tgoop.com/gholow2/2980
Last Update:
🔹آیت الله دوزدوزانی و پذیرش دلالت صریح چهار آیه از آیات نفی علم غیب🔹
میرزا یدالله دوزدوزانی در کتاب «خمس در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و پاسخ به برخى شبهات» بحث کوتاهی درباره علم غیب دارد. او بسیار همدلانه با معتقدان به علم مطلق وارد بحث میشود؛ از کاربرد اصطلاح علم غیب احتراز ندارد و در نهایت میپذیرد که معصوم علم فعلی مطلق ندارد؛ بلکه علم شأنی دارد:
«اين علم لزوماً علم بالفعل نيست- به اين معنا كه" علم ما كان وما يكون" را در هر لحظه حاضر داشته باشند.» (خمس در عصر پیامبر ص، ص۱۳۰)
و نظر نهایی ایشان چنین است:
«رسول خدا (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام هر زمانى كه اراده مىفرمودند از منبع فيض الهى، علمى را كه مىخواستند به دست مىآوردند، همانطور كه در روايات آمده است كه "إنّ الإمام إذا شاء أن يعلم علم"» (خمس در عصر پيامبر ص، ص۱۱۴).
با وجود این که موضع ایشان کاملاً نرم و همدلانه است، دست کم چهار آیه از آیات نفی علم غیب را صریح دانسته و آنها را با تقسیم به ذاتی و غیر ذاتی قابل توجیه نمیداند.
مثلاً ذیل آیه «لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ» مینویسد:
«به اعتقاد ما، اين اشكال بر اين تفسير وارد است كه در جلوگيرى از گرفتار شدن، فرقى بين علم ذاتى يا عرضى نيست. به همين دليل اين معنا قابل قبول نيست. شايد به همين دليل باشد كه علامه مقرّم رحمه الله در بحث علم امام، در كتابش اين آيه را نياورده است.» (خمس در عصر پيامبر ص، ص۱۱۵).
درباره آیات دیگر نیز مینویسد:
«آيه سوم: "عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ"
يعنى خداى متعال به پيامبر گرامى خويش مىفرمايد كه چرا پيش از روشن شدن راستى و نادرستى ايشان به آنان اذن دادى؟! يعنى ايشان از صدق و كذب مدعيان آگاه نبوده است.
آيه چهارم: "وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ"
اين آيه نيز صراحت بر اين دارد كه پيامبر اكرم (ص) نفاق اشخاص مورد نظر را نمىدانسته است.
به بيانى كه ذيل آيه دوم عرض كرديم، آيات سوم و چهارم نيز با تفكيك بين علم بالذات و علم بالعرض قابل توجيه نيست.
آيه پنجم: "قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ"
در اين آيه پيامبر (ص) صريحاً مىفرمايند كه من نمىدانم سرنوشت شما يا من چه مىشود؟» (خمس در عصر پیامبر ص، ص۱۱۶).
ایشان ضمن این که دلالت صریح این آیات را میپذیرد و آن را قابل توجیه با تقسیم ذاتی و غیر ذاتی نمیداند، در نهایت با تقسیم علم به فعلی و شأنی، این آیات را با روایات جمع میکند:
«به اعتقاد ما، وجه جمع بين آيات و روايات ذكر شده در اين بخش آن است كه معصومين عليهم السلام عالم به" ما كان وما يكون" هستند، ولى نه به علم فعلى، بلكه به علم شأنى، به اين معنا كه هر گاه اراده كنند و بخواهند، به الهام الهى علم به آن پيدا مىكنند؛ و البته در اين امر تابع خواست خدا مىباشند» (خمس در عصر پيامبر ص، ص۱۱۹)
#علم_غیب
@Gholow2
BY غلوپژوهی
Share with your friend now:
tgoop.com/gholow2/2980