tgoop.com/asre_roshangary/1395
Last Update:
▪︎شرطبندی پاسکال
در یک نظر ابتدایی دو اشکال به این استدلال به چشم میخورد منتهی اشکال وقتی هست که بخواهیم آن را برهان بگیریم و اگر آن را جدل محسوب کنیم اشکالی ندارد یکی اینکه اگر بنا باشد خدا و قیامت راست باشد آن وقت به مقتضای آنکه ما راست میدانیم باید از خیلی از نعمات دنیوی چشم پوشی کنیم. پس چرا وقتی پاسکال دو طرف قیاس را تصویر میکرد وضع این دو قسم را نسبت به یکدیگر در نظر نگرفت. نکته دوم که از نکته اول مهمتر است این است که اگر انسان به این قصد اعمال دین خودش را انجام دهد آیا این اعمال اصلا ارزش دارند؟ یعنی اگر کسی گفت من نماز می خوانم، روزه می گیریم چون شرطیه پاسکال اینگونه اقتضا میکند معنایش این است که اولا به وجود آن عوالم يقين ندارد، و ثانياً فرد می گوید اعمالمان را با این نیت انجام می دهیم که اگر احتمالا آخرتی در کاربود وضعمان خراب نشود و کاری کنیم که آخرت را هم از دست ندهیم. آیا اعمالی که با این نیت و با آن معرفت (با آن معرفتی که اول اشاره کردیم) انجام گیرند اصلا ارزش دارند؟ این اشکال از اشکال اول اقوی است و به نظر می آید استدلال را از برهانی بودن ساقط کند.