KALAMAATMAG Telegram 600
سپس منظومه‌ی «آرش کمانگیر» نخستین بار با مقدمه‌ی محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین) در سال ۱۳۳۸ به چاپ رسید. «آرش کمانگیر»، نخستین منظومه‌ی حماسی است که در ایران به سبک نو و با دیدی نو سروده شده و از این نظر اثری راهگشاست.

این اثر شادابی زنده‌ای دارد که در اندیشه و احساس چنگ می‌اندازد و مخاطب تا پایان نمی‌تواند از تاثیر این کلام سرشار از حقیقت و زیبایی بیرون برود.

«برف می‌بارد؛
برف می‌بارد به روی خار و خاراسنگ
کوه‌ها خاموش، درّه‌ها دلتنگ
راه‌ها چشم‌ انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی‌شد گر ز بام کلبه‌ها دودی،
یا که سوسوی چراغی گر پیامی‌مان نمی‌آورد،
ردّ پاها گر نمی‌افتاد روی جاده‌ها لغزان،
ما چه می‌کردیم در کولاک دل آشفته‌ی دمسرد؟»


با این منظومه‌ بود که نام کسرایی بر سر زبان‌ها افتاد. کسرایی در این منظومه تا آستانه‌ی کمال پیش رفته است و خود را در چارچوب تنگ داستان زندگی نکرده؛ بلکه بیش از داستان‌سرایی و شرح حرکات پهلوانی در تجسّم حال و روح و محیط با بیانی سمبولیک کوشیده است.

می‌توان گفت تعابیر نغزش در نهایت باریک‌اندیشی است و بیان ساده‌اش، شادابی زنده‌ای دارد که در اندیشه و احساس چنگ می‌اندازد.

کسرایی تا سال (۱۳۵۷) شش مجموعه شعر دیگر نیز در ایران منتشر کرد. که از همان آغاز اشعارش با زبانی ساده و آهنگین، با تصاویر و تخیّلی بدیع و مضامینی پرشور و انقلابی او را به عنوان یکی از مهمترین و پر طرفدارترین شاعران نوپرداز در ادبیات معاصر ایران تثبیت کرد.

همچنین وی از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ است و تا سال ۱۳۵۱ یکی از دبیران منتخب این کانون به شمار می‌رفت.

امّا بعدها در سال ۱۳۵۸ هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران تصمیم به اخراج وی به همراه به‌آذین، هوشنگ ابتهاج، فریدون تنکابنی و برومند گرفتند.

این تصمیم نهایتاً به تأیید مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران رسید و منجر به اخراج کل اعضاء توده‌ای، به همراه این پنج تن، از کانون نویسندگان ایران شد.

از طرفی از همان آغازِ مسیر شعر و زندگی، کسرایی با باورهای اجتماعی و سیاس‌اش در هم آمیخته بود. مانند بسیاری از روشنفکرانِ وقت، در جوانی و از دهه‌ی ۲۰، جذبِ حزب توده شد.

سرانجام حزب توده سرکوب شد و با دستگیری گسترده‌ی رهبران و اعضای حزب، کسرایی ناگزیر از ترک وطن شد. وی پنهانی از مرز گذشت و به افغانستان، سپس به شوروی و در نهایت به اتریش رفت.

مهاجرت اجباری گردبادی عظیم در زندگی و شعر کسرایی بود. امّا چاره‌ای جز زیستن و منعطف بودن در دالان‌های پر پیچ‌وخم زندگی نیست، کسرایی نیز در افغانستان در رادیو زحمت‌کشان مشغول به کار شد.

بعد به عضویت کمیته‌ی مرکزی حزب توده درآمد و اینگونه آخرین گامش را در همراهی با حزبی برداشت که تمام زندگی و آرزوهایش با آن گره خورده بود.

امّا تجربه‌ی مهاجرت و عضویت در کمیته‌ی مرکزی، تلخ‌تر از آن بود که شادابی و نشاط کسرایی در برابرش تاب آورد. پس از سال‌ها که اجازه‌ی ترک شوروی را نداشت، با پیگیری خانواده و سازمان‌های حقوق بشری و نیز باز شدن فضا در شوروی راهی اتریش شد.

برای کسرایی که در وطن خویش از روابط اجتماعی بالایی برخوردار بود زیستن در غربت ملال‌آور و اندوه‌بار بود. شاعر روابط اجتماعی گسترده‌ای با چهره‌های ادبی‌ چون: نیما یوشیج، هوشنگ ابتهاج، احمدرضا احمدی، محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین)، نادر نادرپود، فریدون مشیری، شاهرخ مسکوب، مرتضی کیوان، فروغ فرخزاد، ایرج افشار، و ابراهیم یونسی داشت، و این افراد از نزدیکان کسرایی محسوب می‌شدند.

از اوائل دهه ۱۳۴۰ تا اوایل دهه ۱۳۶۰ تقریباً هر روز در دفتر و در خانه‌ی سیاوش کسرایی محافلِ ادبی و دورهمی پابرجا و چراغ شعر روشن بود. امّا بعدها، پس از فراقِ وطن و فقدان ارتباطات ادبی، شاعر به هزار شکل با درون و بیرونِ خویش در تقلّا و مبارزه بود.

«وطن! وطن!
تو سبزِ جاودان بمان که من
پرنده‌ای مهاجرم که از فرازِ باغِ باصفای تو
به دوردستِ مه گرفته پرگشوده‌ام»


همین روحیّه و زیستِ متفاوت و منحصر به فردِ کسرایی موجب خلقِ آثاری متفاوت شد، اسطوره یا به نوعی تلمیح با باستان‌گونه‌گی و تفکّر اسطوره‌ای مهم‌ترین و قاهرترین شیوه‌ی میدانِ دید و اندیشه‌ در اشعار شاعر است.

شاعر سال‌های پایانی عمر خود، یعنی دوازده سال را در غمی غریب و غربتی اجباری گذراند. ردّ پای همین هجران و دلتنگی را می‌توان به وضوح در دفترهای پایانی شاعر مشاهده کرد.

در واقع کسرایی اینگونه اندوه، تنهایی و درد دوری از وطن را در اشعارش ترسیم میکند. اشعاری که برای او به واقع وطن است، و لمسِ جغرافیای وطن..



tgoop.com/kalamaatmag/600
Create:
Last Update:

سپس منظومه‌ی «آرش کمانگیر» نخستین بار با مقدمه‌ی محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین) در سال ۱۳۳۸ به چاپ رسید. «آرش کمانگیر»، نخستین منظومه‌ی حماسی است که در ایران به سبک نو و با دیدی نو سروده شده و از این نظر اثری راهگشاست.

این اثر شادابی زنده‌ای دارد که در اندیشه و احساس چنگ می‌اندازد و مخاطب تا پایان نمی‌تواند از تاثیر این کلام سرشار از حقیقت و زیبایی بیرون برود.

«برف می‌بارد؛
برف می‌بارد به روی خار و خاراسنگ
کوه‌ها خاموش، درّه‌ها دلتنگ
راه‌ها چشم‌ انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی‌شد گر ز بام کلبه‌ها دودی،
یا که سوسوی چراغی گر پیامی‌مان نمی‌آورد،
ردّ پاها گر نمی‌افتاد روی جاده‌ها لغزان،
ما چه می‌کردیم در کولاک دل آشفته‌ی دمسرد؟»


با این منظومه‌ بود که نام کسرایی بر سر زبان‌ها افتاد. کسرایی در این منظومه تا آستانه‌ی کمال پیش رفته است و خود را در چارچوب تنگ داستان زندگی نکرده؛ بلکه بیش از داستان‌سرایی و شرح حرکات پهلوانی در تجسّم حال و روح و محیط با بیانی سمبولیک کوشیده است.

می‌توان گفت تعابیر نغزش در نهایت باریک‌اندیشی است و بیان ساده‌اش، شادابی زنده‌ای دارد که در اندیشه و احساس چنگ می‌اندازد.

کسرایی تا سال (۱۳۵۷) شش مجموعه شعر دیگر نیز در ایران منتشر کرد. که از همان آغاز اشعارش با زبانی ساده و آهنگین، با تصاویر و تخیّلی بدیع و مضامینی پرشور و انقلابی او را به عنوان یکی از مهمترین و پر طرفدارترین شاعران نوپرداز در ادبیات معاصر ایران تثبیت کرد.

همچنین وی از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ است و تا سال ۱۳۵۱ یکی از دبیران منتخب این کانون به شمار می‌رفت.

امّا بعدها در سال ۱۳۵۸ هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران تصمیم به اخراج وی به همراه به‌آذین، هوشنگ ابتهاج، فریدون تنکابنی و برومند گرفتند.

این تصمیم نهایتاً به تأیید مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران رسید و منجر به اخراج کل اعضاء توده‌ای، به همراه این پنج تن، از کانون نویسندگان ایران شد.

از طرفی از همان آغازِ مسیر شعر و زندگی، کسرایی با باورهای اجتماعی و سیاس‌اش در هم آمیخته بود. مانند بسیاری از روشنفکرانِ وقت، در جوانی و از دهه‌ی ۲۰، جذبِ حزب توده شد.

سرانجام حزب توده سرکوب شد و با دستگیری گسترده‌ی رهبران و اعضای حزب، کسرایی ناگزیر از ترک وطن شد. وی پنهانی از مرز گذشت و به افغانستان، سپس به شوروی و در نهایت به اتریش رفت.

مهاجرت اجباری گردبادی عظیم در زندگی و شعر کسرایی بود. امّا چاره‌ای جز زیستن و منعطف بودن در دالان‌های پر پیچ‌وخم زندگی نیست، کسرایی نیز در افغانستان در رادیو زحمت‌کشان مشغول به کار شد.

بعد به عضویت کمیته‌ی مرکزی حزب توده درآمد و اینگونه آخرین گامش را در همراهی با حزبی برداشت که تمام زندگی و آرزوهایش با آن گره خورده بود.

امّا تجربه‌ی مهاجرت و عضویت در کمیته‌ی مرکزی، تلخ‌تر از آن بود که شادابی و نشاط کسرایی در برابرش تاب آورد. پس از سال‌ها که اجازه‌ی ترک شوروی را نداشت، با پیگیری خانواده و سازمان‌های حقوق بشری و نیز باز شدن فضا در شوروی راهی اتریش شد.

برای کسرایی که در وطن خویش از روابط اجتماعی بالایی برخوردار بود زیستن در غربت ملال‌آور و اندوه‌بار بود. شاعر روابط اجتماعی گسترده‌ای با چهره‌های ادبی‌ چون: نیما یوشیج، هوشنگ ابتهاج، احمدرضا احمدی، محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین)، نادر نادرپود، فریدون مشیری، شاهرخ مسکوب، مرتضی کیوان، فروغ فرخزاد، ایرج افشار، و ابراهیم یونسی داشت، و این افراد از نزدیکان کسرایی محسوب می‌شدند.

از اوائل دهه ۱۳۴۰ تا اوایل دهه ۱۳۶۰ تقریباً هر روز در دفتر و در خانه‌ی سیاوش کسرایی محافلِ ادبی و دورهمی پابرجا و چراغ شعر روشن بود. امّا بعدها، پس از فراقِ وطن و فقدان ارتباطات ادبی، شاعر به هزار شکل با درون و بیرونِ خویش در تقلّا و مبارزه بود.

«وطن! وطن!
تو سبزِ جاودان بمان که من
پرنده‌ای مهاجرم که از فرازِ باغِ باصفای تو
به دوردستِ مه گرفته پرگشوده‌ام»


همین روحیّه و زیستِ متفاوت و منحصر به فردِ کسرایی موجب خلقِ آثاری متفاوت شد، اسطوره یا به نوعی تلمیح با باستان‌گونه‌گی و تفکّر اسطوره‌ای مهم‌ترین و قاهرترین شیوه‌ی میدانِ دید و اندیشه‌ در اشعار شاعر است.

شاعر سال‌های پایانی عمر خود، یعنی دوازده سال را در غمی غریب و غربتی اجباری گذراند. ردّ پای همین هجران و دلتنگی را می‌توان به وضوح در دفترهای پایانی شاعر مشاهده کرد.

در واقع کسرایی اینگونه اندوه، تنهایی و درد دوری از وطن را در اشعارش ترسیم میکند. اشعاری که برای او به واقع وطن است، و لمسِ جغرافیای وطن..

BY مجله‌ ادبی-هنری کلمات


Share with your friend now:
tgoop.com/kalamaatmag/600

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

More>> During a meeting with the president of the Supreme Electoral Court (TSE) on June 6, Telegram's Vice President Ilya Perekopsky announced the initiatives. According to the executive, Brazil is the first country in the world where Telegram is introducing the features, which could be expanded to other countries facing threats to democracy through the dissemination of false content. How to Create a Private or Public Channel on Telegram? According to media reports, the privacy watchdog was considering “blacklisting” some online platforms that have repeatedly posted doxxing information, with sources saying most messages were shared on Telegram. Users are more open to new information on workdays rather than weekends.
from us


Telegram مجله‌ ادبی-هنری کلمات
FROM American