Forwarded from شَک (شَک)
در این ارائه به چگونگی طرح و برساخت مسائل زنان از سوی گروههای مختلف کنشگران این حوزه بر بستر رسانههای دیجیتال پرداخته میشود.
تمرکز بر این پرسش است که در بحثها و گفتوگوهای دیجیتال کدام مطالبات زنان برجسته میشود، چه راهکارهای حل مسأله، و همچنین چه تصویری از وضعیت مطلوب و بدیل پیش نهاده میشود.
در این راستا، با ارجاع به بایگانیای از روایتهای متنی و تصویری تولید و توزیعشده بر فضاهای دیجیتال از سوی فعالان فمینیست به این پرداخته میشود که چه گفتمانهای فمینیستیای حول مسائل زنان و جنسیت در حال شکل دادن به مسألهٔ زن در جغرافیای ایران است. تلاش میشود این گفتمانهای جاری در بستر رسانههای دیجیتال هم به مسیرهای جنبش زنان در ایران و هم به جریانها و بحثهای فمینیستی بینالمللی پیوند زده شود. همچنین امید است این بحثها به گفتوگویی جمعی برای ارزیابی انتقادی پویشها و بحثهای روز در حوزهٔ زنان و جنسیت تبدیل شود.
رزرو در تلگرام: @shak_space
تمرکز بر این پرسش است که در بحثها و گفتوگوهای دیجیتال کدام مطالبات زنان برجسته میشود، چه راهکارهای حل مسأله، و همچنین چه تصویری از وضعیت مطلوب و بدیل پیش نهاده میشود.
در این راستا، با ارجاع به بایگانیای از روایتهای متنی و تصویری تولید و توزیعشده بر فضاهای دیجیتال از سوی فعالان فمینیست به این پرداخته میشود که چه گفتمانهای فمینیستیای حول مسائل زنان و جنسیت در حال شکل دادن به مسألهٔ زن در جغرافیای ایران است. تلاش میشود این گفتمانهای جاری در بستر رسانههای دیجیتال هم به مسیرهای جنبش زنان در ایران و هم به جریانها و بحثهای فمینیستی بینالمللی پیوند زده شود. همچنین امید است این بحثها به گفتوگویی جمعی برای ارزیابی انتقادی پویشها و بحثهای روز در حوزهٔ زنان و جنسیت تبدیل شود.
رزرو در تلگرام: @shak_space
بیست و سه سال پیش، در ۲۱ ژانویه ۲۰۰۲، فادیمه ساهیندال Fadime Sahindal، دختر ۲۶ ساله کردتبار که ابتدا در ترکیه ساکن بودند و سپس به سوئد مهاجرت کردند، توسط پدرش در آپارتمانی در اوپسالا به قتل رسید.
پدر او به جرم قتل، به حبس ابد محکوم شد. این قتل به نمادی برای مبارزه با فرهنگ honor-killings (قتلهای ناموسی) در سوئد تبدیل شد و به ما یادآوری میکند که هرگز نباید فادیمه را فراموش کنیم.
@Shahr_Zanan
منبع:
https://www.instagram.com/p/DFFCjDEtPeK/?igsh=MTcxYjI2c3dyMHU5ZQ==
پدر او به جرم قتل، به حبس ابد محکوم شد. این قتل به نمادی برای مبارزه با فرهنگ honor-killings (قتلهای ناموسی) در سوئد تبدیل شد و به ما یادآوری میکند که هرگز نباید فادیمه را فراموش کنیم.
@Shahr_Zanan
منبع:
https://www.instagram.com/p/DFFCjDEtPeK/?igsh=MTcxYjI2c3dyMHU5ZQ==
شهرِ زنان، شهرِ امن
چرا سلامت روان مسئلهای فمینیستی است؟ به مناسبت دهم اکتبر روز جهانی سلامت روان ✍️فرناز سیفی 🔻مسئلهی ریشهدارِ #جنسیتزدگی علیه زنان خود یکی از عواملی است که سلامتِ روان زنان را هدف گرفته و به آن آسیب میزند. برخی تحقیقات نشان میدهند که برای مثال تجربهی…
با توجه به اهمیت مساله سلامت روان زنان و این مسئله ریشهدارِ جنسیتزدگی علیه زنان که خود یکی از عواملی است که سلامتِ روان زنان را هدف گرفته و به آن آسیب میزند.
مقالهای مرتبط با سلامت روان زنان و بیماریهای شایع مقاربتی
منتشر میشود :
مقالهای مرتبط با سلامت روان زنان و بیماریهای شایع مقاربتی
منتشر میشود :
شهرِ زنان، شهرِ امن
با توجه به اهمیت مساله سلامت روان زنان و این مسئله ریشهدارِ جنسیتزدگی علیه زنان که خود یکی از عواملی است که سلامتِ روان زنان را هدف گرفته و به آن آسیب میزند. مقالهای مرتبط با سلامت روان زنان و بیماریهای شایع مقاربتی منتشر میشود :
«دانستن اینکه HPV دارم، واقعاً من را از پا انداخت»؛ یک بررسی کیفی در مورد تأثیرات روانی اجتماعی ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) بر زنان مبتلا به مشکلات سلامت روان
مقدمه:
ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از دلایل اصلی سرطان دهانه رحم است که در بسیاری از کشورهای با سیستم بهداشت پیشرفته، غربالگری منظم برای تشخیص آن انجام میشود.
همچنین، واکسن HPV در دهه گذشته به ابزاری مهم برای پیشگیری از ابتلا به این ویروس تبدیل شده است.
با این حال، در کنار پیشرفتهای پزشکی، اثرات روانی اجتماعی ابتلا به HPV بر زنان بهویژه کسانی که از قبل مشکلات سلامت روان دارند، اغلب نادیده گرفته میشود.
مطالعهای که در اینجا بررسی میشود، تأثیرات روانی اجتماعی HPV را در زنان مبتلا به مشکلات روانی و تجربههای آنها از غربالگری دهانه رحم در دوران پاندمی COVID-19 مورد ارزیابی قرار داده است.
روش تحقیق:
در این مطالعه، ۲۲ زن با سنین ۲۷ تا ۵۴ سال که در غربالگری منظم دهانه رحم در انگلستان، نتیجه مثبت HPV داشتند و حداقل یکی از مشکلات سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب را تجربه کرده بودند، از طریق مصاحبههای تلفنی نیمهساختار یافته مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از تحلیل تماتیک تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج:
واکنش روانی به نتیجه آزمایش:
بسیاری از زنان پس از دریافت نتیجه مثبت HPV احساساتی چون نگرانی، ترس، شوک و اضطراب شدید را تجربه کردند.
برخی از آنها همچنین در صورت دریافت نتیجه مثبت مجدد، احساس میکردند وضعیت بدتر شده و بهویژه زنان مبتلا به اضطراب، نگرانی زیادی در مورد احتمال سرطان داشتند. این اضطراب در بسیاری از زنان تا دو سال بعد از نتیجه اولیه ادامه داشت.
تأثیر مشکلات پیشین سلامت روان:
مشکلات روانی پیشین بهشدت بر نحوه پردازش اطلاعات و واکنش به نتیجه مثبت HPV تأثیر داشت. بسیاری از زنان احساس میکردند که بیماریهای روانیشان باعث میشود تا نتایج آزمایش را بهشدت منفی و وحشتناک تجربه کنند. برای برخی، این فشار روانی به حدی رسید که در نتیجه دچار بحرانهای روانی و حتی بستری شدن در بیمارستان شدند.
تأثیر بر رفتارهای بهداشتی و روابط جنسی:
برخی از زنان پس از تشخیص HPV اقداماتی مانند کاهش مصرف الکل، استفاده از مکملهای غذایی و تلاش برای تقویت سیستم ایمنی خود انجام دادند. همچنین تغییرات در روابط جنسی و نگرانی از تأثیر HPV بر روابط فردی و شریکهای جنسی رایج بود.
بسیاری از زنان از ترس انتقال ویروس، روابط جنسی خود را محدود کردند یا از شریک زندگی خود احساس فاصله میکردند.
واحدهای درمانی و استفاده از مهارتهای روانشناختی:
زنانی که از درمانهای روانشناختی مانند درمان شناختی رفتاری (CBT) بهرهبرده بودند، بهطور مؤثرتری توانستند با اضطراب ناشی از HPV مقابله کنند و اضطراب خود را مدیریت کنند. این نشاندهنده اهمیت مداخلات روانی در کمک به زنان در مواجهه با چالشهای روانی ناشی از HPV است.
تأثیر COVID-19 بر مراقبتهای بهداشتی:
پاندمی COVID-19 باعث شد بسیاری از زنان با تأخیر در دریافت خدمات بهداشتی و غربالگری روبهرو شوند، که این وضعیت بهویژه بر اضطراب آنها افزود. برخی زنان بیان کردند که عدم دسترسی به پزشک و غربالگری منظم باعث افزایش نگرانیهایشان شد.
نتیجهگیری:
نتایج این تحقیق نشان میدهند که دریافت نتیجه مثبت HPV در زنان مبتلا به مشکلات سلامت روان میتواند تأثیرات روانی و اجتماعی عمیقی داشته باشد. این وضعیت میتواند اضطراب، احساس گناه، و ترس از بیماریهای جدی را به دنبال داشته باشد و در نهایت منجر به کاهش کیفیت زندگی شود. همچنین، مطالعات و مداخلات روانشناختی میتوانند به زنان در مدیریت بهتر این اضطراب کمک کنند.
در نهایت، نیاز به تحقیقات بیشتری برای تأیید این یافتهها و توسعه مداخلات مؤثر برای کاهش بار روانی مرتبط با HPV احساس میشود.
توصیههای بهداشتی عمومی:
با توجه به اینکه HPV یکی از مسائل بهداشت عمومی است که میتواند تأثیرات روانی شدیدی بهویژه در زنان داشته باشد، میتوان به سیاستگذاران بهداشت عمومی توصیه کرد که علاوه بر تلاش برای پیشگیری و درمان این بیماری، بر اهمیت حمایتهای روانی و مشاوره به زنان مبتلا به HPV توجه ویژهای داشته باشند.
همچنین، با توجه به کارآیی واکسن HPV در پیشگیری از این ویروس، لازم است که استفاده از آن بهویژه در گروههای پرخطر در سطح جهانی افزایش یابد تا به هدف حذف بیماریهای مرتبط با HPV به عنوان یک مسأله در بهداشت(سلامت) عمومی دست یابیم.
گردآوری : کانال شهر زنان
@Shahr_Zanan
https://bpspsychub.onlinelibrary.wiley.com/doi/full/10.1111/bjhp.12688
مقدمه:
ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از دلایل اصلی سرطان دهانه رحم است که در بسیاری از کشورهای با سیستم بهداشت پیشرفته، غربالگری منظم برای تشخیص آن انجام میشود.
همچنین، واکسن HPV در دهه گذشته به ابزاری مهم برای پیشگیری از ابتلا به این ویروس تبدیل شده است.
با این حال، در کنار پیشرفتهای پزشکی، اثرات روانی اجتماعی ابتلا به HPV بر زنان بهویژه کسانی که از قبل مشکلات سلامت روان دارند، اغلب نادیده گرفته میشود.
مطالعهای که در اینجا بررسی میشود، تأثیرات روانی اجتماعی HPV را در زنان مبتلا به مشکلات روانی و تجربههای آنها از غربالگری دهانه رحم در دوران پاندمی COVID-19 مورد ارزیابی قرار داده است.
روش تحقیق:
در این مطالعه، ۲۲ زن با سنین ۲۷ تا ۵۴ سال که در غربالگری منظم دهانه رحم در انگلستان، نتیجه مثبت HPV داشتند و حداقل یکی از مشکلات سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب را تجربه کرده بودند، از طریق مصاحبههای تلفنی نیمهساختار یافته مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از تحلیل تماتیک تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج:
واکنش روانی به نتیجه آزمایش:
بسیاری از زنان پس از دریافت نتیجه مثبت HPV احساساتی چون نگرانی، ترس، شوک و اضطراب شدید را تجربه کردند.
برخی از آنها همچنین در صورت دریافت نتیجه مثبت مجدد، احساس میکردند وضعیت بدتر شده و بهویژه زنان مبتلا به اضطراب، نگرانی زیادی در مورد احتمال سرطان داشتند. این اضطراب در بسیاری از زنان تا دو سال بعد از نتیجه اولیه ادامه داشت.
تأثیر مشکلات پیشین سلامت روان:
مشکلات روانی پیشین بهشدت بر نحوه پردازش اطلاعات و واکنش به نتیجه مثبت HPV تأثیر داشت. بسیاری از زنان احساس میکردند که بیماریهای روانیشان باعث میشود تا نتایج آزمایش را بهشدت منفی و وحشتناک تجربه کنند. برای برخی، این فشار روانی به حدی رسید که در نتیجه دچار بحرانهای روانی و حتی بستری شدن در بیمارستان شدند.
تأثیر بر رفتارهای بهداشتی و روابط جنسی:
برخی از زنان پس از تشخیص HPV اقداماتی مانند کاهش مصرف الکل، استفاده از مکملهای غذایی و تلاش برای تقویت سیستم ایمنی خود انجام دادند. همچنین تغییرات در روابط جنسی و نگرانی از تأثیر HPV بر روابط فردی و شریکهای جنسی رایج بود.
بسیاری از زنان از ترس انتقال ویروس، روابط جنسی خود را محدود کردند یا از شریک زندگی خود احساس فاصله میکردند.
واحدهای درمانی و استفاده از مهارتهای روانشناختی:
زنانی که از درمانهای روانشناختی مانند درمان شناختی رفتاری (CBT) بهرهبرده بودند، بهطور مؤثرتری توانستند با اضطراب ناشی از HPV مقابله کنند و اضطراب خود را مدیریت کنند. این نشاندهنده اهمیت مداخلات روانی در کمک به زنان در مواجهه با چالشهای روانی ناشی از HPV است.
تأثیر COVID-19 بر مراقبتهای بهداشتی:
پاندمی COVID-19 باعث شد بسیاری از زنان با تأخیر در دریافت خدمات بهداشتی و غربالگری روبهرو شوند، که این وضعیت بهویژه بر اضطراب آنها افزود. برخی زنان بیان کردند که عدم دسترسی به پزشک و غربالگری منظم باعث افزایش نگرانیهایشان شد.
نتیجهگیری:
نتایج این تحقیق نشان میدهند که دریافت نتیجه مثبت HPV در زنان مبتلا به مشکلات سلامت روان میتواند تأثیرات روانی و اجتماعی عمیقی داشته باشد. این وضعیت میتواند اضطراب، احساس گناه، و ترس از بیماریهای جدی را به دنبال داشته باشد و در نهایت منجر به کاهش کیفیت زندگی شود. همچنین، مطالعات و مداخلات روانشناختی میتوانند به زنان در مدیریت بهتر این اضطراب کمک کنند.
در نهایت، نیاز به تحقیقات بیشتری برای تأیید این یافتهها و توسعه مداخلات مؤثر برای کاهش بار روانی مرتبط با HPV احساس میشود.
توصیههای بهداشتی عمومی:
با توجه به اینکه HPV یکی از مسائل بهداشت عمومی است که میتواند تأثیرات روانی شدیدی بهویژه در زنان داشته باشد، میتوان به سیاستگذاران بهداشت عمومی توصیه کرد که علاوه بر تلاش برای پیشگیری و درمان این بیماری، بر اهمیت حمایتهای روانی و مشاوره به زنان مبتلا به HPV توجه ویژهای داشته باشند.
همچنین، با توجه به کارآیی واکسن HPV در پیشگیری از این ویروس، لازم است که استفاده از آن بهویژه در گروههای پرخطر در سطح جهانی افزایش یابد تا به هدف حذف بیماریهای مرتبط با HPV به عنوان یک مسأله در بهداشت(سلامت) عمومی دست یابیم.
گردآوری : کانال شهر زنان
@Shahr_Zanan
https://bpspsychub.onlinelibrary.wiley.com/doi/full/10.1111/bjhp.12688
British Psychological Society
<em>British Journal of Health Psychology</em> | Wiley Online Library
Objective
Psychological distress after testing positive for human papillomavirus (HPV) at cervical cancer screening is well documented in the general population. However, little is known about the i...
Psychological distress after testing positive for human papillomavirus (HPV) at cervical cancer screening is well documented in the general population. However, little is known about the i...
خشونت علیه زنان: سلامت روان و سازمان ملل
Violence Against Women: Mental Health and the United Nations
نویسنده: جیووانی کاراچی
منتشر شده در: نشریه بینالمللی سلامت روان، بهار ۲۰۰۳، جلد ۳۲، شماره اول
گردآوری: #کانال_شهرزنان
#خشونت_علیه_زنان به عنوان یک مسأله مهم بهداشت عمومی و حقوق بشر در سطح بینالمللی مطرح شده است. علاوه بر خشونت از سوی شریک زندگی، زنان میتوانند قربانی اشکال مختلفی از خشونت و اجبار شوند. پیامدهای جسمی و روانی این خشونتها و همچنین هزینههای اجتماعی آن بسیار زیاد است.
این مقاله به بررسی دامنه مشکل، پیامدهای احساسی، زمینه فرهنگی که در آن خشونت انجام و پذیرفته میشود، گسترش ویروس HIV به عنوان یکی از پیامدهای خشونت و موانعی که هنوز در درک این موضوع وجود دارد، میپردازد.
علاوه بر این، این بررسی به اقدامات سازمان ملل متحد در جهت افزایش آگاهی و ترویج اقدامات در رابطه با نقض حقوق بشر در سطح بینالمللی تمرکز دارد.
بهویژه، کار سازمان بهداشت جهانی پیشرفتهای قابل توجهی در درک پدیده خشونت علیه زنان به همراه داشته است. سازمانهای غیردولتی (NGO) نقش مهمی در رسیدگی به این مسأله دارند و با جلب توجه نهادهای بینالمللی و اطمینان از اجرای قطعنامهها، در این راستا فعالیت میکنند.
سازمانهای غیردولتی همچنین چون نهادی ناظر بر اجرای برنامههای محلی یاری میرسانند.
اگرچه هنوز کارهای زیادی باقی مانده است، پیشرفتهایی که در سی سال گذشته حاصل شده، امید زیادی ایجاد کرده است که این مسئله اجتماعی و حقوق بشری مهم، بهطور مناسب در آیندهای نزدیک مورد توجه قرار گیرد.
#خشونت_علیه_زنان یک پدیده جهانی است که مرزهای اجتماعی را در مینوردد. به دلیل پیامدهای شدید آن بر سلامت جسمی و سلامت روانی، خشونت علیه زنان به تدریج به یکی از مسائل اصلی بهداشت عمومی تبدیل شده است.
اعلامیه جهانی حذف خشونت علیه زنان (۱۹۹۳) خشونت علیه زنان را بهعنوان «هر گونه عمل خشونتآمیز مبتنی بر جنسیت که منجر به یا احتمالاً منجر به آسیب یا رنج جسمی، جنسی یا روانی به زنان شود، از جمله اقدامات اجباری یا محرومیت از آزادی به صورت خودسرانه، چه در زندگی عمومی و چه در زندگی خصوصی» تعریف میکند.
این شامل موارد زیر است:
خشونت جسمی، جنسی و روانی که در خانواده و جامعه رخ میدهد، مانند ضرب و شتم، سوءاستفاده جنسی از کودکان و خشونتهای مرتبط با مهریه، تجاوز، ختنه زنان و دیگر سنتهای مضر برای زنان، خشونت غیرپارتنری و خشونتهای مرتبط با استثمار، آزار و اذیت جنسی و تهدید در محیط کار، قاچاق زنان، فحشا اجباری و خشونتی که توسط دولت مرتکب یا پذیرفته میشود.
این فهرست جامع، پیچیدگی چندوجهی پدیده خشونت علیه زنان را نشان میدهد که علل و پیامدهای آن بسیار فراتر از بعد جسمی است. در این تعریف، هم اشکال آشکار و هم پنهان خشونت ذکر شده است، استثمار بهعنوان خشونت شناخته میشود و اشکال خشونت که در زمینههای فرهنگی و اجتماعی/سیاسی پذیرفته یا مجاز شدهاند، گنجانده شدهاند.
این مقاله به دو بخش تقسیم میشود که هر دو به کار سازمانهای بینالمللی و سازمان ملل متحد (UN) مرتبط هستند. بخش اول به مرور نتایج اپیدمیولوژیکی، اثرات خشونت بر سلامت جسمی، باروری و روانی زنان، رابطه بین خشونت و عفونتهای HIV، جنبههای فرهنگی و زمینهای خشونت علیه زنان و موانع موجود در درک این پدیده میپردازد.
گستره مسأله
برآوردها نشان میدهند که شیوع خشونت علیه زنان در طول زندگی از ۱۶ درصد تا ۵۰ درصد متغیر است. در مطالعات وسیع مبتنی بر جامعه که در مناطق مختلفی از جمله آمریکای لاتین، اروپا، آفریقا، خاورمیانه و آمریکای شمالی انجام شده است، نرخ شیوع حملات فیزیکی به زنان توسط شرکای مرد نزدیک بین ۱۰ درصد تا ۶۹ درصد متغیر بود.
خشونتهای میان فردی در سال ۱۹۹۸ دهمین علت اصلی مرگ و میر زنان در گروه سنی ۱۵ تا ۴۴ سال بود.
مطالعات انجام شده در آمریکای مرکزی نشان میدهند که سوءاستفادههای جسمی، جنسی و روانی اغلب با یکدیگر تداخل دارند.
برآوردهایی از خشونت جنسی از نظرسنجیهای بینالمللی که سوالاتی درباره خشونت جنسی در مناطق شهری مطرح کردهاند استخراج شده و نشان میدهد: زنانی که گزارش کردهاند که قربانی حمله جنسی شدهاند، کمترین در مانیل، فیلیپین (۰.۳ درصد) و پکن، چین (۱.۶ درصد) و بیشترین در بوئنوس آیرس (۵.۸ درصد) و برزیل (۸ درصد) بودهاند.
Violence Against Women: Mental Health and the United Nations
نویسنده: جیووانی کاراچی
منتشر شده در: نشریه بینالمللی سلامت روان، بهار ۲۰۰۳، جلد ۳۲، شماره اول
گردآوری: #کانال_شهرزنان
#خشونت_علیه_زنان به عنوان یک مسأله مهم بهداشت عمومی و حقوق بشر در سطح بینالمللی مطرح شده است. علاوه بر خشونت از سوی شریک زندگی، زنان میتوانند قربانی اشکال مختلفی از خشونت و اجبار شوند. پیامدهای جسمی و روانی این خشونتها و همچنین هزینههای اجتماعی آن بسیار زیاد است.
این مقاله به بررسی دامنه مشکل، پیامدهای احساسی، زمینه فرهنگی که در آن خشونت انجام و پذیرفته میشود، گسترش ویروس HIV به عنوان یکی از پیامدهای خشونت و موانعی که هنوز در درک این موضوع وجود دارد، میپردازد.
علاوه بر این، این بررسی به اقدامات سازمان ملل متحد در جهت افزایش آگاهی و ترویج اقدامات در رابطه با نقض حقوق بشر در سطح بینالمللی تمرکز دارد.
بهویژه، کار سازمان بهداشت جهانی پیشرفتهای قابل توجهی در درک پدیده خشونت علیه زنان به همراه داشته است. سازمانهای غیردولتی (NGO) نقش مهمی در رسیدگی به این مسأله دارند و با جلب توجه نهادهای بینالمللی و اطمینان از اجرای قطعنامهها، در این راستا فعالیت میکنند.
سازمانهای غیردولتی همچنین چون نهادی ناظر بر اجرای برنامههای محلی یاری میرسانند.
اگرچه هنوز کارهای زیادی باقی مانده است، پیشرفتهایی که در سی سال گذشته حاصل شده، امید زیادی ایجاد کرده است که این مسئله اجتماعی و حقوق بشری مهم، بهطور مناسب در آیندهای نزدیک مورد توجه قرار گیرد.
#خشونت_علیه_زنان یک پدیده جهانی است که مرزهای اجتماعی را در مینوردد. به دلیل پیامدهای شدید آن بر سلامت جسمی و سلامت روانی، خشونت علیه زنان به تدریج به یکی از مسائل اصلی بهداشت عمومی تبدیل شده است.
اعلامیه جهانی حذف خشونت علیه زنان (۱۹۹۳) خشونت علیه زنان را بهعنوان «هر گونه عمل خشونتآمیز مبتنی بر جنسیت که منجر به یا احتمالاً منجر به آسیب یا رنج جسمی، جنسی یا روانی به زنان شود، از جمله اقدامات اجباری یا محرومیت از آزادی به صورت خودسرانه، چه در زندگی عمومی و چه در زندگی خصوصی» تعریف میکند.
این شامل موارد زیر است:
خشونت جسمی، جنسی و روانی که در خانواده و جامعه رخ میدهد، مانند ضرب و شتم، سوءاستفاده جنسی از کودکان و خشونتهای مرتبط با مهریه، تجاوز، ختنه زنان و دیگر سنتهای مضر برای زنان، خشونت غیرپارتنری و خشونتهای مرتبط با استثمار، آزار و اذیت جنسی و تهدید در محیط کار، قاچاق زنان، فحشا اجباری و خشونتی که توسط دولت مرتکب یا پذیرفته میشود.
این فهرست جامع، پیچیدگی چندوجهی پدیده خشونت علیه زنان را نشان میدهد که علل و پیامدهای آن بسیار فراتر از بعد جسمی است. در این تعریف، هم اشکال آشکار و هم پنهان خشونت ذکر شده است، استثمار بهعنوان خشونت شناخته میشود و اشکال خشونت که در زمینههای فرهنگی و اجتماعی/سیاسی پذیرفته یا مجاز شدهاند، گنجانده شدهاند.
این مقاله به دو بخش تقسیم میشود که هر دو به کار سازمانهای بینالمللی و سازمان ملل متحد (UN) مرتبط هستند. بخش اول به مرور نتایج اپیدمیولوژیکی، اثرات خشونت بر سلامت جسمی، باروری و روانی زنان، رابطه بین خشونت و عفونتهای HIV، جنبههای فرهنگی و زمینهای خشونت علیه زنان و موانع موجود در درک این پدیده میپردازد.
گستره مسأله
برآوردها نشان میدهند که شیوع خشونت علیه زنان در طول زندگی از ۱۶ درصد تا ۵۰ درصد متغیر است. در مطالعات وسیع مبتنی بر جامعه که در مناطق مختلفی از جمله آمریکای لاتین، اروپا، آفریقا، خاورمیانه و آمریکای شمالی انجام شده است، نرخ شیوع حملات فیزیکی به زنان توسط شرکای مرد نزدیک بین ۱۰ درصد تا ۶۹ درصد متغیر بود.
خشونتهای میان فردی در سال ۱۹۹۸ دهمین علت اصلی مرگ و میر زنان در گروه سنی ۱۵ تا ۴۴ سال بود.
مطالعات انجام شده در آمریکای مرکزی نشان میدهند که سوءاستفادههای جسمی، جنسی و روانی اغلب با یکدیگر تداخل دارند.
برآوردهایی از خشونت جنسی از نظرسنجیهای بینالمللی که سوالاتی درباره خشونت جنسی در مناطق شهری مطرح کردهاند استخراج شده و نشان میدهد: زنانی که گزارش کردهاند که قربانی حمله جنسی شدهاند، کمترین در مانیل، فیلیپین (۰.۳ درصد) و پکن، چین (۱.۶ درصد) و بیشترین در بوئنوس آیرس (۵.۸ درصد) و برزیل (۸ درصد) بودهاند.
شهرِ زنان، شهرِ امن
خشونت علیه زنان: سلامت روان و سازمان ملل Violence Against Women: Mental Health and the United Nations نویسنده: جیووانی کاراچی منتشر شده در: نشریه بینالمللی سلامت روان، بهار ۲۰۰۳، جلد ۳۲، شماره اول گردآوری: #کانال_شهرزنان #خشونت_علیه_زنان به عنوان یک…
ادامه از بالا:
پیامدهای تاثیر بر سلامت روانِ زنان در معرض خشونت
زنان قربانی خشونت خانگی نشان دادهاند که نرخ بالاتری از افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد و الکل، و اختلالات شخصیتی دارند. برخی از این مطالعات بر روی نمونههایی انجام شدهاند که ممکن است به دلیل ویژگیهای خاص خود مانند محیطهای پزشکی و پناهگاهها، دچار سوگیری باشند.
در یک تحلیل از گروه بزرگی از زنان ساکن در یک کامیونیتی که بهدلیل خشونتهای صورت گرفته در دوازده ماه گذشته مورد مصاحبه قرار گرفته بودند، نتیجه این بود که بیش از نیمی از زنان آسیبدیده از اختلالات DSM-III-R رنج میبردند، بهویژه اختلالات خلقی و اختلالات مربوط به تغذیه.
در نمونهای از زنانی که از خشونت شدید شریک زندگی خود رنج برده بودند، دو سوم از آنان از اختلالات خلقی، اختلالات تغذیه و سوءمصرف مواد رنج میبردند، که این یافته نیاز به غربالگری همزمان خشونت و اختلالات روانی را مورد تأکید قرار میدهد.
رابرتز و همکارانش دریافتند که زنانی که در بزرگسالی قربانی خشونت شدهاند، بیشتر دچار اختلالات اضطراب، افسردگی، فوبیا و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) میشوند.
مطالعات انجام شده در مراکز مراقبتهای اولیه نشان میدهند که یک عاملی که قویا پیشبینی میشود در رابطه با خشونت از سوی شریک زندگی رخ دهد، افسردگی است.
از دیدگاه روانشناختی، افسردگی اغلب ناشی از احساس گرفتار بودن و تحقیرهای مرتبط با سوءاستفاده است. واکنشهای روانی رایج دیگری که موجب بروز افسردگی میشوند، شامل احساس از دست دادن، ناتوانی و شکست هستند.
@Shahr_Zanan
منبع :
https://www.jstor.org/stable/41345044
پیامدهای تاثیر بر سلامت روانِ زنان در معرض خشونت
زنان قربانی خشونت خانگی نشان دادهاند که نرخ بالاتری از افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد و الکل، و اختلالات شخصیتی دارند. برخی از این مطالعات بر روی نمونههایی انجام شدهاند که ممکن است به دلیل ویژگیهای خاص خود مانند محیطهای پزشکی و پناهگاهها، دچار سوگیری باشند.
در یک تحلیل از گروه بزرگی از زنان ساکن در یک کامیونیتی که بهدلیل خشونتهای صورت گرفته در دوازده ماه گذشته مورد مصاحبه قرار گرفته بودند، نتیجه این بود که بیش از نیمی از زنان آسیبدیده از اختلالات DSM-III-R رنج میبردند، بهویژه اختلالات خلقی و اختلالات مربوط به تغذیه.
در نمونهای از زنانی که از خشونت شدید شریک زندگی خود رنج برده بودند، دو سوم از آنان از اختلالات خلقی، اختلالات تغذیه و سوءمصرف مواد رنج میبردند، که این یافته نیاز به غربالگری همزمان خشونت و اختلالات روانی را مورد تأکید قرار میدهد.
رابرتز و همکارانش دریافتند که زنانی که در بزرگسالی قربانی خشونت شدهاند، بیشتر دچار اختلالات اضطراب، افسردگی، فوبیا و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) میشوند.
مطالعات انجام شده در مراکز مراقبتهای اولیه نشان میدهند که یک عاملی که قویا پیشبینی میشود در رابطه با خشونت از سوی شریک زندگی رخ دهد، افسردگی است.
از دیدگاه روانشناختی، افسردگی اغلب ناشی از احساس گرفتار بودن و تحقیرهای مرتبط با سوءاستفاده است. واکنشهای روانی رایج دیگری که موجب بروز افسردگی میشوند، شامل احساس از دست دادن، ناتوانی و شکست هستند.
@Shahr_Zanan
منبع :
https://www.jstor.org/stable/41345044
www.jstor.org
Violence Against Women: Mental Health and the United Nations on JSTOR
Giovanni Caracci, Violence Against Women: Mental Health and the United Nations, International Journal of Mental Health, Vol. 32, No. 1, Addressing Global Issues on Violence and Mental Health (SPRING 2003), pp. 36-53
زنان و سلامت روان
این محتوا به خودآزاری، آزار جنسی، اختلالات خوردن، بارداری یا سقط جنین، تروما، افسردگی، اضطراب، تنهایی یا انزوا اشاره دارد که ممکن است برای برخی افراد تحریککننده باشد.
چه عواملی بر سلامت روان زنان تأثیر میگذارند؟
عوامل اجتماعی و اقتصادی میتوانند زنان را در معرض خطر بیشتری برای مشکلات روانی نسبت به مردان قرار دهند. با این حال، زنان معمولاً راحتتر میتوانند در مورد احساسات خود صحبت کنند و شبکههای اجتماعی قویتری دارند که هر دو میتوانند به محافظت از سلامت روان آنها کمک کنند.
چه عواملی بر سلامت روان زنان تأثیر میگذارند؟
حدود یک زن از هر پنج زن با مشکلات رایج سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب مواجه است.
اگرچه دلایل زیادی برای بروز این مشکلات وجود دارد، برخی عوامل آسیبزا وجود دارند که بر بسیاری از زنان تأثیر میگذارند. زنان بیشتر از مردان احتمال دارد:
🔻مسئول مراقبت از دیگران باشند که این امر میتواند منجر به استرس، اضطراب و انزوا شود.
🔻زندگی در فقر که همراه با نگرانی در مورد امنیت شخصی و کار کردن عمدتاً در خانه است، میتواند منجر به انزوای اجتماعی شود.
🔻آزار جسمی و جنسی که میتواند تأثیر بلندمدت بر سلامت روان زنان داشته باشد.
🔻خشونت جنسی که میتواند منجر به PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) شود.
وقتی زنان نمیتوانند در مورد احساسات دشوار خود صحبت کنند، تمایل دارند آنها را در درون خود نگه دارند. این میتواند منجر به افسردگی، اختلالات خوردن و خودآزاری شود. در حالی که مردان بیشتر تمایل دارند احساسات خود را از طریق رفتارهای مختلکننده یا ضد اجتماعی بروز دهند.
از طرف دیگر، برخی عوامل از سلامت روان زنان محافظت میکنند: آنها معمولاً شبکههای اجتماعی بهتری نسبت به مردان دارند، راحتتر میتوانند با دوستان خود صحبت کنند و احتمال بیشتری دارد که تحت درمان برای مشکلات روانی قرار بگیرند.
مسائل بهداشتی زنان
رویدادهای زندگی و تغییرات هورمونی میتوانند بر سلامت روان زنان تأثیر بگذارند.
افسردگی بعد از زایمان: داشتن یک بچه یک رویداد مهم زندگی است. برای برخی از زنان، اینموضوع میتواند افسردگی پس از زایمان (بعد از تولد) و یا افسردگی پیش از زایمان (در دوران بارداری) را به دنبال داشته باشد.
اصطلاح «افسردگی دوره زایمان» هر دو را شامل میشود.
افسردگی پریناتال نشانه ضعف نیست؛ به این معنا نیست که شما یک والدین بد هستید. کمکهایی مانند تراپی گفتگویی و مکالمهمحور ، دارو یا خدمات تخصصی بستگی به علائم و اینکه چه چیزی برای شما
مناسب است، وجود دارند.
منوپاز
در حالی که تجربه منوپاز برای هر زن متفاوت است، بسیاری از زنان متوجه میشوند که علائمی علاوه بر قطع دورههای قاعدگی خود دارند. این علائم میتواند شامل تغییرات در سلامت روان مانند نوسانات خلقی، اضطراب و احساس غم باشد.
درمانها شامل درمان هورمونی جایگزین (HRT) و یا تراپی گفتگویی و مکالمهمحور است. در مورد اینکه کدام بهترین گزینه است، با پزشک خود مشورت کنید.
اگر نگران سلامت روان خود هستیم، چه کار کنیم؟
ایجاد تغییرات ساده مانند صحبت کردن درباره احساسات، فعال ماندن و تغذیه سالم میتواند به شما کمک کند که احساس بهتری داشته باشید.
اگر نگرانید که در حال تجربه یک مشکل روانی هستید، با پزشک عمومی (GP) خود صحبت کنید. ممکن است این کار ترسناک باشد، اما بیشتر مردم متوجه میشوند که صحبت کردن با پزشک عمومی و دریافت کمک و حمایت میتواند تغییرات بزرگی در زندگی آنها ایجاد کند.
برخی سازمانها و انجیاوها نیز مشاوره و حمایتهای عملی و عاطفی ارائه میدهند.
@Shahr_Zanan
https://www.mentalhealth.org.uk/explore-mental-health/a-z-topics/women-and-mental-health
این محتوا به خودآزاری، آزار جنسی، اختلالات خوردن، بارداری یا سقط جنین، تروما، افسردگی، اضطراب، تنهایی یا انزوا اشاره دارد که ممکن است برای برخی افراد تحریککننده باشد.
چه عواملی بر سلامت روان زنان تأثیر میگذارند؟
عوامل اجتماعی و اقتصادی میتوانند زنان را در معرض خطر بیشتری برای مشکلات روانی نسبت به مردان قرار دهند. با این حال، زنان معمولاً راحتتر میتوانند در مورد احساسات خود صحبت کنند و شبکههای اجتماعی قویتری دارند که هر دو میتوانند به محافظت از سلامت روان آنها کمک کنند.
چه عواملی بر سلامت روان زنان تأثیر میگذارند؟
حدود یک زن از هر پنج زن با مشکلات رایج سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب مواجه است.
اگرچه دلایل زیادی برای بروز این مشکلات وجود دارد، برخی عوامل آسیبزا وجود دارند که بر بسیاری از زنان تأثیر میگذارند. زنان بیشتر از مردان احتمال دارد:
🔻مسئول مراقبت از دیگران باشند که این امر میتواند منجر به استرس، اضطراب و انزوا شود.
🔻زندگی در فقر که همراه با نگرانی در مورد امنیت شخصی و کار کردن عمدتاً در خانه است، میتواند منجر به انزوای اجتماعی شود.
🔻آزار جسمی و جنسی که میتواند تأثیر بلندمدت بر سلامت روان زنان داشته باشد.
🔻خشونت جنسی که میتواند منجر به PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) شود.
وقتی زنان نمیتوانند در مورد احساسات دشوار خود صحبت کنند، تمایل دارند آنها را در درون خود نگه دارند. این میتواند منجر به افسردگی، اختلالات خوردن و خودآزاری شود. در حالی که مردان بیشتر تمایل دارند احساسات خود را از طریق رفتارهای مختلکننده یا ضد اجتماعی بروز دهند.
از طرف دیگر، برخی عوامل از سلامت روان زنان محافظت میکنند: آنها معمولاً شبکههای اجتماعی بهتری نسبت به مردان دارند، راحتتر میتوانند با دوستان خود صحبت کنند و احتمال بیشتری دارد که تحت درمان برای مشکلات روانی قرار بگیرند.
مسائل بهداشتی زنان
رویدادهای زندگی و تغییرات هورمونی میتوانند بر سلامت روان زنان تأثیر بگذارند.
افسردگی بعد از زایمان: داشتن یک بچه یک رویداد مهم زندگی است. برای برخی از زنان، اینموضوع میتواند افسردگی پس از زایمان (بعد از تولد) و یا افسردگی پیش از زایمان (در دوران بارداری) را به دنبال داشته باشد.
اصطلاح «افسردگی دوره زایمان» هر دو را شامل میشود.
افسردگی پریناتال نشانه ضعف نیست؛ به این معنا نیست که شما یک والدین بد هستید. کمکهایی مانند تراپی گفتگویی و مکالمهمحور ، دارو یا خدمات تخصصی بستگی به علائم و اینکه چه چیزی برای شما
مناسب است، وجود دارند.
منوپاز
در حالی که تجربه منوپاز برای هر زن متفاوت است، بسیاری از زنان متوجه میشوند که علائمی علاوه بر قطع دورههای قاعدگی خود دارند. این علائم میتواند شامل تغییرات در سلامت روان مانند نوسانات خلقی، اضطراب و احساس غم باشد.
درمانها شامل درمان هورمونی جایگزین (HRT) و یا تراپی گفتگویی و مکالمهمحور است. در مورد اینکه کدام بهترین گزینه است، با پزشک خود مشورت کنید.
اگر نگران سلامت روان خود هستیم، چه کار کنیم؟
ایجاد تغییرات ساده مانند صحبت کردن درباره احساسات، فعال ماندن و تغذیه سالم میتواند به شما کمک کند که احساس بهتری داشته باشید.
اگر نگرانید که در حال تجربه یک مشکل روانی هستید، با پزشک عمومی (GP) خود صحبت کنید. ممکن است این کار ترسناک باشد، اما بیشتر مردم متوجه میشوند که صحبت کردن با پزشک عمومی و دریافت کمک و حمایت میتواند تغییرات بزرگی در زندگی آنها ایجاد کند.
برخی سازمانها و انجیاوها نیز مشاوره و حمایتهای عملی و عاطفی ارائه میدهند.
@Shahr_Zanan
https://www.mentalhealth.org.uk/explore-mental-health/a-z-topics/women-and-mental-health
Mental Health Foundation
Women and mental health
What affects women’s mental health, women’s health issues, COVID-19 and women's mental health, and what you can I do if you're worried about your mental health.
واکنشهای روانی زنان ایرانی به نتیجه مثبت تست HPV: یک مطالعه کیفی
✍🏽نویسندگان:
کوثر قادری، سیدهطاهره میرمولایی، مهرناز گرانمایه، فرناز
فرنام و شهرزاد شیخحسنی
منتشر شده در مجله
BMCWomen's Health
در تاریخ ۲۱ مارس ۲۰۲۱
هدف مطالعه
هدف این پژوهش، بررسی اثرات روانی بر زنان ایرانی بعد از دریافتن نتیجه مثبت تست HPV بود.
این مطالعه در کشوری با زمینه فرهنگی و مذهبی خاص انجام و تلاش شده تا واکنشهای عاطفی و ذهنی زنان را پس از تشخیص ویروس پاپیلومای انسانی با ریسک بالا بررسی کند.
روششناسی
روش این تحقیق مصاحبههای حضوری نیمهساختاریافته با رویکرد کیفی بوده و شرکتکنندگان ۴۰ زن ایرانی که تست HPV پرخطر آنها مثبت شده بود.
معیارهای ورود: زنان بالای ۱۸ سال، دارای تجربه رابطه جنسی دگرجنسگرا، بدون بیماریهای شدید، و مایل به صحبت درباره تجربیات خود. زنان باردار در این مطالعه شرکت داده نشدند.
محل انجام: کلینیک تخصصی زنان و زایمان ولیعصر در تهران، از سپتامبر ۲۰۱۸ تا دسامبر ۲۰۱۹
تحلیل دادهها
دادهها با روش تحلیل محتوای متداول و با کمک نرمافزار MAXQDA10 بررسی شدند.
یافتهها
پژوهشگران سه دسته اصلی از واکنشهای روانی زنان را شناسایی کردند:
۱. مواجهه اولیه:
زنان در ابتدا با شوک، ترس غیرمنطقی، سردرگمی، ناراحتی و نگرانیهای مالی روبهرو شدند.
- به دلیل انگ اجتماعی مرتبط با بیماریهای که از راه جنسی STD-Sexually transmitted disease
منتقل میشوند، بسیاری از آنها از استفاده از بیمه درمانی خودداری کردند.
۲. فشار روانی ناشی از بیماری:
- احساس سرزنش خود، ترس از فاش شدن بیماری، دید منفی به بدن و تجربه قضاوت از سوی کادر درمان گزارش شد.
- برخی زنان برای فرار از انگ، به صورت ناشناس به دنبال درمان رفتند.
۳. بازسازی سلامت:
- زنان با تغییر سبک زندگی و رفتار جنسی، سعی کردند سیستم ایمنی خود را تقویت کرده و ویروس را از بدنشان حذف کنند.
- پیگیری منظم پزشکی، استفاده از روشهای ایمن هنگام سکس و توجه به معنویت به آنها کمک کرد تا حس کنترل بر وضعیت خود پیدا کنند.
- نگرانیهایی درباره انتقال ویروس به همسر یا ابتلا به سرطانهای دیگر (مثل سرطان دهان یا مقعد) نیز مطرح شد.
نتایج و پیشنهادها
- این مطالعه نشان داد که زنان مبتلا به HPV به حمایت عاطفی و
اطلاعات درست نیاز دارند.
- پژوهشگران پیشنهاد کردند که برنامههایی برای کاهش اثرات منفی روانی و تشویق به غربالگری طراحی شود.
- زنان از گروههای آنلاین بیماران HPV حمایت دریافت کردند، که نشاندهنده نقش مثبت فضای مجازی در کاهش انگ است.
- برخی مادران نگران انتقال ویروس به فرزندانشان بودند، که نیاز به آموزش درباره پیشگیری و واکسن HPV را برجسته میکند.
@Shahr_Zanan
منبع:
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC7995699/
✍🏽نویسندگان:
کوثر قادری، سیدهطاهره میرمولایی، مهرناز گرانمایه، فرناز
فرنام و شهرزاد شیخحسنی
منتشر شده در مجله
BMCWomen's Health
در تاریخ ۲۱ مارس ۲۰۲۱
هدف مطالعه
هدف این پژوهش، بررسی اثرات روانی بر زنان ایرانی بعد از دریافتن نتیجه مثبت تست HPV بود.
این مطالعه در کشوری با زمینه فرهنگی و مذهبی خاص انجام و تلاش شده تا واکنشهای عاطفی و ذهنی زنان را پس از تشخیص ویروس پاپیلومای انسانی با ریسک بالا بررسی کند.
روششناسی
روش این تحقیق مصاحبههای حضوری نیمهساختاریافته با رویکرد کیفی بوده و شرکتکنندگان ۴۰ زن ایرانی که تست HPV پرخطر آنها مثبت شده بود.
معیارهای ورود: زنان بالای ۱۸ سال، دارای تجربه رابطه جنسی دگرجنسگرا، بدون بیماریهای شدید، و مایل به صحبت درباره تجربیات خود. زنان باردار در این مطالعه شرکت داده نشدند.
محل انجام: کلینیک تخصصی زنان و زایمان ولیعصر در تهران، از سپتامبر ۲۰۱۸ تا دسامبر ۲۰۱۹
تحلیل دادهها
دادهها با روش تحلیل محتوای متداول و با کمک نرمافزار MAXQDA10 بررسی شدند.
یافتهها
پژوهشگران سه دسته اصلی از واکنشهای روانی زنان را شناسایی کردند:
۱. مواجهه اولیه:
زنان در ابتدا با شوک، ترس غیرمنطقی، سردرگمی، ناراحتی و نگرانیهای مالی روبهرو شدند.
- به دلیل انگ اجتماعی مرتبط با بیماریهای که از راه جنسی STD-Sexually transmitted disease
منتقل میشوند، بسیاری از آنها از استفاده از بیمه درمانی خودداری کردند.
۲. فشار روانی ناشی از بیماری:
- احساس سرزنش خود، ترس از فاش شدن بیماری، دید منفی به بدن و تجربه قضاوت از سوی کادر درمان گزارش شد.
- برخی زنان برای فرار از انگ، به صورت ناشناس به دنبال درمان رفتند.
۳. بازسازی سلامت:
- زنان با تغییر سبک زندگی و رفتار جنسی، سعی کردند سیستم ایمنی خود را تقویت کرده و ویروس را از بدنشان حذف کنند.
- پیگیری منظم پزشکی، استفاده از روشهای ایمن هنگام سکس و توجه به معنویت به آنها کمک کرد تا حس کنترل بر وضعیت خود پیدا کنند.
- نگرانیهایی درباره انتقال ویروس به همسر یا ابتلا به سرطانهای دیگر (مثل سرطان دهان یا مقعد) نیز مطرح شد.
نتایج و پیشنهادها
- این مطالعه نشان داد که زنان مبتلا به HPV به حمایت عاطفی و
اطلاعات درست نیاز دارند.
- پژوهشگران پیشنهاد کردند که برنامههایی برای کاهش اثرات منفی روانی و تشویق به غربالگری طراحی شود.
- زنان از گروههای آنلاین بیماران HPV حمایت دریافت کردند، که نشاندهنده نقش مثبت فضای مجازی در کاهش انگ است.
- برخی مادران نگران انتقال ویروس به فرزندانشان بودند، که نیاز به آموزش درباره پیشگیری و واکسن HPV را برجسته میکند.
@Shahr_Zanan
منبع:
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC7995699/
PubMed Central (PMC)
Iranian women’s psychological responses to positive HPV test result: a qualitative study
Human papillomavirus testing as an established screenings test allow for the early detection and treatment of cervical cancer. Testing positive for HPV may have adverse consequences for women. This study aimed to explore the psychological impacts of ...
Forwarded from ديدبان آزار
دیدبان آزار برگزار میکند:
همایش مجازی به مناسبت روز جهانی زنان، در تاریخ ۲۳، ۲۴، ۲۵ و ۲۶ اسفند/۱۳، ۱۴، ۱۵ و ۱۶ مارس
زمانهای درجشده به وقت ایران است. لینک درجشده برای حضور در برنامه، در روز آغاز برنامه، ۲۳ اسفند، ساعت ۱۳:۳۰ به وقت ایران، فعال خواهد. همچنین در آغاز برنامه، کد QR را اگر اسکن کنید به لینک ورود به جلسه دسترسی پیدا خواهید کرد.
لینک ورود:
https://tab.so/HarasswatchIWD2025
@harasswatch
همایش مجازی به مناسبت روز جهانی زنان، در تاریخ ۲۳، ۲۴، ۲۵ و ۲۶ اسفند/۱۳، ۱۴، ۱۵ و ۱۶ مارس
زمانهای درجشده به وقت ایران است. لینک درجشده برای حضور در برنامه، در روز آغاز برنامه، ۲۳ اسفند، ساعت ۱۳:۳۰ به وقت ایران، فعال خواهد. همچنین در آغاز برنامه، کد QR را اگر اسکن کنید به لینک ورود به جلسه دسترسی پیدا خواهید کرد.
لینک ورود:
https://tab.so/HarasswatchIWD2025
@harasswatch
Forwarded from انجمن علمی برنامهریزیاجتماعی دانشگاه علامهطباطبائی
انجمن علمی برنامهریزی اجتماعی با همکاری انجمنهای علمی مطالعات زنان، مطالعات سیاسیواجتماعی، جامعهشناسی و مطالعات فرهنگی برگزار میکند:
«سلسله نشستهای روز جهانی زن»
(پنل پنجم):
مبارزه برای یک مکان
«فضاهای مراقبتی، نابرابری و نامرئیسازی کار زنان: از خانه تا خیابان»
آیدا نوابی
«نظم شهری در تهران و بازتاب آن بر عدالت جنسیتی»
نیلوفر باغبان مشیری
🕐 زمان برگزاری پنل: یکشنبه، ساعت۱۰ تا ۱۲
🚪مکان برنامه: دانشکده علوم اجتماعی
📌جهت کسب اطلاعات بیشتر از طریق دایرکت انجمن در اینستاگرام و یا بات تلگرام با ما در ارتباط باشید.
__
کانال تلگرام:
@Atu_social_planning
اینستاگرام:
https://instagram.com/atusocialplanning
«سلسله نشستهای روز جهانی زن»
(پنل پنجم):
مبارزه برای یک مکان
«فضاهای مراقبتی، نابرابری و نامرئیسازی کار زنان: از خانه تا خیابان»
آیدا نوابی
«نظم شهری در تهران و بازتاب آن بر عدالت جنسیتی»
نیلوفر باغبان مشیری
🕐 زمان برگزاری پنل: یکشنبه، ساعت۱۰ تا ۱۲
🚪مکان برنامه: دانشکده علوم اجتماعی
📌جهت کسب اطلاعات بیشتر از طریق دایرکت انجمن در اینستاگرام و یا بات تلگرام با ما در ارتباط باشید.
__
کانال تلگرام:
@Atu_social_planning
اینستاگرام:
https://instagram.com/atusocialplanning
Forwarded from بهمن دارالشفایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
۸ مارس، روز جهانی زن، مبارک.
به امید از بینرفتن همه ساختارهای تبعیضآمیز علیه زنان و به احترام همه انسانهایی که علیه این ساختارها در زندگی شخصی و اجتماعیشان تلاش میکنند.
و به یاد زنانی که در این راه مبارزه کردند و حالا یا از دنیا رفتهاند یا در زندانند یا در تبعید زندگی میکنند یا خسته در خانه روزگار میگذرانند.
سرود برابری
ترانه: مازیار سمیعی
تنظیم آهنگ: ثمین عابدی
خواننده: شیرین اردلان، آزاده فرامرزیها
ساختهشده در سال ۱۳۸۶
.
۸ مارس، روز جهانی زن، مبارک.
به امید از بینرفتن همه ساختارهای تبعیضآمیز علیه زنان و به احترام همه انسانهایی که علیه این ساختارها در زندگی شخصی و اجتماعیشان تلاش میکنند.
و به یاد زنانی که در این راه مبارزه کردند و حالا یا از دنیا رفتهاند یا در زندانند یا در تبعید زندگی میکنند یا خسته در خانه روزگار میگذرانند.
سرود برابری
ترانه: مازیار سمیعی
تنظیم آهنگ: ثمین عابدی
خواننده: شیرین اردلان، آزاده فرامرزیها
ساختهشده در سال ۱۳۸۶
.
«دختر بودن به یک مسأله سلامت عمومی تبدیل شده است!
سازمانهای فمینیستی که هم مقاومت میکنند و هم گفتمان سلامت روان پسافمینیستی را بازتولید میکنند.»
"Being a Girl Has Become a
Public Health Problem!’: Feminist Organisations Both Resisting and Reproducing Postfeminist Mental Health Discourses"
✍🏽این مقاله در ژورنال Nora - Nordic Journal of Feminist and Gender Research منتشر شده و به تحلیل نقش سازمانهای فمینیستی در سوئد در مواجهه با مسائل سلامت روان دختران جوان میپردازد.
این پژوهش با تمرکز بر دو سازمان فمینیستی برجسته، از روشهای کیفی شامل تحلیل مصاحبههای نیمهساختاریافته، بررسی اسناد سازمانی، محتوای وبسایتها و پستهای رسانههای اجتماعی استفاده کرده و چارچوبهای کنش جمعی را بر اساس نظریه Snow و Benford مورد بررسی قرار داده است.
هدف این مطالعه، درک این موضوع است که چگونه این سازمانها سلامت روان را بهعنوان یک دغدغه فمینیستی تعریف میکنند و در عین حال با گفتمانهای پسافمینیستی تعامل دارند.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که این سازمانها کاهش سلامت روان در میان دختران جوان را بهعنوان یک «مسأله سلامت عمومی» معرفی میکنند و آن را بهطور مستقیم به نابرابریهای جنسیتی مرتبط میدانند.
آنها استدلال میکنند که فشارهای اجتماعی برای انطباق با نقشهای جنسیتی سنتی، انتظارات غیرواقعی از زنان در زمینه ظاهر و رفتار، و تجربههای گسترده خشونت جنسیتی (اعم از جسمی و روانی) از عوامل اصلی افزایش نرخ افسردگی، اضطراب و استرس در این گروه هستند.
دادهها حاکی از آن است که در کشورهای اسکاندیناوی، بهویژه سوئد، که بهطور کلی سطح برابری جنسیتی بالایی دارند، این مشکلات همچنان برجستهاند، و این نشاندهنده تأثیر عمیق ساختارهای فرهنگی و اجتماعی پنهان است که همچنان زنان را تحت فشار قرار میدهند.
با این حال، مقاله به یک تناقض مهم اشاره میکند: در حالی که این سازمانها با رویکردی فمینیستی به نقد نابرابریهای جنسیتی میپردازند و خواستار تغییرات ساختاری هستند، گاهی بهطور ناخواسته گفتمان پسافمینیستی را بازتولید میکنند. این گفتمان، که بر فردگرایی تأکید دارد و فرض میکند نابرابریهای جنسیتی تا حد زیادی برطرف شدهاند، میتواند مشکلات سلامت روان را از یک مسئله سیستمی به یک چالش شخصی تقلیل دهد.
بهعنوان مثال، برخی فعالیتهای این سازمانها ممکن است بر خودمراقبتی فردی تمرکز کنند تا اصلاح ساختارهای اجتماعی، که این امر با اصول اولیه فمینیسم در تضاد است. این پیچیدگی نشان میدهد که تلاش برای مبارزه با مشکلات سلامت روان زنان در بستر فمینیسم، با چالشهای گفتمانی و عملی مواجه است.
نویسندگان همچنین به تفاوتهای ظریف در استراتژیهای این سازمانها پرداختهاند. یکی از سازمانها بیشتر بر آگاهیبخشی عمومی و فشار بر سیاستگذاران برای بهبود خدمات سلامت روان تمرکز دارد، در حالی که دیگری به فعالیتهای آموزشی و ایجاد فضاهای امن برای دختران جوان اولویت میدهد.
هر دو رویکرد، #سلامت_روان را بهعنوان یک میدان #مبارزه_فمینیستی میبینند، اما شیوههایشان در تعامل با گفتمان غالب متفاوت است.
در پایان، مقاله پیشنهاد میکند که برای مقابله مؤثر با این مسائل، نیاز به سیاستهایی با محوریت فمینیسم است که هم دسترسی به خدمات سلامت روان را افزایش دهند و هم نگرشهای فرهنگی را که نابرابریهای جنسیتی را تقویت میکنند، تغییر دهند.
این پژوهش بر این نکته تأکید دارد که سلامت روان زنان و دختران، فراتر از یک موضوع فردی، یک #چالش_اجتماعی ریشهدار در ساختارهای قدرت است که نیازمند توجه سیستمی است.
@Shahr_Zanan
https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/08038740.2024.2354770
سازمانهای فمینیستی که هم مقاومت میکنند و هم گفتمان سلامت روان پسافمینیستی را بازتولید میکنند.»
"Being a Girl Has Become a
Public Health Problem!’: Feminist Organisations Both Resisting and Reproducing Postfeminist Mental Health Discourses"
✍🏽این مقاله در ژورنال Nora - Nordic Journal of Feminist and Gender Research منتشر شده و به تحلیل نقش سازمانهای فمینیستی در سوئد در مواجهه با مسائل سلامت روان دختران جوان میپردازد.
این پژوهش با تمرکز بر دو سازمان فمینیستی برجسته، از روشهای کیفی شامل تحلیل مصاحبههای نیمهساختاریافته، بررسی اسناد سازمانی، محتوای وبسایتها و پستهای رسانههای اجتماعی استفاده کرده و چارچوبهای کنش جمعی را بر اساس نظریه Snow و Benford مورد بررسی قرار داده است.
هدف این مطالعه، درک این موضوع است که چگونه این سازمانها سلامت روان را بهعنوان یک دغدغه فمینیستی تعریف میکنند و در عین حال با گفتمانهای پسافمینیستی تعامل دارند.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که این سازمانها کاهش سلامت روان در میان دختران جوان را بهعنوان یک «مسأله سلامت عمومی» معرفی میکنند و آن را بهطور مستقیم به نابرابریهای جنسیتی مرتبط میدانند.
آنها استدلال میکنند که فشارهای اجتماعی برای انطباق با نقشهای جنسیتی سنتی، انتظارات غیرواقعی از زنان در زمینه ظاهر و رفتار، و تجربههای گسترده خشونت جنسیتی (اعم از جسمی و روانی) از عوامل اصلی افزایش نرخ افسردگی، اضطراب و استرس در این گروه هستند.
دادهها حاکی از آن است که در کشورهای اسکاندیناوی، بهویژه سوئد، که بهطور کلی سطح برابری جنسیتی بالایی دارند، این مشکلات همچنان برجستهاند، و این نشاندهنده تأثیر عمیق ساختارهای فرهنگی و اجتماعی پنهان است که همچنان زنان را تحت فشار قرار میدهند.
با این حال، مقاله به یک تناقض مهم اشاره میکند: در حالی که این سازمانها با رویکردی فمینیستی به نقد نابرابریهای جنسیتی میپردازند و خواستار تغییرات ساختاری هستند، گاهی بهطور ناخواسته گفتمان پسافمینیستی را بازتولید میکنند. این گفتمان، که بر فردگرایی تأکید دارد و فرض میکند نابرابریهای جنسیتی تا حد زیادی برطرف شدهاند، میتواند مشکلات سلامت روان را از یک مسئله سیستمی به یک چالش شخصی تقلیل دهد.
بهعنوان مثال، برخی فعالیتهای این سازمانها ممکن است بر خودمراقبتی فردی تمرکز کنند تا اصلاح ساختارهای اجتماعی، که این امر با اصول اولیه فمینیسم در تضاد است. این پیچیدگی نشان میدهد که تلاش برای مبارزه با مشکلات سلامت روان زنان در بستر فمینیسم، با چالشهای گفتمانی و عملی مواجه است.
نویسندگان همچنین به تفاوتهای ظریف در استراتژیهای این سازمانها پرداختهاند. یکی از سازمانها بیشتر بر آگاهیبخشی عمومی و فشار بر سیاستگذاران برای بهبود خدمات سلامت روان تمرکز دارد، در حالی که دیگری به فعالیتهای آموزشی و ایجاد فضاهای امن برای دختران جوان اولویت میدهد.
هر دو رویکرد، #سلامت_روان را بهعنوان یک میدان #مبارزه_فمینیستی میبینند، اما شیوههایشان در تعامل با گفتمان غالب متفاوت است.
در پایان، مقاله پیشنهاد میکند که برای مقابله مؤثر با این مسائل، نیاز به سیاستهایی با محوریت فمینیسم است که هم دسترسی به خدمات سلامت روان را افزایش دهند و هم نگرشهای فرهنگی را که نابرابریهای جنسیتی را تقویت میکنند، تغییر دهند.
این پژوهش بر این نکته تأکید دارد که سلامت روان زنان و دختران، فراتر از یک موضوع فردی، یک #چالش_اجتماعی ریشهدار در ساختارهای قدرت است که نیازمند توجه سیستمی است.
@Shahr_Zanan
https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/08038740.2024.2354770
Taylor & Francis
“Being a Girl Has Become a Public Health Problem!”: Feminist Organizations Both Resisting and Reproducing Postfeminist Mental Health…
An apparent decline in youth mental health in the Nordic countries has received a lot of attention over the last decade, and young women have been described as a particularly vulnerable group. To c...