tgoop.com/asre_roshangary/1393
Last Update:
همین خرافات است که کله آدمیزاد را در دوره های گوناگون تاریخی قدم به قدم راهنمایی کرده تعصبها، فداکاریها، امیدها و ترسها را در بشر تولید نموده است و بزرگترین و قدیمیترین دلداری دهنده آدمیزاد بشمار می آید و هنوز هم در نزد مردمان وحشی و متمدن در اغلب وظایف زندگی دخالت تام دارد چون بشر از همه چیز می تواند چشم بپوشد مگر از خرافات و اعتقادات خودش به قول یکی از دانشمندان 《انسان یک جانور خرافات پرست》است. و هرگاه تحقیقات و کاوش مفصل تری راجع به این گونه افکار بنماییم به حقیقت این مطلب پی خواهیم برد ولی این کار از موضوع ما خارج است.
در موضوع اعتقادات بشر برای راهنمایی خودش به عقل اتکا نمیکند ولی بواسطه میل و احتیاجی که به دانستن علت وجود اشیا دارد به قلب و احساسات و قوه تصور خودش پناهنده می شود. فیلسوف سرشناس ارنست هگل در خصوص پیدایش خرافات و افسانه ها نزد اقوام اولیه بشر معتقد است که مبدأ و اصول آنها همه از یک احتیاج طبیعی ناشی میشود که به صورت اصل علت و معلول در قوانین عقلانی بروز کرده و به خصوص این خرافات در اثر حوادث طبیعی مانند رعد و برق ،زمین لرزه خسوف و کسوف و غیره که تولید ترس یا تهدید خطری را مینماید ایجاد میشود لزوم وجود این حوادث طبیعی که محکوم قانون علت و معلول است نزد مردمان اولیه ثابت شده و میرساند که آنها این خاصیت را از نیاکان خودشان میمونهای بزرگ، به ارث برده اند؛ چنانکه در نزد سایر جانوران ذوفقار(مهره دار) نیز دیده میشود. مثلاً یک سگ وقتی که در مهتاب عوعو میکند و یا اینکه صدای زنگی را میشنود و تکان خوردن چکش میان آنرا میبیند و یا اهتزاز بیرقی را در اثر وزش باد مشاهده میکند؛ از این آثار نه تنها حس ترس به او دست میدهد بلکه یک احتیاج مبهمی در او تولید میشود که علت این حوادث و آثار مجهول را پیدا بکند،یک قسمت از پایه مذهب را در نزد مردمان ابتدایی مخصوصاً درین خرافات که بازمانده افکار موروثی اجداد میمون آنهاست باید جستجو کرد و قسمت دیگرش مربوط میشود به نیایش اجداد و احتیاجات مختلف روح و آداب و رسومی که به آنها خوی گرفته اند.