KALAMAATMAG Telegram 586
نگاهش را ربوده بود ناپیدای دوری، ما خروشیدیم:
_"بخوان!‌" او همچنان خاموش.
_"برای ما بخوان!" خیره به ما ساکت نگا می‌کرد.
پس از لختی
در اثنایی که زنجیرش صدا می‌کرد،
فرود آمد. گرفتیمش که پنداری که می‌افتاد
نشاندیمش
بدست ما و دست خویش لعنت‌کرد
_"چه خواندی، هان؟"
مکید آب دهانش را و گفت آرام:
_"نوشته بود
همان،
کسی راز مرا داند
که از این‌رو به آن‌رویم بگرداند."

نشستیم
و به مهتاب و شب روشن نگه کردیم
و شب شط علیلی بود


🔹 باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش.

ساز او باران، سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید‌
بافته بس شعله‌ی زرتار پودش باد.

گو بروید، یا نروید، هرچه در هرجا که خواهد، یا نمی‌خواهد
باغبان‌ و رهگذران نیست
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست.

گر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابد،
ور برویش برگ لبخندی نمی‌روید؛
باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های سر به گردونسای اینک‌‌ خفته در تابوت پست خاک می‌گوید‌.

باغ بی‌برگی
خنده‌اش خونی‌ست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن
پادشاه فصل‌ها، پائیز.

کلمات



tgoop.com/kalamaatmag/586
Create:
Last Update:

نگاهش را ربوده بود ناپیدای دوری، ما خروشیدیم:
_"بخوان!‌" او همچنان خاموش.
_"برای ما بخوان!" خیره به ما ساکت نگا می‌کرد.
پس از لختی
در اثنایی که زنجیرش صدا می‌کرد،
فرود آمد. گرفتیمش که پنداری که می‌افتاد
نشاندیمش
بدست ما و دست خویش لعنت‌کرد
_"چه خواندی، هان؟"
مکید آب دهانش را و گفت آرام:
_"نوشته بود
همان،
کسی راز مرا داند
که از این‌رو به آن‌رویم بگرداند."

نشستیم
و به مهتاب و شب روشن نگه کردیم
و شب شط علیلی بود


🔹 باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش.

ساز او باران، سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید‌
بافته بس شعله‌ی زرتار پودش باد.

گو بروید، یا نروید، هرچه در هرجا که خواهد، یا نمی‌خواهد
باغبان‌ و رهگذران نیست
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست.

گر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابد،
ور برویش برگ لبخندی نمی‌روید؛
باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های سر به گردونسای اینک‌‌ خفته در تابوت پست خاک می‌گوید‌.

باغ بی‌برگی
خنده‌اش خونی‌ست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن
پادشاه فصل‌ها، پائیز.

کلمات

BY مجله‌ ادبی-هنری کلمات


Share with your friend now:
tgoop.com/kalamaatmag/586

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Judge Hui described Ng as inciting others to “commit a massacre” with three posts teaching people to make “toxic chlorine gas bombs,” target police stations, police quarters and the city’s metro stations. This offence was “rather serious,” the court said. How to create a business channel on Telegram? (Tutorial) With the sharp downturn in the crypto market, yelling has become a coping mechanism for many crypto traders. This screaming therapy became popular after the surge of Goblintown Ethereum NFTs at the end of May or early June. Here, holders made incoherent groaning sounds in late-night Twitter spaces. They also role-played as urine-loving Goblin creatures. Click “Save” ; The creator of the channel becomes its administrator by default. If you need help managing your channel, you can add more administrators from your subscriber base. You can provide each admin with limited or full rights to manage the channel. For example, you can allow an administrator to publish and edit content while withholding the right to add new subscribers.
from us


Telegram مجله‌ ادبی-هنری کلمات
FROM American