Telegram Web
سیر و سلوک و عرفان pinned «🔴 برنامه ئ عملی سیر و سلوک : "هو المقصود " 🔸هدفِ راهرو در عرفان و سیر و سلوک ، عبور از کلیهٔ تعلقات مادی و معنوی و تعینات ،فانی‌شدن از صفات خویش ،متّصف گشتن به صفات الهی و ذوب شدن در ذات  ِ احدیت می‌باشد. 🔸به عبارت ساده تر ،سلوک : سفریست از خود به خدا،…»
از کتاب #رهروان_تنها

🔴مبحث هفدهم: نشانه‌های رشد رهروان:

♦️رهروی نوپایی که قدم در عرصه سلوک گذاشته وارد اولین منزل عشق یعنی وادی «طلب» شده است، به تدریج، با طی طریق و عروج در منازل، آثار و علائمی که مختص به هر وادی و منزل است در وی نمایان می‌شود. البته ذکر این نکته لازم است که این نشانه‌ها و یا هر نشانه دیگری در هرکس نسبت به دیگری فرق می‌کند و بستگی به شرایط روحانی و جسمانی، سن زن یا مرد بودن، میزان طلب، استاد و غیره دارد.

1⃣- معرفت و شناخت نسبت به خود:
بخاطر تطهیر باطن و تزکیه نفس و دوری ازگناه، به حکم حدیث «من اخلص اربعینی»، رهرو به معرفت، بصیرت و بینش و شعور خاصی می‌رسد که به راحتی می‌تواند نسبت به مرتبه‌ای که در آن قرار دارد، راه را از چاه باز شناسد و نسبت به خود شناخت بهتر و عمیق تری پیدا کند. معرفت و الهام در درون جانش شروع به جوشیدن می‌کند و به هرکس و هر چیز که نگاه می‌کند منجر به جرقه و جوشش معرفت در درون جانش می‌شود. قرآن در این زمینه تعبیر به فرقان می‌کند. فرقان آن نور الهی است که در دل انسان متّقی روشن می‌شود و موجب می‌شود تا رهرو بتواند حق و باطل را به‌خوبی تشخیص و به یک روشنی، بصیرت و شعور خاصی برسد.

2⃣- شناخت و معرفت نسبت به اطرافیان:
رهرو نسبت به دیگران و اطرافیان شناخت بهتری پیدا می‌کند و قصد و نیت دیگران را به خوبی تشخیص می‌دهد. او که تاکنون از روی جهل و ناآگاهی و بصورت عادت وار جانب دوستی و محبت را نسبت به همه نگه می‌داشت، ولی اکنون با شناختی که از خود و از دیگران بدست آورده، دوست و دشمن خود را به خوبی تشخیص داده و به حکم تولّی تبرّی از روی شرع و عقل، فاصله و رابطه خود را با دیگران براساس موازین شرعی و عقلی تنظیم می‌کند و از افراط و تفریط در دوستی و محبت اجتناب می‌کند. یک رهرو پخته و کارآزموده، هیچ‌کس جز خدا را دوست، یار و یاور خود نمی‌داند و نمی‌بیند و اگر بگوییم کل سلوک، حول مدار همین اصل می‌گردد سخنی گزاف نگفته‌ایم و چندان مبالغه نکرده‌ایم و آن اصل اینکه: «هیچ‌کس را دوست خود مدان، جز خدا.»

3⃣- شناخت و معرفت نسبت به گناهان و فلسفه احکام :
نسبت به معارف و فلسفه گناهان شناخت بیشتری پیدا می‌کند و به شهود می‌بیند که چگونه فلان خطا و گناه وی می‌تواند مانع بزرگی بر سر راه سلوکش باشد. او قبلاً از گناهان اگر صرفاً به‌خاطر تبعیت از شرع دوری می‌کرد، اکنون به چرایی و فلسفه قبح و زشتی گناه، از راه شهود باطنی، واقف شده است.

4⃣- انجام اعمال عبودی با شوق و زندگی کردن با شور و عشق :
تا هنگامی که انسان در اسارت و چنگ نفس می‌باشد قیام به عبادت و انجام امورات روزمره زندگی برایش بسیار سخت و طاقت فرساست زیرا هم چنانکه قبلاً گفته شد نفس میل به بطالت و تنبلی دارد.
ولی با ادامه سلوک، کم‌کم نفس ضعیف و غبار و تیرگی از چهره فطرت خداجوی انسان کنار می‌رود و سراپای رهرو را شور و عشق به هدف می‌گیرد در این مرتبه دیگر انجام اعمال عبودی برایش تکلف و سختی ندارد و با اراده و عشق بندگی و عبادت می‌کند.

5⃣- علاقه به خلوت و تنهایی:
رهرو درحالی‌که وظایف اجتماعی خود از قبیل کار، همسر، فرزند و صله رحم و غیره را طبق موازین شرعی و عقلی انجام می‌دهد، علّاقه خاصی به خلوت و راز و نیاز با خود و خدای خود پیدا می‌کند و بیشتر دوست دارد در سکوت، خلوت و دوری از جمع به تفکر و تعمقّ بپردازد.

6⃣- خوش‌رویی و شوح طبعی :
در اثر پاک شدن از عادت‌های بد گذشته و از آلودگی‌های درونی مانند کینه، بغص، حسادت و غیره از یک طرف و پا گذاشتن در مسیر سلوک و خودسازی ازطرف دیگر‌، دیدش نسبت به خود و زندگی و اطرافیان تغییر پیدا نموده و خود را موجودی بسیار لایق و ارزشمند می‌داند که طالب کوی دوست شده، این پاک شدنِ درون از رذایل و آلودگی‌ها و این حس کرامت و عزت نفس، موجب سعه صدر و اخلاق خوب و دید مهربانانه نسبت به دیگران می‌شود و کل مجموعه هستی را هدفدار و همه را رهرو یک قافله می‌داند، ودرنتیجه شوخ طبع و خوش اخلاق می‌شود. حس محبت و دوستی به همه بندگان خدا و همنوعان خود پیدا می‌کند که البته هم چنانکه در مورد قبل گفته شد، این حس نوعدوستی و محبت در چارچوب شرع و عقل انجام می‌شود.
🌱به جهان خرم ازآنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
ادامه دارد...
___
📕از کتاب
#رهروان_تنها
جهت اطلاع از جزییات کتاب و سوابق نویسنده و نحوه ی تهیه آن به کانال زیر مراجعه فرمایید :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
از کتاب #رهروان_تنها

🔴تفاوت علم عرفان با خود عرفان:
نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشیم این است که علم عرفان با خود عرفان فرق می‌کند، در سایر علوم علمی که عالم به آن دست پیدا کرده است علم حصولی است ولی عرفانِ عارف شهودیست. عرفانی است که درنتیجه ریاضت، درنتیجه سیروسلوک و درنتیجه تقوا پس از سالیانی در دل و جانش به شهود نشسته است. امروزه کسانی به صرف دانستن یک سری اصطلاحات عرفانی فکر می‌کنند که عارف شده‌اند و آن‌ها را به خورد عوام می‌دهند.

در این خصوص در کتاب شاخصه‌های عرفان ناب شیعی آمده است:
«به کسی که علم و دریافت‌هایش فقط همین دریافت‌های حسی و عقلی است و به لحاظ معرفتی با دیگران تفاوتی ندارد، عارف گفته نمی‌شود. همین‌طور در رفتار و سلوک و نیت‌ها و درونش نیز باید چیز خاصی وجود داشته باشد که با او عارف بگوییم. این خود عرفان است و به شخصی که این خصوصیات را داشته باشد، عارف می‌گویند.»
دکتر فنایی اشکوری پس از جداییِ علم عرفان از خود عرفان، در خصوصیت اصلی عارف می‌نویسد:
علم عرفان خود عرفان نیست؛ یعنی ممکن است کسی عارف باشد ولی علم عرفان نداشته باشد، یعنی عارف واصل هم باشد، ولی اگر به او بگویید به ما درس عرفان بده، کتاب فصوص ابن‌عربی را درس بده، او می‌گوید: من بلد نیستم. اصلاً عربی بلد نیستم؛ چه رسد به ابن‌عربی. شرط عارف بودن این نیست.
کسی که کتاب‌های عرفانی را حفظ باشد و هزار بار هم درس گفته باشد، یا کسی که بتواند این کتابها را بنویسد، ولی از آن شهود بی‌بهره باشد، عارف نیست.
معرفتی که شخص را عارف می‌کند، معرفت شهودی و حضوری است. علومی که ما در کلاس‌ها یاد می‌گیریم و در کتاب‌ها می‌خوانیم، حصولی و آموختنی است. خود عرفان به این شیوه آموختنی نیست؛ یعنی به این صورت نیست که کسی در مدرسه‌ای درس بخواند و عارف بشود.
علم عرفان مثل فلسفه و هر علم دیگری از کتاب و معلم یاد گرفته می‌شود، اما معرفت شهودی، حاصل نوعی سلوک و رفتار است و تا زمانی که آن سلوک و رفتار و طهارت باطن نباشد، آن معرفت حاصل نمی‌شود.
اما علم عرفان ربطی به سلوک و رفتار ندارد و هر کسی می‌تواند آن را یاد بگیرد، حتی کسی که اعتقاد به عرفان ندارد، می‌تواند آن را بیاموزد. مستشرقان بسیاری وجود دارند که عرفان اسلامی با به خوبی یاد گرفته‌اند، نوشته‌اند، تفسیر کرده‌اند، ولی به آن اعتقادی ندارند.
بلکه عرفان همان طهارت دل است و دریافت یک معارف. یک غیر عارف نیز می‌تواند علم عرفان را یاد بگیرد، بحث کند و درس بگوید. اگر هزار سال نیز مشغول این درس‌ها و بحث‌ها باشد، این خود به تنهایی ذره‌ای نور باطنی برای انسان نمی‌آورد، مگر این‌که فرد در کنارش درپی کسب خود عرفان هم باشد.
__
📕از کتاب
#رهروان_تنها
جهت اطلاع از جزییات کتاب و سوابق نویسنده و نحوه ی تهیه آن به کانال زیر مراجعه فرمایید :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
از کتاب #رهروان_تنها

مبحث یازدهم:
🔴جنسیت در سلوک :
علاوه بر سواد، شغل و حرفه، زن و مرد بودن نیز مانع و یا ملاک و معیار و شاخص لازم برای ورود به عرصه طریقت نیست.
سلوک و حرکت به سوی گمشده و معبود ازلی و ابدی اختصاص به هیچ قشر خاصی اعم از حوزوی و غیر حوزوی، دانشگاهی و غیردانشگاهی، پیر و جوان و زن و مرد ندارد.
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

برای طی کردن مسیر سلوک و وصول به حقیقت، عارفان منازل و مقاماتی را تنظیم کرده‌اند که افراد، چه زن و چه مرد، می‌توانند این منازل را یکی پس از دیگری طی کنند و به نهایت سیر برسند و در «مقعد صدق عند ملیک مقتدر» بار اندازند.
چون همه انسان‌ها، قابلیت تهذیب نفس و قطع علایق از دنیا و توجه کامل به خدا را دارند، بنابراین هر انسانی چه زن و چه مرد، اگر بخواهد می‌تواند به مقام کشف و شهود و حقیقت نایل آید.

ابن عربی در باب 96 فتوحات می‌فرمایند:
«به برخی از بزرگان گفته شد که ابدال چند نفرند؟ فرمود: چهل نفس، گفتند چرا نمی‌گویی چهل مرد؟ گفت: چون که برخی از آن‌ها زن می‌باشند.»
و به‌عبارت‌دیگر، زن و مرد در تأمین توشه سفر آخرت و نردبان عروج تفاوتی ندارند و در تحصیل مقام خلافت و ولایت، میدان برای زن و مرد باز است و هر دو به طور یکسان به دستاورد این سفر الهی دست خواهند یافت.

مرحوم علاّمه حسن‌زاده آملی در این خصوص می‌نویسد:
«نفس انسانی، خواه مرد و خواه زن همین که از کدورات مادی بدر آمد و بذرهای معارف در آن پرورده شده ‌است و محاسبت را تأکید و مراقبت را تشدید کرده است، صور ملکی و ملکوتی در آن تمثل می‌یابد و با موجودات آن سویی، هم دهن و هم سخن می‌شود.

ای دل به کوی دوست گذاری نمیکنی
اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی»

محی الدین ابن عربی درباره زنان می‌نویسد:
«بدان که انسانیت حقیقتی است واحد و جامع مرد و زن، از این رو مردان از حیث انسانیت بر زنان برتری ندارند.»
وی می‌گوید: مردان و زنان در اصل انسان بودن با هم اشتراک دارند و اختلاف و افتراقشان تنها در ذکورت و انوثت است که امر عارضی است و داخل در جوهره و اصل وجود انسان نیست.

قیصری در شرح فصوص نیز می‌نویسد:
«از نظر حقیقت میان زن و مرد امتیازی نیست و حقیقت زن عین حقیقت مرد است و فقط از جهت تعیّن و تشخیص از یکدیگر ممتازند.»
و چون زن و مرد در حقیقت انسانیت مشترکند و انوثت و ذکورت امری عارضی هر دو می‌توانند مقامات عرفانی را طی کنند.
_
📕از کتاب
#رهروان_تنها
جهت اطلاع از جزییات کتاب و سوابق نویسنده و نحوه ی تهیه آن به کانال زیر مراجعه فرمایید :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
از کتاب #رهروان_تنها
🔴نفی خواطر
در زیر به راهکارهایی که به کمک آن‌ها می‌توان در دفع خواطر کوشید اشاره می‌شود:
1⃣ - به‌کار بستن کلیه دستورات سلوکی به تدریج
رهرو از ابتدا که قدم در راه سلوک می‌گذارد، با هر عمل عبودیش و هر ترک فعلش قدمی به سوی مقصد و نفی خواطر بر می‌دارد. به‌عبارت‌دیگر اثر گناه جدا از هر نوع حلال و حرام و عقاب و ثواب، تولید فکر و خیال در درون آدمی است. حال رهرو با به راه زدن و انجام اوامر و ترک نواهی، هر آن، باری از دوش ذهن بر می‌دارد و خود را سبک می‌کند تا جایی که خاطرات به‌طورکامل دفع شوند.
هنگامی که سخن از راهکار برای دفع خواطر به میان می‌آید سریعاً این نکته به ذهن می‌آید که حتما باید یک کار بسیار شاق و خارج از تصور انجام شود تا خواطر دفع شوند درصورتی‌که چنین نیست، چون اولاً باید متوجه این مهم بود که خواطر یک دفعه نفی نمی‌شوند و نیاز به سالیانی مراقبه تفکر و ریاضت و سلوک دارد و دوم اینکه هر عمل کوچک و به ظاهر بی‌اهمیتی که رهرو انجام می‌دهد حرکتی است در راه رسیدن به مقصد و از جمله نفی خواطر.
در روایت داریم که خواب مؤمن هم عبادت است، یعنی مؤمن به این نیت می‌خوابد که بدنش انرژی لازم را به دست بیاورد تا به عبادت بپردازد؛ بنابراین هر عبادتی که انجام می‌دهد، قدمی است در مجرای عبور از خیال و اوهام دنیا و نفی خواطر وحرکت به سوی مقصد اعلی یعنی توحید و فنا و بقا.
2⃣ -تزکیه نفس، کسب معرفت و خودشناسی :
قرآن کریم متذکر این حقیقت مهم گردیده که به کسانی که ایمان آورده و در تطهیر باطن و تزکیه نفس می‌کوشند «فرقان» یعنی نیروی شناخت حق از باطل اعطاء می‌کنیم. نتیجه این «فرقان» قدرت معرفت و شناختی است که مهاجر الی الله با تمسک و تکیه بر آن، می‌تواند راه را از بیراه باز شناسد و در هر موقعیت و شرایطی وظیفه خود را به خوبی بداند و عمل و عکس‌العمل لازم را انجام دهد. رهرو در اثر تزکیه نفس یه یک بینش و شعور و یا همان قوه تشخیص حق از باطل می‌رسد که درنتیجه آن با درست عمل کردن در زندگی برای خود فکر، خیال، دغدغه و گرفتاری درست نمی‌کند. اکثر اوهام و خیالات و تشتت ذهن که جان و روح آدمی را به‌طور شبانه‌روزی درگیر آن نموده است از ندانم‌کاری‌هایی است که آدمی در مواجهه و ارتباط با دیگران و تعامل با دنیای بیرون برای خود درست کرده است.
کسانی که بدون تلاش در تطهیر باطن و کسب معرفت و خودشناسی و صرفاً با اتّکاء به یک‌سری الفاظ وتکرارِ طوطی‌وار اذکار، می‌خواهند خواطر را از خود دفع کنند، خیلی مشکل و بعید است که بتوانند به خواسته و هدف خود برسند.
به عنوان مثال در نظر بگیرید شخص ماشینی صفر کیلومتر و بدون هر گونه عیب و ایراد را از کمپانی تحویل می‌گیرد. اگر به نحوه نگهداری و سرویس خودرو آشنایی نداشته باشد و اقداماتی که در راستای بهبود خودرو باشد را انجام ندهد، مثلا بموقع روغن آن را تعویض نکند و یا سرویس‌های دوره‌ای را انجام ندهد و کلاً نکات و دستوراتی که شامل نگهداری صحیح از خودرو است را رعایت نکند و علاوه برآن، در رانندگی نیز قوانین و مقررات راهنمایی را رعایت نکند و خودرو را به درب و دیوار بکوبد، مشخص است که بعد از مدتی از هر جای خودرو صدایی به گوش می‌رسد که حکایت از بی‌توجهی راننده دارد. انسان هم اگر یک‌سری قواعد و اصول انسانی و شرعی و عقلی را تبعیت نکند، نتیجه این سهل انگاری و ولنگاری، ایجاد خطا و گناه و اشتباهاتِ پی در پی و تولید فکر و خیال در درون آدمی است؛ آشفتگی خیال و فکر، به مثابه ی همان صداهایی هستند که به‌خاطر استفاده ناصحیح از خودرو به گوش می‌رسد و حکایت از این دارد که در جاده ی زندگی راه و روش صحیح زندگی را بلد نیستیم؛ بنابراین با حرکت و به‌کار بستن دستورات و موازین شرعی و عقلی و انسانی‌، راهرو هر لحظه، به سوی بی‌فکری، بی‌ذهنی و آرامش روح و روان حرکت می‌کند.
کسی که به معرفت، خودشناسی و دیگر شناسی نرسیده و جایگاه واقعی خودش را در این عالم و در بین دیگران نشناخته و در موقعیت و جایگاه خود قرار نگرفته و موقعیت خود را در این عالم و در بین دیگران نمی‌شناسد قطعاً نتیجه این عدم شناخت و ناآگاهی، خطاها و اشتباهات پی در پی و گرفتار شدن در عالم فکر و خیال می‌باشد.
ادامه دارد...
____
📕
از کتاب
#رهروان_تنها ص ۷۳۳
جهت اطلاع از جزییات کتاب و سوابق نویسنده و نحوه ی تهیه آن به کانال زیر مراجعه فرمایید :👇
https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از #کتاب_رهروان_تنها

❇️سکوت :
این سکوت ناظر به آفات زبان است. رهرو راه حقیقت برای سلوک به‌‌سوی حق، ابتدا باید مسیر خود را از رذایل اخلاقی پاک کند. ازاین‌رو عارفانِ کوی حق، رهروان را در کنار کم‌خوابی و کم‌خوراکی، به کم‌گویی و گزیده‌گویی توصیه می‌کنند. البتّه باید دانست که این نوع سکوت، در عمل و در مقام صحبت کردن و پر حرفی معنا پیدا می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، سکوت سالکانه مربوط به حوزه گفتار است. در این مرحله، رهرو با مخالفت و مبارزه با نفسی که انجام می‌دهد، این عرصه را از موانع موجود پیراسته کند.

♦️پس از تحقق سکوت و خاموشی در دنیای پیرامون نوبت به سکوت و خاموشی در درون می‌رسد. در این مرحله نیز رهرو می‌باید مراتب اول و دوم مراقبه را به‌کار بندد.

♦️اغلب کسانی که وارد عرصه سیروسلوک می‌شوند اولین و مهمترین خواسته و یا سؤال آنان این است که چکار کنیم که به سکوت برسیم و یا چکار کنیم که در نماز حضور قلب داشته یاشیم و یا سایر عناوین مشابه.

♦️اینکه شخص از گردِ راه برسد و بدون این‌که آموزش‌های علمی و تمرین‌های عملی لازم را دیده باشد، از همان ابتدا توقع داشته باشد که بتواند سکوت را در خود حکمفرما نماید و یا حضور قلب داشته باشد، مثل این می‌ماند که کسی به‎عنوان مثال، وارد باشگاه ژیمیناستیک شود و به محض ورود از مربی سؤال کند که من آمده‌ام تا دو تا پشتک وارو بزنم؛ و یا در مثالی دیگر، کسی وارد آموزشگاه خوشنویسی شود و در بدو ورود، به مربی بگوید که: من چگونه می‌توانم بنویسم «توانا بود هر که دانا بود» که مربی در پاسخ خواهد گفت که: لازم است که شما سالیانی با نظم و ترتیب در کلاس‌ها حضور پیدا کنید و به تدریج با اصول علمی و عملی رشته و یا هنر مورد دلخواه خود آشنا شوید و پس از کسب مهارت‌های لازم نوبت به نوشتن خط خوب هم می‌رسد.

♦️در مورد سکوت هم دقیقاً همینطور است. رهرو ابتدا باید با صبر، حوصله و استقامت مراحل ابتدایی مراقبه را پشت سر بگذارد و پس از رسیدن به منازل بالا و کسب توانایی لازم، وقت آن می‌رسد که به‌طور کامل اغیار بیرونی و سپس اغیار درونی را واپس زده و یکسره متوجه خدای متعال گردد.

♦️کسانی که بدون اینکه شناخت صحیحی از مسیر و راه داشته باشد و بدون اینکه زیر نظر استاد حاذق و ره رفته‌ای باشند، خودسرانه تمریناتی انجام می‌دهند و توقعاتی از خود، از مسیر و از خدا دارند، هیچ‌گاه به مقصد نمی‌رسند و در کوتاه‌ترین مدتی این راه را رها خواهند کرد.
_____

📕از کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۵۹
جهت اطلاع از جزییات کتاب و سوابق نویسنده و نحوه ی تهیه آن به کانال زیر مراجعه فرمایید :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از #کتاب_رهروان_تنها

❇️ مدت زمان سفر در سلوک

🌱اشکال طریقت حل نشود به سؤال
نه نیز به درباختن حشمت و مال

🌱تا جان نکنی خون نخوری پنجاه سال
از قال ترا ره ننمایند به حال


♦️کسانی که وارد سیروسلوک می‌شوند، اولین پرسش آنان این است که ما تا چند سال دیگر به فلان حال یا قدرت روحی یا شهود و مکاشفه و یا مقصد می‌رسیم که در پاسخ گفته می‌شود که: صفا و پاکی جوهر نفس؛ تربیت دوران نوزادی، کودکی و نوجوانی؛ شرایط محیطی و خانوادگی، وراثت، سن، جنس، جامعه، میزان طلب، همت قوی و بلند،، تبحر استاد و غیره از عواملی است که در سرعت سیر رهرو تأثیر دارد.

♦️این سفر با یقظه آغاز و حد یقف ندارد. از چهار سفر که ملاصدرا در اسفار گفته، سفر اول یعنی «سفر من الخلق الی الله» با پایان این سفر گفته می‌شود که سفر راهرو پایان یافته و به فنا رسیده، ولی این سیر کماکان تا بی‌نهایت ادامه دارد. در مثل، آب هنگامی که بیابان، کویر جنکل‌، کوه و دشت را به شوق و عشق رسیدن به دریا، پشت سر گذاشت و به مقصد رسید، از دوری و فراق نجات یافته و به موطن اصلی خود رسیده و در وصال دریا محو و ناپیدا می‌شود ولی سیر دیگری در دریا و سپس با دریا در دریا دارد که انتهاناپذیر است.

♦️عجله نکردن در سلوک، شرط مهم در رسیدن به حقایق معنوی و ملکوتی است. بزرگان ما سالیان زیادی در مسیر بوده‌اند و همه سختی‌ها را با جان و دل خریدند و کام برنیاوردند.
مرحوم علامه حسن‌زاده آملی دراین رابطه می‌‌نویسد:
«کسانی که دیرتر (حقایق توحیدی را) می‌گیرند پخته‌تر می‌شوند و بهتر و برتر می‌گیرند. برخی را می‌شناسیم زود راه برایش باز شده است ولکن اثر حرف‌های او ساحلی است نه لُجّه‌ای، اما برای جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی پس از بیست و دو سال راه باز شده است... بدان که نیل به درجات سامیه معارف و مقامات عالیه کشف و شهود برای صاحب عزم و همت و اهل صبر و استقامت است، نه برای کسی که به مناسبتی حالی موقت بدو روی می‌آورد و زود می‌گذرد.» ۱

♦️و نیز در نکته 253 کتاب هزار و یک کلمه حضرت علامه حسن‌زاده آملی آمده است:
«اگر به راستی تشنه شدی آب برایت می‌فرستند، صابر باش که اگر دیر شود، مسلما دروغ نخواهد شد، مجرب است. علاوه کسانی که دیر می‌گیرند، بهتر و پخته‌تر می‌گیرند و وجه آن با تدبر معلوم می‌گردد.»۲
ادامه دارد...
📕از کتاب
#رهروان_تنها
صفحه ۲۹۳
__

جهت اطلاع از جزییات کتاب و سوابق نویسنده و نحوه ی تهیه آن به کانال زیر مراجعه فرمایید :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از #کتاب_رهروان_تنها

❇️سلوک در متن زندگی :
♦️زندگی روزمره و سلوک، هر دو از یک مقوله است و بین این دو مرز و جدایی نیست. به گمان بعضی، مهاجر الی الله بودن، یعنی خود را از امورات و کارهای روزانه فارغ کردن و بر سر سجاده نشستن و یا درخلوت و یا غاری رفتن و به عبادت خدا پرداختن.

♦️ اینان می‌پندارند که خدا فقط بر سر سجاده حضور دارد و بعد از بستن سجاده دیگر باید با خدا هم خداحافظی کرد و تا نوبت بعدی هر یک به کار خود بپردازد. این طرز فکر از آن جا ناشی می‌شود که رابطه اصولی و صعودی با زندگی و امورات روزمره زندگی برقرار نکرده‌اند.

♦️اگر انسان رابطه صحیح، اصولی و رشددهنده با عالم برقرار کرد و در خط نوری و صعودی پروردگار افتاد‌، در هرلحظه‌ای و در هرکاری که انجام می‌دهد و در هرآنچه که اتفاق می‌افتد، خودش کاملاً و به عینه و به شهود درک می‌کند که دارد رشد می‌کند و پرده‌ای از پرده‌های نفس کنار زده می‌شود و یک قدم به خدا نزدیکتر می‌شود. این چنین کسی حتی در شدیدترین مصائب و سختی‌ها و یا حتی مرگ عزیزی نیز به شهود و با چشم حقیقت بین، کاملاً حس می‌کند که دارد رشد می‌کند و اصلاح و تعالیش در آنچه اتفاق می‌افتد هست.

♦️در همین امورات روزمره زندگی، نفس در هر دم، به شکلی و طریقی به ظهور می‌رسد و فرصت شناخت آن و سپس مبارزه و اصلاح آن فراهم می‌شود. آقایی که در بیرون از منزل در محل کار مشغول به کار می‌باشد، خانمی که در منزل سرگرم امور همسر و فرزند داری و کار منزل می‌باشد، دانشجویی که در دانشگاه به امر تحصیل اشتغال دارد، کشاورزی که در مزرعه مشغول امر کشاورزی است، کاسب و تاجری که در مغازه به امر دادوستد مشغول است؛ همه این‌ها بهترین فرصت و زمینه است برای تعامل و معاشرت و شناخت نفس و اصلاح و عبور از مرتبه نازله نفس و صعود به مرتبه عالیه آن.

♦️استاد صمدی آملی در این رابطه می‌گوید:
«در همه¬جا راهِ رشد را گنجانده‌اند. به عقل رسیدن خیلی مشکل است؛ اما نگویید که نمی‌توانیم. در هر شغلی هستی باش اما عاقل باش. راهِ انسان شدن این نیست که ما حتما به حوزه و دانشگاه برویم و درس بخوانیم. منِ کم‌ترین به شما می‌گویم که اگر فردی به حوزه هم بیاید به همین زودی‌ها نمی‌تواند راهِ آدم شدن را پیدا کند. دلخوش نکنید. این فقط یک حجابی است برای ما که فکر می‌کنیم برای آدم شدن حتما باید به فلان مرکز رجوع کنیم. کل نظام عالَم محل آدم شدن توست. زمین کشاورزی محل آدم شدن کشاورز، حوزه علمیه محل آدم شدن طلبه، کارگاه مکانیکی محل آدم شدن مکانیک و باغ، محل آدم شدن باغبان است.(۱)
________
📕از کتاب
#رهروان_تنها
صفحه ۳۹۳
جهت اطلاع از جزییات کتاب و سوابق نویسنده و نحوه ی تهیه آن به کانال زیر مراجعه فرمایید :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴از #کتاب_رهروان_تنها

❇️انواع عرفان های کاذب:

1⃣_ عرفان بدون خدا:
در هر عرفان و معنویتی، نخستین چیزی که باید بررسی شود دیدگاه آن درباره خداست. گوهر عرفان معرفت خدا و پرستش اوست. عرفانی که خدا در آن مطرح نباشد کاذب و باطل است و اگر تصویری که از خدا داده می‌شود درست نباشد آن مکتب از مشکل بنیادین رنج می‌برد. مکتب‌های مدعی عرفان وجود دارند که در آن‌ها از عرفان و معنویت سخن گفته می‌شود ولی خدا در آن مطرح نیست.
2⃣- عرفان طبیعی :
یکی از عرفان‌های بدون خدا، عرفان طبیعی است؛ در عرفان طبیعی، شخص به نوعی از عرفان و معنویت قائل است ولی در آن به جای خدا، طبیعت وجود دارد؛ طبیعت جایی را اشغال کرده که قرار است خدا آن جا را پر کند. شخص به جای خدا، نسبت به طبیعت، ابراز عشق تعهد و دلبستگی می‌کند؛ یعنی آن غایت نهایی که به آن دلبستگی پیدا کرده طبیعت است با طبیعت راز نیاز می‌کند، نیایش و ستایشش متوجه طبیعت است آن روحی که خود را متعلق به آن می‌داند طبیعت است و آن چیزی که می‌کوشد تا خود را در آن فانی کند طبیعت است. او ممکن است دقیقا اصطلاحات عرفانی را به کار برد و می‌خواهد احوال عرفانی پیدا کند، منتها در ارتباط با طبیعت و از اتّحاد با طبیعت. از بازگشت به طبیعت و وحدت با طبیعت سخن می‌گوید و خلاصه این‌که طبیعت جای خدا را می‌گیرد.
ممکن است این گرایش در فرهنگ ما رواج زیادی نداشته باشد ولی در دنیای معاصر به‌خصوص در غرب مطرح است و امواجی از آن نیز در جامعه ما دیده می‌شود می‌توانید در بعضی از رمان‌ها، شعرها و فیلم‌ها این گرایش را ببینید.

3⃣- عرفان‌ همه خدایی :
رشته‌های دیگری از عرفان‌ وجود دارند که به آن‌ها عرفان‌های همه خدایی یا جهان خدایی می‌گویند. این عرفان‌ها بین خدا و خلق تفکیک نمی‌کنند یعنی نمی‌گویند خدایی و عالمی وجود دارد و خدا خالق این عالم است و عالم مخلوق این خداست؛ اعتقادشان این است که این عالم، حقیقتی واحد است آن حقیقت واحد به اعتباری خدا و به اعتباری خلق است و آن دو یکی است و تمایز ندارند. عرفان طبیعی به خدا اعتقاد ندارد، این عرفان نمی‌گوید خدایی بنام طبیعت وجود دارد، بلکه می‌پندارد یا خدایی نیست یا اگر هم هست به آن کاری ندارد؛ خدا همان عالم است و خدا و عالم یکی هستند، برخی از عرفان‌های شرقی این گونه‌اند.(۱)
ادامه دارد...
📕از کتاب
#رهروان_تنها ص ۶۶

________
جهت اطلاع از جزییات کتاب و سوابق نویسنده و نحوه ی تهیه آن به کانال زیر مراجعه فرمایید :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴از #کتاب_رهروان_تنها

❇️بارداری و فرزند آوری در سلوک :

♦️هرچقدر هم که بخواهیم در سلوکِ زن و مرد تفاوتی نبینیم و بگوییم هر دو این ظرفیت، توانایی و شرایط یکسانی دارند که بتوانند رهرو راه خدا گردند و به مقامات عالیه برسند، ولی موضوعی که هیچ‌گاه نمی‌شود نادیده گرفت که در آن شرایط زن و مرد با هم تغییر می‌کند و از شرایط یکسانی نسبت به هم برخوردار نیستند، بحث بارداری و سپس فرزند آوری در زنان می‌باشد‌، موضوعی که باید اقرار کرد که مرد کمتر درگیر آن می‌شود.
دین مبین اسلام از زمان بارداری و حتی قبل از بارداری احکام و وظایف پدر و خصوصا مادر به‎عنوان حامل جنین را بصورت دقیق و با جزییات مشخص نموده است.
♦️مادر به مدت 9 ماه جنین را با خود حمل می‌کند که خصوصاً در ماههای آخر با مشکلات عدیده‌ای روبرو می‌شود. بعد از آن هم پس از تولد با به دنیا آمدن فرزند، موجودی از همه نظر نیازمند، چشم به روی دنیا می‌گشاید و در دامن مادر قرار می‌گیرد که نیاز به توجه و مراقبت کامل دارد و همه وقت مادر را می‌گیرد به‌طوری که حتی برنامه و نظم خواب طبیعی وی را هم به هم می‌ریزد.

♦️پرسش و یا نگرانی بسیار زیادی که مادران در این دوران دارند این است که از یک طرف فرزند کل وقت آنان را به خود مشغول نموده و پر کرده و از طرف دیگر آنان به عینه می‌بینند که از خلوت، مراقبت و نماز شب باز مانده و نگرانند که از راه و در راه مانده‌اند.
در پاسخ به آنان گفته می‌شود که آدمی در هر دوره از زندگی وظیفه و رسالتی دارد که باید به نحو احسن آن را به سرانجام برساند.
زمانی مرد و یا زن در خانه پدر بودند که در آن شرایط‌، وظایف دیگری داشتند.
بعد از آن مرد یا زن به قصد تحصیل و یا کار هر یک وارد اجتماع شدند که باز موقعیت و شرایط خاص خود را تجربه کردند.
زمانی هم مربوط به دوران مجردی بود که شرایط خاص خودش را داشت و ریاضت‌ها و مجاهدت‌های مربوط به خود را داشت.
اکنون نیز که زن و شوهر وارد زندگی زناشویی شده‌اند شرایط و موقعیت جدیدی بر زندگی و روابط آنان حمکفرما می‌شود و خصوصاً با ورود فرزند، این وضعیت و شرایط خاص‌تر و وظایف، تکالیف و شرائط دیگری بر زندگی آنان حاکم می‌شود.
زن و شوهر باید متذکر این حقیقت باشند که قدم در کانونی گذاشته‌اند که به گفته پیامبر اسلام‌  نصف دین خود را کامل کرده‌اند و اکنون باید هر دو به کمک و یاری یکدیگر همه سعی و تلاش خود را بسیج کنند که با اداره کردن این زندگی مشترک به نحو صحیح، نصف دیگر دین خود را نیز کامل و سعادتمند گردند.
اینکه مادری عزم و همت خود را جزم کند و رسیدگی به امورات همین فرزند را به نحو اکمل انجام دهد این خود بزرگ‌ترین عبادت و بزرگ‌ترین مبارزه و ریاضت نفس می‌باشد.

♦️در شرع احادیث زیادی در مورد فضیلت بارداری و اجر و ثوابی که برای مادر دارد وارد شده است تا آن جا که ثواب بارداری برابر با جهاد در راه خدا داسته شده است. پیامبر اکرم  فرمودند: «هنگامی که زنی باردار می‌‌شود (از هنگام بارداری تا وقتی که زایمان نماید و تا پایان دوران شیردهی به فرزند‌‌) مانند مجاهدی است که در راه خدا جهاد می‌نماید؛ و چنانچه (در این مدت‌‌) از دنیا برود، ثواب و اجر شهید به او داده خواهد شد.»
همچنین ایشان فرمودند: «هنگامى که زن باردار مى‌شود، همانند روزه‌دارِ شب زنده دار و مجاهدى است که با جان و مالش در راه خدا جهاد مى‌کند؛ و هنگامى که فارغ شود، پاداشى دارد که نمى دانى عظمت آن چه قدر است و هنگامى که شیر بدهد، در هر بار مکیدن، پاداش آزاد کردن یکى از فرزندان اسماعیل  براى اوست و آن گاه که شیردادن تمام شود، فرشته‌اى بر پهلوى او مى‌زند و مى‌گوید: عمل را از نو آغاز کن که بى تردید، آمرزیده شدى.»

♦️مادر باید متوجه این مهم باشد که نماز شب و خلوتش فعلاً همان فرزند داری و از آب و آتش بدر کردن کودکش به نحو احسن است.
پس چه‌بهتر به جای این‌که مرتب حرص بخورد و انرژی خود را بی‌خود و بی‌جهت هدر دهد، با شوق، محبت و انرژی تمام به امورات فرزند خود رسیدگی نماید و متوجه این حقیقت باشد که این شرایط موقت و گذرا است و هستند الان مادرانی که چهار و پنج فرزند داشته و زمانی تمام وقت آنان درگیر بود، ولی الان همه فرزندان بزرگ شده و آنان به‌طور کامل، فرصت برای عبادت‌، خلوت و مراقبت را پیدا نموده‌اند.

♦️مادر موفق با سرلوحه دادن این گفته معروف مرحوم قاضی که فرمودند: «اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند» همه سعی خود را بر انجام واجباتش متمرکز می‌کند تا پس از گشایش در امور، سایر مستحبات و دستورات سلوکی را نیز انجام دهد.
📕از کتاب
#رهروان_تنها ص ۲۷۸
______

جهت اطلاع از جزییات کتاب و سوابق نویسنده و نحوه ی تهیه آن به کانال زیر مراجعه فرمایید :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از#کتاب_رهروان_تنها

❇️رهروانی که به استاد دسترسی ندارند:

اما موضوعی که نمی‌توان منکر آن بود، این‌ است که استاد کامل و ره رفته، اگر نگوییم نایاب است ولی بسیار کمیاب است خصوصاً دراین دوره زمانه که همه کس ادعای استادی و کاربلدی دارند.
راه حل اساسی و منطقی برای کسانی که به استاد دسترسی ندارند این است که به گفته مرحوم آیت اله بهجت: «به یقینیات خود عمل کنند».

♦️از مرحوم آیت اله بهجت پرسیده شد که به استاد دسترسی نداریم در پاسخ فرمودند: «آنچه یقین دارید عمل کنید تا آنچه را نمی‌دانید خداوند متعال به شما عطا فرماید.» و در جای دیگر ایشان می‌فرمایند: «استاد علم تو است.»

♦️کسانی هستند که اراده و همتی که ازگناهان دوری کنند را ندارند آن وقت دربدر دنبال استاد می‌گردند و می‌پندارند که با پیدا کردن استاد و گرفتن ذکری حال و روحیه آنان تغییر می‌کند و یک شبه ره صد ساله را طی می‌کنند و از خاک بر افلاک می‌روند و یا استاد برای آنان معجزه می‌کند.
🌱طبیب عشق مسیحا دست و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
‌ (حافظ‌)
_

📕از کتاب
#رهروان_تنها
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از #کتاب_رهروان_تنها

❇️مبحث توبه

حق‎الله و حق‌الناس
حق‎الله:
حق‎الله حقوق خداوند بر بندگان است. مقابل آن حق‌الناس است که به حقوق مردم بر یکدیگر اشاره دارد. در برابر حقوق الهی، تکالیفی مانند نماز و روزه برعهده بندگان گذاشته شده است که در صورت انجام‌ ندادن این تکالیف، توبه و قضای آن‌ها، واجب می‌شود و تائب باید با برنامه ریزی به مرور نسبت به جبران آن‌ها اقدام نماید.

❇️اقسام حق‌الناس
حق‌الناس یعنی حقوقی که مردم بر گردن شخص تائب دارند. حق‌الناس را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

♦️حق‌الناس مالی و غیرمالی: کسی که حقی یا مالی را از دیگران ضایع کرده باشد، نخست باید از این گناه بزرگ توبه کند و از خدا عذر خواهی نماید؛ زیرا در درجه اول قانون خدا نادیده گرفته شده، یعنی اول حق‎الله ضایع شده، سپس حق‌الناس. پس از توبه و استغفار، جبران حق‌الناس چه مالی باشد و چه غیر مالی واجب است و حتما باید جبران شود.
امام خمینی  دررابطه با ضرورت جبران حق‌الناس می‌نویسد:
«بدان ای سالک راه حق!‌‌ پسرم! سعی کن که با حق‌الناس از این جهان رخت نبندی! که کار بسیار مشکل می‌شود. سر و کار انسان با خدای‌تعالی که ارحم‌الراحمین است، بسیار سهل‌تر است تا سروکار باانسان‌ها... و از امور مهمی که لازم است وصیت ‌نمایم اعانت نمودن به بندگان خدا، خصوصاًمحرومان و مستمندان است که در جامعه مظلوم و بی‌پناه‌اند. هرچه توان داری در خدمت اینان که بهترین زاد (توشه‌‌) راه تو است... به کار بر و هرچه می‌توانی در خدمت مظلومان... کوشش کن.»

❇️حق‌الناس وجبران آن:

1⃣اول: هم چنانکه گفته شد، هر حق‌الناسی، حق‎الله هم محسوب می‌شود. علتش هم این است که وقتی انسان (مثلا‌‌ً) غیبت می‌کند. علاوه بر آن که آبروی دیگران را می‌ریزد، از اطاعت دستور الهی هم سرپیچی کرده است؛ بنابراین کسی که حق‌الناس کرده، علاوه بر آن‌که باید رضایت صاحب حق را کسب کند، باید با دعا و استغفار، رضایت خدای متعال را هم جلب نماید.

2⃣دوم: راه ادای حق‌الناس، در اساسی‌ترین گام، طلب رضایت از خود شخصی است که حقش ضایع شده است؛ بنابراین اگر از کسی مالی برده باشیم، معنایی ندارد که بخواهیم با پرداخت صدقه، رضایت صاحب مال را کسب کنیم، یا اگر آبروی کسی را برده باشیم، معنایی ندارد که بخواهیم با صرف استغفار، حق او را ادا کرده باشیم.
3⃣سوم: گاهی اوقات، بنا به هر دلیلی امکان رضایت گرفتن از شخصی که حقش ضایع شده وجود ندارد که از چند حالت خارج نیست:
1- آن شخص برای ما مجهول است و وی را نمی‌شناسیم.
2- آن شخص را می‌شناسیم، اما نمی‌دانیم کجاست.
3- به علت غفلت یا فراموشی، متوجه ضایع شدن حق دیگری نیستیم.
در این صورت، خدای متعال راهی برای مؤمنین گشوده تا در بن بست گرفتار نباشند؛ مثلا اگر مال کسی را ضایع کرده‌ایم، می‌توانیم با اجازۀ حاکم شرع، این مال را به جای آن شخص صدقه بدهیم تا در قیامت با پرداخت ثواب صدقه به کسی که مالش ضایع شده، رضایت او کسب شود.
4⃣چهارم: در برخی موارد، کسب رضایت، موجب بروز مفسده است. در چنین صورتی:
در امور مالی: باید به هر صورتی که شده مال به او برگردانیده شود، هر چند در قالب شخصی ناشناس باشد. در این صورت می‌توانیم مال را به حساب آن شخص واریز کنیم یا به شخص ثالثی بدهیم تا به گونه‌ای به او برساند.
در امور غیر مالی: باید برای او استغفار شود؛ مثلا غیبت کسی را کرده‌ایم و اگر بخواهیم حلالیت بطلبیم، موجب بروز کینه و کدورت، یا قطع ارتباط می‌شود یا اینکه اگر آبروی او را برده‌ایم، برای او طلب استغفار کنیم و از خداوند بخواهیم که دلش را نسبت به ما نرم کند.
5⃣پنجم: حقوق افرادی را ضایع کرده باشیم و خبری از آن نداشته باشیم. راه جبران چنین ظلمی آن است که:
در امور مالی، به مقداری، ردّ مظالم بدهیم.
و در امور غیر مالی، در دعا و مناجات خود از خدای متعال بخواهیم که اگر حقی از کسی ضایع کرده‌ایم، خدای متعال دستگیرمان باشد و با نرم کردن دل آن شخص نسبت به ما کاری کند تا ما را حلال کند.
از کتاب رهروان تنها ص ۴۷۵

__
📕
از کتاب #رهروان_تنها
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴از #کتاب_رهروان_تنها

❇️مبحث ذکر

♦️در سلوک بعضی از موارد به‎عنوان اصول و مبنا و ارکان سلوک می‌باشد و هیچ شخصی و یا مکتب و مرامی نمی‌تواند به اندازه سر سوزنی از آن عدول نماید، مواردی مانند ترک گناه‌، تزکیه نفس، سحر خیزی و بیداری شب، تفکر و غیره ارکان و عناصر و جز ذاتیات سلوک می‌باشند؛ اما بعضی موارد،‌، بسته به نظر استاد می‌باشد و از استادی به استاد دیگری فرق می‌کند از جمله همین موضوع ذکر. بعضی از اساتید عرفان، چندان به ضرورت و لزوم اصل ذکر اعتقادی ندارد در احوالات آیت‌الله خوش وقت هست که اصلاً ایشان هیچ دستور به ذکری نمی‌دادند و فقط و فقط بر مراقبه تأکید می‌گردند.

♦️از قول مرحوم آیت‌الله بهجت نوشته شده که «کراراً پرسیده‌اند چه ذکری بگوییم‌!؟ گفته‌ام، از قلبت سؤال کن، در کدام ذکر حضور قلب بیشتری داری، آن را ملتزم باش.»

♦️دکتر محمد فنائی اشکوری در این رابطه می‌نویسد:
«گاهی خدمت بزرگی می‌روند؛ بعضی خدمت مرحوم آیت‌الله بهاءالدّینی، یا مرحوم آیت‌الله بهجت می‌روند و اصرار می‌کنند که ذکری به ما یاد دهید که عارف شویم. شما فکر می‌کنید چنین ذکری وجود دارد؟ آیا آیت‌الله بهاءالدّینی می‌داند که به کسی یاد نمی‌دهد و اگر ما آن را یاد بگیریم عارف می‌شویم؟.»

♦️ایشان بعد از طرح این سؤال، خود در پاسخ می‌نویسد:
«این نیست، ذکر عجیب و غریبی وجود ندارد؛ بالاترین اذکار عالم، همین ذکرهایی است که ما هر روز به کار می‌بریم و خیلی ارزان و آسان در اختیار ماست. هیج عارفی ذکری بالاتر از الله اکبر، لا اله الا الله، سبحان الله، الحمدالله و امثال آن نمی‌داند. آن کلمه نیست که معجزه می‌کند، خود آن رویداد ذکر در وجود عارف است که متفاوت با ماست.»

♦️ایشان در ادامه اشاره به این حقیقت مهم می‌کند که ذکر واقعی به معنای تکرار الفاظی خشک و بی‌روح نیست، بلکه ذکر گفتن امری ثانوی است و اظهار و بروز آن چیزی است که در قلب وجود و حضور دارد؛ مثلا وقتی به کسی می‌گوییم یاد شما بودم، این بدان معنی نیست که بارها و بارها نام شما را تکرار کردم، بلکه منظور این است که در یادم و در قلبم شما حضور داشتید، هر چند یکبار هم نام آن شخص را بر زبان جاری نکرده باشد؛ و مهم این است که چقدر ذاکر حضور دارد.
___
از
#کتاب_رهروان_تنها ص ۵۹۹
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇
__

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از #کتاب_رهروان_تنها

❇️ در شرح برنامه ی سیر و سلوک :

♦️درسطور پیشین گفته شد که از یک دیدگاه، کل افکار از سه نوع خارج نیستند افکار معصیتی، افکار معیشتی و افکار معرفتی و گفته شد که هر سه وجودی زائد و بیگانه است و آدمی می‌تواند و باید از این افکار عبور کند.

♦️حال جهت تکمیل بحث و در یک تقسیم‌بندی دیگر، موضوعات آگاهی و آنچه هستی، وجود و هویت روانی ما را تشکیل می‌دهد می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:
اول: حس‌های بدنی و یا آنچه از طریق حواس پنجگانه دریافت می‌شود مثل درد، گرما، سرما، یا دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، بوییدنی‌ها
دوم: هیجان‌های درونی
سوم: افکار

♦️گفته شد که وجود یکی بیش نیست و آن خدا هست حال این سؤال پیش می‌آید که اگر وجود فقط منحصر در خداست پس این وجودی که من دارم و مثلا می‌گویم من هستم و من حسن هستم و تقی هستم پس این وجود چیست؟

♦️در پاسخ گفته می‌شود که این وجودی که شما علی‌الظاهر دارید و احساس هست بودن و هستی می‌کنید از چه طریقی پی به آن برده‌اید؟ پاسخ این است که از یا طریق حواس پنجگانه و یا هیجانات و یا افکار؛

♦️ هنگامی که من بخواهم بدانم هستم، به خودم مراجعه می‌کنم و پی می‌برم که من هستم مثلا من احساس می‌کنم و یا خوشحال و یا ناراحت هستم و یا فکر می‌کنم من راه می‌روم من غذا می‌خورم و سایر شئونات من و نفس، پس من هستم و وجود دارم.

♦️آن وجودی که ذنب و گناه است و هیچ گناه دیگری در مقایسه با آن نیست، همین وجود محدودی است که ریشه در این موارد سه گانه دارد.
متأسفانه در اثر توجه و غرق شدن در موارد سه گانه بالا، از اصل وجودمان که ورای این‌ها هست و از این موضوعات متنوع و در حال تغییر، آگاه هست، غافل شده‌ایم و به‌طور عادت‌وار در آن‌ها غرق شده و با آن‌ها یکی شده و از هویت و وجود ماورایی خود بی‌خبریم.

♦️بنابراین منظور خواجه حافظ نیز از این‌که می‌گوید: «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز » همین وجود است.
و بدین دلیل است که مولانا فریاد می‌زند و علت درد و غم ما را به درستی، غرق شدن در موضوعات آگاهی و به ویژه اندیشه می‌داند:

🌱جمله خَلقان سخره اندیشه‌اند
زین سبب خسته دل و غم پیشه اند

♦️معدود کسانی همچون مولانا این تعلیم را همچون گرانبها‌ترین گوهر به ما هدیه می‌دهند: که ورای موضوعات آگاهی از جمله فکر و اندیشه، آگاهی نابی وجود دارد که اصل وجود ماست.

♦️چیزی در درون ما هست که قابل کشف است و مافوق و از همه این‌ها آگاه است. "مشاهده‌کننده غیر شخصی" که همه این موضوعات را در خود جای می‌دهد،
راه رسیدن به آن «وجود» که گوهره هستی ما است توبه و عبور از این وجود ذنبی است.

🌱کیست در دیده که از دیده برون می‌نگرد
یا چه جان است؟ نگویی که منش پیرهنم؟

♦️و باز مولای جانان در فیه مافیه گوید:
«پیش او دو «انا» نمی‌گنجد. تو «انا» می‌گویی و او «انا»، یا تو بمیر پیش او، یا او پیش تو بمیرد تا دویی نماند. آنکه او بمیرد امکان ندارد، نه در خارج و نه در عالم ذهن که: و هوالحی الذی لایموت، او را آن لطف هست که اگر ممکن بودی برای تو بمردی تا دویی برخاستی، اکنون چون مردن او ممکن نیست، تو بمیر تا او بر تو تجلی کند و دویی برخیزد.»

🌱حدیث ما و من مگو با او
یا تو در میان باشی یا او

♦️نتیجه ‌این‌که هویت فکری که بنای وجود فعلی ما است، خودش گناهی است که باید از آن توبه و عبور کرد و خودش وجودی اعتباری و مجازی و بیگانه است و موجب شده که خود را ببینیم و خدا را نبینیم پس این بزرگ‌ترین حائل و حجاب و بزرگ‌ترین مانع بین ما و بزرگ‌ترین گناه است که باید از عبور کرد.
و معنی این حدیث که می‌فرماید: بزرگ‌ترین دشمن تو، نفس تو است، منظور همین خود مجازی و بیگانه است.
__
📕ا
ز کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۸۱۲
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴از #کتاب_رهروان_تنها

❇️مبحث یقظه ( بیداری از خواب غفلت)
داستان های عرفانی :

داستان شمس و مولانا:
روزی شمس به مجلس مولانا که در آن مولانا در حال موعظه بود، وارد شد. شمس از مولانا که در کنارش چند کتاب وجود داشت، پرسید: «این‌ها چیست؟»
مولانا جواب داد: «این قال است تو نمی‌فهمی.»
شمس می‌گوید: «تو را با این‌ها چه کار! و کتاب‌ها را داخل حوضی که در آن نزدیکی بود می‌اندازد.»
مولانا از این کار برآشفته می‌شود و مریدانش قصد تأدیب شمس را داشته که شمس دست در آب فرو کرده و کتاب‌ها را از آب خارج می‌کند، بدون این‌که کتاب‌ها ذره‌ای خیس شده باشند.
مولانا با تعجب می‌پرسد: «این چه سرّی است؟»
شمس جواب می‌دهد: «این حال است تو نمی‌فهمی.»
با دیدن این عمل، شورشی در مولانا پدید می‌آید و حالش دگرگون می‌شود، درس و بحث را کنار گذاشته و به شوریدگی روی می‌آورد و تولدی دوباره می‌یابد.
📕از کتاب
#رهروان_تنها ص ۴۴۹

____
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از #کتاب_رهروان_تنها

❇️مبحث اخلاص

داستان عابد و درخت:
در بنى اسرائیل عابدى بود به او گفتند: در فلان مکان درختى است که قومى آن را می‌پرستند. خشمناک شد و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را قطع کند. ابلیس به صورت پیر مردى در راه وى آمد و گفت: کجا می‌روى؟
عابد گفت: «می‌روم تا درخت مورد پرستش مردم را قطع کنم تا مردم خداى را، نه درخت را بپرستند.»
ابلیس گفت: «دست بدار تا سخنى باز گویم. گفت: بگو، گفت: خداى را رسولانى است اگر قطع این درخت لازم بود خداى آنان را می‌فرستاد.» عابد گفت: «ناچار باید این کار انجام دهم.»
ابلیس گفت: «نگذارم.» و با وى گلاویز شد، عابد وى را بر زمین زد. ابلیس گفت: «مرا رها کن تا سخن دیگرى برایت گویم و آن این است که تو مردى مستمند هستى. اگر تو را مالى باشد که به‌کارگیرى و بر عابدان انفاق کنى بهتر از قطع آن درخت است. دست از این درخت بردار تا هر روز دو دینار در زیر بالش تو گذارم.»
عابد گفت: «راست می‌گویى، یک دینار صدقه می‌دهم و یک دینار به‌کار برم بهتر از این است که قطع درخت کنم؛ مرا به این کار امر نکرده‌اند و من پیامبر  نیستم که غم بیهوده خورم؛ و دست از شیطان برداشت. »
دو روز در زیر بستر خود دو دینار دید و خرج می‌نمود، ولى روز سوم چیزى ندید و ناراحت شد و تبر برگرفت که قطع درخت کند.

شیطان در راهش آمد و گفت: «به کجا می‌روى؟» گفت: «می‌روم قطع درخت کنم.» گفت: «هرگز نتوانى.» و با عابد گلاویز شد و عابد را روى زمین انداخت و گفت: «بازگرد و گرنه سرت را از تن جدا کنم.»
گفت: «مرا رها کن تا بروم؛ لکن بگو چرا آن دفعه من نیرومندتر بودم؟»
ابلیس گفت: «تو براى خدا و با اخلاص قصد قطع درخت را داشتى لذا خدا مرا مسخر تو کرد و این بار براى خود و دینار خشمگین شدى و من بر تو مسلط شدم.»
📕از کتاب
#رهروان_تنها
ص ۷۲۳
--------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از #کتاب_رهروان_تنها

❇️چارچوب ارتباط با نامحرم در فضای مجازی:

1- اگر ضرورت ایجاب نمی‌کند، حتی الامکان با نامحرم ارتباط برقرار نشود.
2- بنیان ارتباط با افراد نامحرم، بر رفتاری متکبرانه باید استوار گردد، نه رفتاری صمیمانه.
این‌که در احکام شرعی می‌فرمایند در غیر ضرورت مثلا مکروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصاً مرد و زن جوان، به این دلیل است که چه بسیار اتفاق می‌افتد همین هم صحبت شدن‌ها، به یک الفت و محبت نفسانی بین مرد و زن منتهی گردد و نقطه آغازی برای غوطه ور شدن در انحراف و فاسد شود. این انحراف، از آسیب‌های شایع در دنیای سایبری است. در هر حال انسان باید دقیقاً درون خود را بکاود و باطنش را عمیقا مطالعه کند که مثلا چت یا تبادل ایمیل با افراد نامحرم چه ضرورتی برای او دارد.
3- در صورت ناچاری و ضرورت، ارتباط با نامحرم نباید به شکستن حریم احکام الهی منجر شود.
4- گفتگو و نگاه‌های متعارف بدون قصد لذت و ریبه، اشکالی ندارد. روشن است که هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخیص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است. «آدمى بر نفس خود آگاه و بیناست.»
4- از گفتگوهای و ارسال مطالب یا تصاویر تحریک‌کننده پرهیز شود.
5- از نگاه‌های آلوده و شهوانی خودداری شود.
6- وقتی از ویدئو کنفرانس یا وبکم استفاده می‌شود، حجاب شرعی رعایت شود.
7- قصد تلذذ و ریبه در کار نباشد.
8- بعضی موقعیتها (مانند چت در اتاقی که در آن تنها هستید‌‌) در بعض زمانها (مانند آخر شب‌‌) ممکن است، ‌تحریک آمیز باشد. از این موقعیت‌ها فاصله بگیرید.
9- در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانید و عفت و حیا را فراموش نکنید.
10- ایجاد محدودیت و رعایت حدود الهی در برخورد با نامحرم، به سود و نفع هر دو طرف، یعنی زن و مرد می‌باشد. قدم گذاشتن در نواهی الهی و انجام اعمالی که حضرت حق‌تعالی ما را از آن نهی نموده است، در مدت زمانی کوتاه یا طولانی، به ضرر خود و جامعه ماست.
یکی از مضرات ارتباط غیرشرعی با نامحرم، ایجاد مشغله فکری و محبت قلبی نسبت به جنس مخالف است؛ این مشغله، کم‌کم انسان را وارد معاصی بزرگتر می‌کند؛ تا جایی که خدای ناکرده، بعضی از گناهان ناشی از این ارتباط، ضربه‌ای سهمگین به پیکره جسم و روح انسان و جامعه وارد کرده و چه بسا تبعات ملال‌آوری به دنبال خواهد داشت.
11- ارتباط با نامحرم دامی بزرگ از دام‌های شیطان است که دامی خطرناکتر است و ممکن است به خسارت‌های فراوان منتهی شود. از این دام پرجاذبه، فراری باشید. حتی گاهی ارتباطات مجازی به بهانه‌های انسانی، معنوی و عرفانی آغاز می‌شود اما به ناکجاآباد ختم می‌گردد.
ادامه دارد...
📕از کتاب
#رهروان_تنها ۶۷۷
----‐-----------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴از #کتاب_رهروان_تنها

❇️مبحث تزکیه نفس
مصادیق تزکیه نفس
پنجم : حسادت

واکنش ما در برابر حاسد :
در پایان ذکر این نکته لازم است که اگر انسان نداند که باید در مقابل شخصی که به وی حسادت می‌ورزد چه واکنش و عکس العملی داشته باشد، با مقابله به‌مثل و انتقام گیری و رفتار متقابل، قدم به قدم با شخص حاسد همراه می‌شود و با او به راه می‌افتد تا هر دو در آتشی که از حسادت و دشمنی برافروخته‌اند، گرفتار شوند.
به‌طورکلی نمی‌توان رفتار خاص و ثابتی را در برابر حاسد از قبل تعیین کرد، ولی می‌توان یک‌سری توصیه‌های کلی را به خاطر داشت:

1⃣- به‎عنوان یک اصل به این موضوع آگاه باشیم که شخص حسود بدبخت‌تر و آشفته‌حال‌تر از آن است که بخواهیم از دشمنی و تیراندازی‌هایش بغض و کینه‌ای به دل بگیریم و یا بخواهیم درعوض اقدامی بکنیم. چون او با دیدن امتیازات و توانایی‌های ما، آنقدر خودش، خون به دل خودش می‌کند که باید نسبت به وی حس مهر، عاطفه و ترحم داشت. به‌قول معروفی «حسادت حسود دلیل برتری شماست.» و کسی که به شما حسادت می‌ورزد، خود اعتراف به برتری شما کرده است.

2⃣-هر چه دیگران از امتیازات ما کمتر مطلع شوند، خطر مورد حسادت قرار گرفتن هم کمتر است.

3⃣-حریم خود و دیگران را کاملا بشناسیم، نه وارد حریم دیگران شویم و نه اجازه بدهیم که دیگران وارد حریم روانی ما بشوند.

4⃣- معمولاً گذشت کردن و نادیده گرفتن دشمنی حسود و یا به‌عبارت‌دیگر جاخالی دادن، باعث می‌شود که حسود خلع سلاح شود و به خواسته خود نرسد و بدینوسیله به نوعی، آب روی آتش ریخته می‌شود.

5⃣- هدف اصلی حسود، در آوردن حرص طرف مقابل و عصبانی کردن او است، بنابراین تحت هیچ شرایطی نباید عصبانی شد و از کوره‌ دررفت مگراینکه آگاهانه آن را لازم بدانیم.

📕از کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۰۰
----------------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴مبحث تزکیه نفس
مصادیق تزکیه نفس
❇️پرحرفی

به‌طورکلی سه نوع ملاقات و دیدار بین آدمیان وجود دارد:

◀️اول: بین دو انسان ناآگاه:
وقتی دو انسان ناآگاه با هم ملاقات می‌کنند، بحث‌های زیادی بین آن‌ها صورت می‌گیرد، حرف و باز حرف و بازهم حرف...‌، بدون هیچ نتیجه‌، فقط حرف‌های لغو (و معمولاً حرف‌های سیاسی و اقتصادی‌‌) که ممکن است ساعت‌ها به طول بیانجامد. هرکدام سعی می‌کند از دیگری پیشی بگیرد بدون این‌که توجه کند طرف مقابل چه می‌گوید و هرکدام تا آنجا که بتواند اجازه صحبت کردن به دیگری نمی‌دهد
.
◀️دوم: بین دو انسان آگاه
بین این دو انسان آگاه و عارف، هیچ گفتگویی نیست، سکوت حکم‌فرما است، خلأ بین این دو وجود دارد، تأمل و تعمق در وجود هرکدام حکم فرماست.

◀️سوم: ملاقات بین شخص آگاه و ناآگاه
هنگامی‌که ملاقات بین شخص آگاه و ناآگاه اتفاق می‌افتد، شخص ناآگاه، حرف می‌‌زند و حرف می‌‌زند و حرف می‌‌زند، درحالی‌که شخص آگاه فقط سکوت می‌کند و گوش می‌دهد و دنبال فرصت، روزنه و راه گریزی برای رهایی از این وضعیت طاقت‌فرسا می‌گردد.
📕از کتاب
#رهروان_تنها  صفحه ۶۴۴

---------------‐-----------------
  اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر   :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴از #کتاب_رهروان_تنها

❇️مبحث عشق

توصیف دیگری از عشق:
‏عشق یعنی کیفیتی ناب که تو از دیگری هیچ نمی‌خواهی، جایی که تو صرفاً به‌خاطر وجود دیگری خوشحالی و حضور و هستی دیگری به تو شادی می‌‌دهد، نه این‌که کاری برایت انجام دهد، یا از لحاظ مالی و فیزیکی حامی‌ات باشد. یا وسیله‌ای برای شادی و لذت تو باشد، تنها حضورش کافی است.

♦️وقتی در حضور کسی احساس لذت و شادی کنی، عشق وجود دارد. تو نمی‌خواهی از او بهره برداری کنی، لحظه‌ای که شروع به استفاده کردن از او می‌کنی، عشق ناپدید می‌شود.
آنگاه این دیگر عشق نیست، فقط سیاست‌بازی است، حقه‌بازی است، سوءاستفاده و بهره‌برداری است.

♦️در ظاهر از عشق حرف میزنی و پشت نمای عشق از او بهره کشی می‌کنی. شهوتت را به نمایی از عشق می‌پوشانی.

♦️اگر از طریق یک نفر عشق را شناخته باشی، عشق را برای همیشه شناخته ای. آنگاه نیازی به له له زدن برای دیگری نیست. لازم نیست معشوقت را عوض کنی. همان یکی کافی است. بیشتر از کافی است و با آن یکی قلب خوشنود است و تو می‌توانی کل هستی را مسرور کنی.
📕از کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۱۴۹
----------------------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
2025/02/27 16:04:01
Back to Top
HTML Embed Code: