KALAMAATMAG Telegram 590
🔹️سه شعر از شیرین فرهادی🔹️


🔹️یک

کنار نیامدن با پرده‌ها
به کنار!
در تمام آیینه‌ها
صورتی به آشفتگی شکل داده
چاقوهای سرخ
زمان را قاچ کرده‌اند
کند شده‌ام
و هر چه گوش تیز می‌کنم
سکوت تو
با سکوت مساوی نیست

بند آمده‌ام با کلمات
تو اما تکان نخورده‌ای
از ابرهایی
که در پنجره پنهان کرده‌ام
از غروب غلیظی
که بر سایه‌ات ماسیده

صبح
دوباره پوستت را به یاد می‌آورم
خاک را از صورتت کنار می‌زنم
آیینه را از صورتت کنار می‌زنم

کلمات
در دهان شعر می‌پوسند
و سطرها
از زیبایی‌ات دست می‌کشند.


🔹️دو

فکرهای منقبضم
چروک می‌اندازد روی پوست شب
سنجاب‌ها
بلوط‌ها را ترک می‌کنند
بلوط‌ها جنگل را
و جنگل
دارد یک تنه
زمین را به عقب هل می‌دهد

چقدر لاغر شدن رودخانه
به چشم کشتزار می‌آید

دستم به دردهای زاگرس نمی‌رسد
دستم به شانه‌ی لاله‌های واژگون
دستم به شاخ گوزن‌های مضطرب نمی‌رسد
و دستی
خواب آخرین درنا را پاره می‌کند.


🔹️سه

خانه از غروب خسته‌ی دیگری برمی‌گردد
همه‌ی اتفاق‌ها را چیده‌ام روی میز!
چشمم را روی طرز بستن در می‌بندم
روی شکل نشستن صندلی
‌و تمام شب
با دهان بسته‌ی بطری‌ها حرف می‌زنم

می‌آیی
چیزی به اشیا این خانه اضافه می‌کنی
سایه‌ها سکوت را سر می‌کشند
صداها اما دست نخورده
به دنبال دهان تو می‌گردند
ساعت به گیج‌ترین گوشه خزیده
من وقت را می‌کشم
وقت را می‌کشم
وقت را می‌کشم...

و هر شعری بنویسم
مرده به دنیا می‌آید!

کلمات



tgoop.com/kalamaatmag/590
Create:
Last Update:

🔹️سه شعر از شیرین فرهادی🔹️


🔹️یک

کنار نیامدن با پرده‌ها
به کنار!
در تمام آیینه‌ها
صورتی به آشفتگی شکل داده
چاقوهای سرخ
زمان را قاچ کرده‌اند
کند شده‌ام
و هر چه گوش تیز می‌کنم
سکوت تو
با سکوت مساوی نیست

بند آمده‌ام با کلمات
تو اما تکان نخورده‌ای
از ابرهایی
که در پنجره پنهان کرده‌ام
از غروب غلیظی
که بر سایه‌ات ماسیده

صبح
دوباره پوستت را به یاد می‌آورم
خاک را از صورتت کنار می‌زنم
آیینه را از صورتت کنار می‌زنم

کلمات
در دهان شعر می‌پوسند
و سطرها
از زیبایی‌ات دست می‌کشند.


🔹️دو

فکرهای منقبضم
چروک می‌اندازد روی پوست شب
سنجاب‌ها
بلوط‌ها را ترک می‌کنند
بلوط‌ها جنگل را
و جنگل
دارد یک تنه
زمین را به عقب هل می‌دهد

چقدر لاغر شدن رودخانه
به چشم کشتزار می‌آید

دستم به دردهای زاگرس نمی‌رسد
دستم به شانه‌ی لاله‌های واژگون
دستم به شاخ گوزن‌های مضطرب نمی‌رسد
و دستی
خواب آخرین درنا را پاره می‌کند.


🔹️سه

خانه از غروب خسته‌ی دیگری برمی‌گردد
همه‌ی اتفاق‌ها را چیده‌ام روی میز!
چشمم را روی طرز بستن در می‌بندم
روی شکل نشستن صندلی
‌و تمام شب
با دهان بسته‌ی بطری‌ها حرف می‌زنم

می‌آیی
چیزی به اشیا این خانه اضافه می‌کنی
سایه‌ها سکوت را سر می‌کشند
صداها اما دست نخورده
به دنبال دهان تو می‌گردند
ساعت به گیج‌ترین گوشه خزیده
من وقت را می‌کشم
وقت را می‌کشم
وقت را می‌کشم...

و هر شعری بنویسم
مرده به دنیا می‌آید!

کلمات

BY مجله‌ ادبی-هنری کلمات


Share with your friend now:
tgoop.com/kalamaatmag/590

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

With the administration mulling over limiting access to doxxing groups, a prominent Telegram doxxing group apparently went on a "revenge spree." ZDNET RECOMMENDS How to create a business channel on Telegram? (Tutorial) 2How to set up a Telegram channel? (A step-by-step tutorial)
from us


Telegram مجله‌ ادبی-هنری کلمات
FROM American