tgoop.com/shahyarran/42742
Last Update:
برگه اول👈اینجا
برگه دوم👇👇
سازمان چریکهای فدایی خلق به عنوان یک گروه چریکی مسلح، هدف خود را سرنگونی نظام پادشاهی و ایجاد «عدالت» اجتماعی از طریق مبارزه مسلحانه قرار داده بود. در کنار این دو جریان، گروههای کوچکتر مارکسیستی- لنینیستی نیز با تأثیرپذیری از مائوئیسم و گفتمانهای ضدامپریالیستی فعالیت میکردند. بیشتر این گروهها به مفهوم دیکتاتوری پرولتاریا و حکومت تکحزبی سوسیالیستی باور داشتند و دموکراسی لیبرال غربی را مردود میدانستند.
از نگاه آنها، دموکراسی واقعی زمانی تحقق مییافت که قدرت کاملاً در اختیار کارگران و زحمتکشان قرار گیرد. با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد که حکومتهای سوسیالیستی مورد نظر این گروهها، بجای ایجاد عدالت و برابری اجتماعی، به سرکوب و استبداد منجر شدند. تبلیغ مفهوم «حکومت مردمی» در عمل اغلب به نوعی دیکتاتوری ایدئولوژیک تبدیل میشد که به نام نمایندگی از طبقه کارگر، حقوق و آزادیهای عمومی را سرکوب میکرد. با توجه به شواهد موجود، بسیاری از گروههای چپگرا، به ویژه حزب توده، بیش از آنکه به منافع ملی و استقلال واقعی ایران توجه داشته باشند، به ایدئولوژی مارکسیسم جهانی و وابستگی به بلوک شرق گرایش داشتند. اگر این گروهها به قدرت میرسیدند، ایران ممکن بود سرنوشتی مشابه کشورهای دیگر تحت حکومت چپ پیدا کند و درگیر بحرانهایی مانند جنگ داخلی، سرکوب شدید و وابستگی کامل به شوروی شود.
کارنامه جهانی حکومتهای چپگرا در دوران جنگ سرد
کارنامه جهانی حکومتهای چپگرا در دوران جنگ سرد اغلب با سرکوب سیاسی و نقض حقوق بشر همراه بود. برخی از نمونههای برجسته این عملکردها به شرح زیر است:
۱. شوروی
پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، نظام کمونیستی با سرکوب گسترده مخالفان، حذف فیزیکی رقبا و ایجاد اردوگاههای کار اجباری (گولاگها) تثبیت شد. آزادیهای سیاسی و اجتماعی کاملاً نادیده گرفته شد و رسانهها تحت کنترل شدید بودند.
۲. چین
در چین، پس از به قدرت رسیدن کمونیستها به رهبری مائو تسهتونگ در سال ۱۹۴۹، اصلاحات رادیکال و سرکوب شدید مخالفان آغاز شد. انقلاب فرهنگی به سرکوب گسترده روشنفکران و نابودی آثار فرهنگی منجر شد و برنامههایی نظیر «جهش بزرگ به جلو» جان میلیونها نفر را گرفت.
۳. ویتنام
پس از وحدت کشور در سال ۱۹۷۵، اردوگاههای اصلاح و بازآموزی برای مخالفان رژیم جدید ایجاد شد و بسیاری از آنها زندانی یا اعدام شدند.
۴. کامبوج
در کامبوج، رژیم خمرهای سرخ به رهبری پل پوت سیاستهای افراطی و پاکسازیهای گستردهای را اجرا کرد که بیش از دو میلیون نفر را به کام مرگ فرستاد و به «نسلکشی کامبوج» معروف شد.
۵. کشورهای آفریقایی
در کشورهای آفریقایی مانند آنگولا، اتیوپی و موزامبیک، حکومتهای چپگرا به جنگهای داخلی، سرکوب سیاسی و نقض گسترده حقوق بشر دامن زدند. این حکومتها اغلب به شوروی و کوبا وابسته بودند و نهادهای دموکراتیک را سرکوب میکردند.
۶. کشورهای آمریکای جنوبی
در آمریکای جنوبی، به ویژه در کوبا، سرکوب سیاسی، بازداشت مخالفان و کنترل شدید رسانهها حاکم بود. در دیگر کشورهای این منطقه، تلاشهای گروههای چپ برای کسب قدرت منجر به کودتاها، جنگهای داخلی و درگیریهای مسلحانه شد.
۷. افغانستان
در افغانستان، پس از کودتای چپگرایان حزب دموکراتیک خلق در سال ۱۹۷۸، سرکوب شدید سیاسی و اصلاحات اجباری آغاز شد. این سیاستها به شورشهای گسترده و در نهایت مداخله نظامی شوروی در سال ۱۹۷۹ منجر گردید و افغانستان را به میدان جنگ نیابتی قدرتهای جهانی تبدیل کرد. این کشور پس از فروپاشی رژیم کمونیستی در اوایل دهه ۱۹۹۰ دچار بحران بلندمدتی شد که اینبار همچنان با حکومت اسلامگرای طالبان ادامه دارد.
تجارب تاریخی نشان میدهد که بسیاری از حکومتهای چپگرا بجای تحقق آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی در عمل به خشونت، سرکوب و نقض گسترده حقوق بشر گرایش پیدا کردند. بنابراین، گروههای چپگرا بیش از آنکه به منافع مردم و استقلال ملی توجه داشته باشند، به دنبال اجرای ایدئولوژیهای خود و کسب قدرت سیاسی بودند. این تجربهها حاکی از آن است که تلاشهای این گروهها در سراسر جهان به بیثباتی، سرکوب آزادی و نقض حقوق شهروندان منجر شده است.
سازمانهای مذهبی دیگر مانند جبهه «ملی»، نهضت آزادی و مجاهدین خلق
سیاستها و اقدامات جبهه ملی و مصدق در دوران نخستوزیری وی، به دلیل برخی تصمیمات، موجب تشدید بحرانهای اقتصادی و سیاسی در کشور شد. همکاریهای جبهه ملی با حزب توده، سازمان فداییان اسلام و دیگر نیروهای سیاسی، نگرانی شاه و نیروهای ملی را افزایش داد و آنها را به این باور رساند که جبهه ملی تهدیدی جدی برای نظام شاهنشاهی است.
اقدامات و پیامدهای سیاستهای مصدق
BY 👑کانال شهیاران 👑
Share with your friend now:
tgoop.com/shahyarran/42742