tgoop.com/kalamaatmag/601
Last Update:
«دریا! متاب روی
با من سخن بگوی
تو مادر منی، به محبّت مرا ببوی
گرد غریبی از سر و رخسار من بشوی»
همهی ما انسانها در طیفهای مختلف ظاهری و باطنی در مسیرِ زندگی گاه باخته و گاه پیروز بودهایم. لحظاتی سرشار از شادی و سرور و یا ساعتها غریق در اندوه و گریه. سالیانی چون اسبی چالاک سالم و پرشتاب تاختهایم و سالیانی نیز ملول و بیمار زیستهایم. و در نهایت به فراغت نرسیدهایم، که فراغت سرابِ دنیاست. سیاوش کسرایی نیز با تمام فراز و نشیبها همواره دغدغهمند انسان و جامعهی خویش بود.
و در نهایت، شاعرِ آرش کمانگیر نیز پس از سالها تلاش و تکاپو، و گذرانِ لحظههای زندگی در جای جایِ جغرافیای جهان از اصفهان تا وین، از کابل تا مسکو، از «آوا» تا «خون سیاوش»، همپیمان شدنش با مِهری، ردّ بوسههای بیمهابا بر گونههای اشرف و بیبی و مانلی که ارمغانِ واژهی «پدر» شدند، و وطن، و وطن، و وطن، که وطن برای سیاوش تمامی ندارد، که وطن تقلّای او بود در ابراز، در شعر، در اندوه، در اشک، در عشق..
و این هنر رندانهی شعر بود، که او را به تماشا نشست. در واقع تولّدش پرتابِ تیر آرش کمانگیر بود و سرانجام این تیرِ پُرشتاب در ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ بعد از سالها گریز و هجران بر دل زمین آرمید و خستگی از روح و تن دمید، و در انتها زندگی را لاجرعه سر کشید.
«آنان به مرگ وام ندارند
آنان که زندگی را لاجرعه سرکشیدند
آنان که ترس را
تا پشت مرزهای زمان راندند
آنان فراز بام تهوّر
افراشتند نام.»
🔹گرداوری، تالیف و تنظیم: هستی خاوری
🔹فهرست منابع:
۱.شریفی. فیض (شعر زمان ما- سیاوش کسرایی)
۲.در جستوجوی خورشید (به روایت جمشید برزگر)
۳.گفتوگو با بیبی کسرایی (فرزاد حسنی- روز آنلاین)
کلمات
BY مجله ادبی-هنری کلمات
Share with your friend now:
tgoop.com/kalamaatmag/601