tgoop.com/ali_mahdiyan/2601
Last Update:
حسن ع جانم
❤️میگفت بچهام که به دنیا آمد گفتم یک اسلحه دیگر برای مبارزه با اسراییل خدا به من روزی کرده. گریه میکرد و میگفت کاش ولی زودتر از من شهید نمیشد. داغ او اینقدر سنگین نیست که شرمندگی ماندنم. نوه اش یادگار پسر شهیدش، اسمش مجتبی بود. میگفت پسر شهیدم عاشق امام حسنع بود. فقط پسرش نه ، لبنانیها با امام حسن ع یک طور دیگری رابطه دارند. اسم حسن یک طور دیگری آتششان میزند. با نام او عزت میگیرند. با نام او کرم به کودکان و یتیمان و پابرهنگان را بیشتر درک میکنند. نام سیدحسن نام فرمانده شان نیست فقط، پرچم اتصال جانشان است به آقا حسن جان ما
❤️ من از کودکی در هیاتها زندگی کرده ام، اما مدت زیادی است که احساس میکنم هیاتیها خیلی بیشتر از قبل امام حسنی شده اند، زیاد شنیده ام که میخوانند " من حسینی شده دست امام حسنم" . من این تمایل قلبی جمعی مومنانه را به امام مجتبی ع بی سبب نمیدانم. رشدی اتفاق افتاده در جان هیاتیها. فهم دردهای امام مجتبی ع رشد بیشتری میخواهد. قد کشیده ایم.
❤️پیامبر ص فرمود آنکه برای دردهای تو گریه میکند کور نمیشود قیامت. اتصال به دردهای امام حسن ع چه میکند مگر با جان انسان؟ او همان کس است که دست معاویه را رو میکند. معاویه کیست؟ "ذهن محاسبهگر مکار دنیاگرا در قامت ظواهر مقدس حکومت و خلافت". این ذهن دنیاگرا در میان امت هم منتشر شدهبود و علی ع را داغدار خود کرده بود. مصیبت و درد امام مصیبت امت بود و حسن جان ما همه دردش درمان این مرض بود. او فقط باطن بنی امیه را بر ملا نکرد او این باطن کثیف را در جان جامعه برملا کرد. پوسته مقدسی که بر آن پوشانده بودند کند و دور انداخت. قیام و انقلاب را نجات داد. مصیبت او چنین مصیبتی بود. حالا سالها است که نام او اسم رمز است. اسم رمز کندن از محاسبات سخیف دنیاگرایان. اسم رمز کربلا اما در باطن همه مصلحت سنجی ها و محاسبات. اسم رمز نظام اما نظام انقلابی. برای همین درد او را داشتن چشمها را بینا میکند. چشم ها با انقلاب بینا میشود. انقلاب به قول رهبرانمان اتفاقی است در جان ما که ما را متوجه او میکند. من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی.
❤️قوم ثمود در قلعه های بزرگ و ویژه ای در کوهها زیست میکردند. ناقه ای که از دل این کوهها بیرون آمد، کافرانه کشتند. قرآن میگوید و اما الثمود فهدیناهم فاستحبوا العمی... اینها کوری را انتخاب کردند. فاخذتهم صاعقه العذاب الهون... ضربه ناگهانی بر سرشان آمد، ضربه ای که تحقیرشان کرد. بگذار خیال کنند در قلعه های مستحکمشان باقی میمانند. کمی صبر کنید. این کورها بدجور میمیرند. ناگهانی و محاسبه نشده، خوار کننده.
@ali_mahdiyan
BY بر پا
Share with your friend now:
tgoop.com/ali_mahdiyan/2601