Telegram Web
🔴از #کتاب_رهروان_تنها

❇️نفی خواطر
عوامل موثر در نفی خواطر

مراقبت از ادراکات حسی :
پنجره یا پنج‌ راه حواس مدخلی هستند که جهان بیرون از طریق آن‌ها وارد ذهن می‌شوند. به اندازه ضرورت و رفع نیاز‌های ضروری و غریزی استفاده از حواس ناگریز است ولی استفاده بیشتر از این گذرگا‌ها باعث دل مشغولی و محبوس شدن انسان در اوهام و خیالات دنیوی می‌گردد.

♦️رهرو باید از هر امرى که موجب تشویش خیال و تفرّق خاطر است، زائد بر قدر ضرورت، اجتناب نماید و در مواقع نماز‌، خلوت، مراقبه و ذکر چند دقیقه قبل از شروع به عبادت، دست از امور روزمره کشیده و قلب خود را از خواطر خالی ‌نماید و سپس در توجه به پروردگار متمرکز گشته و بعد از آن توجهش را به پروردگار تثبیت ‌نموده و آنگاه وارد نماز یا ذکر گردد. باید براى عبادت خود مکانى مناسب و آرام و خالى از امورى که نفس را به خود مشغول‌ مى‌نماید فراهم کند و ساعت خاصّى را براى عبادت و فکر خود معیّن کند، بلکه بهترین ساعات خود را براى ارتباط و انس با حضرت‌حق قراردهد.
اختلاط داشتن زیاده از حد و بیهوده و غیرلازم ثمره و نتیجه آن پریشانی حواس و است
🌱در هر خبری دو صد پریشانی است
در بی‌خبریست که صد‌ها خبر است

♦️مرحوم نراقی دراین رابطه در معراج السعاده می‌نویسد:
«پس علاج در دفع وساوس شیطانیه و خواطر نفسانی نیست مگر قطع علایق ظاهریه و باطنیه و ترک جاه و مال و اهل و عیال و فرار از یار و رفیق و دوست و شفیق و در کنج تنهایی نشستن و در بر روی آشنا و بیگانه بستن و همه هموم را یکی کردن؛ و تازه همین هم کفایت نمی‌کند و باید سالک خود را مشغول سازد، بعد از قطع علائق و گوشه نشینی به اوراد و اذکار و مناجات با پروردگار و نماز و دعا و عبادت و تلاوت قرآن با حضور قلب، زیرا که ذکر ظاهری را بی‌حضور قلب در دل اثری نیست.»

♦️کسانی که وقت خودشان را پای تلوزیون می‌گذرانند و هر چیز بی‌اهمیت را از طریق حواس خود وارد ذهن و قلب و جان خود می‌کنند، نتیجه آن تشتت و پراکندگی خیال و محبوس شدن در عالم خیال و مثال می‌باشد.

♦️در احوالات ابوعلی سینا هست که ایشان گفته‌اند: «در زندگی هرگز کتاب رمّان نخوانده‌ام.»

♦️مرحوم استاد کریم محمود حقیقی در این زمینه می‌فرماید:
«ای عزیز! چاره جز این نیست که با تمرین، خواطر را از خاطر برانیم و برای این کار کمتر ببینیم و کمتر بگوییم و کمتر بشنویم و کمتر معاشرت کنیم، چون نوع خواطر درباره دیده‌ها و شنیده‌ها و گفته‌ها و معاشرت هاست.
تو آنگاه که ذهنت از هر خاطره خالی است متّصل به خدایی؛ اکنون اگر توجهی به او کنی، یاد همچون آبشاری بر قلبت جاری می‌شود و آن گاه است که این فرمایش رسول الله را دریابی «الصلاة معراج المومن».
آن جا که شمیم عطرآگین قرب وزید، از آن طرف جذبه و کشش است ودیگر، هیچ چیز از خواطر مزاحمت نتواند کرد.»
ایشان در جای دیگر می‌نویسد:
«گرفتاری مردم زمانه از پریشانی است و این پریشانی مربوط به پریشانی دل است و پریشانی دل مربوط به پریشانی دلبرها، دلبری زن، دلبری شوهر، دلبری فرزند، دلبری خانه، دلبری اتومبیل، دلبری پست و مقام و دلبری پول. نگویی که در میان دلبران اسم خدا را نیاوردی. این چه دلبری است که اگر در بیست و چهار ساعت هفده دقیقه آن سهم این دلبر شد، دلبران دیگر نگذارند تا تو با این محبوب ازلی سر وسرّی داشته باشی.»

♦️درکتاب در محضر استاد آمده است:
«یکی از درس‌های بزرگی که از سال‌ها حضور در محضر استاد علامه حسن‌زاده آملی گرفتیم سکوت و کم گویی ایشان بود، با آمدن حضرت استاد به محل درس هاله‌ای از سکوت بر مجلس حکمفرما می‌شد و تا آغاز رسمی درس، این چند دقیقه، مجلس، مجلس سکوت بود.»

📕از کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۳۵
-----------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 بیداری در شب و سحر خیزی

❇️میعادگاه عاشق و وقت ملاقات با محبوب سحر است،‌ در این هنگام خلایق در خواب و رهروان خاموش ولی صد جوش و خروش در درون دارند.

🌱هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود

در این محیط آرام و دور از هر گونه ریا و تظاهر و خودنمایی و توام با حضور قلب، حالت توجهی به انسان دست می‌دهد که فوق العاده روح پرور و تکامل آفرین است. به همین دلیل دوستان خدا همیشه از عبادت‌های آخر شب، برای تصفیه روح و حیات قلب و تقویت اراده و تکمیل اخلاص نیرو گرفته‌اند.
🌱شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در و بام دوست پرواز کنند

🌱هر در که بود به شب در بندند
الا در دوست که به شب باز کنند
‌ (بابا افضل کاشانی‌‌)

📕از کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۵۵۶
-----------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴از #کتاب_رهروان_تنها

❇️مبحث اخلاص

♦️در مطالب گذشته به‌طور مشروح گفته شد که مهمترین وظیفه رهرو خالص کردن عمل خود از هر نیت غیرالهی است و بیان شد که تشخیص نیت غیرالهی بعضا دشوار است و نیاز به موشکافی عمیق دارد و تا انسان خود را روانکاوی نکند پی نخواهد برد که آیا عملش واقعا برای خدا بوده یا غیر خدا.
در این جا مواردی تحت عنوان فیلتر اخلاص ارائه خواهد شد تا با عبور عمل انجام شده از آن، معلوم شود که نیت واقعی عامل از انجام عمل آیا واقعا و صددرصد برای خدا بوده و یا دچار شرک می‌باشد.
♦️بنابراین از شما درخواست می‌شود ابتدا یکی از اعمالی را که اطمینان دارید صددرصد برای خدا بوده را در نظر بگیرید و سپس از فیلتر زیر بگذرانید، درصورتی‌که عمل شما با موفقیت از فیلتر زیر عبور نمود، پس شما شخص مخلصی هستید و در غیر اینصورت نیاز به کسب آگاهی و شناخت و خودسازی جهت رسیدن به‌مراتب والای اخلاص و بندگی را دارید.

1- آیا عمل شما به‌خاطر قرب به حق بوده و یا به‌خاطر ترس از عذاب جهنم و ملک الموت و نکیر و منکر بوده است؟

2- آیا عمل شما صرفاً به منظور قرب و نزدیکی به حق بوده است و یا به‌خاطر رسیدن به بهشت و نعمت‌های بهشتی و حور العین و جوی شیر و عسل و غیره؟

3- آیا کار انجام شده، واقعا به خاطر خشنودی خدا و قرب به حق بوده؟ و یا به‌خاطر رسیدن به مقاصد دنیوی اعم از ثروت‌، دارایی، پست، مقام، شهرت و محبوبیت بوده است؟

4- اگر از ترس عدم تأیید دیگران و یا به‌خاطر رعایت جانب دیگری این عمل را انجام می‌دهید، آیا حاضرید بدون در نظر گرفتن رعایت جانب دیگری این کار را انجام دهید؟

5- آیا دوست دارید کسی به خاطر آن عمل از شما تعریف کند؟

6- آیا دوست دارید به خاطر عملی که انجام دادید، از شما تشکر شود؟

7- اگر به تشویق کسی آن عمل را انجام داده‌اید، آیا حاضرید تشویق را فراموش کنید و خودتان راساً آن کار را انجام دهید؟

8- اگر آن عمل را در جمع انجام داده‌اید، آیا حاضرید جمع را ترک و آن عمل را در خلوت انجام دهید؟

9- اگر حاضرید در خلوت آن عمل را انجام دهید آیا با همان شور و حالی که در جمع آن عمل را انجام می‌داده‌اید در خلوت هم انجام می‌دهید؟ و یا این‌که حال شما تغییر می‌کند؟

10- آیا اگر کسی به جای شما، آن عمل را انجام داد ناراحت می‌شوید و یا خوشحال می‌شوید که تکلیفی از روی دوش شما برداشته شده است؟

11- اگر نیت شما رسیدن به مقاصد دنیوی نبوده آیا منظور باطنی شما از انجام آن عمل، صرفاً این نبوده است که دیگران ببینند و مطّلع شوند؟

12- اگر واقعا نیت شما برای خدا بوده، آیا سعی ننموده‌اید که بعد از عمل به شکلی آن را چه به طور صریح یا ضمنی به دیگری بفهمانید و به گوش دیگران برسانید؟

13- آیا نیت باطنی شما از انجام عمل علاوه بر خشنودی خدا این نبوده که دیگران هم بشنود و ببینند و به‌عبارت‌دیگر آیا هم انجام فرمان الهی و هم نظر غیر را در کار خود مد نظر قرار نداده‌اید؟

14- اگر کاملاً مقصود شما انجام فرمان الهی بوده، آیا اگر دیگران به‌طور اتفاقی مطّلع شوند، آیا یک نحوه حالت نشاط و خرسندی از خود به شما دست نداده است؟

15- آیا اگر کسی بر خلاف میل شما از شما به خاطر آن عمل تعریف کرد نه تنها خوشحال نمی‌شوید بلکه ناراحت هم می‌شوید؟

16- آیا بعد از انجام آن عمل، دوباره به آن فکر می‌کنید و آن را در ذهن خود ورانداز می‌کنید و ساعت‌ها و روز‌ها به آن می‌اندیشید و یا همان لحظه آن را فراموش می‌کنید؟

17- آیا عمل شما واقعا برای رضای خدا بوده و یا رسیدن به‌مراتب کشف و شهود و حالات خاص عرفانی؟

📕از کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۲۱

----------------------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴از #کتاب_رهروان_تنها

❇️مبحث فنا

♦️فنا به معناى نابودى و نیستى است. نقطه مقابل بقا و ماندن است؛ مثلاً خداوند از مقوله بود و بقا است و سایر موجودات از مقوله نبود و فنا هستند.

🌱حدیث ما و من مگو با او
یا تو در میان باشی یا او

♦️فنا در اصطلاح؛ به معناى خود را ندیدن و نیافتن است. البته نه به معناى ازخودبیگانگی، بلکه آدمى به دلیل حضور در ساحت قدسى پروردگار، خود را هیچ می‌بیند و از هر چه غیر خدا است، دل تهى مى‏کند.

♦️مقام فنا، از مقام‌های نهایی سیروسلوک است. این مقام مقامی است که در آن عارف با دستیابی به حق‌الیقین درمی‌یابد که در سراسر عالم جز حق نیست. او افعال و صفات و ذات خویش را هیچ می‌یابد و همه آن‌ها را در افعال و صفات و ذات حق‌تعالی فانی می‌یابد.

🌱ظن برده بودم به خود که من من بودم
من جمله تو بودم و نمی‌دانستم
‌ (مولوی‌‌)

♦️عارف پس از سال‏ها رنج و تهذیب و مراقبه به مقام فنا دست‌یافته است، بنابراین، زوال و تغییر چیزى که با هزاران سختی و زحمت و در پرتو معرفت و رشد و تعالی روح طى شده، عادتاً و غالباً به سهولت انجام نمى‏گیرد و ثابت و ماندنى است.

♦️در مقام فنا، انسان خود و بندگى خود، تمایلات و تمنیات خود و جهان اطراف را در قبال حضرت حق هیچ می‌‏پندارد و فقط به خدا نظر دارد.
اولیاى الهی هر چه مشاهده مى‏کنند حق است؛ خواه با واسطه یا بى واسطه. این واسطه گاه، همان اسماء و صفات الهی است که براى ارباب سلوک و معرفت، حتى این حجاب‏هاى نورى هم برطرف مى‏گردد:
«خدایا کمال انقطاع به درگاهت را به من ببخش و دیده دل‌های ما را به تابش نظر خود روشن نما تا دیده‌های دل پرده‌های نور را بدرد و به سرچشمه عظمت و بزرگواری برسد.»‌ آرى این نهایت درجه فنا است که بعدازآن، انسان محو کلى مى‏شود و اضمحلال تام رخ مى‏دهد. اینجا است که با گوش حق مى‏شنود، با چشم حق مى‏بیند و به زبان حق نطق مى‏کند.(۱)

♦️ازآنجاکه بین انسان و خدا، جز گناه و خودبینى چیزى حایل نیست، تعلّق به غیر خدا حجاب محسوب مى‏شود و این حجاب‏هاى ظلمانى و سپس روحانی مانع از رسیدن به موطن حق مى‏شود. حال اگر هیچ گناه و حجاب و تعلقى نباشد و اصل توجه انسان به هستىِ خود، رخت بربندد، آنگاه شهود حق به‌طور محدود، ممکن گشته و پس از آن، مقام فنا حاصل مى‏شود.

♦️عارف در این مقام موجودات دیگر را نمی‌نگرد و صدای آن‌ها را هم نمی‌شنود و فقط مستقیماً صدا را از خود ذات اقدس خداوند می‌شنود و برای غیر خدا سهمی قائل نیست. نه این‌که کثرتی را ببیند و آنگاه بگوید این‌ها، آیینه‌دار جلال و جمال او هستند. در این مرحله هم همه اشیاء در جای خود محفوظ است و چیزی نابود نمی‌شود؛ اما عارف سالک به جایی رسیده است که جز خدا نمی‌بیند نه این‌که همه را می‌بیند ولی آیینه و آیت خدا می‌داند، بلکه غیر از خدا، هیچ‌کس را نمی‌بیند.
📕از کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۲۱۱
----------------------------

اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از #کتاب_رهروان_تنها

❇️مبحث تزکیه نفس

...بدون تزکیه نفس، نه‌تنها در وادی عمل، بلکه در وادی نظر هم لنگ می‌زنیم و جز یک سری اصطلاحات پرزرق‌وبرق‌دار چیزی دیگری نداریم و دستمان خالی است.

♦️مهمترین خصوصیت شناخت عرفانی که شاید در منابع دیگر کمتر بر آن تأکید شده این است که این درک و شناخت، موکول و منوط به تبعیت از حق، تزکیه نفس، ریاضت و ترک گناه است.

♦️در سایر علوم، علم بر عمل مقدم می‌باشد یعنی ابتدا متعلّم، اقدام به تحصیل علم نموده و سپس از این عمل در عرصه عمل استفاده می‌کند به‎عنوان مثال یک شیمی‌دان ابتدا به تحصیل علم شیمی می‌پردازد، سپس این علم را در عرصه عمل به‌کار می‌گیرد، ولی در عرفان تا عمل به‌ حق صورت نگیرد، شخص به عرفان و شناخت و بینش نمی‌رسد.

🌱شرح این درآینه اعمال جو
که نیابی فهم این از گفتگو
‌ (مولوی‌‌)

تا فکر و جان و خیال آدمی از کثرت اوهام و خیالات به‌طور کامل پاک نگردد، محال است که بویی از سرمنزل مقصود به مشام وی رسد.

به‌قول شاعر:
🌱تا گردوغبار خودی از خود تو نشویی
بر سر حقیقت نبری پی سر مویی

🌱تا نیست نگردی تو از این هست خیالی
سخت است رسد دست تو بر پای سبویی

♦️در حدیث اربعین یا اخلاص خواندیم که هرکس چهل شبانه‌روز خود را برای خدا خالص کرد چشمه‌های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می‌شود.
📕از کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۱۶۸
-----------------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر

:
https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 از #کتاب_رهروان_تنها
❇️مبحث سکوت

سکوت عارفانه :
سکوت عرفانی، مهمترین رکن سیروسلوک است. خود خاموشی ضمیر یک تجربه عرفانی است که در آن امر واحد مشهود می‌گردد. چون شما در خاموشی ضمیر و سکوت باطنی هیچ مفهومی ندارید و این حالت، حالت شهود خداوند است؛ بنابراین تجربه سکوت ذهنی، اتفاق شگفت‌انگیزی است که همان تجربه شهود خداوند است، چون خداوند شبیه هیچ چیز نیست و اگر ففط توجه به عدم کنید یعنی به خدا اندیشیده‌اید.

♦️ عرفا مضامین بلندی درباره سکوت ضمیر و به هیچ نیندیشیدن دارند. غایت سلوک عرفانی فنا است و فنا حالت شخصی است که ضمیر او خاموش شده است و در آن حالت هیچ چیز نمی‌فهمد، فنا اوج بودن است و ذهن در این حالت در اوج آگاهی است.

♦️غایت عرفان، یکی شدن با هستی مطلق و درک حضور است؛ درک ماهیت فنا با فهم خاموشی ضمیر که خاموش کردن همه خواسته‌ها و فراموش کردن تمام دانسته‌ها هست ممکن می‌شود.

♦️به دیگر سخن در حالت خاموشی ضمیر یا سکوت محض است که ذهن از کثرات که به صورت مفاهیم تصاویر و احساسات رخ می‌نماید تهی می‌شود و در موقعیت آگاهی مغز قرار می‌گیرد. این حالت همان ادراک وحدت و یگانگی هستی است که عارف آفاقی در آفاق آن را به شکل محسوس در می‌یابد و عارف انفسی در آیینه نفس خویش نظاره‌گر آن هست. ذهن در حالت خاموشی ضمیر پاک و صاف ساده و بی‌نقش است از همین رو کمال تشبه را با موضوع شناسایی که اقلیم توحید و وحدت است دارد.

♦️مایستر اکهارت فیلسوف آلمانی در این رابطه می‌نویسد:
«همه امور و صور آن‌ها را که کسب کرده‌ای فراموش کنی و هرچه بیشتر بتوانی از مخلوقات و صورت آن‌ها رهایی‌یابی به این امر نزدیک‌تر شده، آمادگی بیشتری برای دریافت آن پیدا کرده‌ای اگر می‌توانستی یک لحظه از همه این امور غافل شوی در آن صورت می‌توانستی به غفلت و فراموشی بدن خویش برسی در این حالت دیگر نه حافظه کار می‌کند نه فاهمه نه حواس و نه سایر قوایی که مدیر بدنند. به این طریق انسان باید از حواسش بگریزد قوایش را به درون ببرد و در پی غفلت از همه اشیا باشد.

📕 منبع :کتاب
#رهروان_تنها ص ۷۵۵
----------------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :
https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 سلوک :
سلوک حرکتی است در مراتب نفس. با شروع سلوک و حرکت به سوی خدا، رهرو هر دم از مرتبه‌ای از نفس عبور و به مرتبه بالاتری صعود می‌کند. مرتبه‌ای که در آن قرار دارد نسبت به مرتبه بالاتر دانی و آن مرتبه بالاتر نسبت به مرتبه بالاترش، دانی محسوب می‌شود؛

♦️ با ادامه سلوک رهرو از کلیه مراتب خود عبور و به عالی‌ترین مرتبه خود که خداست نائل می‌گردد.

🌱با من بودی تو را نمی‌دانستم
یا من بودی تو را نمی‌دانستم

🌱رفتم ز میان من و تو را دانستم
تا من بودی تو را نمی‌دانستم
‌ (فیض کاشانی‌‌)

♦️در مراتب پایینِ خود، آدمی غرق در شرک و حجاب و آلوده به گناهان کبیره و در مرتبه نفس اماره قرار دارد، انسان در هر مرتبه‌ای از نفس که قرار دارد، نفس او را به گناهان همان مرتبه سوق می‌دهد و باید توبه مربوط به همان مرتبه را انجام دهد. رهرو از مرتبه نفس اماره شروع می‌کند و به مرتبه نفس مطمئنه می‌رسد.

♦️در نظر و دید یک عارف، کل عالم خداست و یک عارف جز خدا نمی‌بیند از بایزید بسطامی نقل است که سی سال جز با خدا صحبت نکرده‌ام و در حالیکه مردم فکر می‌کنند با آن‌ها صحبت می‌کنم.

♦️در دید یک شخص عامی و یا مبتدی، عالَم را بدون خدا می‌‌بیند و تفاوت این دو دیدگاه را باید در سفر بین خود و خدا جستجو کرد. انسان هنگامی که در مرتبه خود قرار دارد خود را می‌بیند و خدا را نمی‌بیند و از خود که عبور کرد و رها شد خدا را می‌بیند و خود را نخواهد دید.

📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۸۳
---------------------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴خلوت و اعتکاف :

همچنان که بارها در مباحث قبل تأکید شد، باید توجه داشت که اعتکاف، خلوت و انقطاع از دنیا لازم است، اما نه به قیمت نادیده گرفتن سایر ابعاد حیات انسان. در عرفان مراقبه و خلوت و اعتکاف داریم، اما مقطعی و موقت است؛ نه این‌که انسان در همه اوقات منزوی باشد.

♦️عارف نمی‌تواند و نباید تنها در بند نجات خود باشد، بلکه عارف حقیقی باید خدمت به بندگان خدا را نیز مهم بداند و در این باره دغدغه داشته باشد؛ از این رو وجود رهرو باید برای دیگران خیر و نافع باشد.

♦️آنچه در همه عرفان‌ها مطرح است این است که عارف باید اهل مراقبه و خلوت باشد و تا جایی که می‌تواند خود را از مسائلی که ذهنش را مشغول می‌دارد، دور نگاه دارد و متمرکز شود در توجه به خدا.

♦️در عرفان این مسئله مطرح است؛ اما گاهی رهروان دچار افراط و تفریط می‌شوند و به دلیل توجهی که به موضوع خلوت و مراقبه می‌کنند، در این زمینه گرفتار زیاده‌روی می‌شوند که از آن به عزلت نشینی و انزوا و رهبانیت تعبیر می‌شود. باید توجه داشت که خلوت انقطاع و اعتکاف از دنیا لازم است، اما نه به قیمت نادیده گرفتن سایر ابعاد حیات انسان.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۴۹۴
--------------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴مراقبه و حضور قلب:

ما همواره درگیر بعد زمان هستیم -از گذشته تا آینده- و در این چرخه، ما همیشه لحظه حضور را از دست داده‌ایم. ما به آینده می‌رویم برای تصاحب، برای اطمینان پیدا کردن و مطئمن بودن از روزهای نیامده، روزهایی که در آینده هستند و همچنین ما پر از گرد و غبار گذشته‌ایم، رفتارها و اتفاقات گذشته را همواره با خود حمل می‌کنیم، در این توشه، رنجش، خشم و دیگر احساست غلیان می‌کنند و در اکثر طول روز ما را آزار می‌دهند و ما را از لحظه حضور دور می‌کنند.

♦️گذشته و آینده به سادگی رابطه ما را با خداوند قطع می‌کند و حضور را از ما می‌گیرند. چراکه آینده تنها آشفتگی، ترس و اضطراب تولید می‌کند و گذشته نیز بار سنگینی را بر قلب‌مان می‌نهد که با آن تمام نور درون را تاریکی فرا می‌گیرد.

♦️مراقبه، کلید حضور در لحظه حال است، لحظه حاضر و مراقبه سفری است از آنجا به اینجا، سفری از گذشته و آینده به اینجا و اکنون خدا اینجاست؛ خدا در اکنون است با مراقبه و شناخت خود، این بازگشت به خود آغاز می‌شود.

♦️مرحوم علامه حسن‌زاده آملی در صد و ده اشاره می‌نویسد:
«اگر اهتمام داشته باشیم و حضور شبانه‌روزی خود را با مراقبت‌مان حفظ کنیم و وساوس خواطر را که بیخود در ما میدان می‌گیرد و ما را به خود مشغول می‌دارند را از خود دور کنیم، امیدی می‌رود که به چیزی دست‌پیدا کنیم.»۱

♦️مرحوم علامه طباطبایی  می‌نویسد:
«مراقبه یعنی توجه باطنی انسان به خدا و روی نگرداندن از آن در همه احوال. مراقبه این است که انسان در اوقات بیداری از اول صبح تا هنگام خواب از یاد خدا غافل نباشد و تمام گفتار و کردارش برای خداوند متعال و جلب رضای او باشد او را همه¬جا حاضر و بر کارهای خود ناظر بداند و خویشتن را در محضر او بیابد در روایت آمده است: «اعْبُد اللهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ فَإِنْ کُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاکَ» خدا را آنگونه عبادت کن که گویی او را می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند.» ۲
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۵۳۹
-----------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴مراتب مراقبه

❇️مراتب مراقبه از دیدگاه دیگری:

1⃣ اول: مراقبه فقهی
منظور از مراقبه فقهی، رعایت احکام شرعی و حلال و حرام و انجام آنچه در شرع وارد شده و دوری از آنچه در شرع از آن منع گردیده است.
مراقبت فقهی این است که واجب را انجام داده از حرام بپرهیزیم از مکروهات اجتناب کرده و به مستحبات اهتمام داشته باشیم، منبع و منشأ مراقبه فقهی رساله توضیح المسائل می‌باشد.

2⃣ دوم: مراقبه اخلاقی
در مراقبه اخلاقی‌، دائم در حال مراقبه هستیم که غیبت نکنیم، دروغ نگوییم، زخم زبان نزنیم، آبروی دیگران را نریزیم. مراقبه اخلاقی با دور کردن رذایل و کسب فضائل صورت می‌گیرد، یعنی از انسان مطیع فقهی به انسان فاضل اخلاقی ارتقاء یابیم که درنتیجه آن، دل‌هایمان نورانیت یافته و عقل‌ها شکوفا می‌شود. منبع و منشأ مراقبه اخلاقی کتب معتبر اخلاق از علمای اخلاق می‌باشد.

3⃣ سوم: مراقبه عرفانی
در روایت داریم که: «قلب مومن عرش خدای رحمن است» و در روایت دیگری «قلب، حرم امن الهی است و در آن غیر خدا را راه ندهید» و این میسر نیست، مگر با مراقبه کامل نفس که رهرو در کل لحظات عمر جانب مراقبه را رها نکند.
پس‌ازآن به جایی می‌رسیم که قلبمان از غیر خدا، جدا می‌شود و جز او را در دل راه نمی‌دهیم. در این جا قلب عرش الرحمن است؛ یعنی محل حاکمیت مطلقه حق و تنها خدا بر دل ما حکومت می‌کند و دل آیینه نمایش حاکمیت و مالکیت مطلقه حق می‌شود که این همان حرم حق است که حرامیان را به آن راه نیست. این یعنی اغیار را به دل راه ندادن و این نقش ریاضت، تزکیه و توجه به نفس است که ما را از مراقبت‌های اولیه فقهی به مراقبت‌های بالاتر یعنی اخلاقی پس از آن به عرفانی عبور و صعود می‌دهد.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۵۱۰
-----------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴رابطه عرفان با شریعت :

♦️یکی از تفاوت‌هایی که بین فقه و عرفان برشمرد، این است کـه هـر یـک از تکـالیف فقهی را می‌توان مستقل از دیگری انجام داد، اما تکالیف در عرفان تابع ترتیب خـاص اسـت که گام به گام باید انجام داد؛ مثلا توبه متوقف بر یقظه است و بدون گـذر از توکل بـه رضا نمی‌توان رسید.

♦️ به عبارت دیگر، در عرفـان فقـط سخن از تکلیف و ادای وظیفه نیست، بلکه توجه به تحـول و دگرگـونی درونـی و پیـدایش تغییری وجودی و تکوینی در نفس رهرو است.

♦️سیروسلوک عرفـانی از ایـن جهـت شـبیه ورزش جسمانی است که موجب تحول محسوس در بدن می‌شود و هـر مرتبـه و مـوقعیتی، اقتضای ورزشی متناسب با خود را دارد که سبکتر از آن بی‌فایده و سـنگین تـر از آن زیان‌بـار و غیرقابل تحمل است. هرچه بر توان جسمانی ورزشکار افزوده می‌شود، برنامه سـنگین‌تـر می‌شود و با ورود به هر مرحله جدید، برنامه جامع جدیدی ضروری می‌شود.

📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۵
-------------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴رابطه عرفان با شریعت :

♦️باید توجه داشت که عرفان اسلامی بدون فقه متصور نیست و ممکن نیست عارفی ملتـزم به فقه نباشد؛ گرچه فقه بدون عرفان صحیح است، به ایـن معنـا کـه ملتـزم بـه فقـه، عـارف نباشد. فقه احکام الزامی دارد که تکلیف عامه مؤمنان است؛ اما سـلوک عرفـانی داوطلبانـه است و تکلیف عمومی نیست؛ گرچـه همگـان بـه آن تـشویق شـده‌انـد؛ چنانکـه فقـه نیـز احکامی غیر الزامی (مستحب و مکروه‌‌‌) دارد کـه البتـه التـزام بـه آن‌ها در سـلوک عرفـانی اهمیت دارد.

♦️از همین‌جا معلوم می‌شود که راه سلوک عرفانی بسی دشوار‌تر از فقه محض است. این دشواری اولاً از حیث نفس عمل است؛ به این معنا که سـلوک عرفـانی مشقّت‌هایی دارد که در سلوک عادی دینی نیست. ثانیاً از حیث شـناخت و تـشخیص وظیفـه و برنامه ریزی، دقت و ظرافت بسیاری می‌طلبد که معمولاً باید به مدد پیران راه باشـد؛ اما از سوی دیگر، چون عارف حـلاوت عبـادت را می‌چـشد و پـاداش عملـش را نقـدا دریافـت می‌کند، سلوک عرفـانی جـذاب‌تـر و شـیرین‌تـر اسـت.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۵
-----------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴اقسام سکوت :
سکوت سالکانه و عارفانه

❇️سکوت عارفانه (مرتبه سوم مراقبه‌‌) :
اگر گفته شود که هدف از کلیه اوامر و نواهی و دستورات اخلاقی و خصوصاً عرفانی، رسیدن به سکوت و تحقق حالت سکوت است سخنی به گزاف نگفته‌ایم.

♦️ سخن مرحوم علامه حسن‌زاده آملی را به یاد داریم که کودک دو سال طول می‌کشد که به سخن بیاید ولی برای این‌که به سکوت برسد یک عمر مراقبه مجاهده و ریاضت می‌خواهد.

♦️دکتر قربان ولیئی در این رابطه می‌نویسد:
«خاموشی ضمیر به معنای قطع شدن حدیث نفس یا گفتگوی ذهنی است. به زبان خاموش شدن، به آسانی صورت می‌گیرد؛ اما قطع حدیث نفس بسیار دشوار است این نکته که در هنگام خاموشی ظاهری، ذهن غرق حدیث نفس است و در فغان و غوغاست نیاز به اثبات ندارد.

♦️به تعبیر علاالدین عطار از مشایخ طریقه نقشبدیه: انتفاء خواطر متعسر بل متعذر است، من ۲۰ سال قلبم را از خواطر حفظ کردم ولی سپس خواطر بدان درآمد، اما قراری نیافت.1

♦️درواقع در فرایند خاموشی ضمیر، نفس با تهی شدن از محتوای ادراکی و احساسی در موقعیت فنا قرار می‌گیرد که همان محو همه آگهی‌ها، اراده‌ها و تعلقات روزمره است. در این حالت، عارف از قید من رهایی می‌یابد و به وحدتی بی‌تمایز می‌رسد که همان کنه تجربه عرفان انفسی است.»

♦️خاموشی زبان را می‌توان درمراحل ابتدایی سلوک از منازل عوام دانست. زیرا رهرو برای حصول آمادگی ناگریز است زبان فرو بندد و به خلوت و عزلت روی آورد درواقع خاموشی زبان برای مبتدیان سلوک جنبه ارادی و اختیاری دارد؛ و وسیله‌ای برای رسیدن به مراحل و مقامات بالاتر سلوک و از جمله خاموشی ضمیر است.

♦️اما برای متوسطان و منتهیان خاموش شدن به زبان اولاً می‌تواند به سبب وقوع تجارب عرفانی باشد که در اینصورت خاموشی زبان غیر ارادی است.
ثانیاً خاموش شدن عارف واصل و منتهی، می‌تواند به سبب بیان ناپذیری دستاورد‌های شهودی و معرفتی او یا کتمان اسرار حقایق باشد.
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۷۶۱
-----------------------
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴یقظه (یا بیداری از خواب طبیعت )

♦️شخصی که تا سن بلوغ و یا حتی سالیانی بعد از آن در خواب غفلت و بی‌خبری زیست ‌نموده، اکنون بنابر اتفاقاتی مانند شنیدن آیه‌ای از قرآن، وقوع حادثه‌ای غیرمنتظره مانند مرگ عزیزی‌، آشنایی با استاد یا رفیق راهی، خواندن کتابی، دیدن خواب یا رویایی، تفکر و اندیشه عمیقی، از خواب غفلت بیدار می‌شود و آهنگ سفر می‌کند.

♦️و یا اغلب به‌خاطر اوج غفلت و غرق در گناه بودن، شخصی خود را در غم و اندوه و بن بستی بی‌پایان و جانکاه می‌بیند و به فکر چاره، راه علاج و درمانی برای حال و روحیه خود می‌افتد و بهترین راه و علاج را روی آوردن به خالق خود دین، معنویت و عرفان می‌بیند.

♦️یقظه‌ای که با تذکر این و آن پدید آید، همچون شعله شمع است که با یک حمله هوای نفس خاموش می‌شود؛ ولی یقظه‌ای که با انجذاب و توجه حضرت حق پدید آید، همچون آتش پروانه‌ای است که برای آن خاموشی نیست و شخصِ مجذوب را پروانه‌وار و دیوانه بار تا بارگاه قدس، گرم وچالاک، رهبری می‌کند
.
♦️چه بسا گنهکارانی که در اثر یکی از عوامل و جذبه‌های بیدارکننده دست از گناه کشیده، در تهذیب نفس توفیق یافته و در طریق رهروان الی الله قرار گرفته‌اند. از جمله این افراد می‌توان به فضیل عیاض، ابراهیم ادهم، بشرحافی و شیخ صنعان اشاره کرد که در اثر ندای برونی و یا جذبه و کشش درونی از خواب غفلت بیدار شده و آهنگ سفر نمودند و به ‌مراتب والای انسانی دست یافتند.

🌱گر تو را هم دم چنین دردیستی
در بن هر موی تو مردیستی
(مولوی)
منبع :
#کتاب_رهروان_تنها صفحه ۴۳۶
------------------
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴یقظه ( یا بیداری از خواب طبیعت)

♦️این جذبه الهی و آسمانی، تاریکی را به روشنایی، بی‌حالی و سستی را به نشاط، انگیزه و انرژی، یاس و ناامیدی را به شوق و امیدواری، اشک را جاری و انرژی زائد الوصفی در شخص بیدار شونده بوجود می‌آورد و روح را به جوش و خروش درمی‌آورد.

♦️شخص بیدارشونده، احساس پاکی و صفای خاصی در خود نموده و این بیداری تولدی دیگر و بزرگ‌ترین واقعه معنوی در زندگی او می‌باشد.
این نسیم روح‌بخش، سکون و قرار را از آدمی سلب و او را بی‌قرار و روانه کوی دوست می‌کند:
🌱جمله ی بیقراریت از طلب قرارِ توست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۴۳۶
------------------------
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه ی تهیه آن در کانال زیر :


https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴آثار مراقبه:

❇️ ۳_ مکاشفه:
از دیگر آثار مراقبه، رسیدن به مشاهدات و مکاشفات است. مرحوم علامه حسن‌زاده آملی دراین‌خصوص می‌نویسد:
«نفس انسانی، خواه مرد و خواه زن همین که از کدورات مادی به در آمد و بذرهای معارف در آن پرورده شده ‌است و محاسبت را تأکید و مراقبت را تشدید کرد، صور ملکی و ملکوتی در آن تمثل می‌‌یابد و با موجودات آن سویی، هم‌دهن و هم‌سخن می‌شود.

🌱ای دل به کوی دوست گذاری نمیکنی
اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی»


🌱عجائب نقش‌ها بینی خلاف رومی و چینی
اگر با دوست بنشینی ز دنیا و آخرت غافل

♦️در رابطه با مراقبه ، سکوت و فواید آن داستانی از مرحوم قاضی نقل می‌کنند که:
«مرحوم قاضی که از تجملات دنیا وارسته بود در نجف اشرف به قبرستان وادی‌السّلام می‌رفت و ساعت‌های طولانی به مراقبه تفکر و مکاشفه می‌پرداخت تا هر چه بهتر بتواند دل از دنیا کنده و به مشاهده دوست نائل شود.
مرحوم آیت‌الله محمدتقی آملی -از شاگردان آن بزرگوار- می‌‌فرماید: من مدت‌ها می‌دیدم که مرحوم قاضی دو سه ساعت در وادی السلام می‌نشینند، با خود می‌گفتم: «انسان باید زیارت کند و برگردد و به قرائت فاتحه‌ای روح مردگان را شاد کند، کارهای لازم‌تر هم هست که باید به آن‌ها پرداخت!» این اشکال در دل من بود اما به احدی ابراز نکردم، حتی به صمیمی‌ترین رفیق خود از شاگردان استاد.
مدت‌ها گذشت و من هر روز برای استفاده از محضر استاد به خدمتش می‌رفتم تا آن که از نجف اشرف بر مراجعت به ایران عازم شدم ولیکن در مصلحت بودن این سفر، تردید داشتم.
این نیت هم در ذهن من بود و کسی از آن مطلع نبود. شبی بود می‌خواستم بخوابم؛ در آن اتاقی که بودم، در طاقچه پائین پای من کتاب بود؛ کتاب‌های علمی و دینی. در وقت خواب، طبعاً پای من به سوی کتاب‌ها کشیده می‌شد، با خود گفتم: برخیزم و جای خواب را تغییر دهم یا لزومی ندارد، چون کتاب‌ها درست مقابل پای من نیست و بالاتر قرار گرفته و این، هتک حرمت کتاب نیست. بالاخره بنابرآن گذاشتم که هتک حرمت نیست و خوابیدم.
صبح که به محضر استاد، مرحوم قاضی رفتم و سلام کردم: فرمود: «علیکم السلام! صلاح نیست شما به ایران بروید؛ و پا دراز کردن به سوی کتاب‌ها هم هتک احترام است.» بی‌اختیار و حول‌زده گفتم: «آقا! شما از کجا فهمیده‌اید؟» فرمود: «از وادی‌السلام فهمیده‌ام.»
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۵۳۳
------------------------
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 شرح برنامه ی سیر و سلوک
(سنجاق شده در کانال ) :

♦️درسطور پیشین گفته شد که از یک دیدگاه، کل افکار از سه نوع خارج نیستند افکار معصیتی، افکار معیشتی و افکار معرفتی و گفته شد که هر سه وجودی زائد و بیگانه است و آدمی می‌تواند و باید از این افکار عبور کند.

♦️حال جهت تکمیل بحث و در یک تقسیم‌بندی دیگر، موضوعات آگاهی و آنچه هستی، وجود و هویت روانی ما را تشکیل می‌دهد می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:
اول: حس‌های بدنی و یا آنچه از طریق حواس پنجگانه دریافت می‌شود مثل درد، گرما، سرما، یا دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، بوییدنی‌ها
دوم: هیجان‌های درونی
سوم: افکار

♦️گفته شد که وجود یکی بیش نیست و آن خدا هست حال این سؤال پیش می‌آید که اگر وجود فقط منحصر در خداست پس این وجودی که من دارم و مثلا می‌گویم من هستم و من حسن هستم و تقی هستم پس این وجود چیست؟

♦️در پاسخ گفته می‌شود که این وجودی که شما علی‌الظاهر دارید و احساس هست بودن و هستی می‌کنید از چه طریقی پی به آن برده‌اید؟ پاسخ این است که از یا طریق حواس پنجگانه و یا هیجانات و یا افکار؛

♦️ هنگامی که من بخواهم بدانم هستم، به خودم مراجعه می‌کنم و پی می‌برم که من هستم مثلا من احساس می‌کنم و یا خوشحال و یا ناراحت هستم و یا فکر می‌کنم من راه می‌روم من غذا می‌خورم و سایر شئونات من و نفس، پس من هستم و وجود دارم.

♦️آن وجودی که ذنب و گناه است و هیچ گناه دیگری در مقایسه با آن نیست، همین وجود محدودی است که ریشه در این موارد سه گانه دارد.
متأسفانه در اثر توجه و غرق شدن در موارد سه گانه بالا، از اصل وجودمان که ورای این‌ها هست و از این موضوعات متنوع و در حال تغییر، آگاه هست، غافل شده‌ایم و به‌طور عادت‌وار در آن‌ها غرق شده و با آن‌ها یکی شده و از هویت و وجود ماورایی خود بی‌خبریم.

♦️بنابراین منظور خواجه حافظ نیز از این‌که می‌گوید: «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز » همین وجود است.
و بدین دلیل است که مولانا فریاد می‌زند و علت درد و غم ما را به درستی، غرق شدن در موضوعات آگاهی و به ویژه اندیشه می‌داند:

🌱جمله خَلقان سخره اندیشه‌اند
زین سبب خسته دل و غم پیشه اند

♦️معدود کسانی همچون مولانا این تعلیم را همچون گرانبها‌ترین گوهر به ما هدیه می‌دهند: که ورای موضوعات آگاهی از جمله فکر و اندیشه، آگاهی نابی وجود دارد که اصل وجود ماست.

♦️چیزی در درون ما هست که قابل کشف است و مافوق و از همه این‌ها آگاه است. "مشاهده‌کننده غیر شخصی" که همه این موضوعات را در خود جای می‌دهد،
راه رسیدن به آن «وجود» که گوهره هستی ما است توبه و عبور از این وجود ذنبی است.

🌱کیست در دیده که از دیده برون می‌نگرد
یا چه جان است؟ نگویی که منش پیرهنم؟

♦️و باز مولای جانان در فیه مافیه گوید:
«پیش او دو «انا» نمی‌گنجد. تو «انا» می‌گویی و او «انا»، یا تو بمیر پیش او، یا او پیش تو بمیرد تا دویی نماند. آنکه او بمیرد امکان ندارد، نه در خارج و نه در عالم ذهن که: و هوالحی الذی لایموت، او را آن لطف هست که اگر ممکن بودی برای تو بمردی تا دویی برخاستی، اکنون چون مردن او ممکن نیست، تو بمیر تا او بر تو تجلی کند و دویی برخیزد.»

🌱حدیث ما و من مگو با او
یا تو در میان باشی یا او

♦️نتیجه ‌این‌که هویت فکری که بنای وجود فعلی ما است، خودش گناهی است که باید از آن توبه و عبور کرد و خودش وجودی اعتباری و مجازی و بیگانه است و موجب شده که خود را ببینیم و خدا را نبینیم پس این بزرگ‌ترین حائل و حجاب و بزرگ‌ترین مانع بین ما و بزرگ‌ترین گناه است که باید از عبور کرد.
و معنی این حدیث که می‌فرماید: بزرگ‌ترین دشمن تو، نفس تو است، منظور همین خود مجازی و بیگانه است.
____
📕از کتاب#رهروان_تنها صفحه ۸۱۲
اطلاع از جزییات کتاب در کانال زیر :👇
https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 نشانه های عرفان صحیح :

اگر به سراغ عرفان می‌روید به خودتان نگاه کنید و هر روز خودتان را محکّ بزنید.
_ اگر آرامش شما بیشتر شده، درست قدم بر می‌دارید وگرنه بایستید و به عقب برگردید.
_اگر عبادت شما غنی تر شده راهتان درست است،
_اگر بیشتر توانائی خدمت به دیگران را پیدا کرده‌اید، تردید نکنید که راهتان صحیح است،
_ اگر مهر و محبت شما زیاد شده، واقعا عرفان را فهمیده‌اید و در مسیر عرفان حرکت می‌کنید.
_ اگر از تنهایی لذت می‌برید بدانید که در مسیر صحیح هستید،
-اگر ارتباطات و تعاملات شما با دیگران بهبود یافته و با هرکس می‌دانید، چگونه رفتار کنید طوری که بعد از هر ارتباط، دچار رنجش و احساسات منفی نمی‌شوید و ذهن و فکر شما مشغول نمی‌شود،
-اگر خوش رو و خوش اخلاق شده‌اید و بیشتر به جای غم و اندوه، شاد و با نشاط هستید،
_اگر حس کردید که کم‌کم دارید نسبت به جهان و جهانیان و موضوعات پیرامون آن‌ها فلسفه واحد و منسجمی پیدا می‌کنید، بدانید که دارید به خودشناسی و دیگر شناسی می‌رسید و در مسیر صحیح عرفان قرار دارید.
📕منبع: از مقدمه کتاب
#رهروان_تنها
-----------------------
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه آن در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
🔴 علم و عشق و نزاع بین آن دو :

_...عشق به عاشق می‌گوید: باید از همه‌چیز چشم بپوشی تا به وصال معشوق برسی، علم به عالِم می‌گوید چشم‌پوشی بدین‌صورت کار عاقل نیست.
_عشق به عاشق می‌گوید: عاشق نباید خود را ببیند، علم به عالم می‌گوید: پیروزی شخص با اتکاء به نفس است.
عشق به عاشق می‌گوید: عاشق را با مصلحت بینی چه کار؟
_ علم به عالم می‌گوید: تدبیر در سرنوشت مؤثر است.
_عشق به عاشق می‌گوید: در کیش جان فروشان فضل و شرف چه باشد؟ علم به عالم می‌گوید: فضل و شرف موجب رفعت مقام است.
_عشق به عاشق می‌گوید: افتادگی آموز اگر قابل فیضی، علم به عالم می‌گوید: کوچک شوی به مقام علم اهانت می‌شود.
_عشق به عاشق می‌گوید: ببر ز خلق و چون عنقا قیاس کار بگیر، علم به عالم می‌گوید: گوشه‌گیری علت روانی دارد.
_عشق به عاشق می‌گوید: هرکه زنده به عشق نباشد مرده است، علم به عالم می‌گوید: آنکه علم ندارد حیات ندارد.
_عشق به عاشق می‌گوید: از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر، علم به عالم می‌گوید: از علم بهتر چیزی نیست.
_علم به عالم می‌گوید: عالم از عذاب خدای متعال باید بترسد، عشق به عاشق می‌گوید: رحمت بر آن که عذاب شمارد عذاب دوست را
📕منبع: کتاب
#رهروان_تنها صفحه ۹۵
______
اطلاع از جزییات کتاب و نحوه تهیه ان در کانال زیر :

https://www.tgoop.com/+7mCt2qpQb0pkNjNk
2025/02/27 13:45:27
Back to Top
HTML Embed Code: