tgoop.com/social_science/20232
Last Update:
⚠️دیالکتیک فقر و آموزش
با تاکید بر ترک تحصیل دانشآموزان مناطق زلزلهزدهی کرمانشاه
✍دکتر فاضل الیاسی- پژوهشگر پسادکترای دانشگاه تهران
داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد در مورد آموزش و پرورش سخن ژرفی دارد، میگوید اگر میخواهید بدانید کشوری در آینده توسعه مییابد یا نه، اصلا به سراغ کارخانهها و ابزاری که استفاده میکند نروید؛ چون اینها را براحتی میتوان دزدید یا کپی کرد!
بلکه، ببینید در دبستانها و پیشدبستانیها چگونه بچهها را آموزش میدهند اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، با روحیهی گفتگو، تعامل، مشارکت در کار تیمی بار میآورند، اینها انسانهایی خواهند شد که در آینده توسعه را خواهند آورد. با این مقدمه به مساله ترک تحصیل در مناطق زلزلهزده کرمانشاه میپردازم.
در همان اوایل زلزله ۷.۳ ریشتری غرب کرمانشاه، انجمن جامعهشناسی ایران- دفتر سرپلذهاب در این مناطق با توجه به تحقیقات میدانی بارها در مورد تبعات این زلزله در شکلگیری آسیبهای اجتماعی و تشدید آسیبهای قبلی تاکید کرد، و مسولین و مردم را جهت پیشگیری از این آسیبها فرا خواند، اما عقلیت حاکم بر مدیریت بحران در مملکت ما فقط بر اساس موارد کالبدی و فیزیکی بنا شده و کمترین توجه به مسائل سایکولوژی، فرهنگی و اقتصادی ندارد، خانهها درست شدند اما خانوادهها رها شدند، مدارس درست شدند اما دانشآموز و معلم نادیدهگرفته شدند، کتابخانهها هنوز بازسازی نشدهاند.
در این نوشتار کوتاه فرصت پرداختن به تمام مسائل موجود از جمله: اعتیاد، فقر، مسایل روانی، خودکشی، سرقت، خشونت، ناامیدی و... نیست، فقط به مساله فرهنگی در این مناطق میپردازیم.
شهرهای سرپلذهاب، قصر شیرین، سومار و ثلاث باباجانی که کانون زلزله سال ۹۶ بودند، در جنگ تحمیلی نیز اغلب به اِشغال نیروهای بعث درآمدند و هشت سال زیر شدیدترین بمباران حکومت بعث صدام بودند، هنوز درد و رنج و زخم جنگ و آوارگی التیام نیافته بود که به رنج و عذاب زلزله گرفتار شدند، این دو فاجعه تمام ابعاد زندگی ساکنان این مناطق را به شدت تحت تاثیر قرارداده است.
تحصیلات به صورت عمومی در این مناطق کمتر از دو نسل عمر دارد و عمر مدارس در روستاها به ۲۵ سال نمیرسد، در نسل اول دانشآموزان سرشار از انگیزه و امید و معلمان عاشق تدریس و دانش و مشوق دانشآموزان خود، سرشار از نیروی تدریس بودند، اما نسل فعلی دانشآموزان، کمانگیزه و ناامید از درس و مدرسه و آینده هستند، معلمان نیز گرفتار و پریشان، گاهی به جای تدریس در کلاس به درد دل و گلایه از خرج و مخارج زندگی میپردازند، حتی دیگر حال و حوصلهی مرتب کردن لباس و کفش و سر و صورت خود را ندارند، تا برسد به تشویق و انگیزهدادن به دانشآموزان.
اکنون ترک تحصیل در این مناطق به یک امر طبیعی تبدیل شده و خیلی از دانشآموزان قبل از اتمام مقطع متوسطه(دوره اول) ترک تحصیل میکنند، مقصد خیلی از این دانشآموزان بعد از ترک تحصیل مهاجرت به خارج و شهرهای دیگر جهت به دست آوردن کار است. (کودکان کار)
در یک کلام میتوان گفت که حال فرهنگ و فرهنگی در این مناطق بحرانی است، سرانه مطالعه در وضعیت قرمز و کتابخانههای ویران شده از زلزله هنوز بازسازی نشدهاند.
از مهمترین فاکتورهای ترک تحصیل در این مناطق میتوان به این موارد اشاره کرد؛ البته اگر به نمرات واقعی دانش آموزان نگاه کنیم، میبینیم که خیلی از دانشآموزانی هم که سر کلاس حضور دارند عملا ترک تحصیل کردهاند:
۱- فقر
۲- تبعیض (به دلایل قومی، مذهبی، غیر خودی بودن و ....)
۳- ناامیدی
۴- عدم وجود مدارس راهنمایی و دبیرستان در روستاها
۵- مقایسه درآمد کارمندان با دلالهای بازار
۶- زیرساختهای فرهنگی
۷- ضعف نظام آموزش هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی
۸- ارزشزدایی درس و مدرسه توسط مردم عامه بالاخص افراد دلال که با کمترین مدرک سود بالایی به دست میآورند
۹- تقلیل درس خواندن به ابزاری صرفا برای به دست آوردن شغل آینده
۱۰- مقایسه درآمدها
۱۱- فقر فرهنگی
۱۲- عدم آگاهی خانوادهها
۱۲- حضور معلمهایی بدون ضوابط مرسوم.
۱۴- وجود خیل عظیم تحصیل کردههای بیکار که یا ناچار به مهاجرت هستند، یا به کارهای غیر مرتبط پناه برده و یا در کنج خانه بیکاری را پیشه کردهاند.
@victims1
👥 تلگرام علوم اجتماعی، مسائلروز👥
.
👉 @SOCIAL_SCIENCE
👉🏿 @SOCIAL_SCIENCE
.
🆔 Instagram: @Social.Sciences1
BY علوم اجتماعی،مسائل روز
Share with your friend now:
tgoop.com/social_science/20232