tgoop.com/hessetazee/136715
Last Update:
معشوق جان به بهار آغشته ی منی
که موهای خیس ات را
خدایان بر سینه ام می ریزند
و مرا خواب می کنند
یک روزَمی
که بوی شانه تو خواب می بَرَدَم
معشوق جان به بهار آغشته ی منی تو شانه بزن
هنگامه ی منی
من دست های تو را
با بوسه هایم تُک می زدم
من دست های تو را
در چینه دانم مخفی نگاه داشته ام
تو در گلوی من مخفی شدی
صبحانه پنهانی منی
وقتی که نیستی
من چشم های تو را هم
در چینه دانم مخفی نگاه داشته ام
نَحرم کنند اگر
همه می بینند که
تو نگاه ِ گلوگاه ِ پنهانی ِ منی
آواز من از سینه ام که بر می خیزد
از چینه دانم قوت می گیرد
می خوانم
می خوانم
می خوانم
تو خواندن منی
باران که می وزد
سوی چشمانم باران که می وزد
باران که می وزد ،
تو شانه بزن!
باران که می…
یک لحظه من خودم را گم می کنم
نمی بینمَم
اگر تو مرا نبینی
من کیستم که ببینم؟
من نیستم که ببینم ،
نمی بیننمَم
معشوق جان به بهار آغشته ی منی
اگر تو مرا نبینی
من هم نمی بینمم
آهو که عور روی سینه من می افتد
آهو که عور
آهو که عور
آهو که او ،
او او که آ اواو
تو شانه بزن
#رضا_براهنی
🆔 @hessetazee chnl
BY حس تازه
Share with your friend now:
tgoop.com/hessetazee/136715