tgoop.com/dastchean/18040
Last Update:
مردم عادی، بزرگترین دشمنان توتالیتاریسم
کتاب خاستگاههای توتالیتاریسم، که بر اساس تجربه زیستهی هانا آرنت در دوران حکومتهای مدرن کمونیستی، نازیسم و فاشیسم نوشته شده، نگاهی عمیق به ساختار و کارکرد حکومتهای استبدادی مدرن دارد. آرنت این حکومتها را «تمامیتخواه» یا «توتالیتر» مینامد.
نازیسم، فاشیسم و کمونیسم، علیرغم تفاوتهایی که با یکدیگر دارند، در تمامیتخواهی اشتراک دارند. آرنت در این کتاب، با بررسی ساختارها و کارکردهای مشترک این حکومتها، عناصر اصلی آنها را چنین برمیشمرد:
• وجود یک ایدئولوژی واحد، جهانشمول و تمامیتخواه
• رهبری مطلقه و کاریزماتیک
• ایجاد رعب و وحشت از طریق تقویت افراطی نیروهای نظامی و امنیتی
• ایجاد نیروهای مردمی شبهنظامی برای سرکوب مخالفان
• دشمنسازی و برچسبزنی به گروههای مخالف بهعنوان دشمنان ایدئولوژی یا خائنان
• طلب وفاداری مطلق از مردم به ایدئولوژی حاکم
• یکسانسازی جامعه و نابودی نهادهای مدنی واسطه
• سرکوب آزادیهای فردی و طرد کامل حیات خصوصی
• ایجاد سیستم قوی تبلیغاتی (پروپاگاندا) برای تحریف حقیقت
• منزویسازی افراد از یکدیگر بهمنظور همسانسازی جامعه
تقسیم جامعه در حکومتهای توتالیتر
در چنین نظامی، مردم به دو دسته تقسیم میشوند:
1. طرفداران و مطیعان ایدئولوژی و رهبری که فردیت خود را از دست داده و کاملاً در نظام تمامیتخواه حل شدهاند.
2. افرادی که استقلال فکری خود را حفظ کرده و بهدنبال زندگی آرام و بیدغدغه هستند، اما حاضر به اطاعت کورکورانه از ایدئولوژی و پیشوا نیستند.
حکومتهای توتالیتر برای تداوم سلطهی خود، همواره دشمنانی فرضی تحت عنوان «دشمن ملت و مردم» معرفی میکنند. رسانههای رسمی آنها، با تبلیغات گسترده، مدام از وجود «دشمنان خلق و حکومت» سخن میگویند. بر همین اساس، هر شهروندی که حاضر به تبعیت مطلق از سیستم نباشد، بهعنوان دشمن داخلی شناخته میشود. حکومت توتالیتر با برچسبهایی چون «دشمن کشور»، «عامل دشمن خارجی»، «فریبخورده» و «خائن به ملت»، با این دسته از مردم برخورد کرده و آنان را سرکوب میکند. بهانههایی واهی برای دستگیری، زندانی کردن، یا حتی حذف فیزیکی آنان از طریق جوخههای مرگ یا مرگهای ساختگی به کار گرفته میشود.
توتالیتاریسم و نابودی همبستگی اجتماعی
در حکومتهای توتالیتر، جامعه به دو بخش تقسیم میشود: تابعان ایدئولوژی و پیشوا، و باقی مردم که طیف گستردهای را تشکیل میدهند، اما بهعنوان دشمنان داخلی تلقی میشوند.
در این جوامع، تعرض به جان، مال، آبرو و عزت مخالفان برای طرفداران سرسپردهی حکومت، امری مشروع و حتی وظیفهای مقدس شمرده میشود. این گروه، حتی اگر تعدادشان اندک باشد، میتوانند برای کل جامعه تصمیم بگیرند، تجمعات برگزار کنند، و از چتر امنیتی حکومت برخوردار شوند. آنان مجازند با بهانههای واهی، سایر مردم را دستگیر کرده و به زندان یا بدتر از آن، به مرگ محکوم کنند.
دستهبندی طرفداران حکومت توتالیتر
پیروان ایدئولوژی در نظامهای تمامیتخواه خود به چند دسته تقسیم میشوند:
1. اقلیتی که واقعاً تحت تأثیر پروپاگاندای حکومت قرار گرفتهاند و دفاع از آن را وظیفهی اخلاقی و وجدانی خود میدانند.
2. کسانی که در باطن هیچ اعتقادی به ایدئولوژی حاکم و پیشوا ندارند، اما به دلیل برخورداری از رانت و منافع گسترده، تظاهر به حمایت میکنند.
نتیجهی این تقسیمبندی، دو قطبی شدن جامعه به اکثریتِ مخالف و منتقد، و اقلیتِ منتفع از حکومت است. این وضعیت، شاید در کوتاهمدت دوام بیاورد، اما چون پایههای نظام توتالیتر بر منطق غلط و شکاف عمیق میان اکثریت جامعه و دولت استوار است، در بلندمدت محکوم به فروپاشی و نابودی خواهد بود.
@dastchean
BY دستچین
Share with your friend now:
tgoop.com/dastchean/18040