JAMEENO Telegram 3960
#الف

🏷 در غرب چه خبر است؟

🖊 شورای سردبیری:
برای آن‌ها که تاریخ دو جنگ جهانیِ قرن بیستم را خوب خوانده‌اند، این روزها برخی کیفیات مشترکِ پیش‌زمینۀ آن جنگ‌ها به خاطر آورده می‌شود. عمده‌ترین کیفیات مشترک در آن دو جنگ، «تعارض منافعِ» منجر به «صف‌بندی‌های تازه» بود. بر سر حوزۀ نفوذ و تحصیل منافع از منابع، اختلاف پیش می‌آمد، کشورها دنبال متحد می‌گشتند، اتحادهای غریب شکل می‌گرفت و تضادها و اصطکاک‌هایی پدید می‌آمد که جز جنگیدن راه‌حلی نداشتند. آلمان می‌توانست با ژاپن و عثمانی متحد شود و انگلیس و آمریکا با شوروی! پشت این اتحاد‌ها، میل به دستیابی به منابع و یا رفع خطرِ از دست دادن منابع بود. فرانسه منابع غنی سنگ‌آهن و زغال‌سنگِ منطقۀ روهر آلمان را به‌عنوان غرامتِ جنگ پیشین برداشته بود و آلمان باید آن را پس می‌گرفت، نزدیک‌ترین منابع نفت به آلمان در قفقاز جنوبی بود و آلمان باید به آن دست می‌یافت، آلمان باید کلیۀ مناطق و منابع استعماریِ خود را به نفع سایر اروپایی‌ها از دست می‌داد و...! جنگ‌ها بر سر منابع و ایجاد به قول هیتلر «فضای حیاتی» درمی‌گیرند.

این مقدمه را نگفتیم که نتیجه بگیریم ترامپ فردا اقدام به اشغال خشن گرین‌لند و اوتاوا می‌کند و یا به آفریقا لشگر می‌کشد که دست چین را ببرد و چین تایوان را به‌زور اشغال می‌کند یا اروپا به خاطر حفظ خاک اوکراین به پوتین اعلان‌جنگ می‌کند؛ اما با همان مبانی می‌توان نتیجه گرفت که برای حفظ منابع تجاری، حکومت‌های تا دیروز متحد در برابر اتحاد شوروی، به اتحادهای تازه‌ای می‌رسند و اتحادهای تق و لق و بی‌خاصیت‌شدۀ پیشین محو می‌شوند. وقتی دیگر خطر هجوم
کمونیستی از شرق اروپا به‌سوی بریتانیا و فرانسه و آلمان وجود ندارد، ناتو به چه دردی می‌خورد؟ برای تضمین باقی ماندن منابع اوکراین در دست سرمایۀ اروپایی، چه راهی بهتر از این که انگلستان از ایالات‌متحده ببرد و برای حفظ اوکراین (هم برای مقابله با توسعه‌طلبی روسیه و هم اشتهای امپریالیسم منابع‌جوی ایالات‌متحده) با اروپایی‌ها پیمان تازه ببندد؟

تا وقتی ایالات‌متحده برای توسعۀ منابع و یا حفظ منابع موجود اشتها دارد، شاید این امپریالیسم بی‌نقاب هر کاری بکند. ترامپیسم در واقع آشکارگری آن اشتها و آمادگی برای بلعیدن به قیمت خصم‌پروری، از دست دادن متحدان و جستجوی متحدان تازه است. همان‌قدر که تصور شکنندگی اتحاد شوروی و فروپاشی ورشو و ناتو در ۱۹۸۵ سخت و بعید بود، تصور شکستن پیماند و سوی اقیانوس اطلس سخت است. تصور اشغال کانادای تک‌مانده و گرین‌لندِ دورافتاده در ۲۰۲۵ بعید است. هنوز بعید است، اما در پنجاه سال اخیر خیلی چیزها بعید بوده است.

قطعیتی نیست، اما همان‌طور که چمبرلن در شب حملۀ آلمان به لهستان توافقنامه با هیتلر را جلویش گذاشته بود و به آن اطمینان داشت، نخست‌وزیر کانادا می‌تواند نقشۀ قاره را پیش چشم بگذارد و در دل بگوید «نه، این غیرممکن است»؛ اما در دوران ما فقط اصل عدم قطعیت در فیزیک ذرات نیست که قطعیت دارد، اجتنابِ متمدنانه و دوری از آن اصل و پیشرانۀ باستانیِ جنگ بر سر دستیابی به منابع نیز با عدم قطعیتِ قطعی روبروست. اجزای امپریالیسم جهانی، سرمایه‌های بزرگِ بی‌چهره و نمایندگان سیاسیِ آن‌ها اتحاد می‌کنند و اتحاد می‌شکنند، تضاد می‌آفرینند و برای رفع آن لشگر می‌کشند و حل تضادها را همیشه در پشت میز انجام نمی‌دهند.

اگر نه یک جنگ جهانی دیگر به شیوۀ قرن پیش، اما جنگی سبعانه در پیش و در جریان است. ما هم می‌گوییم بعید است خون یکدیگر را بریزند، اما خفه کردن نیز طریقی از کشتن بدون خونریزی است. اگر خودش نیست نشانه‌هایش هست. شکستن اتحادها و تشکیل اتحادهای تازه و آشکاریِ اختلاف بر سر دستیابی به منابع. این مضمونِ همۀ دعواهای سال‌های اخیرِ کشورهای دو سوی اطلس است که ترامپ و ماسک از آن پرده‌برداری می‌کنند.

🆔@jameeno



tgoop.com/jameeno/3960
Create:
Last Update:

#الف

🏷 در غرب چه خبر است؟

🖊 شورای سردبیری:
برای آن‌ها که تاریخ دو جنگ جهانیِ قرن بیستم را خوب خوانده‌اند، این روزها برخی کیفیات مشترکِ پیش‌زمینۀ آن جنگ‌ها به خاطر آورده می‌شود. عمده‌ترین کیفیات مشترک در آن دو جنگ، «تعارض منافعِ» منجر به «صف‌بندی‌های تازه» بود. بر سر حوزۀ نفوذ و تحصیل منافع از منابع، اختلاف پیش می‌آمد، کشورها دنبال متحد می‌گشتند، اتحادهای غریب شکل می‌گرفت و تضادها و اصطکاک‌هایی پدید می‌آمد که جز جنگیدن راه‌حلی نداشتند. آلمان می‌توانست با ژاپن و عثمانی متحد شود و انگلیس و آمریکا با شوروی! پشت این اتحاد‌ها، میل به دستیابی به منابع و یا رفع خطرِ از دست دادن منابع بود. فرانسه منابع غنی سنگ‌آهن و زغال‌سنگِ منطقۀ روهر آلمان را به‌عنوان غرامتِ جنگ پیشین برداشته بود و آلمان باید آن را پس می‌گرفت، نزدیک‌ترین منابع نفت به آلمان در قفقاز جنوبی بود و آلمان باید به آن دست می‌یافت، آلمان باید کلیۀ مناطق و منابع استعماریِ خود را به نفع سایر اروپایی‌ها از دست می‌داد و...! جنگ‌ها بر سر منابع و ایجاد به قول هیتلر «فضای حیاتی» درمی‌گیرند.

این مقدمه را نگفتیم که نتیجه بگیریم ترامپ فردا اقدام به اشغال خشن گرین‌لند و اوتاوا می‌کند و یا به آفریقا لشگر می‌کشد که دست چین را ببرد و چین تایوان را به‌زور اشغال می‌کند یا اروپا به خاطر حفظ خاک اوکراین به پوتین اعلان‌جنگ می‌کند؛ اما با همان مبانی می‌توان نتیجه گرفت که برای حفظ منابع تجاری، حکومت‌های تا دیروز متحد در برابر اتحاد شوروی، به اتحادهای تازه‌ای می‌رسند و اتحادهای تق و لق و بی‌خاصیت‌شدۀ پیشین محو می‌شوند. وقتی دیگر خطر هجوم
کمونیستی از شرق اروپا به‌سوی بریتانیا و فرانسه و آلمان وجود ندارد، ناتو به چه دردی می‌خورد؟ برای تضمین باقی ماندن منابع اوکراین در دست سرمایۀ اروپایی، چه راهی بهتر از این که انگلستان از ایالات‌متحده ببرد و برای حفظ اوکراین (هم برای مقابله با توسعه‌طلبی روسیه و هم اشتهای امپریالیسم منابع‌جوی ایالات‌متحده) با اروپایی‌ها پیمان تازه ببندد؟

تا وقتی ایالات‌متحده برای توسعۀ منابع و یا حفظ منابع موجود اشتها دارد، شاید این امپریالیسم بی‌نقاب هر کاری بکند. ترامپیسم در واقع آشکارگری آن اشتها و آمادگی برای بلعیدن به قیمت خصم‌پروری، از دست دادن متحدان و جستجوی متحدان تازه است. همان‌قدر که تصور شکنندگی اتحاد شوروی و فروپاشی ورشو و ناتو در ۱۹۸۵ سخت و بعید بود، تصور شکستن پیماند و سوی اقیانوس اطلس سخت است. تصور اشغال کانادای تک‌مانده و گرین‌لندِ دورافتاده در ۲۰۲۵ بعید است. هنوز بعید است، اما در پنجاه سال اخیر خیلی چیزها بعید بوده است.

قطعیتی نیست، اما همان‌طور که چمبرلن در شب حملۀ آلمان به لهستان توافقنامه با هیتلر را جلویش گذاشته بود و به آن اطمینان داشت، نخست‌وزیر کانادا می‌تواند نقشۀ قاره را پیش چشم بگذارد و در دل بگوید «نه، این غیرممکن است»؛ اما در دوران ما فقط اصل عدم قطعیت در فیزیک ذرات نیست که قطعیت دارد، اجتنابِ متمدنانه و دوری از آن اصل و پیشرانۀ باستانیِ جنگ بر سر دستیابی به منابع نیز با عدم قطعیتِ قطعی روبروست. اجزای امپریالیسم جهانی، سرمایه‌های بزرگِ بی‌چهره و نمایندگان سیاسیِ آن‌ها اتحاد می‌کنند و اتحاد می‌شکنند، تضاد می‌آفرینند و برای رفع آن لشگر می‌کشند و حل تضادها را همیشه در پشت میز انجام نمی‌دهند.

اگر نه یک جنگ جهانی دیگر به شیوۀ قرن پیش، اما جنگی سبعانه در پیش و در جریان است. ما هم می‌گوییم بعید است خون یکدیگر را بریزند، اما خفه کردن نیز طریقی از کشتن بدون خونریزی است. اگر خودش نیست نشانه‌هایش هست. شکستن اتحادها و تشکیل اتحادهای تازه و آشکاریِ اختلاف بر سر دستیابی به منابع. این مضمونِ همۀ دعواهای سال‌های اخیرِ کشورهای دو سوی اطلس است که ترامپ و ماسک از آن پرده‌برداری می‌کنند.

🆔@jameeno

BY جامعه نو

❌Photos not found?❌Click here to update cache.


Share with your friend now:
tgoop.com/jameeno/3960

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Select: Settings – Manage Channel – Administrators – Add administrator. From your list of subscribers, select the correct user. A new window will appear on the screen. Check the rights you’re willing to give to your administrator. Your posting frequency depends on the topic of your channel. If you have a news channel, it’s OK to publish new content every day (or even every hour). For other industries, stick with 2-3 large posts a week. Telegram offers a powerful toolset that allows businesses to create and manage channels, groups, and bots to broadcast messages, engage in conversations, and offer reliable customer support via bots. How to Create a Private or Public Channel on Telegram? The Channel name and bio must be no more than 255 characters long
from us


Telegram جامعه نو
FROM American