tgoop.com/Sohail_Karimi/2253
Last Update:
📰 دنیا بدون سید (٧)
:: سهیل کریمی
💠 تا کمیل شمعون
صبح پیش از عباس پا میشوم. دوشی میگیرم و بساط قهوه را میچینم. بچهها زنگ میزنند که صبحانه در طبقهی ششم است. میرویم. ته سفره رسیدهایم. همان را میزنیم و عزم استادیوم کمیل شمعون بیروت را میکنیم. مجموعاً دو سه تا خودرو سواری هستیم که با تدبیر رانندهگان محلی تقریباً بیترافیک میرسیم به مقصد. غافل از اینکه عباس کیف کمریاش را گم کرده! دلمان هُری میریزد. همه پیاده میشوند که به راننده میگوییم برگرد سمت هتل. به تاخت میرود. راننده اسمش کَبّور است و از ارمنیان بیروت. میگوید اجدادم قرنها پیش از ارمنستان آمدهاند شام. گاهی سوریه، گاهی اردن و گاهی فلسطین بودهاند و دست آخر آمدهاند لبنان. کیف در تراس طبقهی همکف هتل روی میز جا مانده بود. با هزاران دلار پول زبان بسته که باید برسانیم به اهالی جنوب. کمکهای نقدی ایرانیان به آوارهگان لبنانی. الحمدللهی چاشنی کار میکنیم و با کبور بر میگردیم استادیوم.
خیابانهای اطراف غلغله است. با مصیبت میرسیم به ورودی. دو تا از بچهها آنجاند ولی ناامید از راهیابی. تشویقشان میکنیم که میشود داخل شد. و تسلیم میشوند. دست یکیشان که دکتر بهش میگوییم پرچم کوچک ایران است. باب حسرت دختران لبنانی. میگویم پرچمت را بده به این دخترها. میدهد. آنها هم پرچم لبنان را به من و پرچم حزبالله را به دکتر میدهند. در یک مسیر خیلی طولانی راه ورود به استادیوم را مییابیم. از لای جمعیت. تنگاتنگ و به هم فشرده. با گفتن نحن جماعه ایرانی. راه باز میکنند و بالاخره وارد محوطهی استادیوم میشویم. از همان ورودی که بازیکنان وارد زمین بازی میشوند. استادیوم ۵۴ هزار نفری کیپ تا کیپ پر است و روی زمین چمن هم صندلی چیدهاند برای میهمانان ویژه. البته که روی چمنها پارچهی فلکسی پهن کردهاند برای سلامت چمن. باران شب قبل و سحرگاهی چالههای کم عمق آب ایجاد کرده که آزار دهنده است.
⭕️ ادامه دارد
www.tgoop.com/Sohail_Karimi
BY سهيل كريمى

Share with your friend now:
tgoop.com/Sohail_Karimi/2253