tgoop.com/PSRI_ir/5670
Last Update:
از منبر بیرجند تا زندان لشکر خراسان
ماجرای اولین بازداشت آیتالله خامنهای در سال 1342
📄رهبر معظم انقلاب، روز گذشته در دیدار با مردم سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی، به اولین فعالیت مبارزاتی منجر به بازداشت خود در بیرجند و محرّم سال ۱۳۴۲ اشاره کردند. موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی با اقتباس از اسناد آرشیو خود و کتاب «شرح اسم، زندگینامه آیتالله سیدعلی خامنهای» به بازخوانی آن واقعه پرداخته و برای نخستین بار اسناد مربوط به آن که در پرونده ساواک ایشان موجود است را منتشر میکند.
🔹خرداد ۱۳۴۲، اولین محرّمِ پس از فاجعه مدرسه فیضیه بود. دوماه پیش از این بود که کماندوهای رژیم شاه پس از مخالفتهای چندماهه علما با «لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی» و پس از آن سخنرانی امام در مخالفت با «انقلاب سفید»، دوم فروردین در سالروز شهادت امامصادق(ع) به مدرسه فیضیه حمله کردند. اتفاقی کمنظیر که طی آن طلاب زیادی مجروح و دستگیر شدند.
🔹حالا دو ماه بعد، محرّم پیشِ رو بود و طبق رسم هرساله، قرار بود حوزه تعطیل و طلاب و روحانیون برای تبلیغ عازم شهرها وروستاهای کشور شوند. کمی قبل از محرّم، آیتالله خمینی نامه و پیامهایی برای علمای شهرها میفرستد و از آنها میخواهد در ماه محرم، در منابر و سخنرانیها هم علیه شاه و جنایات رخ داده در فیضیه و هم درباره خطر نفوذ بیش از پیش اسرائیل در کشور سخن بگویند. پیشنهاد مشخص هم این بود که از روز هفتم محرم، روضه حمله به مدرسه فیضیه خوانده شود.
🔹حامل پیام خصوصی امامخمینی برای دو چهره مهم مشهد یعنی آیتالله میلانی و آیتالله سیدحسن قمی و پیام علنی برای علمای آن دیار؛ آیتالله سیدعلی خامنهای است. او پس از رساندن پیام، خود نیز دوم محرّم یعنی ۵ خرداد، برای تبلیغ و سخنرانی، عازم بیرجند، شهری که بطور سنتی پایگاه خانوادگی اسدالله علم است، میشود.
🔹سخنرانیهای چندشب و چند روزش باعث میشود ، صبح تاسوعا توسط شهربانی بیرجند دستگیر و پس از یک آزادی موقت چند روزه، با جیپ به مشهد منتقل شود. منوچهر هاشمی رئیس ساواک خراسان که چندی بعد مدیرکل ضدجاسوسی ساواک کشور میشود، در نامهای به لشکر ۱۲ خراسان مینویسد: «بدینوسیله نامبرده بالا که به اتهام تحریک و تحریص مردم بر علیه امنیتداخلی کشور بوسیله شهربانی بیرجند دستگیر گردیده است، به آن لشکر اعزام؛ مقرر فرمایند قرار بازداشت موقت در مورد مشارالیه صادر، پرونده وی متعاقبا تقدیم میگردد.»
🔹او که ۲۴ بهار از عمرش میگذشت، تا به حال، راهش به بازداشت و حبس نیفتاده و شنیده بود ممکن است ریش روحانیون را خشک با تیغ بتراشند تا تحقیرشان کنند. به همین خاطر از بیرجند مدام به ریش و سر و صورتش دست میکشید تا اگر خواستند خشک بتراشند، احساس درد کمتری کند. آرایشگر و گروهبان به سراغش آمدند و آماده شد، اما وقتی ماشین اصلاح را دید، خیالش راحت شد و شروع کرد بگو بخند کردن با آنها. آنقدر سرحال بود که وقتی افسر نگهبان با طعنه گفت «آشیخ! ریشت را زدند؟!» با خنده پاسخ داده بود «الحمدلله، مدتها بود چانهام را ندیده بودم»
متن کامل این گزارش و اسناد ساواک از این ماجرا را اینجا ببینید
@psri_ir
BY موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

Share with your friend now:
tgoop.com/PSRI_ir/5670