💎
🆔 @maneshparsi
🆔 @maneshparsi
ایوان مداین - سرودۀ بانو #هما_ارژنگی
آندم که خون سرخ شفق میزند شرار بر گور رفتههای فراموش در غبار
با های و هوی دجله که فریاد میکشد دیوانهوار از ستم روز گار تار
پر میزند پرندۀ جانم بر آسمان تا وادی مداین و ایوان خسروان
مرغی ز روی کنگرهها میکند فغان کو آن شکوه و شوکت بگذشته مهان!
از ژرفنای خاطره گنگ روزگار من روزهای گمشده را جست و جو گرم
بر جای آن بزرگی و سامان و سروری این پشتههای خاک سیه نیست باورم!
چون دجله با هزار دریغ و فسوس و درد فریاد میکنم که مرا از تو یاد باد
دستی ز چنگ و بند زمان سازدم رها تا راندم به درگه آن خسروان راد
در آسمان یاد من آن یادگارها همچون شهابها ی پراکنده میشوند
ایوان و کاخ و آنهمه مردان نامدار یک یک به پیش چشم ترم زنده میشوند
تالار های روشن و شور آفرین کاخ با آن نمادهای دلارای مرمرین
وان فرش بیبدیل مرا میکشد به خویش تا بنگرم نشان بهاران دلنشین
یک سو نشسته بر سر تخت اردشیر راد شاهی که فر و رامش دیرین بنا نهاد
دشمن ستیز مردی و فرخ نژادهای کاو بر شکوه گمشده جانی دوباره داد
سوی دگر حکایت داد است و داوری نوشین روان و خسروی و داد گستری
بوذرجمهر به منش آن مرد گوهری آگه به درد مرد م و آیین کشوری
برزویه آبروی پزشکان پر هنر دارد ز رمز و راز کتبخانهها خبر
گنج سخن نهاده فرا روی روزگار از سرزمین هند و ز یونان و باختر
شاپور سر فراز شهنشاه پهلوان پاد افرهی شگفت دهد بهر تازیان
تا ننگرد به دیدۀ ناپاک دشمنی بر خاک پاک میهن و بر فره کیان
آوای گرم باربد و زخمههای تار آرد پیام خرمی و شادی بهار
گویی به بامشاد و نکیسا زند صلا سر کن سرود تازه که سبز است روزگار
آنجا نشان خسرو وشیرین دلرباست شبدیز و خیل زبده سواران تیز پاست
بزم هنر به جلوۀ بهرام تا سحر از لولیان شنگ و خوش آواز پر صداست
سر خوش ز بزم شادی یاران نغمه ساز در بیکران خاطره پرواز میکنم
گاهی به چنگ زخمۀ مستانه میزنم شیرین سرود خسروی آغاز میکنم
من بی خبر ز خشم بد آهنگ روزگار آسوده دل ز فتنه و نیرنگ روزگار
غافل که از فراز مرا میکشد به زیر میکوبدم به سنگ سیه چنگ روزگار
یکباره آسمان چو شب تار میشود گیتی کبود و تیره و غمبار میشود
وان روزگار تلختر از زهر شوکران بر روی سینهام همه آوار میشود
بینم کنون ز تازش پر کین تازیان آشفته میشود همه آرام مردمان
بر خاک میفتد سر گر دان و سروران بر باد میرود فر و فرهنگ باستان
فرش بهار سان که بود رشک نو بهار گوهر نشانده پرده ی زیبای زرنگار
آن تاج و تخت و جامه شاهان کامکار گنجینههای مانده ز دوران به یادگار
چون میدرد درفش کهنسال کاویان تاراج میشود به کف خیل جاهلان
ایرانی نژاده به پندار دشمنان یکباره میشود عجم و گنگ و ناتوان
دیوان و دفتر و کتب دانش و خرد در کام شعلههای ستمکاره میروند
آزادگان به نام موالی چو بردگان آماج خشم مردم بیما یه میشوند
اینجا دگر ز شوکت دیرین نشانه نیست ایوان و کاخ و بارگه خسروانه نیست
بانگ سرود و زخمه چنگ و چغانه نیست یا آتشی که برکشد از آن زبانه نیست
تاق کهن رهیده ز توفان سال و ماه تنها نشسته همچو دلیری به بارگاه
با پیکر شکسته به من میدهد ندا بنگر به آسمان که چه سان میدمد پگاه!
اینک تو با دمیدن خورشید زر نشان باید که وارهی ز غم و شاد و پر توان
گامی نهی دو باره بر آیین رفتگان تا روز سر فرازی ایران جاودان
💎
🆔 @maneshparsi
آندم که خون سرخ شفق میزند شرار بر گور رفتههای فراموش در غبار
با های و هوی دجله که فریاد میکشد دیوانهوار از ستم روز گار تار
پر میزند پرندۀ جانم بر آسمان تا وادی مداین و ایوان خسروان
مرغی ز روی کنگرهها میکند فغان کو آن شکوه و شوکت بگذشته مهان!
از ژرفنای خاطره گنگ روزگار من روزهای گمشده را جست و جو گرم
بر جای آن بزرگی و سامان و سروری این پشتههای خاک سیه نیست باورم!
چون دجله با هزار دریغ و فسوس و درد فریاد میکنم که مرا از تو یاد باد
دستی ز چنگ و بند زمان سازدم رها تا راندم به درگه آن خسروان راد
در آسمان یاد من آن یادگارها همچون شهابها ی پراکنده میشوند
ایوان و کاخ و آنهمه مردان نامدار یک یک به پیش چشم ترم زنده میشوند
تالار های روشن و شور آفرین کاخ با آن نمادهای دلارای مرمرین
وان فرش بیبدیل مرا میکشد به خویش تا بنگرم نشان بهاران دلنشین
یک سو نشسته بر سر تخت اردشیر راد شاهی که فر و رامش دیرین بنا نهاد
دشمن ستیز مردی و فرخ نژادهای کاو بر شکوه گمشده جانی دوباره داد
سوی دگر حکایت داد است و داوری نوشین روان و خسروی و داد گستری
بوذرجمهر به منش آن مرد گوهری آگه به درد مرد م و آیین کشوری
برزویه آبروی پزشکان پر هنر دارد ز رمز و راز کتبخانهها خبر
گنج سخن نهاده فرا روی روزگار از سرزمین هند و ز یونان و باختر
شاپور سر فراز شهنشاه پهلوان پاد افرهی شگفت دهد بهر تازیان
تا ننگرد به دیدۀ ناپاک دشمنی بر خاک پاک میهن و بر فره کیان
آوای گرم باربد و زخمههای تار آرد پیام خرمی و شادی بهار
گویی به بامشاد و نکیسا زند صلا سر کن سرود تازه که سبز است روزگار
آنجا نشان خسرو وشیرین دلرباست شبدیز و خیل زبده سواران تیز پاست
بزم هنر به جلوۀ بهرام تا سحر از لولیان شنگ و خوش آواز پر صداست
سر خوش ز بزم شادی یاران نغمه ساز در بیکران خاطره پرواز میکنم
گاهی به چنگ زخمۀ مستانه میزنم شیرین سرود خسروی آغاز میکنم
من بی خبر ز خشم بد آهنگ روزگار آسوده دل ز فتنه و نیرنگ روزگار
غافل که از فراز مرا میکشد به زیر میکوبدم به سنگ سیه چنگ روزگار
یکباره آسمان چو شب تار میشود گیتی کبود و تیره و غمبار میشود
وان روزگار تلختر از زهر شوکران بر روی سینهام همه آوار میشود
بینم کنون ز تازش پر کین تازیان آشفته میشود همه آرام مردمان
بر خاک میفتد سر گر دان و سروران بر باد میرود فر و فرهنگ باستان
فرش بهار سان که بود رشک نو بهار گوهر نشانده پرده ی زیبای زرنگار
آن تاج و تخت و جامه شاهان کامکار گنجینههای مانده ز دوران به یادگار
چون میدرد درفش کهنسال کاویان تاراج میشود به کف خیل جاهلان
ایرانی نژاده به پندار دشمنان یکباره میشود عجم و گنگ و ناتوان
دیوان و دفتر و کتب دانش و خرد در کام شعلههای ستمکاره میروند
آزادگان به نام موالی چو بردگان آماج خشم مردم بیما یه میشوند
اینجا دگر ز شوکت دیرین نشانه نیست ایوان و کاخ و بارگه خسروانه نیست
بانگ سرود و زخمه چنگ و چغانه نیست یا آتشی که برکشد از آن زبانه نیست
تاق کهن رهیده ز توفان سال و ماه تنها نشسته همچو دلیری به بارگاه
با پیکر شکسته به من میدهد ندا بنگر به آسمان که چه سان میدمد پگاه!
اینک تو با دمیدن خورشید زر نشان باید که وارهی ز غم و شاد و پر توان
گامی نهی دو باره بر آیین رفتگان تا روز سر فرازی ایران جاودان
💎
🆔 @maneshparsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دروازه شهر پارسه
🔹بسیاری بر این باورند که تخت جمشید فقط به کاخهایی
که روی صفه سنگی ساخته شده منحصر میشود ، در
حالیکه دوهزاروپانصدسالپیش این منطقه از مرودشت
یک کلانشهر بزرگ بوده که علاوه بر پادشاهان ، درباریان
نظامیان ، ثروتمندان ، مردم عادی نیز در این شهر بزرگ
زندگی میکردهاند و امروزه بقایای این شهر زیر لایه بزرگی
از خاک مدفون شده و اهالی کنونی مرودشت روی این
شهر بزرگ باستانی مشغول به کشاورزی هستند. !!!
🔹مدیر پایگاه میراث جهانی #تخت_جمشید میگوید پس از ۱۲ سال کاوش مشترک دانشگاه شیراز و دانشگاه بلونیای ایتالیا بقایای دروازه ۱۲ متری شهر تخت جمشید کشف شده است.
🔹علیرضا عسکری چاوردی که یکی از سرپرستان گروه کاوش تخت جمشید (پارسه) است در در این باره گفت: «در این پروژه باستانشناسی مشترک، ویرانههای شهر پارسه که امروز در این اراضی کشاورزی میشود را شناسایی کردیم و در جایی خیلی مهم که برای ما قابل پیشبینی نبود دروازه شهر شناسایی شد.»
💎
🆔 @maneshparsi
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۲۰ اسفند زادروز مجتبی منشیزاده
(زاده ۲۰ اسفند ۱۳۳۰) زبانشناس، دانشیار دانشگاه و سردبیر نشریه زبانشناسی
او در سال ۱۳۶۷ از دانشگاه تهران کارشناسی ارشد و سال ۱۳۷۳ دکترای فرهنگ و زبانهای باستانی گرفت.
آثار:
مهریشت - تحلیل متن اوستایی - نشر دانشگاه علامه طباطبایی
آموزش عالی در ایران
ادبیات ملل مسلمان (ترجمه)
معنیشناسی زبانی (ترجمه)
زبان، بافت و متن، نوشته مایکل هَلیدِی و رقیه حسن، ترجمه بههمراه طاهره ایشانی
مدرسه کارا: راهنمایی برای مدیران و آموزگاران مدارس، نوشته راجر اسمیت، ترجمه ریحانه حرمپناهی و مجتبی منشیزاده
سمتها و فعالیتها:
معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلیِ دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجیِ دانشگاه علامه طباطبایی
مدیر برنامهریزی دانشگاه شهید بهشتی از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴
استاد اعزامی به دانشگاه ورشو در لهستان.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#مجتبی_منشی_زاده، ز
۲۰ اسفند زادروز مجتبی منشیزاده
(زاده ۲۰ اسفند ۱۳۳۰) زبانشناس، دانشیار دانشگاه و سردبیر نشریه زبانشناسی
او در سال ۱۳۶۷ از دانشگاه تهران کارشناسی ارشد و سال ۱۳۷۳ دکترای فرهنگ و زبانهای باستانی گرفت.
آثار:
مهریشت - تحلیل متن اوستایی - نشر دانشگاه علامه طباطبایی
آموزش عالی در ایران
ادبیات ملل مسلمان (ترجمه)
معنیشناسی زبانی (ترجمه)
زبان، بافت و متن، نوشته مایکل هَلیدِی و رقیه حسن، ترجمه بههمراه طاهره ایشانی
مدرسه کارا: راهنمایی برای مدیران و آموزگاران مدارس، نوشته راجر اسمیت، ترجمه ریحانه حرمپناهی و مجتبی منشیزاده
سمتها و فعالیتها:
معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلیِ دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجیِ دانشگاه علامه طباطبایی
مدیر برنامهریزی دانشگاه شهید بهشتی از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴
استاد اعزامی به دانشگاه ورشو در لهستان.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#مجتبی_منشی_زاده، ز
Telegram
attach 📎
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۲۰ اسفند زادروز نوذر پرنگ
(زاده ۲۰ اسفند ۱۳۱۶ تهران -- درگذشته ۲۲ امرداد ۱۳۸۵ تهران) شاعر و ترانهسرا
او با مبانی زبانشناسی و ریشهشناسی واژه آشنایی داشت و در زمینه زبانهای باستانی و زبان پهلوی و اوستایی در آمریکا تحصیل کرده بود.
سرودن شعر را از دوران دبیرستان آغاز کرد و کمکم برخی از اشعارش را برای صفحات ادبی نشریات فرستاد. شعرهای او که بهزودی شهرت و محبوبیت برای او به ارمغان آورد، نخستین بار در روزنامههای آن زمان و بعدها در صفحه ادبی هفتهنامه روشنفکر که «ترانههای بهشتی» نام داشت و فریدون مشیری این صفحه را اداره میکرد، چاپ شد.
در دهههای ۱۳۳۰ و ۴۰ شعرهایش علاوه بر نشریه روشنفکر در ماهنامه سخن نیز چاپ میشد و خوانندگان بسیار داشت. در نوجوانی و برای طبعآزمایی، ترانهسرایی برای خوانندگان مرد و زن رادیو را آغاز کرد و برای ویگن، پوران، الهه، منوچهر، گوگوش، مهتاب و دیگر هنرمندان، بیش از یکصد ترانه سرود که معروفترین آنها ترانه بسیار مشهور تولدت مبارک "با آهنگی از انوشیروان روحانی که نخستین بار توسط ویگن اجرا شد" «غروبا که میشه روشن چراغا» با آهنگ و صدای منوچهر، اسب سُم طلا "با آهنگ عطاءاله خرم و صدای ویگن" است.
او در سرودن شعرهای کلاسیک "غزل، مثنوی" سبک منحصر بهفرد خود را داشت که از ویژگیهای این سبک پیوند مضامین معاصر با سبکهای عراقی و هندی است. وی همچنین از دوران جوانی آشنایی نزدیکی با "نیمایوشیج" پیدا کرد و با او رفتوآمد داشت که همین آشنایی موجب شد در عرصه شعرنو نیز به طبعآزمایی بپردازد.
وی در سال ۱۳۴۹ بهدعوت برادرش به آمریکا رفت و به تحصیل در رشته ادبیات پرداخت و سپس در دانشگاه رایس در حوزه ادبیات تطبیقی و زبانشناسی باستان نیز تحصیل کرد.
سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ موفقترین سالهای زندگی هنری و ادبی او بود، چرا که او بهترین و زیباترین شعرهایش را در همین سالها سرود و در ماهنامه سخن و هفتهنامههای روشنفکر، سپیدوسیاه، امید ایران، هفتهنامه فردوسی و ماهنامه سخن منتشر شد.
تیزبینی حیرتانگیز و گرایشهای پوچگرایانه و نهیلیستی، از ویژگیهای شاخص اشعار نیمایی اوست.
آرامگاه وی در قطعه هنرمندان است.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#نوذر_پرنگ، ز
۲۰ اسفند زادروز نوذر پرنگ
(زاده ۲۰ اسفند ۱۳۱۶ تهران -- درگذشته ۲۲ امرداد ۱۳۸۵ تهران) شاعر و ترانهسرا
او با مبانی زبانشناسی و ریشهشناسی واژه آشنایی داشت و در زمینه زبانهای باستانی و زبان پهلوی و اوستایی در آمریکا تحصیل کرده بود.
سرودن شعر را از دوران دبیرستان آغاز کرد و کمکم برخی از اشعارش را برای صفحات ادبی نشریات فرستاد. شعرهای او که بهزودی شهرت و محبوبیت برای او به ارمغان آورد، نخستین بار در روزنامههای آن زمان و بعدها در صفحه ادبی هفتهنامه روشنفکر که «ترانههای بهشتی» نام داشت و فریدون مشیری این صفحه را اداره میکرد، چاپ شد.
در دهههای ۱۳۳۰ و ۴۰ شعرهایش علاوه بر نشریه روشنفکر در ماهنامه سخن نیز چاپ میشد و خوانندگان بسیار داشت. در نوجوانی و برای طبعآزمایی، ترانهسرایی برای خوانندگان مرد و زن رادیو را آغاز کرد و برای ویگن، پوران، الهه، منوچهر، گوگوش، مهتاب و دیگر هنرمندان، بیش از یکصد ترانه سرود که معروفترین آنها ترانه بسیار مشهور تولدت مبارک "با آهنگی از انوشیروان روحانی که نخستین بار توسط ویگن اجرا شد" «غروبا که میشه روشن چراغا» با آهنگ و صدای منوچهر، اسب سُم طلا "با آهنگ عطاءاله خرم و صدای ویگن" است.
او در سرودن شعرهای کلاسیک "غزل، مثنوی" سبک منحصر بهفرد خود را داشت که از ویژگیهای این سبک پیوند مضامین معاصر با سبکهای عراقی و هندی است. وی همچنین از دوران جوانی آشنایی نزدیکی با "نیمایوشیج" پیدا کرد و با او رفتوآمد داشت که همین آشنایی موجب شد در عرصه شعرنو نیز به طبعآزمایی بپردازد.
وی در سال ۱۳۴۹ بهدعوت برادرش به آمریکا رفت و به تحصیل در رشته ادبیات پرداخت و سپس در دانشگاه رایس در حوزه ادبیات تطبیقی و زبانشناسی باستان نیز تحصیل کرد.
سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ موفقترین سالهای زندگی هنری و ادبی او بود، چرا که او بهترین و زیباترین شعرهایش را در همین سالها سرود و در ماهنامه سخن و هفتهنامههای روشنفکر، سپیدوسیاه، امید ایران، هفتهنامه فردوسی و ماهنامه سخن منتشر شد.
تیزبینی حیرتانگیز و گرایشهای پوچگرایانه و نهیلیستی، از ویژگیهای شاخص اشعار نیمایی اوست.
آرامگاه وی در قطعه هنرمندان است.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#نوذر_پرنگ، ز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موزه ملی ایران و جام فوقالعاده زیبای کلاردشت که از چند هنر و شاهکار برجسته ی ایران باستان محسوب می شود..
.
🔹قدمت این جام به ۲۸۰۰ سال پیش می رسد و از طلا ساخته شده ، سر شیر ها به جام پس از ساخت جام در زمان خودش وصل شده.
.
🔹در سال ۱۳۱۳ خورشیدی و حین ساخت کاخ تابستانی اجابیت در دشت کلاردشت(مازندران)، گورهایی از دوره آهن آشکار شد،
🔹اشیاء بهدستآمده به «گنجینه کلاردشت» معروف گردیده که شامل سلاح و ظروف از فلزات قیمتی است.
.
🔹جام طلایی کلاردشت با بلندی ۱۰ سانتیمتر دارای یک ردیف نقش برجسته شیر است که سر آنها به صورت جداگانه کار شده و از طرفین به جام پرچ شدهاست. بر روی سرین «کپل» شیرها نشان چلیپا نقش بسته و بر روی ران و گونههای شیرها نقش گردونه خورشید و نیز تزیینی شبیه دو گل کوچک بر روی پای جلوی آنها دیده میشود. بالا و پایین جام با یک ردیف نقش زنجیره ای تزیین شده و در کف آن نقش ترنج هندسی محصور در نوار زنجیرهای که درون آن گلهای شش پر حک شده، دیده میشود.
.
💎
🆔 @maneshparsi
.
🔹قدمت این جام به ۲۸۰۰ سال پیش می رسد و از طلا ساخته شده ، سر شیر ها به جام پس از ساخت جام در زمان خودش وصل شده.
.
🔹در سال ۱۳۱۳ خورشیدی و حین ساخت کاخ تابستانی اجابیت در دشت کلاردشت(مازندران)، گورهایی از دوره آهن آشکار شد،
🔹اشیاء بهدستآمده به «گنجینه کلاردشت» معروف گردیده که شامل سلاح و ظروف از فلزات قیمتی است.
.
🔹جام طلایی کلاردشت با بلندی ۱۰ سانتیمتر دارای یک ردیف نقش برجسته شیر است که سر آنها به صورت جداگانه کار شده و از طرفین به جام پرچ شدهاست. بر روی سرین «کپل» شیرها نشان چلیپا نقش بسته و بر روی ران و گونههای شیرها نقش گردونه خورشید و نیز تزیینی شبیه دو گل کوچک بر روی پای جلوی آنها دیده میشود. بالا و پایین جام با یک ردیف نقش زنجیره ای تزیین شده و در کف آن نقش ترنج هندسی محصور در نوار زنجیرهای که درون آن گلهای شش پر حک شده، دیده میشود.
.
💎
🆔 @maneshparsi
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۲۱ اسفند سالروز درگذشت نظامی گنجوی
(زاده سال ۵۳۵ق گنجه -- درگذشته ۲۱ اسفند ۵۷۸ش=۶۱۲ق گنجه) شاعر
او که شاعری داستانسرا و استاد سرایش مثنوی داستانی بود، ليلی و مجنون، خسرو و شيرين، هفت پيكر و اسكندرنامه از جمله آثار اوست. وی شهرت از شهر گنجه قفقاز برد و مردی گوشهگير بود كه اميران زمان خود را مدح نگفت. او مدح گفتن شاهان، اميران و مقامات وقت را دروغگویی و چاپلوسی و نوعی گناه میدانست و در اين باره گفته است:
چو نتوان راستی را درج كردن
دروغی را چه بايد خرج كردن
این شعر گنجوی که به انگلیسی و زبانهای اروپایی دیگر ترجمه شده در مقدمه کتابهای درسی «خبرنویسی» درج شده و با استناد به آن به کسانی که بعدا «خبرنویس» میشوند گوشزد می شود که اگر نتوانند حقیقت یک رویداد را بنویسند، بهتر است که از آن بگذرند تا مطلب نادرست و ناقص بنویسند و بخورد مخاطب دهند. مخاطب خریدار خبر است و نباید به او کم فروشی و بنجل فروشی کرد.
وی از زادگاهش، جز يك سفر به تبريز خارج نشد. داستانهای دوران ساسانيان، زمینه ساز نظامی در تنظیم خسرو و شيرين و هفت پيكر "بهرام نامه" بودهاند.
در مورد زادگاهش، سند دقيقى در دست نيست، اما برخى از منابع زادگاهش را تفرش يا فراهان دانستهاند، ولى چون در گنجه زيسته به گنجوى شهرت يافته.
این سروده زیبا از اوست:
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
مینگیز فتنه میفروز کین
خرابی میاور در ایران زمین
تو را ملکی آسوده بی داغ و رنج
مکن ناسپاسی در آن مال و گنج
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#نظامی_گنجوی، د
۲۱ اسفند سالروز درگذشت نظامی گنجوی
(زاده سال ۵۳۵ق گنجه -- درگذشته ۲۱ اسفند ۵۷۸ش=۶۱۲ق گنجه) شاعر
او که شاعری داستانسرا و استاد سرایش مثنوی داستانی بود، ليلی و مجنون، خسرو و شيرين، هفت پيكر و اسكندرنامه از جمله آثار اوست. وی شهرت از شهر گنجه قفقاز برد و مردی گوشهگير بود كه اميران زمان خود را مدح نگفت. او مدح گفتن شاهان، اميران و مقامات وقت را دروغگویی و چاپلوسی و نوعی گناه میدانست و در اين باره گفته است:
چو نتوان راستی را درج كردن
دروغی را چه بايد خرج كردن
این شعر گنجوی که به انگلیسی و زبانهای اروپایی دیگر ترجمه شده در مقدمه کتابهای درسی «خبرنویسی» درج شده و با استناد به آن به کسانی که بعدا «خبرنویس» میشوند گوشزد می شود که اگر نتوانند حقیقت یک رویداد را بنویسند، بهتر است که از آن بگذرند تا مطلب نادرست و ناقص بنویسند و بخورد مخاطب دهند. مخاطب خریدار خبر است و نباید به او کم فروشی و بنجل فروشی کرد.
وی از زادگاهش، جز يك سفر به تبريز خارج نشد. داستانهای دوران ساسانيان، زمینه ساز نظامی در تنظیم خسرو و شيرين و هفت پيكر "بهرام نامه" بودهاند.
در مورد زادگاهش، سند دقيقى در دست نيست، اما برخى از منابع زادگاهش را تفرش يا فراهان دانستهاند، ولى چون در گنجه زيسته به گنجوى شهرت يافته.
این سروده زیبا از اوست:
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
مینگیز فتنه میفروز کین
خرابی میاور در ایران زمین
تو را ملکی آسوده بی داغ و رنج
مکن ناسپاسی در آن مال و گنج
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#نظامی_گنجوی، د
Forwarded from بدانیم🌏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 بیست و یکم اسفند، روز بزرگداشتِ حکیم نظامی گنجهای، شاعر و ادیب نامدار ایرانی
همه عالم تَن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران، دلِ زمین باشد
دل زِ تن بِه بُود یقین باشد.
🔴 پندی از حکیم نظامی گنجهای:
مَینگیز فتنه، مَیفروز کین
خرابی میاور در ایرانزمین
تو را مُلکِ آسوده، بیداغ و رنج
مُکُن ناسپاسی در آن مال و گنج
•🍃☘ @didYouKonw
همه عالم تَن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران، دلِ زمین باشد
دل زِ تن بِه بُود یقین باشد.
🔴 پندی از حکیم نظامی گنجهای:
مَینگیز فتنه، مَیفروز کین
خرابی میاور در ایرانزمین
تو را مُلکِ آسوده، بیداغ و رنج
مُکُن ناسپاسی در آن مال و گنج
•🍃☘ @didYouKonw
احتمالا خیلیا دوست داشتید شاهنامه بخونید و بدونید داستان از چه قراره ولی به هر دلیلی نمیتونید
این عکس کل خلاصه و خط زمانی داستانهای شاهنامه رو به زیبایی توضیح میده w
💎
🆔 @maneshparsi
این عکس کل خلاصه و خط زمانی داستانهای شاهنامه رو به زیبایی توضیح میده w
💎
🆔 @maneshparsi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آفرین به این بچه های دهه هشتادی مشاهده کنید چطور به فرهنگ اصیل ایرانی دست آویختند
که ایران چو باغیست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
🌾
💎
🆔 @maneshparsi
که ایران چو باغیست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
🌾
💎
🆔 @maneshparsi
نوروز؛ هدیه فردوسی به بشریت
در روزهایی که سرمای جانسوز اسفند، کم کم جایش را به بهار دلنشین شهر می دهد، آرامگاه حکیم طوس، جایی که خاستگاه حماسه و ادب، زبان و فکر و فرهنگ فارسی است، میزبان مراسمی با عنوان «نوروز در میراث شاهنامه» بود و سخنرانان از اهمیت نوروز در فرهنگ ایرانی و ارتباط آن با شاهنامه سخن گفتند. همچنین شاهنامهخوانی، درختکاری و کاشت سرو سیمین در محوطه آرامگاه و نیز افتتاح کتابخانه و مرکز اسناد آرامگاه فردوسی با نام دکتر محمدعلی ندوشن، از دیگر بخش های این نشست ادبی و فرهنگی بود که صبح پنجشنبه گذشته، ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۳ برگزار شد.
فردوسی باغبان هویت ایرانی است
در ابتدای این نشست، دکتر محمدجعفر یاحقی، مدیر مؤسسۀفرهنگی خردسرای فردوسی، فردوسیپژوه مطرح و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گفت: فردوسی باغبان هویت ایرانی است و درخت تنومند شاهنامه را در این سرزمین کاشته است. حکیم فرزانه طوس، همواره از شاهنامه بهعنوان درختی تنومند یاد کرده است. این یادکرد با شغل فردوسی که باغدار بوده همخوانی دارد چراکه واژه درخت در شاهنامه نیز بسیار تکرار شده است.
چرا به نوروز، نوروز گفته میشود؟
یاحقی با اشاره به آیین باستانی نوروز، گفت: همه میدانیم نوروز در فرهنگ ما و شاید فرهنگ بشری از شاهنامه سرچشمه گرفته است و دلیل نامگذاری این زمان از سال به نوروز به زمان اساطیری جمشید برمیگردد. وقتی جمشید به قدرت رسید تمام دیوها و بدکاران را مطیع خود کرد و بر دنیای نیکیها مسلط شد. پس از این ماجرا همه اطراف او جمع شدند و این روز را به او تبریک گفتند و به قول فردوسی «مر آن روز را روز نو خواندند» و از آن جا نوروز آغاز شد. پس نوروز ریشه در عصر اسطورهها و عصر حیات این سرزمین دارد.
نوروز؛ مولود هم آوایی فرهنگ ایران
وی دربارهٔ علت توجه فارسی زبانان به آیین نوروز، تصریح کرد: اگر امروز نوروز در شماری از کشورها به رسمیت شناختهشده است، علت آن را باید در شاهنامه جست وجو کرد چراکه این دستاورد عزیز از شاهنامه سرچشمه میگیرد و مولود هم آوایی فرهنگ ایران است که امروز جهانی شده است. نوروز در نقطهای از سال قرارگرفته که بهترین زمان ممکن است، زمانی که شب و روز بهاندازه هم هستند و تحویل سال، مرحله جدیدی از حیات را نوید میدهد. همه ملتها تجدید سال دارند ولی تجدید سال هیچکدام از آنها در این نقطه زیبای سال قرار نگرفته که از آن روز به بعد روزها بلندتر و شبها کوتاهتر است. شاید اتفاقی نیست که پایان سرایش شاهنامه هم در آستانه نوروز و ۲۵ اسفندماه است.
هدیه فردوسی به بشریت
دکتر یاحقی افزود: از روزگار جمشید که روزگار افسانهها و اسطورههاست تا امروز، نوروز بهعنوان یک یادگار تاریخی در سینه فرهنگ ایران قرارگرفته و همچنان ادامه دارد. این معجزهای است که شاهنامه و فردوسی بزرگ به بشریت هدیه دادهاند. ریشههای نوروز درگذشتهها و شاخ و برگ آن در روزگار ما قرارگرفته و باید قدر این آیین را بدانیم.
چند آیین کهن نوروز
سید مهدی سیدی فرخد، پژوهشگر فرهنگ و زبان و ادبیات فارسی که کتاب «چراغ برات» را درباره آیینهای خراسان نوشته، دومین سخنرانی بود که با حاضران سخن گفت. او این گونه آغاز کرد: نوروز و آیینهای آن در ایران بزرگ یک واقعه بسیار مهم بوده است؛ واقعهای که با نزدیک شدن به زمان این رویداد، جامعه دچار تحولات رنگارنگی میشد. ازجمله آن میتوان به اندرگاه یا روزهای بیصاحب و بیموکل که همان ۵ روز آخر سال است، اشاره کرد. در این پنج روز آیینهای مختلفی برگزار میشد، ازجمله این که مردم با لباسهایی آراسته به استقبال روح مردگان که از آسمان به زمین میآمدند، میرفتند و این روزها به نام فروردگان (روزی که فروهرها از آسمان به زمین میآیند) نامگذاری شده بود. هنوز در برخی نقاط خراسان شب قبل از عید نوروز را عید مردهها میدانند و روز اول فروردین را عید زندهها میگویند....
گزارش: محمد بهبودینیا
روزنامهٔ خراسان، شماره ۲۱۷۲۵، ادب و هنر، صفحه شماره ۷
ادامه و گزارش کامل در لینک زیر:
https://sarasari.khorasanonlin.ir/?nid=21725&pid=7&type=0
💎
🆔 @maneshparsi
در روزهایی که سرمای جانسوز اسفند، کم کم جایش را به بهار دلنشین شهر می دهد، آرامگاه حکیم طوس، جایی که خاستگاه حماسه و ادب، زبان و فکر و فرهنگ فارسی است، میزبان مراسمی با عنوان «نوروز در میراث شاهنامه» بود و سخنرانان از اهمیت نوروز در فرهنگ ایرانی و ارتباط آن با شاهنامه سخن گفتند. همچنین شاهنامهخوانی، درختکاری و کاشت سرو سیمین در محوطه آرامگاه و نیز افتتاح کتابخانه و مرکز اسناد آرامگاه فردوسی با نام دکتر محمدعلی ندوشن، از دیگر بخش های این نشست ادبی و فرهنگی بود که صبح پنجشنبه گذشته، ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۳ برگزار شد.
فردوسی باغبان هویت ایرانی است
در ابتدای این نشست، دکتر محمدجعفر یاحقی، مدیر مؤسسۀفرهنگی خردسرای فردوسی، فردوسیپژوه مطرح و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گفت: فردوسی باغبان هویت ایرانی است و درخت تنومند شاهنامه را در این سرزمین کاشته است. حکیم فرزانه طوس، همواره از شاهنامه بهعنوان درختی تنومند یاد کرده است. این یادکرد با شغل فردوسی که باغدار بوده همخوانی دارد چراکه واژه درخت در شاهنامه نیز بسیار تکرار شده است.
چرا به نوروز، نوروز گفته میشود؟
یاحقی با اشاره به آیین باستانی نوروز، گفت: همه میدانیم نوروز در فرهنگ ما و شاید فرهنگ بشری از شاهنامه سرچشمه گرفته است و دلیل نامگذاری این زمان از سال به نوروز به زمان اساطیری جمشید برمیگردد. وقتی جمشید به قدرت رسید تمام دیوها و بدکاران را مطیع خود کرد و بر دنیای نیکیها مسلط شد. پس از این ماجرا همه اطراف او جمع شدند و این روز را به او تبریک گفتند و به قول فردوسی «مر آن روز را روز نو خواندند» و از آن جا نوروز آغاز شد. پس نوروز ریشه در عصر اسطورهها و عصر حیات این سرزمین دارد.
نوروز؛ مولود هم آوایی فرهنگ ایران
وی دربارهٔ علت توجه فارسی زبانان به آیین نوروز، تصریح کرد: اگر امروز نوروز در شماری از کشورها به رسمیت شناختهشده است، علت آن را باید در شاهنامه جست وجو کرد چراکه این دستاورد عزیز از شاهنامه سرچشمه میگیرد و مولود هم آوایی فرهنگ ایران است که امروز جهانی شده است. نوروز در نقطهای از سال قرارگرفته که بهترین زمان ممکن است، زمانی که شب و روز بهاندازه هم هستند و تحویل سال، مرحله جدیدی از حیات را نوید میدهد. همه ملتها تجدید سال دارند ولی تجدید سال هیچکدام از آنها در این نقطه زیبای سال قرار نگرفته که از آن روز به بعد روزها بلندتر و شبها کوتاهتر است. شاید اتفاقی نیست که پایان سرایش شاهنامه هم در آستانه نوروز و ۲۵ اسفندماه است.
هدیه فردوسی به بشریت
دکتر یاحقی افزود: از روزگار جمشید که روزگار افسانهها و اسطورههاست تا امروز، نوروز بهعنوان یک یادگار تاریخی در سینه فرهنگ ایران قرارگرفته و همچنان ادامه دارد. این معجزهای است که شاهنامه و فردوسی بزرگ به بشریت هدیه دادهاند. ریشههای نوروز درگذشتهها و شاخ و برگ آن در روزگار ما قرارگرفته و باید قدر این آیین را بدانیم.
چند آیین کهن نوروز
سید مهدی سیدی فرخد، پژوهشگر فرهنگ و زبان و ادبیات فارسی که کتاب «چراغ برات» را درباره آیینهای خراسان نوشته، دومین سخنرانی بود که با حاضران سخن گفت. او این گونه آغاز کرد: نوروز و آیینهای آن در ایران بزرگ یک واقعه بسیار مهم بوده است؛ واقعهای که با نزدیک شدن به زمان این رویداد، جامعه دچار تحولات رنگارنگی میشد. ازجمله آن میتوان به اندرگاه یا روزهای بیصاحب و بیموکل که همان ۵ روز آخر سال است، اشاره کرد. در این پنج روز آیینهای مختلفی برگزار میشد، ازجمله این که مردم با لباسهایی آراسته به استقبال روح مردگان که از آسمان به زمین میآمدند، میرفتند و این روزها به نام فروردگان (روزی که فروهرها از آسمان به زمین میآیند) نامگذاری شده بود. هنوز در برخی نقاط خراسان شب قبل از عید نوروز را عید مردهها میدانند و روز اول فروردین را عید زندهها میگویند....
گزارش: محمد بهبودینیا
روزنامهٔ خراسان، شماره ۲۱۷۲۵، ادب و هنر، صفحه شماره ۷
ادامه و گزارش کامل در لینک زیر:
https://sarasari.khorasanonlin.ir/?nid=21725&pid=7&type=0
💎
🆔 @maneshparsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازدید از مهندسی ساخت آبراه 2500 ساله شهر #پارسه در یک روز بارانی
زیر کاخ صدستون دومین کاخ وسیع تخت جمشید است که در شرق حیاط کاخ آپادانا قرار دارد. ساخت این کاخ بهدست #خشایارشا بزرگ آغاز شد و اردشیر یکم آن را به پایان رساند.
فیلم از پژمان ابراهیمی
💎
🆔 @maneshparsi
زیر کاخ صدستون دومین کاخ وسیع تخت جمشید است که در شرق حیاط کاخ آپادانا قرار دارد. ساخت این کاخ بهدست #خشایارشا بزرگ آغاز شد و اردشیر یکم آن را به پایان رساند.
فیلم از پژمان ابراهیمی
💎
🆔 @maneshparsi
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۲۲ اسفند سالروز درگذشت ایرج میرزا
(زاده ۶ آبان ۱۲۵۳ تبریز -- درگذشته ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ تهران) شاعر
او از نوادگان فتحعلیشاه قاجار بود که پدر و پدربزرگش هردو شاعر بودند و او طبع شعریاش را از آنها به ارث برده بود. وی فارسی، عربی و فرانسوی را در تبریز نزد عارف اصفهانی و نصراله بهار شیروانی آموخت. در سال ۱۳۰۳ سمت بازرس کل امور مالیه خراسان را رها کرد و بهتهران آمد.
اقامت او در خراسان که پنج سال بهطول انجامید، بارزترین دوران کوشش ادبی وی بود. او نمیتوانست نسبت به جنبشهای آزادیخواهی که در همه جای کشور پدید آمده بود، بیاعتنا باشد و در اشعاری که در این زمان سرود. سادگی و صمیمیت، عمق اندیشه و لحن افشا و اعتراض بهطور کاملا آشکار به چشم میخورد و در این سالهاست که او را بهعنوان یک شاعر بزرگ ملی میشناسند. وی در هنگام ورود به تهران با استقبال گرم و پرشور ادبا و شعرا و مردم عادی که اندیشههای خود را در شعر او دیده بودند روبرو شد
وی شاعری را شغل و حرفه خود قرار نداد و جز به حکم تفنن و فرمان طبع، شعر نمیسرود، حتی در ابتدا از لقب فخر الشعرایی که امیرنظام به او داده بود استفاده نکرد. او تا اواسط عمر کمتر شعر گفته و اشعار او منحصر بههمان قصاید و اشعاری بود که جنبه تفنن و شوخی دوستانه داشت.
در تابستان ۱۲۹۹ اندکی پس از قیام خراسان، ابوالقاسم عارف، سفری به آنجا کرد و مهمان کلنل محمدتقیخان پسیان شد. ایرج که دل خوشی از عارف نداشت، مثنوی عارفانه را سرود و هنگامی که این نوشته بهتهران رسید و چاپ شد، ولولهای در شهر به راه انداخت. دوستان عارف سخت برآشفتند و به وی بد گفتند و او را هجو کردند. مثنوی عارفانه مشتمل بر پانصد و پانزده بیت است و در آن ایرج از عارف گله میکند و نیشهای بسیار تندی میزند ولی این مثنوی قسمتهای بسیار زیبایی در مورد زن، حجاب، مالکان ستمکار و بیچارگی دهقانان در خود دارد که اوضاع و احوال ناگوار مردم و کشور در آن روزگار را روایت میکند.
آرامگاه وی در گورستان ظهیرالدوله تهران است.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#ایرج_میرزا، د
۲۲ اسفند سالروز درگذشت ایرج میرزا
(زاده ۶ آبان ۱۲۵۳ تبریز -- درگذشته ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ تهران) شاعر
او از نوادگان فتحعلیشاه قاجار بود که پدر و پدربزرگش هردو شاعر بودند و او طبع شعریاش را از آنها به ارث برده بود. وی فارسی، عربی و فرانسوی را در تبریز نزد عارف اصفهانی و نصراله بهار شیروانی آموخت. در سال ۱۳۰۳ سمت بازرس کل امور مالیه خراسان را رها کرد و بهتهران آمد.
اقامت او در خراسان که پنج سال بهطول انجامید، بارزترین دوران کوشش ادبی وی بود. او نمیتوانست نسبت به جنبشهای آزادیخواهی که در همه جای کشور پدید آمده بود، بیاعتنا باشد و در اشعاری که در این زمان سرود. سادگی و صمیمیت، عمق اندیشه و لحن افشا و اعتراض بهطور کاملا آشکار به چشم میخورد و در این سالهاست که او را بهعنوان یک شاعر بزرگ ملی میشناسند. وی در هنگام ورود به تهران با استقبال گرم و پرشور ادبا و شعرا و مردم عادی که اندیشههای خود را در شعر او دیده بودند روبرو شد
وی شاعری را شغل و حرفه خود قرار نداد و جز به حکم تفنن و فرمان طبع، شعر نمیسرود، حتی در ابتدا از لقب فخر الشعرایی که امیرنظام به او داده بود استفاده نکرد. او تا اواسط عمر کمتر شعر گفته و اشعار او منحصر بههمان قصاید و اشعاری بود که جنبه تفنن و شوخی دوستانه داشت.
در تابستان ۱۲۹۹ اندکی پس از قیام خراسان، ابوالقاسم عارف، سفری به آنجا کرد و مهمان کلنل محمدتقیخان پسیان شد. ایرج که دل خوشی از عارف نداشت، مثنوی عارفانه را سرود و هنگامی که این نوشته بهتهران رسید و چاپ شد، ولولهای در شهر به راه انداخت. دوستان عارف سخت برآشفتند و به وی بد گفتند و او را هجو کردند. مثنوی عارفانه مشتمل بر پانصد و پانزده بیت است و در آن ایرج از عارف گله میکند و نیشهای بسیار تندی میزند ولی این مثنوی قسمتهای بسیار زیبایی در مورد زن، حجاب، مالکان ستمکار و بیچارگی دهقانان در خود دارد که اوضاع و احوال ناگوار مردم و کشور در آن روزگار را روایت میکند.
آرامگاه وی در گورستان ظهیرالدوله تهران است.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#ایرج_میرزا، د
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۲۲ اسفند سالروز درگذشت حسین گلگلاب
(زاده ۲۷ امرداد ۱۲۷۴ تهران -- درگذشته ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ تهران) شاعر سرود ای ایران
او نویسنده، شاعر، مترجم، موسیقیدان و گیاهشناس بود و بهزبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادلیابی برای واژههای علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود.
در ۱۳۰۳ علینقی وزیری گروه موسیقیاش را تاسیس کرد و برای ارکستر آن بهجز تار معمولی، سه نوع تار با طولهای مختلف طراحی کرد که در واقع یک ارکستر مجلسی چهار بخشی بود که با موسی معروفی، گلگلاب، ادیب، حسنعلی صبا، اسماعیل مهرتاش، صادق خانی و صادق اربابی اجرا میشد. گلگلاب که در نواختن ساز، نوازندهای ماهر بود، در سرودن شعر و ترانه هم همردیف بزرگانی چون شیدا، عارف قزوینی و محمدتقی بهار ارزیابی میشد.
وی نت میدانست و برخلاف سایر شعرا که سرودن شعر روی آهنگ برایشان مشکل بود، کلمات را با نتهای موسیقی تطبیق میداد. سرودهای «ای ایران» «آذر آبادگان» «خاک ایران» «پایدار ایران» «زبان عشق» «ره عشق» «بلبل مست» و «وصال دوست» از او بهیادگار ماندهاست.
سرود ایایران:
درباره ساختن سرود «ای ایران» روایتی است: که در زمان اشغال ایران توسط "متفقین" (قوای روس و انگلیس و امریکا) در جنگ دوم جهانی سال ۱۳۲۳ روزی گلگلاب از خیابان رد میشده، رفتار دور از ادب مامور نظامی خارجی را با مردم میبیند. برآشفته میشود؛ به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت میرود و با ناراحتی این جریان را برای خالقی تعریف میکند. خالقی هم متاثر میشود و آهنگی میسازد و گلگلاب شعرش را میگوید که حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است. نخستین اجرای آن ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در کنسرت انجمن موسیقی ملی در سالن سینما تهران در خیابان استانبول برای دوشب متوالی برگزار میشود. این سرود در همان مجلس سهبار تکرار شده و هربار شور و هیجانی را در جمع به وجود میآورد. استقبال و تاثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را بهمرکز پخش صدا فرستاد تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر مربوط بهسالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که بنان خواننده محبوب، این سرود را خواند. سرود «ای ایران» در آواز دشتی ساخته شده و ملودی اصلیاش از برخی از نغمههای موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگیهای آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن پارسی هستند.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#حسین_گل_گلاب، د
۲۲ اسفند سالروز درگذشت حسین گلگلاب
(زاده ۲۷ امرداد ۱۲۷۴ تهران -- درگذشته ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ تهران) شاعر سرود ای ایران
او نویسنده، شاعر، مترجم، موسیقیدان و گیاهشناس بود و بهزبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادلیابی برای واژههای علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود.
در ۱۳۰۳ علینقی وزیری گروه موسیقیاش را تاسیس کرد و برای ارکستر آن بهجز تار معمولی، سه نوع تار با طولهای مختلف طراحی کرد که در واقع یک ارکستر مجلسی چهار بخشی بود که با موسی معروفی، گلگلاب، ادیب، حسنعلی صبا، اسماعیل مهرتاش، صادق خانی و صادق اربابی اجرا میشد. گلگلاب که در نواختن ساز، نوازندهای ماهر بود، در سرودن شعر و ترانه هم همردیف بزرگانی چون شیدا، عارف قزوینی و محمدتقی بهار ارزیابی میشد.
وی نت میدانست و برخلاف سایر شعرا که سرودن شعر روی آهنگ برایشان مشکل بود، کلمات را با نتهای موسیقی تطبیق میداد. سرودهای «ای ایران» «آذر آبادگان» «خاک ایران» «پایدار ایران» «زبان عشق» «ره عشق» «بلبل مست» و «وصال دوست» از او بهیادگار ماندهاست.
سرود ایایران:
درباره ساختن سرود «ای ایران» روایتی است: که در زمان اشغال ایران توسط "متفقین" (قوای روس و انگلیس و امریکا) در جنگ دوم جهانی سال ۱۳۲۳ روزی گلگلاب از خیابان رد میشده، رفتار دور از ادب مامور نظامی خارجی را با مردم میبیند. برآشفته میشود؛ به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت میرود و با ناراحتی این جریان را برای خالقی تعریف میکند. خالقی هم متاثر میشود و آهنگی میسازد و گلگلاب شعرش را میگوید که حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است. نخستین اجرای آن ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در کنسرت انجمن موسیقی ملی در سالن سینما تهران در خیابان استانبول برای دوشب متوالی برگزار میشود. این سرود در همان مجلس سهبار تکرار شده و هربار شور و هیجانی را در جمع به وجود میآورد. استقبال و تاثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را بهمرکز پخش صدا فرستاد تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر مربوط بهسالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که بنان خواننده محبوب، این سرود را خواند. سرود «ای ایران» در آواز دشتی ساخته شده و ملودی اصلیاش از برخی از نغمههای موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگیهای آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن پارسی هستند.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#حسین_گل_گلاب، د
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
پیام شما از آتشکده #آذرگشنسب :
اینجا آذربایجان، سنگر پاسداری از هویت ایرانی و زبان پارسی است
💎
🆔 @maneshparsi
پیام شما از آتشکده #آذرگشنسب :
اینجا آذربایجان، سنگر پاسداری از هویت ایرانی و زبان پارسی است
💎
🆔 @maneshparsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاهنامه و ملیّتِ ایرانی
دریغا افشار!
بزرگا مردا که او بود.
💎
🆔 @maneshparsi
دریغا افشار!
بزرگا مردا که او بود.
💎
🆔 @maneshparsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ریشه از آتش پریدن و چهارشنبه سوری چه بوده است ؟
دکتر ژاله آموزگار در این باره میگوید:
طلب خوشبختی کردن از آتش در ایران باستان یک رسم دیرینه و کهن بوده است ، اما روز و یا شب ویژه ای نداشته است ، تنها میدانیم که پیش از نوروز بوده است. و احتمال میرود که در دوران عباسی چهارشنبه آخر سال انتخاب گردیده است. ...
آتش پاک کننده است ...
.
💎
🆔 @maneshparsi
دکتر ژاله آموزگار در این باره میگوید:
طلب خوشبختی کردن از آتش در ایران باستان یک رسم دیرینه و کهن بوده است ، اما روز و یا شب ویژه ای نداشته است ، تنها میدانیم که پیش از نوروز بوده است. و احتمال میرود که در دوران عباسی چهارشنبه آخر سال انتخاب گردیده است. ...
آتش پاک کننده است ...
.
💎
🆔 @maneshparsi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاخ جهان نما
اثر : عباس کیارستمی
ساخت : ۱۳۵۶
.
💎
🆔 @maneshparsi
اثر : عباس کیارستمی
ساخت : ۱۳۵۶
.
💎
🆔 @maneshparsi
✅ آیا حجاب، ریشه در ایران باستان دارد؟
بارها از معلمان دینی و حتی تاریخ، این جمله را شنیدیم که:«حجاب در ایران باستان بسیار سختگیرانهتر بود، بهطوریکه زنان ایرانی با آمدن حکم حجاب اسلامی راحتتر شدند!» همین امروز، کتاب دینی دهم مینویسد:«زنان ایرانی قبل از اسلام که عموما پیروی آیین زردشت بودند، با پوشش کامل! در محافل عمومی رفت و آمد میکردند. پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته بود که حتی برخی از مورخان غربی بر این باورند که میتوان ایران باستان را منشأ اصلی گسترش حجاب در جهان دانست.»{دینی دهم، ص ۱۵۰}
نویسنده محترم کتاب دینی، از این برخی مورخان غربی تنها به ویل دورانت، ج۲، ص۷۸ ارجاع داده، ویل دورانتی که اصلا تخصصی در ایران باستان ندارند. او مورخی عمومی ست و بخش ایران باستانِ کتاب تاریخ تمدن را با مراجعه به منابع یونانی و بدون هیچگونه نقد تاریخی نگاشته است.
باید توجه داشت حجاب مدنظر کتاب دینی (در عرف رایج و اصول شرعی) تعریفی دارد که شامل پوشش بدن، به جز گردی صورت و دستها از مچ به پایین است. پوشش اسلامی، بسته به شرایط، گاه شامل پوشاندن صورت نیز میشده است. به علاوه در اسلام، برجستگیهای بدن زن نیز نباید مشخص باشند و پوشیدن البسه رنگی یا جواهراتی که جلب توجه کند نیز ممنوع است. اما آیا چنین چیزی را در میان زنان ایران باستان سراغ داریم؟
❌ خیر
البته تردیدی نیست که مردان و زنان ایرانی نسبت به دیگر اقوام (یونانیها، رومیان، مصریان و...) پوشیدهتر لباس میپوشیدند. در سنگنگارههای تختجمشید، اقوام ایرانی همیشه لباسهایی با آستین بلند و شلوار، یا ردای بلند بر تن دارند و حتی لباس آستین کوتاه نمیپوشند و پاها و بازوهای ایشان مشخص نیست.
زنان ایرانی نیز پوششی در همین حد داشتند، به علاوه گاه ردایی از پشت سرشان آویزان میشد و تا پشت زانو میرسید. (تصویر۱) با این حال صورت، گردن و گیسوانشان کاملا مشخص بود. برخی حتی همین ردا را هم نمیپوشیدند و موهایشان کاملا رها بود. به علاوه تلاشی نیز در پوشاندن و پنهان کردن برجستگیهای طبیعی بدن زنان دیده نمیشود.(تصویر۲)
برای مثال، در نگاره داسکلیون، زنان پارسی را میبینیم که با پوشش ردای هخامنشی سوار بر اسب هستند. (تصویر۳) جالب است که حکومت ایران در آن زمان، اسبسواری زنان را باعث تحریک مردان نمیدانسته، بهعکس الان که برخی در قرن ۲۱، توان دیدن دوچرخه سواری یا موتور سواری زنان را ندارند.
به علاوه مهرهای تختجمشید عکس زنانی را بر خود دارند که صورت و گیسوانشان مشخص است. (تصویر۴) برخی دوستان تاریخندان چندی پیش سنگنگارهای از تختجمشید را که در آن مردی با لباس و صورت پوشیده دیده میشود، از سر ناآگاهی یا آگاهی منتشر کرده و آن را سندی از وجود پوشیه و روبنده در میان زنان ایران باستان دانسته بودند!(تصویر۵)
در دوره اشکانی و ساسانی هم شاهد پوشش مو و صورت زنان ایرانی نیستیم. در دورههای صفویه و قاجار، زمانی که شاه و اهل حرمش از جایی عبور میکردند، جارچیان ندای «کور شوید، دور شوید» سرمیدادند تا مبادا چشم مردان نامحرم به زنان پیچیده در چادر و چاقچور شاه که عملا هم چیزی ازشان معلوم نبود، بیفتد.
این در حالیست که شاهان ساسانی و اشکانی تصویر خودشان را در کنار همسرانشان بر سکهها و سنگنگارههایی حک میکردند که تمام مردم آن را میدیدند. برای مثال تصویر ملکه موزا بر سکههای فرهاد پنجم اشکانی دیده میشود. (تصویر۶) تصویر شاپوهردختک همسر بهرام دوم ساسانی بر سکههای او و سنگنگاره نقش رستم (تصویر۷) نقر شده است.
همچنین پیکر اردشیرآناهید، همسر بهرام دوم در نگاره برم دلک(تصویر۸) قابل مشاهده است. بوران، ملکه ساسانی نیز بدون هیچ منعی، تصویر خودش را بر سکههایی که در دست هزاران مرد قرار میگرفت، ضرب کرده است. (تصویر۹) در هیچ کدام از این سکهها یا سنگنگارهها صورت و موهای زنان پوشیده نیست.
جالب اینجاست که این مفهوم از حجاب حتی در دوره اسلامی نیز تا حدی حفظ شد. باید توجه داشت که تا دوره قاجار، حجاب چادر و روبنده، مخصوص زنان شهری بود که کمتر از ۲۰ درصد جمعیت را تشکیل میدادند. زنان عشایر و روستاییان از البسه محلی استفاده میکردند که که نه تنها صورت بلکه قسمتهای بسیاری از موهایشان را دربر نمیگرفت و امروزه میتوان نمونههای آن را را در لباسهای محلی کردی، لری، مازنی و... دید.
✍️ فاطمه کاملی، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱
💎
🆔 @maneshparsi
بارها از معلمان دینی و حتی تاریخ، این جمله را شنیدیم که:«حجاب در ایران باستان بسیار سختگیرانهتر بود، بهطوریکه زنان ایرانی با آمدن حکم حجاب اسلامی راحتتر شدند!» همین امروز، کتاب دینی دهم مینویسد:«زنان ایرانی قبل از اسلام که عموما پیروی آیین زردشت بودند، با پوشش کامل! در محافل عمومی رفت و آمد میکردند. پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته بود که حتی برخی از مورخان غربی بر این باورند که میتوان ایران باستان را منشأ اصلی گسترش حجاب در جهان دانست.»{دینی دهم، ص ۱۵۰}
نویسنده محترم کتاب دینی، از این برخی مورخان غربی تنها به ویل دورانت، ج۲، ص۷۸ ارجاع داده، ویل دورانتی که اصلا تخصصی در ایران باستان ندارند. او مورخی عمومی ست و بخش ایران باستانِ کتاب تاریخ تمدن را با مراجعه به منابع یونانی و بدون هیچگونه نقد تاریخی نگاشته است.
باید توجه داشت حجاب مدنظر کتاب دینی (در عرف رایج و اصول شرعی) تعریفی دارد که شامل پوشش بدن، به جز گردی صورت و دستها از مچ به پایین است. پوشش اسلامی، بسته به شرایط، گاه شامل پوشاندن صورت نیز میشده است. به علاوه در اسلام، برجستگیهای بدن زن نیز نباید مشخص باشند و پوشیدن البسه رنگی یا جواهراتی که جلب توجه کند نیز ممنوع است. اما آیا چنین چیزی را در میان زنان ایران باستان سراغ داریم؟
❌ خیر
البته تردیدی نیست که مردان و زنان ایرانی نسبت به دیگر اقوام (یونانیها، رومیان، مصریان و...) پوشیدهتر لباس میپوشیدند. در سنگنگارههای تختجمشید، اقوام ایرانی همیشه لباسهایی با آستین بلند و شلوار، یا ردای بلند بر تن دارند و حتی لباس آستین کوتاه نمیپوشند و پاها و بازوهای ایشان مشخص نیست.
زنان ایرانی نیز پوششی در همین حد داشتند، به علاوه گاه ردایی از پشت سرشان آویزان میشد و تا پشت زانو میرسید. (تصویر۱) با این حال صورت، گردن و گیسوانشان کاملا مشخص بود. برخی حتی همین ردا را هم نمیپوشیدند و موهایشان کاملا رها بود. به علاوه تلاشی نیز در پوشاندن و پنهان کردن برجستگیهای طبیعی بدن زنان دیده نمیشود.(تصویر۲)
برای مثال، در نگاره داسکلیون، زنان پارسی را میبینیم که با پوشش ردای هخامنشی سوار بر اسب هستند. (تصویر۳) جالب است که حکومت ایران در آن زمان، اسبسواری زنان را باعث تحریک مردان نمیدانسته، بهعکس الان که برخی در قرن ۲۱، توان دیدن دوچرخه سواری یا موتور سواری زنان را ندارند.
به علاوه مهرهای تختجمشید عکس زنانی را بر خود دارند که صورت و گیسوانشان مشخص است. (تصویر۴) برخی دوستان تاریخندان چندی پیش سنگنگارهای از تختجمشید را که در آن مردی با لباس و صورت پوشیده دیده میشود، از سر ناآگاهی یا آگاهی منتشر کرده و آن را سندی از وجود پوشیه و روبنده در میان زنان ایران باستان دانسته بودند!(تصویر۵)
در دوره اشکانی و ساسانی هم شاهد پوشش مو و صورت زنان ایرانی نیستیم. در دورههای صفویه و قاجار، زمانی که شاه و اهل حرمش از جایی عبور میکردند، جارچیان ندای «کور شوید، دور شوید» سرمیدادند تا مبادا چشم مردان نامحرم به زنان پیچیده در چادر و چاقچور شاه که عملا هم چیزی ازشان معلوم نبود، بیفتد.
این در حالیست که شاهان ساسانی و اشکانی تصویر خودشان را در کنار همسرانشان بر سکهها و سنگنگارههایی حک میکردند که تمام مردم آن را میدیدند. برای مثال تصویر ملکه موزا بر سکههای فرهاد پنجم اشکانی دیده میشود. (تصویر۶) تصویر شاپوهردختک همسر بهرام دوم ساسانی بر سکههای او و سنگنگاره نقش رستم (تصویر۷) نقر شده است.
همچنین پیکر اردشیرآناهید، همسر بهرام دوم در نگاره برم دلک(تصویر۸) قابل مشاهده است. بوران، ملکه ساسانی نیز بدون هیچ منعی، تصویر خودش را بر سکههایی که در دست هزاران مرد قرار میگرفت، ضرب کرده است. (تصویر۹) در هیچ کدام از این سکهها یا سنگنگارهها صورت و موهای زنان پوشیده نیست.
جالب اینجاست که این مفهوم از حجاب حتی در دوره اسلامی نیز تا حدی حفظ شد. باید توجه داشت که تا دوره قاجار، حجاب چادر و روبنده، مخصوص زنان شهری بود که کمتر از ۲۰ درصد جمعیت را تشکیل میدادند. زنان عشایر و روستاییان از البسه محلی استفاده میکردند که که نه تنها صورت بلکه قسمتهای بسیاری از موهایشان را دربر نمیگرفت و امروزه میتوان نمونههای آن را را در لباسهای محلی کردی، لری، مازنی و... دید.
✍️ فاطمه کاملی، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱
💎
🆔 @maneshparsi
Telegram
attach 📎
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۲۳ اسفند زادروز محمدرضا حکیمزاده لاهیجی
(زاده ۲۳ اسفند ۱۲۹۳ لاهیجان – درگذشته ۳ آبان ۱۳۵۸ تهران) پزشک، نیکوکار و بنیانگذار نخستین آسایشگاه سالمندان ایران در رشت و همچنین مؤسسه خیریه کهریزک
او نخستین مدرسه را در زادگاهش غریبآباد لاهیجان، با همت و همیاری مردم بنا نهاد و پس از ساخت و بهرهبرداری از این مدرسه که بهنام او نامگذاری شده است، باز با همان شیوه مردمی و انسانی و با کمک مردم بهساخت یتیمخانه پرداخت، این مرکز در ۶۰ سال پیش علاوه بر لاهیجان، در شهرهای دور و نزدیک نیز معرفی شد و مورد تحسین قرار گرفت.
آوازه خدمتگزاری و مهربانی وی بهمردم، موجب شد تا او را بهرشت بخوانند تا در گستره وسیعتری به خدمات انسانیاش بپردازد.
او در رشت هم با همان حال و هوای خود به تلاش پیوستهاش ادامه داد و با کمک آرسن میناسیان، یک نیکوکار مسیحی و با همان شیوه همراهیگرفتن از مردم، سازمان خیریهای را بنا نهاد و آسایشگاه سالمندان رشت را تأسیس کرد.
وی سپس به تهران رفت و دامنه فعالیتش گستردهتر شد و مدیریت بیمارستان نجات را به او دادند. او در آنجا هم با حسین دواچی به کار اساسی آمارگیری و نشانهگذاری بیماریهای مسری پرداخت و نیز آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک را بنیان گذاشت.
آرامگاه وی در آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک تهران، مکان خیریهای که تأسیس کرده بود است.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#محمد_رضا_حکیم_زاده_الهی، ز
۲۳ اسفند زادروز محمدرضا حکیمزاده لاهیجی
(زاده ۲۳ اسفند ۱۲۹۳ لاهیجان – درگذشته ۳ آبان ۱۳۵۸ تهران) پزشک، نیکوکار و بنیانگذار نخستین آسایشگاه سالمندان ایران در رشت و همچنین مؤسسه خیریه کهریزک
او نخستین مدرسه را در زادگاهش غریبآباد لاهیجان، با همت و همیاری مردم بنا نهاد و پس از ساخت و بهرهبرداری از این مدرسه که بهنام او نامگذاری شده است، باز با همان شیوه مردمی و انسانی و با کمک مردم بهساخت یتیمخانه پرداخت، این مرکز در ۶۰ سال پیش علاوه بر لاهیجان، در شهرهای دور و نزدیک نیز معرفی شد و مورد تحسین قرار گرفت.
آوازه خدمتگزاری و مهربانی وی بهمردم، موجب شد تا او را بهرشت بخوانند تا در گستره وسیعتری به خدمات انسانیاش بپردازد.
او در رشت هم با همان حال و هوای خود به تلاش پیوستهاش ادامه داد و با کمک آرسن میناسیان، یک نیکوکار مسیحی و با همان شیوه همراهیگرفتن از مردم، سازمان خیریهای را بنا نهاد و آسایشگاه سالمندان رشت را تأسیس کرد.
وی سپس به تهران رفت و دامنه فعالیتش گستردهتر شد و مدیریت بیمارستان نجات را به او دادند. او در آنجا هم با حسین دواچی به کار اساسی آمارگیری و نشانهگذاری بیماریهای مسری پرداخت و نیز آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک را بنیان گذاشت.
آرامگاه وی در آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک تهران، مکان خیریهای که تأسیس کرده بود است.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#محمد_رضا_حکیم_زاده_الهی، ز