tgoop.com/NDEchanel/2489
Last Update:
قسمتی از تجربۀ نزدیک به مرگ آستین:
ناگهان به یکباره «همه چیز» و «هیچ چیز» را تجربه کردم. در حقیقت «من» مرده بودم و من چیزی را تجربه نکردم، بلکه هر تجربه ای به سادگی وجود داشت؛ همۀ آنچه بود. من زندگی را به عنوان هر موجود زنده، از تولد تا مرگ، و هر تکرار [و امکان و متغیر] آن تجربه کردم. به عبارت دیگر، هر کس که این نوشته را میخواند، من زندگی خود شما را تجربه کردم، و دوباره همان زندگی با یک موی اضافه بر سر شما و دوباره همان زندگی یک سانتیمتر به راست و دوباره یک سانتی متر به چپ… هر متغیر و هر احتمال ممکن از هر تجربه منحصر به فرد [وجود داشت و] به اندازه هر چیز دیگری واقعی بود. من همه چیز را میدانستم، و در وحدت کامل با همه چیز وجود داشتم. همۀ دانش ها، همۀ تجربهها در یک اصل واحد تلفیق شدند:
«من هستم.»
این کلمات در تمامی جهان هستی طنین افکند. من در یک لحظه شاهد تولد، مرگ، و بازتولد هر جهان در یک حلقه بینهایت بودم.
در اوج تجربه ام و در مرکز همه چیز، توانستم کل مجموعۀ تمام جهان ها را ببینم؛ جهانهایی که پتانسیل خام بودند. می توانستم کل [شبکه] فضا-زمان را از بیرون مشاهده کنم. من جهان و هر متغیر ممکن آن را به صورت یک هایپر کره (hypersphere) واحد، شکلی فراتر از درک انسانی، دیدم و «وجود» یک مفهوم بود… آخرین چیزی که تجربه کردم زندگی خودم بود. من آن را ناتمام یافتم و سعی کردم که بازگردم…
https://www.nderf.org/Experiences/1austin_w_nde.html
BY تجربه نزدیک به مرگ / ان دی ئی
Share with your friend now:
tgoop.com/NDEchanel/2489