tgoop.com/Rade_ghalam/2789
Last Update:
ای کاش قصه روزگاری دیگری داشت
یا لااقل پایان خوش با دختری داشت
یک روزی یک دختر عروسکها به دورش
در شهر رویایی، خیالش عالمی داشت.
هر روز بابا بود و بازی های تازه
هر روز بر دست عمو بال و پری داشت
هر روز بر دوش علی، او لانه میکرد
آری کبوتر بود و روزی خانه ای داشت
یک روز گرم و تلخ و تاریک و مه آلود
قصه ورق خورد و دگر سوز غمی داشت
قد سه سال مردی چشیده از جهانش
حالا به دورش، عالمی، نامردمی داشت
او هیچکس را جز عمو جانش نمیخواست
بر سر ز خیمه گاه سوخته معجری داشت.
هرشب میان بغض خود با عمه میگفت:
"اصلا خیالش هست، بابا، دختری داشت
دیروز در بازار دیدم یک غریبه
مانند بابایم به دست انگشتری داشت"
قصه بر سر آمد و بابا با سر آمد
دردانه دختر در کنارش دلبری داشت
#حضرت_رقیه سلام الله علیها
#امام_حسین علیه السلام
#شب_سوم_محرم
#محرم
✍🏻ب.نظری منش #رد_قلم
@Rade_ghalam
BY ✒رد_ قلم

Share with your friend now:
tgoop.com/Rade_ghalam/2789