حالى که آن چه تو مى‏بینى جسم من است، اما جان من به خدا پیوسته است و رتبت من برتر از آن است که پاى بندان جسم و جسمانیها آن را توانند دریافت و مقام و منزلت من از حیطۀ اندیشه‌ها خارج است.)

🌱ز آن که من ز اندیشه‌ها بگذشته‌ام
خارجِ اندیشه، پویان گشته ام
یعنی :
(زیرا حقیقتِ من از حدود و حیطۀ افکار آدمیان خارج است و در بیرون از حدودِ اندیشه‌ها راهِ عشق و معرفت را درمی نوردم.)

🌱حاکمِ اندیشه‌ام محکوم نی
ز آن که بَنّا حاکم آمد بر بِنا
یعنی :
(من بر اندیشۀ ی خودم غالب هستم و نه مغلوبِ آن‌ها. چنانکه مثلا بنّا بر ساختمانی که می‌سازد غالب و مسلط است. )

🌱جمله خَلقان، سُخرۀ اندیشه‌اند
ز آن سبب خسته دل و، غم پیشه اند
یعنی :
(همه مردمان، مغلوب و مُسَخّرِ اندیشۀ خود هستند. و به همین دلیل نیز افسرده و اندوهگین هستند. )

🌱قاصداً خود را به اندیشه دهم
چون بخواهم از میانشان بَرجَهم
یعنی :
(من خود را گاهی عمداَ در اختیارِ اندیشه قرار می‌دهم. ولی هرگاه نیز بخواهم می‌توانم از کمندِ اندیشه، خود را رها کنم.)

🌱من چو مرغِ اوجم، اندیشه مگس
کی بُوَد بر من مگس را دسترس
یعنی :
(من مانند پرندۀ بلند پرواز هستم و اندیشه، مانند مگسِ حقیر. مگس کی می‌تواند به منِ حقیقی ام دسترسی پیدا کند.)

🌱قاصَداً زیر آیم از اوجِ بلند
تا شکسته پایگان بر من تَنند
یعنی :
(من عمداً و به اختیار از اوجِ تعالی روحی به نشیب فرود می‌آیم تا ناتوانان پیرامونِ من گرد آیند. [با آنان همنشین می‌شوم تا ارشادشان کنم)

♦️نکته‌ای که در این جا مجدداً لازم به یاداوری است این‌که با توجه به آنچه گفته شد معلوم می‌شود که فکر و تفکر برای مبتدیان لازم مفید و ضروری است و در هیچکدام از اقسام سه‌گانه فکر، نفی خواطر معنایی ندارد و نفی خواطر مختص منتهیان می‌باشد.
____
از کتاب
#رهروان_تنها
جهت اطلاع از جزییات کتاب ‌به کانال زیر مراجعه فرمایید:

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 روش های نفی خواطر

❇️ ۹_ کنترل تنفس:

در برخی از ورزش‌ها و روش‌های درمانی مانند یوگا ،ریلیکسیشن، هیپنوتیزم و غیره جهت کنترل و نفی خواطر از تنفس استمداد می‌جویند. جدای از صحت و سقم مضامین این روشها و مکاتب، می‌توان گفت که این ادعا حداقل صحیح می‌باشد و ثمراتی در پی دارد.

♦️ آنان در هنگام مراقبه، تنفس و توجه به صدای نفس را شاخص می‌گیرند و با توجه و تمرکز بر تنفس، سعی می‌کنند که از خواطر، انصراف و به سکوت و بی‌ذهنی برسند.

♦️در این رابطه دکتر پیوند جلالی می‌نویسد:
«یکی از اصلی‌ترین تجربه‌های بدنی که می‌تواند تماس ما را با لحظۀ حال حفظ کند، تنفس است. آگاهی از تنفس به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین تمرین‌ها در تقریبا تمامی سنت‌های مراقبه (مدیتیشن‌‌) آموزش داده می‌شود. هرچند در بعضی سنت‌ها (مانند یوگا‌‌) تمرین‌های تنفس خاصی وجود دارد که در آن آهنگ تنفس یا عمیق بودن آن کنترل می‌شود، در تمرین توجه‌آگاهی هدف این نیست که به شکل خاصی نفس بکشیم. «آگاهی از تنفس» در توجه‌آگاهی به معنی «مشاهدۀ جریان طبیعی نفس کشیدن بدن، بدون دستکاری آن» است.

♦️در این تمرین از هر تلاشی برای کنترل کردن نفس‌ها دست می‌کشیم و تنها «تلاش» ما این است که توجه‌مان را بر روی جریان طبیعی تنفس در بدن نگه داریم.
دستورالعمل تمرین «آگاهی از تنفس»: در فضایی به دور از مزاحمت و در وضعیتی راحت بنشینید، طوری که ستون فقراتتان صاف و در عین حال رها باشد. بهتر است در طول این تمرین بی‌حرکت بمانید. اگر راحت هستید چشم‌ها را ببندید.
ادامه دارد...
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۴۹
---------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴رابطه ی عرفان و اخلاق :

۲- فنای نفس و تقویت آن در عرفان و اخلاق :
اخلاق درصدد تقویت نفس است، اما عرفان درصدد فنای نفس است. در اخلاق تمام تلاش این است که اخلاقی با تقویت نفس، امیر شهوت و غضب خود ‌ـ به معنای اخلاقی و نه عرفی این دو‌ـ گردد و با اعتدال این دو و رهبری عقل به عدالت دست یابد، ولی در عرفان تلاش رهرو در راستای فنای نفس در ذات پروردگار است. رهرو می‌خواهد جان خویش را در پیشگاه معشوق هدیه کند. او دائماً می‌گوید:

🌱روی بنما و وجود خودم از یاد ببرخرمن
سوختگان را همه گو باد ببر
و می‌گوید:
🌱این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست
روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

♦️قابل توجه است که در سفر اول، نفس رهرو بر اثر ریاضت‌های عرفانی توانی فوق‌العاده پیدا می‌کند، ولی نکته این جاست که اولاً نیت رهرو فنای نفس است، ولی اخلاقی درصدد تقویت آن است و ثانیاً رهرو به برکت هدایت‌های استاد از این توان نفس در راه فنای آن بهره می‌گیرد.
3- شدت خطر در عرفان و اخلاق :
در عرفان عملی خطر بیشتر و مهلک‌تر است، ولی در اخلاق خطر و ضرر کمتر است.
♦️گمراهی سالک پیشرفته، همانند لغزش کوهنوردی است که از بالای کوه می‌افتد و لغزش در اخلاق همچون لغزیدن پای آدمی در حال راه رفتن بر زمین هموار است. انحراف در سلوک در برخی منازل به «فرعون‌صفتی» و «ادعای خدایی کردن» ‌می‌انجامد.
4- لزوم استاد در عرفان و اخلاق :
به دلیل همین فراوانی خطرات در عرفان، داشتن استاد لازم است، اما در اخلاق گرچه وجود استاد بهتر است، اما ضروری نیست.

🌱ترک این مرحله بی‌‌همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی

5- امکان خروج از تیررس شیطان در عرفان یا اخلاق :
در عرفان عملی خروج از تیررس شیطان ممکن است، ولی در اخلاق عملی این کار میسر نیست. انسان رهرو به علت ویژگی پویایی عرفان با رسیدن به مقام مخلَصین به نص قرآن، از دسترس شیطان، خارج می‌گردد. شیطان خود گفته است: «حتما همه بندگانت را گمراه می‌کنم جز مخلَصین را.»
اما در اخلاق آدمی دائماً گرفتار نفس است و هیچ‌گاه به مقام مخلَصین بار نمی‌یابد.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۱۳۰
___
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴سکوت

❇️اقسام سکوت عارفانه:

♦️اگر بخواهیم برای تجربه عرفانی خاموشی ضمیر به لحاظ عمق و شدت آن مراتب قائل شویم دو سطح از خاموشی ضمیر قابل تمیز است.
1⃣- سکوت در مقام فنا
نخست نوعی از خاموشی ضمیر که عارف در آن به خاموش بودن ضمیر آگاهی دارد و می‌داند که خاموش است به‌عبارت‌دیگر در این حالت تنها غفلت از اشیاء و ماسوای عارف تحقق یافته است.
2⃣- سکوت در مقام فنا از فنا
در نوع دوم عارف از خاموش بودن خود هم آگاهی ندارد و درواقع به مقام خاموشی از خاموشی رسیده است که معادل است با فنای از فنا.

♦️محو خودآگاهی و فقدان «من» را تنها در پرتو این باور است که می‌توان تبیین کرد و در این مقام است که خداآگاهی تحقق می‌یابد به تعبیری هنگامی که قلب، خدا تعالی را در بر می‌گیرد چیزی دیگر در آن نمی‌گنجد گویی که حق آن را پر کرده است معنای آن این است که هنگامی که قلب در تجلی به حق می‌نگرد امکان ندارد که با وجود آن به غیر نظر کند.

🌱صورت و معنی تو شوم چون رسی
بعد محو شود صورت من در لقا
‌ (مولوی‌‌‌)

♦️این فروپاشی نفس که در آثار عرفانی از آن به فنا از فنا و با تعابیری از قبیل محو یاد شده است، در سلوک عرفانی اهمیتی بنیادین دارد و بلکه از این فراتر به قول ابوسعید اساسا " طریقت همه محو کلی است؛ و با این تهی شدن ذهن از تصورات و تصاویر است که امکان دریافت حقایق فراهم می‌شود.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۵۷
---------------------
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه ی تهیه آن در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴در شرح برنامه ی عملی سیر و سلوک : (سنجاق شده در کانال)

❇️ اهمیت و ضرورت ترک گناه و تزکیه نفس :
♦️امروزه کلاس‌هایی تحت عنوان عرفان و یا قانون جذب و غیره تشکیل می‌شود که محرم و نامحرم در کنار یگدیگر نشسته و تنها چیزی که سخن از آن نیست تقوا و تزکیه نفس است.

♦️هستند کسانی‌که سالیانی در این کلاس‌ها شرکت می‌کنند و مبالغ هنگفتی نیز هزینه می‌کنند، اما آخر سر می‌‌بینند که تغییری هم در روحیه آنان ایجاد نشد و به حداقل خواسته خود که همان حال خوب و رسیدن به شادی بود، هم نرسیدند.

♦️هدف از شرکت در این کلاس‌ها، نهایتاً رسیدن به حال خوب است؛ نه شرکت‌کننده هدفی جز این دارد و نه مربی و یا استاد، هیچکدام، این افق دید را ندارند که به بالاتر از آن بیندیشند.

♦️و چه بسیار کسانی‌که سالیانی نزد بهترین اساتید بوده ولی به علت عدم رعایت تزکیه نفس درجا زده‌اند. تقوا و ترک گناه از مهمترین ارکان و عناصر و شاخصه لاینفک و جدا ناپذیر ادیان و مکاتب می‌باشد.

♦️کسانی هستند که می‌پندارند منظور از سلوک و عرفان پیدا کردن استادی عارف و کامل و یا مطالعه کتب قطور عرفانی و یا پرداختن به اذکار طویل المدت و یا غیره است، در حالیکه بدون رعایت تزکیه نفس و ترک گناه، جز خود فریبی و دیگر فریبی، چیز دیگری بیش نیست.

♦️مولوی در مثنوی داستان کشاورزی را بیان می‌کند که چهل سال در انبارش گندم ذخیره می‌کند و این انبار هیچ‌گاه پر نمی‌شود.

♦️ما در انبار قلبمان گندم طاعات و عبادات را ذخیره می‌کنیم اما همان گندم‌ها را از دست می‌دهیم. به خاطر این‌که موش هوا و هوس در انبار قلبمان لانه کرده و هرچه گندم طاعات و عبادات را در آن انبار می‌کنیم؛ آن موش نفسانی می‌آید و آن‌ها را می‌دزد و تباه می‌کند و به تعبیر قرآن دچار “حبط عمل” می‌شویم؛ یعنی نفس اماره و شیطان همچون موشی است که به انبار قلبمان نفوذ کرده و طاعات و اعمال حسنه ما را از خلوص خارج می‌کند. از آن وقت که شیطان مانند موش در انبار قلب ما سوراخ پدید آورده و بدان نفوذ کرده است، قلب ما از نیرنگ او دچار خرابی شده است. اول می‌بایست آفت موش نفس اماره را از عرصه قلب‌مان دفع کنیم و سپس در ذخیره کردن گندم طاعات و عبادات بکوشیم.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۹۳
___
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴اصول کلیدی در سلوک الی الله

❇️بی عیب و نقص عمل کردن:
پس از این‌که دانستیم همین امورات روزمره زندگی بهترین فرصت برای رشد و کمال آدمی است؛ اصل دیگری که درکنار آنها مطرح می‌شود، این است که: همین امورات را به نحو عالی و بدون نقص و عیب انجام دهیم.

♦️ بی‌عیب و نقص عمل کردن در کلیه امورات زندگی چه امورات جزیی و فردی و چه امورات کلی و اجتماعی، موجب می‌شود که رهرو در طریق سلوک اوج بگیرد و بال به سوی ملکوت بگشاید و عامل بسیار مهمی در نفی خواطر است. چرا‌که علت بسیار زیادی از دل‌مشغولی‌ها و درگیری‌های فکری، به‌خاطر ندانم‌کاری‌هایی است که در طول روز انجام می‌دهیم و شب و در خلوت و به هنگام مراقبه، امکان رهایی و خلاصی از فکر و آشفتگی های فکری را نداریم.

♦️راهرو با سعی و تلاشی که به‌کار می‌بندد و نظارت و مراقبه‌ای که نسبت به کلیه امور و جزییات اعمال و رفتار خود دارد‌، اهتمام کامل دارد که اعمال، افکار و احساسات خود را با موازین شرعی و عقلی منطبق نماید.

♦️ یک راهرو تا هنگامی که در کارش عیب و ایراد وجود دارد، مانند پرنده‌ای پرو بال شکسته است که هر چقدر هم بال بزند باز روی زمین نشسته و از زمین کنده و جدا نمی‌شود و به پرواز در نمی‌آید.

♦️البتّه بی‌عیب و نقص عمل کردن به این معنی نیست که راهرو هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کند و یا نباید اشتباه کند، بلکه به این منظور است که -هم چنانکه گفته شد- اول، قبل و در حین انجام عمل، با سنجش و ارزیابی، تفکر، نظارت و مراقبه دقیق و همه‌جانبه‌ای که انجام می‌دهد، سعی می‌کند، کاری که انجام می‌دهد، حتی‌المقدور بدون عیب، ایراد و نقص باشد. دوم بعد از انجام عمل هم از همان خطاها و اشتباهاتی که از وی سرزده، درس و تجربه می‌گیرد و در آتیه و در موارد مشابه از بروز آن خطا و اشتباه جلوگیری و هر لحظه به سوی بهتر شدن حرکت می‌کند.

📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۲۹۲
____
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴چه رابطه‌ای بین عشق و لذّات جنسی و عرفان وجود دارد؟
از برخی شعرهای عرفا معلوم می‌شود آن‌ها در عالم سلوک و مستی روابطی شبیه روابط جنسی و معاشقه با یک معشوق دلربا برقرار می‌کردند؟ در پاسخ به سؤال ذکر چند نکته ضروری است:

1⃣: میان عرفان حقیقی و راستین با لذت جنسی نامشروع نه‌تنها هیچ رابطه‌ای وجود ندارد بلکه این دو با یکدیگر تقابل و تضاد دارند.

2⃣: لذت جنسی، گرایش مادی و حیوانی است که هر چند اصل وجودش ضرورت دارد، ولی درصورتی‌که از موازین شرعی و عقلی فراتر رود، انسان را به سمت و سوی دنیا و عالم ماده کشانده و او را از عالم تجرّد و ملکوت که عرصه معرفت و قلمرو عرفان و عشق حقیقی است دور می‌سازد.

3⃣: بعضی از اشعار شاعران، بنا به عللی، دارای ایهام است درصورتی‌که سطحی نگری و حمل بر ظاهر شوند‌، چنین توهمی را ایجاد می‌کند که آن‌ها اهل شهوترانی و هم جنس بازی و شراب خواری و مانند آن بوده‌اند. درحالی‌که همه اهل معرفت اذعان دارند که معرفت حقیقی تنها با اطاعت از خداوند و بندگی خالصانه و دوری از گناهان و شهوات و هوس‌ها حاصل می‌شود و بدون آن معرفت توهم و خیالی بیش نیست و واقعیت ندارد.

4⃣: عشقی که از نوع اول مجازی، یعنی حیوانی باشد که در آن عاشق تنها از روی شهوت و هوس معشوق خود را می‌خواهد و به جنبه‌های جنسی او نظر دارد که در این عشق دیری نمی‌پاید که رو به سردی و خاموشی می‌رود و پایان می‌پذیرد.

🌱عشق‌هایی کز پی رنگی بود
عشق نبود، هرزه سودایی بود

❇️اما نوع دوم یعنی عشق پاک و عفیف که در آن اگر چه نظر عاشق به ظاهر محبوب است، ولی چون ظاهر نماد باطن است و نشان از ذات الهی دارد، خود زمینه ساز عشق حقیقی می‌شود و مانند پلی عاشق را به سوی عشق حقیقی رهنمون می‌گردد.
«المجاز قنطره الحقیقه: مجاز پلى به سوى حقیقت است.»

🌱عاشقی گر زین سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان شه رهبرست
‌ (مولوی‌‌)

♦️سرّ این امر را در این می‌دانند که مهمترین خاصیت دوست داشتن و دل به کسى سپردن، آن است که تفرّق را تجمع کرده، همّ آدمی را واحد می‌کند.

🌱محبت را به دل دادن صفای سینه می‌خواهد
کسی را دوست داشتن دلی بی‌کینه می‌خواهد

♦️آدمى در پرتو این عشق پس از آن که تعلقات وگرایشات بسیار در درون او غوغا می‌کردند و او را کلافه می‌نمودند، به سوى یک قبله رو می‌کند و همه همّ و غمّ او را یکی می‌کند.

🌱غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

🌱مگرتعلق خاطر به ماه رخساری
که خاطر از همه غمها به مهر او شاد است

♦️گوهر عشق مجازى به عاشق وحدت، شخصیت و تمامیت روح و جمعیت خاطر می‌بخشد و نفس را آماده می‌کند که اگر از او دستگیرى شود، گام دشوار بعدى را نیز بردارد و این معشوق مجازى را به معشوق حقیقى بدل کند.
ادامه دارد...
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۱۴۲
-------------------------
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴استاد عام و خاص:

♦️استاد عام هر موعظه‌گر و راهنمای شایسته‌ای است که انسان را به تحمل و تامل وا‌می‌دارد، او را از غفلت رها و به خدا و ارزش‌های الهی متوجه می‌کند در پالایش روح و تزکیه نفس مددش می‌رسد و روح خداخواهی و خداجویی را در او تقویت می‌کند.

♦️استاد عام ممکن است شخصی اهل معنا و یا حتی نوشته و کتابی معنوی باشد. دیگری استاد خاص که رهرو به مقصد رسیده و عارف کاملی است که رهرو زیر نظر او راه عرفان را می‌پیماید طبق دستورالعمل‌های او رفتار می‌کند و با بهره‌مندی از فیوضات و امدادهای باطنی او منازل سلوک را تا مقصد یکی پس از دیگری طی می‌کند.

♦️دستیابی به استاد عام کار چندان دشواری نیست غالباً اشخاص در مسیر زندگی خود با افرادی مواجه می‌شوند که سخنان و حالات دلنشین و سازنده دارند. چنین استادی عامی ممکن است یکی از بستگان، یک دوست یا همکلاسی یا معلم یا استاد یک روحانی یا واعظ و یا کاسب محل و یا همکار اداری باشد که فرد با او درارتباط است و سخنان، حالات و رفتارهایش بر او تأثیر مثبت می‌گذارد و رابطه او را با خدا صمیمی، نزدیک محکم‌تر و پایبندی او را به اخلاق و پایداری او را در عمل احکام دین مستحکم‌تر می‌کند.

♦️اگر شخص از همان استاد عام که خدا در سر راهش قرار داده است صادقانه بهره ببرد و به نصایح راهنمایی‌های او به شایستگی عمل کند هرگاه به حدی رشد کرد که دیگر آن فرد نتواند برای ادامه راه او راهبری کند خداوند فرد دیگری را سر راه او قرار می‌دهد تا مرحله بعدی سیر را با بهره‌گیری از ارشادها و توصیه‌های او طی کند. به همین ترتیب استادهای عام او را دست به دست می‌دهند تا جایی که به استاد خاص احتیاج پیدا کند.

♦️در این مرحله نیز اگر طلب تمام عیار و صادقانه برای ادامه مسیر با استفاده از ارشادها و امدادهای استاد خاص در شخص باشد، به نحوی که این طلب وجود او را ملتهب و عطشناکِ ملاقات و راهیابی به محضر عارف کاملی کند و قرار و آرام را از او بگیرد خداوند به تناسب استعداد و ظرفیت او یکی از اولیای خدا را مامور می‌کند تا او را تحت تربیت قرار دهد از او دستگیری کند و او را راهبری نماید.

♦️ البته در برخی از موارد، آن ولی خدا بدون ملاقات و ارتباط ظاهری، از راه باطن او را تحت تربیت می‌گیرد و رهرو با عنایات و الهامات باطنی که نصیبش می‌شود، ادامه راه را تا مقصد طی می‌کند، بی‌آن‌که پیر و راهبری او را علی‌الظاهر ارشاد کند.(1)
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۲۵۵
____
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴گمنامی در سلوک:

♦️گمنامی که نام دیگر آن خُمُول به معنای گمنام شدن، بی‌نام گردیدن، بی‌نشانی، بی‌شهرت بودن است.

♦️نفس آدمی در ارتباط به دیگران به‌طور شگفت‌انگیزی به ظهور و بروز می‌رسد و این واقعیتی است که کسانی که به طور شعملی در این وادی در حال مبارزه و مجاهده و دست و پنجه نرم کردن با نفس هستند، کاملاً متوجه آن می‌شوند.

♦️اغلب گناهان مانند غیبت، ریا، سخن چینی، تهمت، تکبر، حسادت، نگاه به نامحرم و غیره همه تا جمع و یا شخص دومی نباشد، موقعیت انجام آن فراهم نمی‌شود.

♦️پس ازاین‌که رهرو سالیانی در معاشرت‌ها، تعاملات و در ارتباط با دیگران از مراتبی از مراتب نفس و مراقبه عبور و صعود کرد، به این واقعیت می‌رسد که دیگر در جمع بودن و با دیگران ارتباط گرفتن جز پریشانی و آشفتگی خیال چیزی دیگری برایش ندارد، لذا گمنامی را سر لوحه کار خویش قرار می‌دهد.

🌱در هر خبری دو صد پریشانیست
در بی‌خبریست که صد‌ها خبرست

♦️آن کس که دوستی جاه و شهرت دارد قلب او همیشه مشغول است زیرا فکر و ذهن وی متوجه مردم بوده و مراقب این است که منزلت او در نزد آنان به مخاطره نیفتد به همین جهت فکر او مشغول است.

♦️ گاهی خوشنود است که فلان کار و فلان خصلت او موجب جلب قلوب گردیده و بر شهرت او افزوده است و گاهی محزون است که فلان عمل یا فلان صفت او موجب نفرت و ناخشنودی مردم گشته و علاقه و ارادت آنان نسبت به وی از میان رفته و یا کم شده است. گاهی حال خوشی دارد زیرا اقبال و توجه مردم را خوب احساس می‌کند و گاهی حال بدی دارد زیرا اقبال آنان را کم احساس می‌نماید و گاهی هم در مصیبت بزرگی می‌افتد و پریشان‌حالی وی از حد می‌گذرد و آن هنگامی است که آنچه از اقبال و توجه مردم به دست آورده بود از میان رفته باشد و در نزد مردم منفور گردد.

♦️ آنکه می‌خواهد قلوب مردم را شکار کند و نزد آنان جاه داشته باشد و پیش آنان مشهور گردد برای رسیدن به مقصود خویش به سوی ریا در عمل کشیده می‌شود.

📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۲۸۶
______
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴مراقبه

❇️عبور از ذهن :
♦️ما ناچاریم که از ذهن شروع کنیم، زیرا همه در ذهن هستیم و همه ذهن و خیال هستیم، باید از ذهن شروع کرد و سپس از آن عبور کرد.

♦️اگر کسی بخواهد از نقطه «الف» به نقطه «ب» برود آنچه که مانع و حجاب وی است، مسیر و فاصله‌ای است که بین نقطه «الف و ب» وجود دارد، این مسیر و جاده، در عین‌حال راهی است که راهرو با دنبال کردن آن به مقصد می‌رسد؛ بنابراین ذهن در عین این‌که حجاب و مانع است، همین ذهن مسیری است که طالب کمال را به مقصد می‌رساند.

♦️ پس باید از ذهن خود آگاه بود و افکاری که در حال جریان یافتن در ذهن هستند را دنبال کرد، دنبال کردن همین افکار است که سرانجام به بی‌فکری و بی‌ذهنی می‌انجامد.

♦️از ذهن شلوغ و پر سر و صدا نباید مایوس شد و فقط باید از آن آگاه بود. افکار چون تاریکی هستند ماهیت‌شان با ماهیت تاریکی یکی است. تاریکی بسیار واقعی بنظر می‌آید اما همین که نور مراقبه وارد شود، ناپدید می‌شوند. تاریکی فقط نمودی ظاهری دارد، پدیده‌ای خیالی است چون نور وجود ندارد، تاریکی خود را نشان می‌دهد. نمی‌توان به‌طور مستقیم کاری را در مورد آن انجام داد، زیرا که اصلاً وجود ندارد هیچ وزنی ندارد، تاریکی همان نبود نور است. یک «‌نبودن» است.

♦️بنابراین وقتی نور وارد شود به دلیل حضور نور، «نبودن» ناپدید می‌شود؛ و چنین است ذهن. ذهن یعنی نبود مراقبه. همین که انسان وارد مراقبه می‌شود، با نور مراقبه و آگاهی، ذهن چون تاریکی ناپدید می‌شود و در آن لحظه در می‌یابد که در دنیایی خیالی و غیر واقعی به سر می‌برده است. ذهن همان دنیای خیالی است که ما در آن زندگی می‌کنیم.

♦️باید با صبر و حوصله تمام، افکار را تجزیه و تحلیل و آنالیز کرد و علت آن را جستجو کرد‌، با آمدن نورِ مراقبه‌، افکار و ذهن محو می‌شوند. آگاهی نور است از طریق مراقبه و کسب معرفت، آگاهی‌های خود را باید گسترس داد، با آمدن آگاهی‌ها، جایی برای ظلمت و افکار نیست.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۵۲۰
-----------------------
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴مراقبه

❇️تنهایی:
♦️تمامی زیبایی‌ها و اتفاقات درونی، در تنهایی رخ می‌دهد. هیچ اتفاقی در ارتباط با دنیای ماوراء رخ نخواهد داد؛‌ مگر در تنهایی و سکوت.

♦️ذهن بیرون گرا، ما را طوری شرطی کرده است که وقتی تنهاییم، احساس خوبی نداریم. ذهن بیرون گرا به ما می‌گوید، به این طرف و آن طرف بروید و آدم‌های مختلف را ملاقات کنید؛‌ زیرا شادی در با دیگران بودن است، در حالیکه این درست نیست. شادی که در کنار دیگران حاصل می‌شود، سطحی است و شادی که در تنهایی و انزوا رخ می‌دهد، بسیار عمیق است.

♦️هنگامی‌که تنها هستید، از این تنهایی لذت ببرید،‌ ‌یا ساکت و آرام بنشینید و منتظر باشید تا اتفاقی رخ دهد. تنهایی خود را تبدیل به انتظار کنید و به‌زودی کیفیت جدیدی را تجربه خواهید کرد که غم نیست.

♦️اگر از عمق تنهایی چیزی بچشید، متوجه می‌شوید که همه رابطه‌های بیرونی، سطحی‌اند. حتی عشق نمی‌تواند ژرفای تنهایی را داشته باشد؛‌ زیرا در عشق‌ دیگری وجود دارد و همین حضور دیگری شما را بسوی سطح می‌کشاند. هنگامی‌که دیگری وجود ندارد و حتی فکر دیگری هم از ذهن نمی‌گذرد، حقیقتاً تنها هستید و در خود غرق شده‌اید، نترسید؛ ابتدا این غرق شدن به مرگ می‌ماند و اندوهی وجودتان را فرا می‌گیرد؛ ‌زیرا شادی را در بودن با دیگران تجربه کرده‌اید. اندکی صبر کنید و اجازه دهید عمیق‌تر در تنهایی خود فرو روید و سکوت و آرامشی تازه را تجربه کنید؛ ‌سکوتی که در آن هیچ چیز حرکت نمی‌کند و همه چیز در خاموشی و فناست.

♦️مرحوم استاد کریم محمود حقیقی (ره )در رابطه با خلوت در تازیانه‌های سلوک می‌فرماید:
«در خلوت آدمی با یاد خدا انس می‌گیرد و برای همین یکی از عرفا گوید: آدمی وقتی از فضیلت خالی است از خود وحشت می‌کند و بیشتر به دیدار مردم می‌رود تا با همنشینی با آنان وحشت را از خود دور کند، ولی اگر اهل فضل باشد تنهایی را دوست دارد تا در خلوت بتواند به فکر و استخراج حکمت بپردازد و گفته‌اند که: استیناس علامت افلاس است. (یعنی طلب انس کردن با مردم، نشانه ضعف و تنگدستی روحی است).» ( ۱)

♦️درصورت عمیق شدن تنهایی، رهرو یک خط مستقیم تماس با خدا دارد و صدای خدا را از درون قلبش می‌شنود و دیگر نیازی به اطّلاعات درجه دوم و دست دوم ندارد.

📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۵۲۲
------------------------
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴سکوت

❇️اقسام سکوت :
سکوت سالکانه و سکوت عارفانه

♦️این سکوت ناظر به آفات زبان است. رهرو راه حقیقت برای سلوک به‌‌سوی حق، ابتدا باید مسیر خود را از رذایل اخلاقی پاک کند. ازاین‌رو عارفانِ کوی حق، رهروان را در کنار کم‌خوابی و کم‌خوراکی، به کم‌گویی و گزیده‌گویی توصیه می‌کنند. البتّه باید دانست که این نوع سکوت، در عمل و در مقام صحبت کردن و پر حرفی معنا پیدا می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، سکوت سالکانه مربوط به حوزه گفتار است.
در این مرحله، رهرو با مخالفت و مبارزه با نفسی که انجام می‌دهد، این عرصه را از موانع موجود پیراسته کند.

♦️پس از تحقق سکوت و خاموشی در دنیای پیرامون نوبت به سکوت و خاموشی در درون می‌رسد. در این مرحله نیز رهرو می‌باید مراتب اول و دوم مراقبه را به‌کار بندد.

♦️اغلب کسانی که وارد عرصه سیروسلوک می‌شوند اولین و مهمترین خواسته و یا سؤال آنان این است که چکار کنیم که به سکوت برسیم و یا چکار کنیم که در نماز حضور قلب داشته یاشیم و یا سایر عناوین مشابه.

♦️اینکه شخص از گردِ راه برسد و بدون این‌که آموزش‌های علمی و تمرین‌های عملی لازم را دیده باشد، از همان ابتدا توقع داشته باشد که بتواند سکوت را در خود حکمفرما نماید و یا حضور قلب داشته باشد، مثل این می‌ماند که کسی به‎عنوان مثال، وارد باشگاه ژیمیناستیک شود و به محض ورود از مربی سؤال کند که من آمده‌ام تا دو تا پشتک وارو بزنم؛ و یا در مثالی دیگر، کسی وارد آموزشگاه خوشنویسی شود و در بدو ورود، به مربی بگوید که: من چگونه می‌توانم بنویسم «توانا بود هر که دانا بود» که مربی در پاسخ خواهد گفت که: لازم است که شما سالیانی با نظم و ترتیب در کلاس‌ها حضور پیدا کنید و به تدریج با اصول علمی و عملی رشته و یا هنر مورد دلخواه خود آشنا شوید و پس از کسب مهارت‌های لازم نوبت به نوشتن خط خوب هم می‌رسد.

♦️در مورد سکوت هم دقیقاً همینطور است. رهرو ابتدا باید با صبر، حوصله و استقامت مراحل ابتدایی مراقبه را پشت سر بگذارد و پس از رسیدن به منازل بالا و کسب توانایی لازم، وقت آن می‌رسد که به‌طور کامل اغیار بیرونی و سپس اغیار درونی را واپس زده و یکسره متوجه خدای متعال گردد.

♦️کسانی که بدون اینکه شناخت صحیحی از مسیر و راه داشته باشد و بدون اینکه زیر نظر استاد حاذق و ره رفته‌ای باشند، خودسرانه تمریناتی انجام می‌دهند و توقعاتی از خود، از مسیر و از خدا دارند، هیچ‌گاه به مقصد نمی‌رسند و در کوتاه‌ترین مدتی این راه را رها خواهند کرد.
منبع
#کتاب_رهروان_تنها صفحه ۷۵۹
___
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه ی تهیه آن در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴در شرح برنامه سیر و سلوک

❇️دید غیرتوحیدی و استقلالی:
غایت عرفان و مقامى که انسان باید به آن برسد مقامى است که خود را پرتوى از نور الهى مى‌بیند و براى خود هیچ استقلالى قایل نمى‌شود. حقیقت سیر الى الله نفى استقلال از خود و سایر موجودات است.

♦️ ما در حال حاضر براى موجودات و اشیاى پیرامون خود استقلال قائلیم و به یک معنا، هر چیزى را بتى قلمداد مى‌کنیم و هرکس به رنگى در پیشگاه این بت‌ها به پرستش مى‌ایستد. باید این بت‌ها را سرنگون کرد و تنها در برابر خدا سر فرود آورد و تسلیم شد.

♦️ هیچ موجودى جز «الله» شایسته پرستش نیست. عرفان واقعى این است که حقیقت «لا اله الا الله» را در زندگى و وجود خود پیاده کنیم. این در حالى است که ما وقتى در کارها و زندگى خویش دقت مى‌کنیم، مى‌بینیم به خدایان بسیارى معتقدیم و به انحاى گوناگون آلوده به شرکیم. بسیارى از ما تنها به زبان «لا اله الا الله» مى‌گوییم و به واقع، هوا و هوس‌هایمان را معبود خویش قرار داده‌ایم:

«أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ: آیا دیدى کسى را که هوس خویش را معبود خود قرار داده است. »
کسى که هواى نفس خود را معبود خویش قرار داده چگونه لا اله الا الله مى‌گوید؟!

♦️ دل‌خواه و هوا و هوس انسان نیز تفاوتى نمى‌کند که چه باشد: شکم‌پرستى، مقام‌پرستى، پول‌پرستى، غریزه جنسى و محبوبیت و شهرت بین مردم؛ هر کدام از این‌ها نوعى هواپرستى است و بدترین نوع آن نیز این است که کسى خود را جاى خدا قرار دهد و با فریب مردم، آن‌ها را به پرستش خود وا دارد و نعره «اَنَا رَبُّکُمُ الاْعْلى» سر دهد!

♦️در کتاب روح مجرد آمده است:
«... تو این اسم مهر و تربت را بر روی آن گذاشته‌ای و آن را وجود مستقل پنداشتی، این اسم را بردار غیر از اصل وجود چیزی نیست. شما می‌گویید مهر و تربت و با اسم و تعین مهر و تربت آن را جدا کرده و استقلال می‌دهید و از آن اثر می‌طلبید زیرا که طلب بر اصل و اساس استقلال است. استقلال و عزت اختصاص به ذات خدا دارد؛ یعنی این اسم‌ها و رسم‌ها و نشان‌ها بیکاره‌اند و کار بدست اوست؛ بنابراین مطلب خیلی روشن است که علت شرک مردم دوییت و دوبینی است که به این اعتبارهای بی‌پایه و ریشه لباس عزت پوشانده‌اند و این حدود و قیود و هاهیات را با اصل الوجود خلط کرده وعزت را از وجود دزدیده و بدینها نسبت داده‌اند.»
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۸۱۸
_____
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴تفکر، ذهن و بی‌ذهنی

♦️قبلاً گفتیم که فکر ذهن و خود هر سه یکی هستند و اینطور نیست که مظروفی بنام ذهن باشد و فکر در آن در حال جریان باشد.

♦️وظیفه رهرو و به‌عبارت‌دیگر، خوراک معنوی رهرو در ابتدای سلوک تفکر است. یک رهرو حکم کارخانه‌ای را دارد که مواد خام اولیه را وارد کارخانه ذهن می‌کند و با تجزیه و تحلیل آن‌ها و مورد بررسی و ارزیابی قرار دادن آن‌ها، در جان خود معرفت و حکمت تولید و استخراج می‌کند.

♦️رهرو آنقدر باید در مسیر خودشناسی و دیگرشناسی و جهان‌شناسی گام بردارد و آنقدر نسبت به دنیای پیرامون خود و نفس خود شناخت پیدا کند تا برسد به درجه و مرتبه‌ای که از ذهن و اندیشیدین بی‌نیاز و وارد بی‌ذهنی شود و حالتی از بی‌ذهنی به وی دست دهد.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۵۸۹
____
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴تزکیه نفس

❇️مصادیق تزکیه نفس

اول : پرحرفی
🌱سینه‌ها را خامشی، گنجینه گوهر کند
یاد دارم از صدف این نکته سربسته را
(صائب‌‌)

♦️یکی از نکات مهمی که در سلوک الی الله به آن سفارش شده است پرهیز از پرحرفی است. بزرگان و عرفا همواره از گفتار بیهوده، پرحرفی و زیاده‌گویی رهروان را منع کرده‌اند.

♦️خداوند در چند چیز کم را می‌پسندد که سخن از همان‌هاست. رسول خدا  می‌فرماید: «خداوند سه چیز را دوست می‌دارد: کم‌گویی و کم‌خوابی و کم‌خوری. سه چیز را نیز دوست نمی‌دارد و از آن‌ها بیزار است پرگویی و پرخوابی و پرخوری.»

♦️حضرت امیرالمؤمنین علی  می‌فرماید:
«هر که حرفش زیاد است، اشتباهش بسیار است،
و هر که اشتباهش زیاد است، شرمش کم است،
هر که شرمش اندک است، پرهیزگاریش اندک است،
هر که پرهیزگاریش کم باشد، دلش بمیرد،
و هر که دلش بمیرد، به دوزخ رود.»

♦️توصیه مرحوم میرزا حسینقلی همدانی است که فرموده‌اند: پرهیز کنید، پرهیز کنید از چهار چیز که راه شما را به‌سوی خدا قطع می‌کنند: بسیار حرف زدن، بسیار خوردن، بسیار خوابیدن و بسیار با مردم معاشرت کردن؛ و در آخر فرمودند: بر تو باد (ای سالک‌‌) که آن‌ها را به ذکر پادشاهی که بسیار دانا است (خداوند متعال‌‌) عوض کنی.

♦️این‌که می‌فرمایند شما باید از حرف زدن زیاد امتناع کنید، برای این است که وقتی انسان به حرف می‌آید، تمام اعصاب مربوط به آن در بدن به حرکت در می‌آیند، لذا در اول صبح همه اعضاء به زبان خطاب می‌کنند که ‌ای زبان! اگر تو آرام باشی، ما هم آرام خواهیم بود! لذا رهرو باید حواسش را کاملاً جمع کند و فکر خود را با حرف زیاد، پراکنده، مشوّش و مضطرب نکند.

♦️در کتاب بر قله پارسایی از قول مرحوم آیت‌الله کوهستانی نوشته شده است:
«من حرف بیهوده زدن را کمتر از غذای حرام نمی‌دانم.»
این جمله بر سر در مدرسه علمیه کوهستان، واقع در روستای کوهستان از توابع بهشهر، نصب شده است.

♦️انسان‌ها معمولاً از لحظه‌ای که بیدار می‌شوند تا هنگامی که به خواب می‌روند، در حال ارتباط با دیگران هستند. انسان -بدون این‌که خودش آگاه باشد- در هر ارتباطی، بخشی از انرژی معنوی و توانمندی‌های روحی‌اش را از دست می‌دهد‌، مگر این‌که ارتباط او با انسانی کمال یافته باشد که استثنائا در این ارتباط نیرو دریافت می‌کند.

♦️اُفت نیروی روحانی در هر ارتباط، بستگی به دو عامل دارد: شدت اخذ نیرو در یک طرف و شدت صرف نیرو در طرف دیگر. اگر فردی که با او ارتباط می‌گیرید، خیلی منفی باشد و شما نیز با حرارت زیاد با او ارتباط گیرید و خیلی با وی درآمیزید، بیشترین اُفت معنوی برای شما رخ خواهد داد.

♦️وقتی انسان در حال تکلم است، بشدت توان روحی خود از دست می‌دهد و یکی از شدید‌ترین حالات، صرف انرژی روحی در حالت سخن گفتن است. انسان فکر می‌کند که حرف زدن هزینه‌ای ندارد و از کلامش بی‌حساب هزینه می‌کند و نمی‌داند همین کلام، پرهزینه‌ترین است.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۶۴۱
--------------------
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
2025/02/27 16:37:30
Back to Top
HTML Embed Code: