tgoop.com/Xatt4/766
Last Update:
سه رباعی بههم پیوستۀ ابن یمین
تدوین دواوین شعرای متقدم پارسی، در نسخههای کهن یا نسخههایی که از روی چنین دستنویسهایی کتابت شده، در وهلۀ نخست، بر مبنای قالب اشعار بوده و در گام بعد، قصاید، غزلیات، قطعات و رباعیات بر اساس شأن نزول، موضوع و ممدوح مشترک، کنار هم قرار میگرفته است. در تصحیح دیوان شاعران، معمولاً به جهت اینکه ترتیب اشعار در همۀ نسخههای مورد استفاده یکسان نیست و یا به منظور سهولت جستجوی اشعار، تنظیم اولیۀ دیوانها از بین میرود و نظم الفبایی قوافی، جای آن را میگیرد.
بههم خوردن نظم قدیم اشعار، ربط موضوعی بعضی شعرها را از بین میبرد و زمینۀ تاریخی، اجتماعی و ادبی آنها را تاریک میکند. گاهی اشعاری که در پاسخ یکدیگر است یا به ماجرای خاصی اشاره دارد، از هم دور میافتد و مخاطب، ربط آنها را در نمییابد. به طور مثال، خواجوی کرمانی یکی از رباعیات شاعر همشهریاش میر کرمانی را با یک رباعی پاسخ گفته است. این دو رباعی، در دستنویس دیوان او کنار هم قرار داشته است. سهیلی خوانساری در تصحیح دیوان خواجو، هنگام نظم بخشیدن به رباعیات، از سر تسامح یا غفلت، این دو رباعی را از هم دور انداخته، یکی را در حرف «م» و دیگری را در حرف «ی» جای داده است. خوانندۀ امروزی، متوجه ربط این دو رباعی نمیشود و حتی تصور میکند هر دو سرودۀ خواجوی کرمانی است.
■
مورد دیگری که اخیراً بدان برخوردهام در دیوان ابن یمین فریومدی شاعر قرن هشتم هجری است. در دستنویس شمارۀ ۹۳۵ کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی که در سدۀ نهم هجری کتابت شده و از نسخههای مورد استفادۀ حسینعلی باستانی راد در تصحیح دیوان اشعار ابن یمین هم بوده است، اشعار نسخه، از جمله رباعیات آن، نظم غیر الفبایی دارد. از جملۀ این رباعیات، سه رباعی به هم پیوستۀ زیر است (برگ ۳۸۴ ر) که مصحح، متوجه ربط آنها نشده و را از هم جدایشان کرده است (دیوان چاپی، ۶۲۸، ۶۴۵):
دلدار همیگفت من محزون را
کآخر چه دوا کنی دل پُر خون را
از وی چو شنیدم این سخن، بگشادم
قفل از سر دُرج گوهر موزون را
گفتم دل من گرچه که غرق خون است
وین محنت و غم از ستم گردون است
در خاطر من رباعیی میگذرد
وین است رباعی، بشنو تا چون است:
خاتون جهان، جهان ملک خاتون را
آن کیسهفشان، سیم و زر قارون را
جاوید بقا باد که تا دفع کند
عدلش ز سر من ستم گردون را.
یادم هست سالها پیش که دیوان چاپی ابن یمین را میخواندم، کنار رباعی دوم نوشتم: «کدام رباعی را میگوید؟» و خبر نداشتم که این رباعی، حلقۀ واسط دو رباعی دیگر است.
■
ابن یمین، در قطعهسرایی آوازه بر آورده، اما ۶۷۰ رباعی دارد که نشان میدهد قالب رباعی برایش اهمیت ویژهای داشته است. این بیشترین تعداد رباعی در میان شاعران همعصر اوست. مستزادهای ابن یمین، از لحاظ تنوع فرم و وزن، در تاریخ رباعی فارسی بسیار حایز است. رباعیات خیامانۀ او نیز در خور بررسی است و برخی از آنها، به عمر خیام منسوب شده است. این قطعۀ او که در دو وزن سروده شده و تلفیق قطعه و رباعی است، و یک شعر دو وزنی محسوب میشود، جزو کارهای خاص ابن یمین است و در دیوان چاپی آن را نیافتم:
از لطف خود ای باد صبا یک سحری خیز
بر خاک در آصف ایّام گذر کن
- گو گر نه دلم غرقه به خون میباید
- من عرضه کنم بر تو که چون میباید
دیروز که به بود به بسیار از امروز
حال من محنت زدۀ بی سر و بی بُن
- صد دست عنایتم نهادی بر سر
- یک دست عنایتم کنون میباید.
..
"چهار خطی"
https://www.tgoop.com/Xatt4
BY چهار خطی

Share with your friend now:
tgoop.com/Xatt4/766